صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا دفن بعضی از وسایل همراه بامرده در کم شدن عذاب متوفی اثر دارد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    82
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا دفن بعضی از وسایل همراه بامرده در کم شدن عذاب متوفی اثر دارد؟




    سلام بعضي افراد وصيت مي كنند كه بعضي وسايل شخصي شون رو بعد از مرگ در كنار جنازه دفن كنند آيا اين كار صحيح است؟ و آيا مثلا دستمالي كه شخص با آن اشك براي امام حسين (ع) رو پاك كرده ميتونه در كم شدن عذابش موثر باشه؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 6

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۲۶ در ساعت ۰۲:۴۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    درباره اینکه همراه میت اشیائی دفن شود در روایات مواردی داریم که این عمل را تایید می کند و حتی اثراتی برای آن بیان شده است . اما این که ما هر چه را که به نظرمان رسید که می تواند این تاثیر را داشته باشد قابل تامل است.
    حداقل چیزی که از روایات و سیره اهلبیت کشف می شود این است که برخی از چیز ها می تواند در قبر به میت در تقلیل عذاب و فشار قبر کمک کند .
    اگر ما این ها را در سیره علما نیز دنبال کنیم دامنه آن گسترده تر خواهد شد .در زیر به برخی از روایات و سیره علما در این باب می پردازیم:
    1.تربت امام حسین:
    سيد بن‌ طاووس‌ در «فلاح‌ السائل‌»به‌ اين‌ موضوع‌ تصريح‌ فرموده‌ و مي‌گويد: «ويجعل‌ معه‌ شيئا من‌ تربة‌ الحسين‌(علیه السلام) فقد روي‌ انه‌ امان‌ و المنزل‌ مهول‌ يحتاج‌ الي‌التوصل‌ والسلامه‌ منه‌ بغايه‌ الامكان‌» و با ميت‌ مقداري‌ از تربت‌ حسين‌(علیه السلام) قرار داده‌مي‌شود. روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ آن‌ امان‌ است‌ و منزل‌ (قبر) ترسناك‌ است‌ كه‌ محتاج‌ رهايي ‌و سلامت‌ از آن‌ به‌ حد امكان‌ است‌.
    رواياتي‌ نيز در اين‌ زمينه‌ وارد شده‌ است‌؛ از جمله‌ روايت‌ جعفر بن‌ عيسي‌ ازحضرت‌ ابا الحسن‌(علیه السلام)،امام رضا (ع) است‌ كه‌ مي‌فرمايد: «ما علي‌ احدكم‌ اذا دفن‌ الميت‌ و وسده‌بالتراب‌ ان‌ يضع‌ مقابل‌ و جهه‌ لبنة‌ من‌ طين‌ الحسين‌(علیه السلام) ولايضعها تحت‌ رأسه‌؛ بر احدي‌از شما چه‌ اشكال‌ دارد وقتي‌ ميت‌ را دفن‌ كرد و با خاك‌ او را پوشاند در مقابل‌ صورتش‌آجري‌ از تربت‌ حسين‌ را بگذارد؟! و آن‌ را زير سرش‌ قرار دهد؟؟»(1)
    شيخ‌ عباس‌ قمي‌ نيز مي‌فرمايد: «... فوايد تربت‌ شريفه‌ آن‌ حضرت‌ بسيار است‌ ازجمله‌ آن‌ كه‌ مستحب‌ است‌ با ميت‌ در قبر گذاشتن‌ و كفن‌ را با آن‌ نوشتن‌ و سجده‌ كردن‌ برآن‌ و...»(2)
    در باب آداب کفن و دفن در کتاب شریف وسایل الشیعه داستانی آمده است که به صورت مختصر در زیر می آوریم:
    در زمان امام صادق زنی مرتکب عمل زنا شد و از آن بچه دار شد بعد از به دنیا آوردن برای رسوا نشدن در میان قوم بچه را سوزاند . پس از چند روزی مرد هر چه او را به خاک می سپردند خاک او را قبول نمی کرد( او را پس می زد) امام صادق دستور دادند که درون قبر او مقداری تربت کربلا بریزند این کار را کردند قبر آن زن را قبر او را در بر گرفت .(3)

    2.کفن کردن میت در لباسی که در آن طواف کرده و قرار دادن لباس نماز وی در کفن او:
    در روایات زیادی آمده است که مستحب است که میت را در لباس عبادتش به خاک بسپارند
    عن ابی جعفر(ع):اذا اراد ان تکفنه فان استطعت ان یکون فی کفنه ثوب کان یصلی فیه.
    عن ابی عبدالله (ع):کان ثوبا رسول الله اللذان احرم فیهما یمانیین عبری و اظفار و فیهما کفن.
    امام صادق فرمودند :پیامبر در لباس احرام خویش کفن شد(4)

    3.قرار دادن جریدتین خضراوین (دو تکه چوب تازه سبز) همراه میت
    عن زراره قال : قلت لابی جعفر:ارایت المیت اذا مات لم تجعل معه جریده؟
    فقال(ع): یتجافی عنه العذاب و الحساب ما دام العود رطبا....ولا حساب بعد جفوفهما انشاء الله
    زراره می گوید از امام باقر در باره دو چوب تر همراه میت سوال کردم فرمود:
    تا زمانی که این دو چوب خشک نشده اند عذاب از او برداشته می شود و وقتی هم که خشک شدن انشاء الله بر او عذابی نیست.(5)


    ادامه دارد....

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4.لباس پیامبر کفن فاطمه بنت اسد
    فی حدیث وفات فاطمه بنت اسد ام امیر المومنین(ع) قال : قال النبی (ص) لعلی(ع) :خذ عمامتی هذه و خذ ثوبی هذین فکفنها فیهما ...(6)
    سپس بر او در جوار قبر نماز خواند. پس نه تكبير گفت و فرمود: «هيچ كس از فشار قبر بر كنار داشته نشده است مگر فاطمه بنت است». پرسيده شد: اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) حتى قاسم! فرمود: «و حتى ابراهيم» ـ ابراهيم فرزند كوچكتر آن حضرت بود (7)

    5. نوشتن اسم میت بر کفن و این جمله که "انه یشهد ان لا اله الا الله"(8)
    6. نوشتن قرآن بخشی یا همه آن بر کفن با تربت امام حسین(9)
    7. داشتن پارچه ای مخصوص برای پاک کردن اشک های عزای حسینی و نگاهداری آن به عنوان تبرک و همراهی در قبر سابقه دیرینه ای بین عزاداران دارد.
    در بین علما این کار شهرت فراوانی دارد که در زیر به دو نمونه از آن اشاره می کنیم:
    الف-فقیه مقدس، میرزاى تبریزى (قدس سرّه(مقید بودند که دستمال سیاهى را که مخصوص گریه بر اهل بیت )علیهم السّلام) بود، در روضه ها با خود حمل کنند و به ندرت این کار را فراموش مى کردند.
    ایشان مقید بودند که اشک خود را با آن دستمال سیاه پاک کنند و همیشه مى فرمودند: «من این دستمال ها را براى قبرم مى خواهم و وصیت کرده ام که دستمال ها را در قبر من جاى دهند تا امانى باشد براى قبر و قیامت
    بعد از فوت مرحوم تبریزی (ره)، فرزندانشان دستمال ها را قبل از کفن کردن، هر چه جستجو کردند پیدا نکردن تا آن که نوبت به کفن کردن مرحوم میرزا (ره) رسید. همین که کفن را باز کردند، ناگهان مشاهده شد دستمال ها در کفن است و معلوم شد که مرحوم میرزا (ره) قبل از رفتن به بیمارستان (که آخرین بستری ایشان بود و در همان بیمارستان از دنیا رفتند) دستمال ها را در کفن خود قرار داده اند.( 10)
    ب-دستمال اشک مرحوم آیت الله سیّد شهاب الدّین مرعشی نجفی (ره(
    مرحوم آیت الله مرعشی نجفی (ره) نیز در فرازی از وصیتنامه ی شریف خود می گویند:
    «سفارش می کنم دستمالی را که اشک های زیادی در رثای جدّم حسین مظلوم (علیه السّلام) و اهل بیت مکرّم او ریخته و صورت خود را با آن پاک می کردم بر روی سینه در کفنم بگذارید.(11)

    ادامه دارد...


    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نتیجه:
    از این روایات و سیره علما مشخص می شود که برخی از اشیاء اثر تکوینی بر تقلیل عذاب قبر داشته و مورد تایید شرع مقدس می باشند.




    منابع:
    1.وسایل الشیعه ج2 ص471
    2.مفاتیح الجنان (حاشیه باب دفن میت)
    3. وسایل الشیعه 470 ج2
    4.همان ص464
    5.همان ص466
    6.همان ص466
    7.وفاء الوفاء ج2 ص88
    8.وسایل ج2 ص468
    9.همان ص 465
    10.عالمان شهر اخلاق
    11.برگرفته از :این البکاءون

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    به نام خدا

    با سلام و احترام

    در بیشتر کتاب ها و سخنان انسان ها بارها خوانده ایم و شنیده ایم که جسم ما قفس و کالبدی است برای روح...روحی که در این جسم تسخیر شده برای مدت معلوم و معینی

    زمانی که انسان می میرد روح از جسم فانی جدا شده و جسم را برای آنکه دیگر سودی ندارد به خاک می سپارند تا به خاک تبدیل شود

    بهتر است درباره جسم بدانید که تا وقتی روح در آن موجود است عذاب جسمی و درد جسمی را درک می کند

    به عنوان مثال یک لگد به انسان زنده و یک لگد به انسان مرده بزنید حرف مرا درک خواهید کرد و به چشم خواهید دید

    اعمال شما در پیشگاه الهی مورد نظر است نه خاک تربت امام حسین و نه دستمال و نه چیز دیگری

    درست فکر کنیم

    در پناه خدا


    ویرایش توسط حقیقت : ۱۳۹۱/۰۹/۲۸ در ساعت ۲۳:۲۸
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 6 نمایش پست
    4.لباس پیامبر کفن فاطمه بنت اسد
    فی حدیث وفات فاطمه بنت اسد ام امیر المومنین(ع) قال : قال النبی (ص) لعلی(ع) :خذ عمامتی هذه و خذ ثوبی هذین فکفنها فیهما ...(6)
    سپس بر او در جوار قبر نماز خواند. پس نه تكبير گفت و فرمود: «هيچ كس از فشار قبر بر كنار داشته نشده است مگر فاطمه بنت است». پرسيده شد: اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) حتى قاسم! فرمود: «و حتى ابراهيم» ـ ابراهيم فرزند كوچكتر آن حضرت بود (7)

    5. نوشتن اسم میت بر کفن و این جمله که "انه یشهد ان لا اله الا الله"(8)
    6. نوشتن قرآن بخشی یا همه آن بر کفن با تربت امام حسین(9)
    7. داشتن پارچه ای مخصوص برای پاک کردن اشک های عزای حسینی و نگاهداری آن به عنوان تبرک و همراهی در قبر سابقه دیرینه ای بین عزاداران دارد.
    در بین علما این کار شهرت فراوانی دارد که در زیر به دو نمونه از آن اشاره می کنیم:
    الف-فقیه مقدس، میرزاى تبریزى (قدس سرّه(مقید بودند که دستمال سیاهى را که مخصوص گریه بر اهل بیت )علیهم السّلام) بود، در روضه ها با خود حمل کنند و به ندرت این کار را فراموش مى کردند.
    ایشان مقید بودند که اشک خود را با آن دستمال سیاه پاک کنند و همیشه مى فرمودند: «من این دستمال ها را براى قبرم مى خواهم و وصیت کرده ام که دستمال ها را در قبر من جاى دهند تا امانى باشد براى قبر و قیامت
    بعد از فوت مرحوم تبریزی (ره)، فرزندانشان دستمال ها را قبل از کفن کردن، هر چه جستجو کردند پیدا نکردن تا آن که نوبت به کفن کردن مرحوم میرزا (ره) رسید. همین که کفن را باز کردند، ناگهان مشاهده شد دستمال ها در کفن است و معلوم شد که مرحوم میرزا (ره) قبل از رفتن به بیمارستان (که آخرین بستری ایشان بود و در همان بیمارستان از دنیا رفتند) دستمال ها را در کفن خود قرار داده اند.( 10)
    ب-دستمال اشک مرحوم آیت الله سیّد شهاب الدّین مرعشی نجفی (ره(
    مرحوم آیت الله مرعشی نجفی (ره) نیز در فرازی از وصیتنامه ی شریف خود می گویند:
    «سفارش می کنم دستمالی را که اشک های زیادی در رثای جدّم حسین مظلوم (علیه السّلام) و اهل بیت مکرّم او ریخته و صورت خود را با آن پاک می کردم بر روی سینه در کفنم بگذارید.(11)

    ادامه دارد...

    دوست عزیز اگر من جای این عزیزان بودم اون دستمال هارو در گوشه ای در خانه دفن می کردم

    نه من نیازی به اظهار خیر بودن اعمالم دارم و نه خدا آنقدر نادان است که نداند من چه ها کرده ام

    حق نمی گویم؟

    مگر نخوانده ای در قرآنت...کتاب خدایت...؟

    همین که خداوند از نیت پاک شما انسان ها بداند کافی است؟ایا خدا انسان را کافی نیست؟


    مگر همین خود شما در بالای منبر این داستان ها رو نقل نمی کنید از رسول خدا که روزی مردی مسجدی ساخت و اسمش را سر در این مسجد زد و رسول خدا به او فرمود: خداوند از نیت تو خبر دارد و اسمت را بردار از سر در این مسجد


    میخواهید اعمال خیرمان را در نامه ای بلند بالا بنویسیم و در دست چپ بگیریم و در روز محشر به خدا ارائه کنیم تا هم برای جسم از بین رفته مان و هم برای روح جاودانمان مقاومتی باشد از عذاب خدا؟


    حرف بزن
    ویرایش توسط حقیقت : ۱۳۹۱/۰۹/۲۸ در ساعت ۲۳:۴۳
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    124
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 19 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    23



    سلام
    جناب حقیقت
    درسته این جسم عذاب نمیشه و عذاب ها مربوط به روح انسانه اما اگر تاثیری نداشت معصومین لباسهای خودشون رو به بعضی افراد نمیدادن که به عنوان کفن استفاده کنن و یا بزرگان ما این کارها رو انجام نمیدادن . به نظر میاد روایاتی که استاد پاسخگو ذکر کردن دلایل خوب و محکمیه . قبول و یا عدم پذیرش اون بستگی به حق پذیری هرکس داره .
    مراقب خوبیهاتون باشین دوستای گل قرآنی
    التماس دعای مخصوص ...


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاعلی اکبر(ع) نمایش پست
    سلام
    جناب حقیقت
    درسته این جسم عذاب نمیشه و عذاب ها مربوط به روح انسانه اما اگر تاثیری نداشت معصومین لباسهای خودشون رو به بعضی افراد نمیدادن که به عنوان کفن استفاده کنن و یا بزرگان ما این کارها رو انجام نمیدادن . به نظر میاد روایاتی که استاد پاسخگو ذکر کردن دلایل خوب و محکمیه . قبول و یا عدم پذیرش اون بستگی به حق پذیری هرکس داره .
    اونجایی رو که قبول دارید عذاب برای روح است و من هم قبول دارم که هیچ...حرفی نیست...

    تاثیر؟تاثیر به چه؟اگر شما عذاب را برای روح می دانید پس چطور میخواهید با اجسام مادی جلوگیری کنید از عذاب روح؟

    میخواید کتابی چاپ کنم و هزاران روایات در آن بسازم؟این دلایل شماست؟روایات؟

    من دارم مستند و طبق آیات خدا و کلام رسول خدا شما با شما بحث می کنم بعد شما حرف از بزرگان مذهبیتون میزنید؟

    خیر دوست عزیز...شما بهترین هارو هم با خودتون دفن کنید خداوند به اعمال شما نگاه می کند...اینجا پارتی بازی نداریم...
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    941
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 6 نمایش پست
    5. نوشتن اسم میت بر کفن و این جمله که "انه یشهد ان لا اله الا الله"(8)
    سلام علیکم جناب کارشناس محترم :
    آیا می توتنیم بعضی از این کارها را خودمان انجام بدیم ؟
    مث قرار دادن دستمال اشک روضه ها و نوشتن بعضی دعا وآیاتی که وارد شدن؟

    ------------------
    أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَةِ الْأَمْتِ وَالْعِوَجِ؟
    أَيْنَ هادِمُ أَبْنِيَةِ الشِّرْكِ وَالنِّفاقِ؟
    أَيْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ؟
    أَيْنَ قاصِمُ شَوْكَةِ الْمُعْتَدينَ؟
    اَيْنَ بَقِيَّةُ اللهِ؟

    ================
    "اگر با آمدن خورشــید بیدار شویم ؛ ‌نمازمــان قضاســت"


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حقيقت نمایش پست
    با سلام و احترام
    در بيشتر کتاب ها و سخنان انسان ها بارها خوانده ايم و شنيده ايم که جسم ما قفس و کالبدي است براي روح...روحي که در اين جسم تسخير شده براي مدت معلوم و معيني
    زماني که انسان مي ميرد روح از جسم فاني جدا شده و جسم را براي آنکه ديگر سودي ندارد به خاک مي سپارند تا به خاک تبديل شود
    بهتر است درباره جسم بدانيد که تا وقتي روح در آن موجود است عذاب جسمي و درد جسمي را درک مي کند
    به عنوان مثال يک لگد به انسان زنده و يک لگد به انسان مرده بزنيد حرف مرا درک خواهيد کرد و به چشم خواهيد ديد
    اعمال شما در پيشگاه الهي مورد نظر است نه خاک تربت امام حسين و نه دستمال و نه چيز ديگري
    درست فکر کنيم
    در پناه خدا
    با سلام خدمت شما دوست گرامي
    براي رهيافت به جواب چند نکته زير را عنايت بفرماييد:
    1.آنچه که شما مي فرماييد درست است اما آنچه که از روايات برداشت مي شود اين که : روح انسان به خاطر زندگي کردن با اين جسم در دنيا ، درون قبر هم تا مدتي علقه و وابستگي خود را از دست نداده و بسته به طهارت روح متوفي مدت ها خود را وابسته به اين جسم مي بيند .
    تا جايي که وقتي جسم را در خاک مي گذارند به مدت يک هفته او را ترک نکرده و درون حفره قبر مي ماند.
    و تمامي عذاب ها را در محضر جسم مي بيند .نه اين که اين جسم عذاب ببيند نه، بلکه به خاطر علقه بين اين جسم و روح يک نوع معيت در چند روز ابتدايي مرگ _نه به صورت کامل بدان صورت که در دنيا بوده _ بين اين جسم و روح وجود دارد.
    2.خداوند بر همه اعمال انسان علم دارد و به نيک وبد آنها آگاه است اما خداوند تمامي کارها را بر ميزان اسباب و امور انجام مي دهد و ابا دارد که بدون اسباب آنها را انجام دهد . امام صادق (ع) مي فرمايد "ابا الله ان يجري الامور الا باسبابها" مثلا خدا که خود از تمامي اعمال آگاه است در قرآن مي فرمايد " ما براي شما دو ملک براي ثبت اعمالتان گذاشتيم که هيچ عملي را از قلم نمي اندازند " و در جاي ديگر مي فرمايد "و ابتغوا اليه الوسيله" به بندگان خود دستور مي دهد به در گاه خدا وسيله براي تقرب بياورند. همان خدايي که از راز دل ما خبر دارد به ما دستور مي دهد که براي حوايج خود دعا کنيم .و دعا را وسيله آمرزش و گرفتن حوايج قرار داده است . همين خئا به بندگان دستور مي دهد که براي آمرزش نزد رسول خدا رفته تا او براي آنها دعا کند. از اين قبيل زياد هست.
    ما در امور مادي هم مي بينيم توسل به وسيله بسيار زياد است . کسي که مريض شده براي شفاي مرضش بايد دارو بخورد . دارو وسيله است براي خوب شدن
    حال همين خدا که ما او را برحمت و مغفرت مي شناسيم براي اين که رحمتش شامل حال ما شود راه هايي را به ما نشان داده که در بحث ما براي تخفيف عذاب نمونه هايي بيان شده است. از جمله تربت امام حسين و جريدتين و ...
    3. اين ها بدين معنا نيست که ما مي خواهيم خدار را دور بزنيم و از خدا امتياز بگيريم نه! اين ها راه هايي است که خدا آن هار ا براي اين منظور توسط اولياي خود به ما نشان داده است و اين وسايل يک نوع اثر تکويني خدا در آنها قرار داده (مثل دارو راي شفاي درد) که به ما تعليم داده شده است. که هر کدام نشانه اي از رحمت الهي براي بندگان مي باشد.
    4.برخي از معارف مخصوصا در باب مرگ و قبر و قيامت هست که به خاطر غير محسوس بودن آنها و غير تجربي بودن آنها از حيطه دانش هاي طبيعي بشر به دور است به همين خاطر بايد به صورت تعبدي به ادله روايي معتبر از روايات و آيات قرآن تمسک کرد و به صرف دور از ذهن بودن آنها را نمي شود رد کرد چه بسا معارفي که ما از آنها بي خبر بوده و روايات آنها را بيان کرده باشند.
    مخصوصا در اين بحث ها که دست دانش بشري از آن کوتاه مي باشد

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۱/۰۹/۲۹ در ساعت ۲۳:۳۳
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود