صفحه 3 از 3 نخست 123
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا پیامبر مثل ما بشری است با استعدادها و قابلیتهای متفاوت ؟

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    28
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    محمد بشری است مثل ما فقط قرآن به او وحی شد. و طبق آیات قرآن هر رسولی باید اطاعت شود پس فضل هایی از جانب الله به خاطر مقام رسالت به او رسید.

    رسول در قرآن اسوه حسنه بود(یعنی الگویی خوب) نه احسن الاسوه(بهترین الگو) وقتی الله می گوید استغفر لذنبک یعنی ذنبی داشته که باید برای آن استغفار کند.

    و در مورد موسی عبدالله اشتباه نکنید و جز به آنچه الله نازل کرده در مورد او استناد نکنید.

    احزاب
    ایا پیامبر مثل ما بشری است با استعدادها و قابلیتهای متفاوت ؟
    مضمون ترجمه:
    ای کسانی که ایمان آورده اید! مانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند، آنگاه الله او را از آنچه گفته بودند؛ مبّرا ساخت، و نزد الله آبرومند بود.


    ویرایش توسط عبدالله- : ۱۳۹۱/۱۱/۱۶ در ساعت ۰۹:۰۵

  2. تشکر


  3. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    274
    مورد تشکر
    346 پست
    حضور
    5 روز 16 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالله- نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و در مورد موسی عبدالله اشتباه نکنید.

    احزاب
    ایا پیامبر مثل ما بشری است با استعدادها و قابلیتهای متفاوت ؟
    مضمون ترجمه:
    ای کسانی که ایمان آورده اید! مانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند، آنگاه الله او را از آنچه گفته بودند؛ مبّرا ساخت، و نزد الله آبرومند بود.

    سلام به شما جناب عبد الله عزیز

    اگر منظورتان بنده بودم . من فقط آیات قرآن را قرار کردم و چیزی از خود نگفتم

    اگر ایرادی در برداشت بنده میبینید خیلی خوشحال میشوم بیان کنید . تشکر از شما

    ...ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا...
    ...پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير...

    دور می بینی سراب و می دوی *** عاشق آن بینش خود می شوی








  4. تشکر


  5. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    28
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط هو الحق نمایش پست
    سلام به شما جناب عبد الله عزیز

    اگر منظورتان بنده بودم . من فقط آیات قرآن را قرار کردم و چیزی از خود نگفتم

    اگر ایرادی در برداشت بنده میبینید خیلی خوشحال میشوم بیان کنید . تشکر از شما
    سلام علیک و رحمة الله و برکاته ان شاءالله

    من کلی گفتم

    احادیث مسخره ی زیادی را به موسی نسبت می دهند.
    ویرایش توسط عبدالله- : ۱۳۹۱/۱۱/۱۶ در ساعت ۰۹:۲۳

  6. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    366
    مورد تشکر
    715 پست
    حضور
    6 روز 19 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش: یکی از این قابلیتها دریافت وحی است .یعنی همه قابلیت دریافت وحی را دارند ولی بالفعل نیست و حالت بالقوه دارد . اینها برداشتی از همین ایه قرانی است که میگویدقل انما أنا بشر مثلكم و بعد از آن هم مى‏گويد: «يوحى الىّ». در واقع نمیتوان گفت که پیامبر مثل ما بشر است با قابلیتهای با لقوه متفاوت ،قابلیتهایی مثل دریافت و نگهداری و تبیین وحی و همچنین عدم راه یابی شیطان .
    خوب اگر پیامبر از جنبه های با ما فرق دارد .این فرق داشتن خودش سوالاتی رو باعث میشود . مثلا چرا خدا پیامبری از جنس خوده بشر برایش نیاورده که قابلیتهای یکسان و زمینه یکسان برای رسیدن به کمال را داشته باشند ؟ چرا خدا به همه هم چین قابلیتهایی رو نداده و با عدل خدا ناسازگاره ؟چرا جمله اول ایه جمله بعد از خودش را نقض کرده است ؟


    پاسخ:
    خداوند درآیه 110سوره کهف می فرماید:

    قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ
    بگو : من انسانی هستم همانند شما به من وحی شده که خدايتان خدايی است يکتا پس بدو روی آوريد و از او آمرزش بخواهيد و وای بر مشرکان

    اى پيامبر به ايشان بگو من بشرى هستم مانند شما كه در بين شما معاشرت مى‏كنم، آن طور كه خود شما با يكديگر معاشرت مى‏كنيد و با شما سخن مى‏گويم، آن طور كه خود شما با يكديگر گفتگو مى‏كنيد، پس من جنس ديگرى مخالف جنس شما از قبيل فرشته نيستم، تا بين من و شما حايل و حجابى باشد و يا سخنم به گوش شما نرسد و يا كلامم به دلهاى شما وارد نشود. تنها تفاوت من با شما اين است كه به من وحى مى‏شود و آنچه من به شما مى‏گويم و شما را به سوى آن دعوت مى‏نمايم، وحيى است كه به من مى‏شود و آن اين است كه معبود شما آن معبودى كه سزاوار پرستش باشد يكى است، نه آلهه متفرق و گوناگون.[1]

    نه مدعى فرشته بودنم ، و نه انسانى از يك نژاد برتر و نه خداوند و نه فرزند خدا هستم بلكه انسانى همچون شما هستم با اين تفاوت كه پيوسته فرمان توحيد به من وحى مى شود، من هرگز نمى خواهم شما را مجبور به پذيرش اين آئين كنم ، تا آن گونه كه گفتيد سرسختانه در برابر من بايستيد و مقاومت يا تهديد كنيد، راهى است روشن پيش پاى شما مى گذارم ، و بيش از اين وظيفه اى ندارم ، تصميم گيرى نهائى با خود شما است .[2]

    توضیح آنکه پیامبر(ص) در بشر بودن مانند سایر انسان هاست و مانند دیگران غذامیخورد و راه می رود و سایر صفات دیگر که برای بشر است.این بیانات اشاره دارد به این مطلب که برخی گمان نکنند پیامبر اکرم (ص) خدایی در قالب بشر، فرزند خدا، فرشته ای به صورت آدم و ... می باشند[3]
    پيامبر اکرم(ص) مي فرمود:
    «من را بيش از اندازه ام بالا نبريد براستي خداوند مرا بنده گرفت پيش از نبي انتخاب کردن»[4]
    و همچنین نگویند که شما از جنس ما نیستی و بر احوال ما آگاه نیستی!

    در تفسیری ازمعصوم (ع) در معنای
    قُلْ‏ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ آمده است :یعنی به آن ها بگو من در بشریت مانند شما هستم و لکن پروردگارم نبوت رابه من اختصاص داد همچنانکه برخی ازبشر را از برخی دیگر به بی نیازی و سلامت و زیبایی متمایز می کند.[5]

    سخن خداوند:
    قُلْ‏ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ اتحاد در بشریت را افاده می کند ازآنجاکه چاره ای نیست که بین مرسل و مرسل الیه سنخیت وجود داشته باشد و اما ذیل آیه يُوحى‏ إِلَيَ یک خصیصه ای را افاده می کند که به سبب آن نبی از سائر بشر جدا می شود.

    و به عبارتی آیه اشاره دارد که نبی مانند غیر خد از بشر در صورت متحد است و در جوهر ازآن ها مختلف می شود یعنی خصائص و ممیزات و چیزهای شبیه به آن [6]

    علامه مجلسی(ره) در مرآه العقول می فرماید:محمد(ص) و سایر انبیاء(ع) از بشر مبعوث شده اند به سوی بشر و اگر چنین نبود مردم مقومت آن ها را و قبول از آن ها و مخاطب شدن با آن ها را طاقت نداشتند.[7]

    مرحوم ملا صدرا در این زمینه چنین میگوید :خداوند در مواضع مختلف از قران چنین گوشزد می کند که انسان ولو در این نشاه بشری ظاهری نوع واحد است که افرادش مثل یکدیگر هستند هم چنانکه خداوند می فرماید: : قُلْ‏ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ‏*، (الكهف- 110) لکن به حسب نشاه دوم که باطنی است مختلف الانواع است و نوع عالم ربانی و مومن حقیقی با نوع جاهل و غیر مومن مخالف است .[8]

    از سویی دیگر همین بشر می تواند به مرتبه ای برسد که خلیفه خدا بر روی زمین شود و به او وحی شود و آیه مورد نظر نیز چنین اشاره ای دارد و آن اینکه من نیز در بشر بودن مانند شما هستم ولیکن تفاوتی که وجود دارد این است که به من وحی می شود و خود این وحی شدن به پیامبر(ص) مثبت بسیاری از امور مانند عصمت ایشان می باشد.

    براساس ادله ی نبوت عامه، خداوند برای هدایت بشر افرادی را از جنس خود بشر از میان آنها به عنوان الگو و هادی برمی گزیند و آنان را از ویژگی هائی چون علم و عصمت برخوردار می کند. بنابر این بدون شک پیامبران و امامان (ع) مورد عنایت الاهی قرار گرفته اند. اما این موهبت خدا دادی ناشی از قابلیت و شایستگی اراده ی معصومین علیهم السلام است یعنی خداوند با علم ازلی و مطلق خود می دانست که عده ای از بندگانش بیش از دیگران و در بالاترین حد ممکن از استعداد خود بهره برداری می کنند و مطیع محض خداوند خواهند بود، و همین سبب شد که خداوند از میان افراد بشر آنان را برگزیند و تفضلاً پاداش و موهبت ویژه را به آنها عطا نماید و آنان را از علم و اراده ای بر خوردار کند که به واسطه ی آن به مصونیت کامل و مطلق (عصمت) برسند تا در پرتو آن راهنمایانی موثق و مطمئن برای همه افراد بشر گردند.[9]

    امام صادق (ع)در همین زمینه می فرمایند: به درستی که خداوند متعال انسانهایی را از فرزندان آدم انتخاب کرد و تولد آنها را پاک و بدنهای آنان را پاکیزه گردانید و آنها را در پشت مردان و رحم زنان در حفظ خویش قرار دارد نه به جهت طلبی که از خداوند داشته باشند، ‌بلکه از آنجا که خداوند در هنگام خلقت می دانست که از او فرمانبرداری می کنند و او را عبادت می نمایند و هیچگونه شرکی [حتی شرک خفی] نسبت به او روا نمی دارند. پس اینان بواسطه ی فرمانبرداری از خداوند به این کرامت و منزلت والا در نزد خداوند نایل شده اند[10].


    پی نوشتها:
    [1] طباطبایی، محمد حسین، تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى‏، قم، نشر اسلامى‏، 1374 ش، چاپ پنجم، ج‏17، ص547
    [2] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه،
    [3] محدث اربلی، كشف الغمة في معرفة الأئمة، تبریز، بنى هاشمى‏، 1381 ق‏ ج‏2، ص198
    [4] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404 ق‏، ج25، ص265
    [5] قمی، قاضی سعید، شرح توحيد الصدوق،‏ تصحيح و تعليق از نجفقلى حبيبى، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى‏، 1415 ق، ج‏3، ص523
    [6] حمود، محمد جمیل، الفوائد البهية في شرح عقائد الإمامية، بیروت، مؤسسة الأعلمي‏، 1421 ق‏، چاپ: دوم‏، ج‏1، ص389
    [7] مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، تحقيق سيد هاشم رسولى‏، تهران، ناشر: دار الكتب الإسلامية، 1404 ق‏، چاپ دوم‏، ج‏9، ص323
    [8] شیرازی، صدرالدین محمد، شرح أصول الكافي، تصحیح محمدخواجوی و تحقیق علی عابدی شاهرودی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1366 ش، ج‏1، ص351
    [9] این قسمت پاسخ بر گرفته از سایت اسلام کوئیست می باشد.
    [10] بحار الانوار، ج 10، ص 170


صفحه 3 از 3 نخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود