جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بزرگترین آرشیو مقالات قرآنی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بزرگترین آرشیو مقالات قرآنی




    عدم اهتمام به عمل
    در عصر رسالت، دشمنان به راز نهفته «درنگ کردن» و «به ترتیب فرود فرستادن» در قرآن پى نبردند.
    «... و قرآنى که آیاتش را از هم جمع کردیم، تا آن را با درنگ بر مردم بخوانى؛ و آن را بتدریج نازل کردیم.»(اسراء/106)
    دشمنان اسلام حتى، این بهانه را مطرح مى کردند و مى گفتند: «چرا قرآن یکجا بر او نازل نمى شود؟!» (فرقان/ 32)
    در حالى که از این حقیقت بى خبرند که اگر قرآن به صورت تدریجى در مدتى بیش از 20 سال نازل نمى شد، اولاً: امکان تحقق رسالت دین در تشکیل ساختار سالم قرآنى و تربیت امت و ایجاد دگرگونى و تحول در متن وقایع بدون حضور در فراز و نشیب زندگى میسر نبود. ثانیاً: لازمه ى دگرگونى و تغییر در روح و جان مردم تدریجى بودن است. ثالثاً: نزول تدریجى قرآن باعث دلگرمى و استوار ماندن رهبر در میدان عمل و صحنه ى برخورد مى شود. خداوند در این باره مى فرماید: و کافران گفتند: «چرا قرآن یکجا بر او نازل نمى شود؟! این بخاطر آن است که قلب تو را به وسیله آن محکم داریم، و از این رو آن را بتدریج بر تو خواندیم.»(فرقان / 32) قرآن براى توأم ساختن علم و عمل و جهت دادن به حرکت ها و رهبرى مردم و مراقبت مستمر نازل شده است.
    سیوطى در الاتقان، به نقل از عبدالرحمن سلمى، مى گوید: درباره کسانى که قرآن را مى خواندند چنین مى گفتند: هر گاه 10 آیه از پیغمبر(ص) مى آموختند بر تعداد آیات نمى افزودند تا اینکه مى فهمیدند به علم و عمل رسیده اند سپس مى گفتند: قرآن و علم و عمل را با هم آموختیم. و به همین دلیل مدتى را در حفظ سوره سپرى مى کردند. پیامبر در تفسیر آیه ى «و الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته» فرمود: حق تلاوته یعنى آن را بطور کامل تبعیت کرده و حقش را بجا آورند.
    در تلاوت، به آسانى آیه «وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَآ أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئکَ هُمُ الْکَافِرُون» را مى خوانیم. اما در عمل به آن سختى هاى بسیارى را باید به جان خرید. به همین جهت بایستى این دو حقیقت اساسى قرآن تفکیک شوند:
    1. قرآن سهل و آسان است. «ما قرآن را براى تذکر آسان ساختیم؛ آیا کسى هست که متذکر شود؟!» (قمر/ 22)
    2. قرآن سخت و دشوار است.
    «إِنَّا سَنُلْقِى عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً؛ چرا که ما به بزودى سخنى سنگین به تو القا خواهیم کرد.»(مزمل/5)
    نویسنده «وحى القرآن» معتقد است:
    «قول ثقیل» دشوارى مادى نیست؛ که برخى روایات از فشارى که بر جسم مبارک پیامبر(ص) هنگام دریافت وحى وارد مى شود، یاد مى کنند؛ بلکه مقصود دشوارى بار مسؤولیت است که بر دوش انسان مى آید.(2)
    اسباب دورى از قرآن
    مهم ترین علتهاى اساسى که باعث مى شوند قرآن کریم کنار گذاشته شود و نقش زندگى ساز خود را از دست بدهد عبارتند از:
    1. شیوه ى برخورد نادرست
    نگرشى که به قرآن کریم صورت مى گیرد از فضاى رسالتى که قرآن در آن نازل شده و صحنه پیکارى که رهبرى آن را داشته به دور است. قرآن براى تشکیل امتى راهبر، پیشتاز و شاهد، آمده که بتواند در میدان کارزارى پیوسته با دشمنان، خود به سیر تکامل برسد. با امت باشد و هدایت و فرماندهى آنها را به عهده بگیرد، در شادى و غم و شکست و پیروزى شان همراه باشد. قرآن راهکار عمل، تلاش و جهاد است و زندگى را از خلال خیزش و قیام به پیش مى برد و نسل نخست رابطه میان شناخت تاریخ و ساختن تاریخ را از قرآن درک کرد.
    قرآن راهبرى و مسیر حرکت آنان را بعهده داشت چون سربازى که در میدان جنگ دستور روزانه و سریع خود را از فرمانده مى گیرد. بنابراین کسى دستورى را که براى بیش از یک جلسه باشد؛ اخذ نمى کرد؛ زیرا احساس مى کرد واجبات و تکالیف زیادى بر عهده اش مى افتد هر فرد ده آیه از قرآن را فرا مى گرفت تا آن ها را حفظ کند و به آن ها عمل نماید «شیوه ى دریافت قرآن براى اجرا و عمل به آن، همان چیزى است که نسل اول انجام داد و شیوه دریافت براى آموختن و انبار کردن معلومات آن چیزى است که نسل هاى بعد آن را آفریدند.»(3)
    درک کنیم و به قابلیت راهنما بودنش براى مسلمانان هر نسل پى ببریم بایستى چگونه بودن نخستین اجتماع مسلمانانى که مورد خطاب قرآن بودند را مدنظر داشته باشیم.
    آرى شایسته است همراه با مسلمانان نخست زندگى کنیم و آنان را به صورت چهره ى بشر حقیقى در زندگى واقعى با مشکلات آن بنگریم و رهبرى مستقیم قرآن را در اهداف و لحظات زندگى شان مورد تأمل و کنکاش قرار دهیم و ببینیم قرآن چگونه گام به گام دست آنها را مى گیرد در فراز و نشیب ها، افت و خیزها، ضعف ها و مقاومت ها و... با این نگرش همه ى ویژگى هاى انسان شناخته مى شوند ضعف ها و استعدادها و... ظاهر مى گردند.
    سپس ما نیز خود را مخاطب قرآن احساس مى کنیم ـ درست مانند مسلمانان مورد خطاب قرآن ـ و مردم امروز مى توانند از پاسخ گویى قرآن و رهبرى آن در همان راه، بهره مند باشند.
    با این نگرش است که قرآن را زنده خواهیم دید و احساس مى کنیم با امروز و فرداى ما همراه است.(4)
    2. محدودنگرى (نگرش محدود و بسته به قرآن)
    این نگرش نقش بسزایى در ناکارآمد جلوه دادن آیات قرآن در فضاى فعالیت هاى اجتماعى، سیاسى و اقتصادى داشته است. همچنین سبب ناتوان جلوه دادن آیات در رویارویى با حوادث و پیشرفت ها شده است. محدودنگرى به آیات قرآن کریم دو صورت دارد:
    1. محدودیت زمانی
    این نگرش اسباب نزول را پوشش و محدودیت براى فکر و اندیشه مى انگارد و منطق و راه کار بودن آن را نفى مى کند.
    پس در توجه به اشخاص و قهرمانان و وقایع تاریخى غوطه ور مى شود به طورى که افکار و مفاهیمى ـ که آیات جز به جهت بیان و تأکید آنها نازل نشده اند ـ فراموش مى شوند. و نیز در قصص قرآنى که جز به جهت «عبرت آموزى» نیامده اند، همین تلقى وجود دارد. خداوند مى فرماید: «در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان اندیشه بود.» (یوسف/ 111)
    براى نمونه داستان سامرى تنها یک حادثه تاریخى گذرا که در زمان گذشته رخ داده، نیست. بلکه پدیده اى است که در هر عصر و نسلى تکرار مى شود. هرگاه رهبر مقتدر از صحنه دور شود سامرى به نام پیروى از راه موسی(ع) تلاش مى کند در بروز حوادث جایگاه او را بگیرد و بگوید:
    «من چیزى دیدم که آنها ندیدند؛ من قسمتى از آثار رسول (و فرستاده ى خدا) را گرفتم، سپس آن را افکندم و این چنین (هوای) نفس من این کار را در نظرم جلوه داد.» (طه/ 96)
    با تدبر در قصه ى سامرى و شیوه هاى فریبنده و گمراه کننده اى که بنى اسرائیل را شیفته و مسحور کرد و آنان را رو در روى هارون(ع) قرار داد که به هارون چنین گویند: «ما همچنان گرد آن مى گردیم (و به پرستش گوساله ادامه مى دهیم) تا موسى به ما باز گردد...»، خواهیم دید گوساله اى که سامرى آن را از طلا ساخت همچنان در واقعیت هاى این زمان به صورت هاى گوناگون و شیوه هاى مختلف وجود دارد. و اگر به موضع گیرى حضرت موسى در برابر این مشکل توجه کنیم پندها و درسهاى بزرگى خواهیم گرفت. نخست به جهت مواجه اى که با امت گمراه و سرگرم گوساله نمود و دوم برخورد حضرت با جانشینش هارون و در نهایت مقابله اى که با سامرى کرد.
    شایان ذکر است که داستان سامرى در سوره هاى متعددى تکرار شده و این نشانه ى پندآموزى بزرگى است و درسهاى مهمى را در صحنه هاى سیاسى و اجتماعى مى توان از آن آموخت و همچنین در قصه ى یونس(ع) که آن حضرت با حالت خشم صحنه را ترک مى کند، رخدادى نیست که سپرى شده و زمان آن گذشته باشد بلکه با نگرش عمیق به حوادث پیرامون آن و شیوه ى خطاب آیات در سه سوره ى انبیاء، صاد و نون، نقش قرآن در متن فعالیت هاى اجتماعى، سیاسى، فرهنگى... زمان ما محسوس و کاربردى مى شود.
    از مصیبت هاى بزرگى که ما را از فراگیرى درس هاى دلنشین قرآنى محروم کرده، این است که ما در پى یافتن مواردى از داستان هستیم که قرآن آن را به دلیل بى اهمیتى یا کم اهمیتى، ذکر نکرده است. و سرانجام از پرداختن به دلالت ها و نشانه هاى عمیق قرآنى و رخدادها غافل مى شویم و به امور بى ارزش و جانبى مى پردازیم.
    آرى به تفصیل راجع به امور مجمل در قرآن پرداخته ایم و در امورى که به آن ها اهمیت داده نشده دقت مى کنیم. و این چنین است که قصه، حکمت، عبرت و درس آموزى خود را از دست مى دهد.
    به طور مثال در تفاسیر درباره ى چگونگى درخت نهى شده در قصه ى آدم(ع) به دقت... مى پردازیم:
    «نزدیک این درخت نشوید.»(بقره/ 35) و یا در پى شناخت نام مردى که در سوره ى یس آمده هستیم: «وَ جَآءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعَى؛ و مردى (با ایمان) از دورترین نقطه شهر با شتاب فرارسید» (یس/ 20) و...
    به احتمال زیاد توجه به این مشغولیت ها و نکات غیر ضرورى در قصه هاى قرآن میدان را براى ورود اسرائیلیات در تفاسیر باز کرده است.
    2. محدودیت در افق و فضاى نزول
    محدودیت در آفاق و فضاى نزول باعث مى شود آیات قرآن در فضاى کوچک و محصور نگه داشته شود و چشم اندازى دیگر نداشته باشد؛ و امکان گسترش افق هاى باز در صحنه هاى وسیع و مسائل اجتماعى، سیاسى و اقتصادى را پیدا نمى کند.
    طبیعى و پر واضح است که قرآن گنجى است که تمامى ندارد و شمعى است که به خاموشى نمى گراید و دریایى که ژرفایش دست نیافتنى است، بلکه محدودیت و تنگ نگرى مربوط به دید محدود ما است که نمى توانیم همگام با تحولات زندگى، پاسخ نیازهاى خود را پیدا کنیم. براى مثال هنگام تفسیر آیه «یا اهل الکتاب لم تلبسون الحق بالباطل و تکتمون الحق و انتم تعلمون» (آل عمران/ 71)
    ما فقط آن را از یک دریچه مى نگریم که درباره ى آنچه اهل کتاب کتمان کردند؛ نازل شده است. در حالى که آیه دو روش خبررسانى استکبار جدید و قدیم را مشخص مى کند:
    1. شیوه ى اطلاع رسانى گمراه کننده
    (وارونه سازى خبرها) «لم تلبسون الحق بالباطل» چرا حق را با باطل (مى آمیزید)
    2. شیوه ى تاریک کتمان و سانسور خبری
    «و تکتمون الحق و انتم تعلمون» حقیقت را پوشیده مى دارید. در حالى که مى دانید.
    آیت اللّه سید محمد باقر صدر(ره) ـ با ژرف نگرى ـ توانست مشکل اقتصادى جهان را از خلال آیه زیر بدست آورد: «و اتاکم من کل ما سألتموه و ان تعدوا نعمة اللّه لاتحصوها انّ الانسان لظلوم کفار؛ و از هر چیزى که از او خواستید، به شما داد، و اگر نعمت هاى خدا را بشمارید، هرگز آنها را شماره نتوانید کرد. انسان، ستمگر و ناسپاس است.»(ابراهیم/ 34) ایشان مى فرماید: اسلام مانند سرمایه دارى معتقد نیست که مشکل ـ اقتصاد ـ در طبیعت و کمبود منابع آن است زیرا بر این باور است که طبیعت توانایى این را دارد که پاسخگو و ضامن همه ى نیازهاى بشر باشد. همچنین اسلام مشکل اقتصاد را در تناقض و نابرابرى بین تولید و شیوه هاى توزیع نمى داند؛ که مارکسیستها به آن معتقدند. بلکه اسلام مشکل اساسى را پیش از هر چیز مربوط به انسان مى داند نه طبیعت و نه شیوه ى تولید.
    اسلام در فرازهایى از آیات زیر این مطلب را بیان مى کند:
    «اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الاْءَرْضَ وَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقًا لَّکُمْ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِى الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَکُمُ الاْءَنْهَار» (ابراهیم/ 32)
    «ستم آدمیان در بخش نابرابر نعمت هاى الهى است ـ یعنى سوء توزیع ـ و کفران نعمت آنها در اهمال کارى از بهره بردارى از طبیعت و خود را از کار کنار کشیدن ـ یعنى توسل به شیوه ى منفى ـ است.»(5)
    (6)(7)
    ببیند به آن عمل نماید.
    جهان امروز نیازمند نگرش باز به قرآن در همه ابعاد سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، فلسفى، تاریخ و روان شناسى و... است بایستى همراه با قرآن باشیم. با این راهکار است که مى شود آن را در متن واقعیت آورد و مشکلات خود را به آن عرضه نمود. بنابراین حرکت و تلاش از واقعیت به سوى قرآن راه مى یابد و از قرآن به عالم واقع جریان پیدا مى کند.
    3. هیبت نادرست
    ترسیم هیبت نادرست از قرآن نقش بزرگى در بریدن و نافرمانى از قرآن دارد. نوآورى را از تفسیر گرفته، بسیارى از مفسران و مؤمنان را از نعمتِ تدبّر در آیات و تفکر در قصص قرآن محروم کرده است.
    بنابراین هیبت نادرست از دو زاویه قابل بررسى است:
    1. مفسران
    2. مسلمانان
    یکى از بزرگترین حجاب هاى قرآن که مانع استفاده از آن شده، از دیدگاه امام خمینی(ره): «اعتقاد به آن است که جز آنکه مفسرین نوشته یا فهمیده اند کسى را حق استفاده از قرآن شریف نیست.»(8)
    (9)
    فقد اخطأ»(10)
    اساسى پاسخ مى دهد:
    1. تدبر، پندآموزى و درس گرفتن از قرآن علاوه بر این که تفسیر به رأى نیست ربطى به تفسیر ندارد. امام مى فرماید: «تفکر و تدبر در آیات شریفه را به تفسیر به رأى، که ممنوع است، اشتباه نموده اند؛ و بواسطه این رأى فاسد و عقیده ى باطله قرآن شریفه را از جمیع متون استفاده عارى نموده و آن را به کلى مهجور نموده اند؛ در صورتى که استفادات اخلاقى و ایمانى و عرفانى به هیچ وجه مربوط به تفسیر نیست تا تفسیر به رأى باشد.»(11)
    2. تفسیر به رأى از موارد زیر جدا است:
    الف)آیات معارف
    ب) علوم عقلى که موافق قوانین منطقى باشد
    ج) آیات اخلاقى که مطابق با عقل و خرد باشد.
    امام(ره) مى فرماید:«زیرا که این تفاسیر مطابق با برهان متین عقلى یا اعتبارات واضحه ى عقلیه است.»(12)
    دین است.»(13)
    قرار مى دهد.
    ابن عطیه گوید: عده ى زیادى از مفسرین مانند سعید مسیّب، عامر شعبى و دیگران براى تفسیر قرآن اهمیت ویژه اى قائل بودند و با این که فهم و درک جدیدى از قرآن داشتند در برابر آن (تفسیر قرآن) با ترس و احتیاط عمل مى کردند.
    این هیبت و شکوه نادرست سبب تفسیر مأثور شد که در اینجا نقش مفسر، نقل آراء و تابعینى که روایات را به رسول خدا نسبت مى دهند، مى باشد و این چنین است که باب تدبّر و تفکر و اندیشه بسته شد. و تفسیر در مجموعه اى از روایات براى برخى آیات نگاشته مى شد.
    شیوه تفسیر مأثور در واقع راهى است: محدود در برابر نیاز نامحدود، زیرا ما در ذیل شش هزار و چند صد آیه قرآنى صدها و هزارها سؤالات علمى و غیر علمى داریم پاسخ این سؤالات و حل این معضلات و مشکلات را از کجا باید دریافت نمود؟
    آیا به روایات باید مراجعه نمود؟ در صورتى که آن چه مى شود نام روایت نبوى بر آن گذاشت از طرق اهل سنت و جماعت به دویست وپنجاه حدیث نمى رسد گذشته از این که بسیارى از آن ها ضعیف و برخى از آن ها منکر مى باشند و اگر روایات اهل بیت را که از طرق شیعه رسیده در نظر آوریم درست است به هزار مى رسد و در میان آن ها مقدار معتنابهى احادیث قابل اعتماد یافت مى شود ولى در هر حال در برابر سؤالات نامحدود کفایت نمى کند، گذشته از اینکه بسیارى از آیات قرآنى هست که در ذیل آن از طریق عامه و خاصه حدیث وارد نشده است.
    یا در این مشکلات به آیات مناسبه باید برگشت که در این طریقه ممنوع است؟ یا اصلاً از بحث خوددارى کرد و نیاز علمى را نادیده انگاشت؟ در این صورت آیه «ونزَّلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شى ءٍ»(14) با دلالت روشن تر از آفتاب خود چه معنى خواهد داشت؟ و جمله «أفلا یتدبرون القرآن»(15) و سوره ى محمد آیه 24 و آیه «کتابٌ انزلنا الیک مبارکٌ لیدبّروا آیاته و لیتذکَّر اولواالباب؛(16) کتابى است مبارک که بر تو نازل کردیم براى اینکه آیاتش را تدبر کنند و ارباب عقول متذکر شوند» و آیه «أفلم یدبّروا القول أم جائَهم مالم یأتِ آبائهم الاولین؛(17) آیا این سخن را تدبر نکرده اند یا به سوى ایشان چیزى (تازه) آمده که به سوى پدران گذشته شان نیامده بوده) چه مفهومى خواهد داشت؟»(18)
    پى نوشت ها:
    1. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، ص 403 ـ 404.
    2. فضل اللّه ، محمد حسین، من وحى القرآن، ج 23، تفسیر سوره مزمل.
    3. سید قطب، معالم فى الطریق، فصل جیل قرآنى فرید.
    4. سید قطب ـ فى ظلال القرآن، ج 8، ص 512 ـ 513.
    5. اقتصاد ما، ترجمه استاد محمد مهدى فولادوند، ص 253، بنیاد علوم اسلامى، چاپ اول، 1360.
    6. توبه/ 60.
    7. کافرهایى که اگر زکات به آنان بدهند به دین اسلام مایل مى شوند، یا در جنگ به مسلمانان کمک مى کنند.
    8. آداب الصلاة، امام خمینى، ص 199، انتشارات، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، چاپ دهم، تابستان 1380
    9. کسى که قرآن را با رأى خویش تفسیر کند جایگاهش در آتش است.
    10. هر کس قرآن را به رأى خود درست تفسیر کند، بخطا رفته است!
    11. همان، ص 199.
    12. همان، ص 200.
    13. همان، ص 200.
    14. نحل/ 89.
    15. نساء/ 82 ؛ محمد/ 24.
    16. سوره ص/ 29.
    17. مؤمنون/ 76.
    18. قرآن در اسلام، علامه طباطبائى، ص 62 و 63، انتشارات: دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دهم 1379.
    منبع :پاسدار اسلام ، تیر1383، شماره 271

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود