جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شگفتی های آفرینش

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شگفتی های آفرینش




    با سلام و خسته نباشید و عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان.

    شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) ؛ ؛ ص46
    [هيأت جهان و شكل‏گيرى آن‏]
    اى مفضّل! نخستين عبرت و دليل بر خالق جلّ و علا، همين هيأت دهى، گردآورى اجزا و نظم آفرينى در كار اين عالم است؛ از اين رو اگر با انديشه و خرد در كار عالم، نيك و عميق تأمل كنى، هر آينه آن را چون خانه و سرايى مى‏يابى كه تمام نيازهاى بندگان خدا در آن آماده و گرد آمده است. آسمان، همانند سقف، بلند گردانيده شده، زمين بسان فرش، گسترانيده شده، ستارگان چون چراغهايى چيده شده و گوهرها همانند ذخيره‏هايى در آن نهفته شده و همه چيز در جاى شايسته خود چيده شده است. آدمى نيز چون كسى است كه اين خانه را به او داده‏اند و همه چيز آن را در اختيارش نهاده‏اند. همه نوع گياه و حيوان براى رفع نياز و صرف در مصالح او در آن مهياست.
    اينها همه، دليل آن است كه جهان هستى با اندازه‏گيرى دقيق و حكيمانه و نظم و تناسب و هماهنگى آفريده شده. آفريننده آن يكى و او همان شكل ده، نظم آفرين و هماهنگ‏كننده اجزاى آن است. براستى كه او در قدسش جليل و در كارش بلند مرتبه و وجهش كريم است. خدايى جز او نيست و از آنچه منكران مى‏پندارند منزّه و از آنچه ملحدان به او نسبت مى‏دهند برتر و جليلتر است.
    ________________________________________
    مفضل بن عمر - ميرزايى، نجف على، شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل)، 1جلد، مؤسسه انتشارات هجرت - ايران ؛ قم، چاپ: پنجم، 1377ش.

    موفق باشید.
    اللّهم صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و خسته نباشید و عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان.

    شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) ؛ ؛ ص46
    [آفرينش آدمى و تدبير جنين در رحم‏]
    اى مفضّل! سخن خود را با بيان آفرينش انسان آغاز مى‏كنيم، تو نيز بكوش كه از آن پند گيرى.
    اوّل اينكه: تدبير چنان شد كه جنين، در رحم در پس سه ظلمت، پوشيده ماند: شكم، رحم و بچه‏دان، جايى كه توان چاره‏انديشى براى اخذ غذا و دفع ناروا
    شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل)، ص: 47
    را ندارد. نه صلاح خويش مى‏داند و نه ضرر خويش مى‏راند.
    خون حيض براى او غذاست، چون آب براى گياه. پيوسته غذايش چنين است.
    [چگونگى تولد كودك، تغذيه، رشد دندان و بالغ شدن او]
    آنگاه كه آفرينش او كامل گردد، بدنش سخت شود، پوستش بتواند با هوا سازگار آيد و ديده‏اش تاب ديدن نور به هم رساند، مادرش درد زاييدن گيرد و درد، چنان بر او سخت مى‏آيد كه جنين از فشار درد بيرون مى‏افتد. چون [از تنگناى رحم به پهناى جهان آمد و] متولد گشت، همان خونى كه غذايش بود، اينك با رنگ و بويى جز آنچه بود و در شكل غذايى ديگر، از پستان مادر سرازير مى‏شود. اين غذا براى نوزاد از همه چيز سازگارتر است.
    وقتى كه به دنيا آمد، زبان خود را به نشانه خواستن غذا بيرون مى‏كند و پيرامون دهان مى‏چرخاند. در اين زمان پستانهاى مادرش را كه چونان دو مشك از سينه او آويخته، مى‏يابد و تا زمانى كه تن او تر و درونش ظريف و اعضايش نرم است از آن مى‏نوشد.
    آنگاه كه حركت كرد و به غذايى سخت و قوى نياز پيدا نمود تا تنش استحكام يابد، در هر طرف، دندانهاى آسيا سر برمى‏آورد تا غذا را بجود، نرم گرداند و براحتى فرو برد. پيوسته حالش اين گونه است تا آنگاه كه پاى در بلوغ نهد.
    در اين وقت اگر مذكّر است، موى در رويش مى‏رويد تا نشانه مردى و عزّت او باشد و از همانندى با زنان و بچگان بدور ماند و اگر مؤنث است، رخش از موى پيراسته ماند تا طراوت و زيبايى‏اش دل مردان را بربايد و نسل بشر ماندگار و
    شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل)، ص: 48
    پايدار گردد.
    اى مفضّل! در اين مراحل، نيك بينديش. آيا مى‏شود كه [اين همه تدبير] بى‏مدبّر و حكيم باشد؟ مى‏دانى اگر در رحم، خون به او نمى‏رسيد همانند گياهى كه آب به وى نرسد خشك و پژمرده مى‏گشت؟ آيا مى‏دانى وقتى كه بزرگ شد اگر مادرش را درد زاييدن نمى‏گرفت چون زنده بگور در رحم مى‏ماند و اگر در هنگام ولادت، شير با او نمى‏ساخت، يا از گرسنگى مى‏مرد و يا با غذايى نامناسب و زيانبار تغذيه مى‏شد؟ و اگر در وقت مناسب، دندانهايش نمى‏روييد، بر جويدن و فرو بردن غذا ناتوان بود و بايد هميشه شير مى‏خورد و بدن او براى كار، قوت و استحكامى نمى‏يافت و مادرش به خاطر او از تربيت فرزندان ديگرش باز مى‏ماند؟
    ________________________________________
    مفضل بن عمر - ميرزايى، نجف على، شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل)، 1جلد، مؤسسه انتشارات هجرت - ايران ؛ قم، چاپ: پنجم، 1377ش.

    موفق باشید.
    ویرایش توسط 78611 : ۱۳۹۱/۱۰/۰۷ در ساعت ۰۸:۱۵
    اللّهم صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و خسته نباشید و عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان.

    شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) ؛ ؛ ص48
    راز رويش مو بر صورت‏
    مى‏دانى اگر در صورتش موى نمى‏روييد، همواره به هيأت و صورت زنان و بچگان مى‏ماند، در نتيجه نه ابّهت داشت و نه وقار؟
    مفضّل مى‏گويد: عرض كردم: آقاى من! من كسانى را ديده‏ام كه بزرگ و كهنسال بوده‏اند ولى مويى بر رويشان نروييده است.
    حضرت- عليه السّلام- فرمود:
    «اين به خاطر اعمالى است كه از پيش فرستاده‏اند و خداى جلّ و علا هيچ گاه بر بندگانش ستم روا نمى‏دارد». (انفال، آيه 51) جز خدايى كه از نيستى‏اش رهانيد و هستى‏اش بخشيد، چه كسى همواره در انديشه برآورى اين همه نيازهاى اوست و تأمين آنها را خود بر عهده گرفته است؟
    شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل)، ص: 49
    اگر چنين تدبير و حكمتى زاييده اهمال و رها بودن امور به حال خود بود، مى‏بايست از تقدير و هدفمندى نيز اختلال و ناهماهنگى برخيزد؛ زيرا اين دو ضدّ اهمال‏اند. [و بايد نتيجه آنها نيز با نتايج اهمال نسازد] بى‏شك چنين سخنى ناشايست و ناصواب و نشانه ناآگاهى و كم‏مايگى گوينده آن است؛ چه هيچ گاه در اثر اهمال و بى‏تدبيرى، درستى و صواب پديد نمى‏آيد و تضاد نيز نظم و هماهنگى را در پى ندارد. خداوند چه بسيار منزه و والاتر از گفته ملحدان است. (اسراء، آيه 43)
    [اگر انسان، با هوش و انديشه به دنيا مى‏آمد]
    اگر نوزاد، فهيم و عاقل به دنيا مى‏آمد، وقت تولد جهان هستى را انكار مى‏كرد و هنگامى كه با حيوانات، پرندگان و ديگر موجودات غريب روبرو مى‏گشت و هر ساعت و هر روز پاره‏اى از اشكال مختلف و شگفت عالم را كه از پيش نديده بود مى‏ديد، هر آينه عقل و انديشه‏اش سرگشته و گمراه مى‏گشت.
    بدان كه اگر عاقلى را به اسيرى از سرزمينى به سرزمين ديگر ببرند [از ديدن شگفتيهاى نامأنوس‏] همواره واله و سرگشته است و بخلاف كودكى كه در كودكى اسير شود بسرعت، زبان و آداب [آن سرزمين جديد] را فرا نمى‏گيرد.
    نيز اگر نوزاد، دانا و هوشمند پاى در جهان مى‏نهاد از اينكه [آنقدر ناتوان است كه توان راه رفتن ندارد و ناچار] بايد ديگران بر دوشش گيرند، شيرش بنوشانند، در جامه‏اش بپيچند و در گاهوارش بخوابانند، سخت احساس خوارى و پستى مى‏كرد از سوى ديگر او به خاطر ظرافت و طراوت و رطوبت بدن، هيچ گاه از اين امور بى‏نياز نيست [در نتيجه چه بسا در هلاكت مى‏افتاد و يا رشد روحى و]
    شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل)، ص: 50
    [بدنى مناسب نمى‏كرد.] همچنين در چنين حالى آن شيرينى، دلبندى و محبوبيت كودكان را نداشت؛ از اين رو آنان در حالى به دنيا مى‏آيند كه از كار جهان و جهانيان غافلند.
    اينان با ذهن ضعيف و شناخت اندك و ناقص خود با همه چيز روبرو مى‏شوند، امّا اندك اندك و گام به گام و در حالتهاى گوناگون بر شناخت و آگاهى آنان افزوده مى‏شود. كودك، پيوسته چنين كسب شناخت مى‏كند تا آنكه از مرحله حيرت و سرگشتگى و تأمل، پاى فراتر مى‏نهد و با كمك عقل و انديشه، قدم در وادى تصرف و تدبير و چاره انديشى معاش و ... مى‏گذارد، از حوادث، پند مى‏گيرد، اطاعت مى‏كند و يا در اشتباه و فراموشى و غفلت گناه سقوط مى‏كند.
    حكمتهاى فراوان ديگرى نيز در پس اين امر نهفته است؛ از جمله:
    اگر كودك در گاه تولد، عقلى كامل داشت و مستقل و خودكفا مى‏بود، شيرينى فرزند دارى از ميان مى‏رفت. پدر و مادر به مصالحى كه در تربيت كودك نهفته است نمى‏رسيدند؛ در نتيجه، تربيت، سرپرستى و رحم و شفقت بر آنان هنگام پيرى بر فرزند لازم نبود. [زيرا پدر و مادر در قبال او زحمتى نكشيده‏اند كه او در سنّ كهنسالى و نياز، به آنان برسد. او از آغاز، مستقل و بى‏نياز از والدين بوده است‏].
    همچنين با اين فرض، در ميان فرزندان و والدين هيچ پيوند و الفتى حاكم نبود؛ زيرا كودكان از تربيت و سرپرستى پدران بى‏نياز بودند و از زمان تولد از پدران خويش جدا مى‏گشتند. او نيز پس از آن، پدر و مادرش را [و خواهر و برادرش را] نمى‏شناخت و اين عدم شناخت باعث مى‏شد كه بر سر راه ازدواج با مادر و خواهر و ديگر محارم مانعى پديد نيايد.
    شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل)، ص: 51
    و كمترين مفسده- و بلكه شنيعترين و قبيحترين زشتى- هنگامى است كه چنين طفل هوشمندى، در هنگام تولد بر چيزى نظر افكند كه رخصت اين عمل را از او ستانده‏اند و سزاوار نيست كه چنين كند.
    آيا نمى‏بينى كه چگونه هر چيز آفرينش در جاى مناسب خود استوار گشته و در ريز و درشت اجزاى هستى، اندك خلل و ناصوابى پيدا نيست؟
    ________________________________________
    مفضل بن عمر - ميرزايى، نجف على، شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل)، 1جلد، مؤسسه انتشارات هجرت - ايران ؛ قم، چاپ: پنجم، 1377ش.

    موفق باشید.
    اللّهم صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,079
    صلوات
    18000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    25 پست
    حضور
    28 روز 22 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    80



    شبی بهتر از هزار ماه
    در ماه هایی که پشت سر گذاشتیم، روز های پر برکت مهمانی خدا و ماه رمضان در بین همه ی آن ها تجلی خاصی داشت. اما در طول کل ماه مبارک رمضان، شب هایی هستند که از کل سال بلکه از هزاران ماه مهم تر، با ارزش تر و پر فضیلت هستند که در اسلام به نام شب های قدر نام گذاری شده است. شبی که خداوند در قرآن به اندازه ی سوره ای 11 آیه ای از آن سخن می گوید: که در این شب قرآن پیامبر اسلام (ص) نازل شده است و هیچ کس نمی داند شب قدر چیست و شب قدر بهتر از هزار ماه است. و در آن شب تمام ملائک و روح به اذن پروردگارشان بر زمین نازل شده اند و شبی است سرشار از برکت و رحمت تا طلوع صبح.
    اما آیا تا کنون اندیشیده اید که چرا خداوند متعال، یک شب که فاصله ی بین اذان مغرب تا اذان صبح محسوب می شود را به عنوان هزار ماه معرفی کرده؟ آیا نمی توانست بیشتر یا کم تر باشد؟
    از این گونه مثال ها در قرآن بسیار یاد شده است که زمان ها را به یاد بندگان خود می آورد. به طور مثال، در داستانی از قرآن که منسوب به حضرت عزیر نبی (ع) است، می فرماید که: به او گفت: چه قدر درنگ کردی؟ گفت یک روز، یا بخشی از یک روز. فرمود: خیر؛ بلکه صد سال درنگ کرده ای.(سوره بقره 259). این تفاوت زمان ها در چیست؟ یا در بخش هایی از آن می فرماید، یک لحظه تفکر از 70 سال عبادت بهتر است. آیا تا کنون به این زمان ها دقت کرده اید؟
    در عصر حاضر با محاسبه ی نور و تغییر شکل ماهیت فیزیک حرکت و نور در جهان، معادلاتی در این راه به وجود آمده اند که این اعداد را بیشتر برای ما نمایان کرده است. پروفسور نیما ارکانی حامد، از جمله دانشمندان جوان در علم فیزیک است که در کشور امریکا، در حال حاضر در جایگاه آلبرت اینشتین نشسته و از جمله بزرگترین اساتید فیزیک در این کشور محسوب می شود. این دانشمند جوان، با استفاده از علم فیزیک جدید، و مقایسه ی آن با علوم قرآنی، به نتایج شگرفی در زمینه ی این اعداد در قرآن و مقایسه ی روز و سال ها دست یافته است.
    برای این که این مفاهیم را بهتر و عمیق تر درک کنیم، ابتدا لازم است به شرح برخی مفاهیم فیزیک زمان بپردازیم.
    همان طور که مطلع هستید، طبق محاسبات جدید دانشمندان، جهان کنونی ما انسان ها، یک جهان 3 بُعدی است که از ابعاد طول، عرض و ارتفاع تشکیل شده است. اما پروفسور آلبرت اینشتین بُعد جدیدی را به جهان افزود که بُعد زمان نامیده می شود و در نظریات خود اعلام کرد: «حرکت در جهان مستلزم وجود زمان است.» اما اجسام و اجرامی که بتوانند در هر چهار بُعد احاطه داشته باشند، اجرام فرازمینی یا ماورائی هستند.
    بگذارید کمی بیشتر توضیح بدهم. یک نقطه را تصور کنید؛ در علم فیزیک، نقطه یک جسم بدون بُعد محسوب می شود. چرا که نمی توان به آن حرکت داد یا آن را تحت یک محور تعریف کرد. یک خط راست که متشکل از بی نهایت نقطه است، یک جسم تک بعدی است. زیرا یک خط تحت یک محور ترسیم می شود که فقط طول دارد. اجسام دو بعدی، اجسام مسطح مانند یک صفحه نقاشی است که فقط دارای طول و عرض هستند و عاری از ارتفاع می باشند. بر طبق قواعد فیزیکی، ما که در محیط سه بعدی هستیم، قادر به دیدن اجسام دو بعدی هستیم و بر آن ها احاطه داریم اما اجسام دو بعدی دلیل این که دید افقی دارند، قادر به دیدن ما نیستند. از نظر یک جسم دو بعدی، ما اجسامی نامرئی هستیم مگر تا لحظه ای که سایه ای از ما بر روی صفحه نمایان شود.
    شر به ماهيت وجودي خود، وجود ندارد.
    بلكه شر تنها تعريفي از نبودن خير است.
    شر زماني است كه عشق، خدا، ايمان، و ... در دل ما نباشد.

    آلبرت اينشتين

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,079
    صلوات
    18000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    25 پست
    حضور
    28 روز 22 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    80



    به تصاویر زیر توجه کنید:

    (متأسفانه به دليل اين كه تصاوير در فايل Word طراحي شده قابل به دسترسي در تاپيك نيست)

    جسم سه بعدی، همچون یک گل، یک پرنده و ...، دارای ابعاد طول، عرض و ارتفاع است. و در دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم، همه چیز دارای طول، عرض و ارتفاع است و حتی بسیاری از روابط فیزیکی مانند سرعت، شتاب، فشار، نیرو و ... به همین ابعاد جهان وابسته اند.
    بعد چهارم
    در جهان چهار بعدی، بعد زمان، به سه بعد فضا اضافه شده است. به تعریف فیزیک دانان، جهان یا فضای چهار بعدی، فضایی است که به عنوان فضای مینکوفسکی (Minkowski Space) یا فضای (3+1) نامیده می شود و همان فضایی است که اینشتین از آن در تئوری های نسبیت خاص و نسبیت عام استفاده می کند. برخی از پیش بینی هایی که وی در نسبیت خاص شرح می دهد عبارتند از:
    - توقف زمان: عقربه ی متحرک ساعت (ثانیه شمار) از دیدگاه یک مشاهده گر، آهسته تر از زمانی که استراحت دارد، حرکت می کند. (به عبارت دیگر، سرعت حرکت ثانیه شمار، سریع تر از استراحت آن است.)
    - انقباض طول: از نظر یک مشاهده گر، طول یک میله در هنگام حرکت، کوتاه تر از زمان سکون آن به نظر می رسد.
    -

    رابطه ی انرژی و جرم: که به صورت رابطه ی E=MC2 نوشته می شود.

    همان طور که دیدگاه یک جسم دو بعدی نسبت به ما همچون نگاه کرده به لبه ی کاغذ نازک است، و آن ها ما را نا مرئی می بینند مگر این که سایه ای از ما بر صفحه بیفتد، دیدگاه ما نیز نسبت به محیط و فضای چهار بعدی، به همین شکل است. اجسام چهار بعدی در دنیای ما نامرئی و غیر قابل رویت است، مگر این که سایه ی آن ها قابل رویت شود.
    اکنون دانشمندان متفق القول هستند که جهان کنونی بیش از پنج بعد دارد و جهان ماوراء (عرش و ...) فضایی حدود 11 بعد دارد و پروفسور ارکانی حامد، نیز این امر را اثبات نموده که ذرات قابلیت ارتعاش در 11 بعد را دارند اما ما تنها 3 بعد آن را تشخیص می دهیم.
    به پیش بینی اینیشتین، جهان پنج بعدی، متشکل از فضایی دارای طول، عرض، ارتفاع، زمان و انرژی است. بر خلاف اجسام چهار بعدی که ما می توانیم سایه ی آن ها را مشاهده و احساس کنیم، حتی سایه ی اجسام پنج بعدی هم (چون چهار بعدی هستند) برای ما قابل رویت نیست.
    پس طبق این برآورد، می توان گفت خداوند متعال، در جهانی فراتر از پنج بعد زندگی می کند که برای ما قابل رویت نیست و در همه جای قرآن به مراتب ذکر کرده: شما قادر به دیدن من نیستید! به طور مثال در سوره اعراف آیه ی 143، می فرماید: هنگامی که حضرت موسی به میعادگاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا، خودت را به من نشان ده تا تو را ببینم؛ گفت: هرگز مرا نخواهی دید، ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید؛ اما هنگامی که پروردگارش جلوه بر کوه کرد، آن را همسان با زمین قرار داد و موسی مدهوش به زمین افتاد... .
    همان طور قبلا هم ذکر شد، اجسام سه بعدی بر اجسام دو بعدی احاطه دارند و همین طور، اجسام چهار بعدی به اجسام سه بعدی و اجسام پنج بعدی به اجسام چهار بعدی و کم تر از آن احاطه ی کامل دارند. پس به همین شرط است که خداوند متعال می فرماید: ما از رگ گردن بر شما نزدیک تریم؛ چرا که ایشان احاطه جامع به اجسام در جهان ما دارد؛ و خداوند در سوره ی مجادله می فرماید: «آیا نمی دانی خداوند آن چه در زمین و آسمان است می داند؛ هرگز سه نفر با هم نجوا نمی کنند مگر خداوند چهارمین آن ها است، و هرگز پنج نفر با هم نجوی نمی کنند مگر خداوند ششمین آن ها است و نه تعدادی کم تر و نه تعدادی بیشتر از آن ... سپس روز قیامت آن ها را از اعمالشان آگاه می سازد چرا که خداوند بر هر چیز دانا است.»
    ادامه دارد... .
    شر به ماهيت وجودي خود، وجود ندارد.
    بلكه شر تنها تعريفي از نبودن خير است.
    شر زماني است كه عشق، خدا، ايمان، و ... در دل ما نباشد.

    آلبرت اينشتين

  10. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود