جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حس حضور خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش حس حضور خدا




    ..سلام !
    من یه مشکلی با خودم پیدا کردم ، قبلنا خیلی آروم تر بودم چون همیشه حس میکردم که خدا هست ، همیشه حس میکردم که اصلا تنها نیستم ، اما حالا احساس معلق بودن میکنم ، گاهی حس میکنم که هیچ کسی نیست بهم توجه کنه ! فکر میکنم دیگه واسه خدا اهمیت ندارم و تقصیر خودمه !
    گاهی فکر میکنم که چطوریاست که بعضی توجه مخصوصی از طرف خدا دارند ، یه جورائی نظر کرده ان و شاید من جز اون معمولی هام هیچ جرکت خاصی قرار نیست انجام بدم ! .. این دیگه دست خوده آدمه که توجه خدا نسبت بهش زیاد باشه ؟!
    چون از الآن از شرایط نوجوونی اومدم بیرون یه خورده این تفکرات تو دلم رو خالی میکنه ! چون این احساس معلق بودن بد جوری داره بم فشار میاره ...اینکه آدم اول جوونی حس کنه هیچی نیست اوج نا امیدیه ! ..
    آدم چه طوری میتونه ، حتی با یک شرایط عادی به آرامش برسه ؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 6

    ویرایش توسط استاد : ۱۳۹۱/۱۰/۰۶ در ساعت ۲۱:۵۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط آیور نمایش پست
    ..سلام !
    من یه مشکلی با خودم پیدا کردم ، قبلنا خیلی آروم تر بودم چون همیشه حس میکردم که خدا هست ، همیشه حس میکردم که اصلا تنها نیستم ، اما حالا احساس معلق بودن میکنم ، گاهی حس میکنم که هیچ کسی نیست بهم توجه کنه ! فکر میکنم دیگه واسه خدا اهمیت ندارم و تقصیر خودمه !
    گاهی فکر میکنم که چطوریاست که بعضی توجه مخصوصی از طرف خدا دارند ، یه جورائی نظر کرده ان و شاید من جز اون معمولی هام هیچ جرکت خاصی قرار نیست انجام بدم ! .. این دیگه دست خوده آدمه که توجه خدا نسبت بهش زیاد باشه ؟!
    چون از الآن از شرایط نوجوونی اومدم بیرون یه خورده این تفکرات تو دلم رو خالی میکنه ! چون این احساس معلق بودن بد جوری داره بم فشار میاره ...اینکه آدم اول جوونی حس کنه هیچی نیست اوج نا امیدیه ! ..
    آدم چه طوری میتونه ، حتی با یک شرایط عادی به آرامش برسه ؟




    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 6
    باسمه تعالی
    باسلام:
    اینکه حس می کنید برای خدا اهمیت ندارید،قطعا از وسوسه های شیطانی است که می خواهد با این وسوسه ها بذر نا امیدی ر ا در وجود شما شکوفا کند و این اولین قدم شیطان است که بتواند به واسطه القا این فکرها قدم های بعدی را بردارد
    ما کافی است به ياد دوران داخل رحم مادر بیافتم. مي بينيم خدا ما را که در رحم مادر قرار داد، روزي ما را به طريق خاصي تهيه ديده بود. رحم مادر را نيز طوري طراحي نموده بود که ما در داخل آن از ضربه ها و صدمه ها ايمن باشیم.

    بعد که به دنيا پا گذاشتم چون مي دانست دندان نداریم و برايمان غذا خوردن مثل ديگران امکان نداشت از سينه مادر غذا برايمان ايجاد کرد.
    تازه اين غذا خوردن چون همراه با آغوش گرفتن دل آرام مادر بود احساس آرامش و امنيت مي کردیم.حال چطور خدايی که در کودکي دستمان را گرفته و ما را مورد توجه قرار داده ، الان در بزرگسالي فراموشمان کرده است لذا میبینیم در قرآن کریم یکی از اوصاف حق تعالی ارحم الراحمین است :یعنی مهربان ترین مهربانان


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۱۰/۰۷ در ساعت ۰۱:۱۶


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما راه حل:

    اساسا باید بدانیم ناامیدی ناشي از نقصان معرفت و يقين نسبت به حق تعالی است. که با تقويت اين دو ،انسان هرگزگرفتار يأس نخواهد شدما اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشیم به یکی از با افتخارترین روش های رسیدن به آرامش معنوی دست پیدا کرده ایم و آن گاه است که می توانیم بگوییم
    الا بذکر الله تطمئن القلوب
    دقت کنید در قرآن نیامده است تطمئن القلوب بذکرالله که معنایش این بشود امور دیگری هم هستند کنار یاد خدا که باعث آرامش قلوب می شوند.
    بلکه حق تعالی فرموده
    الا بذکرالله تطمئن القلوب که در واقع انحصار را می خواهد برساند
    یعنی فقط یاد خدا هست که باعث آرامش قلب ها می شود

    بنابراین
    اجراي فرايض ديني علاوه بر اين كه احساسات معنوي انسان را تحريك مي‌كند، از ناملايمات و ناراضي‌هاي روزمره مي‌كاهد. و ایجاد ارتباط قلبي درقالب نماز و دعا با نيروي برترين الهي مي‌تواند با افزايش قدرت تحمل و بالا بردن آستانه صبر و شكيبايي فرد، در كنترل ناملايمات و ناراضي‌هاي روزمره كمك بسياري كند

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۱۰/۰۷ در ساعت ۲۰:۲۲


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    حس حضور خدا
    حس حضور خدا
    حس حضور خدا



    مردی با خود زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن!

    یک سار شروع به خواندن کرد، اما مرد نشنید.

    فریاد برآورد: خدایا با من حرف بزن!
    آذرخش در آسمان غرید، اما مرد گوش نکرد.

    مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت: خدایا بگذار تو را ببینم.
    ستاره‌ای درخشید، اما مرد ندید.

    مرد فریاد کشید: یک معجزه به من نشان بده!
    نوزادی متولد شد، اما مرد توجهی نکرد.

    پس مرد در نهایت یأس فریاد زد:
    خدایا بگذار بدانم که اینجا حضور داری!

    در همین زمان خداوند مرد را لمس کرد.
    اما مرد پروانه را با دستش پراند و به راهش ادامه داد.

    بیدلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی‌دیدش و از دور خدایا می‌کرد



    حس حضور خدا
    حس حضور خدا
    حس حضور خدا




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    حس حضور خدا
    حس حضور خدا
    حس حضور خدا



    الا بذکر الله تطمئن القلوب

    «یاد خدا کردن، آرامشی است بر دل‌ها» اما سوالی مطرح است. . . آیا «یاد» و «به یاد آوردن» مخصوص شخص غایب نیست؟ به عنوان مثال اگر در جمعی، همگی افراد حضور داشته باشند، آیا باز هم ما از کسی یاد می‌کنیم؟ بدیهی است که حضور فرد باعث می‌شود که ما او را حاضر بدانیم زیرا حضور فرد را در جمع احساس می‌کنیم.

    اما علاوه بر «کمیت» یاد کردن؛ در دنیای «کیفیت»، یا به عبارتی دنیای عرفان، متوجه خواهیم شد که بحث کیفیت دارای اولویت بسزایی است؛ کیفیت انجام کار، کیفیت خواسته‌ها، کیفیت شناخت، و به تبع آن کیفیت درک و فهم، کیفیت حضور یا به عبارتی «حس حضور» و سایر موارد...
    سکه وجودی انسان از دو بخش تشکیل شده است: کمیت و کیفیت.

    ما هرگز از «کمیت و کیفیت» جدا نیستیم؛ حتی برای یک لحظه. به عنوان مثال: یک کارمند هر روز به سرکار خود می‌رود. یک بخش از کار این فرد دارای بعد «کمیت» است: این فرد چند ساعت در سرکار مشغول فعالیت است؟ چه وظایف و مسئولیت‌هایی را بر عهده دارد؟ چه میزان حقوق دریافت می‌کند؟ و سایر موارد کمیتی...

    اما از بعد دیگر «کیفیت» کار چگونه است؟ این فرد با چه ذوقی در محل کار حاضر شده است؟ با چه عشقی شروع به فعالیت می‌کند؟ و در یک کلام، کیفیت حضور این فرد در آن محیط چگونه است؟

    حال بیاندیشیم که ما با چه کیفیتی، طراح نقش آفرین هستی را احساس می‌کنیم؟

    خداوند می‌فرماید: «من از رگ گردن به شما نزدیکترم.» (سوره ق-16) آیا این نزدیکی و حس حضور را تجربه می‌کنیم؟

    یا اینکه می‌گوییم تنها «یاد» او کفایت می‌کند؟
    خداوند را غایب می‌پنداریم و تنها «یادش» می‌کنیم؟
    آیا شایسته‌تر نیست که بالاتر از «یاد» حرکت کنیم و با تمام وجود احساسش کنیم؟


    مردان خدا پرده پندار دریدند
    یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند



    حس حضور خدا
    حس حضور خدا
    حس حضور خدا





  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953





    حس حضور خدا
    حس حضور خدا
    حس حضور خدا




    تا به کی ناله و فریاد که آن یار کجاست
    همه آفاق پر از یار شد اغیار کجاست


    چگونه حس حضور داشته باشیم؟


    آیا به هر کس که از گذری در حال عبور است، می‌گویند بیا، این «حس حضور» را داشته باش؟ آیا هر طریقی را طریقتی نیست؟ آیا هر راهی را رسمی نیست؟ بدون شک برای به دست آوردن چنین کیفیتی، می‌بایست متصل بود.

    «ادعونی استجب لکم» ، «اعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا» ، «اقیموا الصلاه (مقیم شدن در اتصال)»
    این‌ها پیام‌هایی هستند که به گوش اکثریت قریب به یقین ما خورده است. حال با خود بیاندیشیم: آنهایی که به چنین کیفیت‌هایی دست پیدا کردند و اصطلاحاً مقیم اتصال شدند، آیا مشتاق و مشتاقان نبودند؟ پس سرمایه اشتیاق خود را خرج کنیم، تا سودی فراتر از تصور زمینی برایمان حاصل شود.


    خوشا آنان که دائم در نمازند
    بهشت جاودان بازارشان بی


    مراحل رسیدن به حس حضور به این شرح است : ابتدا ذکر زبانی یا الله یا الله ، سپس ذکر قلبی خداوند ، بعد الله وجودی یعنی انسان با تمام وجود حضور خداوند را لمس و درک کند .

    گر چه هدف نهایی در ذکر ،ذکر قلبی و توجه به ذات الهی است اما مسیر طبیعی در این راه برای ما انسان های عادی این است که ابتدا باید از ذکر لفظی و توجه به اسماء و صفات الهی شروع کرده به تدریج به مرتبه ذکر قلبی و توجه به ذات الهی دست پیدا کنیم .

    حس حضور به این معنا است که انسان متوجه باشد که پیوسته در حضور خداوند است و خدا او را می بیند و شاهد و ناظر اعمال و رفتار او است . ( عالم محضر خداست...)
    نقطه مقابل ذکر ، غفلت است که بزرگترین دشمن و مانع حرکت تکاملی انسان است : غفلت از مبدا ، معاد و مسیر بین این دو.

    " پس هر سو رو کنید آنجا روی خداست ."

    خداوند در قرآن به کرِِّات اشاره دارد که خدا آگاه به پیدا و پنهان جهان و کردار ماست. ما باید با “حس حضور “ درک کنیم که خدا ناظر بر اعمال ماست در چنین حالتی انسان از انجام گناه در محضر خدا شرم می کند .

    منبع : اینترنت





    حس حضور خدا
    حس حضور خدا
    حس حضور خدا




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    30
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام
    یک نکته کوچک که شاید خیلی ربط نداشته باشه ولی:
    گاهی وقت ها دعای ما مستجاب نمی شود یا اتفاقی که می خواهیم نمی افتد بعد سریع فکر می کنیم که خدا دیگه به ما توجه نداره و فکر می کنیم که حضور خدا را درک نمی کنیم و نا امید میشیم در صورتی که ممکن است این کار به صلاحمان نباشد (مصلحت نباشد یا خیری در کار نباشد) یا عوامل مستجاب نشدن دعا را انجام داده باشیم (مثلا گناه) یا خداوند بخواهد بهتر از آن ولی در موقع مناسبش به ما بدهد....
    ویرایش توسط س.محمد.ک : ۱۳۹۱/۱۰/۰۷ در ساعت ۱۳:۰۸
    یاد آن خانه های پنج دری بخیر...
    حیاط پر از باغچه های کوچک با گل های قشنگ و درختان سرسبز
    و حوضچه های پر از آب و ماهی های قرمز کوچک
    و شمعدانی های خوشبو دور تا دور حوض و ایوان
    طاقچه های قدیمی که توی آن قرآن کریم می گذاشتیم
    چه خوب بود ، معنویت بود
    صفا بود، صمیمیت بود ، طراوت بود.....


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    577
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 21 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    2



    حس حضور خدا

    من در انزوای دشت
    در سکوت آسمان
    فریاد می زنم
    تا همیشه
    تا همیشه
    تا همیشه
    دوستت دارم
    حتی اگر پاسخی به گوشم نرسد
    اما تو در این سکوت و بی صدایی پاسخ نمی دهی و شاید من گوش شنیدن آن را ندارم،

    امــــــا
    در بهبوهه ی این دنیای شلوغ،در این ازدحام جمعیت وقتی نگاهم به آسمان است،وقتی در دلم می گویم:خدایا دوستت دارم؛لحظه ای نمی گذرد که صدایی گوشم را می نوازد و می گوید: من به تو عشق می ورزم،
    حتی در این دنیای پرسر
    وصدا هنوز هم صدای خدا به گوش می رسد.

    گوش کن،باور کن خواهی شنید...


    دل نوشته ی خودم


    حس حضور خدا

    ویرایش توسط nasim7 : ۱۳۹۱/۱۰/۱۰ در ساعت ۰۱:۳۳
    هرکس کربلا را عشق می ورزد،
    باید فاصله ی خویش تا کربلا را اندازه بگیرد واز خویش بپرسد:
    بر لب فرات زندگی،تاکنون چند بار به خاطر دیگران از خود گذشته است؟


    بدوبیا
    رنگ خدایی بزن


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    577
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 21 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    2



    حس حضور خدا


    خدا در تک تک لحظات ما هست،اشکال از ماست،ازگیرنده های ما وگرنه فرستنده ی خدا همیشه پیام می فرسته..........


    حس حضور خدا

    هرکس کربلا را عشق می ورزد،
    باید فاصله ی خویش تا کربلا را اندازه بگیرد واز خویش بپرسد:
    بر لب فرات زندگی،تاکنون چند بار به خاطر دیگران از خود گذشته است؟


    بدوبیا
    رنگ خدایی بزن

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه تعالی

    جمع بندی

    پرسش

    من یه مشکلی با خودذ پیدا کردم ، قبلنا خیلی آروم تر بودم چون همیشه حس میکردم که خدا هست ، همیشه حس میکردم که اصلا تنها نیستم ، اما حالا احساس معلق بودن میکنم ، گاهی حس میکنم که هیچ کسی نیست به من توجه کند ! فکر میکنم دیگه واسه خدا اهمیت ندارم و تقصیر خودم هست ! گاهی فکر میکنم که چطوری است که بعضی توجه مخصوصی از طرف خدا دارند ، یه جورائی نظر کرده اند و شاید من جز اون معمولی هام هیچ جرکت خاصی قرار نیست انجام بدهم ! .. این دیگه دست خود آدم هست که توجه خدا نسبت بهش زیاد باشد ؟! چون از الآن از شرایط نوجوونی آمدم بیرون یه خورده این تفکرات تو دلم رو خالی میکند ! چون این احساس معلق بودن بد جوری بهم فشار می آورد ...اینکه آدم اول جوونی حس کند هیچی نیست اوج نا امیدیه ! ..آدم چه طوری میتواند، حتی با یک شرایط عادی به آرامش برسد ؟

    پاسخ


    اینکه حس می کنید برای خدا اهمیت ندارید،قطعا از وسوسه های شیطانی است که می خواهد با این وسوسه ها بذر نا امیدی ر ا در وجود شما شکوفا کند و این اولین قدم شیطان است که بتواند به واسطه القا این فکرها قدم های بعدی را بردارد
    ما کافی است به ياد دوران داخل رحم مادر بیافتم. مي بينيم خدا ما را که در رحم مادر قرار داد، روزي ما را به طريق خاصي تهيه ديده بود. رحم مادر را نيز طوري طراحي نموده بود که ما در داخل آن از ضربه ها و صدمه ها ايمن باشیم.

    بعد که به دنيا پا گذاشتم چون مي دانست دندان نداریم و برايمان غذا خوردن مثل ديگران امکان نداشت از سينه مادر غذا برايمان ايجاد کرد.
    تازه اين غذا خوردن چون همراه با آغوش گرفتن دل آرام مادر بود احساس آرامش و امنيت مي کردیم.حال چطور خدايی که در کودکي دستمان را گرفته و ما را مورد توجه قرار داده ، الان در بزرگسالي فراموشمان کرده است لذا میبینیم در قرآن کریم یکی از اوصاف حق تعالی ارحم الراحمین است :یعنی مهربان ترین مهربانان




    اما راه حل:

    اساسا باید بدانیم ناامیدی ناشي از نقصان معرفت و يقين نسبت به حق تعالی است. که با تقويت اين دو ،انسان هرگزگرفتار يأس نخواهد شدما اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشیم به یکی از با افتخارترین روش های رسیدن به آرامش معنوی دست پیدا کرده ایم و آن گاه است که می توانیم بگوییم
    الا بذکر الله تطمئن القلوب

    دقت کنید در قرآن نیامده است تطمئن القلوب بذکرالله که معنایش این بشود امور دیگری هم هستند کنار یاد خدا که باعث آرامش قلوب می شوند.
    بلکه حق تعالی فرموده
    الا بذکرالله تطمئن القلوب که در واقع انحصار را می خواهد برساند

    یعنی فقط یاد خدا هست که باعث آرامش قلب ها می شود

    بنابراین
    اجراي فرايض ديني علاوه بر اين كه احساسات معنوي انسان را تحريك مي‌كند، از ناملايمات و ناراضي‌هاي روزمره مي‌كاهد. و ایجاد ارتباط قلبي درقالب نماز و دعا با نيروي برترين الهي مي‌تواند با افزايش قدرت تحمل و بالا بردن آستانه صبر و شكيبايي فرد، در كنترل ناملايمات و ناراضي‌هاي روزمره كمك بسياري كند



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود