صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا پیامبر مثل ما بشری است با استعدادها و قابلیتهای متفاوت ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ایا پیامبر مثل ما بشری است با استعدادها و قابلیتهای متفاوت ؟




    با عرض سلام و احترام

    بنده این سوال رو دو بار پرسیدم ولی کسی جوابمو نداده شاید سوالم ایراد داشته یا ابتدایی بوده که افتخار پاسخگویی رو نمیدادند . در هر صورت این اشکالی که تو ذهنم شکل گرفته .

    بنده به این نتیجه رسیدم که پیامبر هم مثل ما بشر است و ما شبیه پیامیر ص و ایشان شبیه ما و پس قابلیتهایی که در انسان نهادینه شده است در همه وجود دارد و یکسان است .
    یکی از این قابلیتها دریافت وحی است .یعنی همه قابلیت دریافت وحی را دارند ولی بالفعل نیست و حالت بالقوه دارد . اینها برداشتی از همین ایه قرانی است که میگوید قل انما أنا بشر مثلكم و بعد از آن هم مى‏گويد: «يوحى الىّ»
    در واقع نمیتوان گفت که پیامبر مثل ما بشر است با قابلیتهای با لقوه متفاوت ،قابلیتهایی مثل دریافت و نگهداری و تبیین وحی و همچنین عدم راه یابی شیطان .
    یک مثال : اینکه مثلا اگر سنگ ،یک سنگ است چون خصوصیات یک سنگ را دارد و اگر خصوصیتی به ان اضافه یا کم شود که دیگر سنگ نیست ؛ چیزه دیگری است .

    خوب اگر پیامبر از جنبه های با ما فرق دارد .این فرق داشتن خودش سوالاتی رو باعث میشود . مثلا چرا خدا پیامبری از جنس خوده بشر برایش نیاورده که قابلیتهای یکسان و زمینه یکسان برای رسیدن به کمال را داشته باشند ؟ چرا خدا به همه هم چین قابلیتهایی رو نداده و با عدل خدا ناسازگاره ؟چرا جمله اول ایه جمله بعد از خودش را نقض کرده است ؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 8

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۱۰/۲۲ در ساعت ۰۲:۴۶
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما کاربر گرامی

    خداوند درآیه 110سوره کهف می فرماید:

    قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ
    بگو : من انسانی هستم همانند شما به من وحی شده که خدايتان خدايی است يکتا پس بدو روی آوريد و از او آمرزش بخواهيد و وای بر مشرکان

    اى پيامبر به ايشان بگو من بشرى هستم مانند شما كه در بين شما معاشرت مى‏كنم، آن طور كه خود شما با يكديگر معاشرت مى‏كنيد و با شما سخن مى‏گويم، آن طور كه خود شما با يكديگر گفتگو مى‏كنيد، پس من جنس ديگرى مخالف جنس شما از قبيل فرشته نيستم، تا بين من و شما حايل و حجابى باشد و يا سخنم به گوش شما نرسد و يا كلامم به دلهاى شما وارد نشود. تنها تفاوت من با شما اين است كه به من وحى مى‏شود و آنچه من به شما مى‏گويم و شما را به سوى آن دعوت مى‏نمايم، وحيى است كه به من مى‏شود و آن اين است كه معبود شما آن معبودى كه سزاوار پرستش باشد يكى است، نه آلهه متفرق و گوناگون.[1]

    نه مدعى فرشته بودنم ، و نه انسانى از يك نژاد برتر و نه خداوند و نه فرزند خدا هستم بلكه انسانى همچون شما هستم با اين تفاوت كه پيوسته فرمان توحيد به من وحى مى شود، من هرگز نمى خواهم شما را مجبور به پذيرش اين آئين كنم ، تا آن گونه كه گفتيد سرسختانه در برابر من بايستيد و مقاومت يا تهديد كنيد، راهى است روشن پيش پاى شما مى گذارم ، و بيش از اين وظيفه اى ندارم ، تصميم گيرى نهائى با خود شما است .[2]





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توضیح آنکه پیامبر(ص) در بشر بودن مانند سایر انسان هاست و مانند دیگران غذامیخورد و راه می رود و سایر صفات دیگر که برای بشر است.این بیانات اشاره دارد به این مطلب که برخی گمان نکنند پیامبر اکرم (ص) خدایی در قالب بشر، فرزند خدا، فرشته ای به صورت آدم و ... می باشند[3]
    پيامبر اکرم(ص) مي فرمود:
    «من را بيش از اندازه ام بالا نبريد براستي خداوند مرا بنده گرفت پيش از نبي انتخاب کردن»[4]
    و همچنین نگویند که شما از جنس ما نیستی و بر احوال ما آگاه نیستی!

    در تفسیری ازمعصوم (ع) در معنای
    قُلْ‏ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ آمده است :یعنی به آن ها بگو من در بشریت مانند شما هستم و لکن پروردگارم نبوت رابه من اختصاص داد همچنانکه برخی ازبشر را از برخی دیگر به بی نیازی و سلامت و زیبایی متمایز می کند.[5]

    سخن خداوند:
    قُلْ‏ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ اتحاد در بشریت را افاده می کند ازآنجاکه چاره ای نیست که بین مرسل و مرسل الیه سنخیت وجود داشته باشد و اما ذیل آیه يُوحى‏ إِلَيَ یک خصیصه ای را افاده می کند که به سبب آن نبی از سائر بشر جدا می شود.

    و به عبارتی آیه اشاره دارد که نبی مانند غیر خد از بشر در صورت متحد است و در جوهر ازآن ها مختلف می شود یعنی خصائص و ممیزات و چیزهای شبیه به آن [6]

    علامه مجلسی(ره) در مرآه العقول می فرماید:محمد(ص) و سایر انبیاء(ع) از بشر مبعوث شده اند به سوی بشر و اگر چنین نبود مردم مقومت آن ها را و قبول از آن ها و مخاطب شدن با آن ها را طاقت نداشتند.[7]



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مرحوم ملا صدرا در این زمینه چنین میگوید :خداوند در مواضع مختلف از قران چنین گوشزد می کند که انسان ولو در این نشاه بشری نوع واحد است که افرادش متماثل هستند هم چنانکه خداوند می فرماید: : قُلْ‏ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ‏*، (الكهف- 110) لکن به حسب نشاه دوم که باطنی است مختلف الانواع است و نوع عالم ربانی و مومن حقیقی با نوع جاهل و غیر مومن مخالف است .[8]

    از سویی دیگر همین بشر می تواند به مرتبه ای برسد که خلیفه خدا بر روی زمین شود و به او وحی شود و آیه مورد نظر نیز چنین اشاره ای دارد و آن اینکه من نیز در بشر بودن مانند شما هستم ولیکن تفاوتی که وجود دارد این است که به من وحی می شود و خود این وحی شدن به پیامبر(ص) مثبت بسیاری از امور مانند عصمت ایشان می باشد.

    براساس ادله ی نبوت عامه، خداوند برای هدایت بشر افرادی را از جنس خود بشر از میان آنها به عنوان الگو و هادی برمی گزیند و آنان را از ویژگی هائی چون علم و عصمت برخوردار می کند. بنابر این بدون شک پیامبران و امامان (ع) مورد عنایت الاهی قرار گرفته اند. اما این موهبت خدا دادی ناشی از قابلیت و شایستگی اراده ی معصومین علیهم السلام است یعنی خداوند با علم ازلی و مطلق خود می دانست که عده ای از بندگانش بیش از دیگران و در بالاترین حد ممکن از استعداد خود بهره برداری می کنند و مطیع محض خداوند خواهند بود، و همین سبب شد که خداوند از میان افراد بشر آنان را برگزیند و تفضلاً پاداش و موهبت ویژه را به آنها عطا نماید و آنان را از علم و اراده ای بر خوردار کند که به واسطه ی آن به مصونیت کامل و مطلق (عصمت) برسند تا در پرتو آن راهنمایانی موثق و مطمئن برای همه افراد بشر گردند.[9]

    امام صادق (ع)در همین زمینه می فرمایند: به درستی که خداوند متعال انسانهایی را از فرزندان آدم انتخاب کرد و تولد آنها را پاک و بدنهای آنان را پاکیزه گردانید و آنها را در پشت مردان و رحم زنان در حفظ خویش قرار دارد نه به جهت طلبی که از خداوند داشته باشند، ‌بلکه از آنجا که خداوند در هنگام خلقت می دانست که از او فرمانبرداری می کنند و او را عبادت می نمایند و هیچگونه شرکی [حتی شرک خفی] نسبت به او روا نمی دارند. پس اینان بواسطه ی فرمانبرداری از خداوند به این کرامت و منزلت والا در نزد خداوند نایل شده اند[10].



    [1] ترجمه تفسير الميزان ج‏17 547 ، نويسنده: علامه طباطبايى- سيد محمد باقر موسوى همدانى‏، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى‏ ، مكان چاپ: قم‏ ، سال چاپ: 1374 ش‏ ، نوبت چاپ: پنجم
    [2] تفسیر نمونه ، ذیل آیه 6 سوره فصلت ، نویسنده:آیت الله مکارم شیرازی ودیگران
    [3] ر.ک: كشف الغمة في معرفة الأئمة ج‏2 198 ، نويسنده: محدث اربلى‏ ، ناشر: بنى هاشمى‏ ، مكان چاپ: تبريز ، سال چاپ: 1381 ق‏ ، نوبت چاپ: اول‏
    [4] بحارالانوار، ج 25، ص 265 ، نويسنده: علامه مجلسى‏ ، ناشر: مؤسسة الوفاء ، مكان چاپ: بيروت‏ ، سال چاپ: 1404 ق‏
    [5] شرح توحيد الصدوق ج‏3 523 ، نويسنده: قاضى سعيد قمى‏ ، ناشر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى‏ ، مكان چاپ: تهران‏ ، سال چاپ: 1415 ق‏ ، نوبت چاپ: اول‏ ، ملاحظات: تصحيح و تعليق از نجفقلى حبيبى
    [6] الفوائد البهية في شرح عقائد الإمامية ج‏1 389 ، نويسنده: محمد جميل حمود ، ناشر: مؤسسة الأعلمي‏ ، مكان چاپ: بيروت‏ ، سال چاپ: 1421 ق‏ ، نوبت چاپ: دوم‏
    [7] مرآة العقول ج‏9 323 ، نويسنده: علامه مجلسى‏ ، ناشر: دار الكتب الإسلامية ، مكان چاپ: تهران‏ ، سال چاپ: 1404 ق‏ ، نوبت چاپ: دوم‏ ، ملاحظات: به تحقيق سيد هاشم رسولى‏
    [8] شرح أصول الكافي ج‏1 351 ، نويسنده: صدر المتألهين‏ ، ناشر: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى‏ ، مكان چاپ: تهران‏ ، سال چاپ: 1366 ش‏ ، نوبت چاپ: اول‏ ، ملاحظات: به تصحيح محمد خواجوى و تحقيق على عابدى شاهرودى‏
    [9] این قسمت پاسخ بر گرفته از سایت اسلام کوئیست می باشد.
    [10] بحار الانوار، ج 10، ص 170





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    والسلام علیکم
    این را هم باید بدانیم که بشر تا با کسی انس و الفت نداشته باشد نمی تواند حقیقت وجودی فرد را دریابد
    البته بودن در کنار کسی و زندگی با او هم همیشه به طور کامل قادر نیست درون فرد را به انسان نشان دهد چه برسد به اینکه فرد اصلا در زمان های دور باشد


    اینجا چند تا نکته راجع به جملاتی که نوشتم برای توضیح خدمتتان عرض می کنم

    نکته اول : کنار کسی بودن همیشه به معنای دریافت درونی واقعی نیست ما افراد بشر به علت اینکه فقط صورت را می بینیم برای رسیدن به درون تنها با حس شنیدن و دیدن و احساس و درک دل به وجود درونی کسی می رسیم منتها موانعی ما را از رسیدن به اصل درون باز می دارد


    یکی از موانع تفاوت ما با دیگری است که به بخش عقل و آگاهی ما مربوط است توهم از همین جا شروع می شود وقتی ما نتوانیم حقیقت را ان گونه که هست دریابیم به توهم می رسیم


    نمونه اش دو گروه مومن و کافر در برابر دعوت انبیا است انبیا دیوانه شاعر خیال باف دروغ گو غیب دان معجزه گر ساحر نبوده اند اما کافران می گفتند هستند این توهم ناشی از عدم شناخت است


    وقتی کافران می دیدند که پیامبران هیچ تفاوتی با آنها ندارند به مرحله توهم می رسیدند و می گفتند دیوانه است
    مومنین نیز به نوعی توهم دیگر می رسیدند که می گفتند پیامبر بشری متفاوت تر از ماست و نظریه پردازان در طول تاریخ توهمات خود را بیان داشته اند و بسیاری از این توهمات به رشته تحریر درامده است


    بدترین شناخت شناختی است که از طرف دیگران به ما رسیده است که به دو شکل است
    اول طرف خودش در فرض محال درک واقعی از شخصیت فردی مثلا پیامبر داشته ایا او قادر است عین درک خود را انتقال دهد اولا نه چون درک درونی وقتی به شکل کلمه و جمله در میاد تغییر می کند


    دوما باز فردی که این توصیف را می خواند آن را در قالب درک درونی خود از جهان و اندازه وسعتش و نوع اخلاقش در می آورد یعنی تغییر اجباری است


    دوم فرد انتقال دهنده خودش درک غلط از پیامبر دارد هنگام انتقال غلط انتقال می دهد خود غلط وقتی کلمه می شود غلط تر می شود و و قتی به فرد سوم می رسد غلط تر تر می شود و انتقال در طول زمان به اغلاط می افزاید.

    به همین خاطر در طول تاریخ ، درک بشر چه در زمان حضور پیامبر چه بعد از مرگش چیزی جز توهم نیست آن چه به ما در مورد اینکه پیامبر که بود می گویند چیزی جز توهم نیست و غیر واقعی است
    ویرایش توسط golfar : ۱۳۹۱/۱۰/۲۸ در ساعت ۲۰:۲۹

  7. تشکر


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط golfar نمایش پست
    والسلام علیکم
    این را هم باید بدانیم که بشر تا با کسی انس و الفت نداشته باشد نمی تواند حقیقت وجودی فرد را دریابد
    البته بودن در کنار کسی و زندگی با او هم همیشه به طور کامل قادر نیست درون فرد را به انسان نشان دهد چه برسد به اینکه فرد اصلا در زمان های دور باشد

    اینجا چند تا نکته راجع به جملاتی که نوشتم برای توضیح خدمتتان عرض می کنم

    نکته اول : کنار کسی بودن همیشه به معنای دریافت درونی واقعی نیست ما افراد بشر به علت اینکه فقط صورت را می بینیم برای رسیدن به درون تنها با حس شنیدن و دیدن و احساس و درک دل به وجود درونی کسی می رسیم منتها موانعی ما را از رسیدن به اصل درون باز می دارد


    یکی از موانع تفاوت ما با دیگری است که به بخش عقل و آگاهی ما مربوط است توهم از همین جا شروع می شود وقتی ما نتوانیم حقیقت را ان گونه که هست دریابیم به توهم می رسیم


    نمونه اش دو گروه مومن و کافر در برابر دعوت انبیا است انبیا دیوانه شاعر خیال باف دروغ گو غیب دان معجزه گر ساحر نبوده اند اما کافران می گفتند هستند این توهم ناشی از عدم شناخت است


    وقتی کافران می دیدند که پیامبران هیچ تفاوتی با آنها ندارند به مرحله توهم می رسیدند و می گفتند دیوانه است
    مومنین نیز به نوعی توهم دیگر می رسیدند که می گفتند پیامبر بشری متفاوت تر از ماست و نظریه پردازان در طول تاریخ توهمات خود را بیان داشته اند و بسیاری از این توهمات به رشته تحریر درامده است
    بدترین شناخت شناختی است که از طرف دیگران به ما رسیده است که به دو شکل است
    اول طرف خودش در فرض محال درک واقعی از شخصیت فردی مثلا پیامبر داشته ایا او قادر است عین درک خود را انتقال دهد اولا نه چون درک درونی وقتی به شکل کلمه و جمله در میاد تغییر می کند
    دوما باز فردی که این توصیف را می خواند آن را در قالب درک درونی خود از جهان و اندازه وسعتش و نوع اخلاقش در می آورد یعنی تغییر اجباری است
    دوم فرد انتقال دهنده خودش درک غلط از پیامبر دارد هنگام انتقال غلط انتقال می دهد خود غلط وقتی کلمه می شود غلط تر می شود و و قتی به فرد سوم می رسد غلط تر تر می شود و انتقال در طول زمان به اغلاط می افزاید.
    به همین خاطر در طول تاریخ ، درک بشر چه در زمان حضور پیامبر چه بعد از مرگش چیزی جز توهم نیست آن چه به ما در مورد اینکه پیامبر که بود می گویند چیزی جز توهم نیست و غیر واقعی است
    سلام

    اگر شما مسلمان هستید و پیامبر اسلام را قبول دارید .پس باید وظیفه خود بدانید که پیامبرتان را بشناسید .
    اگر تمام ان چیزی که از پیامبر میدانیم توهم است چرا مسلمانید ؟
    چگونه پیامبری را که در زمانی بسیار دور زندگی میکرده است و ایشان را اورنده کتابی الهی میدانید اما هیچ شناختی از ان ندارید را قبول دارید ؟
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    والسلامعلیکم

    چرا؟
    زیرا شما کسی را مسلمان می دانید که پیرو پیامبر باشد و مقدماتی را حذف کرده اید مسلمان دارای سه مرحله برای مومن بودن است اول اعتقاد به خدا دوم اعتقاد به قران و سوم قبول ان چه در قران است بنا بر این چیزی که در قران نیست شرط ایمان نیست
    چرا شما فکر می کنید من پیامبر را نمی شناسم با وجودی که قران پیامبر را تعریف کرده است و من تعریف پیامبر را ان گونه که خدا در قران بیان کرده است قبول دارم وتوهم تعریفی است که انسانها بیان می دارند فکر می کنم بسیار ساده لو حانه است که پیامبر را ان گونه بشناسیم که دیگران تعریف کرده اند

    مثلا اگر من از شما سوال کنم پیامبر کیست چون شما پیامبررا ندیده اید تعریفتان یا از قران است یا از سخنان غیر قرانی
    سخنان غیر قرانی نامش توهم است خوب اگر تعاریف غیر قرانی توهم نیست چرا قران سخنان مردم در مورد عیسی را ظن و گمان و توهم می داند

    نتیجه : سخن غیر قرانی در مورد پیامبر اسلام ظن و گمان و توهم است و سخنان خدا در مورد پیامبران واقعیت دارد
    اگر من از شما سوال کنم در مورد من حرف بزنید تنها از روی حرفهای من می توانید حرف بزنید ناگفته های مرا که نمی دانید اگر شما آدم غرض دار ی باشید تنها دروغهایی را به من نسبت می دهید اگر نباشید به ناچار تنها از نوشته های من دلیل می اورید
    بنا براین توجه شما را جلب می کنم به یک حرف ساده بدیهی که بیان در مورد هر چیزی نیاز به اطلاعات صحیح دارد و اگر این اطلاعات از کانال غیر صحیح برسد غیر واقعی است مثلا من اگر بگویم شما روز شنبه ساعت 11 شب دروغی در مورد نحوه طراحی نرم افزار های جدید آنتی ویروس بیان داشته اید تا چه حد انتظار دارید مردم جهان حرف مرا واقعی بدانند در حالی که من هیچ شناختی اضافی از شما یا سایر کاربران این سایت ندارم اینجا ما عاقل را چنین تعریف می کنیم کسی که قادر باشد براحتی دروغ را ازراست تشخیص داد و بقیه سفیه نام دارند


    در مورد پیامبر هم چنین اطلاعاتی بیان می دارند یعنی اطلاعاتی از روی غرض که در قران چنین چیزهای نه این که وجود ندارد بلکه بر عکسش وجود دارد انتظار ندارید من تفسیر یک مشت دروغگوی کلاش را بپذیرم و به خدا خیانت کنم حداقل جهنم سزای آدم بی مسئولیت است که حرفهای یک مشت جاهل احمق را تحت نام دین بپذیرد در ایه 102 البقره خدا در قران نهی کرده است از هر نوع دینی که شیطانها تبلیغ می کنند اما متاسفانه نمی دونم چرا مردم مانند یهودیان و مسیحیان هماهنگ با شیاطین ابله میشوند و کتاب خدا را بازیچه گرفته اند گاهی وقتها از شدت تاسف نمی تونم باور کنم چرا مردم حتی همین علمای یهود و مسیحی و شیعه و سنی امور بدیهی را نمی فهمند


    می گوییم انجیل وتورات تحریف شده قران که تجریف نشده وقتی قران می گه پیامبر علم غیب نمی دونه گناهکاره نادونه جاهله و غیره من بیام هی تعریف هاو دروغهای ابلهانه یک مشت نادان را قبول کنم من توصیه می کنم بجای پیروی از این مزخرفات یه کم فکر کن متوجه می شی که داری از دروغ و افراد ابله پیروی می کنی من نمی گویم این ها افرادی زیرک هستند به نظر من ابله هستند چون خودشان هم نمی فهمند اگر می فهمیدند مسلمات قرانی را تفسیر نمی کردند برعکس
    معذرت می خوام من زبانم تند نیست اما گاهی وصف افراد ابله را نمی شه زیبا بیان کرد چون کمک به ظلم و ترویح دین شیاطین است
    همیشه شیطان در لباس مشروب قمار وارد صحنه نمی شه گاهی شیطان رئیس دین می شه و فریاد فلاتکفر سر میده
    امروز شیطان با تمام قوا به انسان حمله کرده و از ما می خواهد از دین اسلامی که او تبلیغ می کنه برویم و الا به جهنم می رویم
    شیطان ادم را فریب داد گفت میوه درخت جوادان را بخور و امروز شده پیامبر دین اسلام و این یعنی افتضاح


    واتبعوا ما تتلوا الشياطين علي ملك سليمان وما كفر سليمان ولكن الشياطين كفروا يعلمون الناس السحر وما انزل علي الملكين ببابل هاروت وماروت وما يعلمان من احد حتي يقولا انما نحن فتنه فلا تكفر فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء وزوجه وما هم بضارين به من احد الا باذن الله ويتعلمون ما يضرهم ولا ينفعهم ولقد علموا لمن اشتراه ما له في الآخره من خلاق ولبيس ما شروا به انفسهم لو كانوا يعلمون
    ویرایش توسط golfar : ۱۳۹۱/۱۱/۰۷ در ساعت ۱۵:۳۱

  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    بله بنده هم قبول دارم قران بهترین منبع برای شناخت پیامبر است و پرسش هایی که بنده در پست قبلی پرسیدم از روی غرض نبود و هدف این بود که بدانم منبع شناخت شما چیست و ایا بر خود لازم میدانید پیامبر ص را بشناسید و انرا از ضروریات دینی میدانید که پی بردم .

    نقل قول نوشته اصلی توسط golfar نمایش پست
    والسلامعلیکم
    می گوییم انجیل وتورات تحریف شده قران که تجریف نشده وقتی قران می گه پیامبر علم غیب نمی دونه گناهکاره نادونه جاهله و غیره من بیام هی تعریف هاو دروغهای ابلهانه یک مشت نادان را قبول کنم من توصیه می کنم بجای پیروی از این مزخرفات یه کم فکر کن متوجه می شی که داری از دروغ و افراد ابله پیروی می کنی من نمی گویم این ها افرادی زیرک هستند به نظر من ابله هستند چون خودشان هم نمی فهمند اگر می فهمیدند مسلمات قرانی را تفسیر نمی کردند برعکس
    بهتر است دقیقا موضع خود را مشخص کنیدچون که اصلا مشخص نیست . ایا پیامبر را مثل بقیه میدانید یا خیر چرا ؟ و خواهشا سوال و عنوان بنده را مجدد بخوانید کی پی ببرید بنده در جستجوی این هستم که بدانم ما با پیامبر چه تفاوتهایی داریم و ایا پیامبر از بعد روحانی چه تفاوتی با ما دارد ؟(که البته پاسخگو دلایل خودشان را اورده اند)
    ایا شما پیامبر را همچون بشرهای عادی میدانید که هم گناهکار است و هم نادان و با علم غیب هم هیچ اشنایی ندارد ؟از کجای قران اینها را دانستید ؟
    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۱۱/۰۸ در ساعت ۱۹:۴۶
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  13. تشکرها 2


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    والسلام علیکم


    من دیدگاهم را در مورد پیامبر و پیامبران بیان داشتم توضیحات بیشتر در مورد اینکه قرآن پیامبر و پیامبران را چگونه معرفی می کند را حضورتان معروض می دارم
    قبلا یک نکته را باید به عرض برسانم و ﺁن این که پیامبر اسلام تنها مطرح نیست دو بحث وجود دارد یکی پیامبر کیست به معنی اینکه پیامبر چه شخصیتی است بحث دوم آیا پیامبران متفاوتند یا نه

    مثال می زنم یک بار می گوییم اتومبیل را تعریف کنید خب تعریفی دارد اتومبیل وسیله ای است با 4 چرخ و تعریف را ادامه می دهیم
    یک بار می گوییم آیا اتومبیل ها همه مثل هستند جواب می دهیم اشتراک دارند اما تفاوتهایی هم دارند
    مثلا می گوییم تمام پراید های مدل 91 همه مثل هم هستند

    یا می گوییم ماشین پراید با سمند تفاوتهایی دارد

    در مورد پیامبر هم همین مورد مطرح است
    قبل از اینکه وارد بحث پیامبر شوم ابتدا می خواهم قدری در مورد خود سوال حرف بزنم سوال می گوید
    ﺁیا پیامبر مثل ما بشری است با استعدادها و قابلیتهای متفاوت ؟

    مثل ما در جمله شما قدری نیاز به توضیح دارد
    وقتی می گوییم مثل ما به ناچار ما باید همه شباهت به هم داشته باشیم مانند مثال پراید مدل 91 در این صورت مثل ما کلمه درستی است

    در حالی که ما نیز با هم متفاوتیم با وجود تمام این تفاوت ها باز ما از کلماتی چون ما فرزندان ﺁدم –بشر- ما انسانها - مردم واز این کلمات استفاده می کنیم

    در حالی که این اشتراکات بشر کلی است و در جزئیات با هم تفاوت داریم

    مثلا اگر دو تا کامپیوتر دقیقا یکسان داشته باشیم با جزئیات کامل یکسان ما قادر نخواهیم بود تفاوت ﺁنها را بفهمیم لذا خدا انسان را متفاوت ﺁفرید تا یک دیگر را بشناسیم

    در مورد بچه ها در وهله اول هنگام تولد پرستار بر چسبی روی دست بچه می بندد تا بچه ها عوض نشوند زیرا بچه ها در هنگام تولد به هم شباهت دارند

    دو قلوهای یکسان پسر و یا دختر برای شناسایی و عدم اشتباه باید لباسهای متفاوت داشته باشند

    تفاوتهای خلقی و استعداد ها نیز در افراد بشر متفاوت است بنا براین توضیحات ، ادبیاتی چون ما در مورد بشر نادرست است چون ما اشتراک را می رساند در حالی که ما با هم استعدادها و قابلیت های متفاوتی داریم یکی در کنکور اول می شود یکی ﺁخر هم نمی تونه بشود و مردود می شود یکی صدای خوبی داره و دیگری ندارد از نظر چهره قد و سایر خصوصیات نیز بشر با هم متفاوت است

    با این وجود هم ما از این کلمه استفاده می کنیم هم خدا
    چرا چون استعداد ها و قابلیتهای متفاوت مورد نظر نیست اشتراکات کلی مورد نظر است

    با همه این تفاوت ها به راحتی می توان پی برد که این شی ای را که می بینیم بشر است بعد می خواهیم او را بشناسیم نمی گوییم این بشر ی است مثل همه بشر بلکه او را مجهول می دانیم می خواهیم سوالهایی را بدانیم او چه استعداد و قابلیتی دارد بعد از مدتی ﺁشنایی او را می شناسیم و تصویری واقعی از او در ذهن مرتب می کنیم که این تصویر باز هم با تصویری که دیگران از اودارند متفاوت است به همین خاطر در حالی که یک نفر با او دوست می شود دیگری با او دوست نمی شود

    پیامبر نیز در ابتدا بشری مثل ما است وقتی بدنیا می ﺁید با کودکان دیگر هیچ تفاوتی ندارد اما شرایط حاکم بر او مثل دیگران است با هیچ بشر دیگری یکسان نیست

    همانطوری که من و شما و سایر بشر با هم متفاوتیم و هیچ دو بشری با هم یکسان نیستند
    پیامبران نیز هم همینطورند مثلا عیسی با موسی متفاوت است چون هیچ دو بشری با هم یکسان نیستند و قابلیتها و استعداد های متفاوت دارند

    اما بعضی قابلیتها دروغ و افترا است مثل معصومیت و قابلیتهایی که خدا در بشر مثلا یک پیامبر قرار نداده است اما افرادی به دروغ به خدا نسبت می دهند که خدا این قابلیت ها را در پیامبران قرار داده است

    مثلا می گویند ما یهود و نصارا ابنا ءالله هستیم یا پیامبران آل الله است

    بنا براین شناخت واقعی مد نظر باید باشد نه حرف های شعاری و جعلی مثلا اگر بگویند من در آسمان پرواز می کنم این استعداد در من نیست اما در پرنده هست پس قابلیتی و استعدادی در پیامبر اگر افترا و دروغ باشد مورد تایید من نیست
    علت نسبت دادن استعداد عجیب به پیامبران شناخت نادرست خدا و وحی است چون در زمان مجهولات ذهن انسان تصاویری از جواب خلق می کند که بیشترش و گاهی تمامش غیر واقعی است

    علت نسبت دادن قابلیتهای دروغین به انبیا همین جهل بشر از وحی است تا ﺁنجا پیش رفته اند که وحی را تقسیم کرده اند و گفته اند وحی متفاوت است مثلا به مادر موسی وحی شد این وحی متفاوت است با وحی به پیامبر اکرم و اعظم یا وحی به مریم مادر عیسی متفاوت است با وحی به فلان تا بتوانند سایر ذهنیات غلط خود را در جامعه قالب کنند.

    در حالی که به علت جهل مطلب وحی را پیچید ه کرده و مجموعه ای از مطالب دروغین را سر هم کرده اند
    علت نسبت دادن قابلیت هایی به پیامبران که در آنها واقعا وجود ندارد جهل بشر در زمینه خدا و وحی است
    اگر آیات هم خواستید می توانم ﺁیاتی در مورد وحی بشر مثلکم و بشر مثلنا غیب و همچنین سرگذشت پیامبران را بیاورم.


  15. تشکر


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط golfar نمایش پست
    والسلام علیکم
    در حالی که ما نیز با هم متفاوتیم با وجود تمام این تفاوت ها باز ما از کلماتی چون ما فرزندان ﺁدم –بشر- ما انسانها - مردم واز این کلمات استفاده می کنیم
    در حالی که این اشتراکات بشر کلی است و در جزئیات با هم تفاوت داریم
    تفاوتهای خلقی و استعداد ها نیز در افراد بشر متفاوت است بنا براین توضیحات ، ادبیاتی چون ما در مورد بشر نادرست است چون ما اشتراک را می رساند در حالی که ما با هم استعدادها و قابلیت های متفاوتی داریم یکی در کنکور اول می شود یکی ﺁخر هم نمی تونه بشود و مردود می شود یکی صدای خوبی داره و دیگری ندارد از نظر چهره قد و سایر خصوصیات نیز بشر با هم متفاوت است

    با این وجود هم ما از این کلمه استفاده می کنیم هم خدا
    چرا چون استعداد ها و قابلیتهای متفاوت مورد نظر نیست اشتراکات کلی مورد نظر است
    خودتان هم با انواع مثالی که اورده اید میگویید انسانها از بعد روحانی یا همان استعدادها و قابلیتها متفاوتند و اینها افاضاتی است که خداوند به بعضی میدهد و به بعضی نمیدهد .خوب ایا نمییتوان گفت عاری از خطا کار بودن پیامبران فضلی است که خداوند به پیامبران داده است. پس چرا خداوند انها را انتخاب کرده است .لطفا به این تاپیک هم یک سر بزنید

    http://www.askquran.ir/thread33571.html


    نقل قول نوشته اصلی توسط golfar نمایش پست

    علت نسبت دادن قابلیتهای دروغین به انبیا همین جهل بشر از وحی است تا ﺁنجا پیش رفته اند که وحی را تقسیم کرده اند و گفته اند وحی متفاوت است مثلا به مادر موسی وحی شد این وحی متفاوت است با وحی به پیامبر اکرم و اعظم یا وحی به مریم مادر عیسی متفاوت است با وحی به فلان تا بتوانند سایر ذهنیات غلط خود را در جامعه قالب کنند.
    در حالی که به علت جهل مطلب وحی را پیچید ه کرده و مجموعه ای از مطالب دروغین را سر هم کرده اند
    علت نسبت دادن قابلیت هایی به پیامبران که در آنها واقعا وجود ندارد جهل بشر در زمینه خدا و وحی است
    اگر آیات هم خواستید می توانم ﺁیاتی در مورد وحی بشر مثلکم و بشر مثلنا غیب و همچنین سرگذشت پیامبران را بیاورم.
    ولی انواع وحی با استناد به خوده ایات قران کریمه : وحی غریزی نمل: 68ـ67، وحی به معنای اشاره مریم: 10ـ11)، وحی به معنای الهام (قصص: 7) وحی رسالی (شوری: 51) به كار رفته است .
    مثلا شما توقع ندارید که بپذیریم وحی به یک زنبورعسل و یا یک الهام عادی به یک شخصی با وحیی که به یک پیامبر میرسد یکسان باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط golfar نمایش پست
    علت نسبت دادن قابلیت هایی به پیامبران که در آنها واقعا وجود ندارد جهل بشر در زمینه خدا و وحی است.
    شما در پست قبلی نوشته اید که پیامبر یا پیامبران احتمال خطا و اشتباه دارند و ممکن است گناه هم مرتکب شوند ولی ایا پیامبری که احتمال خطا و عصیان و نسیان دارد میتواند نماینده و رسل خوبی باشد برای دریافت ابلاغ و تبیین وحی به دیگران ؟!!!
    توقع دارم که از نوشته هاتون دفاع کنید




    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۱۱/۱۰ در ساعت ۲۲:۲۷
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  17. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود