جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلا ئل برتری حضرت علی (ع) برای جانشینی پیامبر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    30
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دلا ئل برتری حضرت علی (ع) برای جانشینی پیامبر




    سلام

    به چه دليل یا دلایلی على(عليه السلام) برای جانشینی پیامبراز همه لايق تر بود؟ ایا اهل سنت با این دلایل مخالفند یا اینکه خلفا را برای جانشینی بهتر از علی میدانند . آنها چه دلیلی برای برتری خلفا ارائه میدهند ؟ بسیار ممنون میشم هم با روایات اهل سنت و هم شیعه پاسخ بدین .

    سپاسگزارم


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 7

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۱۰/۰۴ در ساعت ۰۱:۳۳

  2. تشکر


  3.  

  4. #2
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    به چه دليل یا دلایلی على (عليه السلام) برای جانشینی پیامبراز همه لايق تر بود؟ آیا اهل سنت با این دلایل مخالفند یا اینکه خلفا را برای جانشینی بهتر از علی می دانند . آن ها چه دلیلی برای برتری خلفا ارائه میدهند؟


    پاسخ:
    1) شیعه و سنی در رهبری امت شرایطی را لحاظ نموده اند که اصل برخی از این شرایط اتفاقی است و برخی دیگر مورد اختلاف است. از جمله این اوصاف می توان به: علم، شجاعت، عدالت، قرشی بودن (که اصل آن مشترک میان شیعه و سنی است).و علم الهی و اعلم بودن، عصمت، که مختص به دیدگاه شیعه است، اشاره نمود، علاوه بر تفاوت جایگاه امامت میان شیعه و سنی که از دیدگاه شیعه امامت امری اعتقادی است که تعیین آن نیز از جانب خداست، بخلاف اهل سنت که آن را امری فقهی می داند و امام از جانب مکلفین انتخاب می گردد.

    2) از آنجا که دیدگاه شیعه مبتنی بر وجود نص است، تبعا دیدگاه اهل سنت باید دیدگاهی مخالف آن باشد، یعنی با توجیه آیات ولایت و اولی الامر و آیه ابلاغ و اکمال و آیه تطهیر و روایات غدیر و ثقلین و ...اهل سنت چگونه می توانند به روایات مخدوش و ضعیفی که خود معترف به آن هستند بر خلافت خلفای مورد نظر خود احتجاج نمایند.

    3) ویژگی ها و ملاک های موجود در امام بر طبق دیدگاه شیعه قدر متیقن از رسیدن به خلافت اصلح است؛ و عقل به هنگام تخییر بین این دو دیدگاه، دیدگاه شیعه را منطبق بر صواب می بیند.

    4) از آنجا که جایگاه نظریه پردازی اهل سنت در این مساله همواره بعد از عملکردها بوده است، در مساله خلافت سه روش متفاوت را در امر انتخاب خلیفه می بینیم: اجماع، نصب، شورا.
    بر اساس همین دیدگاه فضیلت افراد پایه ریزی گردید؛ یعنی انتخاب شدن از سوی افرادی خاص شخص را به برترین فرد بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تبدیل می نماید؛ لذا در کتب کلامی اهل سنت بیان شده که افضل افراد بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، ابوبکر، و سپس عمر و سپس عثمان، و سپس امام علی (علیه السلام) می باشد؟!.

    5)در مورد امام علی (علیه السلام) می توان گفت که احدی بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به جایگاه آن حضرت نرسیده و نخواهد رسید و کسی هم به خود جسارت نداده که در فضیلتی خود را در درجه آن حضرت ببیند. مراجعه خلفا به امام علی (علیه السلام) در مشکلات پیش رویشان و استفاده از نظر امام از متواترات تاریخی است؛ ولی اینکه اهل بیت (علیهم السلام) به علم کسی غیر از خاندان خودشان مراجعه نموده باشند در هیچ نقلی نیامده است.

    6) امام علی (علیه السلام) دارای صفات و ویژگی های پیامبر (صلی الله علیه وآله) است(1) و نفس او نفس آن حضرت است همچنان که در آیه مباهله و روایات متعدد آمده است(2) منزلت او نسبت به پیامبر همچون منزلت هارون نسبت به موسی است،(3) او یکی از افراد آیه تطهیر است،(4) و کسی است که لحظه ای از مسبر توحید منحرف نگشت،(5) کسی است که اطاعت او در قرآن واجب گشته است.(6) کسی است که به نص قرآن و روایات فریقین ولی و سرپرست مومنان است.(7) کسی که دروازه شهر علم و حکمت نبوی است.(8) و تنها کسی است که گفت سلونی قبل ان تفقدونی،(9) کسی که معیار حق است و حق با او سنجیده می شود(10) و دشمنی با او موجب کفر و نفاق است. کسی که با قرآن است و هرگز از آن جدا نمی شود.(11) کسی که در خانه خدا متولد گردید و در دامان پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرورش یافت و در خانه خدا هم به شهادت رسید. کسی که در فضایل همتایی در صحابه ندارد.(12) و پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد او فرمودند: «علی بهترین امت من، و داناترین آن ها و با فضیلت ترین آن ها از لحاظ بردباری است».(13) و یا «علی بهترین کسی است که پس از خودم می گذارم».(14) و یا ای علی تو هستی که تبیین می کنی برای امّتم؛ آن چه را که بعد از من، در آن اختلاف می کنند.(15)

    وقرآن کریم نیز می فرماید:« أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُون»؛ آیا کسی که هدایت به سوی حق می کند برای پیروی شایسته است یا آن کس که خود هدایت نمی شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه می شود چگونه داوری می کنید؟.
    (16)

    ____________________
    (1) «اشبهت خلقی و خُلقی و أنت من شجرتی الّتی أنا منها.تو در خلقت و اخلاق شبیه من هستی و تو از همان درختی هستی که من از آن درخت هستم ». تاریخ بغداد ج11/، 171 شمارۀ 5870.
    (2) «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ »؛ آل عمران/61. تاریخ الاسلام، ذهبی، مجلد تاریخ خلفا، ص627.
    (3) انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لانبی بعدی.
    (4) احزاب/ 33، « انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» صحیح مسلم، مناقب اهل البیت حدیث کسا، سنن ترمذی، ج 5، ص 656، کتاب المناقب، مسند احمد، ج 6، ص 292.
    (5) انت منی وانا منک.صحیح بخاری ج4ص18.
    (6) نساء، 59، « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم»، مستدرک حاکم، ج 3، ص 121، تفسیر فخر رازی، ج 1، ص 144، اولی الامر باید معصوم باشد.
    (7) مائده، 55، «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ ».
    (8) مستدرک حاکم، ج 3، ص 126، جامع الاصول، ج 9، ص 473، الاستیعاب، ج 3، ص 1102، جامع الصحیح، ج 5، ص 637.
    (9) تاریخ الخلفاء، سیوطی ص171، الاستیعاب، ج3، ص 41، تاریخ الاسلام، ذهبی، مجلد تاریخ الخلفاء، ص 638.
    (10) مستدرک حاکم، ج 3،ص 135، ح 4629، جامع ترمذی، ج 5، ح 3724، التفسیر الکبیر فخررازی، ج 1، ص 205، کفایه الاطالب، ص 265، باب 62.
    (11) مستدرک حاکم، ج 2، ص 134، المعجم الاوسط، ج 5، ص 445، ح 4877، الصواعق المحرقه، ص 71، الجامع الصغیر، ج 2، ص 177، ح 5594.
    (12) «ما ورد لاحد من اصحاب رسول الله من الفضائل ما ورد لعلی». حاکم مستدرک، ج 3، ص 107، وافقه الذهبی فی تلخیصه تاریخ الاسلام، مجلد تاریخ الخلفا، ص 638.
    (13) «علی خیر امتی، اعلمهم علما، و أفضلهم حلما». الذریة الطاهرة، ص 93. مسند احمد، ج5، ص26، ح19796، و....
    (14) «علی خیر من اترکه بعدی» مواقف ایجی، ج3، ص276. مجمع الزوائد، ج9، ص113.
    (15) مستدر ک حاکم نیشابوری، ج3، ص122، ح4597. تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج42، ص387. مناقب خوارزمی، ص329:« قال لعلیّ: «أنت تبیّن لامّتی ما اختلفوا فیه من بعدی» هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین و لم یخرجاه».
    (16) یونس/ 35.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۴/۱۰/۱۶ در ساعت ۰۰:۰۸ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  5. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود