جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: كلماتي كه حضرت آدم ع به وسيله آن توبه نمود چه بود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    91
    تشکر:
    1
    حضور
    8 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    كلماتي كه حضرت آدم ع به وسيله آن توبه نمود چه بود؟




    سلام و خسته نباشید

    كلماتي كه حضرت آدم ع به وسيله آن توبه نمود چه بود؟
    ممنونم



    کارشناس بحث : پاسخگوی حدیث 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۲۸ در ساعت ۰۴:۱۷


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=جوشش;590824]سلام و خسته نباشید

    كلماتي كه حضرت آدم ع به وسيله آن توبه نمود چه بود؟
    ممنونم

    _____________________________________________--
    با صلوات بر محمدو آل محمد
    سلا م علیکم وشما هم خسته نباشید
    در اينكه" كلمات" و سخنانى را كه خدا براى توبه به آدم تعليم داد چه سخنانى بوده است در ميان مفسران گفتگو است.
    معروف اين است كه همان جملات سوره اعراف آيه 23 مى‏ باشد: قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ":" گفتند:
    خداوندا ما بر خود ستم كرديم، اگر تو ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى از زيانكاران خواهيم بود".
    بعضى گفته‏ اند منظور از كلمات، اين دعا و نيايش بوده است:
    اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فاغفر لى انك خير الغافرين.
    اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فارحمنى انك خير الراحمين.
    اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فتب على انك انت التواب الرحيم.
    پروردگارا! معبودى جز تو نيست، پاك و منزهى، تو را ستايش مى‏كنم، من به خود ستم كردم مرا ببخش كه بهترين بخشندگانى.
    خداوندا! معبودى جز تو نيست، پاك و منزهى، تو را ستايش مى‏كنم، من به خود ستم كردم بر من رحم كن كه بهترين رحم كنندگانى.
    بار الها! معبودى جز تو نيست، پاك و منزهى، تو را حمد مى‏گويم، من به خويش ستم كردم، رحمتت را شامل حال من كن و توبه‏ام را بپذير كه تو تواب و رحيمى".
    اين موضوع در روايتى از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است «
    مجمع البيان ذيل آيات مورد بحث.».
    نظير همين تعبيرات را در آيات ديگر قرآن در مورد يونس (ع) و موسى (ع )مى‏ خوانيم، يونس به هنگام در خواست بخشش از خدا مى‏ گويد: «سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ: خداوندا منزهى من از كسانى هستم كه به خود ستم كرده‏ ام».(انبیاء/87)
    در باره حضرت موسى (ع )مى‏ خوانيم:« قالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ: گفت: پروردگارا من به خود ستم كردم مرا ببخش و خدا او را بخشيد ».(قصص/16)
    در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت (علیهم السلام) وارد شده است مى‏ خوانيم:
    كه مقصود از كلمات تعليم اسماء بهترين مخلوق خدا يعنى محمد و على و فاطمه و حسن و حسين (علیهم السلام) بوده است، و آدم با توسل به اين كلمات از درگاه خداوند تقاضاى بخشش نمود و خدا او را بخشيد.
    اين تفسيرهاى سه ‏گانه هيچ گونه منافاتى با هم ندارد، چرا كه ممكن است مجموع اين كلمات به آدم، تعليم شده باشد تا با توجه به حقيقت و عمق باطن آنها انقلاب روحى تمام عيار، براى او حاصل گرديده و خدا او را مشمول لطف و هدايتش قرار دهد.
    ____________________________________________
    تفسير نمونه، ج‏1، ص: 199-198



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    [quote=پاسخگوی حدیث 1;591143]
    نقل قول نوشته اصلی توسط جوشش نمایش پست
    سلام و خسته نباشید

    كلماتي كه حضرت آدم ع به وسيله آن توبه نمود چه بود؟
    ممنونم

    _____________________________________________--
    با صلوات بر محمدو آل محمد
    سلا م علیکم وشما هم خسته نباشید
    در اينكه" كلمات" و سخنانى را كه خدا براى توبه به آدم تعليم داد چه سخنانى بوده است در ميان مفسران گفتگو است.
    معروف اين است كه همان جملات سوره اعراف آيه 23 مى‏ باشد: قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ":" گفتند:
    خداوندا ما بر خود ستم كرديم، اگر تو ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى از زيانكاران خواهيم بود".
    بعضى گفته‏ اند منظور از كلمات، اين دعا و نيايش بوده است:
    اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فاغفر لى انك خير الغافرين.
    اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فارحمنى انك خير الراحمين.
    اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فتب على انك انت التواب الرحيم.
    پروردگارا! معبودى جز تو نيست، پاك و منزهى، تو را ستايش مى‏كنم، من به خود ستم كردم مرا ببخش كه بهترين بخشندگانى.
    خداوندا! معبودى جز تو نيست، پاك و منزهى، تو را ستايش مى‏كنم، من به خود ستم كردم بر من رحم كن كه بهترين رحم كنندگانى.
    بار الها! معبودى جز تو نيست، پاك و منزهى، تو را حمد مى‏گويم، من به خويش ستم كردم، رحمتت را شامل حال من كن و توبه‏ام را بپذير كه تو تواب و رحيمى".
    اين موضوع در روايتى از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است «
    مجمع البيان ذيل آيات مورد بحث.».
    نظير همين تعبيرات را در آيات ديگر قرآن در مورد يونس (ع) و موسى (ع )مى‏ خوانيم، يونس به هنگام در خواست بخشش از خدا مى‏ گويد: «سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ: خداوندا منزهى من از كسانى هستم كه به خود ستم كرده‏ ام».(انبیاء/87)
    در باره حضرت موسى (ع )مى‏ خوانيم:« قالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ: گفت: پروردگارا من به خود ستم كردم مرا ببخش و خدا او را بخشيد ».(قصص/16)
    در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت (علیهم السلام) وارد شده است مى‏ خوانيم:
    كه مقصود از كلمات تعليم اسماء بهترين مخلوق خدا يعنى محمد و على و فاطمه و حسن و حسين (علیهم السلام) بوده است، و آدم با توسل به اين كلمات از درگاه خداوند تقاضاى بخشش نمود و خدا او را بخشيد.
    اين تفسيرهاى سه ‏گانه هيچ گونه منافاتى با هم ندارد، چرا كه ممكن است مجموع اين كلمات به آدم، تعليم شده باشد تا با توجه به حقيقت و عمق باطن آنها انقلاب روحى تمام عيار، براى او حاصل گرديده و خدا او را مشمول لطف و هدايتش قرار دهد.
    ____________________________________________
    تفسير نمونه، ج‏1، ص: 199-198
    دوست عزیز اینکه می فرمایید توسل به بهترین بندگان یعنی محمد علی فاطمه حسن حسین...

    سوالی دارم

    فرض کنید فردی گناه کرده و به درگاه خداوند توبه می کند بعد خدا بگه که بگو محمد علی فاطمه حسن حسین می بخشمت؟

    خنده دار نیست؟یک لحظه منطقی فکر کنید؟

    بعد جالب اینجاست خود ائمه شما میگن که مارو یاد کنید و با نام ما توبه کنید؟

    از دو حالت خارج نیست:یا آنها مغرور بودند که به نظر من نبودند

    یا اینکه شما دروغ گو هستید و میخواهید مردم را بیش از اندازه به این افراد سوق دهید و آنها را به وادی باطل بکشانید

    توبه کنید
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=حقیقت;591294]
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی حدیث 1 نمایش پست

    دوست عزیز اینکه می فرمایید توسل به بهترین بندگان یعنی محمد علی فاطمه حسن حسین...

    سوالی دارم

    فرض کنید فردی گناه کرده و به درگاه خداوند توبه می کند بعد خدا بگه که بگو محمد علی فاطمه حسن حسین می بخشمت؟

    خنده دار نیست؟یک لحظه منطقی فکر کنید؟

    بعد جالب اینجاست خود ائمه شما میگن که مارو یاد کنید و با نام ما توبه کنید؟

    از دو حالت خارج نیست:یا آنها مغرور بودند که به نظر من نبودند

    یا اینکه شما دروغ گو هستید و میخواهید مردم را بیش از اندازه به این افراد سوق دهید و آنها را به وادی باطل بکشانید

    توبه کنید
    __________________________________________________ __________________________
    با صلوات برمحمد وآل محمد
    دوست گرامی لطفا شما به گفته ی خود کمی فکر کنید ،شما دارید برای خدا تکلیف مشخص می کنید ، خوب وقتی خود خدا می گوید این کار را بکنید،ما باید انجام دهیم، ولی برای این که شما فکر نکنید که فقط شیعه این مطلب را گفته از کتاب معروف الدر المنثور ،سیوطی مطلبی را خدمت شما عرض می کنم .
    قوله تعالى فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ الآية
    1- أخرج الطبراني في المعجم الصغير و الحاكم و أبو نعيم و البيهقي كلاهما في الدلائل و ابن عساكر عن عمر بن الخطاب قال قال رسول الله صلى الله عليه و سلم لما أذنب آدم الذنب الذي أذنبه رفع رأسه إلى السماء فقال أسألك بحق محمد الا غفرت لي فأوحى الله اليه و من محمد فقال تبارك اسمك لما خلقتني رفعت رأسي إلى عرشك فإذا فيه مكتوب لا اله الا الله محمد رسول الله فعلمت أنه ليس أحد أعظم عندك قدرا ممن جعلت اسمه مع اسمك فأوحى الله اليه يا آدم انه آخر النبيين من ذريتك و لو لا هو ما خلقت
    2-و أخرج الديلمي في مسند الفردوس بسند رواه عن على قال سالت النبي صلى الله عليه و سلم عن قول الله فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ فقال ان الله أهبط آدم بالهند و حواء بجدة و إبليس ببيسان و الحية بأصبهان و كان للحية قوائم كقوائم البعير و مكث آدم بالهند مائة سنة باكية على خطيئته حتى بعث الله اليه جبريل و قال يا آدم ألم أخلقك بيدي ألم أنفخ فيك من روحي ألم أسجد لك ملائكتي ألم أزوجك حواء أمتي قال بلى قال فما هذا البكاء قال و ما يمنعني من البكاء و قد أخرجت من جوار الرحمن قال فعليك بهؤلاء الكلمات فان الله قابل توبتك و غافر ذنبك قل اللهم انى أسألك بحق محمد و آل محمد سبحانك لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ عملت سوا و ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي انك أنت الغفور الرحيم اللهم انى أسألك بحق محمد و آل محمد سبحانك لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ عملت سوا و ظلمت نفسي فتب على إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ فهؤلاء الكلمات التي تلقى آدم.
    3-و أخرج ابن النجار عن ابن عباس قال سالت رسول الله صلى الله عليه و سلم عن الكلمات التي تلقاها آدم من ربه فَتابَ عَلَيْهِ قال سال بحق محمد و على و فاطمة و الحسن و الحسين الا تبت على فَتابَ عَلَيْ.
    4-و أخرج الطبراني عن أبى برزة الأسلمي قال ان آدم لما طؤطئ منع كلام الملائكة و كان يستأنس بكلامهم بكى على الجنة مائة سنة فقال الله عز و جل له يا آدم ما يحزنك قال كيف لا أحزن و قد اهبطتنى من الجنة و لا أدرى أعود اليها أم لا فقال الله تعالى يا آدم قل اللهم لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ وحدك لا شريك لك سبحانك و بحمدك رب انى عملت سوا و ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي انك أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرِينَ و الثانية اللهم لا اله الا أنت وحدك لا شريك لك سبحانك و بحمدك رب انى عملت سوا و ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي انك أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ و الثالثة اللهم لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ و بحمدك لا شريك لك رب عملت سوا و ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ فهي الكلمات التي أنزل الله على محمد صلى الله عليه و سلم فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ قال و هي لولده من بعده و قال آدم لابن له يقال له هبة الله و يسميه أهل التوراة و أهل الإنجيل شبث تعبد لربك و أسأله أ يردنى إلى الجنة أم لا فتعبد لله و سال فأوحى الله اليه انى راده إلى الجنة فقال أى رب انى لست آمن ان أبى سيسألني العلامة فالقى الله سوارا من أسورة الحور فلما أتاه قال ما وراءك قال ابشر قال أخبرني انه رادك إلى الجنة قال فما سألته العلامة فاخرج السوار فرآه فعرفه فخر ساجدا فبكى حتى سال من عينيه نهر من دموع و آثاره تعرف بالهند و ذكر ان كنز الذهب بالهند مما ينبت من ذلك السوار ثم قال استطعم لي ربك من ثمر الجنة فلما خرج من عنده مات آدم فجاءه جبريل فقال إلى أين قال ان أبى أرسلني ان اطلب إلى ربى أن يطعمه من ثمر الجنة قال فان ربه قضى ان لا يأكل منها شيئا حتى يعود اليها و انه قد مات فارجع فواره فأخذ جبريل عليه السلام فغسله و كفنه و حنطه و صلى عليه ثم قال جبريل هكذا فاصنعوا بموتاك.
    _______________________________________________
    الدر المنثور في تفسير المأثور، ج‏1، ص: 61
    بخوانید وتأمل بفر مایید و از این پس قبل از این که به دیگران تهمت بزنید ،ودیگران را متهم به دروغ گویی کنید قدر ی در کتب اهل سنت وشیعه مطالعه کنید وبعد سخنی را بگویید.

    ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۲/۰۳/۰۸ در ساعت ۱۶:۳۹


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    [quote=پاسخگوی حدیث 1;591314]
    نقل قول نوشته اصلی توسط حقیقت نمایش پست
    __________________________________________________ __________________________
    با صلوات برمحمد وآل محمد
    دوست گرامی لطفا شما به گفته ی خود کمی فکر کنید ، که دارید برای خدا تکلیف مشخص می کنید ، خوب وقتی خود خدا می گه این کار را بکن دیگه من وشما را سننه،ولی برای این که شما فکر نکنید که فقط شیعه این مطلب را گفته از کتاب معروف الدر المنثور ،سیوطی مطلبی را خدمت شما عرض می کنم .
    قوله تعالى فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ الآية
    1- أخرج الطبراني في المعجم الصغير و الحاكم و أبو نعيم و البيهقي كلاهما في الدلائل و ابن عساكر عن عمر بن الخطاب قال قال رسول الله صلى الله عليه و سلم لما أذنب آدم الذنب الذي أذنبه رفع رأسه إلى السماء فقال أسألك بحق محمد الا غفرت لي فأوحى الله اليه و من محمد فقال تبارك اسمك لما خلقتني رفعت رأسي إلى عرشك فإذا فيه مكتوب لا اله الا الله محمد رسول الله فعلمت أنه ليس أحد أعظم عندك قدرا ممن جعلت اسمه مع اسمك فأوحى الله اليه يا آدم انه آخر النبيين من ذريتك و لو لا هو ما خلقت
    2-و أخرج الديلمي في مسند الفردوس بسند رواه عن على قال سالت النبي صلى الله عليه و سلم عن قول الله فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ فقال ان الله أهبط آدم بالهند و حواء بجدة و إبليس ببيسان و الحية بأصبهان و كان للحية قوائم كقوائم البعير و مكث آدم بالهند مائة سنة باكية على خطيئته حتى بعث الله اليه جبريل و قال يا آدم ألم أخلقك بيدي ألم أنفخ فيك من روحي ألم أسجد لك ملائكتي ألم أزوجك حواء أمتي قال بلى قال فما هذا البكاء قال و ما يمنعني من البكاء و قد أخرجت من جوار الرحمن قال فعليك بهؤلاء الكلمات فان الله قابل توبتك و غافر ذنبك قل اللهم انى أسألك بحق محمد و آل محمد سبحانك لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ عملت سوا و ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي انك أنت الغفور الرحيم اللهم انى أسألك بحق محمد و آل محمد سبحانك لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ عملت سوا و ظلمت نفسي فتب على إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ فهؤلاء الكلمات التي تلقى آدم.
    3-و أخرج ابن النجار عن ابن عباس قال سالت رسول الله صلى الله عليه و سلم عن الكلمات التي تلقاها آدم من ربه فَتابَ عَلَيْهِ قال سال بحق محمد و على و فاطمة و الحسن و الحسين الا تبت على فَتابَ عَلَيْ.
    4-و أخرج الطبراني عن أبى برزة الأسلمي قال ان آدم لما طؤطئ منع كلام الملائكة و كان يستأنس بكلامهم بكى على الجنة مائة سنة فقال الله عز و جل له يا آدم ما يحزنك قال كيف لا أحزن و قد اهبطتنى من الجنة و لا أدرى أعود اليها أم لا فقال الله تعالى يا آدم قل اللهم لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ وحدك لا شريك لك سبحانك و بحمدك رب انى عملت سوا و ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي انك أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرِينَ و الثانية اللهم لا اله الا أنت وحدك لا شريك لك سبحانك و بحمدك رب انى عملت سوا و ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي انك أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ و الثالثة اللهم لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ و بحمدك لا شريك لك رب عملت سوا و ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ فهي الكلمات التي أنزل الله على محمد صلى الله عليه و سلم فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ قال و هي لولده من بعده و قال آدم لابن له يقال له هبة الله و يسميه أهل التوراة و أهل الإنجيل شبث تعبد لربك و أسأله أ يردنى إلى الجنة أم لا فتعبد لله و سال فأوحى الله اليه انى راده إلى الجنة فقال أى رب انى لست آمن ان أبى سيسألني العلامة فالقى الله سوارا من أسورة الحور فلما أتاه قال ما وراءك قال ابشر قال أخبرني انه رادك إلى الجنة قال فما سألته العلامة فاخرج السوار فرآه فعرفه فخر ساجدا فبكى حتى سال من عينيه نهر من دموع و آثاره تعرف بالهند و ذكر ان كنز الذهب بالهند مما ينبت من ذلك السوار ثم قال استطعم لي ربك من ثمر الجنة فلما خرج من عنده مات آدم فجاءه جبريل فقال إلى أين قال ان أبى أرسلني ان اطلب إلى ربى أن يطعمه من ثمر الجنة قال فان ربه قضى ان لا يأكل منها شيئا حتى يعود اليها و انه قد مات فارجع فواره فأخذ جبريل عليه السلام فغسله و كفنه و حنطه و صلى عليه ثم قال جبريل هكذا فاصنعوا بموتاك.
    _______________________________________________
    الدر المنثور في تفسير المأثور، ج‏1، ص: 61
    بخوانید وتأمل بفر مایید و از این پس قبل از این که به دیگران تهمت بزنید ،ودیگران را متهم به دروغ گویی کنید قدر در کتب اهل سنت وشیعه مطالعه کنید وبعد سخنی را بگویید.
    من فارسی صحبت می کنم و انتظار دارم فارسی بخوانم و بشنوم...حداقل در این سایت به ظاهر فارسی که کم کم دارم یقین می برم عربی است نه فارسی

    دوست عزیز خداوند کجا گفته؟در کتابی که طبق روایات است؟در قرآن گفته؟در انجیل گفته؟در زبور گفته؟از این کتاب های دروغین بسیار است

    خود شما جالب اینجاست در جاهای دیگر همین سایت گفته اید که به کتاب هایی مانند بحار الانوار هم استناد نمی کنید چون مشکوکن

    کتاب دروغین چاپ کردن بسیار ساده است...دلیل این ادعای من بسیاری از کتاب ها رمانی است که با اینکه در دنیای واقعی وجود ندارد اما آنچان با دیگر واقعیت آمیخته شده اند و این حق را باطل را آنچنان به هم آمیخته که خوانند در آخر می پرسد ایا این موضوع ها هست؟

    توان تشخیص در شما سلب شده دوست عزیز.
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=حقیقت;591382]
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی حدیث 1 نمایش پست

    من فارسی صحبت می کنم و انتظار دارم فارسی بخوانم و بشنوم...حداقل در این سایت به ظاهر فارسی که کم کم دارم یقین می برم عربی است نه فارسی

    دوست عزیز خداوند کجا گفته؟در کتابی که طبق روایات است؟در قرآن گفته؟در انجیل گفته؟در زبور گفته؟از این کتاب های دروغین بسیار است

    خود شما جالب اینجاست در جاهای دیگر همین سایت گفته اید که به کتاب هایی مانند بحار الانوار هم استناد نمی کنید چون مشکوکن

    کتاب دروغین چاپ کردن بسیار ساده است...دلیل این ادعای من بسیاری از کتاب ها رمانی است که با اینکه در دنیای واقعی وجود ندارد اما آنچان با دیگر واقعیت آمیخته شده اند و این حق را باطل را آنچنان به هم آمیخته که خوانند در آخر می پرسد ایا این موضوع ها هست؟

    توان تشخیص در شما سلب شده دوست عزیز.
    __________________________________________________ _____________
    با صلوات بر محمد وآل محمد وعرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت ام ابیها فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
    از این که پاسخ شما به تأخیر افتاد معذرت می خواهم
    امّا در جواب شما به نکاتی ارزنده از تفسیر آیات قرآن در این زمینه می پردازیم ان شاالله مورد توجه شما قرار گیرد و تنبهی حاصل گردد:
    حقيقت توسل
    در آيه «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‏ اى براى تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد! (مائده/35)
    روى سخن در این آیه به افراد با ايمان است و به آنها سه دستور براى رستگار شدن داده شده:
    نخست مى‏ گويد:" اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد: تقوا و پرهيزگارى پيشه كنيد.
    (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ).
    سپس دستور مى‏ دهد كه" وسيله‏ اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائيد" (وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ).
    و سرانجام" دستور به جهاد در راه خدا مى‏ دهد".
    (وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ).
    و نتيجه همه آنها اين است كه" در مسير رستگارى قرار گيريد".
    (لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ).
    موضوع مهمى كه در اين آيه بايد مورد بحث قرار گيرد دستورى است كه در باره انتخاب" وسيله" در اين آيه به افراد با ايمان داده شده است.
    " وسيله" در اصل به معنى تقرب جستن و يا چيزى كه باعث تقرب به ديگرى از روى علاقه و رغبت مى‏ شود مى‏ باشد.
    بنا بر اين وسيله در آيه فوق معنى بسيار وسيعى دارد و هر كار و هر چيزى را كه باعث نزديك شدن به پيشگاه مقدس پروردگار مى‏ شود شامل مى‏ گردد كه مهم ترين آنها ايمان به خدا و پيامبر اكرم ص و جهاد و عبادات هم چون نماز و زكات و روزه و زيارت خانه خدا و هم چنين صله رحم و انفاق در راه خدا اعم از انفاق هاى پنهانى و آشكار و هم چنين هر كار نيك و خير مى‏ باشد. همان طور كه على ع در" نهج البلاغه" فرموده است:
    " ان افضل ما توسل به المتوسلون الى اللَّه سبحانه و تعالى الايمان به و برسوله و الجهاد فى سبيله فانه ذروة الاسلام، و كلمة الاخلاص فانها الفطرة و اقام الصلاة فانها الملة، و ايتاء الزكاة فانها فريضة واجبة و صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب و حج البيت و اعتماره فانهما ينفيان الفقر و يرحضان الذنب، و صلة الرحم فانها مثراة فى المال و منساة فى الاجل، و صدقة السر فانها تكفر الخطيئة و صدقة العلانية فانها تدفع ميتة السوء و صنائع المعروف فانها تقى مصارع الهوان.
    ." يعنى:" بهترين چيزى كه به وسيله آن مى‏ توان به خدا نزديك شد ايمان به خدا و پيامبر او و جهاد در راه خدا است كه قله كوهسار اسلام است، و هم چنين جمله اخلاص (لا اله الا اللَّه) كه همان فطرت توحيد است، و بر پا داشتن نماز كه آئين اسلام است، و زكاة كه فريضه واجبه است، و روزه ماه رمضان كه سپرى است در برابر گناه و كيفرهاى الهى، و حج و عمره كه فقر و پريشانى را دور مى‏ كند و گناهان را مى‏ شويد، و صله رحم كه ثروت را زياد و عمر را طولانى مى‏ كند، انفاق هاى پنهانى كه جبران گناهان مى‏ نمايد و انفاق آشكار كه مرگ هاى ناگوار و بد را دور مى‏ سازد و كارهاى نيك كه انسان را از سقوط نجات مى‏ دهد « نهج البلاغه خطبه 110».
    و نيز شفاعت پيامبران و امامان و بندگان صالح خدا كه طبق صريح قرآن باعث تقرب به پروردگار مى‏ گردد، در مفهوم وسيع توسل داخل است، و هم چنين پيروى از پيامبر و امام و گام نهادن در جاى گام آنها زيرا همه اينها موجب نزديكى به ساحت قدس پروردگار مى‏ باشد حتى سوگند دادن خدا به مقام پيامبران و امامان و صالحان كه نشانه علاقه به آنها و اهميت دادن به مقام و مكتب آنان مى‏ باشد جزء اين مفهوم وسيع است.
    و آنها كه آيه فوق را به بعضى از اين مفاهيم اختصاص داده‏ اند در حقيقت هيچ گونه دليلى بر اين تخصيص ندارند، زيرا همان طور كه گفتيم" وسيله" در مفهوم لغويش به معنى هر چيزى است كه باعث تقرب مى‏ گردد.
    لازم به تذكر است كه هرگز منظور اين نيست چيزى را از شخص پيامبر يا امام مستقلا تقاضا كنند، بلكه منظور اين است با اعمال صالح يا پيروى از پيامبر و امام، يا شفاعت آنان و يا سوگند دادن خداوند به مقام و مكتب آنها (كه خود يك نوع احترام و اهتمام به موقعيت آنها و يك نوع عبادت است) از خداوند چيزى را بخواهند اين معنى نه بوى شرك مى‏ دهد و نه بر خلاف آيات ديگر قرآن است و نه از عموم آيه فوق بيرون مى‏ باشد. (دقت كنيد)

    قرآن و توسل
    از آيات ديگر قرآن نيز به خوبى استفاده مي شود كه وسيله قرار دادن مقام انسان صالحى در پيشگاه خدا و طلب چيزى از خداوند به خاطر او، به هيچ وجه ممنوع نيست و منافات با توحيد ندارد، در آيه 64 سوره نساء مى‏ خوانيم:
    وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً:
    " اگر آنها هنگامى كه به خويشتن ستم كردند (و مرتكب گناهى شدند) به سراغ تو مى‏ آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش مى‏ كردند و تو نيز براى آنها طلب عفو مى‏ كردى، خدا را توبه‏ پذير و رحيم مى‏ يافتند".
    و نيز در آيه 97 سوره يوسف مى‏ خوانيم كه: برادران يوسف از پدر تقاضا كردند كه در پيشگاه خداوند براى آنها استغفار كند و يعقوب نيز اين تقاضا را پذيرفت.
    در آيه 114 سوره توبه نيز موضوع استغفار ابراهيم در مورد پدرش آمده كه تاثير دعاى پيامبران را در باره ديگران تاييد مى‏ كند و هم چنين در آيات متعدد ديگر قرآن اين موضوع منعكس است.
    روايات اسلامى و توسل
    از روايات متعددى كه از طرق شيعه و اهل تسنن در دست داريم، نيز به خوبى استفاده مى‏ شود كه توسل به آن معنى كه در بالا گفتيم هيچگونه اشكالى ندارد، بلكه كار خوبى محسوب مى‏ شود، اين روايات بسيار فراوان است و در كتب زيادى نقل شده و ما به عنوان نمونه به چند قسمت از آنها كه در كتب معروف اهل تسنن مى‏ باشد اشاره مى‏ كنيم:
    1- در كتاب" وفاء الوفاء" تاليف دانشمند معروف سنى" سمهودى" چنين مى ‏خوانيم كه: مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پيشگاه خداوند از پيامبر ص و از مقام و شخصيت او، هم پيش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش، هم در عالم برزخ، و هم در روز رستاخيز، سپس روايت معروف توسل آدم را به پيامبر اسلام ص از عمر بن خطاب نقل كرده كه: آدم روى اطلاعى كه از آفرينش پيامبر اسلام در آينده داشت به پيشگاه خداوند چنين عرض كرد:
    " يا رب اسئلك بحق محمد لما غفرت لى؛
    خداوندا به حق محمد ص از تو تقاضا مى ‏كنم كه مرا ببخشى".(وفاء الوفاء جلد 3 ص 1371- در كتاب" التوصل الى حقيقة التوسل" صفحه 215 حديث فوق را از" دلائل النبوة" بيهقى نيز نقل نموده است.)
    سپس حديث ديگرى از جماعتى از راويان حديث از جمله" نسايى" و" ترمذى" دانشمندان معروف اهل تسنن به عنوان شاهد براى جواز توسل به پيامبر در حال حيات نقل مى ‏كند كه خلاصه‏ اش اين است:" مرد نابينايى تقاضاى دعا از پيامبر براى شفاى بيماريش كرد، پيغمبر به او دستور داد كه چنين دعا كند:
    " اللهم انى اسئلك و اتوجه اليك بنبيك محمد نبى الرحمة يا محمد انى توجهت بك الى ربى فى حاجتى لتقضى لى اللهم شفعه فى ؛خداوندا من از تو به خاطر پيامبرت پيامبر رحمت تقاضا مى‏كنم و به تو روى مى‏ آورم اى محمد! بوسيله تو به سوى پروردگارم براى انجام حاجتم متوجه مى‏ شوم خداوندا او را شفيع من ساز".( وفاء الوفاء ص 1372)
    سپس در مورد جواز توسل به پيامبر ص بعد از وفات چنين نقل مى‏ كند كه مرد حاجتمندى در زمان عثمان كنار قبر پيامبر ص آمد و نماز خواند و چنين دعا كرد.
    اللهم انى اسئلك و اتوجه اليك بنبينا محمد ص نبى الرحمة، يا محمد انى اتوجه بك الى ربك ان تقضى حاجتى؛ خداوندا من از تو تقاضا مى‏ كنم و بوسيله پيامبر ما محمد ص پيغمبر رحمت به سوى تو متوجه مى‏ شوم، اى محمد من بوسيله تو متوجه پروردگار تو مى‏ شوم تا مشكلم حل شود".
    بعدا اضافه مى‏ كند چيزى نگذشت كه مشكل او حل شد. « وفاء الوفاء ص 1373.»
    2- نويسنده كتاب" التوصل الى حقيقة التوسل" كه در موضوع توسل بسيار سختگير است 26 حديث از كتب و منابع مختلف نقل كرده كه جواز اين موضوع در لابلاى آنها منعكس است، اگر چه نامبرده سعى دارد كه در اسناد اين احاديث خدشه وارد كند، ولى واضح است كه روايات هنگامى كه فراوان باشند و به حد تواتر برسند جايى براى خدشه در سند حديث باقى نمى‏ ماند و رواياتى كه در زمينه توسل در منابع اسلامى وارد شده است ما فوق حد تواتر است و از جمله رواياتى كه نقل مى‏ كند اين است كه:
    " ابن حجر مكى" در كتاب" صواعق" از" امام شافعى" پيشواى معروف اهل تسنن نقل مى‏ كند كه به اهل بيت پيامبر توسل مى‏ جست و چنين مى‏ گفت:
    آل النبى ذريعتى و هم اليه و سيلتى‏
    ارجو بهم اعطى غدا بيد اليمين صحيفتى «التوصل ... ص 329»
    " خاندان پيامبر وسيله منند آنها در پيشگاه او سبب تقرب من مى‏ باشند؛ اميدوارم به سبب آنها فرداى قيامت نامه عمل من به دست راست من سپرده شود".
    و نيز از" بيهقى" نقل مى‏ كند كه در زمان خلافت خليفه دوم سالى قحطى شد بلال به همراهى عده‏ اى از صحابه بر سر قبر پيامبر آمد و چنين گفت:
    " يا رسول اللَّه استسق لامتك ... فانهم قد هلكوا ...؛ اى رسول خدا! از خدايت براى امتت باران بخواه ... كه ممكن است هلاك شوند".
    حتى از ابن حجر در كتاب" الخيرات الحسان" نقل مى‏ كند كه" امام شافعى" در ايامى كه در بغداد بود به زيارت ابو حنيفه مى‏ رفت و در حاجاتش به او متوسل مى‏ شد! «التوصل، ص 253. 331.» و نيز در صحيح" دارمى" از" ابى الجوزاء" نقل مى‏ كند كه سالى در مدينه قحطى شديدى واقع شد، بعضى شكايت به" عايشه" بردند، او سفارش كرد كه بر فراز قبر پيامبر روزنه‏ اى در سقف ايجاد كنند تا به بركت قبر پيامبر از طرف خدا باران نازل شود، چنين كردند و باران فراوانى آمد!.
    در تفسير" آلوسى" قسمت هاى زيادى از احاديث فوق را نقل كرده و پس از تجزيه و تحليل طولانى و حتى سختگيرى در باره احاديث فوق در پايان ناگزير به اعتراف شده و چنين مى‏ گويد:
    " بعد از تمام اين گفتگوها من مانعى در توسل به پيشگاه خداوند به مقام پيامبر ص نمى‏ بينم چه در حال حيات پيامبر و چه پس از رحلت او، و بعد از بحث نسبتا مشروحى در اين زمينه، اضافه مى‏ كند" توسل جستن به مقام غير پيامبر در پيشگاه خدا نيز مانعى ندارد به شرط اين كه او حقيقتا در پيشگاه خدا مقامى داشته باشد." «روح المعانى جلد 4- 6 ص 114- 115.»
    و اما در منابع شيعه موضوع به قدرى روشن است كه نياز به نقل حديث ندارد.
    چند يادآورى لازم
    در اينجا لازم است به چند نكته اشاره كنيم:
    1- همانطور كه گفتيم منظور از توسل اين نيست كه كسى حاجت را از پيامبر يا امامان بخواهد بلكه منظور اين است كه به مقام او در پيشگاه خدا متوسل شود، و اين در حقيقت توجه به خدا است، زيرا احترام پيامبر نيز به خاطر اين است كه فرستاده او بوده و در راه او گام بر داشته و ما تعجب مى ‏كنيم از كسانى كه اين گونه توسل را يك نوع شرك مى‏ پندارند در حالى كه شرك اين است كه براى خدا شريكى در صفات و اعمال او قائل شوند و اين گونه توسل به هيچ وجه شباهتى با شرك ندارد.
    2- بعضى اصرار دارند كه ميان حيات و وفات پيامبر و امامان فرق بگذارند، در حالى كه گذشته از روايات فوق كه بسيارى از آنها مربوط به بعد از وفات است، از نظر يك مسلمان، پيامبران و صلحاء بعد از مرگ" حيات برزخى" دارند، حياتى وسيعتر از عالم دنيا همان طور كه قرآن در باره شهداء به آن تصريح كرده است و مى‏ گويد: آنها را مردگان فرض نكنيد آنها زندگانند «سوره آل عمران/169»
    3- بعضى نيز اصرار دارند كه ميان تقاضاى دعاء از پيامبر، و بيان سوگند دادن خدا به مقام او، فرق بگذارند، تقاضاى دعا را مجاز و غير آن را ممنوع بشمارند در حالى كه هيچگونه فرق منطقى ميان اين دو ديده نمى‏ شود.
    4- بعضى از نويسندگان و دانشمندان اهل تسنن مخصوصا" وهابيها"با لجاجت خاصى كوشش دارند تمام احاديثى كه در زمينه توسل وارد شده است تضعيف كنند و يا با اشكالات واهى و بى اساس آنها را به دست فراموشى بسپارند، آنها در اين زمينه چنان بحث مى ‏كنند كه هر ناظر بى‏ طرفى احساس مى‏ كند كه قبلا عقيده‏ اى براى خود انتخاب كرده، سپس مى‏ خواهند عقيده خود را به روايات اسلامى" تحميل" كنند، و هر چه مخالف آن بود به نوعى از سر راه خود كنار بزنند، در حالى كه يك محقق هرگز نمى‏ تواند چنين بحث هاى غير منطقى و تعصب آميزى را بپذيرد.
    5- همان طور كه گفتيم روايات توسل به حد تواتر رسيده يعنى به قدرى زياد است كه ما را از بررسى اسناد آن بى‏ نياز مى‏ سازد، علاوه بر اين در ميان آنها روايت صحيح نيز فراوان است با اين حال جايى براى خرده‏ گيرى در پاره‏ اى از اسناد آنها باقى نمى‏ ماند.
    6- از آنچه گفتيم روشن مى‏ شود كه رواياتى كه در ذيل اين آيه وارد شده و مى‏ گويد: پيغمبر به مردم مى‏ فرمود: از خداوند براى من" وسيله" بخواهيد و يا آنچه در كافى از على ع نقل شده كه وسيله بالاترين مقامى است كه در بهشت قرار دارد، با آنچه در تفسير آيه گفتيم هيچ گونه منافاتى ندارد زيرا همان طور كه مكرر اشاره كرديم" وسيله" هر گونه تقرب به پروردگار را شامل مى‏ شود و تقرب پيامبر به خدا و بالاترين درجه‏ اى كه در بهشت وجود دارد يكى از مصداقهاى آن است.(1)
    _________________________________________________
    1)تفسير نمونه، ج‏4، ص: 364-371


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی حدیث 1 نمایش پست
    با صلوات برمحمد وآل محمد
    دوست گرامی لطفا شما به گفته ی خود کمی فکر کنید ، که دارید برای خدا تکلیف مشخص می کنید ، خوب وقتی خود خدا می گه این کار را بکن دیگه من وشما را سننه،
    بخوانید وتأمل بفر مایید و از این پس قبل از این که به دیگران تهمت بزنید ،ودیگران را متهم به دروغ گویی کنید قدر در کتب اهل سنت وشیعه مطالعه کنید وبعد سخنی را بگویید.

    برادر وقتی اعصاب نداری جواب نفرست...
    مگه سوال پرسیدن گناهه که اینطور برخورد میکنین؟
    اول صلوات میفرستی بعدش بد اخلاقی میکنی؟
    جالب بودا
    ضمنا پس اگر اینطوره هر کسی تو خونش یه عالمه کتاب نگهدار میداره و میخونه و تموم دیگه پس شما چرا هستی؟

    ویرایش توسط رضوانه : ۱۳۹۲/۰۱/۲۲ در ساعت ۲۰:۲۰
    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پست جمع بندی موضوع

    پرسش:
    سلام
    كلماتي كه حضرت آدم ع به وسيله آن توبه نمود چه بود؟


    پاسخ:
    سلا م و عرض ادب
    پرسشگر گرامی در اين كه" كلمات" و سخنانى را كه خدا براى توبه به حضرت آدم(ع) تعليم داد چه سخنانى بوده است در ميان مفسران گفتگو است.
    معروف اين است كه همان جملات سوره اعراف آيه 23 مى‏ باشد: قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ":" گفتند: خداوندا ما بر خود ستم كرديم، اگر تو ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى از زيانكاران خواهيم بود".
    بعضى گفته‏ اند منظور از كلمات، اين دعا و نيايش بوده است:
    اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فاغفر لى انك خير الغافرين.
    اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فارحمنى انك خير الراحمين.
    اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فتب على انك انت التواب الرحيم.
    پروردگارا! معبودى جز تو نيست، پاك و منزهى، تو را ستايش مى‏ كنم، من به خود ستم كردم مرا ببخش كه بهترين بخشندگانى.
    خداوندا! معبودى جز تو نيست، پاك و منزهى، تو را ستايش مى‏ كنم، من به خود ستم كردم بر من رحم كن كه بهترين رحم كنندگانى.
    بار الها! معبودى جز تو نيست، پاك و منزهى، تو را حمد مى‏ گويم، من به خويش ستم كردم، رحمتت را شامل حال من كن و توبه‏ ام را بپذير كه تو تواب و رحيمى".
    اين موضوع در روايتى از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است »(1)
    نظير همين تعبيرات را در آيات ديگر قرآن در مورد يونس (ع) و موسى (ع )مى‏ خوانيم، يونس به هنگام در خواست بخشش از خدا مى‏ گويد: «سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ: خداوندا منزهى من از كسانى هستم كه به خود ستم كرده‏ ام».(2)
    در باره حضرت موسى (ع )مى‏ خوانيم:« قالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ: گفت: پروردگارا من به خود ستم كردم مرا ببخش و خدا او را بخشيد ».(3)
    در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت (علیهم السلام) وارد شده است مى‏ خوانيم:
    كه مقصود از كلمات تعليم اسماء بهترين مخلوق خدا يعنى محمد و على و فاطمه و حسن و حسين (علیهم السلام) بوده است، و آدم با توسل به اين كلمات از درگاه خداوند تقاضاى بخشش نمود و خدا او را بخشيد.
    اين تفسيرهاى سه ‏گانه هيچ گونه منافاتى با هم ندارد، چرا كه ممكن است مجموع اين كلمات به آدم، تعليم شده باشد تا با توجه به حقيقت و عمق باطن آن ها انقلاب روحى تمام عيار، براى او حاصل گرديده و خدا او را مشمول لطف و هدايتش قرار دهد.(4)

    پی نوشت:
    1) مجمع البيان ذيل آيات مورد بحث.
    2) سوره انبیاء/87.
    3) سوره قصص/16.

    4) تفسير نمونه، ج‏1، ص: 199-198.

    ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۳/۱۱/۱۷ در ساعت ۰۶:۰۴

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود