صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: همه چیز درباره توبه (ارکان ،‌شرایط پذیرش ،ثمرات و جایگاه توابین)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    همه چیز درباره توبه (ارکان ،‌شرایط پذیرش ،ثمرات و جایگاه توابین)




    بسمه تعالی
    سلام
    به نظرشمافرق بین توبه كردن وگناه نكردن درچی هستش كه امام علی(ع)گناه نكردن رابهترازتوبه كردن می داند؟
    خداحافظ.

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۱۰/۱۳ در ساعت ۰۹:۰۰

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما توبه واقعى




    بنام خدا
    توبه در لغت به معناى »دست کشیدن از گناه، بازگشتن بر طریق حق، پشیمان شدن از گناه«(1) است.
    توبه را مى توان از الطاف و محبّت‏هاى الهى دانست، پس از گناه، جاده و راهى براى بازگشت ایجاد مى‏شود، تا بنده خطاکار به محض آگاهى از بدى گناه، از آن راه باز گردد. توبه نعمت بزرگى است که بر بشر ارزانى شده است.
    حقیقت »توبه« ندامت و پشیمانى از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک در آینده است. اگر کارى بوده که قابل جبران است، در صدد جبران بر آید. گفتن استغفار بیانگر همین معنا است، به این ترتیب ارکان توبه را مى توان در پنج چیز خلاصه کرد. ترک گناه، ندامت و پشیمانى، تصمیم بر ترک در آینده، جبران گذشته و استغفار.(2)
    خدا در قرآن از توبه واقعى به نام توبه نصوح نام برده است: »اى کسانى که ایمان آورده‏اید! به سوى خدا بازگردید و توبه کنید، توبه خالصانه.(3)
    شخصى از پیامبر سؤال کرد که توبه نصوح چیست، حضرت فرمود: »شخص توبه کننده به هیچ وجه بازگشت به گناه نکند، چنان که شیر به پستان هرگز باز نمى‏گردد.(4)
    بعضى گفته‏اند توبه نصوح آن است که واجد چهار شرط باشد: پشیمانى قلبى، استغفار زبانى، ترک گناه و تصمیم بر ترک در آینده.(5)
    پاورقی:
    1. محمد معین، فرهنگى فارسى، ج 1، ص 1160.
    2. تفسیر نمونه، ج 24، ص 290.
    3. سوره تحریم ( ) آیه 8.
    4. تفسیر مجمع البیان، ج 10، ص 318.
    5. تفسیر نمونه، ج 24، ص 290.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما چگونه مى توان بر گناه چیره و به توبه موفق شد؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنام خدا
    توبه در لغت به معناى »دست کشیدن از گناه، بازگشتن بر طریق حق، پشیمان شدن از گناه«(1) است.
    توبه را مى توان از الطاف و محبّت‏هاى الهى دانست، پس از گناه، جاده و راهى براى بازگشت ایجاد مى‏شود، تا بنده خطاکار به محض آگاهى از بدى گناه، از آن راه باز گردد. توبه نعمت بزرگى است که بر بشر ارزانى شده است.
    بنام خدا
    بیشتر علماى اخلاق توبه را مجموعه مرکّبى از علم و حال و عمل مى دانند. اگر کسى بخواهد موفق به توبه شود، باید این سه امر را مورد توجه قرار دهد، یعنى اوّل لازم است انسان به زشتى گناه پى ببرد، سپس حال پشیمانى در دل او به وجود آید، سرانجام در مقام عمل، گذشته را جبران نماید.(1)
    آغاز توبه و ترک گناه، عنایت حق است. تا لطف الهى نصیب انسان نگردد، توبه امکان‏پذیر نیست. علامه طباطبایى مى گوید: توبه عبد حسنه است و حسنه نیازمند به نیرو است و نیروى انجام حسنه را خداوند مى دهد. او است که توفیق میدهد، یعنى اسباب را فراهم مى سازد تا بنده موفق و متمکن از توبه شود و بتواند از فرورفتگى در لجنزار گناه و دورى از خدا بیرون آید و به سوى پروردگارش باز گردد.(2) امام سجاد(ع) به این نکته تصریح دارد که وفاى به توبه جز به نیروى حفظ و نگه‏دارى خداوند میسّر نیست.(3) بنابراین در ابتدا باید از خداوند کمک خواست و سپس قدرت تصمیم‏گیرى را افزایش داد و اقدام عملى را شروع نمود.
    پاورقی:

    1. محجة البیضاء، ج 7، ص 5.
    2. ترجمه المیزان، ج 4، ص 376.
    3. صحیفه سجادیه، دعاى 19.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    46
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    توبه در مولوی




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنام خدا
    بیشتر علماى اخلاق توبه را مجموعه مرکّبى از علم و حال و عمل مى دانند. اگر کسى بخواهد موفق به توبه شود، باید این سه امر را مورد توجه قرار دهد، یعنى اوّل لازم است انسان به زشتى گناه پى ببرد، سپس حال پشیمانى در دل او به وجود آید، سرانجام در مقام عمل، گذشته را جبران نماید.(1)
    آغاز توبه و ترک گناه، عنایت حق است. تا لطف الهى نصیب انسان نگردد، توبه امکان‏پذیر نیست. علامه طباطبایى مى گوید: توبه عبد حسنه است و حسنه نیازمند به نیرو است و نیروى انجام حسنه را خداوند مى دهد. او است که توفیق میدهد، یعنى اسباب را فراهم مى سازد تا بنده موفق و متمکن از توبه شود و بتواند از فرورفتگى در لجنزار گناه و دورى از خدا بیرون آید و به سوى پروردگارش باز گردد.(2) امام سجاد(ع) به این نکته تصریح دارد که وفاى به توبه جز به نیروى حفظ و نگه‏دارى خداوند میسّر نیست.(3) بنابراین در ابتدا باید از خداوند کمک خواست و سپس قدرت تصمیم‏گیرى را افزایش داد و اقدام عملى را شروع نمود.
    پاورقی:
    1. محجة البیضاء، ج 7، ص 5.
    2. ترجمه المیزان، ج 4، ص 376.
    3. صحیفه سجادیه، دعاى 19.
    مولوى در مثنوى چنين گويد:
    «توبه عبارتست از يك نوع انقلاب حال و تحولى در طالب‏و ابتداى حيات تازه‏اى است. براى مثال در مورد ابواسحق‏ابراهيم ادهم بلخى متوفاى (۲ - ۱۶۱) گفته شده است كه در ابتدااز امراى بلخ بوده است وشبى بر تخت آرميده بود و هاى هويى‏بر بام قصر شنيدو چون از سبب جويا شده، گفته‏اند: شترگم‏كرده‏ايم و در بام قصر مى‏جوييم. ابراهيم با تعجب پرسيد كه‏چگونه شترگم گشته را بربام قصرمن جست و جو مى‏كنيد؟مى‏گويد: تو چگونه برتخت، ملاقات خدا مى‏طلبى؟! سرانجام‏از سرتاج وتخت‏برخاست و به وادى فقر و سيرسلوك قدم نهادو در اين راه چندان كوشا وگرم سير بود كه به‏مقامات و درجات‏عالى نايل آمد مولوى‏اين داستان عرفانى رابه‏تفصيل آورده‏است:
    بر سرتختى شنيد آن نيك‏نام
    طقطقى وهاى هويى شب ز بام
    گامهاى تند بربام سرا
    گفت‏با خود چنين زهره‏كرا؟
    بانگ زد بر روزن قصراو كه كيست؟
    اين نباشد آدمى ماناپريست
    سرفرو كردند قومى بوالعجب
    ماهمى كرديم شب بهر طلب
    هين چه مى‏جوييد؟گفتند اشتران
    گفت:اشتربام بركى جست هان
    پس بگفتندش كه تو برتخت وجاه
    چون‏همى جويى ملاقات اله (۱)
    پاورقی:
    ۱. جلال‏الدين رومى، مثنوى,ج 2، دفتر چهارم، ص ۸ – ۳۲۷


  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    شكستن توبه




    بنام خدا
    نخستين گام براى نجات از گناهان، توبه از گناه است; توبه اى كه حقيقى و خالص و محرك آن، فرمان خدا و ترس از گناه باشد و انسان را براى هميشه از معصيت جدا كند و بازگشتى به گناه در آن رخ ندهد.(1)
    خداوند مهربان، پس از لعن مخفى كنندگان حق، در آيه 159 و 160 سوره بقره مى فرمايد: «مگر آنها كه توبه كردند و اعمال بد خود را با اعمال نيك اصلاح نمودند و آنچه را كتمان كرده بودند، آشكار ساختند; پس بر آنان خواهم بخشود، و من توبه پذير مهربانم.»
    واژه «توّاب»، صيغه مبالغه است و به اين حقيقت اشاره دارد كه اگر وسوسه هاى شيطان، انسان را فريب داد و توبه خود را شكست، درهاى توبه به روى او بسته نخواهد شد، و دوباره بايد توبه كند و به سوى خداوند بازگردد و هرگز نبايد از عفو و رحمت خداوند مأيوس شود.(2)
    قرآن كريم در جايى ديگر مى فرمايد: «توبه، نزد خداوند، تنها براى كسانى است كه از روى نادانى مرتكب گناه مى شوند; سپس بزودى توبه مى كنند; اينانند كه خدا توبه شان را مى پذيرد، و خداوند، داناى حكيم است و توبه كسانى كه گناه مى كنند تا وقتى كه مرگ يكى از ايشان در رسد، مى گويد: «اكنون توبه كردم، پذيرفته نيست».(3) خداوند متعال در اين آيات به طور صريح، مسأله توبه را مطرح، و برخى از شرايط پذيرش آن را بيان فرموده است;(4) پس اولين قدم جهت ترك گناه، توبه حقيقى از گناه است.
    **********

    1: فرشتگان، عليرضا رجالى تهرانى
    2. با استفاده از كتاب، الاعجاز العددى، طلحه جوهر، بيروت.
    3. اعلام قرآن، دكتر محمد خزائلى، ص 557
    4: سوره تحريم، آيه 8.

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنام خدا
    نخستين گام براى نجات از گناهان، توبه از گناه است; توبه اى كه حقيقى و خالص و محرك آن، فرمان خدا و ترس از گناه باشد و انسان را براى هميشه از معصيت جدا كند و بازگشتى به گناه در آن رخ ندهد.(1)
    خداوند مهربان، پس از لعن مخفى كنندگان حق، در آيه 159 و 160 سوره بقره مى فرمايد: «مگر آنها كه توبه كردند و اعمال بد خود را با اعمال نيك اصلاح نمودند و آنچه را كتمان كرده بودند، آشكار ساختند; پس بر آنان خواهم بخشود، و من توبه پذير مهربانم.»
    واژه «توّاب»، صيغه مبالغه است و به اين حقيقت اشاره دارد كه اگر وسوسه هاى شيطان، انسان را فريب داد و توبه خود را شكست، درهاى توبه به روى او بسته نخواهد شد، و دوباره بايد توبه كند و به سوى خداوند بازگردد و هرگز نبايد از عفو و رحمت خداوند مأيوس شود.(2)
    قرآن كريم در جايى ديگر مى فرمايد: «توبه، نزد خداوند، تنها براى كسانى است كه از روى نادانى مرتكب گناه مى شوند; سپس بزودى توبه مى كنند; اينانند كه خدا توبه شان را مى پذيرد، و خداوند، داناى حكيم است و توبه كسانى كه گناه مى كنند تا وقتى كه مرگ يكى از ايشان در رسد، مى گويد: «اكنون توبه كردم، پذيرفته نيست».(3) خداوند متعال در اين آيات به طور صريح، مسأله توبه را مطرح، و برخى از شرايط پذيرش آن را بيان فرموده است;(4) پس اولين قدم جهت ترك گناه، توبه حقيقى از گناه است.
    **********

    1: فرشتگان، عليرضا رجالى تهرانى
    2. با استفاده از كتاب، الاعجاز العددى، طلحه جوهر، بيروت.
    3. اعلام قرآن، دكتر محمد خزائلى، ص 557
    4: سوره تحريم، آيه 8.
    بنام خدا
    توبه كننده بايد دستورهايى را به كار بندد تا به گناه گذشته باز نگردد و به تعبيرى، تا به عهد و پيمانى كه در پيشگاه خداوند بسته، وفادار بماند; از جمله:
    1. جدا شدن از محيط گناه و عدم شركت در مجالس معصيت; زيرا توبه كار، در آغاز امر آسيب پذير است و مانند بيمارى است كه تازه از بستر برخاسته كه اگر با پاى خود به محيط هاى آلوده برود، احتمال آلودگى مجدد فراوان است.
    2. بايد در مورد دوستان و معاشران خود تجديد نظر كند و اگر كسانى بوده اند كه درگذشته او را به گناه تشويق مى كردند، از آنها فاصله بگيرد.
    3. هر زمان كه وسوسه و انگيزه هاى آن گناه در او پيدا شد، به ذكر خدا روى آورد; زيرا: «أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ;(رعد،28) ذكر خدا مايه آرامش دلها است.»
    4. همواره درباره آثار زيانبار گناهى كه آن را ترك كرده، بينديشد و آن آثار را نصب العين خود قرار دهد تا مبادا بر اثر غفلت از آن و فراموش كردن اثرهاى مرگبار آن گناه، بار ديگر انگيزه انجام آن در او رشد كند.
    5. در سرگذشت پيشينيان و كسانى كه بر اثر گناهان مختلف گرفتار مصايب دردناكى شده اند، بينديشد.
    6. در مورد عقوبت و مجازات هايى كه بر يكايك گناهان وعده داده شده، انديشه كند.
    7. بايد وقت شبانه روزى خود را با برنامه هاى صحيح پر كند; برنامه هايى مانند تلاش براى زندگى آبرومند، عبادت و بندگى خدا و سرگرمى هاى سالم و...; زيرا بى كارى و خالى ماندن اوقات فراغت، دشمن بزرگى است كه زمينه را براى وسوسه هاى بازگشت به گناه و معصيت هموار مى سازد.(1)
    *******
    1:تفسير نمونه،ج 1، ص 552 و ج 24
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۷/۰۴/۰۳ در ساعت ۱۳:۱۶

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    46
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بايد توجه داشت كه، تصميم بر ترك جزء ذات توبه است و اگر نباشد توبه تحقّق نيافته است.
    اميرالمؤمنين در حكمت 417 نهج البلاغه مى فرمايد استغفار و توبه شش شرط دارد: 1ـ پشيمانى از گذشته زشت; 2ـ تصميم بر عدم تكرار گناه براى هميشه; 3ـ برگرداندن حق الناس به صاحبان حق; 4ـ قضا كردن حق الله و واجبات شرعى; 5ـ آب كردن گوشت بدن كه از مال حرام روئيده شده در اثر غصه; 6ـ تحمّل رنج انجام دستورات الهى.
    دو شرط اول پايه هاى اصلى توبه را تشكيل مى دهد و چهار شرط اخير، توبه را به كمال و نهايت آن سوق مى دهد; بنابراين براى قبولى توبه بايد در فراهم آوردن شرايط مقدماتى آن كوشيد و پس از فراهم آمدن زمينه آماده تر خواهد شد.
    در برخى روايات، پشيمانى از گناه و تصميم بر عدم تكرار آن براى هميشه، اساسى ترين شرط هاى توبه دانسته شده است.(1) كه با فرمايش اميرالمؤمنين(ع) قابل جمع مى باشد; بدين معنا كه خلاصى كامل از اثرات اخروى گناه تنها در سايه رعايت شرايط شش گانه ميسور است و چنان چه كسى مثلا از گناه ترك نماز توبه كند و نمازهاى فوت شده را به جا نياورد، اگر چه توبه او در درگاه خدا پذيرفته شود، ولى جرم ترك نمازها همچنان بر عهده او خواهد بود، مگر آن كه خدا از حق خويش بگذرد.(2)
    خلل در هر يك از اركان و شرايط توبه مى تواند مانعى در پذيرش آن باشد و اضافه بر آن، توبه زمانى اثربخش است كه نفسش به شماره نيفتاده باشد.(3) روايت شده كه امام رضا(ع) در پاسخ به اين پرسش كه چرا خداوند فرعون را با آن كه ايمان آورد و به يگانگى او اقرار كرد، غرق ساخت، فرمود: زيرا او هنگامى ايمان آورد كه عذاب را مشاهده كرد و ايمان آوردن به هنگام مشاهده عذاب پذيرفته نيست.(4)

    *******
    1. نساء، 17 و 18.
    2: تفسير نمونه،ج 3، ص 348 و 349.
    3: پيام قرآن،ج 1، ص 239 و 240
    4: بحارالانوار، ج 6، ص 20 / ميزان الحكمة، باب التوبه.

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    همه چیز درباره توبه




    اثر توبه در استتار گناهان

    اگر بنا شود هر کاری را که انسان انجام داده و زمین و زمان آن عمل را با تمام خصوصیات معنوی و روحی ضبط کرده باشند و تمام اینها باید در روز قیامت منکشف شوند، پس بنابراین توبه چه فائده ای دارد؟ چه اثری دارد! بعد از آنکه ثابت شد که چیزی که موجود شود دیگر معدوم نمی شود، و عمل خوب و یا بد پس از تحقق آن نیست نمی گردد!؟
    در «کافی » محمدبن یعقوب کلینی با إسناد خود از معاویة بن وهب روایت میکند که او میگوید: «شنیدم از حضرت امام صادق علیه السلام که میفرمود: چون بنده ای از بندگان خدا توبه جدی و واقعی بنماید، خداوند او را دوست میدارد و در دنیا و آخرت بر روی گناه او پوششی می کشد و آن گناه را در زیر آن پوشش پنهان میکند. من عرض کردم : چگونه آن گناه را خداوند نسبت به او مستور و پوشیده میدارد؟
    حضرت فرمودند: دو فرشته ای را که بر نوشتن اعمال او گماشته هستند به فراموشی می اندازد، که آنچه را که نوشته اند فراموش کنند و خداوند به اعضاء و جوارح این گهنکار وحی میکند که : گناه او را پنهان کنید! و خداوند به محل های مختلف زمین که بر آن ها گناه کرده است وحی میکند که : آنچه را بر روی شماها انجام داده است بر او پنهان کنید! و بنابراین چنین گنهکار تائبی خداوند را در مقام و موقف لقاء، ملاقات و دیدار میکند در حالی که هیچ چیزی که علیه او شهادت به گناهانش دهند وجود ندارد.»
    و مفاد و محصل کلام حضرت اینست که : توبه یک حجاب و پوششی است که روی عمل زشت را میگیرد؛ چون همانطور که انسان یک عمل زشت انجام داده است و این خود عملی بوده است ، توبه نیز خود یک عملی است که در خارج متحقق میشود و در عالم تکوین ثابت می ماند، و اثر آن از نقطه نظر ملکوت یک روکش و حجابی است که روی گناه می افتد به طوری که کسی از گناه اطلاع پیدا نمی کند.

  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ارکان و شرایط توبه و استغفار در احادیث

    یک کسی آمد خدمت حضرت علی علیه السلام و گفت: «استغفرالله ربی و اتوب الیه»؛ خیال کرد توبه یعنی کلمه استغفار را بر زبان آوردن. علی علیه السلام به او گوشزد نمود و فرمود: «ثکلتک امک»؛ مادرت به عزایت بنشیند. «اتدری ما الاستغفار؟ ان الاستغفار درجة العلیین»؛ آیا می دانی استغفار چیست؟ استغفار درجه علیین است ( نهج البلاغه، حکمت 417). بعد حضرت استغفار را تشریح می کند: پشیمانی کامل از گذشته تیره و سیاه، تصمیم قوی بر برنگشتن به گناهان سابق، ادای حقوق الهی که فوت شده است، ادای حقوق الناس که فوت شده است. بعد دو جمله می گوید که درست معنای شورش و انقلاب علیه خود و مجازات کردن خود را دارد. می گوید: دیگر اینکه این گوشتهای مبارکی! که در این بدنت از گناه روئیده، باید این ها را ذوب کنی. این گوشتها که از حرام روئیده است، این گوشتها که در مجالس لهو و لعب و توأم با هرزگی روییده است، باید بروی همه این ها را ذوب کنی از نو گوشت جدید بروید. دیگر اینکه باید به این بدنت سختی طاعت را بچشانی همچنان که لذت معصیت را چشانده ای. فرمود : استغفار و توبه یك كلمه است بر اساس شش پایه این شش پایه را كه علی ( ع ) بیان كرده است، علما اینطور درك كرده اند كه دو تا ازاینها ركن و اساس توبه، دو تای دیگر شرط قبول توبه یعنی دو تا ماهیت توبه را تشكیل میدهند و دو تای دیگر شرط قبول توبه ماهیت دار را، و دو تای آخر شرط كامل شدن توبه هستند. حالا این شش تا چیست؟
    رکن اول توبه و استغفار: ندامت و پشیمانی
    علی (ع) می فرماید: «اولها الندم علی ما مضی»، اولین شرط ( ركن ) توبه پشیمانی و حسرت و تأسف و آتش درونی و ناراحتی بر آنچه كه گذشته است، می باشد (نهج البلاغه/417). یعنی توبه آنوقت واقعا توبه است كه شما نگاهی به صحیفه سیاه اعمال گذشته خودتان بكنید، یكمرتبه یك ندامتی، یك پشیمانی زیادی، یك تأسف و حسرت فوق العاده ای در شما ایجاد شود و دلتان آتش بگیرد كه این چه كاری بود كه من كردم؟! شرط اول توبه كردن چنین پشیمانی و ندامتی است. خدای ناخواسته لب به یك حرام مثلا شراب آلوده ای، یكدفعه فكر میكنی كه آخر
    قرآن درباره شرابخواری چه گفته است؟ قرآن گفته است: «یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المسیر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون؛ ای مومنان! حق این است که شراب و قمار و بت های نصب شده و تیرهای بخت آزما، پلیدی (و) از عمل شیطان هستند، پس از آنها دوری کنید تا رستگار شوید» ( سوره مائده، آیه 90). شرابخواری با سعادت و رستگاری جور در نمی آید. قماردر اسلام حرام است، از گناهان كبیره است، به هر شكلی كه می خواهد باشد مسلمان قمار نمی كند.
    ما دو تا گناه كبیره درجه یك داریم، یكی از آنها دروغ گفتن است و دیگری غیبت كردن. گناه كبیره یعنی گناهی كه انسان بوسیله آن استحقاق جهنم رفتن را پیدا می كند. «لا یغتب بعضكم بعضا ا یحب احدكم ان یأكل لحم اخیه میتا؛ مردم غیبت یكدیگر را نكنید آیا هیچیك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مسلمانش را در حالی كه مرده است بخورد؟!» »( سوره حجرات آیه 12). گوشت مرده چقدر تنفر آور است، خصوصا اگر انسان مرده را بشناسد و دوستش بوده باشد. دیگر بالاتر از این تعبیر هم هست؟ تهمت یعنی دروغ بعلاوه غیبت. یعنی دو گناه كه با همدیگر توأم شوند، اسمش می شود تهمت، و چقدر در میان ما تهمت زدن رائج است و بعضی از ما كه می خواهیم مقدسی بكنیم، یك " می گویند " اول حرفمان می آوریم. مثلا شخصی به یك نفر تهمتی زده، می خواهیم از گردن خودمان رد بكنیم خیال می كنیم كه سر خدا را هم می شود كلاه گذاشت! می گوئیم: می گویند فلانی چنین است، می گویند فلانجا چنین است. دیگری از ما می شنود و در جای دیگر می گوید: می گویند چنین، و بعد می گوید خوب من كه نگفتم، من میگویم دیگران گفته اند كه اینطور است. قرآن جلوی این را هم گرفته است، این را هم یك گناه بزرگ شمرده است، می گوید: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم آنان كه دوست دارند در میان مردم زشتی درباره فرد مؤمنی، افراد مؤمنی، یك مؤسسه ایمانی شیوع پیدا كند برایشان عذاب دردناكی است» (سوره نور، آیه 19).
    برای توبه كردن اول باید یك توجهی به غیبتهای خودمان بكنیم، توجهی به شرابخواریهای خودمان بكنیم، توجهی به تهمت زدنهای خودمان بكنیم، توجهی به قمارهای خودمان بكنیم، توجهی به چشم چرانیهای خودمان بكنیم، خانمها توجهی به لخت بودنهایشان بكنند. پیغمبر اكرم ( ص ) فرمود: من در معراج زنهائی را دیدم كه آنها را از موهایشان آویخته بودند و با تازیانه های آتشین می زدند. متحیر از جبرئیل پرسیدم اینها چه كسانی هستند؟! جبرئیل گفت: زنانی از امت تو كه مویشان را از نا محرم نمی پوشانند. آنوقت كه بی حجابی نبود ولی پیغمبر به چشم باطن دید. گفت زنانی را دیدم كه از پستانهایشان آویخته بودند، پستانشان را شلاق می زدند، زنانی كه چنین و چنان بوده اند. چه كسانی بودند؟ فرمود: بمن گفتند اینها زنانی از امت تو هستند كه بدنشان را به مردم ارائه می دهد. یك ذره فكر كنید، غفلت تا كی؟ «ا لم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق؛ آیا نرسیده آن وقتی كه این دلهای ما خشوع پیدا كنند، خاشع شوند، نرم شوند برای یاد خدا و به این قرآن حقی كه از جانب خدا نازل شده است، اعتنائی بكنیم؟ به تعلیماتش توجهی بكنیم؟، توبه بكنیم؟!» ( سوره حدید، آیه 16). اولش اینست كه روحت آتش بگیرد، مشتعل بشود، خودت را غرق در حسرت ببینی، غرق در ندامت و پشیمانی ببینی. چشمت را بر روی گناهانت باز كن! یك محاسبة الاعمالی برای خودت درست كن، از خودت حساب بكش، ببین روزی چند تا گناه كبیره مرتكب می شوی؟
    رکن دوم توبه و استغفار: تصمیم به عدم بازگشت
    شرط ( ركن ) دوم توبه چیست؟ امام علی (ع) می فرماید: « العزم علی ترك العود؛ تصمیم بر ترک بازگشت به آن برای همیشه» (نهج البلاغه/ 417). یك تصمیم مردانه، یك تصمیم جدی كه دیگر من این عمل ناشایست را تكرار نمی كنم. البته شما را با این شعری كه خواندم مایوس نكرده باشم، نگوئید پس كار ما تمام است، نه «لا تقنطوا من رحمة الله؛ از رحمت الهی مأیوس نباشید» ( سوره زمر، آیه 53). از هر چه گناه دارید بر گردید، خدا می پذیرد. همه شرایط را ذكر كرده اند، ولی حد و اندازه برای گناه ذكر نكرده اند. نگفته اند اگر گناهت به این حد رسید توبه ات قبول می شود و از آن بالاتر كه شد نه، بلكه گفته اند توبه كن قبول می شود اما به شرط اینكه واقعا توبه كنی. اگر آتش درونی در تو پیدا بشود، انقلاب مقدس در روح تو پیدا بشود و تصمیم بر عدم عود بگیری، توبه تو قبول است، اما بشرط اینكه تصمیم تو واقعا تصمیم باشد، نه اینكه بیائی اینجا پچ پچی هم با خودت بكنی و بگوئی عجب وضع بدی داریم و بیرون كه رفتی فراموش بكنی. این بدرد نمی خورد و بدتر است. اما فرمود كسانی كه استغفار می كنند و باز گناه را تكرار می كنند استغفار شان از استغفار نكردن بدتر است. چون این مسخره كردن توبه است، استهزاء خداست، استهزاء توبه است. این دو تا، ركن توبه است: اول ندامت، حسرت، اشتعال درونی، ناراحتی از گذشته، پشیمانی كامل از گناه و دوم: تصمیم قاطع و جدی برای تكرار نكردن گناه.

    شرائط توبه و استغفار
    اما توبه و استغفار دو تا شرط هم دارد:
    1- بازگرداندن حقوق مردم
    بعد علی ( ع ) دو موضوع را فرمود كه شرط كمال توبه واقعی است. فرمود: توبه، آنوقت توبه است كه این گوشتهایی را كه در حرام رویانیده ای، آب كنی. اینها گوشت انسان نیست. یعنی چه؟ یعنی این گوشتهائی كه در مجالس شب نشینی در بدن تو آمده است، این هیكلی كه درست كرده ای از حرام، استخوانت از حرام است، پوستت از حرام است، گوشتت از حرام است، خونت از حرام است، باید كوشش كنی كه اینها را آب كنید و بجای اینها گوشتی كه از حلال روئیده باشد، پیدا شود. خودت را ذوب كن. حتما باور نمی كنید. سپس فرمود به این بدن كه اینهمه لذت معصیت را چشیده است، رنج طاعت را بچشان، از نازك نارنجی بودن بیرون بیا، با نازك نارنجی گری آدم بنده خدا نمی شود، اصلا انسان نمی شود، آدم نازك نارنجی انسان نیست. روزه می گیری سخت است، مخصوصا چون سخت است بگیر. شب میخواهی تا صبح احیا بگیری برایت سخت است، مخصوصا چون سخت است این كار را بكن. یك مدتی هم بخودت رنج سختی بده، خودت را تأدیب كن.

    2- ادای حقوق الهی
    شرط دوم قبول توبه اینست كه حقوق الهی را ادا كنی. حق الهی یعنی چه؟ مثلا روزه حق الله است، روزه مال خداست. روزه هایی را كه خورده ای باید قضا بكنی. نمازهائی را كه ترك كرده ای باید قضایش را بجا بیاوری. مستطیع بوده ای و حج نرفته ای. حجت را باید انجام بدهی، اینها شوخی نیست. در مساله حج وارد است كه اگر كسی مستطیع بشود و هیچ عذر شرعی نداشته باشد یعنی استطاعت طبیعی داشته باشد و از نظر راه مانعی نباشد، استطاعت مالی داشته باشد و امكانات ثروتش به او اجازه بدهد، استطاعت بدنی داشته باشد و مریض نباشد كه قدرت رفتن نداشتن باشد، و در عین حال به حج نرود و نرود تا بمیرد، چنین كسی هنگام مردن، مسلمان از دنیا نخواهد رفت. فرشتگان الهی میایند و به او می گویند: « مت ان شئت یهودیا و ان شئت نصرانیا؛ تو كه این ركن اسلامی را به جا نیاورده ای ، حالا مخیر هستی ، می خواهی یهودی بمیر ، می خواهی نصرانی بمیر ، تو دیگر نمی توانی مسلمان بمیری» (وسائل ج 8 ص 20 و 21).

    شرائط كمال توبه واقعی

    شرط اول اینست كه حقوق مردم، حق الناس را باید برگردانی. خدا عادل است، از حقوق بندگانش نمی گذرد. یعنی چه؟ مال مردم را خورده ای؟ باید یا آن مال را برگردانی با صاحبش یا لااقل او را راضی بكنی. از مردم غیبت كرده ای؟ باید استرضا بكنی، بروی خودت را بشكنی، بگوئی آقا من از تو غیبت كرده ام، خواهش می كنم از من راضی باش. انسان اگر میخواهد توبه كند باید حقوق و دیون مردم را بپردازد. آن كسی كه زكات به او تعلق گرفته و نداده، حق الناس به گردنش است و باید بپردازد، آن كسی كه خمس به گردنش است و نداده حق الناس به گردنش است و باید بپردازد، آن كسی كه به رشوه خورده است باید به صاحبش بر گرداند. هر كسی از راه حرامی مال به دست آورده باید بر گرداند. اگر جنایتی بر كسی وارد كرده است، باید او را استرضا كند. همین طوری كه نمیتوان گفت توبه!
    علی ( ع ) فرمود: شرط توبه اینست كه حقوق مردم را بپردازی. مثلا مال مردم راخورده ای و حالا هیچ چیز نداری كه بدهی و در یك شرایطی هم هستی كه به او دسترسی نداری، مثلا او مرده است. در اینجا استغفار كن، برایش طلب مغفرت كن، خدا انشاء الله او را راضی می كند.

  13. تشکر


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ارتباط توبه و خودشناسی

    مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی از بزرگان اهل معرفت دوره معاصر که قبرش در قم است در یکی از نوشته هایش در مورد استاد بزرگوارش مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی که از عجایب اهل معنا بوده می نویسد: یک آقایی آمد پیش مرحوم آخوند و مرحوم آخوند او را توبه داد. چهل و هشت ساعت بعد وقتی آمد، ما او را نشناختیم. آن چنان از نظر چهره و قیافه عوض شده بود که ما باور نمی کردیم که این همان آدم چهل و هشت ساعت پیش است. واقعیت این است که این دگرگونی آن آقای تائب در محضر آخوند ملا حسینقلی همدانی، که راهش به آن طرف است یکمرتبه برمی گردد به این طرف و علیه خودش شورش و عصیان و انقلاب می کند، چه توجیهی دارد؟ چه کسی علیه چه کسی قیام و شورش و انقلاب می کند؟ این هاست که برای بشر درس است، درس بزرگ.
    در حدیث آمده است: «من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ هر که خود را شناخت خدای خویش را شناخته است».

  15. تشکر


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود