جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اگر خداوند بندگان را براى عبوديت آفريده است پس چرا گروهى راه كفر را پیش می گیرند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    138
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اگر خداوند بندگان را براى عبوديت آفريده است پس چرا گروهى راه كفر را پیش می گیرند؟




    سلام و عرض ادب

    اگر خداوند بندگان را براى عبوديت آفريده است پس چرا گروهى راه كفر را پیش می گیرند؟
    ممنونم



    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 4

    ویرایش توسط طاهر : ۱۳۹۱/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۸:۲۸ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو
    لازمه رهایی از جهل و رسیدن به معرفت دانائی ست
    لازمه دانائی کسب علم و آگاهی ست
    لازمه کسب علم و آگاهی پرسش است
    از این روست که زیاد می پرسم
    تا از نادانسته هایم بکاهم و به دانسته هایم بیافزایم

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    220
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلوا نمایش پست
    اگر خداوند بندگان را براى عبوديت آفريده است پس چرا گروهى راه كفر را پیش می گیرند؟
    باسلام و احترام خدمت جناب سلوا
    درست است که هدف از خلقت، عبودیت است، اما هدف خداوند، رسیدن به مقام عبودیت بندگان از طریق انتخاب و اختیار استنه با جبر، و چون آدمی در این دنیا قدرت انتخاب و اختیار دارد، لذا گروهی با عقل و تدبیرِ خود و تبعیت از رسولان الهی، سرِ اطاعت پیش گرفته و از جمله ی بندگان واقعی خدا به حساب می آیند و بعضی از افراد نیز با سوء اختیار خود و تبعیت از هوا و هوس، از اطاعت الهی سرپیچی می کنند و جزء کافران محسوب می شوند. به خاطر این امر، رسیدن به مقام عبودیت، اجباری نیست، بلکه اختیاری است، لذا خداوند متعال می فرماید: «إنا هدیناه السبیل إما شاکرا و إما کفورا»(سوره انسان، آیه 3) ما راه را به انسان نشان دادیم، خواه شاکر باشد و خواه کافرشود.
    این آیه دلالت بر اختیار دارد که ما راه خیر و شر را به او نشان داده ایم و انتخاب با خودِ اوست.


  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    62
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 8 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و عرض ادب

    چرا اطاعت از امر خداوند اجباری است؟ مگر گفته نشده دردین هیچ اکراهی نیست؟

    کلا فلسفه اطاعت اجباری عبد از معبود را برایم شرح دهید.
    با تشکر
    قسم به قلم و آنچه می نویسد.

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    220
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ویان نمایش پست
    سلام و عرض ادب

    چرا اطاعت از امر خداوند اجباری است؟ مگر گفته نشده دردین هیچ اکراهی نیست؟

    کلا فلسفه اطاعت اجباری عبد از معبود را برایم شرح دهید.
    با تشکر
    باسلام و احترام خدمت شما دوست گرامی
    این که در قرآن آمده «لا اکراه فی الدین» (اجبار و کراهتی در دین نیست) به این منظور است که هیچ کسی نمی تواند دیگری را بر عقیده ای اجبار کند که مثلا تو باید در قلبت خدا را قبول داشته باشی، اسلام را باید بپذیری. بلکه باید خودِ طرف، ایمان بیاورد و با دلِ خود قبول کند، هیچگاه نمی توان یک اعتقاد را به زور در قلبِ دیگری جای داد. این آیه فقط به این معناست.
    شما هیچ وقت به کسی نمی توانی بگویی، مثلا مادرت را دوست داشته باش. او باید خودش این محبت را ایجاد کرده باشد. اما اگر واقعا مادرش را دوست ندارد (مادر مسلمان و مادر وظیفه شناس را می گوییم) باید از او پرسید که چرا او را دوست نداری و چه کرده ای که به این حالت رسیدی، و دشمن مادرِ خود شده ای، حتی چنین کسی به خاطر چنین عقیده باطلی که دارد مورد تردِ جامعه واقع می شود و این عوارض ذاتی عملِ اوست. در مسائل دینی هم همینطور است کسی را اکراه و اجبار نمی کنند، اما از این جهت که مسائل دین، بر معیار یک سری واقعیتها و حقایق، تدوین شده است، مخالفت با آنها عوارض ذاتیِ خود را دارد. مثلا اگر کسی ظلم کرد، اینطور نیست که روح سالمی برایش باقی بماند، بلکه این روح، شیطانی شده و تنها با آتش پاک می شود. ما به هیچ کس نمی توانیم زور کنیم که دستت را روی آتش نگیر، ولی اگر او خودش این کار را کرد، بالاخره خاصیت آتش این است که ذاغ است و می سوزاند، لذا دستش می سوزد. سوزش دستِ او به خاطر این نیست که ما گفتیم، دستت را سمت آتش نبر و او را اکراه کرده ایم، بلکه سوزش دست به خاطر این است که آتش سوزاننده است.
    امیدوارم منظور، رسیده باشد.


  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    62
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 8 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اخلاقی 4 نمایش پست
    ما به هیچ کس نمی توانیم زور کنیم که دستت را روی آتش نگیر، ولی اگر او خودش این کار را کرد، بالاخره خاصیت آتش این است که ذاغ است و می سوزاند، لذا دستش می سوزد. سوزش دستِ او به خاطر این نیست که ما گفتیم، دستت را سمت آتش نبر و او را اکراه کرده ایم، بلکه سوزش دست به خاطر این است که آتش سوزاننده است.
    سلام و عرض ادب و احترام
    با تشکر فراوان از توضیحات خوب شما
    فکر میکنم منظورتان این بود که به صلاح و مصلحت خودمان است که به دستورات خداوند عمل کنیم چون حتما حکمتی دارد که عمل به آن به نفع ماست.
    ولی در نهایت وقتی کسی به دستورات خداوند عمل کرد به بهشت می رود (بالاترین حد پاداشی که میگیرد)
    حالا فرضا کسی نخواست به بهشت برود چرا خداوند میگوید اگر از دستور پیامبر و خدا رویگردان شدید کافرید؟ چه اصراری است که به اجبار کسی را به بهشت فرستاد و برای رسیدن به این هدف او را تهدید به کافر شدن کرد؟
    منظورم کسی نیست که باعث انحراف جامعه شود و کفرش تبعات اجتماعی داشته باشد.
    منظورم شخصی است که مثلا روزه نمیگیرد و به جز خودش کسی نمیداند. خوب ضرر این کار فقط به خودش می رسد نه کس دیگری و هیچ تبلیغی برای بی دینی هم نیست. پس چرا خداوند در قرآن چنان چیزی گفته؟
    با تشکر
    قسم به قلم و آنچه می نویسد.

  10. تشکر


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    220
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ویان نمایش پست
    منظورم شخصی است که مثلا روزه نمیگیرد و به جز خودش کسی نمیداند. خوب ضرر این کار فقط به خودش می رسد نه کس دیگری و هیچ تبلیغی برای بی دینی هم نیست. پس چرا خداوند در قرآن چنان چیزی گفته؟
    باسلام خدمت شما دوست عزیز
    عرض کردم، این شخص هم که فرمودید، شامل همان برنامه می شود. یعنی خدا نمی خواهد او را به آتش بیندازد، ولی او کاری کرده که بازتابش آتش است، نه این که خدا دوست داشته باشد او را به آتش بیندازد. به عبارتی اثرِ وضعیه گناه، آتش است. اثرِ گناه، چنین خلق شده است وقبلا هم خدا راهنمایی کرده است که هواستان باشد، فلان گناه، فلان اثر مخرب را دارد، نه این که خدا سر راه بندگانش نشسته باشد و بخواهد مچ آنها را بگیرد. شاید بتوان اینطور مثال زد که اگر کسی یک میخ بردارد و به چشمِ خود فرو ببرد، نتیجه اش این است که تا آخر عمر کور خواهد ماند. آیا این شخص می تواند به خدا بگوید: خدایا حالا ما یه غلطی کردیم، باید ما را تا آخر عمر کور کنی؟
    کور شدن، اثر فرو کردن میخ در چشم است، نه این که خدا به خاطر عملِ این شخص، در همان لحظه، بینایی را تا آخر عمر از او گرفته باشد تا جزای عملش باشد، نه، بلکه نابینایی اثر تکوینی آسیب رساندن شدید به چشم است، همینطور است آثار وضعیه اعمال انسان. اثر گناه، آتش است، از الان خدا به همه خبر داده، طرف آتش نروید، اینجا پرتگاه است، نه تنها خبر داده، بلکه کنترل کننده هایی از درون و بیرون برای ما قرار داده که بتوانیم خودمان را کنترل کنیم، همچنین میل ما را به بهشت قرار داده و از آتش بی زار کرده است، هیچ کسی نمی تواند بگوید من جهنم را دوست دارم و از رفتن به بهشت خوشم نمی آید.


  12. تشکر


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    220
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    چرا اطاعت از امر خداوند اجباری است؟ مگر گفته نشده در دین هیچ اکراهی نیست؟ کلا فلسفه اطاعت اجباری عبد از معبود را برایم شرح دهید.


    پاسخ:
    این که در قرآن آمده «لا اکراه فی الدین» (اجبار و کراهتی در دین نیست) به این منظور است که هیچ کسی نمی تواند دیگری را بر عقیده ای اجبار کند که مثلا تو باید در قلبت خدا را قبول داشته باشی، اسلام را باید بپذیری. بلکه باید خودِ طرف، ایمان بیاورد و با دلِ خود قبول کند، هیچگاه نمی توان یک اعتقاد را به زور در قلبِ دیگری جای داد. این آیه فقط به این معناست.

    شما هیچ وقت به کسی نمی توانید بگویید، مادرت را دوست داشته باش. او باید خودش این محبت را ایجاد کرده باشد. اما اگر واقعا مادرش را دوست ندارد (مادر مسلمان و مادر وظیفه شناس را می گوییم) باید از او پرسید که چرا او را دوست نداری و چه کرده ای که به این حالت رسیدی، و دشمن مادرِ خود شده ای، حتی چنین کسی به خاطر چنین عقیده باطلی که دارد مورد تردِ جامعه واقع می شود و این عوارض ذاتی عملِ اوست.

    در مسائل دینی هم همینطور است کسی را اکراه و اجبار نمی کنند، اما از این جهت که مسائل دین، بر معیار یک سری واقعیت ها و حقایق، تدوین شده است، مخالفت با آنها عوارض ذاتیِ خود را دارد. مثلا اگر کسی ظلم کرد، اینطور نیست که روح سالمی برایش باقی بماند، بلکه این روح، شیطانی شده و تنها با آتش پاک می شود. ما به هیچ کس نمی توانیم زور کنیم که دستت را روی آتش نگیر، ولی اگر او خودش این کار را کرد، بالاخره خاصیت آتش این است که داغ است و می سوزاند، لذا دستش می سوزد. سوزش دستِ او به خاطر این نیست که ما گفتیم، دستت را سمت آتش نبر و او را اکراه کرده ایم، بلکه سوزش دست به خاطر این است که آتش سوزاننده است.
    یعنی خدا نمی خواهد او را به آتش بیندازد، ولی او کاری کرده که بازتابش آتش است، نه این که خدا دوست داشته باشد او را به آتش بیندازد. به عبارتی اثرِ وضعی گناه، آتش است. اثرِ گناه، چنین خلق شده است و قبلا هم خدا راهنمایی کرده است که هواستان باشد، فلان گناه، فلان اثر مخرب را دارد، نه این که خدا سر راه بندگانش نشسته باشد و بخواهد مچ آنها را بگیرد. شاید بتوان اینطور مثال زد که اگر کسی یک میخ بردارد و به چشمِ خود فرو ببرد، نتیجه اش این است که تا آخر عمر نابینا خواهد شد. آیا این شخص می تواند به خدا بگوید: خدایا حالا ما یک غلطی کردیم، باید ما را تا آخر عمر نابینا کنی؟

    کور شدن، اثر فرو کردن میخ در چشم است، نه این که خدا به خاطر عملِ این شخص، در همان لحظه، بینایی را تا آخر عمر از او گرفته باشد تا جزای عملش باشد، نه، بلکه نابینایی اثر تکوینی آسیب رساندن شدید به چشم است، همینطور است آثار وضعیه اعمال انسان. اثر گناه، آتش است، از الان خدا به همه خبر داده، طرف آتش نروید، اینجا پرتگاه است، نه تنها خبر داده، بلکه کنترل کننده هایی از درون و بیرون برای ما قرار داده که بتوانیم خودمان را کنترل کنیم، همچنین میل ما را به بهشت قرار داده و از آتش بیزار کرده است، هیچ کسی نمی تواند بگوید من جهنم را دوست دارم و از رفتن به بهشت خوشم نمی آید.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۵/۲۲ در ساعت ۰۶:۲۸ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  14. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود