جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ولایت تکوینی: جبر یا اختیار

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 13 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ولایت تکوینی: جبر یا اختیار




    سلام به پاسخگویان گرامی همون طور که می دونید در مذهب تشیع، اعتقاد به ولایت تکوینی بعضی پیشوایان اسلامی وجود داره. سوالی که من دارم اینه که در ولایت تکوینی، اختیار ائمه هم دخیل هست یا اینکه جبر مطلق بر این موضوع حکمفرماست؟ به عبارت دیگر، بنابر اعتقاد شیعه، آیا ائمه در مورد استفاده از توانایی هایی که بهشون سپرده شده دارای اختیار اند یا به طور مطلق مجبورند؟ با تشکر


    کارشناس بحث :‌ پاسخگوی اعتقادی 6

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۲۱ در ساعت ۱۷:۱۳

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    در مذهب تشیع، اعتقاد به ولایت تکوینی بعضی پیشوایان اسلامی وجود دارد. سوالی که من دارم این است که در ولایت تکوینی، اختیار ائمه هم دخیل هست یا این که جبر مطلق بر این موضوع حکمفرماست؟ به عبارت دیگر، بنا بر اعتقاد شیعه، آیا ائمه در مورد استفاده از توانایی هایی که به ایشان سپرده شده دارای اختیاراند یا به طور مطلق مجبورند.؟

    پاسخ:
    ولایت تکوینی در اصطلاح یک کمال روحی و معنوي است که در سایه عمل به قوانین الهی و پیمودن راه بندگی و قرب به خداوند متعال در درون انسان پدید می آید
    که سرچشمه کارهاي خارق العاده و تصرف در جهان به اذن الهی می گردد.(1 )

    ولایت تکوینی مقام قرب به اوصاف ربوبیت و تخلق به اخلاق الهی است که ثمره آن تصرف در عوالم است و لذا ولی خدا دارای مقام اسماء الهی و آیات قرآن می باشد.(2)
    از این رو، مقام الهی ایشان که همان مقام ولایت مطلقه است،امری نامحدود و بیرون از مرز امکان است و محدود به هیچ حدی نخواهد شد.(3)

    به این معنای خاص از ولایت در قرآن اشاره شده است: «وَ رَسُولاً إِلى‏ بَني‏ إِسْرائيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ في‏ بُيُوتِكُمْ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين‏»؛ و به رسالت بر بنى اسرائيلش مى‏ فرستد كه: من با معجزه‏اى از پروردگارتان نزد شما آمده‏ ام. برايتان از گل چيزى چون پرنده مى سازم و در آن مى‏ دمم، به اذن خدا پرنده‏ اى شود، و كور مادر زاد را و برص‏ گرفته را شفا مى‏ دهم. و به فرمان خدا مرده را زنده مى‏ كنم. و به شما مى‏ گويم كه چه خورده‏ ايد و در خانه‏ هاى خود چه ذخيره كرده‏ ايد. اگر از مؤمنان باشيد، اين ها براى شما نشانه‏ هاى حقانيت من است.(4)
    آیات قرآن دلالت بر تصرف انبیاء و اولیاء الهی در موجودات جهان به اذن الهی دارد آن چنان که در بدن خودشان تسلط دارند زیرا که جهان به منزله بدن انسان کامل است و همان گونه که نفس بدن را تدبیر می کند ایشان نیز در موجودات جهان تصرف دارند.

    باید توجه داشت که همه این موارد که به ایشان نسبت داده می شود حقیقت است نه مجاز و واقعاً فعل و اراده مستقیم پیامبر است نه فعل مستقیم الهی، همان گونه که در تصرف یوسف در بینایی یعقوب و معجزات موسی و عیسی و سلیمان (علیهم السلام) می بینیم. به طور نمونه شاهد این مطلب اشاره به معجزات حضرت عیسی(علیه السلام)، اعم از خلق کردن، دمیدن روح، شفا دادن و زنده کردن توسط آن حضرت و نسبت دادن این امور به خودش است.

    ولایت تکوینی برای اولیای الهی همانند افعال اختیاری ما برای ماست و نسبت آن به اراده خدا همانند نسبت افعال ارادی ما به اراده خداست یعنی در طول اراده الهی است.
    اما اولیای الهی آن چنان غرق در محبت خدا و دل داده و سر سپرده اراده اویند که جز اراده او اراده نمی کنند و این مقام عصمت آن ها است . پس هر تصرف ولایی که این حضرات در عالم وجود انجام می دهند مطابق اراده الهی و در راستای آن است.
    شاید بتوان گفت که خدا این مقام را به کسی می دهد که با علم ازلی خود می داند که خلاف اراده الهی در عالم عمل نمی کنند و این همان به اذن بودن این ولایت می باشد .

    به عبارت دیگر:
    خدای متعال در عالم تکوین یک سلسله مخلوقات را به گونه­ ای قرار داده که به اراده ما تعلق دارند؛ فرمان و اراده ما تا جایی که مشیت الهی اجازه داده، در آن ها نافذ است. می­ توانیم در آن ها تصرف کنیم شکلشان را تغییر دهیم، گاهی ساختار درونی شان را به هم بزنیم، نظم و روابطشان را تغییر بدهیم و آن ها را در مسیری که می­ خواهیم به کار بگیریم. حتی گاهی اراده­ های ما در انسان های دیگر نفوذ می­ کند و مسیر آن ها را تغییر می­ دهد.
    همان گونه که خدای متعال این ولایت را به نحو جزئیه در عالم به ما داده و رتبه وجودی ما را در منزلتی قرار داده که اراده ما در یک سلسله امور نافذ باشد، در تکوین عالم منزلتی به اولیای معصوم (علیهم السلام )داده که فرمان آن ها بر همه عالم جاری است، آن ها اراده نافذ بر همه هستی دارند، فرمان که می­ دهند همه عالم مجبور به تبعیت هستند، وقتی تصمیم می گیرند اراده شان در عالم به اذن خدا واقع و جاری می­ شود همچنان که اراده خود خدای متعال در همه هستی نافذ است، به اذن خدای متعال اراده ائمه (علیهم السلام) و اولیای معصوم اراده نافذ در همه مخلوقات است. معنی ولایت تکوینی هم همین است.

    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ
    (1) سبحانی، جعفر، ولایت تشریعی و تکوینی در قرآن مجید، چاپ اول، موسسه امام صادق (علیه السلام)، قم، 1382 .
    (2) حسن زاده آملی، حسن، ولایت تکوینی، چاپ دوم، الف. لام. میم، قم، 1384 .
    (3) طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ترجمه باقر موسوي همدانی، چاپ سیزدهم، جامعه مدرسین، قم، 1380
    (4) اعرف/ 196.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۴/۱۲/۲۵ در ساعت ۰۵:۵۳ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود