جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مشرکان قریش برای آزار واذیت پیامبر دست به چه کارهایی می زدند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مشرکان قریش برای آزار واذیت پیامبر دست به چه کارهایی می زدند؟




    سلام و خسته نباشید

    مشرکان قریش برای آزار واذیت پیامبر دست به چه کارهایی می زدند؟
    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۲۴ در ساعت ۰۲:۴۷

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پست جمع بندی

    پرسش:
    مشرکان قریش برای آزار و اذیت پیامبر دست به چه کارهایی می زدند؟

    پاسخ:
    مرحوم علی دوانی در این رابطه می گوید:
    قريش از سرزنش و آزار و تهديد و تحقير پيغمبر خوددارى نداشتند، و اين را آخرين كارى مى‏ دانستندكه از آن راه كينه و رشك خود را نسبت به آن حضرت فرو نشانند، بدين گونه از وى در دشنام به خدايانشان انتقام بگيرند. گاهى او را ديوانه مى ‏خواندند، و زمانى خاك و خاشاك به سر و رويش مى ‏ريختند. يك روز ساحر و جادوگرش مى ‏دانستند و روز ديگر دروغگو و شاعر و داستان سرا مى ‏پنداشتند.
    ابولهب عمويش خاك و شن به سر و رويش مى ‏پاشيد و زنش «ام جميل‏» او را دشنام مى ‏داد و شب هنگام هيزم و تراشه هاى چوب در سر و راه وى مى‏ ريخت تا به وى صدمه رساند. گاهي در نكوهش وى شعر مى ‏سرودند و در نشستن مردانه و زنانه خود مى‏ خواندند و مى ‏رقصيدند. گاهى نامش را به بدى ياد مى‏ كردند، و مى‏ گفتند او «محمد»و ستوده خصال نيست، بلكه «مذمم‏» است، و زمانى كودكان و بردگان خود را وا مى ‏داشتند تا حضرتش را با سخنان زشت و ناپسند ياد كنند.(1)
    برخی از نمونه های تاریخی این آزار و اذیت عبارت است از:
    1- ابوجهل گفت: آیا محمد در میان شما چهره‌اش را به خاک می‌‌مالد(2) گفتند: بلی. گفت: سوگند به لات و عزی اگر او را ببینم که چنین می‌نماید، پای خود را بر گردن او می‌گذارم و چهره‌اش را با خاک آلوده می‌کنم. آن گاه نزد پیامبر اکرم (صلي الله عليه و سلّم) آمد، در حالی که آن حضرت نماز می‌خواند. او به گمان خود می‌خواست، پای خود را بر گردن پیامبر اکرم (صلي الله عليه و سلّم) بگذارد، اما ناگهان حاضران دیدند که به عقب می‌آید و گویا با دست هایش می‌خواهد از آسیب چیزی خود را مصون بدارد.
    گفتند: تو را چه شده است؟ گفت: میان من و او چاله‌ای از آتش قرار گرفت. بعداً پیامبر اکرم (صلي الله عليه و سلّم) فرمود: اگر به من نزدیک می‌شد، فرشتگان او را پاره پاره می‌کردند.(3)
    2- از ابن مسعود روایت است که گفت: در حالی که پیامبر خدا در کنار کعبه نماز می‌خواند، گروهی از قریش در مجلس خود نشسته بودند. ناگهان یکی از آنها گفت : آیا به این ریا کار نگاه نمی‌کنید؟ کدام یک از شما شکمبه شتری را که بنی فلان کشته‌اند می‌آورد و وقتی او به سجده می‌رود، آن را میان شانه‌هایش می‌گذارد؟ چنانکه بدبخت‌ترین آنها فرستاده شد و وقتی که پیامبر اکرم (صلي الله عليه و سلم) در سجده رفت، آن را میان شانه‌های ایشان گذاشت و رسول خدا بر اثر آن همچنان به حالت سجده باقی ماند. کفار قریش چنان خندیدند که از فرط خنده روی یکدیگر می‌افتادند.
    فردی نزد فاطمه رضی الله عنها رفت. او که هنوز دختری کم سن و سال بود، دوان دوان آمد و شکمبه شتر را از میان شانه‌های رسول خدا برداشت و انداخت و روی به کفار نمود و آن ها را ناسزا گفت. وقتی رسول خدا نماز را تمام کرد، گفت: «بار خدایا! نتیجه این کار قریش را به تو وا می‌گذارم.» تا سه بار این دعا را تکرار کرد. سپس از یکی یکی آنها نام برد : بار خدایا! عمروبن هشام، عتبه بن ربیعه، شیبه بن ربیعه، ولید بن عتبه، امیه بن خلف، عقبه بن ابی معیط و عماره بن ولید را هلاک کن.
    ابن مسعود می‌گوید: به خدا سوگند که همه آنها را در روز بدر دیدم که نقش زمین شده بودند؛ سپس به سوی چاه بدر کشانده می‌شدند و در آن انداخته شدند.(4)
    3- ضرب و شتم آزار و اذیت پیامبر اکرم توسط بزرگان قریش
    روزی سران و اشراف قریش در «حجر» جمع شدند و از پیامبر اکرم (صلي الله عليه و سلّم) سخن به میان آوردند و گفتند: ما تاکنون ندیده‌ایم که کسی به اندازه‌ای که ما در مورد این مرد صبر نموده‌ایم صبر کرده باشد؛ او خردمندان ما را نادان قرار می‌دهد و به خدایان ما ناسزا می‌گوید. ما بر کار بزرگی در مورد او صبر نموده‌ایم. در آن اثنا رسول خدا آمد؛ همه با هم یکباره بر او حمله بردند و می‌گفتند: تو همان کسی هستی که چنین و چنان می‌گویی و آنچه را که پیامبر اکرم (صلي الله عليه و سلّم) در مورد خدایانشان گفته بود، بازگو کردند.
    پیامبر اکرم (صلي الله عليه و سلم) می‌گفت: بلی من چنین گفته‌ام. سپس مردی، پیراهن او را گرفت و کشید. ابوبکر به دفاع از پیامبر اکرم (صلي الله عليه و سلّم) برخاست و گفت: آیا مردی را می‌کشید که می‌گوید: پروردگارم الله است؟!.(5)
    4- آخرین و بزرگ‌ترین آزار قریش این بود که در اواخر دوران مکه برای کشتن پیامبر نقشه کشیدند. آن حضرت در مورد اذیت و آزاری که قریش نسبت به ایشان روا داشته بودند می‌گفت: من در راه خدا، به قدری ترسانده شده‌ام که کسی به این اندازه ترسانده نشده است و به قدری مورد اذیت و آزار قرار گرفته‌ام که هیچ کس به آن اندازه مورد آزار قرار نگرفته است و مدت سی شبانه روز بر من و بلال می‌گذشت که غذای کافی برای سیر کردن شکم خود نداشتیم، مگر غذای ناچیزی که بلال اندوخته بود.(6)
    پیامبر اکرم (صلي الله عليه و سلّم) با اینکه دارای شان و منزلت بزرگی بود، اما از نخستین روزهای دعوت علنی بار سنگین بلا و مشقت و رنج را بر دوش گرفت و از سوی بی‌خردان قریش، مورد اذیت و آزار فراوانی قرار گرفت، به طوری که هر گاه از کنار مجالس آنان می‌گذشت او را مسخره می‌کردند ومی‌گفتند: این پسر ابی کبشه(7) است که از آسمان با او سخن گفته می‌شود و همچنین یکی از آنان وقتی از کنار پیامبر اکرم (صلي الله عليه و سلّم) گذشت با تمسخر می‌گفت: امروز از آسمان برایت سخنی نازل نشده است؟!.(8)
    آزار و اذیت قریش روز به روز بیشتر می شد‏ تا این که قرآن نازل می شود و می فرماید: « ‏وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ‏ ‏فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ‏ ».(9)
    « ‏و ما مي‌دانيم كه سينه‌ات از آنچه مي‌گويند ، تنگ مي‌شود ( و از استهزاء و استهانت و الفاظ شرك‌ آلودشان دلت به هم مي‌آيد ) . ‏‏ پس ( به هنگام هجوم ناراحتي ها و اندوه ها متوسّل به تسبيح و تقديس خدا شو و زبان ) به حمد و ثناي پروردگارت بگشاي و از زمره‌ي سجده‌كنندگان ( و نمازگزاران ) باش».

    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــ
    (1) تاریخ اسلام ازآغاز تا هجرت، ص137.
    (2) یعنی سر به سجده می‌گذارد.
    (3) مسلم، کتاب صفات المنافقین، باب قوله ان الانسان لیطغی، شماره 2797.
    (4) فتح الباری، ج 1، ص 594 – مسلم، ج 3، ص 1418-1420.
    (5) صحیح السیرة النبویه، ابراهیم العزی من طرق اخری، ص 96.
    (6) سنن الترمذی، ج 4، ص 645، صحیحه آلبانی رحمه الله، - صحیح الجامع، ص 5001.
    (7) ابی کبشه پدر رضاعی پیامبر بود.
    (8) الروض الانف، ج 2، ص 33.
    (9) حجر، 97 و 98.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۴/۰۹/۲۶ در ساعت ۱۸:۵۴ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود