جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا دفاع ابن تیمیه از خوارج قابل توجیه است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    91
    تشکر:
    1
    حضور
    8 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا دفاع ابن تیمیه از خوارج قابل توجیه است؟




    سلام و خسته نباشید

    آیا دفاع ابن تیمیه از خوارج قابل توجیه است؟
    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۳۰ در ساعت ۲۲:۰۶

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوشش نمایش پست
    سلام و خسته نباشید

    آیا دفاع ابن تیمیه از خوارج قابل توجیه است؟
    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    قبل از بررسی درستی یا نادرستی دفاع ابن تیمیه از خوارج لازم است اشاره ای کوتاه به دیدگاه وی نسبت به شیعه و دیدگاه اهل سنت نسبت به ابن تیمیه داشته باشم:

    تقی الدین ابوالعباس احمدبن شهاب الدین عبدالحلیم بن مجدالدین عبدالسلام بن عبدالله بن ابی القاسم محمد بن الخضر بن محمد بن الخضر الحرّانی الدمشقی الحنبلی (متولد ربیع‌الاول سال 661 و متوفی ذیقعده 728 هـ. ق )

    ابن تیمیه از افرادی است که حاضر شده به هر نحو ممکن و لو به دروغ و تهمت مذهب حقه شیعه را انکار کند و آنان را خارج از دین معرفی نماید.

    همچنین ابن تیمیه قائل است که پیامبر اکرم‌(صلی الله علیه وآله) معصوم نیست که 17 اشتباه و امیر المومنین‌ علی (علیه السلام) 27 اشتباه داشته اند ولی خلیفه دوم عمر اشتباهی نداشته است !!! (عمربن خطاب که 70 بار گفته؛ لولا علی لهلک عمر،«اگر علی نبود عمرهلاک میشد»).

    دیدگاه علمای اهل سنت درباره ابن تیمیه:

    ابن تیمیه به عنوان یکی از اصلی ترین بنیانگذاران وهابیت، همواره از سوی دانشمندان مورد نقد قرار داشته و علمای مذاهب مختلف در نقد وی کتاب هایی تالیف کرده اند.

    * محمد بن ابي بکر أخنائي متوفاي 763 کتابي به نام «المقالة المرضيّة في الردّ علي ابن تيمية» نوشت و با احاديث معتبر و ادله محکم، نظريه ابن تيميه را ردّ کرد.

    * «المقالات السنيّة في کشف ضلالات ابن تيميه» تأليف: شيخ عبد الله بن محمد بن يوسف هروي معروف به حبشي مفتي هرو متوفاي 1328). مفتي هرو که از يکي از مناطق صومال افريقه است اين کتاب را در چهارده مقاله تحرير کرد و هر مقاله انحرافات ابن تيمه را نشان داد. اين کتاب از دار المشاريع بيروت چهارمين بار در سال 1419هـ، 1998م چاپ شده است.

    * ابن حجر مکي در کتابي که حتي بر عليه شيعه نوشته است ، وقتي به ابن تيميه مي رسد مي گويد :

    ابن تيميّة عبد خذله اللّه، وأضلّه وأعماه، وأصمّه وأذلّه، وبذلك صرّح الأئمّة الذين بيّنوا فساد أحواله وكذب أقواله... وأهل عصرهم وغيرهم من الشافعيّة والمالكيّة والحنفيّة : خدا اورا خوار و گمراه و كور و كر كرده است، و پيشوايان اهل سنّت و معاصرين وى از شافعيها، و مالكيها، و حنفيها، بر فساد افكار واقوال او تصريح دارند.(1).

    * ذهبی از علمای اهل سنت در نامه‌ای به ابن تیمیه، تابعان او را در در معرض کفر و نابودی دانست. وی در ادامه، عمده‌ی پیروان او را عقب مانده، گوشه‌گیر، دروغ‌گو، مکار، فرومایه، خشک، سبک عقل، عوام، ظاهرالصلاح، بیگانه، کودن و فاقد فهم دانست. وی در ادامه‌ی نامه می‌نویسد: «گمان نمی‌کنم تو سخن مرا قبول کنی... تو با من که دوستت هستم این چنین برخورد می‌کنی پس با دشمنانت چه خواهی کرد؟ به خدا سوگند، در میان دشمنانت، افراد صالح و شایسته و عاقل و دانشور فراوانند، چنان که در میان دوستان تو افراد آلوده، دروغ‌گو، نادان و بی‌عار زیاد به چشم می‌خورد»(2)

    * ابن حجر عسقلاني متوفاي 852 که از ارکان علمي اهل سنت است ، صراحتا در کتاب درر کامله ، ج1 ، ص155 نظر بزرگان و علماي اهل سنت را نسبت به ابن تيميه بيان مي کند و مي گويد :

    در جامعه اسلامي ( اهل سنت ، نه شيعه ) ، بعضي ها مي گويند که ابن تيميه مجسم است ، بعضي ها مي گويند ملحد و زنديق است ، بعضي ها مي گويند منافق است .
    * وی همچنین در کتاب درر کامنه مي نويسد که قضات اهل سنت در زمان ابن تيميه اعلام کردند :
    من اعتقد عقيدة ابن تيميّة حلّ دمه وماله : هر كس معتقد به عقايد «ابن تيميّه» باشد، خون و مالش حلال است.(3)

    دیدگاه ابن تیمیه در مورد خوارج:
    ابن تیمیه در دفاع از خوارج مى گوید: «... خوارج از بزرگ ترین مردم از حیث نماز و روزه و قرائت قرآن مى باشند که داراى لشکر و لشکرگاه بودند. آنان متدیّن به دین اسلام در باطن و ظاهرند».(4)
    او مى گوید: «خوارج از رافضه راستگوتر و دین دارتر و باورع ترند، بلکه خبر نداریم که خوارج عمداً دروغ بگویند، بلکه آنان راستگوترین مردمند».(5)
    او هم چنین مى گوید: «خوارج عاقل تر و راستگوتر و بیشتر دنبال کننده حقّند از رافضه... بسیارى از رهبران رافضه و عامه آنان زندیق و ملحدند!!».(6)
    در پاسخ می گوییم: چطور ابن تیمیه خوارج را افرادی با ایمان و متدین در ظاهر و باطن معرفی می کند در صورتی که اگر کسى کلمات و سخنان صحابه را در لابه لاى کتاب ها بررسى کند پى مى برد که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آنان را مأمور به نصرت و یارى امیرمؤمنان على بن ابى طالب (علیه السلام) در تمام جنگ ها کرده است. و دستور داده تا با ناکثین و قاسطین و مارقین به همراه علی(ع) بجنگند.
    اینک به برخى از این کلمات اشاره مى کنیم:
    1 ـ ابوسعید خدرى مى گوید: «رسول خدا(صلى الله علیه وآله) ما را امر به قتال با ناکثین و قاسطین و مارقین نمود. عرض کردیم: اى رسول خدا! ما را به قتال با این افراد دعوت نمودى، همراه با چه کسى با این افراد بجنگیم؟ پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: «همراه با على بن ابى طالب».(7)
    2 ـ ابوالیقظان عمار بن یاسر مى گوید: «رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مرا امر کرد تا با ناکثین و مارقین و قاسطین بجنگم».(8)
    و نیز روایت کرده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: «اى على! زود است که تو را گروه ظالم به قتل برساند؛ درحالى که تو برحقّى، پس هرکس تو را درآن روزیارى نکند از من نیست».(9)
    3 ـ خلید عصرى مى گوید: از امیرالمؤمنین(علیه السلام) در روز نهروان شنیدم که مى فرمود: «رسول خدا (صلى الله علیه وآله) مرا امر کرد تا با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگم».(10)
    4 ـ ابوایّوب انصارى در عصر خلافت عمر بن خطّاب مى گفت: «رسول خدا (صلى الله علیه وآله) امر به قتال با ناکثین و قاسطین و مارقین نموده است».(11)
    5 ـ عبدالله بن مسعود مى گوید: «رسول خدا (صلى الله علیه وآله) على(علیه السلام) را دستور داد تا با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگد.(12)
    بنابراین با توجه به دیدگاه علمای خود اهل سنت درباره ابن تیمیه،می توان با قطع و یقین گفت اینگونه سخنان ابن تیمیه فقط از روی جهل و نادانی و تعصبات کورکورانه وی نسبت به مذهب تشیع و مولای متقیان علی بن ابیطالب(ع) بر زبانش جاری شده است نه از روی تحقیق و مطالعات تاریخ.

    پی نوشتها:
    (1). الفتاوى الحديثة: 86.
    (2). الاعلان بالتوبیخ، ص 77؛تکلمة السیف الصقیل، ص 218.
    (3). الدرر الكامنة:ج1ص147؛ ، البدر الطالع:ج1ص67؛ مرآة الجنان لليافعي، ج 2، ص 242.
    (4). منهاج السنة، ج 4، ص 37 و 38.
    (5). منهاج السنة، ج 7، ص 36.
    (6). همان، ج 7، ص 260.
    (7). تاریخ ابن عساکر، ج 7، ص 339؛ کفایة الطالب، ص 173، باب 38.
    (8). مسند ابى یعلى، ج 3، ص 194، ح 1623; مجمع الزوائد، ج 7، ص 238.
    (9). تاریخ ابن عساکر، ج 12، ص 370؛ کنز العمال، ج 11، ص 613، ح 32970.
    (10). تاریخ بغداد، ج 8، ص 340، رقم 4447؛ تاریخ ابن کثیر، ج 7، ص 338.
    (11). مستدرک حاکم، ج 3، ص 150، ح 4674؛ الخصائص الکبرى، سیوطى، ج 2، ص 235.
    (12). المعجم الکبیر، ج 10، ص 91، ح 10054؛ مجمع الزوائد، ج 7، ص 138.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    274
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 16 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خدمت دوستان

    پس بقول شما عمر باید پیامبر میشد نه حضرت محمد چون عمر اشتباهی نداشته پیامبر اشتباه داشته !

    در ضمن جناب جوشش قصد تایید افکار خودشان را دارند یا نقد آن ! چون این سوال باید از اهل سنت پرسیده میشد نه اهل شیعه و معلوم هست میگویند نه قابل توجیه نیست قبل از اینکه این سوال را می پرسیدی جواب آن واضح بود


    البته شاید فکر کنید بنده قصد دفاع از مذهبی را داشته باشم ولی چنین نیست بنده فقط روش تحقیق کردن را خواستم بیان کنم

    بنده از اهل سنت بپرسم عمر خوب بوده یا نه جواب آن معلوم هست و اگر از اهل شیعه بپرسم باز جواب آن معلوم هست

    اگر دوست دارید دین را متوجه بشید قرآن را پیشنهاد میکنم نه تاریخ را . ولی اگر دوست دارید از تاریخ تحقیق کنید از مخالف افکارتان تحقیق کنید چون آنها زوایه هایی را به شما نشان میدهد که دوست ندارید ببینید ..
    ویرایش توسط هو الحق : ۱۳۹۱/۱۰/۰۱ در ساعت ۲۳:۱۹

    ...ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا...
    ...پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير...

    دور می بینی سراب و می دوی *** عاشق آن بینش خود می شوی








  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط هو الحق نمایش پست
    سلام خدمت دوستان

    پس بقول شما عمر باید پیامبر میشد نه حضرت محمد چون عمر اشتباهی نداشته پیامبر اشتباه داشته !

    در ضمن جناب جوشش قصد تایید افکار خودشان را دارند یا نقد آن ! چون این سوال باید از اهل سنت پرسیده میشد نه اهل شیعه و معلوم هست میگویند نه قابل توجیه نیست قبل از اینکه این سوال را می پرسیدی جواب آن واضح بود


    البته شاید فکر کنید بنده قصد دفاع از مذهبی را داشته باشم ولی چنین نیست بنده فقط روش تحقیق کردن را خواستم بیان کنم

    بنده از اهل سنت بپرسم عمر خوب بوده یا نه جواب آن معلوم هست و اگر از اهل شیعه بپرسم باز جواب آن معلوم هست

    اگر دوست دارید دین را متوجه بشید قرآن را پیشنهاد میکنم نه تاریخ را . ولی اگر دوست دارید از تاریخ تحقیق کنید از مخالف افکارتان تحقیق کنید چون آنها زوایه هایی را به شما نشان میدهد که دوست ندارید ببینید ..
    با عرض سلام و ادب

    جناب هو الحق!

    اگر مطالب بنده را با دقت بیشتری مطالعه می فرمودید،حتماً متوجه می شدید که بنده قبل از هر چیز دیدگاه علما و بزرگان اهل سنت را درباره ابن تیمیه ارائه کردم.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دفاع ابن تیمیه از خوارج

    جمع بندی:

    پرسش:

    با سلام
    آیا دفاع ابن تیمیه از خوارج قابل توجیه است؟

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب

    قبل از بررسی درستی یا نادرستی دفاع ابن تیمیه از خوارج لازم است اشاره ای کوتاه به دیدگاه وی نسبت به شیعه و دیدگاه اهل سنت نسبت به ابن تیمیه داشته باشم:

    تقی الدین ابوالعباس احمدبن شهاب الدین عبدالحلیم بن مجدالدین عبدالسلام بن عبدالله بن ابی القاسم محمد بن الخضر بن محمد بن الخضر الحرّانی الدمشقی الحنبلی (متولد ربیع‌الاول سال 661 و متوفی ذیقعده 728 هـ. ق )

    ابن تیمیه از افرادی است که حاضر شده به هر نحو ممکن و لو به دروغ و تهمت مذهب حقه شیعه را انکار کند و آنان را خارج از دین معرفی نماید.

    همچنین ابن تیمیه قائل است که پیامبر اکرم‌(صلی الله علیه وآله) معصوم نیست که 17 اشتباه و امیر المومنین‌ علی (علیه السلام) 27 اشتباه داشته اند ولی خلیفه دوم عمر اشتباهی نداشته است !!! (عمربن خطاب که 70 بار گفته؛ لولا علی لهلک عمر،«اگر علی نبود عمرهلاک میشد»).

    دیدگاه علمای اهل سنت درباره ابن تیمیه:

    ابن تیمیه به عنوان یکی از اصلی ترین بنیانگذاران وهابیت، همواره از سوی دانشمندان مورد نقد قرار داشته و علمای مذاهب مختلف در نقد وی کتاب هایی تالیف کرده اند.

    * محمد بن ابي بکر أخنائي متوفاي 763 کتابي به نام «المقالة المرضيّة في الردّ علي ابن تيمية» نوشت و با احاديث معتبر و ادله محکم، نظريه ابن تيميه را ردّ کرد.

    * «المقالات السنيّة في کشف ضلالات ابن تيميه» تأليف: شيخ عبد الله بن محمد بن يوسف هروي معروف به حبشي مفتي هرو متوفاي 1328). مفتي هرو که از يکي از مناطق صومال افريقه است اين کتاب را در چهارده مقاله تحرير کرد و هر مقاله انحرافات ابن تيمه را نشان داد. اين کتاب از دار المشاريع بيروت چهارمين بار در سال 1419هـ، 1998م چاپ شده است.

    * ابن حجر مکي در کتابي که حتي بر عليه شيعه نوشته است ، وقتي به ابن تيميه مي رسد مي گويد :

    ابن تيميّة عبد خذله اللّه، وأضلّه وأعماه، وأصمّه وأذلّه، وبذلك صرّح الأئمّة الذين بيّنوا فساد أحواله وكذب أقواله... وأهل عصرهم وغيرهم من الشافعيّة والمالكيّة والحنفيّة : خدا اورا خوار و گمراه و كور و كر كرده است، و پيشوايان اهل سنّت و معاصرين وى از شافعيها، و مالكيها، و حنفيها، بر فساد افكار واقوال او تصريح دارند.(1).

    * ذهبی از علمای اهل سنت در نامه‌ای به ابن تیمیه، تابعان او را در در معرض کفر و نابودی دانست. وی در ادامه، عمده‌ی پیروان او را عقب مانده، گوشه‌گیر، دروغ‌گو، مکار، فرومایه، خشک، سبک عقل، عوام، ظاهرالصلاح، بیگانه، کودن و فاقد فهم دانست. وی در ادامه‌ی نامه می‌نویسد: «گمان نمی‌کنم تو سخن مرا قبول کنی... تو با من که دوستت هستم این چنین برخورد می‌کنی پس با دشمنانت چه خواهی کرد؟ به خدا سوگند، در میان دشمنانت، افراد صالح و شایسته و عاقل و دانشور فراوانند، چنان که در میان دوستان تو افراد آلوده، دروغ‌گو، نادان و بی‌عار زیاد به چشم می‌خورد»(2)

    * ابن حجر عسقلاني متوفاي 852 که از ارکان علمي اهل سنت است ، صراحتا در کتاب درر کامله ، ج1 ، ص155 نظر بزرگان و علماي اهل سنت را نسبت به ابن تيميه بيان مي کند و مي گويد :

    در جامعه اسلامي ( اهل سنت ، نه شيعه ) ، بعضي ها مي گويند که ابن تيميه مجسم است ، بعضي ها مي گويند ملحد و زنديق است ، بعضي ها مي گويند منافق است .
    * وی همچنین در کتاب درر کامنه مي نويسد که قضات اهل سنت در زمان ابن تيميه اعلام کردند :
    من اعتقد عقيدة ابن تيميّة حلّ دمه وماله : هر كس معتقد به عقايد «ابن تيميّه» باشد، خون و مالش حلال است.(3)

    دیدگاه ابن تیمیه در مورد خوارج:
    ابن تیمیه در دفاع از خوارج مى گوید: «... خوارج از بزرگ ترین مردم از حیث نماز و روزه و قرائت قرآن مى باشند که داراى لشکر و لشکرگاه بودند. آنان متدیّن به دین اسلام در باطن و ظاهرند».(4)
    او مى گوید: «خوارج از رافضه راستگوتر و دین دارتر و باورع ترند، بلکه خبر نداریم که خوارج عمداً دروغ بگویند، بلکه آنان راستگوترین مردمند».(5)
    او هم چنین مى گوید: «خوارج عاقل تر و راستگوتر و بیشتر دنبال کننده حقّند از رافضه... بسیارى از رهبران رافضه و عامه آنان زندیق و ملحدند!!».(6)
    در پاسخ می گوییم: چطور ابن تیمیه خوارج را افرادی با ایمان و متدین در ظاهر و باطن معرفی می کند در صورتی که اگر کسى کلمات و سخنان صحابه را در لابه لاى کتاب ها بررسى کند پى مى برد که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آنان را مأمور به نصرت و یارى امیرمؤمنان على بن ابى طالب (علیه السلام) در تمام جنگ ها کرده است. و دستور داده تا با ناکثین و قاسطین و مارقین به همراه علی(ع) بجنگند.
    اینک به برخى از این کلمات اشاره مى کنیم:
    1 ـ ابوسعید خدرى مى گوید: «رسول خدا(صلى الله علیه وآله) ما را امر به قتال با ناکثین و قاسطین و مارقین نمود. عرض کردیم: اى رسول خدا! ما را به قتال با این افراد دعوت نمودى، همراه با چه کسى با این افراد بجنگیم؟ پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: «همراه با على بن ابى طالب».(7)
    2 ـ ابوالیقظان عمار بن یاسر مى گوید: «رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مرا امر کرد تا با ناکثین و مارقین و قاسطین بجنگم».(8)
    و نیز روایت کرده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: «اى على! زود است که تو را گروه ظالم به قتل برساند؛ درحالى که تو برحقّى، پس هرکس تو را درآن روزیارى نکند از من نیست».(9)
    3 ـ خلید عصرى مى گوید: از امیرالمؤمنین(علیه السلام) در روز نهروان شنیدم که مى فرمود: «رسول خدا (صلى الله علیه وآله) مرا امر کرد تا با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگم».(10)
    4 ـ ابوایّوب انصارى در عصر خلافت عمر بن خطّاب مى گفت: «رسول خدا (صلى الله علیه وآله) امر به قتال با ناکثین و قاسطین و مارقین نموده است».(11)
    5 ـ عبدالله بن مسعود مى گوید: «رسول خدا (صلى الله علیه وآله) على(علیه السلام) را دستور داد تا با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگد.(12)
    بنابراین با توجه به دیدگاه علمای خود اهل سنت درباره ابن تیمیه،می توان با قطع و یقین گفت اینگونه سخنان ابن تیمیه فقط از روی جهل و نادانی و تعصبات کورکورانه وی نسبت به مذهب تشیع و مولای متقیان علی بن ابیطالب(ع) بر زبانش جاری شده است نه از روی تحقیق و مطالعات تاریخ.

    پی نوشتها:
    (1). الفتاوى الحديثة: 86.
    (2). الاعلان بالتوبیخ، ص 77؛تکلمة السیف الصقیل، ص 218.
    (3). الدرر الكامنة:ج1ص147؛ ، البدر الطالع:ج1ص67؛ مرآة الجنان لليافعي، ج 2، ص 242.
    (4). منهاج السنة، ج 4، ص 37 و 38.
    (5). منهاج السنة، ج 7، ص 36.
    (6). همان، ج 7، ص 260.
    (7). تاریخ ابن عساکر، ج 7، ص 339؛ کفایة الطالب، ص 173، باب 38.
    (8). مسند ابى یعلى، ج 3، ص 194، ح 1623; مجمع الزوائد، ج 7، ص 238.
    (9). تاریخ ابن عساکر، ج 12، ص 370؛ کنز العمال، ج 11، ص 613، ح 32970.
    (10). تاریخ بغداد، ج 8، ص 340، رقم 4447؛ تاریخ ابن کثیر، ج 7، ص 338.
    (11). مستدرک حاکم، ج 3، ص 150، ح 4674؛ الخصائص الکبرى، سیوطى، ج 2، ص 235.
    (12). المعجم الکبیر، ج 10، ص 91، ح 10054؛ مجمع الزوائد، ج 7، ص 138.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود