جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا ممکن است به انسان های عادی هم وحی شود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    30
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا ممکن است به انسان های عادی هم وحی شود؟




    با سلام

    بسیار شنیده می شود که اگر کسی نیت کند و ایه اخر سوره کهف را بخواند با یک نوع وحی خاص برای نماز صبح از خواب بیدار می شود . سوالم اینه که اولا آیا این مطلب صحیح است و ممکنه به انسان های عادی وحی شود ؟ سوال دوم اینکه اصلا این وحی است یا الهام ؟ سوال سوم چه فرقی بین وحی و الهام وجود دارد ؟ ممنون میشم بر اساس قران یا روایات پاسخ بدین




    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 3

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۵:۳۷
    ببخشید اگر خیلی سوال می کنم .آخه دارم در باره قران تحقیق می کنم

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    به نام خدا
    با سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسرت ظهور نمایش پست
    بسیار شنیده می شود که اگر کسی نیت کند و ایه اخر سوره کهف را بخواند با یک نوع وحی خاص برای نماز صبح از خواب بیدار می شود .
    در حدیث آمده است: هر كس هنگام خوابیدن این آیه را بخواند، هر ساعتى كه بخواهد از خواب بیدار مى ‏شود. (1) ظاهرا با خواندن اين آيه شريفه ، فرايند بيدار شدن اتفاق مي افتد لزوما وحي در كار نيست يعني حتي ممكن است در ساعت مورد نظر ، بواسطه صدايي از خارج - مثلا حتي افتادن شي ايي - يا مثلا گزش يك پشه و ... انسان بيدار شود و لزوما وحي و الهام در كار نباشد ظاهرا آنچه در روايت بر آن تصريح شده است ، نفس بيدار شدن است و سخني از الهام يا وحي نشده است .
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسرت ظهور نمایش پست
    سوالم اینه که اولا آیا این مطلب صحیح است و ممکنه به انسان های عادی وحی شود ؟
    در خصوص روايت و اينكه الهام يا وحي باشد همانطور كه عرض شد در متن روايت مطلبي در اين خصوص نيامده و فقط به نفس بيدار شدن اكتفا شده است اما اينكه آيا به انسانهاي عادي وحي مي شود يا خير ، اگر وحي به معناي الهام يعني مطلبي كه به قلب كسي القا شود و او يكباره خود را آگاه بر حقيقتي بيابد، باشد بله بر انسانهاي عادي هم وحي به اين معنا - يعني به معناي الهام - مي شود مانند وحي به مادر حضرت موسي (ع). (2)


    (1)- تفسیر نور الثقلین
    (2)- واوحينا الي ام موسي ان ارضعيه فاذا خفت عليه فالقيه في اليم ولا تخافي ولا تحزني انا رادوه اليك وجاعلوه من المرسلين
    و به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير ده و چون بر او بيمناك شدى او را در نيل بينداز و مترس و اندوه مدار كه ما او را به تو بازمى ‏گردانيم و از [زمره] پيمبرانش قرار مى ‏دهيم( قصص/7)


    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط حسرت ظهور نمایش پست
    سوال دوم اینکه اصلا این وحی است یا الهام ؟
    گاهي ممكن است مطلبي به قلب كسي القا شود و او يكباره خود را آگاه بر حقيقتي بيابد، يا بدون آن كه علتش را بداند، به سوي مقصدي كشانده شود، اين نوع القا در اصطلاح، «الهام» ناميده مي شود و قرآن آن را وحي مي نامد (1) اين گونه الهامات، در هر زمان و مكان به قدري فراوان است كه بايد در رديف حوادث معمولي قرار گيرد. ما انسان ها در طول حيات خود، وقتي با مشكل هايي رو به رو مي شويم و بر سر دو راهي ها سرگردان مي مانيم، در مواقعي، ناگاه راه حلّي رخ مي نمايد و ما را ياري مي رساند.
    بر همين اساس، مرحوم خواجه نصير الدين طوسي(رحمه الله)مي گويد: «علومي كه در ميان بشر پيدا شده است بدون دخالت نوعي از الهام، امكان پذير نبوده است.»(2)
    بنابر اين اينگونه امور عادي ، در لسان ما و اصطلاحا الهام ناميده مي شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط حسرت ظهور نمایش پست
    سوال سوم چه فرقی بین وحی و الهام وجود دارد ؟ ممنون میشم بر اساس قران یا روایات پاسخ بدین
    عمده تفاوتهاي وحي با الهام بدين شرحند :
    . وحي اصطلاحي (رسالت و نبوت) ويژه ي پيامبران است؛ اما الهام بر غير پيامبران نيز نازل مي شود؛
    2. وحي، آگاهي ويژه اي است كه پيامبر آن را در خود مي يابد و يقين دارد كه از جانب خداوند القا شده است، در حالي كه الهام چنين نيست؛ انسان، رسيدن آن را به قلب خود احساس مي كند، ولي به منبع آن آگاهي ندارد و نمي داند از كجا است؟ حتي ممكن است تصور كند كه با فكر خودش، آن را پيدا كرده است؛
    3. بر اساس تفاوت ياد شده، وحي الهي هيچ گاه با افكار شخصي يا چيزهاي ديگر، اشتباه نمي شود؛ زيرا پيامبر به منبع آن، يعني خداوند متعال يقين دارد؛ اما در الهام ممكن است با افكار شخصي يا چيزهاي ديگر، اشتباه شود. (3)

    (1)- قصص/7 و طه /38
    (2)- ر. ك: شناخت در قرآن، ص 94.
    (3)- بر گرفته از سايت انديشه قم


    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    والسلام علیکم
    در مورد چگونگی وحی سخن بسیار گفته شده است
    در اینجا من در پاسخ مطالبی را به عرض می رسانم که روشن گر بحث باشد و البته از حاشیه های مقدماتی پرهیز می کنم چون فکر می کنم یک انسان بالغ و عاقل این مقدمات را می داند
    اولین نکته انسان عادی تنها قادر خواهد بود به آن چه تجربه کرده است اطلاع یابد تجربه علم واقعی است
    دوم آگاهی از طریق تحصیل نمی تواند اصل یا واقع مطلب را به انسان القا کند از جمله وحی یک تجربه است که تنها تجربه کننده قادر است در مورد آن حرف بزند و بقیه افراد به دو دسته تقسیم می شوند
    1 - افرادی که با تجربه کننده ارتباط برقرار کرده اند و چگونگی وحی را از زبان او شنیده اند 2 - افرادی که خود به بیان چگونگی وحی می پردازند مسلم است که از این سه گروه سومین نفر چیزی می گوید در دسته بیهوده ها قرار می گیرد
    دسته دوم که چگونگی وحی را از زبان تجربه کننده شنیده اند چگونگی وحی را به طور کامل دریافت نکرده اند
    به عنوان مثال از محیض مثال می زنم محیض چیست همین سوال را پیامبر پرسیدند آیا پیامبر می دانست محیض یعنی چه

    يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِي الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ﴿۲۲۲﴾
    از تو در باره عادت ماهانه [زنان] مى‏پرسند بگو آن رنجى است پس هنگام عادت ماهانه از [آميزش با] زنان كناره گيرى كنيد و به آنان نزديك نشويد تا پاك شوند پس چون پاك شدند از همان جا كه خدا به شما فرمان داده است با آنان آميزش كنيد خداوند توبه‏كاران و پاكيزگان را دوست مى‏دارد (۲۲۲)

    اگر همین سوال را از یک متخصص زنان وزایمان می پرسیدند ممکن بود بتواند توضیحاتی بدهد اما این توضیحات ناقص بود اما پیامبر چون تخصص زنان و زایمان را نداشت همین توضیحات را نیز نمی توانست به مردم بدهد
    حال بحث را کمی بازتر می کنم و به تفاوت بیان خدا با بیان متخصص زنان و زایمان می پردازم
    پیامبر به علت جهل کامل در مورد محیض کلا از بحث حذف می شود
    متخصص زنان و زایمان تفاوتش با خدا در تجربه محیض است حرفم به این معنی نیست که خدا دوران قاعدگی را مانند یک زن تجربه کرده است حرفم این است چون خدا نور آسمانها وزمین است در تمام جهان جاری و موجود است همراه روح زنان و مردان است دردها و شادی های آنان را همانگونه که در وجود آنها می گذرد را درک می کند به همین خاطر قادر است یک جوابی بیاورد که این جواب چند رسانه ای است
    منظور از چند رسانه ای بودن این است که چند جانبه است پاسخی است که هم تجربه زن را در دوران عادت ماهانه بیان می کند و هم چگونگی رفتار شوهر در برابر این اتفاق را بیان می دارد
    خدا می گوید ای پیامبر در مورد محیض از تو می پرسند بگو آن رنجی است و از آنها دور شوید تا پاک شوند که خدا توبه کنندگان و مطهرین را دوست دارد
    کلمات بکار برده شده توسط خداوند متعال کامل و جامع است در حالی که یک متخصص زنان و زایمان از جنس مرد با کلی طول و تفصیل نمی تواند چنین جامع مطلب را بیان کند علاوه بر اینکه رنج را نمی تواند بیان کند چون تجربه نکرده است
    اگر بگوید رنجی این رنج را تجربه نکرده است در حالی که خدا تجربه کرده به شرحی که در بالا بیان داشتم
    متخصص زنان از جنس مرد فیزیولوژی زن را بیان می کند که چگونه طی دوران یک ماهه هورمون هایی زیاد و کم می شوند افزایش یک هورمون موجب حفظ دیواره رحم و ضخامت جدار آن می شود تا به وسط دوره می رسد و از وسط دوره این هورمون کاهش و هورمون دیگر افزایش می یابد تا به مرحله ای می رسد که دیواره رحم تخریب می شود و خون ریزی آغاز می شود
    بخش روحی خونریزی را فقط خدا و زنان می دانند
    مردان حتی با تخصص زنان نیز قادر به بیان آن نیستند و پیامبر نیز چون از جنس مرد است و بشری مانند سایر مردان زمین جواب این که محیض چیست را نمی داند مسلم است که سوال کننده از فیزیولوژی محیض سوال نمی کند بلکه از بخشی سوال می کند که جز خدا و زن کسی آن را نمی داند
    اما چرا خدا از پیامبر نخواست که در مورد محیض از زنان سوال کند
    جواب این است که زن قادر نیست تجربه خود را بیان کند چون بیان تجربه نیز کار هر کسی نیست البته اهداف دیگری هم وجود دارد از جمله این اهداف بیان عدم آگاهی پیامبر دانایی خدا اگر موضوع را ارجاع می داد به زنان ممکن بود این سوال در ذهن پوک بشری ایجاد شود که خدا موضوع را نمی داند

    يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِي الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ﴿۲۲۲﴾
    از تو در باره عادت ماهانه [زنان] مى‏پرسند بگو آن رنجى است پس هنگام عادت ماهانه از [آميزش با] زنان كناره گيرى كنيد و به آنان نزديك نشويد تا پاك شوند پس چون پاك شدند از همان جا كه خدا به شما فرمان داده است با آنان آميزش كنيد خداوند توبه‏كاران و پاكيزگان را دوست مى‏دارد (۲۲۲)
    برای اینکه کامل مطلب محیض را بیان کند رفتار شوهر در زمان عادت و پس از عادت را بیان می کند
    مهمترین بخش در قضیه محیض رنج زن نیست بلکه مرد چه باید بکند هست چون رنجی که برای یک زن بدون شوهر بوجود می آید قابل تحمل است اما اگر هنگام محیض مرد به زن نزدیک شود این رنج بیشتر می شود و غیر قابل تحمل البته دوران عادت تنها به روزهای اول ختم نمی شود ممکن است در روزهای آخر عادت این رنج بسیار کم شود یا حتی نباشد این هم مجوزی برای نزدیکی نیست چون بحث طهارت و توبه مطرح است توبه برای کسانی که قبلا طهارت را رعایت نکرده اند و طهارت برای کسانی که از این به بعد باید رعایت کنند
    در زمان عادت ماهانه وظیفه مرد دوری است دوری مطلق یعنی کاملا جدا بدون هر گونه تماس حتی لمسی چون ایجاد رعشه در زن می کند و این رنج را افزایش می دهد به همین جهت دستور دوری را داده است
    در روزهای آخر عادت و قبل از پاکی کامل بحث طهارت اهمیت پیدا می کند بنا براین دوران اول عادت مبحث رنج و آخرین روزهای عادت مبحث طهارت اهمیت دارد
    ممکن است شوهرانی در روزهای اول عادت بخاطر رنج به زن نزدیک نشوند و و حتی خود زن تذکر دهد
    اما در دوران پایانی عادت به علت اینکه شوهر با غلیان شهوت روبرو است به زن نزدیک شود و حتی قصد آمیزش داشته باشد که در اینجا چند اشتباه را که از همه مهمتر بحث طهارت است را بیان می کنم
    اولین مطلب این است که در زمان خونریزی به علت گرمای محل خونریزی ، زن مستعد بیماری های میکروبی و قارچی می باشد و مرد نیز جهت سلامت خود و سلامت همسرش رعایت مطلب را بنماید
    اما به علت نیاز به ارضا و رهایی از فشار جنسی قصد نزدیکی از مقعد راداشته باشد لذا خدا دستور می دهد از جایی که خدا دستور داده عمل کنید یعنی از جلوی زن که به همین منظور خلق شده است می دانیم که تفاوت زن با مرد در اندام جنسی است و همین اندام جنسی است که تفاوت های ثانویه را باعث می شود
    اندام جنسی تنها به اندام های ظاهری در مرد و زن ختم نمی شود گر چه محل اندام جنسی ظاهری در مرد و زن بین دوپا واقع است
    اما بخش های نادیدنی و درونی بخصوص در زنان وجود دارد که در مرد نیازی به وجود آن نیست
    مانند رحم لوله های رحم .
    بخش تخمدان با بخش بیضه فعالیت یکسانی دارند که چند گانه است از جمله تولید تخمک زن در تخمدان و اسپرم مرد در بیضه
    علاوه بر آن تخمدان و بیضه با ترشح هورمون موجب تغییرات ثانویه در زن ومرد می شوند در حالی که در 7 و 8 سال اول زندگی تفاوت دختر و پسر به وضوح سن بلوغ نیست که نشان می دهد احساس دختر و پسری در روح پسر و دختر وجود دارد و این هورمونهای بلوغ است که شدتی فوق العاده به پسر و دختر می دهد
    از جمله در دخترها نازکتر شدن صدا در پسران کلفت شدن صدادر پسران تنومند شدن بدن در دختران ظریف شدن بدن در دختران رشد پستان ها در پسران بوجود آمدن ریش و سبیل و پر مو شدن بدن
    پس تنها تفاوت بین زن و مرد در اندام های جنسی است
    و اندام های جنسی بیرونی و ظاهری همان راهی است که خدا به آن سفارش کرده است به آن نزدیک شوند و الی بحث محیض را پیش نمی کشید بعد این حرفها را بزند مقعد زن در دوران پاکی هم وجود دارد و اینکه آمیزش را با بحث محیض آغاز کرد چون خونریزی از جلوی زن و محل ارتباط جنسی می باشد و این تنها راه مجاز برای ارتباط است وهر راه دیگری که موجب ارضای مرد شود مجاز نیست

    پاکی نیز علاوه بر پاکی جسم به پاکی روح هم تعلق دارد چنان که مرد یا زن از طریق تماس بدنی بدون ارتباط جنسی با هم تماس پیدا کنند بخش روحی همسری دچار خلل می شود و این خلل در ارتباط طبیعی از طریق اندام های طبیعی جنسی وجود ندارد
    بنا براین دو همسر طبیعی از دید خدای متعال در این آیه همسرانی هستند که در طول دوران عادت صبر کنند و بعد از پاکی کامل و طهارت بدن از طریق حمام با شرایط مناسب مانند اتاق تنها عدم اطلاع فرزندان و یا سایرین و در حالی که هیچ مانعی برای لخت شدن کامل نباشد و از طریق یک آمیزش کاملا طبیعی صورت گیرد فایده این نوع ارتباط زیاد و هیچ ضرری ندارد
    جزئیاتی هم دارد که هر زن یا مرد بالغی می فهمد اول اینکه زن نباید قبل از پاکی کامل به حمام برود دوم زن نباید بعد از پاکی کامل حمام را بتاخیر بیندازد سوم پس از حمام باید تا ایجاد شرایط مناسب برای ارتباط صبر کنند مانند شب و یا ایجاد خلوت طبیعی مانند اتاق نماز
    چیزی که مهم است مرد نباید عجله کند و زن باید در فراهم ساختن شرایط مناسب عجله کند و اگر شرایط مناسب ایجاد شد به محل مراجعه کند
    ویرایش توسط golfar : ۱۳۹۱/۱۱/۰۱ در ساعت ۱۵:۱۲

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بسم الله
    راه نبوت تشریعی بسته است ولی نبوت انبائی راهش گشوده و باز است.
    و بر هر انسان الهی و متقی وحی انبائی میشود و خواهد شد.وحی چه ار مکاشفات با مثال و چه بی مثال
    و سخنان آموزه های حق تعالی برای بندگان خاص خود.در سیره و زندگی عرفا از این گونه وحی ها نقل شده است.
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    والسلام علیکم
    وحی به انواع قابل تقسیم نیست آن چه از طرف خدای متعال به بشر می رسد نوعی آگاهی است که به آن وحی می گویند

    چیزی به نام الهام یا غیره وجود ندارد به همین جهت تاکید می کنم وحی یعنی وحی و هر چه غیر وحی است از طرف خدا نیست
    بشر به علت داشتن روح از قوه هایی برخوردار است که این قوه ها در تمام افراد بشر یکسان است مانند قوه تعقل و تفکر و احساس که تمام اینها در روح جریان دارد و نمی توان گفت این را تعقل محض یا خیال محض و غیره می گویند
    بنا بر این انسان به دو طریق به آگاهی می رسد اول وحی دوم ادراکات روحی
    نه وحی قابل تقسیم بندی است نه ادراکات قابل تقسیم بندی است
    ذهن مغز روح تفکر تعقل خیال احساس وجدان عاطفه ندامت و سایر تقسیم بندی ها تنها در قالب روح تقسیم بندی می شوند و بصورت مجزا در فرد وجود ندارد که بتوان مستقل نامید مثلا نمی توان گفت روح انسان از بخش های مجزایی به نام عقل عاطفه و غیره تشکیل شده است
    بلکه این تقسیم بندی ها حالات متفاوت روح انسان است
    خدا در این مورد از لفظ نفس استفاده کرده است
    گاهی این نفس مطمئن و
    آرام است می گوید نفس مطمئنه نه اینکه انسان دارای چند نفس است وقتی انسان پشیمان است نفس در حال ندامت است وقتی انسان تحت فشار نفس به سمت هیجانات کشیده می شود نفس در حال اماره است
    تقسیم بندی روح انسان به سه نفس غلط است بلکه نفس حالات مختلفی دارد که در آن حالت نفس نام گذاری می شود
    وحدت وجودی نفس انسان همیشه حفظ می شود وجدان نیز در همین مقوله است تفکر و تعقل نیز حالات دیگر نفس است نتیجه تفکرات روح یا نفس در انسان ایجاد حالاتی می کند مانند آرامش مانند هیجان مانند ندامت به همین جهت مومن مکلف است با انجام افعالی نفس خود را به بهترین شرایط که مطلوب شخص است برساند که همان نفس مطمئنه است
    فایده نماز روزه و سایر دستورات ایجاد نفس مطمئنه است و نرسیدن نفس به شرایط ندامت و هیجان است
    منکرات نیز در همین راستا است و توبه نیز در همین راستا است عاقل نباید کاری کند که نیاز به توبه باشد مثلا حرفی به نامحرم نزند به بدن نامحرم نزدیک نشود اگر شد بعدا نفسش لوامه می شود و برای رسیدن به مطمئنه باید توبه کند توبه بن بست شکن برای مومن است راه خروج است راهی است که خدا برای عبور از بن بست ندامت باز کرده است ولی نباید فراموش کرد که بهترین و زیباترین راه منکر را به کنار گذاشتن است و معروف را به جا آوردن است
    روح یا نفس شاد بهترین حالت مومن است که در بین مردم طرفداران 100 در 100 دارد آرامش نفس همه را جذب می کند و ندامت و غم همه را متاثر می سازد و هیجان همه را عصبی و متنفر می کند
    سلام بهترین رفتار کلامی است که همه را وادار به تسلیم می کند
    بنا براین افعالی که فریضه شده است فلسفه اش انجام کاری برای ایجاد حالتی در روح است که البته گمراهان نیز می دانند که سکون و بی حالی بد است رقص ترانه سرایی رفتن به سفر و مناظر طبیعی ورزش و نرمش محفل و شب نشینی دخانیات و مواد مخدر و روانگردان مشروبات الکلی همه اینها در راستای شادی طراحی شده است
    چیزی به نام وحی قلابی وجود ندارد وحی قلابی وحی ای است که کسی احساس کند نه چنین چیزی وجود ندارد و قران نیز تنها وحی دروغین تحت نام افترا را مذمت کرده است
    کسی که مدعی است به او وحی شده یا راست می گوید یا دروغ و خود هم آگاهی دارد سومی وجود ندارد یعنی اگر کسی گفت به او وحی شده و راست بگوید حتما به او وحی شده است و اگر دروغ بگوید خودش به وحی نشدنش آگاهی دارد
    سومین مورد که دیگران بگویند تو اشتباه می کنی چنین چیزی وجود ندارد در قران نیز هیچ مطلبی در مورد وحی توهمی وجود ندارد
    بلکه قران تنها به منکران وحی که نسبت دروغگویی و توهم به انبیا می دادند را مذمت می کند و دروغ گویی که دروغ می گوید و خود می داند نیز مذمت شده است
    بحث توهم وحی بحث کفار است که می گفتند انبیا به کسانی گفته می شود که دیوانه شده اند یعنی توهم پیدا کرده اند که به آنها وحی شده است
    یعنی بحث شبهه توهم فعل کفار و منکران وحی است چنانکه روانشناس مدعی هستند که افرادی که فکر می کنند خدا یا پیامبر هستند دیوانه هستند نه چنین نیست
    بحث توهمات در مورد وقتی است که مغز فرد اختلال پیدا می کند و هورمونهای مغز خراب می شوند منطق در رفتار و گفتار فرد مختل می شود فرد قادر به رفتاری طبیعی نیست
    اگر فردی سالم را تحت شکنجه های روانی و تزریق داروهای روان گردان قرار دهند به مرحله توهم هم می رسد
    این در مورد پیامبر نیز صادق است اگر پیامبر نیز تحت این تزریقات قرار گیرد دیوانه می شود که این دیوانگی دیوانگی خارجی است و در اصل مطلب تاثیری ندارد یعنی پیامبری که دیوانه اش کنند باز هم پیامبر است.
    اقسام وحی در قران نیز وحدت وحی را به هم نمی زند بعضی ها فکر می کنند وحی به انبیا می شود نه وحی به غیر انبیا هم می شود از جمله به زنان
    اقسام وحی تنها راههای گوناگون وحی را بیان می کند مثلا یک نفر با شنیدن یک نفر با دیدن یکی نفر از راه دیگر
    همه اینها وحی است یعنی آگاهی دادن یا فرمان دادن خدا به بشر برای انجام کاری
    پس رابطه خدا با بشر وحی است و رابطه بین بشر با خدا مسدود است
    وحی بی خبر می آید مانند موسی که در محل درخت آتش ناگهان خدا با او صحبت کرد و او هیچ اطلاعی نداشت
    حال که یاد گرفتیم وحی اقسام ندارد بلکه شکل های گوناگون دارد دیگر قطع این وحی یا باقی ماندن آن وحی مفهومی ندارد یعنی در صلاحیت بشر نیست که قطع وحی یا استمرار وحی را بیان کند

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13

    جمع بندي




    پرسش:
    بسیار شنیده می شود که اگر کسی نیت کند و آیه آخر سوره کهف را بخواند با یک نوع وحی خاص برای نماز صبح از خواب بیدار می شود. آیا این مطلب صحیح است و ممکن است به انسان های عادی وحی شود؟


    پاسخ:
    در حدیث آمده است: هر كس هنگام خوابیدن این آیه را بخواند، هر ساعتى كه بخواهد از خواب بیدار مى ‏شود.(1)؛ ظاهرا با خواندن اين آيه شريفه، فرايند بيدار شدن اتفاق می افتد لزوما وحی در كار نيست يعنی حتی ممكن است در ساعت مورد نظر، بواسطه صدايی از خارج - مثلا حتی افتادن شی ايی - يا مثلا گزش يك پشه و ... انسان بيدار شود و لزوما وحی و الهام در كار نباشد ظاهرا آنچه در روايت بر آن تصريح شده است، نفس بيدار شدن است و سخنی از الهام يا وحی نشده است. اما اينكه آيا به انسان های عادی وحی می شود يا خير، اگر وحی به معنای الهام يعنی مطلبی كه به قلب كسي القا شود و او يكباره خود را آگاه بر حقيقتی بيابد، باشد بله بر انسان های عادی هم وحی به اين معنا -يعنی به معنای الهام- می شود مانند وحی به مادر حضرت موسی (عليه السلام).(2)

    _ وحی و الهام:
    گاهی ممكن است مطلبی به قلب كسی القا شود و او يكباره خود را آگاه بر حقيقتی بيابد، يا بدون آن كه علتش را بداند، به سوي مقصدی كشانده شود، اين نوع القا در اصطلاح، «الهام» ناميده می شود و قرآن آن را وحی می نامد.(3)
    اين گونه الهامات، در هر زمان و مكان به قدری فراوان است كه بايد در رديف حوادث معمولی قرار گيرد. ما انسان ها در طول حيات خود، وقتی با مشكل هايی رو به رو می شويم و بر سر دو راهی ها سرگردان می مانيم، در مواقعی، ناگاه راه حلّی رخ می نمايد و ما را ياری می رساند.
    بر همين اساس، مرحوم خواجه نصير الدين طوسی (رحمه الله)می گويد: «علومی كه در ميان بشر پيدا شده است بدون دخالت نوعی از الهام، امكان پذير نبوده است.»(4)
    بنابر اين اينگونه امور عادی، در لسان ما و اصطلاحا الهام ناميده مي شود.

    _ تفاوت وحی و الهام:
    عمده تفاوت های وحی با الهام بدين شرحند :
    1. وحی اصطلاحی (رسالت و نبوت) ويژه پيامبران است؛ اما الهام بر غير پيامبران نيز نازل می شود.
    2. وحی، آگاهی ويژه ای است كه پيامبر آن را در خود می يابد و يقين دارد كه از جانب خداوند القا شده است، در حالی كه الهام چنين نيست؛ انسان، رسيدن آن را به قلب خود احساس می كند، ولي به منبع آن آگاهی ندارد و نمی داند از كجا است؟ حتی ممكن است تصور كند كه با فكر خودش، آن را پيدا كرده است.
    3. بر اساس تفاوت ياد شده، وحی الهی هيچ گاه با افكار شخصی يا چيزهای ديگر، اشتباه نمی شود؛ زيرا پيامبر به منبع آن، يعنی خداوند متعال يقين دارد؛ اما در الهام ممكن است با افكار شخصی يا چيزهای ديگر، اشتباه شود.(5)

    ___________
    (1) تفسیر نور الثقلین
    (2) واوحينا الي ام موسي ان ارضعيه فاذا خفت عليه فالقيه في اليم ولا تخافي ولا تحزني انا رادوه اليك وجاعلوه من المرسلين
    و به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير ده و چون بر او بيمناك شدى او را در نيل بينداز و مترس و اندوه مدار كه ما او را به تو بازمى ‏گردانيم و از [زمره] پيمبرانش قرار مى ‏دهيم( قصص/ 7.)
    (3) قصص/7؛ طه/ 38.
    (4) ر. ك: شناخت در قرآن، ص 94.
    (5) بر گرفته از سايت انديشه قم.

    كليد واژه ها: وحي ،الهام،آيه آخر سوره كهف، فرق وحي و الهام

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۳/۰۸ در ساعت ۱۹:۰۶ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود