جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شان نزول آیات اولیه سوره معارج چیست؟و درمورد چه کسی است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شان نزول آیات اولیه سوره معارج چیست؟و درمورد چه کسی است؟




    سلام و خسته نباشید

    شان نزول آیات اولیه سوره معارج چیست؟و درمورد چه کسی است؟
    ممنونم



    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 8

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۱۰/۰۴ در ساعت ۱۱:۲۲

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    149
    تشکر:
    1
    حضور
    6 روز 10 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و احترام


    سَأَلَ سَائلُ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ(1)

    لِّلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ(2)

    مِّنَ اللَّهِ ذِى الْمَعَارِجِ(3)

    تقاضاكننده ‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد! (1)
    اين عذاب مخصوص كافران است، و هيچ كس نمى ‏تواند آن را دفع كند، (2)
    از سوى خداوند ذى المعارج [خداوندى كه فرشتگانش بر آسمانها صعود و عروج مى ‏كنند]! (3)

    درخواست کننده ای گفت بار خدايا اگر اين مطلب (تعيين و نصب پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم علىّ بن ابى طالب عليه السّلام را بخلافت) حقّ و از نزد تو است عذابی بر من نازل کن ... این شخص، نظر ابن حارث بن كلده بود. معنی آیه این است؛ دعا كننده‏ اى دعا كرده بر عليه و ضرر خودش از عذاب واقع در حالى كه شتاب كرد بر آن عذاب و حال آنكه آن حتما بايشان واقع خواهد شد.[1]

    سوره معارج از اينجا آغاز مى ‏شود كه مى‏ فرمايد: تقاضا كننده ‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد" (سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ).

    اين تقاضا كننده " نعمان بن حارث" يا" نضر بن حارث" بود كه به هنگام منصوب شدن على(علیه السلام) به مقام خلافت و ولايت در غدير خم و پخش شدن اين خبر در شهرها بسيار خشمگين گشت، و خدمت رسول خدا آمد و گفت: آيا اين از ناحيه تو است، يا از ناحيه خداوند؟ پيامبر ص صريحا فرمود: از ناحيه خدا است، او بيشتر ناراحت شد، و گفت خداوندا! اگر اين حق است و از ناحيه تو است سنگى از آسمان بر ما فرود آور، و در اين هنگام سنگى فرود آمد و بر سر او خورد و او را كشت.[2]


    [1] - ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏25، ص: 297.

    [2] - تفسير نمونه، ج‏25، ص: 9.






  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    149
    تشکر:
    1
    حضور
    6 روز 10 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و احترام

    سيد ابو احمد براى ما حديث كرد كه حاكم ابو القاسم حسكانى برايم حديثى با ذكر سند از جعفر بن محمد الصادق از پدران بزرگوارش (ع) نقل كرد كه فرمودند: بعد از آنكه رسول خدا (ص) على (ع) را به خلافت نصب كرد و فرمود:" من كنت مولاه فعلى مولاه- هر كه من مولاى او هستم على مولاى او است"، خبر به شهرهاى عرب رسيد از آن جمله خبر به گوش نعمان بن حارث فهرى رسيد، از ديار خود حركت نموده به نزد رسول خدا (ص) مشرف شد و عرضه داشت: به ما دستور دادى كه به" لا اله الا اللَّه" اعتراف كنيم، و نيز به اينكه تو رسول خدايى شهادت دهيم، و دستور دادى جهاد كنيم، حج بجاى آوريم، روزه بگيريم، نماز بخوانيم، و ما هم قبول كرديم، آيا به اين مقدار راضى نشدى تا اينكه اين پسر را به خلافت نصب نموده گفتى:" من كنت مولاه فعلى مولاه"، حال بگو بدانم اين از ناحيه خودت بود و يا از ناحيه خداى تعالى؟ فرمود: به آن خدايى سوگند كه به جز او معبودى نيست، اين دستور از ناحيه خدا بود.

    نعمان بن حارث برگشت، در حالى كه مى ‏گفت:" بار الها اگر اين سخن حق است و از ناحيه تو است پس سنگى از آسمان بر سر ما ببار" همين كه سخنش تمام شد خداى تعالى با سنگى آسمانى بر سرش كوبيد و او را در جا كشت، و اين آيه را نازل فرمود:" سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ".[1]


    [1] - ترجمه الميزان، ج‏20، ص: 13






  6. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود