صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦




    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦

    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦

    شیطان شناسی در قرآن

    مقدّمه


    از آن جا که انسان موجودی است ذاتا طالب کمال نهایی و سعادت ابدی و همیشه در اندیشه شناخت کمال ابدی و نهایی و راه های وصول به آن و نیز شناخت موانع نیل به آن و کیفیت برطرف کردن آن هاست و نیز از آن جا که شیطان را یکی از موانع مهم در راه نیل به کمال نهایی خود می داند.

    به همین دلیل
    همیشه سعی دارد تا این موجود پلید را به خوبی شناخته، راه های مبارزه با او را نیز بشناسد و از این رو، به لحاظ تاریخی، مسأله شیطان و کیفیت خلقت و فلسفه آفرینش او، برنامه های او برای اغوای انسان و دام های گسترده و ابزار و وسایل اغواگری اش، مسأله حزب شیطان و کیفیت مبارزه با آن و مسائل دیگری از این قبیل همزاد انسان است.

    همیشه و در هر جا سخن از شیطان بوده، سؤالات متعددی نیز درباره او مطرح می شده است.







    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    577
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 21 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    2



    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦

    آفرينش شيطان


    از آيات متعدد قرآن استفاده مى شود كه ماده اوليه شيطان "آتش" بوده است; مثلا، در آيه اى مى فرمايد: "و اذقلنا للملائكة اسجدوا لادم فسجدوا الاّ ابليس كانَ من الجنّ ففسق عن امر ربّه." (كهف:5)
    چنان كه ملاحظه مى شود، اين آيه شريفه، ابليس را از جن مى داند. ابليس اسم خاص همان شيطانى است كه اغواگر حضرت آدم بود و خداى تعالى در قرآن گاهى با عنوان "ابليس" و گاهى با عنوان "شيطان" از او تعبير مى كند.
    از سوى ديگر، آياتى خلقت جن را از آتش مى داند: "والجانَّ خلقناه من نار السّموم" (حجر:27); "و خلق الجانّ من مارج من نار" (الرحمن: 15)
    خود شيطان هم خلقت خود را از آتش مى داند، آن جا كه خداوند از او سؤال مى كند: چه چيزى مانع سجده كردن تو بر آدم شد، گفت: "انا خيرٌ منه خلقتنى من نار و خلقته من طين." (ص: 76) در جاى ديگر، مى گويد: "ءَاسجدُ لمن خلقت طيناً" (اسراء:61)
    اما اين كه منظور از "آتش" همين آتش معمولى است يا آتش ديگرى شبيه اين، از قرآن چيزى به دست نمى آيد.
    ممكن است گفته شود: اصل معناى جنّ ستر و پوشش است و از اين رو، به جنين هم "جنين" گفته مى شود; چرا كه در پوشش رحم مادر قرار دارد و مستور است. جنيان را هم به دليل مستور بودنشان "جنّ" گويند.
    به بهشت و باغ نيز "جنّت" گويند; چون تحت پوشش شاخه هاى درختان است. بر ديوانگى هم به دليل مستوربودن عقل و شكوفا نبودن آن "جنون" اطلاق مى شود.
    پس با توجه به آنچه گفته شد، مى توان گفت: ملائكه هم جن هستند; زيرا مستور از چشمان هستند و به صرف اين كه قرآن مى فرمايد: كان من الجنّ ففسق عن امرِ ربّه (كهف: 50) نمى توان به وسيله آن اثبات كرد كه ابليس از فرشتگان نبوده; چرا كه ممكن است به دليل مستور بودن فرشتگان، بر ابليس هم، كه از آن ها بوده جن اطلاق شده باشد.
    اما چنين برداشتى خلاف ظاهر آيه شريفه است. علاوه بر آن، در هيچ آيه اى واژه "جن" بر ملائكه اطلاق نشده است، بلكه جن در قرآن نام طايفه اى از موجودات مكلّف است كه معمولا در برابر "انس" قرار گرفته; مانند: "يا معشر الجنِّ و الانس الَم يأتِكم رسلٌ منكم يقصّون عليكم آياتىوينذرونكم لقاءَ يومكم هذا"(انعام:130);
    "و ما خلقتُ الجنَّ و الانس الاّ ليعبدون" (ذاريات: 56);
    "و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجنِّ و الانس." (اعراف: 179)
    بنا به قول بعضى از مفسّران، گاهى هم "جن" در برابر فرشتگان قرار گرفته است; مانند: "و يومَ نحشرهم جميعاً ثم نقولُ للملائكةِ هؤلاءِ ايّاكم كانوا يعبدون قالوا سبحانك انت وليُّنا من دونهم بل كانوا يعبدون الجنِّ." (سبا: 41) از آنچه گفته شد، جواب اين سخن هم كه "شيطان نخست فرشته بود، ولى پس از امتناع از سجده بر آدم و تمرّد از امر الهى از درگاه احديت رانده شد و به اضلال و اغواى خلق پرداخت" نيز روشن مى گردد.

    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦
    نشريه معرفت ، شماره 62
    http://www.aviny.com


    ویرایش توسط nasim7 : ۱۳۹۱/۱۰/۱۵ در ساعت ۱۲:۴۳
    هرکس کربلا را عشق می ورزد،
    باید فاصله ی خویش تا کربلا را اندازه بگیرد واز خویش بپرسد:
    بر لب فرات زندگی،تاکنون چند بار به خاطر دیگران از خود گذشته است؟


    بدوبیا
    رنگ خدایی بزن

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


    آیا انسان در برابر شیطان مجبور است؟


    نه تنها انسان با علم حضوری، پی به مختاربودن خود می برد(13) و نه تنها آیات متعددی از قرآن دلالت بر اختیار انسان می کنند،(14) بلکه آیات فراوان دیگری نیز دلالت دارند که انسان در برابر شیطان مسلوب الاختیار نیست، بلکه شیطان از طریق تزیین (آراستن، زیباجلوه دادن)(15)، وسوسه(16)، دعوت(17)، تسویل (فریفتن)(18) استزلال (لغزاندن)(19)، افتنان (به فتنه انداختن)(20) اضلال (گمراه کردن)(21)، ایحاء (القا کردن سخن، وحی کردن، وسوسه کردن)(22) وعده دروغ(23) و مانند آن انسان را به نافرمانی خدا سوق می دهد و این همه، از لوازم شیطنت است.

    باید توجه داشت که اگر در بعضی از آیات اشاره به سلطه شیطان بر بعضی افراد شده،(24) این سلطه تکوینی نیست و از این رو، شیطان در قیامت، به هنگام رویارویی با پیروان خود می گوید:
    «انّ اللّه وعدکم وعدالحقّ و وعدتکم فاخلقتکم و ما کان لی علیکم من سلطانٍ الاّ ان دعوتکم فاستجبتم لی فلاتلومونی ولوموا انفسکم و ما انتم بمصرخیّ انّی کفرت بما اشرکتمون من قبل...»(ابراهیم:22)

    البته روشن است که سلطه در آیه شریفه، اطلاق دارد و شامل هر نوع سلطه ای می شود، چه سلطه بر ابدان باشد و چه سلطه بر افکار و اندیشه ها.
    دعوت شیطانی و تزیین اعمال و تسویل و وسوسه توسط شیطان ممکن است در انسان میل و شوق به گناهان ایجاد کند و انسان هم پس از آن به راحتی تن به معصیت و نافرمانی خدا دهد، ولی این به معنای مسلوب الاختیار کردن انسان نیست ،بلکه او مخیّر است که دل و فکر خود را جایگاه و سنگر شیطان قرار دهد یا جایگاه ذکرالهی.

    بسیارند کسانی که حاضر نیستند، حتی یک لحظه، قلب خود را جایگاه وساوس شیطانی قرار دهند؛ دل های آن ها لبریز از ایمان به خداست و همیشه بر او توکّل دارند و از این رو، شیطان هم بر آن ها هیچ سلطه ای ندارد:
    «انّه لیس سلطانه علی الّذین آمنوا و علی ربّهم یتوکلّون» (نحل: 99)

    او بر بندگان خدا (کسانی که واقعا بنده او هستند) هیچ سیطره ای ندارد، مگر بر پیروان گمراه خود:

    «انّ عبادی لیس لک علیهم سلطانٌ الاّ من اتّبعک من الغاوین» (حجر:42)






    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    577
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 21 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    2



    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


    دام ها و برنامه هاى شيطان


    پس از آن كه ابليس مأمور سجده بر آدم شد و به سبب كبر و غرورى كه داشت از سجده بر او ابا كرد، به خداى متعال گفت: اگر تا قيامت مرا زنده بگذارى، همه فرزندان او ـ جز عدّه كمى ـ را گم راه كرده و آن ها را از راه طاعت و بندگى تو بدر خواهم برد: "قال ارأيتَك هذا الّذى كرمت علىّ لئن اخّرتن الى يوم القيامة لاحتنكنّ ذرّيّته الاّ قليلا." خداى متعال هم فرمود: برو كه كسانى كه از آن ها پيرو تو باشند، جهنم جزاى آن هاست كه مسلّماً جزايى تمام خواهد بود: "قال اذهب فمن تبعك منهم فانّ جهنّم جزاؤكم جزاءً موفوراً."
    در اين جا خداوند به اسباب و وسايل و دام هاى شيطانى براى گم راه كردن مردم اشاره كرده، خطاب به شيطان مى فرمايد: از آن ها هركه را توانستى با صدايت تحريك كن و با سواران و پيادگانت بر آن ها بتاز و با آن ها در اموال و اولاد شركت كن و به ايشان وعده بده. و شيطان جز فريب به آن ها وعده نمى دهد. در حقيقت، تو را بر بندگان من تسلّطى نيست و حمايت گر و وكيلى (همچون) پروردگارت بس است: "واستفزز من استطعت منهم بصوتك و اجلب عليهم بخيلك و رجلك و شاركهم فى الاموال و الاولاد وعدهم و ما يعدهم الشيطان الاّ غروراً انّ عبادي ليس لك عليهم سلطان و كفى بربّك وكيلا." (اسرا: 64ـ65)
    به راستى، اگر دقت كنيم، مى بينيم خداى متعال چهار دام و ـ به عبارت ديگر ـ چهار وسيله و برنامه براى شيطان در اضلال و اغواى ديگران برمى شمرد كه هميشه در دنيا به انحاى گوناگون كاربرد فراوانى دارند:

    1. "واستفزز من استطعت منهم بصوتك"; هر كه را توانستى با صدايت تحريك كن و وسوسه نما. امروز هم شياطين بزرگ انس با پشتوانه و اعتماد به شياطين جن و ملاك قرار دادن آن ها به وسيله بنگاه هاى عظيم تبليغاتى خود و ابزار و وسايل ديگر، شايعات و تبليغات فراوان و دروغينى را براى گم راه كردن مردم و به خصوص جوانان به راه مى اندازند; تبليغاتى كاملا حساب شده در قالب خبر، شعر، مصاحبه، طنز و مانند آن ها كه فقط احزاب شيطانى را ياراى چنين تبليغاتى است.

    2."واجلب عليهم بخيلك و رجلك"; با فريادت لشگر سواره و پياده را به جانب آنان روانه كن. بزرگان شياطين انس هم نيروهاى عظيمى تحت عناوين گوناگون مانند "نيروهاى واكنش سريع" براى اهداف دروغينى مانند مبارزه با تروريسم آماده كرده اند كه در هر لحظه و در هر گوشه اى از جهان خواستند، هرطور صلاح ديدند، حمله مى كنند تا به اهداف شيطانى خود نايل شوند; اهدافى مانند سركوب كردن جنبش هاى آزادى بخش و استقلال طلب، حمايت از اقمار خود، كسب منافع اقتصادى و سياسى و باج گيرى.

    3."و شاركهم فى الاموال و الاولاد"; و با آنان در اموال و اولاد شريك شو. از جمله برنامه هاى شيطانى احزاب شيطانى در سلطه بر بندگان خدا و اغواى آن ها، رواج مسأله ربا در بين آن ها و سلطه بر منافع اقتصادى آن هاست تا هم اموال و ثروت هاى آن ها را به غارت ببرند و هم آن ها را مطيع خود و در نهايت، منحرف سازند. از سوى ديگر، هجمه فرهنگى به آن ها و شيوع فحشا و منكرات و ايجاد مراكز فساد و ازدياد فرزندان نامشروع و در يك كلمه، از خود بيگانه كردن جوانان، به طورى كه فرهنگ بيگانه را فرهنگ خود بپندارند و به طور كلى، حيوانيت را به جاى انسانيت تلّقى كنند و از فطرت الهى و ويژگى هاى انسانى خود كاملا بيگانه شوند، از جمله برنامه هاى شياطين است كه از طريق مسائل اقتصادى و تهاجم فرهنگى بر ايشان قابل دست رسى است.

    4."و عدهم"; و به آن ها وعده (دروغين) بده و (آن ها را بفريب".
    آن ها را با وعده دروغين ـ كه اگر به برنامه هاى ما عمل كنيد، در آينده نه چندان دور به اوج رفاه و آسايش و دموكراسى خواهيد رسيد و اگر عمل نكنيد، هر لحظه از مدينه فاضله فاصله خواهيد گرفت و وعده هاى ديگر ـ اعوان و ياران خود را فريب مى دهند.
    اما قرآن در خاتمه هشدار مى دهد تا مبادا بندگان صالح خدا فريب چنين وعده هاى دروغينى را بخورند: "و ما يعدهم الشيطان الاّ غروراً" و شيطان به غير از فريب دادن، به آن ها وعده اى نمى دهد. و باز خطاب به شيطان فرمايد: "انّ عبادي ليس عليهم سلطان"; بر بندگان من (هيچ گونه) سلطه اى نخواهى داشت. "و كفى بربّك وكيلا."

    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


    نشريه معرفت ، شماره 62
    http://www.aviny.com


    ویرایش توسط nasim7 : ۱۳۹۱/۱۰/۱۶ در ساعت ۱۲:۱۰
    هرکس کربلا را عشق می ورزد،
    باید فاصله ی خویش تا کربلا را اندازه بگیرد واز خویش بپرسد:
    بر لب فرات زندگی،تاکنون چند بار به خاطر دیگران از خود گذشته است؟


    بدوبیا
    رنگ خدایی بزن

  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦



    شیاطین انس و جن

    بعضی از آیات سخن از شیاطین انس و جن دارند:
    «و کذلک جعلنا لکلّ نبیٍ عدّوا شیاطین الانس و الجنّ یوحی بعضم الی بعضٍ زخرف القول غرورا و لو شاء ربّک ما فعلوه فذرهم و ما یفترون و لتصغی الیه أفئدةُ الّذین لایؤمنون بالاخرة و لیرضوه و لیقترفوا ما هم مقترفون.» (انعام: 113)

    چنان که از آیه استفاده می شود، شیاطین انس و جن برنامه های اغواگرانه خود را به طور پنهانی، سریع و فریبنده به دیگران القا می کنند و این جاست که در اثر این القاءات دل های افراد بی ایمان به آخرت نسبت به آن ها متمایل گشته، سخنان و برنامه هایی را که ظاهری زیبا و باطنی زشت و کریه دارند، از آنان می پذیرند و به آن دل گرم می شوند و از این طریق، به انواع گناهان شقاوت بار آلوده می شوند: «ولیقترفوا ما هم مقترفون.»
    نه تنها شیاطین جن، بلکه شیاطین انس هم برای گم راه کردن مردم برنامه ریزی ها می کنند و از این رو، قرآن به سران منافقان، که از هیچ کوششی برای شکست مسلمانان دریغ نمی کردند، لقب «شیاطین» می دهد:
    «واذا لقوا الّذین آمنوا قالوا آمّنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انّا معکم انّا نحن مستهزئون» (بقره: 14)



    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦



    حزب شیطان

    از بعضی از آیات استفاده می شود که خدای تعالی به انسان هشدار می دهد که شیطان دشمن شماست، شما هم او را دشمن تلقّی کنید و از پی روی او بپرهیزید که هدفش جز اغوای شما چیزی نیست و او حزب و گروهش را به راه های منحرف دعوت می کند و این جز دوزخ را در پی نخواهد داشت:
    «انّ الشیطان لکم عدوٌ فاتخذوه عدّوا انّما یدعوا حزبه لیکونوا من اصحاب السّعیر.» (فاطر:6)

    اما در این که منظور از «حزب شیطان» چیست، قرآن خود توضیح می دهد؛ در بعضی از آیات(25)، پس از معرفی منافقان و تبیین بعضی از برنامه ها و توطئه های آن ها مانند طرح دوستی آن ها با غضب شدگان الهی، در مشکلات و گرفتاری ها با مسلمانان نبودن، با سوگند دروغ اعلان وفاداری کردن نسبت به مؤمنان، با سوگند مردم را از راه خدا بازداشتن وعیدهای مکرر به آن ها دادن می فرماید:
    «استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذکراللّه اولئک حزب الشیطان الا انّ حزب الشیطان هم الخاسرون.» (مجادله: 19)؛
    شیطان بر آنان استیلا پیدا کرده، یاد خدا را از خاطرشان محو نمود. آنان حزب شیطانند. آگاه باشید که حزب شیطان زیان کارانند.

    پس در واقع، حزب شیطان دو مشخصه بارز دارند: یکی سلطه شیطان بر آن ها و دیگری فراموش کردن خدا. دو مشخصه ای که هر یک از آن ها به تنهایی می تواند تباه کننده سعادت دنیوی و اخروی انسان باشد و از همین طریق شیطان برنامه های خود را اجرا می کند.
    امام علی علیه السلام می فرماید: «الا و انّ الشیطان قد جمع حزبه و استجلب خیله و رجله..»(26)؛ آگاه باشید که شیطان حزب خود را جمع آوری کرده وسواره ها وپیاده های(لشکر)خویش رافراخوانده است.




    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


    مرحوم علّامه جعفری در ذیل کلمات گران سنگ مزبور می گوید: «مسلّم است که حزبی به نام «حزب شیطان» با علامت مخصوص یا لباس مشخص در هیچ نقطه ای از تاریخ بشری نمودار نگشته است. ما با هر حزبی که در تاریخ روبه رو می شویم، با یکی از صفات جالب، که مفهوم آرمانی انسانی دارد، خود را مشخص کرده است، مانند حزب عدالت، حزب آزادی، حزب ترقی خواهان و غیره... بنابراین، مقصود از «حزب شیطان» یک حزب رسمی با یک برنامه معیّن و هدف مشخص شیطانی نیست، بلکه بنا به قاعده اصلی:
    ناریان مر ناریان را طالبند
    نوریان مر نوریان را جاذبند

    منظور گردهمایی و تشکّل افراد و گردهمایی از انسان نماهاست که هوا و هوس ها و خودکامگی ها... و مقام پرستی و تورم «خود طبیعی» آنان را با یکدیگر متشکّل ساخته، همداستان و همرزم و هم پیاله نموده است. این گونه تشکّل، که امیرالمؤمنین علیه السلام آن را «حزب شیطان» می نامد، از نظر ماهیت و نتیجه، پست تر و وقیح تر از تشکّل حیوانات درنده می باشد؛ زیرا درندگان هر اندازه و به هر کیفیتی هم که متشکّل گردند، نمی توانند به فعالیت های وسیع تر و عمیق تر از محدوده غرایز معیّن خود بپردازند.

    مثلاً، تشکّل ببرها هرگز نمی تواند تحوّل پلید در گروه ببرها یا دیگر جانداران به وجود بیاورد، در صورتی که حزب شیطان، که از افراد انسانی تشکیل می یابد، دارای نیروها و استعدادهایی است که به وسیله آن ها می توانند ارزش ها را نابود کنند، تحوّلات قهقرایی ایجاد کنند، اگر موقعیت ایجاب کند راه هایی را که به پوچی حیات منتهی می گردد پیش پای مردم بگسترانند. حزب شیطانی مختصات دیگری هم دارد؛ از آن جمله می تواند از مفاهیم عالی انسانی مانند علم، تکامل، عدالت، وطن، آزادی، سوءاستفاده نموده با تحریک ابعاد آرمان جویی در انسان ها آنان را تا اعماق تباهی براند.»(27)

    بعضی از آیات هم دلالت دارند که شیطان لشکریانی دارد که آن ها را برای اغوای مردم استخدام می کند:

    «و جنودُ ابلیس اجمعون» (شعرا: 95)؛ «انّه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم انّا جعلنا الشیاطین اولیاء للّذین لا یؤمنون» (اعراف: 27)؛
    «واذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربّه افتتخّذونه و ذرّیتّه اولیاء من دونی و هم لکم عدوٌ بئس للظالمین بدلاً» (کهف:50)


    سخنان امام علی علیه السلام در نهج البلاغه نیز بیانگر این واقعیت است، آن جا که می فرماید: «آنان در زندگی به شیطان اعتماد کردند؛ او را تکیه گاه خویش و ملاک کارشان قرار دادند، او هم آنان را دام خود و وسیله ای برای اضلال دیگران قرار داد و سینه های آن ها را لانه خود ساخت. در درون آن ها تخم های رذالت و پستی گذاشت و جوجه های آن را در دامنشان پرورش داد؛ با چشم آن ها می بیند و با زبان آن ها سخن می گوید و به کمک آن ها بر مرکب اضلال و گم راهی خود سوار شده، کارهای زشت و ناپسند را در نظرشان زیبا جلوه داده است. اینان مانند کسی هستند که عملشان شاهد بر این است که با مساعدت شیطان انجام شده و گفتار باطل را او بر زبانشان جاری کرده است.»(28)

    به هر حال، وقتی دل هایی که باید جایگاه یاد و ذکر الهی باشند به لانه شیطان تبدیل شوند، خیالات، وسوسه ها، توهّمات، شک و تردیدها، انکار و تکذیب ها و در نهایت توطئه ها شروع می شوند؛ کارهایی که در واقع همگی تخم ریزی ها و یا جوجه های شیطانی هستند. آن گاه چنین افرادی خود وسیله ای برای شیطان در جهت صیدکردن و اضلال کردن می شوند؛ چشمان آن ها چشمان شیطانی و زبان هایشان زبان های شیطانی خواهد بود، به طوری که همه کلماتشان سخنان شیطان است. آری، افرادی این چنینی همان حزب و جمعیت شیطانی و دست یاران او هستند.

    اینان کسانی هستند که قبلاً ویژگی های انسانی داشتند، اما در اثر پذیرش دعوت شیطان و زیر چتر و حزب او درآمدن، از صراط مستقیم الهی منحرف گشته، آن ویژگی های انسانی را از دست دادند و خود به یکی از شیاطین انسی مبدّل گشتند.


    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


    حزب اللّه
    با توجه به آنچه در مورد حزب شیطان و آیات مربوط به آن گفته شد، تذکر این نکته لازم است که از منظر قرآن، حزب دیگری نیز وجود دارد که در برابر حزب شیطان قرار دارد و آن «حزب اللّه» است. اما در این که منظور از «حزب اللّه» چیست، قرآن ویژگی های افراد تحت پوشش این حزب را چنین بیان می دارد:

    «لا تجد قوما یؤمنون باللّه و الیوم الآخر یوادّون من حادّاللّه و رسوله ولو کان آباؤهم او ابناؤهم او اخوانهم او عشیرتهم اولئک کتب فی قلوبهم الایمان و ایدّهم بروحٍ منه و یدخلهم جناتٍ تجری من تحتها الانهار خالدین فیها رضی اللّه عنه و رضوا عنه اولئک حزب الله الا انّ حزب اللّه هم المفلحون.» (مجادله:12)

    ملاحظه می شود که قرآن می فرماید: گروهی را نمی یابی که ایمان به خدا و آخرت داشته باشند، اما با دشمنان خدا و رسولش سازگار و دوست باشند (مؤمن به خدا و آخرت هرگز با دشمن خدا و رسول او طرح دوستی نمی افکند)، حتی اگر آن ها پدران یا فرزندان یا برادران یا فامیلشان باشند.(29)

    خداوند در دل آنان ایمان را نوشته است و آن ها را به وسیله روحی که از جانب خودش می باشد تأیید کرده، آنان را به بهشت هایی که از زیر (درختان آن ها) جوی هایی روان است، داخل می کند و در آن جا جاودان خواهند بود. آن ها از خدا خشنودند و خدا هم از آنان خشنود. (مسلّما این بزرگ ترین پاداش محبّ است که محبوبش نسبت به او اظهار رضایت نماید؛ نعمتی که ارزش آن از همه بهشت و نعمت های آن بالاتر است.)

    آن گاه خداوند متعال در پایان آیه شریفه این جمعیت (و افرادی که دارای چنین خصایصی هستند) را «حزب اللّه» اعلان می کند و می فرماید: آگاه باشید که آنان حزب اللّه هستند و آن هایند که اهل فلاح و رستگاری اند.

    آیه ای دیگر «حزب الله» را کسانی می داند که پیرو خدا و رسول او و در خط ولایت باشند:
    «انّما ولیُّکم الله و رسوله و الّذین آمنوا الذین یقیمون الصّلوةَ و یؤتون الزّکوة و هم راکعون و من یتولَّ اللّه و رسوله والّذین آمنوا فانّ حزب الله هم الغالبون.» (مائده: 5556)
    از مجموع آیات مربوط به حزب اللّه، استفاده می شود که آن ها:
    1. کوچک ترین سازش و دوستی با دشمنان خدا ندارند؛
    2. دل هایی سرشار از ایمان دارند؛
    3. مورد تأییدات الهی هستند؛
    4. پاداش آن ها بهشت است؛
    5. هم مورد رضایت الهی هستند و هم آن ها از خدا راضی می باشند؛
    6. آن ها رستگاران و اهل فلاح هستند؛
    7. فقط پیرو خدا و رسول خدا و در خط ولایت هستند؛
    8. آن ها پیروز خواهند بود (و این وعده ای است قرآنی و الهی).



    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦



    بعضی از نشانه های کارهای شیطانی

    گفته شد شیطان به انحای گوناگون از طریق دعوت، تزیین، استزلال و افتنان، انسان ها را اغوا می کند و این امور هیچ منافاتی با اختیار داشتن انسان ندارند به این معنی که انسان در برابر شیطان مسلوب الاختیار نخواهد بود و نیز گفته شد که در آیات متعددی خدای تعالی به انسان هشدار می دهد که مبادا از شیطان اطاعت کند.
    با توجه به آنچه گفته شد، بعضی از آیات قرآن نشانه هایی را برای کارهای شیطانی ذکر می کنند؛ به این معنا که هشدار می دهند که شیطان دستور چنین کارهایی را می دهد.
    این مسأله کمال لطف و عنایت الهی را نسبت به بندگانش می رساند که آن ها را به نحو احسن هدایت می کند تا مبادا دست خوش وساوس و حیله های شیطانی قرار گیرند. به هر حال، بعضی از علایم کارهای شیطانی عبارتند از:
    1. وعده فقر؛ انسان را از انفاق و ادای زکات و خمس بازداشتن تا مبتلا به فقرنشود:
    «الشیطان یعدُکم الفقر»(بقره:268)

    2. امر به فحشا؛ «...
    و یأمرکم بالفحشاء» (بقره: 268)؛

    3. امر به منکر؛
    «فانه یأمر بالفحشاء و المنکر» (نور: 21)؛

    4. ترساندن دوستان خود (تا مبادا جهاد کرده، با کفّار مواجه شوند)؛
    «انّما ذلکم الشیطان یخوّف اولیاءه فلاتخافوهم و خافون ان کنتم مؤمنین» (آل عمران: 175)

    5. ایجاد دشمنی بین مسلمانان از طریق شرب خمر و قماربازی:
    «انّما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوة و البغضاء فی الخمر و المیسر» (مائده: 91)؛
    6. بازداشتن انسان از یاد خدا:
    «و امّا ینسینک الشیطان بعد الذکری فلا تعقد بعد الذکری مع القوم الظالمین» (انعام:68)؛ «استحوذ علیهم الشیطان فانسیهم ذکراللّه» (مجادله: 19)؛

    7. در آرزو قرار دادن:
    «یعدهم و یمنیّهم و ما یعدهم الشیطان الاّ غرورا» (نساء: 120)؛

    8. جدال در مورد خدا:
    «و من النّاس من یجادل فی اللّهِ بغیر علمٍ و یتّبع کلَّ شیطانٍ مرید» (حج: 3)
    نشانه های کارهای شیطان فراوان است، پرداختن به همه موارد، از حوصله این بحث خارج است.



    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


    وظیفه ما هنگام مواجهه با وسوسه های شیطانی

    با صرف نظر از آیاتی که به انسان هشدار می دهند تا مبادا از شیطان پی روی کند
    (الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان انّه لکم عدوٌ مبینٌ و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم») (یس: 6061)

    و با صرف نظر از آیاتی که نشانه های کارهای شیطانی را بیان می کنند (و قبلاً ذکر شد) و با صرف نظر از همه آیات هشداردهنده در رابطه با شیطان، قرآن کریم به پیامبر دستور می دهد که هنگام مواجهه با وسوسه های شیاطین، به خدا پناه ببر.
    «و امّا ینزغنّک من الشیطان نزعٌ فاستعذبالله انّه سمیعٌ علیم»

    این روش متقین است؛ آن ها هنگامی که بعضی از شیاطین در اطراف قلبشان شروع به گشت زنی می کنند تا در آن ها ایجاد وسوسه کنند، متذکّر گشته ناگهان بینا می شوند (و حجاب غفلت از آن ها برطرف می شود):
    «انّ الّذین اتّقوا اذا مسّهم طائفٌ من الشیطان تذکّروا فاذا هم مبصرون» (اعراف: 200201)

    «البته استعاذه و پناه بردن به خدا هم خود نوعی تذکّر (و متوجه خدا شدن) است؛ چرا که معنای استعاذه این است که فقط خدای سبحان است که می تواند این دشمن مهاجم را با همه نیرویی که دارد، دفع نماید و همین طور استعاذه، خود نوعی توکّل به خداست.»(30)

    در جای دیگر می فرماید:
    «و امّا ینزغنّک من الشیطان نزغٌ فاستعذ بالله انّه هو السمیع العلیم.» (فصلت: 36)
    و نیز می فرماید:
    «و قل ربِّ اعوذبک من همزات الشیاطین و اعوذبک ربِّ ان یحضرون.»
    به پیامبر دستور می دهد که بگو پروردگارا من از وسوسه های شیطان ها به تو پناه می برم و (باز) به توپناه می برم ازاین که نزدمن حاضرشوند.(31)(مؤمنون:9798)




    ♦▬♦٭♦▬♦ شیطان شناسی در قرآن ♦▬♦٭♦▬♦


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود