جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░





    ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░

    جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود.

    زندگی را تماشا می کرد.

    رفتن و ردپای آن را. و آدم هایی را می دید

    که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند.

    جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند،

    ستون ها فرو می ریزند، درها می شکنند

    و دیوارها خراب می شوند.

    او بارها و بارها تاجهای شکسته،

    غرورهای تکه پاره شده را

    لابلای خاکروبه های کاخ دنیا دیده بود.

    او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند

    و فکر می کردشاید پرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز کمی بلرزد.

    روزی کبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را که شنید

    گفت: بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی.

    آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگین شان می کنی.

    دوستت ندارند. می گویند بدیمنی و بدشگون

    و جز خبر بد، چیزی نداری.

    قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند.

    سکوت او آسمان را افسرده کرد.

    آن وقت خدا به جغد گفت:

    آوازخوان کنگره های خاکی من!

    پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟

    دل آسمانم گرفته است

    جغد گفت: خدایا!

    آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.

    خدا گفت:

    آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند.


    دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ.

    هر چیز کم ارزش و هرچیز بی ارزش


    تو مرغ تماشا و اندیشه ای!

    و آن که می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد.

    دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست.

    اما تو بخوان و همیشه بخوان

    که آواز تو حقیقت است

    و طعم حقیقت تلخ.

    جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره های دنیا می خواند

    و آنکس که می فهمد،

    می داند آواز او پیغام خداست


    گوشی اگر شنوا بشنود می شنود این آواز را :


    بگذار و بگذر،ببین و دل نبند،

    چشم بیانداز و دل نباز

    که دیر یا زود

    باید گذاشت و گذشت





    ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278





    ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░


    مرا با سوز جان بگذار و بگذر

    چو شمعی سوختم از آتش عشق


    اسیر و ناتوان بگذار و بگذر
    مرا آتش به جان بگذار و بگذر

    دلی چون لاله بی داغ غمت نیست
    بر این دل هم نشان بگذار و بگذر

    مرا بایک جهان اندوه جانسوز
    تو ای نا مهربان بگذار و بگذر

    دو چشمی را که مفتوح رخت بود
    کنون گوهر فشان بگذار و بگذر

    در افتادم به گرداب غم عشق
    مرا در این میان بگذار و بگذر


    ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░



    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278





    ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░



    دلگیر دلگیرم از غصه می میرم

    مرا مگذار و مگذر


    با پای از ره مانده در این دشت تب دار

    ای وای می میرم


    مرا مگذار و مگذر

    سوگند بر چشمت که از تو


    تا دم مرگ دل بر نمی گیرم


    مرا مگذار و مگذر

    بلله که غیر از جرم عاشق بودن ای دوست


    بی جرم و تقصیرم

    مرا مگذار و مگذر


    آشفته تر زآشفتگان روزگارم
    از غم به زنجیرم

    مرا مگذار و مگذر


    با شهپر اندیشه دنیا گردم اما
    در بند تقدیرم


    مرا مگذار و مگذر


    ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░



    ویرایش توسط ╫❀نیایش❀╫ : ۱۳۹۱/۱۱/۰۳ در ساعت ۰۹:۲۷

    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░


    گاه باید گفت چون می گذرد ، غمی نیست.

    سکون ، مایه ی تعفن است برای آبی که خروشان است

    و رسالت حیاتبخش بودن دارد.

    رزمنده ها چقدر قشنگ می گفتند:

    هستم اگر می روم ، گر نروم نیستم.

    آری ، گاه باید
    رفت تا ماند و بود.


    ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278





    مرا بگذار و بگذر

    ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░


    من بار سنگینم مرا بگذار و بگذر

    نیکم بدم اینم مرا بگذار و بگذر


    دانم زمسکینان بتابی چهره از ناز

    انگار مسکینم مرا بگذار و بگذر



    بر مرگ خود سوزی عبث می گریی ای شمع

    منشین به بالینم مرا بگذار و بگذر


    دردم نمی داند کسی بگذار تا مرگ

    کوشد به تسکینم مرا بگذار و بگذر


    در دیده رویای عدم سنگین نشسته

    در خواب شیرینم مرا بگذار و بگذر


    آیینه دل تیره از زنگار غمهاست

    بیرنگ و رنگینم مرا بگذار و بگذر


    بگذار زنجیرم کند دژخیم ایام

    در خورد نفرینم مرا بگذار و بگذر


    بگذار تا کابوس ناکامی نبیند

    چشم جهان بینم مرا بگذار و بگذر


    بگذار تا در ماتم ویرانی خویش

    چون جغد بنشینم مرا بگذار و بگذر

    ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░



    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278




    ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░

    من رند دیرینم مرا بگذار و بگذر
    عشق است آیینم مرا بگذار و بگذر

    بیداری من حاصلی جز غم ندارد
    در خواب سنگینم مرا بگذار و بگذر

    مژگان سیاهی با نگاهی زندگی سوز
    برده دل و دینم مرا بگذار و بگذر

    فرهادم و در دل نباشد هیچ نقشی
    جز نقش شیرینم مرا بگذار و بگذر

    مردم گریز عاقبت سوزی چو من کیست
    پیوسته غمگینم مرا بگذار و بگذر

    امشب دگر ساقی نریزد باده در جام
    از بهر تسکینم مرا بگذار و بگذر

    ( اختر) فروخفت و سپیده دیده بگشود
    منشین به بالینم مرا بگذار و بگذر


    ░◆ ░بگذار و بگذر ، ببین و دل نبند ، چشم بیانداز ودل نباز، دیر یا زود باید گذاشت و رفت ░◆░


    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود