جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شأن نزول آیات چه تاثیری در فهم قرآن داره ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    91
    تشکر:
    1
    حضور
    8 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شأن نزول آیات چه تاثیری در فهم قرآن داره ؟




    سلام و خسته نباشید

    آیا توجه به شان نزول آیات در فهم قرآن تاثیر داره ؟ ممنون میشم در مورد تاثیرآن توضیح بدید

    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی حدیث 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۲۴ در ساعت ۰۴:۱۳

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=جوشش;589471]سلام و خسته نباشید

    آیا توجه به شان نزول آیات در فهم قرآن تاثیر داره ؟ ممنون میشم در مورد تاثیرآن توضیح بدید

    ممنونم

    ______________________________________
    با صلوات بر محمد وآل محمد
    معنى شأن نزول‏
    شأن نزول يا سبب نزول يعنى جريان يا موضوعى كه موجب نزول يك يا چند آيه شده است، و يا در پاسخ به سؤالى است كه از پيامبر خدا (ص) كرده‏ اند، و يا در توضيح مطلبى آياتى نازل گرديده است. و بدون شك اين سبب همزمان با وحى بوده است. كتب تفسير شأن نزول آيات را در بحث مربوط مورد گفتگو قرار داده‏ اند. البته چنين نيست كه تمام آيات نازل شده بر پيامبر گرامى بايد داراى شأن نزول باشند، بلكه آياتى نيز وجود دارد كه ابتداء و بدون هيچ زمينه قبلى و بدون هيچ انگيزه و موجبى بر رسول اكرم (ص) نازل گرديده است. اين قسم آيات غالبا شامل بيان حوادث امّت هاى گذشته و يا اخبار غيبى و مسائل مربوط به بعث و قيامت و بهشت و دوزخ و افكار و عقايد است.از تعريفى كه در باب شأن نزول كرديم، معلوم مى‏ شود كه آيات قرآنى را مى‏ توان بطور كلى دو قسم كرد:
    قسم اول: آياتى كه به سببى نازل گرديده است و آن سبب انگيزه و موجب نزول آيه شده است و بدون شك اين سبب همزمان با وحى بوده است. اين قسم از آيات همان است كه تفاسير در بحث مربوط به شأن نزول از آنها گفتگو مى‏ كنند.
    قسم دوم: آياتى است كه ابتداء نازل شده است بى‏ آنكه جريانى يا حادثه‏ اى در زمان آن آيات پيش آيد و جريان و حادثه‏ اى اقتضا كند كه آن آيات نازل گردد. اين قسم شامل حوادث امم گذشته است كه قرآن براى بيدار ساختن مردم و انديشه كردن انسانها ضمن آيات ديگر آورده است. همچنين اشاره به خبرهاى غيبى است و نشان دادن وضع و اوضاع بعث و نشور، و اوضاع قيامت و اهل بهشت و دوزخ، و اوصاف اهل بهشت و دوزخ، و داستان بناى كعبه و امثال اينهاست.
    فايده و اهميّت اطّلاع از شأن نزول‏
    آگاهى به شأن نزول آيات اهميّت بزرگى در آشنا شدن به مفهوم آيات و حكمت هاى مختلف در وضع قوانين الهى دارد. زيرا اطّلاع از سبب، موجب اطلاع و آگاهى از مسبّب است. و بدون شك ساخت و تركيب آيه و طريقه تعبير از آن تا حد زيادى مربوط به سبب نزول آن است. مثلا استفهام بوسيله لفظ واحدى است امّا در معانى ديگرى از قبيل تقرير و نفى و غير آن نيز بكار مى‏ رود، و معنى مقصود در كلام فقط به واسطه امور خارجى و قرائن حاليّه فهميده مى‏ شود:
    از مفسّران، آنكه به اسباب نزول آگاه تر بوده فهم دقيق تر و وسيع ترى در تفسير داشته است. چنانكه امير مؤمنان (ع) پس از رسول خدا (ص) آگاه ترين و تواناترين مردم به تفسير قرآن بود. زيرا احاطه‏ اى كه آن حضرت به اسباب و موجبات نزول آيات داشت ديگران نداشتند. او مى‏ فرمايد: و اللّه لم تنزّل آية الّا و انا اعلم فيما نزلت، و فيمن نزلت و اين نزلت: سوگند به خدا كه هيچ آيه‏ اى نازل نشده است مگر آنكه من مى‏ دانم كه در چه موردى و در باره چه كسى يا كسانى و در چه مكانى نازل گرديده است.
    معمّر از وهب بن عبد اللّه و او از ابى طفيل روايت كرده است كه گفت: على را ديدم خطبه مى‏ خواند، و مى‏ فرمود: سلونى فو اللّه لا تسألون عن شيى‏ء الّا اخبركم و سلونى عن كتاب اللّه. فو اللّه ما من آية الّا و انا اعلم ا بليل نزلت ام بنهار، ام في سهل، ام فى جبل «1». از من بپرسيد. قسم به خدا، از هيچ مطلبى نمى‏ پرسيد مگر آنكه به شما اطلاع مى‏ دهم. از من در باره مسائل و حقايق قرآن بپرسيد كه به خدا سوگند هيچ آيه‏ اى نيست مگر آنكه من مى‏ دانم در شب نازل شده است، يا در روز، يا در بيابان نازل شده است يا در كوه.
    بايد گفت كه شناختن زمان و مكان و افراد و ساير اوضاع و شرائط مربوط به‏ هر آيه و هر سوره بزرگترين تأثير را در بررسى دقيق آيات و روشن ساختن مراد و مقصود آيات دارد، و جهل به اين امور موجب مى‏ شود كه در فهم آيات به راه خطا رويم و در نتيجه بر خلاف مقصود و مسير آن امور عمل كنيم.
    مثالهاى زير اهميّت شناخت شأن نزول را براى ما كاملا روشن مى‏ نمايد:
    1- وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ، فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ. إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ« 115/بقره»: مشرق و مغرب از آن خداست. به هر جا كه روى آوريد خدا همان جاست. آفرينش خدا گسترده است و او دانا به خلقت خويش است.
    آنچه از مفهوم الفاظ و ظاهر سياق اين آيه ابتداء به ذهن مى‏ آمد اين است كه نمازگزار مى‏ تواند به هر جهتى كه در سفر يا در وطن باشد نماز بخواند. مشرقها و مغربها همه از آن خداست، و لذا به هر سوئى كه نمازگزار توجّه كند در حقيقت به خداى تعالى توجه كرده است. امّا اين برداشت بر خلاف قول اجماع علماى دين است، و مخالف با آيه ديگر است كه مى‏ فرمايد: فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ «144/بقره» چهره خود را به جانب مسجد الحرام متوجّه كن.
    با آشنائى به سبب نزول روشن مى‏ شود كه آيه اوّل در باره نمازهاى مستحبّى و يا در مورد نمازگزار در حال سوار بودن بر مركب نازل شده است. و مقصود اين است كه اگر در سفر بودى به هر طرف كه نماز گزاردى نمازت را بجا آورده‏ اى. امّا آيه دوّم مربوط به نمازهاى واجب است. و نيز آيه ديگر كه مى‏ فرمايد: وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ. يعنى نمازهاى واجب خودتان را فقط بطرف قبله بجاى آوريد. «150/بقره»
    2- لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا «93/مائده».
    نقل كرده‏ اند كه «عثمان بن مظعون» و «عمرو بن معدي كرب» ابتدا تصوّر مى‏ كردند كه شراب مباح است و همين آيه را براى آن دليل مى‏ آوردند در حالى كه اگر به شأن نزول آن آگاهى داشتند چنين عقيده نادرستى را ابراز نمى‏ كردند.
    توضيح مطلب اينكه: وقتى آيه تحريم شراب و قمار نازل شد، و قرآن اعلام كرد كه شراب خوارى كارى پليد و عمل شيطان است بعض مسلمانان گفتند: آيا در مورد برادرانمان كه از دنيا رفته‏ اند و در زندگيشان شراب مى‏ نوشيدند يا قمار مى‏ كردند چگونه عمل خواهد شد؟ اين آيه نازل گرديد كه:
    لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا «93/مائده»: بر كسانى كه ايمان آورده‏ اند و عمل صالح انجام دادند در آنچه خورده‏ اند گناهى نيست (اگر قبل از آنكه اين حكم به آنها برسد شراب نوشيده‏ اند يا از درآمد قمار خورده‏ اند گناهى ندارند مشروط بر آنكه راه ايمان و تقوى را در پيش گيرند)
    3- إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ. فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما «158/بقر ه»:
    سعى و حركت بين دو كوه صفا و مروه از شعائر خداست. بنا بر اين كسى كه حج خانه خدا و يا عمل عمره انجام مى‏ دهد مانعى براى او نيست كه بر صفا و مروه طواف و سعى كند.
    ظاهر آيه فوق از كسى كه سعى بين صفا و مروه را انجام مى‏ دهد رفع گناه و نفى حرمت مى‏ كند، و مى‏ فرمايد سعى بين صفا و مروه آزاد است و حرام نيست. در ظاهر لفظ آيه اشاره‏ اى ندارد كه حكايت از واجب بودن اين فريضه كند، ولى اين استنباط كسى است كه نسبت به سبب نزول آيه آگاهى ندارد.
    بيان مطلب: بعض اصحاب سعى بين صفا و مروه را براى خود گناهى مى‏ شمردند. «تفسير ابن كثير، ص 199- و گفته‏ اند به لحاظ وجود دو بت بنام «اسأف» بر كوه صفا و «نائلة» بر كوه مروه بوده است كه در زمان جاهليّت آن دو را مورد پرستش قرار مى‏دادند.» به اين عنوان كه عمل دوران جاهليّت بوده است. لذا آيه مذكور نازل شد تا از يك طرف اين انديشه را نفى كند، و از طرف ديگر اعلام نمايد كه سعى صفا و مروه از جمله شعائر خداست. با اين بيان مى‏ فهميم كسى كه سبب نزول اين آيه را نداند مقصود واقعى قرآن را از اين روش تعبير متوجه نمى‏ شود، و در نتيجه از وجوب سعى بين صفا و مروه هم بى‏ اطلاع خواهد بود، و آن را در مورد كسى كه اين وظيفه را مى‏ خواهد انجام دهد مباح مى‏ شمارد.
    ابن عباس گويد بى‏ ميلى مسلمانان به طواف بين صفا و مروه به جهت وجود دو بتى بود كه اعراب جاهلى معتقد به آنها بودند لذا خداى تعالى فرمود: إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ ...
    مى‏ فرمايد طواف بين صفا و مروه از شعارهاى دين است، و از امورى است كه خداى تعالى جزء مناسك حج به آن امر كرده است. «لدّر المنثور، ج 1 ص 70»
    از اين نمونه‏ ها مى‏ توان فايده و اهميت آشنائى با شأن نزول آيات را در امور زير خلاصه كرد:
    اوّل: آگاهى از حكمت آيه، حكمتى كه باعث و عامل تشريع حكم بوده است.
    دوّم: اطلاع بر معنى مقصود آيه
    سوّم: شناختن آيه وقتى كه لفظ آن عامّ است و دليل بر تخصيص آن وجود دارد.
    چهارم: شأن نزول آيات دليل روشن و قاطعى است بر معجز بودن قرآن و اينكه آيات قرآن عبارات پيش ساخته يك بشر نمى‏ تواند باشد. زيرا كجا يك بشر آن احاطه علمى را دارد كه در پاسخ يك سؤال مهمّ و دقيق يا به مناسبت يك حادثه و جريان كه تازه اتفاق افتاده است فورا حقايق و مطالب مربوط به آن را دقيق و كامل و در سطح جهانى بيان كند. اين كار از قدرت يك بشر بلكه تمام بشر خارج است.
    _____________________________________

    آشنايى با علوم قرآنى(رادمنش)، ص: 119


    التماس دعا




  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پست جمع بندی موضوع

    پرسش:
    سلام و خسته نباشید
    آیا توجه به شان نزول آیات در فهم قرآن تاثیر داره ؟ ممنون میشم در مورد تاثیرآن توضیح بدید.

    پاسخ:
    با سلام وعرض ادب به شما پرسشگر گرامی
    در پاسخ شما باید عرض کنم که شأن نزول يا سبب نزول يعنى جريان يا موضوعى كه موجب نزول يك يا چند آيه شده است، و يا در پاسخ به سؤالى است كه از پيامبر خدا (ص) كرده‏ اند، و يا در توضيح مطلبى آياتى نازل گرديده است. و بدون شك اين سبب همزمان با وحى بوده است. كتب تفسير شأن نزول آيات را در بحث مربوط مورد گفتگو قرار داده‏ اند. البته چنين نيست كه تمام آيات نازل شده بر پيامبر گرامى بايد داراى شأن نزول باشند، بلكه آياتى نيز وجود دارد كه ابتداء و بدون هيچ زمينه قبلى و بدون هيچ انگيزه و موجبى بر رسول اكرم (ص) نازل گرديده است. اين قسم آيات غالبا شامل بيان حوادث امّت هاى گذشته و يا اخبار غيبى و مسائل مربوط به بعث و قيامت و بهشت و دوزخ و افكار و عقايد است.از تعريفى كه در باب شأن نزول كرديم، معلوم مى‏ شود كه آيات قرآنى را مى‏ توان بطور كلى دو قسم كرد:
    قسم اول: آياتى كه به سببى نازل گرديده است و آن سبب انگيزه و موجب نزول آيه شده است و بدون شك اين سبب همزمان با وحى بوده است. اين قسم از آيات همان است كه تفاسير در بحث مربوط به شأن نزول از آنها گفتگو مى‏ كنند.
    قسم دوم: آياتى است كه ابتداء نازل شده است بى‏ آن كه جريانى يا حادثه‏ اى در زمان آن آيات پيش آيد و جريان و حادثه‏ اى اقتضا كند كه آن آيات نازل گردد. اين قسم شامل حوادث امم گذشته است كه قرآن براى بيدار ساختن مردم و انديشه كردن انسان ها ضمن آيات ديگر آورده است. هم چنين اشاره به خبرهاى غيبى است و نشان دادن وضع و اوضاع بعث و نشور، و اوضاع قيامت و اهل بهشت و دوزخ، و اوصاف اهل بهشت و دوزخ، و داستان بناى كعبه و امثال اينهاست.
    فايده و اهميّت اطّلاع از شأن نزول‏
    آگاهى به شأن نزول آيات اهميّت بزرگى در آشنا شدن به مفهوم آيات و حكمت هاى مختلف در وضع قوانين الهى دارد. زيرا اطّلاع از سبب، موجب اطلاع و آگاهى از مسبّب است. و بدون شك ساخت و تركيب آيه و طريقه تعبير از آن تا حد زيادى مربوط به سبب نزول آن است. مثلا استفهام بوسيله لفظ واحدى است امّا در معانى ديگرى از قبيل تقرير و نفى و غير آن نيز بكار مى‏ رود، و معنى مقصود در كلام فقط به واسطه امور خارجى و قرائن حاليّه فهميده مى‏ شود:
    از مفسّران، آن كه به اسباب نزول آگاه تر بوده فهم دقيق تر و وسيع ترى در تفسير داشته است. چنان كه امير مؤمنان (ع) پس از رسول خدا (ص) آگاه ترين و تواناترين مردم به تفسير قرآن بود. زيرا احاطه‏ اى كه آن حضرت به اسباب و موجبات نزول آيات داشت ديگران نداشتند. او مى‏ فرمايد: «و اللّه لم تنزّل آية الّا و انا اعلم فيما نزلت، و فيمن نزلت و اين نزلت؛ سوگند به خدا كه هيچ آيه‏ اى نازل نشده است مگر آن كه من مى‏ دانم كه در چه موردى و در باره چه كسى يا كسانى و در چه مكانى نازل گرديده است.»
    معمّر از وهب بن عبد اللّه و او از ابى طفيل روايت كرده است كه گفت: على را ديدم خطبه مى‏ خواند، و مى‏ فرمود:« سلونى فو اللّه لا تسألون عن شيى‏ء الّا اخبركم و سلونى عن كتاب اللّه. فو اللّه ما من آية الّا و انا اعلم ا بليل نزلت ام بنهار، ام في سهل، ام فى جبل؛ از من بپرسيد. قسم به خدا، از هيچ مطلبى نمى‏ پرسيد مگر آن كه به شما اطلاع مى‏ دهم. از من در باره مسائل و حقايق قرآن بپرسيد كه به خدا سوگند هيچ آيه‏ اى نيست مگر آن كه من مى‏ دانم در شب نازل شده است، يا در روز، يا در بيابان نازل شده است يا در كوه.»(1)
    بايد گفت كه شناختن زمان و مكان و افراد و ساير اوضاع و شرائط مربوط به‏ هر آيه و هر سوره بزرگترين تأثير را در بررسى دقيق آيات و روشن ساختن مراد و مقصود آيات دارد، و جهل به اين امور موجب مى‏ شود كه در فهم آيات به راه خطا رويم و در نتيجه بر خلاف مقصود و مسير آن امور عمل كنيم.
    مثال هاى زير اهميّت شناخت شأن نزول را براى ما كاملا روشن مى‏ نمايد:
    1-«وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ، فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ. إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ؛ مشرق و مغرب از آن خداست. به هر جا كه روى آوريد خدا همان جاست. آفرينش خدا گسترده است و او دانا به خلقت خويش است.»(2)
    آنچه از مفهوم الفاظ و ظاهر سياق اين آيه ابتداء به ذهن مى‏ آمد اين است كه نمازگزار مى‏ تواند به هر جهتى كه در سفر يا در وطن باشد نماز بخواند. مشرق ها و مغرب ها همه از آن خداست، و لذا به هر سوئى كه نمازگزار توجّه كند در حقيقت به خداى تعالى توجه كرده است. امّا اين برداشت بر خلاف قول اجماع علماى دين است، و مخالف با آيه ديگر است كه مى‏ فرمايد:«فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ؛ چهره خود را به جانب مسجد الحرام متوجّه كن.»(3)
    با آشنائى به سبب نزول روشن مى‏ شود كه آيه اوّل در باره نمازهاى مستحبّى و يا در مورد نمازگزار در حال سوار بودن بر مركب نازل شده است. و مقصود اين است كه اگر در سفر بودى به هر طرف كه نماز گزاردى نمازت را بجا آورده‏ اى. امّا آيه دوّم مربوط به نمازهاى واجب است. و نيز آيه ديگر كه مى‏ فرمايد:« وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ؛ يعنى نمازهاى واجب خودتان را فقط بطرف قبله بجاى آوريد.» (4)

    2- « لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا؛بر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند، گناهى در آن چه [قبلًا] خورده‏اند نيست.»(5)
    نقل كرده‏ اند كه «عثمان بن مظعون» و «عمرو بن معدي كرب» ابتدا تصوّر مى‏ كردند كه شراب مباح است و همين آيه را براى آن دليل مى‏ آوردند در حالى كه اگر به شأن نزول آن آگاهى داشتند چنين عقيده نادرستى را ابراز نمى‏ كردند.
    توضيح مطلب اين كه: وقتى آيه تحريم شراب و قمار نازل شد، و قرآن اعلام كرد كه شراب خوارى كارى پليد و عمل شيطان است بعض مسلمانان گفتند: آيا در مورد برادرانمان كه از دنيا رفته‏ اند و در زندگيشان شراب مى‏ نوشيدند يا قمار مى‏ كردند چگونه عمل خواهد شد؟ اين آيه نازل گرديد كه:«لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا؛بر كسانى كه ايمان آورده‏ اند و عمل صالح انجام دادند در آن چه خورده‏ اند گناهى نيست (اگر قبل از آن كه اين حكم به آن ها برسد شراب نوشيده‏ اند يا از درآمد قمار خورده‏ اند گناهى ندارند مشروط بر آن كه راه ايمان و تقوى را در پيش گيرند).
    3- إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ. فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما؛در حقيقت، «صفا» و «مروه» از شعاير خداست [كه يادآور اوست‏] پس هر كه خانه [خدا] را حج كند، يا عمره گزارد، بر او گناهى نيست كه ميان آن دو سعى به جاى آورد.»(6)
    ظاهر آيه فوق از كسى كه سعى بين صفا و مروه را انجام مى‏ دهد رفع گناه و نفى حرمت مى‏ كند، و مى‏ فرمايد سعى بين صفا و مروه آزاد است و حرام نيست. در ظاهر لفظ آيه اشاره‏ اى ندارد كه حكايت از واجب بودن اين فريضه كند، ولى اين استنباط كسى است كه نسبت به سبب نزول آيه آگاهى ندارد.
    بيان مطلب: بعض اصحاب سعى بين صفا و مروه را براى خود گناهى مى‏ شمردند.(7)و گفته‏ اند به لحاظ وجود دو بت بنام «اسأف» بر كوه صفا و «نائلة» بر كوه مروه بوده است كه در زمان جاهليّت آن دو را مورد پرستش قرار مى‏ دادند. به اين عنوان كه عمل دوران جاهليّت بوده است. لذا آيه مذكور نازل شد تا از يك طرف اين انديشه را نفى كند، و از طرف ديگر اعلام نمايد كه سعى صفا و مروه از جمله شعائر خداست. با اين بيان مى‏ فهميم كسى كه سبب نزول اين آيه را نداند مقصود واقعى قرآن را از اين روش تعبير متوجه نمى‏ شود، و در نتيجه از وجوب سعى بين صفا و مروه هم بى‏ اطلاع خواهد بود، و آن را در مورد كسى كه اين وظيفه را مى‏ خواهد انجام دهد مباح مى‏ شمارد.
    ابن عباس گويد بى‏ ميلى مسلمانان به طواف بين صفا و مروه به جهت وجود دو بتى بود كه اعراب جاهلى معتقد به آن ها بودند لذا خداى تعالى فرمود:«إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ ...»مى‏ فرمايد طواف بين صفا و مروه از شعارهاى دين است، و از امورى است كه خداى تعالى جزء مناسك حج به آن امر كرده است.(8)

    از اين نمونه‏ ها مى‏ توان فايده و اهميت آشنائى با شأن نزول آيات را در امور زير خلاصه كرد:
    اوّل: آگاهى از حكمت آيه، حكمتى كه باعث و عامل تشريع حكم بوده است.
    دوّم: اطلاع بر معنى و مقصود آيه .
    سوّم: شناختن آيه وقتى كه لفظ آن عامّ است و دليل بر تخصيص آن وجود دارد.
    چهارم: شأن نزول آيات دليل روشن و قاطعى است بر معجز بودن قرآن و اين كه آيات قرآن عبارات پيش ساخته يك بشر نمى‏ تواند باشد. زيرا كجا يك بشر آن احاطه علمى را دارد كه در پاسخ يك سؤال مهمّ و دقيق يا به مناسبت يك حادثه و جريان كه تازه اتفاق افتاده است فورا حقايق و مطالب مربوط به آن را دقيق و كامل و در سطح جهانى بيان كند. اين كار از قدرت يك بشر بلكه تمام بشر خارج است.

    پی نوشت:
    1) آشنايى با علوم قرآنى(رادمنش)، ص: 119.
    2) سوره بقره/115.

    3) سوره بقره/144.
    4) سوره بقره/ 144.
    5) سوره مائده/93.
    6) سوره بقره/158.
    7) تفسير ابن كثير، ص 199.
    8) الدر المنثور في تفسير المأثور، ج‏1، ص:159.


    ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۳/۱۱/۱۷ در ساعت ۰۵:۴۰

  6. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود