جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مریم تیربارچی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89

    مریم تیربارچی




    مریم تیربارچی

    توی منطقه بکر شمال غرب یه سرباز و چندتا درجه دار توی پاسگاه مشغول انجام وظیفه بودند که چند نفر از گروهک پژاک به فرماندهی خانمی به نام مریم که مشهور به مریم تیربارچی بود به این پاسگاه حمله می کنن و پاسگاه را محاصره می کنن سرباز وظیفه ی طفلک از ترس فرار می کنه توی دستشویی مخفی میشه و باقی اعضا اسیر میشن.

    این سرباز که از ترس اینکه الآنه که شهید بشه در حین فرار دستش میره روی ماشه کلاشی که دستش بود.
    از شانس روی رگبار بوده چندتا از این گلوله ها به مغز سر مریم تیر بارچی میخوره و به درک واصل میشه بقیه هم که فکر می کردند بهشون کمین زدند پا به فرار میذارن به لطف الهی بچه های پاسگاه همه نجات پیدا می کنن و این سرباز هم که تازه سربازی را شروع کرده بود کارت پایان خدمتش را میگره و میره خونه .

    ومکروا مکرالله والله خیرالماکرین ....

    چقدر خدا قدرتش را زیبا به رخ میکشه و اینکه می خواد بگه اگه من نخوام کاری انجام نمیشه و هرکسی مکری بکنه من مکرش را به خودش برمیگردونم و بهترین مکر کننده ها من خدام ...

    از خاطرات پاسدار بزرگوار آقای حسن علیشاهی

    مریم تیربارچی

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط گل نرگس نمایش پست
    مریم تیربارچی

    توی منطقه بکر شمال غرب یه سرباز و چندتا درجه دار توی پاسگاه مشغول انجام وظیفه بودند که چند نفر از گروهک پژاک به فرماندهی خانمی به نام مریم که مشهور به مریم تیربارچی بود به این پاسگاه حمله می کنن و پاسگاه را محاصره می کنن سرباز وظیفه ی طفلک از ترس فرار می کنه توی دستشویی مخفی میشه و باقی اعضا اسیر میشن.

    این سرباز که از ترس اینکه الآنه که شهید بشه در حین فرار دستش میره روی ماشه کلاشی که دستش بود.
    از شانس روی رگبار بوده چندتا از این گلوله ها به مغز سر مریم تیر بارچی میخوره و به درک واصل میشه بقیه هم که فکر می کردند بهشون کمین زدند پا به فرار میذارن به لطف الهی بچه های پاسگاه همه نجات پیدا می کنن و این سرباز هم که تازه سربازی را شروع کرده بود کارت پایان خدمتش را میگره و میره خونه .

    ومکروا مکرالله والله خیرالماکرین ....

    چقدر خدا قدرتش را زیبا به رخ میکشه و اینکه می خواد بگه اگه من نخوام کاری انجام نمیشه و هرکسی مکری بکنه من مکرش را به خودش برمیگردونم و بهترین مکر کننده ها من خدام ...

    از خاطرات پاسدار بزرگوار آقای حسن علیشاهی

    مریم تیربارچی
    سلام!!!
    اين قضيه براي چه زمانيه؟؟؟
    ناز شصت اون سربازه!
    خيلي دلم مي خواهد بروم منطقه درگيري را ببينم.دلم مي خواهد اگر شده باشد يك شب بيام اونجا نگهباني بدم.مي گويند يك شب نگهباني در راه خدا از هزار شب نماز شب خواندن ثوابش بيشتره.
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    عجب پست با محتوایی !!
    سعی کنید بالا نگه دارید

    و جالبه این که واسش یه تاپیک مستقل منظور شده
    و جالبتر اینکه بعضی مطالب که بسیار ارزشمند هستند زیر مجموعه ی تاپیک های دگر میشوند

    حالا بیایید این مطلب رو تحلیل هم بکنید
    اینهمه خاطره از شهید چمران و.....
    کجاست؟


  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    نقل قول نوشته اصلی توسط مریم نمایش پست
    عجب پست با محتوایی !!
    سعی کنید بالا نگه دارید

    و جالبه این که واسش یه تاپیک مستقل منظور شده
    و جالبتر اینکه بعضی مطالب که بسیار ارزشمند هستند زیر مجموعه ی تاپیک های دگر میشوند

    حالا بیایید این مطلب رو تحلیل هم بکنید
    اینهمه خاطره از شهید چمران و.....
    کجاست؟
    سلام بر شما
    اگر دقت میکردید متوجه میشدید که بخش مخصوص خاطرات شهدا هم داریم

    http://www.askquran.ir/forum320.html
    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)



  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    سلام بزرگوار

    خوب پس چرا این پست در تاپیکی مستقل ارسال شده؟

    البته پاسخ شما رو کامل همانطور که خصوصی پیام داده بودید ارسال نمودم.

    در پناهش


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود