صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا ما شیعه ایم یا محب اهلبیت « علیهم السلام » ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا ما شیعه ایم یا محب اهلبیت « علیهم السلام » ؟





    آیا ما شیعه ایم یا محب اهلبیت « علیهم السلام » ؟





    آیا ما شیعه ایم یا محب اهلبیت « علیهم السلام » ؟

    بر اساس روایتیبرگرفته از تفسیر امام حسن عسگری (ع)


    آیا ما شیعه ایم یا محب اهلبیت « علیهم السلام » ؟




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیا ما شیعه ایم یا محب اهلبیت « علیهم السلام » ؟






    در تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام حدیثی وارد شده است که آن را ابویعقوب یوسف بن یزیاد و علی بن سیار روایت کرده اند، این دو بزرگوار می گویند:


    شبی در خدمت امام عسکری(ع) بودیم- در آن زمان حاکم آن سامان نسبت به امام (ع) تعظیم می کرد و اطرافیان او نیز احترام می نمودند- ناگهان حاکم شهر از آنجا عبورش افتاد و مردی دست بسته همراه او بود او امام(ع) را که در بالای خانه قرار داشت و از بیرون مشاهده می شد دید، همینکه چشمش به آن حضرت افتاد به خاطر احترام از مرکب پیاده شد.


    امام عسکری(ع) فرمود:


    به جای خود برگرد، و او در حالی که تعظیم می کرد به جای خود یعنی روی مرکب برگشت و عرض کرد:


    ای فرزند رسول خدا این شخص را امشب کنار یک دکان صرافی گرفته ام به گمان اینکه می خواسته راهی به دکان باز کند و از آن سرقت کند. همین که خواستم او را تازیانه بزنم- و این روش من است متهمی را که دستگیر می کنم پنجاه تازیانه می زنم تا تنبیه او باشد و بعد از آن جرم بزرگتری مرتکب نشود- او به من گفت: از خدا بترس و کاری که باعث خشم خداوند می شود انجام نده، من به راستی از شیعیان علی بن ابی طالب و شیعه این امام بزرگوار پدر کسی که به امر خدا قیام می کند می باشم.


  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیا ما شیعه ایم یا محب اهلبیت « علیهم السلام » ؟





    من از او دست برداشتم و گفتم: تو را نزد امام(ع) می برم، اگر آن حضرت گفته ات را تصدیق کرد که از شیعیان او هستی تو را رها می کنم، و اگر دروغ گفته بودی بعد از آنکه هزار تازیانه به تو زدم دست و پایت را قطع خواهم کرد، اکنون او را به حضور شما آورده ام، آیا او همان طور که ادعا کرده است از شیعیان شما می باشد؟


    امام (ع) فرمود:


    پناه بر خدا می برم، این کجا از شیعیان علی بن ابی طالب می باشد؟ خدا او را در دست تو گرفتار کرده است بخاطر اینکه به خیال خود اعتقاد دارد که از شیعیان حضرت علی (ع) است.


    حاکم گفت: راحتم کردی، الآن پانصد ضربه به آن می زنم و هیچ اعتراضی هم بر من نیست. و چون او را به فاصله زیادی از آنجا دور کرد دستور داد او را به رو بر زمین افکندند، دو جلاد را یکی در طرف راست و دیگری در طرف چپ بر او گماشت و به آنها گفت: او را بزنید و بدرد آورید.


  6. تشکرها 3


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیا ما شیعه ایم یا محب اهلبیت « علیهم السلام » ؟






    این دو نفر شلاق های خود را بطرف او پایین آوردند، ولی به او برخورد نکرد و هر چه می زدند بر زمین می خورد، حاکم ناراحت شد و گفت:


    وای بر شما، زمین را می زنید؟ به پشت و کمر این شخص بزنید، دوباره شروع به زدن کردند و پشت و کمر او را نشانه گرفتند ولی این بار دستهای آنها خطا رفت و آندو به یکدیگر زدند و داد و فریاد آنها بلند شد.


    حاکم به آنها گفت: وای بر شما، مگرشما دیوانه شده اید؟ چرا خودتان را می زنید؟ این مردی که بر زمین افتاده بزنید گفتند:


    ما همین کار را می کنیم و جز او را هدف نمی گیریم و نمی زنیم ولی دست های ما بی اختیار منحرف می شود بطوری که ضربه ها بر خود ما وارد می شود.


  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برخورد امام رضا(علیه اسلام) با مدعيان تشيع
    امام حسن عسکري عليه‏السلام مي‏فرمايد: هنگامي که مأمون حضرت رضا عليه‏السلام را وليعهد خود قرار داد روزي دربان خانه آن حضرت وارد شد و گفت: گروهي آمده‏اند و اجازه ملاقات مي‏خواهند و مي‏گويند ما از شيعيان علي بن ابيطالب هستيم. امام رضا عليه‏السلام فرمود: وقت ندارم، مشغول کارم. آنها را برگردان. دربان پيام امام رضا عليه‏السلام را به آنها رساند و آنها را برگرداند. دو مرتبه آمدند و تقاضاي ملاقات کردند اين بار هم اجازه ملاقات به آنها داده نشد و اين جريان و رفت و آمد آنها و عدم اجازه ملاقات تا دو ماه طول کشيد. تا اين که از ملاقات با امام مأيوس شدند و به دربان گفتند: به مولاي ما امام رضا عليه‏السلام بگو از شيعيان پدرت علي بن ابيطالب هستيم و از اين که شما به ما اجازه ملاقات نداديد مورد شماتت دشمنان قرار گرفتيم، به خاطر همين برمي‏گرديم، در حالي که به خاطر اين پيش آمد، از بازگشت به وطنمان خجالت مي‏کشيم و از طرف ديگر از تحمل شماتت دشمنان ناتوان شده‏ايم.


    دربان پيام آنان را به امام رضا عليه‏السلام رساند و امام عليه‏السلام فرمود: به آنها اجازه بده تا وارد شوند. کاروانيان وارد شده و سلام کردند و آداب احترام به جا آوردند. ولي امام رضا عليه‏السلام جواب سلام آنها را نداده و اعتنايي نکرد و اجازه نداد که بنشينند و آنان همانطور سرپا ايستادند. به امام رضا گفتند يابن رسول الله! اين چه جفايي بود که در حق ما روا داشتيد و ما را سبک کرديد. ديگر چه آبرويي بعد از اين براي ما باقي مي‏ماند؟!


    امام رضا عليه‏السلام فرمود:اين آيه را بخوانيد:
    ما اصابکم من مصيبة فبما کسبت ايديکم و يعفوا عن کثير (شوري: 30)
    هر مصيبتي به شما رسد به خاطر اعمالي است که انجام داده‏ايد و بسياري را نيز عفو مي‏کند.


    به خدا سوگند من کاري در حق شما انجام ندادم جز آنچه خدا و پيامبر صلي الله عليه و آله و اميرالمؤمنين و امامان پس‏از او در حق شما انجام داده‏اند. آنان شما را مورد عتاب و بي‏توجهي قرار دادند. من هم در اين کار به آنها اقتدا کردم.

    گفتند يابن رسول الله! براي چه؟ فرمود: به خاطر ادعايتان که مي‏گوييد، شيعيان اميرالمؤمنينيم؟ واي بر شما! (اين چه ادعاي بزرگي است که مي‏کنيد) به درستي که شيعيان اميرالمؤمنين حسن عليه‏السلام و حسين عليه‏السلام و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و محمد ابن ابي‏ابکر بودند، همانها که تسليم محض اوامرش بودند و ذره‏اي در عمل به دستوراتش مخالفت و سرپيچي نکردند، ولي شما در بيشتر کارهايتان با او مخالفيد، و در بسياري از واجبات کوتاهي مي‏کنيد و حقوق بزرگ برادران ديني خود را کوچک مي‏شماريد.

    در آنجا که تقيه و پرهيز واجب نيست، تقيه مي‏کنيد، و آنجا که تقيه حق و لازم است، ترک تقيه مي‏کنيد. اگر بگوييد و از اولياء و محبان او و دوستدار دوستان او و دشمن دشمنان اميرالمؤمنين هستيد از شما قبول خواهم کرد و منکر حرفتان نخواهم شد لکن اين ادعاي شما که مي‏گوييد شيعه او هستيد ادعاي بزرگ و مرتبه والايي است که اگر عملتان، گفتار و ادعايتان را تصديق و گواهي نکند هلاک و نابود خواهيد، شد مگر آنکه رحمت پروردگار شامل حال شما گردد.


    گفتند: يابن رسول الله! بنابراين، از اين ادعاي بزرگ و گفتار، از خدا پوزش مي‏طلبيم و استغفار مي‏کنيم و توبه مي‏نماييم و بدانچه مولايمان به ما تعليم داد قائل مي‏شويم و مي‏گوييم: ما دوستان شما و دوستدار دوستان شما و دشمن دشمنان شما مي‏باشيم.
    امام رضا عليه‏السلام فرمود: مرحبا به شما برادران و دوستان من، نزديک شويد. سپس آنان را دور خود گرد آورد و مورد محبت قرار داد و به دربان فرمود: چند بار اجازه ورود به آنها ندادي؟! دربان گفت: شصت بار.


    امام رضا عليه‏السلام فرمود: شصت مرتبه پي‏درپي پيش آنها برو و بر آنها سلام کن و سلام مرا هم به آنها برسان چون به سبب توبه و استغفار، گناهانشان محو و نابود شد و به خاطر محبت و دوستي که با ما دارند، مستحق کرامت و بزرگداشت مي‏باشند. از حال آنها و احوال خانواده‏هايشان تفقد کن و به امور آنان برس و در حق آنان خوبي کن و مشکلاتشان را برطرف ساز [تفسيرالإمام‏العسكري، ص 312.] .

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    12
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    از شهد دوستی علوی مرا نوشاندی "

    عاشقم کردی ,

    مجنون شدم ,

    نور ایمانم نمایاندی ,

    راهی شدم ,

    در پس اولین گذر ,

    اما گم شدم ,

    راه می جستم لنگ شدم ,

    بی خبر با شیطان همراه شدم ,

    در پس پیچ و تاب کوچه ها ,

    مستی از سرم برفت ,

    آرام آرام بیمار شدم ,

    آواره و اسیر هرکسی ,

    با هزاران دلواپسی ,

    با شیطان , دیگر شیطان شدم ,

    میدیدم ,آینه رو به زوالم را ,

    از تو دورتر و فرو رفتنم را ,

    دیگر از خود بی خود شدم ,

    انجا که دیگر نبود شیطان هم ,

    تنها من ماندم و گناهان نیز هم ,

    تاریکتر از تاریکی کوچه ها شدم ,

    من نه آن من بودم , دیگر من این من شدم ,

    نه دل بود نه دلداری ,

    نه دوست بود و نه دوستداری ,

    کوچه در پس کوچه گم شدم ,

    هیچم نبود و هیچ نبودم ,

    خاطرات عاشقی بود , دیگر اما من من نبودم ,

    روزی با گذشته همسفر شدم ,

    هر لحظه در پی جای اشتباه ,

    هر لحظه در پی اولین گناه ,

    در کجای کوچه بود ؟ پیدا شدم ,

    آن شعر آن شور و آن مستی ,

    آن غلط , خود را شیعه انگاشتن ,

    این همان بود و من گم شدم ,

    شیعه یعنی حسن یعنی حسین ,

    یعنی مقداد و ابوذر یعنی عمار ,

    شیعه یعنی پیرو , من کجا آن شدم ؟,

    با هزاران گریه و زاری ,

    با ناله ها و با بیقراری ,

    بازگشتم تا من آن من شدم ,

    ما شیعه نیستیم , محبان آل علیم ,

    یک قطره ایم , محتاج دریای علیم ,

    سپاس خدایی را که من آن شدم ,

    این آرزوست مرا در سینه ,

    شیعه گردم روزی روم به مدینه ,

    ******

    سلام و عرض ارادت
    خدمت
    تمامی عزیزان
    من این شعر رو تازه سروده ام
    وهنوز کاملش نکرده ام
    از دوستان اگر در ان مشکلی یا نقصی میبینند
    لطف بفرماییند
    راهنمایی نمایند

    تاکه شایید این جانب نیزهم
    درحد توان خیش قدمی برداشته باشم.

    درود خدا بر شما

    ویرایش توسط mahdi007313 : ۱۳۹۱/۱۱/۱۷ در ساعت ۱۶:۳۹


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    377
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdi007313 نمایش پست

    از شهد دوستی علوی مرا نوشاندی "

    عاشقم کردی ,

    مجنون شدم ,

    نور ایمانم نمایاندی ,

    راهی شدم ,

    در پس اولین گذر ,

    اما گم شدم ,

    راه می جستم لنگ شدم ,

    بی خبر با شیطان همراه شدم ,

    در پس پیچ و تاب کوچه ها ,

    مستی از سرم برفت ,

    آرام آرام بیمار شدم ,

    آواره و اسیر هرکسی ,

    با هزاران دلواپسی ,

    با شیطان , دیگر شیطان شدم ,

    میدیدم ,آینه رو به زوالم را ,

    از تو دورتر و فرو رفتنم را ,

    دیگر از خود بی خود شدم ,

    انجا که دیگر نبود شیطان هم ,

    تنها من ماندم و گناهان نیز هم ,

    تاریکتر از تاریکی کوچه ها شدم ,

    من نه آن من بودم , دیگر من این من شدم ,

    نه دل بود نه دلداری ,

    نه دوست بود و نه دوستداری ,

    کوچه در پس کوچه گم شدم ,

    هیچم نبود و هیچ نبودم ,

    خاطرات عاشقی بود , دیگر اما من من نبودم ,

    روزی با گذشته همسفر شدم ,

    هر لحظه در پی جای اشتباه ,

    هر لحظه در پی اولین گناه ,

    در کجای کوچه بود ؟ پیدا شدم ,

    آن شعر آن شور و آن مستی ,

    آن غلط , خود را شیعه انگاشتن ,

    این همان بود و من گم شدم ,

    شیعه یعنی حسن یعنی حسین ,

    یعنی مقداد و ابوذر یعنی عمار ,

    شیعه یعنی پیرو , من کجا آن شدم ؟,

    با هزاران گریه و زاری ,

    با ناله ها و با بیقراری ,

    بازگشتم تا من آن من شدم ,

    ما شیعه نیستیم , محبان آل علیم ,

    یک قطره ایم , محتاج دریای علیم ,

    سپاس خدایی را که من آن شدم ,

    این آرزوست مرا در سینه ,

    شیعه گردم روزی روم به مدینه ,

    ******

    سلام و عرض ارادت
    خدمت
    تمامی عزیزان
    من این شعر رو تازه سروده ام
    وهنوز کاملش نکرده ام
    از دوستان اگر در ان مشکلی یا نقصی میبینند
    لطف بفرماییند
    راهنمایی نمایند

    تاکه شایید این جانب نیزهم
    درحد توان خیش قدمی برداشته باشم.

    درود خدا بر شما
    راستشو بخواین من از شعر سردرنمیارم
    ولییییی

    ی جورایی زندگی منم هست
    مخصوصا اینجا:
    بی خبر با شیطان همراه شدم ,

  12. تشکرها 2


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    110
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 12 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علامه طباطبایی فرموده اند:
    استاد ما مرحوم سید آقا علی قاضی حکایت کرده است که کسی از جنی پرسیده است طایفه جن به چه مذهب اند؟آن جن در جواب گفت:جن مانند انس دارای مذاهب گوناگونند جز اینکه سنی ندارند برای اینکه در میان ما کسانی هستند که در واقعه غدیر خم حضور داشتند و شاهد ماجرا بودند.
    «داستانهای شگفت درباره جن از ابراهیم عباسی،،چاپ دوم صفحه 21»
    ویرایش توسط منطقی : ۱۳۹۲/۰۹/۲۹ در ساعت ۱۹:۲۶
    انسان چه راحت فریب می خورد
    هیچ چیز را باور نکنید مگر آن که خودتان تحقیق و برای آن ادله عقلانی پیدا کنید.

  14. تشکرها 2


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    51
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست
    برخورد امام رضا(علیه اسلام) با مدعيان تشيع
    امام حسن عسکري عليه‏السلام مي‏فرمايد: هنگامي که مأمون حضرت رضا عليه‏السلام را وليعهد خود قرار داد روزي دربان خانه آن حضرت وارد شد و گفت: گروهي آمده‏اند و اجازه ملاقات مي‏خواهند و مي‏گويند ما از شيعيان علي بن ابيطالب هستيم. امام رضا عليه‏السلام فرمود: وقت ندارم، مشغول کارم. آنها را برگردان. دربان پيام امام رضا عليه‏السلام را به آنها رساند و آنها را برگرداند. دو مرتبه آمدند و تقاضاي ملاقات کردند اين بار هم اجازه ملاقات به آنها داده نشد و اين جريان و رفت و آمد آنها و عدم اجازه ملاقات تا دو ماه طول کشيد. تا اين که از ملاقات با امام مأيوس شدند و به دربان گفتند: به مولاي ما امام رضا عليه‏السلام بگو از شيعيان پدرت علي بن ابيطالب هستيم و از اين که شما به ما اجازه ملاقات نداديد مورد شماتت دشمنان قرار گرفتيم، به خاطر همين برمي‏گرديم، در حالي که به خاطر اين پيش آمد، از بازگشت به وطنمان خجالت مي‏کشيم و از طرف ديگر از تحمل شماتت دشمنان ناتوان شده‏ايم.


    دربان پيام آنان را به امام رضا عليه‏السلام رساند و امام عليه‏السلام فرمود: به آنها اجازه بده تا وارد شوند. کاروانيان وارد شده و سلام کردند و آداب احترام به جا آوردند. ولي امام رضا عليه‏السلام جواب سلام آنها را نداده و اعتنايي نکرد و اجازه نداد که بنشينند و آنان همانطور سرپا ايستادند. به امام رضا گفتند يابن رسول الله! اين چه جفايي بود که در حق ما روا داشتيد و ما را سبک کرديد. ديگر چه آبرويي بعد از اين براي ما باقي مي‏ماند؟!


    امام رضا عليه‏السلام فرمود:اين آيه را بخوانيد:
    ما اصابکم من مصيبة فبما کسبت ايديکم و يعفوا عن کثير (شوري: 30)
    هر مصيبتي به شما رسد به خاطر اعمالي است که انجام داده‏ايد و بسياري را نيز عفو مي‏کند.


    به خدا سوگند من کاري در حق شما انجام ندادم جز آنچه خدا و پيامبر صلي الله عليه و آله و اميرالمؤمنين و امامان پس‏از او در حق شما انجام داده‏اند. آنان شما را مورد عتاب و بي‏توجهي قرار دادند. من هم در اين کار به آنها اقتدا کردم.

    گفتند يابن رسول الله! براي چه؟ فرمود: به خاطر ادعايتان که مي‏گوييد، شيعيان اميرالمؤمنينيم؟ واي بر شما! (اين چه ادعاي بزرگي است که مي‏کنيد) به درستي که شيعيان اميرالمؤمنين حسن عليه‏السلام و حسين عليه‏السلام و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و محمد ابن ابي‏ابکر بودند، همانها که تسليم محض اوامرش بودند و ذره‏اي در عمل به دستوراتش مخالفت و سرپيچي نکردند، ولي شما در بيشتر کارهايتان با او مخالفيد، و در بسياري از واجبات کوتاهي مي‏کنيد و حقوق بزرگ برادران ديني خود را کوچک مي‏شماريد.

    در آنجا که تقيه و پرهيز واجب نيست، تقيه مي‏کنيد، و آنجا که تقيه حق و لازم است، ترک تقيه مي‏کنيد. اگر بگوييد و از اولياء و محبان او و دوستدار دوستان او و دشمن دشمنان اميرالمؤمنين هستيد از شما قبول خواهم کرد و منکر حرفتان نخواهم شد لکن اين ادعاي شما که مي‏گوييد شيعه او هستيد ادعاي بزرگ و مرتبه والايي است که اگر عملتان، گفتار و ادعايتان را تصديق و گواهي نکند هلاک و نابود خواهيد، شد مگر آنکه رحمت پروردگار شامل حال شما گردد.


    گفتند: يابن رسول الله! بنابراين، از اين ادعاي بزرگ و گفتار، از خدا پوزش مي‏طلبيم و استغفار مي‏کنيم و توبه مي‏نماييم و بدانچه مولايمان به ما تعليم داد قائل مي‏شويم و مي‏گوييم: ما دوستان شما و دوستدار دوستان شما و دشمن دشمنان شما مي‏باشيم.
    امام رضا عليه‏السلام فرمود: مرحبا به شما برادران و دوستان من، نزديک شويد. سپس آنان را دور خود گرد آورد و مورد محبت قرار داد و به دربان فرمود: چند بار اجازه ورود به آنها ندادي؟! دربان گفت: شصت بار.


    امام رضا عليه‏السلام فرمود: شصت مرتبه پي‏درپي پيش آنها برو و بر آنها سلام کن و سلام مرا هم به آنها برسان چون به سبب توبه و استغفار، گناهانشان محو و نابود شد و به خاطر محبت و دوستي که با ما دارند، مستحق کرامت و بزرگداشت مي‏باشند. از حال آنها و احوال خانواده‏هايشان تفقد کن و به امور آنان برس و در حق آنان خوبي کن و مشکلاتشان را برطرف ساز [تفسيرالإمام‏العسكري، ص 312.] .
    شنیده بودم
    یاد اوربش عالی بودممنون

    یا علی کمکمون کن تو راه تو باشیم . ما عاشق توییم ای ولی خدا.چقدر خوشبختیم که محبت تو را در دل داریم. به پهلوی شکسته یاس کبودت قسمت میدیم کمک کن شیعه تو هم باشیم

  16. تشکرها 2


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام حسن عسکری می فرماید: مردی به همسرش گفت: به حضور زهرا علیها السّلام برو و از قول من بر آن حضرت بگو: من از شیعیان شما هستم، آیا شما قبول دارید که من از شیعیان شما هستم ؟همسر او به حضور حضرت فاطمه علیها السّلام آمد و پیام شوهرش را ابلاغ کرد،

    فاطمه علیها السّلام به او فرمود: به شوهرت بگو:
    (اگر تو آنچه را که ما به تو دستور داده ایم انجام دهی و از آنچه نهی نموده ایم به جا نمی آوردی،پس از شیعیان ما هستی وگرنه از شیعیان ما نیستی. )

    همسر نزد شوهرش آمد و گفتار حضرت زهرا علیها السّلام را به شوهرش ابلاغ کرد، شوهر او از این پاسخ محزون گردید و آه و ناله اش بلند شد و می گفت:
    وای بر من، کیست که گناه آلوده نباشد، بنا بر این اگر من از گناه پاک نگردم، شیعه نیستم و وقتی که شیعه نبودم، جاودانه در دوزخ خواهم بود وای بر من چه خاکی بر سرم کنم؟...
    همسر او وقتی که او را آن گونه آشفته و نگران دید، به حضور حضرت زهرا علیها السّلام آمده و جریان را به عرض او رسانید.

    حضرت زهرا علیها السّلام به آن بانو فرمود: به شوهرت بگو: چنین نیست که تو تصور می کنی ، شیعیان ما از افراد نیک اهل بهشت هستند، ولی اگر گناهکار باشند، بر اثر بلاها و گرفتاریها که به سوی آنها رو می آورد، و صدماتی که در صحرای محشر، در روز قیامت و یا در طبقه اعلای دوزخ می بینند گناهانشان ریخته می شود و آنها از گناهان پاک می گردند، و سپس آنها را نجات می دهیم و به سوی بهشت می بریم .1


    ای دوستی تو حـرز جان من
    وی حبّ تو راحت روان من

    در دوســتی تــو و عزیزانت
    ثابــت قدمم به جــان جانانت

    دانی که به صـدق ادعا دارم
    آن را به درت شفیع می آرم

    زین راه بســـی امـــــیدوارم مـــن
    هر چند ز حد فزون خطا دارم من

    یک عمر نموده ام ثنا خوانی
    شــــاید بــــرهانیم ز حیرانی


    1- عوالم العلوم و الامعارف و الاحوال: ص620، شماره162، دوستان:ج5، ص247.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.

  18. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود