جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فرق بین خواب و رویا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    29
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    فرق بین خواب و رویا




    سلام علیکم

    در سوره یوسف می خونیم که تعبیر کنندگان خواب فرعون گفتند خواب تو اضغاث الاحالامه . اما یوسف همین خواب را تعبیر کرد. در این رابطه چند سوال دارم

    چطور میشه فهمید خوابی درسته یا غلط ؟

    چه فرقی بین خواب و رویا وجود دارد ؟ بر چه اساسی در بعضی از قران ها نوشته مثلا خواب شب اول ماه باطله . خواب شب هفتم ماه با تاخیر تعبیر میشه یا خواب مثلا بیست و پنجم ماه خواب کاملا درستیه ؟ آیا این تشخیص ها بر اساس قرآنه ؟ اگر بله چطور و به چه وسیله ای به این نتیجه ها رسیده اند ؟
    باتشکر


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 5

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۱۰/۰۶ در ساعت ۱۸:۴۲

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْويلِ الْأَحْلامِ بِعالِمينَ (44يوسف )
    گفتند: اينها خوابهاى آشفته است و ما را به تعبير اين خوابها آگاهى نيست.
    خوابهاى متعددى كه در اين سوره به آن اشاره شده از خواب خود يوسف گرفته تا خواب زندانيان، تا خواب فرعون مصر، و اهميت فراوانى كه مردم آن عصر به تعبير خواب مى‏دادند نشان مى‏دهد كه اصولا در آن عصر تعبير خواب از علوم پيشرفته زمان محسوب مى‏شد. و شايد به همين دليل پيامبر آن عصر يعنى يوسف نيز از چنين علمى در حد عالى برخوردار بود كه در واقع يك اعجاز براى او محسوب مى‏شد.



  5. تشکرها 3


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    چطور می شود فهمید چه خوابی درست و چه خوابی غلط است؟ از نظر قرآن چه فرقی بین خواب و رؤیا وجود دارد؟


    پاسخ:
    از جمله موضوعات مطرح شده در قرآن، خواب و خواب ديدن (رؤيا) است كه تنها در سوره يوسف به سه نمونه رؤيای سرنوشت ساز اشاره شده است.
    با آن كه خواب و رؤيا،‌ بخشی از زندگی انسان است و يک سوم از عمر انسان در خواب سپری می شود و آدمی در عالم خواب با رؤياهای گوناگون دست به گريبان است، اما هنوز اكثر مردم از حقيقت خواب و خواب ديدن بی خبرند.
    خواب، خواب ديدن و تعبير رؤيا از ديرباز مورد توجه ملت‌ ها بوده و هنوز نيز برای انسان‌ ها حائز اهميت است.
    دانشمندان، فلاسفه و انديشه‌وران، درباره حقيقت خواب و رؤيا، اختلاف نظر دارند. قرآن كريم كه ريشه همه معارف اسلامی است، از چند رؤيای مهم تاريخی و دارای اهميت فراوان نام برده، ‌و هم چنين در چند آيه، حقيقت و ماهيت خواب نيز بيان شده است.

    پی بردن به حقيقت خواب و رؤيا در واقع پی بردن به حقيقت انسان است، زيرا شناخت خواب و رؤيا، بخشی از شناخت انسان را تشكيل می دهد و گام مهمی است كه در جهت شناخت انسان برداشته می شود.
    ما در عالم رؤيا به سفر می رويم، با مردم معامله‌ می كنيم، دوستی يا دشمنی برقرار می نماييم، چيزهايی به دست می آوريم و يا از دست می دهيم. اين صحنه‌های گوناگونی كه انسان در خواب می بيند چيست؟
    برخی از رؤياهای ما در آينده تعبير می شود و آن چه در عالم خواب ديده‌ ايم در متن زندگی ما و در عالم بيداری جامعه عمل می پوشد،‌ عجيب است! چه كسی در عالم خواب اتفاقات آينده را به ما الهام می كند و ما را از رويدادهايی كه هرگز تصورش را نمی كرديم با خبر می سازد. وانگهی اگر الهام كننده خداوند باشد يا فرشته‌ای از فرشتگان الهی، ما كه در عالم خواب به سر می بريم و بدن‌ ها بر روی زمين افتاده است، به كدام قسمت از وجود ما الهام می شود؟!
    اين ها پرسش‌ هايی است كه پاسخ می طلبد و پاسخ درست به آن‌، ‌راه شناخت بهتر انسان را نيز هموار می كند.

    _ حقيقت خواب:
    حقيقت خواب چيست؟ و چه می شود كه انسان به خواب می رود؟ در اين باره دانشمندان بحث‌ های فراوانی دارند.
    بعضی آن را نتيجه انتقال قسمت عمده خون از مغز به ديگر قسمت‌ های بدن می دانند، و به اين ترتيب برای آن «عامل فيزيک» قائلند؛ بعضی ديگر عقيده دارند كه فعاليت‌ های زياد جسمانی، سبب جمع شدن مواد سمی مخصوصی در بدن می شود و همين امر بر روی سلسله اعصاب اثر می گذراد و حالت خواب به انسان دست می دهد، و اين حال ادامه دارد تا اين سموم تجزيه شود و جذب بدن گردد به اين ترتيب «عامل شيميايی» برای آن قايل شده‌ اند.(1)

    زيست‌ شناسان و روان‌ شناسان می گويند: از نظر فيزيولوژيک، خواب حالتی است كه در آن ساختمان زنده به تجديد حيات شيميايی می پردازد، و در حالی كه حركات متوقف شده و درک حسی نيز تقريباً به حالت خاموشی در آمده است، انرژی كافی ذخيره می كند. از نظر روان‌ شناسی در هنگام خواب، فعاليت اصلی در بيداری ـ كه درک واقعيت و واكنش در برابر آن است ـ به حال تعليق و وقفه موقت در می آيد.(2)

    جمعی ديگر نوعی «عامل عصبی» برای خواب قائلند و می گويند: دستگاه فعال عصبی مخصوصی كه در درون مغز انسان است و مبدأ حركات مستمر اعضاست،‌ بر اثر خستگی زياد از كار می افتد و خاموش می شود.
    وليی هيچ يک از اين نظريات نتوانسته است پاسخ قانع‌ كننده‌ ای به مسئله خواب بدهد، هر چند تأثير اين عوامل را به طور اجمال نمی توان انكار كرد؟

    به نظر می رسد چيزی كه سبب شده دانشمندان امروز از بيان تفسير روشنی برای مسئله خواب عاجز بمانند، همان تفكر مادی آن ها است. آن ها می خواهند بدون قبول اصالت و استقلال روح، اين مسئله را تفسير كنند، در حالی كه خواب قبل از آن كه يک پديده جسمانی باشد يک پديده روحانی است كه بدون شناخت صحيح روح، تفسير و تعريف آن دشوار می باشد.

    _ حقيقت خواب از نظر قرآن:
    قرآن مجيد در آياتی از سوره «زمر» دقيق‌ ترين تفسير را برای مسئله خواب بيان كرده، زيرا می گويد خواب يک نوع «قبض روح» و جدايی روح از جسم است اما نه جدايی كامل.
    به اين ترتيب هنگامی كه به فرمان خدا پرتو روح از بدن برچيده می شود و جز شعاع كمرنگی از آن بر اين جسم نمی تابد، دستگاه درک و شعور از كار می افتد،‌ و انسان از حس حركت باز می ماند هر چند قسمتی از فعاليت‌ هايی كه برای ادامه حيات او ضرورت دارد، مانند ضربان قلب و گردش خون و فعاليت دستگاه تنفس و تغذيه ادامه می يابد.(3)
    در سوره «زمر» حقيقت و ماهيت خواب اين‌ گونه بيان می شود: «اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي‏ لَمْ تَمُتْ في‏ مَنامِها‏»؛ خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى ‏كند، و ارواحى را كه نمرده ‏اند نيز به هنگام خواب مى‏ گيرد‏.(4)

    و به اين ترتيب «خواب» برادر «مرگ» است و شكل ضعيفي از آن، چرا كه روابط روح و جسم به هنگام خواب به حداقل می رسد و بسياری از پيوندهای اين دو قطع می شود.
    ادامه آيه می فرمايد: «فَيُمْسِكُ الَّتي‏ قَضى‏ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى‏ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون‏»؛ ارواح كسانی را كه فرمان مرگ‌ آن ها را صادر كرده نگه می دارد ( به گونه‌ ای كه هرگز از خواب بيدار نمی شود) و ارواح ديگری را كه فرمان ادامه حياتشان داده به بدن‌ هايشان باز می گردد تا مرگ حتمی آنان فرا رسد. آری در اين مسئله آيات و نشانه‌ های روشنی (از قدرت خدا) است برای كسانی كه تفكر می كنند.

    از اين آيه، چنين استنباط می شود كه:
    انسان تركيبی است از روح و جسم، و روح گوهری است غير مادی كه ارتباط آن با جسم، مايه نور وحيات آن است. هم چنين به هنگام مرگ و خواب، خداوند اين رابطه را به عالم ارواح می برد، اما قطع ارتباط روح و جسم هنگام خواب چنان نيست كه رابطه به كلی قطع شود. بنا بر اين، روح نسبت به بدن دارای سه حالت است: اول ارتباط تام (حالت حيات و بيداری)، دوم ارتباط ناقص (حالت خواب) و سوم، قطع ارتباط به طور كامل (حالت مرگ).
    «خواب چهره ضعيفی از مرگ است و مرگ نمونه كاملی از خواب؛ خواب از دلايل استقلال و اصالت روح است، مخصوصاً هنگامی كه با رؤيا، آن هم رؤيای صادقه توأم باشد اين معنی روشن‌ تر می شود.
    بعضی از ارواح هنگامی كه در عالم خواب رابطه آن ها با جسم ضعيف می شود، گاه به قطع كامل اين ارتباط می انجامد به طوری كه صاحبان آن ها هرگز بيدار نمی شوند‌، و اما ارواح ديگر، در حال خواب و بيداری در نوسانند تا فرمان الهی فرا رسد.

    توجه به اين حقيقت كه انسان همه شب به هنگام خواب،‌ در آستانه مرگ قرار می گيرد، درس عبرتی است كه اگر در آن بينديشند برای بيداری او كافی است».(5)
    در سوره انعام نيز حقيقت خواب اين گونه بيان می شود: «وَ هُوَ الَّذي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فيهِ لِيُقْضى‏ أَجَلٌ مُسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون‏»؛ او (خداوند) كسیي است كه (روح) شما را در شب (به هنگام خواب) می گيرد، و از آن چه در روز انجام داده‌ ايد‌ (‌از تمام كردار و گفتار شما) با خبر است پس شما را در روز (از خواب) بر می انگيزد. (اين نظام خواب و بيداری تكرار می شود، شب می خوابيد و روز شما را بيدار می كند و اين وضع هم چنان ادامه دارد) تا پايان زندگی شما فرا می رسد. سپس بازگشت شما به سوی خدا است و شما را از آن چه انجام داده‌ ايد آگاه می سازد.(6)
    از آيه، چنين بر می آيد كه درحال مرگ و خواب، روح انسان از اين عالم به عالم ديگر می رود، نه بدن انسان.
    در حال خواب، بدن انسان روی زمين است و روح انسان در عالم ديگر سير می كند و سپس بر می گردد و در حال مردن، بدن روی زمين يا زير زمين است ولی روح به عالم ديگر می رود و بر نمی گردد.(7)

    يكي از شگفت‌ انگيزترين خواب‌ هايی كه در تاريخ بشر اتفاق افتاده و شباهت بسيار نزديک به مرگ دارد و مجانست خواب و مرگ را به صورت شفاف می فهماند، خواب طولانی و بی نظير اصحاب كهف است. خوابی كه در آن از يک سو قدرت بی انتهای خداوند به نمايش گذاشته شده و از سوی ديگر بهترين و روشن‌ ترين دليل بر معاد جسمانی است.
    خواب اصحاب كهف، آن قدر طولانی شد كه به 309 سال بالغ گرديد و به اين ترتيب خوابی شبيه به مرگ، و بيداری اش همانند رستاخيز و اين خواب واقعاً از داستان‌ های تكان‌ دهنده و عبرت‌ آموز قرآن است؛ خوابی كه در واقع برابر با عمر چهار يا پنج نسل از افراد بشر به طول می انجاميد.
    قرآن كريم درباره اصحاب كهف می فرمايد: «اين گونه آن ها را (از خواب) برانگيختيم تا از يكديگر سؤال كنند. يكى از آن ها گفت: چه مدّت خوابيديد؟! گفتند: يک روز، يا بخشى از يک روز! (و چون نتوانستند مدّت خوابشان را دقيقاً بدانند) گفتند: پروردگارتان از مدّت خوابتان آگاه تر است‏».(8)

    _ خواب از منظر روايات:
    امير مؤمنان علی (علیه السلام) ـ در حديثی ـ به يارانش چنين تعليم می داد: «مسلمان نبايد با حالت جنابت بخوابد، و جز با طهارت وضو به بستر نرود، ‌هرگاه آب نيابد تيمم كند، زيرا روح مؤمن به سوی خداوند تعالی بالا می رود، او را می پذيرد و به او بركت می دهد، هرگاه پايان عمرش فرا رسيده باشد، او را در گنج‌ های رحمتش قرار می دهد، و اگر فرا نرسيده باشد، ‌او را با امنايش از فرشتگان به جسدش باز می گرداند».(9)
    از امام محمدتقی (عليه السلام) درباره حقيقت مرگ سوال شد، حضرت در پاسخ چنين فرمود: مرگ همين خوابی است كه هر شب به سراغ شما می آيد، با اين اختلاف كه مدتش طولانی است و انسان در اين خواب بيدار نمی شود مگر روز قيامت، افرادی كه در حال خواب، خواب می بينند و در آن حال به انواع فرح كه به وصف و اندازه نيايد چگونه است حال سرور و شادمانی آن ها يا حال دهشت و اضطراب آن ها در خواب، همين طور است مرگ و احوالاتی كه در آن حال بر انسان پيش می آيد، پس آماده مرگ شويد.(10)

    علامه فقيد سيد محمدحسين تهرانی درباره حقيقت خواب چنين می نويسد: «‌همين‌ طور كه در وقت خواب، روح حركت می كند به عالم تجرد فی الجمله كه همان عالم ملكوت اسفل و عالم صورت و مثال است و بدن به زمين می افتد، در وقت مردن نيز روح حركت می كند به همان عالم يا به ملكوت اعلی و عالم معنی و عالم نفس، و بدن را يكه و رها می گذارد. پس خواب، مرگ چند ساعته است و مرگ، خواب دائمی و هميشگی، و بين مرگ چند سال و چند صد سال تفاوتی نيست، كما اين كه بين خواب يک دقيقه و يک ساعت و چند ساعت و خواب 309 ساله اصحاب كهف تفاوتی وجود ندارد».(11)

    _ حقيقت و ماهيت رؤيا در قرآن:
    از مطالبی كه تاكنون بيان شد، «حقيقت و ماهيت رؤيا» به گونه‌ ای روشن شد بسيارند خواب‌ هايی كه عيناً يا با مختصر تفسيری، در خارج واقع می شوند، و تفسيرهای مادی از بيان و توجيه اين گونه خواب‌ ها عاجزند، در حالی كه تفسيرهای روحی به خوبی می توانند اين مطالب را روشن سازند، زيرا روح انسان به هنگام جدايی از تن و ارتباط با عالم ارواح، حقايق بيشتری از گذشته و آينده را درک می كند و همين است كه اساس رؤياهای صادقه را شكل می دهد.

    يكی از خواب‌ هايی كه در قرآن بيان شده است رؤيای صادقه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است كه در آيه 27 سوره فتح آمده است.
    پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در مدينه خوابی ديد كه به اتفاق يارانش برای انجام مناسک «عمره» وارد مكه می شوند، خواب را برای ياران بيان كرد، همگی شاد و خوشحال شدند، اما چون جمعی تصور می كردند تعبير و تحقيق اين خواب در همان سال واقع خواهد شد،‌ هنگامی كه مشركان راه ورود به مكه را در حديبيه به روی آن ها بستند، گرفتار شک و ترديد شدند، كه مگر ممكن است رؤيای پيامبر نادرست از آب درآيد، مگر بنا نبود به زيارت خانه خدا مشرف شويم، پس چه شد اين وعده، و كجا رفت آن خواب رحمانی؟!
    پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پاسخ اين سؤال فرمود: مگر من به شما گفتم اين رؤيا همين امسال تحقق خواهد يافت.

    آيه 27 سوره فتح در همين رابطه در طريق بازگشت به مدينه نازل شد و تأكيد كرد كه اين رؤيایي صادقه بوده و چنين مسئله‌ ای حتمی و قطعی و انجام شدنی است.
    «لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنينَ مُحَلِّقينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرينَ لا تَخافُونَ فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذلِكَ فَتْحاً قَريبا»؛ خداوند آن چه را به پيامبرش در عالم خواب نشان داد راست گفت بطور قطع همه شما بخواست خدا وارد مسجد الحرام مى‏ شويد در نهايت امنيّت و در حالى كه سرهاى خود را تراشيده يا كوتاه كرده ‏ايد و از هيچ كس ترس و وحشتى نداريد ولى خداوند چيزهايى را مى‏ دانست كه شما نمى‏ دانستيد (و در اين تأخير حكمتى بود) و قبل از آن، فتح نزديكى (براى شما) قرار داده است‏.(12)

    _ انواع رؤيا در قرآن:‌
    قرآن مجيد در سوره‌ های مختلف روياهای گوناگونی را بيان نموده كه به طور اجمال اشاره می شود:
    الف) از جمله رؤياهايی كه به آينده بشارت می دهد
    می توان به رؤيای صاقانه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه در آيه 27 سوره فتح آمده و نيز رؤيا حضرت يوسف (علیه السلام) اشاره نمود.
    يوسف در خواب می بيند كه يازده ستاره، ماه و خورشيد برای او سجده می كنند «إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لي‏ ساجِدين‏»
    تعبير و تأويل پدر برای خواب يوسف اين بود كه او به قدرت می رسد و برادران، پدر و مادر در مقابل او تواضع خواهند كرد.
    اين رؤيا كه بشارتی به يوسف بود پس از چهل سال تحقق يافت. زمانی كه يوسف در برابر پدر خود قرار گرفت.
    گفت: «وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْويلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا»؛ پدرم! اين تأويل همان خوابی است كه در آغاز (در زندگی ديدم) خداوند آن را راست گرداند.(13)
    اين آغاز و پايان به ما می ‌فهماند كه برخی از رؤياها در زندگی ما به گونه‌ ای از آينده‌ ها خبر می دهد و سرنوشت يوسف نيز به همان شكليی كه پدر آن را تعبير نموده بود،‌ رقم خورد. بر اين اساس، نمی توان تمام رؤياها را ناديده گرفت و آن ها را ناشی از وضعيت جسمی يا تخيلات و تصورات روزمره آن طوری كه برخی از روان‌ شناسان تحليل می كنند، دانست.

    ب) پرده ‌برداری از حوادث‌ آينده:
    در سوره يوسف داستان دو خواب ديگر نيز بيان گرديده كه اين دو خواب در واقع از حوادث آينده خبر می دهد.
    يكی رؤيای دو يار زندانی يوسف است كه بعداً ـ همان گونه كه يوسف تعبير كرده بود ـ يكی از آن ها آزاد و ديگری اعدام شد.
    «وَ دَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيانِ قالَ أَحَدُهُما إِنِّي أَراني‏ أَعْصِرُ خَمْراً وَ قالَ الْآخَرُ إِنِّي أَراني‏ أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسي‏ خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنا بِتَأْويلِهِ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنين‏»؛ دو جوان همراه يوسف، وارد زندان شدند، يكی از آن دو (نزد يوسف آمد و) گفت: من در خواب، خود را ديدم كه براي شراب، انگور می فشارم و ديگری گفت: من خود را در خواب ديدم كه بر سرم نانی می برم و پرندگان از آن می خورند، ما را از تعبير خوابمان آگاه ساز، كه ما ترا از نيكوكاران می بينيم.(14)

    در آيه 40 همين سوره حضرت يوسف خواب آن دو جوان را اين ‌گون تعبير می كند: «ای دوستان زندانيم! اما يكی از شما (آزاد می شود) و به ارباب خود شراب می نوشاند و ديگری به دار آويخته می شود (و آنقدر بالای دار می ماند) كه پرندگان (با نوک خود) از سر او می خورند. امری كه درباره آن از من نظر خواستيد، حتمی و قطعی است».(15)
    سرانجام سرنوشت اين دو جوان زندانی به همان گونه كه يوسف خوابشان را تعبير كرده بود، رقم خورد؛ يكی آزاد و ديگری به دار آويخته شد.
    نمونه ديگر، رؤيای پادشاه مصر است كه روزی گفت: من هفت گاو فربه كه هفت گاو لاغر آن ها را می خورند و هفت خوشه سبز و (هفت خوشه) خشكيده ديگر را (در خواب) ديدم، اي بزرگان قوم! اگر تعبير اگر تعبير خواب می كنيد درباره خواب من نظر دهيد.(16)
    پس از آن كه اطرافيان پادشاه از تعبير اين خواب عاجز می مانند و آن را از خواب های پريشان و آشفته معرفی می كنند، يوسف علاوه بر آن كه آن را تعبير می كند، تدبيري نيز نسبت به آينده ارائه می دهد: «(يوسف) گفت: هفت سال ـ كه بسيار حاصلخيز و پرمحصول خواهد بود ـ با جديت زراعت می كنيد ، و آن چه را درو كرديد ـ جز كمی كه می خوريد ـ بقيه را در خوشه‌ های خود بگذاريد (و ذخيره كنيد). پس از آن، هفت سال سخت (خشكی و قحطی) می آيد كه آن چه را شما برای آن ها ذخيره كرده‌ ايد می خورند جز كمی كه (برای بذر) ذخيره خواهيد كرد. سپس سالی فرا می رسد كه باران فراوان نصيب مردم می شود و در آن سال مردم عصير (ميوه‌ ها و دانه‌ های روغنی) می گيرند.»(17)

    ج) وحی و فرمان الهی:
    حضرت اسماعيل سيزده ساله بود كه حضرت ابراهيم (علیه السلام) در خواب می بيند كه از سوی خداوند به او دستور داده شد تا فرزند يگانه‌ اش را با دست خود قربانی كند.
    ابراهيم وحشت‌زده از خواب بيدار شد، می دانست كه خواب پيامبران واقعيت دارد و از وسوسه‌ های شيطانی دور است، اما با اين حال دو شب ديگر همان خواب تكرار شد كه تأكيد بود بر لزوم اين امر و فوريت آن.
    ابراهيم به فرزندش گفت: «فرزندم! من در خواب ديدم كه بايد تو را ذبح كنم، بنگر نظر تو چيست؟ (اسماعيل) گفت: «پدرم هر دستوری به تو داده شده است اجرا كن به خواست خداوند مرا از صابران خواهی يافت».(18)

    د) الهام و راهنمايی:
    برخی از رؤياها نوعی راهنمايی و الهام خداوند است به بندگانش چنان كه در عالم خواب به مادر موسی (علیه السلام) الهام می شود كه نوزادش را در صندوق گذاشته و به آب بياندازد. خداوند در قرآن خطاب به حضرت موسی (علیه السلام) چنين می فرمايد: «هنگامی كه به مادرت الهام كرديم كه فرزندت را در صندوقچه‌ ای بگذار، سپس در دريايش بينداز تا دريا آن را به ساحل بيفكند، و دشمن من دشمن او آن را بگيرد و من محبتی از خودم بر تو افكندم، تا در برابر ديدگان (علم) من پرورش يابی».(19)

    كساني كه خواب مي‌بينند، چند دسته هستند:
    دسته اول كسانی كه روح كامل و مجردی دارند و بعد از خواب رفتن حواس، با عالم عقل مرتبط شده و حقايقی را صاف و روشن از دنيای ديگر دريافت می كنند (نظير تلويزيون‌ های سالم با آنتن‌ های مخصوص جهت‌ دار كه بر فراز قله‌ ها و بلندی، امواج ماهواره‌ ای را از نقاط دور می گيرد). اين گونه خواب‌ ها كه دريافت مستقيم و صاف است، نيازی به تعبير ندارد.

    دسته دوم: خواب كسانی است كه دارای روح متوسط هستند كه در عالم رؤيا حقايق را ناصاف و همراه با برفک و تشبيه و تخيل دريافت می كنند. (كه مفسري دركنار دستگاه گيرنده، ماجرای فيلم را دور از برفک ها توضيح دهد و به عبارتی، عالمی آن خواب را تعبير كند).
    دسته سوم: كسانی هستند كه روح آنان به قدری متلاطم و ناموزون است كه خواب آن ها مفهومی ندارد. (چنان كه آشنايان به فيلم هم از صحنه‌ های مختلف و پربرفک تلويزيونی، چيزی سر در نمی آورند، اين نوع رؤياها قابل تعبير نيستند، كه در قرآن به «أَضْغاثُ أَحْلام‏» تعبير شده است.(20)

    _ اقسام رؤيا:
    پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «الرؤيا ثلاثة بشری من الله و تحزن من الشيطان و الذی يحدث به الانسان نفسه فيراه فی منامه»؛ خواب و رؤيا سه گانه است؛ گاهی بشارتی از ناحيه خداوند است گاه وسيله غم و اندوه از سوی شيطان، و گاه مسائلی است كه انسان در فكر خود می پروراند و آن را در خواب می بيند.(21)
    از اين حديث استفاده می شود كه خواب های رحمانی كه جنبه بشارت دارد حتماً بايد خوابی باشد كه از حادثه مسرت‌ بخش در آينده پرده بردارد.

    امام صادق (علیه السلام) می فرمايد: خواب بر سه قسم است:
    محكم، متشابه، اضغاث احلام. و اضغاث احلام را چهار دسته از مردم می بينند:
    1ـ كسانی كه در مزاجشان فساد و بيماری راه يافته باشد (مريض، تب‌دار و بيماران روانی).
    2ـ مستان (افرادی كه با خوردن چيزی مست شده‌ اند).
    3- كسانی كه غذاهای غليظ و سنگين خورده باشند.
    4ـ كودكان نابالغ.(22)

    ________________
    (1) ناصر مكارم شيرازی (با همكاری جمعی از نويسندگان)، تفسير نمونه، ج 19، ص 428.
    (2) امامی، صابر، اساطير در متون فارسی، 69.
    (3) تفسير نمونه، ج 19، 428.
    (4) زمر/ 42.
    (5) تفسير نمونه، ج 19، ص 478.
    (6) انعام/ 60.
    (7) علامه سيد محمدحسين حسينی تهرانی، معادشناسی، ج 1، ص 155.
    (8) كهف/ 19.
    (9) تفسير نورالثقلين، ج 4 ص 488، به نقل از تفسير نمونه، ج 19، ص 484.
    (10) معانی الاخبار، ص 289، به نقل از معادشناسی، علامه سيد محمدحسين حسينی تهرانی، ج 1، ص 162.
    (11) معادشناسی، ج 1، ص 163.
    (12) فتح/ 27.
    (13) يوسف/ 100.
    (14) همان/ 36.
    (15) همان/ 34.
    (16) همان/ 43.
    (17) همان/ 47-49.
    (18) تفسير نمونه، ج 19، ص 122.
    (19) طه/ 38.
    (20) محسن قرائتی، يوسف قرآن، ص 19.
    (21) تفسير نمونه، ج 9، ص 312.
    (22) كامل التعبير، شيخ ابوالفضل حبيش بن ابراهيم تفليسی، ص 32.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۳/۰۲ در ساعت ۲۳:۱۰ دلیل: همکار ویراستار تدوین


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود