جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه احادیث متضاد بررسی میشود ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش چگونه احادیث متضاد بررسی میشود ؟




    سلام و خسته نباشید

    گاهی با احادیثی مواجه میشویم که بین این احادیث تضاد و تنافی وجود دارد . چگونه اینگونه احادیث بررسی میشوند .چون قبول یکی یعنی رد کردن آن دیگری .این مسیله بیشتر در موارد فقهی و احکامی خیلی حساس تر هم هست .

    به نظر شما این دلیلی نمیشود مبنی بر اینکه حدیث نمیتواند تکیه گاه استوار و محکمی برای دریافت مسایل دینی باشد ؟ چون وجود احادیث متضاد اعتبار حدیث را خدشه دار میکند .

    چگونه به اینطور احادیث پرداخته میشود و حدیثی را که مقبول تر است انتخاب میکنند ؟

    با سپاس





    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 7


    ویرایش توسط طاهر : ۱۳۹۱/۱۱/۱۴ در ساعت ۰۰:۰۹
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا





  2.  

  3. #2
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    گاهی بین احادیث تضاد و تنافی وجود دارد. چگونه این گونه احادیث بررسی می شوند. آیا این دلیلی نمی شود مبنی بر اینکه حدیث نمی تواند تکیه گاه استوار و محکمی برای دریافت مسایل دینی باشد؟ چون وجود احادیث متضاد اعتبار حدیث را خدشه دار می کند.


    پاسخ:
    دومین منبع استنباط احکام شرعی سنت می باشد، و بر این اساس قول و عمل و تقریر معصوم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) حجت می باشد.

    اما با این حال بر خلاف قرآن که ما قطع به صدور آن داریم، در روایات نقل شده که حکایت کننده از سنت می باشند چنین امری وجود ندارد؛ یعنی می دانیم که بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و در زمان معصومین (علیهم السلام) به علل مختلفی روایاتی ساخته شده و به معصومین (علیهم السلام) استناد داده شد، علاوه بر این که عوامل دیگری همچون تقطیع روایات،
    (1) اختلاف عرف راوي،(2) نقل به معنی نمودن،(3) عدم آشنایی با لغت عربی از سوی برخی راویان، تقیه و.. مسائلی هستند که سبب اختلاف در روایات گردیده اند.

    بر این اساس یکی از علومی که از دیر باز مورد توجه دانشمندان اسلامی بوده است توجه به علم رجال
    (4) و درایه(5) است. با توجه به این دو علم احوال راویان(6) سلسله سند روایت مورد بررسی قرار می گیرد و با توجه به این امر روایت ارزش گذاری می گردد، که در رجال شیعه بر حسب تقسیم متاخرین با توجه به راویان یک حدیث، روایت به حدیث: صحیح (7) و موثق (8) و حسن (9) و ضعیف(10) و به اعتبار تعدد طرق و اسناد روایت، روایت به روایت متواتر و خبر واحد (مستفیض، عزیز و غریب) و به اعتبار متصل بودن روایت به معصوم به متصل و مرسل و... تقسیم می گردد که تفاصیل آن در کتب رجال و درایه آمده است.

    در بحث تعارض اخبار و روایات دو حدیث باید از هر جهت در یک درجه باشند و مدلول (محتوا) آن ها نیز به گونه ای باشد که امکان جمع میان آن دو وجود نداشته باشد که در این صورت میان دو خبر تعارض حاصل می گردد. والا اگر دو خبر از جهت بررسی قواعد رجالی یکسان نباشند دیگر نوبت به تعارض نخواهد رسید و روایتی که سند آن قوی تر است و دارای پشتوانه محکم تری است مقدّم می گردد.

    در میان اخبار، اخباری که مربوط به مسائل فقهی می شوند از اهمیت بالاتری برخوردارند زیرا مربوط به افعال عباد می شود و ما نیز ملتزم به عمل بر طبق محتوای اخبار معتبره هستیم.

    اگر دو خبر که در موضوع واحدی در فقه وارد شده اند دچار تعارض شوند (یعنی از جهت اعتبار هر دو خبر در یک درجه باشند) و امکان ترجیح یکی بر دیگری بر حسب قواعد رجال و درایه نباشد، به دلالت دو خبر توجه می شود اگر امکان جمع میان دو خبر بود که چنین می شود؛ زیرا بسیاری از اخبار که به حسب ظاهر با هم متعارضند، تعارضشان ابتدایی است و تخالف آن ها از باب عام و خاص و یا مطلق و مقید و یا حاکم و محکوم است.(که تفصیل این مباحث در علم اصول-که مقدمه علم فقه می باشد- آمده است).

    مثلا اگر نسبت بين دو روایت عام و خاص بوده باشد، مثل اين كه دليل عام بگويد: «همه دانشمندان را گرامى بدار» و دليل خاص وارد شود كه: «عالم بى‏عمل را احترام مگذار» ميان اين دو كلام و مشابه اين دو، در نظر عرف تعارضى نيست، بلكه جمع عرفى اقتضا مى‏كند كه دليل خاص بر عام مقدّم باشد.

    نتيجه تقديم خاص بر عام آن است كه در مورد عالم بى‏عمل به دليل خاص عمل مى‏كنيم (و او وجوب اکرام ندارد)، ولی در باقى افراد، عام حجّت خواهد بود و به تعبير ديگر: ساير افراد تحت عموم عام باقى است و وجوب اکرام دارند.

    همچنين در مواردى كه ابتداءً ميان دو دليل تعارض به نظر مى‏رسد، ولى يك دليل حاكم بر دليل ديگر است مانند عناوين ثانوى نسبت به عناوين اوّلى که در اينجا نيز در واقع تعارضى وجود ندارد، مثل اينكه دليلى بگويد: «خوردن ذبح غير اسلامى حرام است». ولى در دليل ديگر آمده باشد: «در هنگام اضطرار خوردن آن جايز است». اين دو دليل متعارض با يكديگر به حساب نمى‏آيند، بلكه دليل دوم حاكم بر دليل اوّل و مقدّم بر آن است منتهی مختص به حالت اضطرار خواهد بود.

    چه بسا میان دو دلیل تعارض محقق گردد اما دلیلی موید به شهرت عملی و یا مخالف با فتوای عامه (اهل سنت) و یا یکی با وجود صحت سند مخالف با ظاهر قرآن و یا مشهور فقها به آن اعتنایی ننموده باشد که در این صورت نیز باز تعارضی در بین نخواهد بود و روایت مشهور و یا مخالف عامه و یا موافق با ظاهر قرآن و خبری که مشهور به ان اقبال نموده باشند، مقدّم بر روایت دیگر می گردد.

    بحث در رابطه با ترجیح بین اخبار در علم حدیث و اصول و فقه از مباحث گسترده و مفصّل است که ورود به این مباحث نیز مجال خاص خود را می طلبد و ما نیز به همین مقدار بسنده می کنیم.

    به هر حال سنت از جایگاه ویژه ای برخوردار است که رسیدن به آن جز از طریق روایات حاکی از آن میسر نمی باشد، و بدون این پشتوانه فهم صحیحی از دین برایمان حاصل نمی گردد، منتهی کسی می تواند در این حوزه وارد گردد که خود متخصص و مجتهد در علوم دینی بوده باشد که در صورت تحقق چنین امری شخص قادر خواهد بود حکم شرعی را از قرآن و سنت استخراج نماید.

    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ
    (1) به این صورت که روایت به صورت کامل نقل نگردد و قسمتی از آن را راوی نقل نماید.
    (2) عرف راویان یکسان نبوده است؛ لذا ممکن است که راوی ای با یک عرف سوالی از معصوم بنماید و امام متناسب با عرف او پاسخ دهد، وراوی دیگری با عرفی دیگر از معصوم سوال نماید و امام متناسب با عرف او پاسخ دهد؛ چنانچه این امر در بیان مقدار آب کر در روایات وجود دارد که این مقدار بر اساس (رطل) بوده که این امر در بلاد مختلف متفاوت بوده است. عدم توجه به این امر ممکن است موجب این شود که تعارضی در بیان روایات وجود دارد در حالی که با محاسبه عرف هر بلاد به مقدار یکسانی می رسیم.
    (3) چه بسا امام حدیثی را با قیودی بیان بفرمایند و راوی گمان کند که برخی از قیود لازم نبوده و نقل به معنا نماید که این امر سبب پیدایش اختلاف در روایات می گردد.
    (4) علمی که متصدی بیان حال راویان است.
    (5) علمی که متصدی بیان احوال و حکم به روایت است.
    (6) تشخیص و تعیین هویت راوی به اسم و شهرت و نسبش و معرفت راوی از جهت وثاقت و عدم وثاقت، و معرفی مشایخ و شاگردان و شناخت طبقه راوی.
    (7) روایتی که همه راویان آن امامی مذهب عادل و ضابط باشند.
    (8) روایتی که یکی (یا بیشتر) از راویان آن غیر امامی ثقه باشد.
    (9) روایتی که یکی (یا بیشتر) از راویان آن امامی ممدوح باشد و بقیه راویان ثقه امامی باشند.
    (10) روایتی که یکی از راویانش ضعیف باشد که ضعف خود علل مختلفی دارد.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۴/۱۰/۱۵ در ساعت ۰۲:۱۷ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود