جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا فلسفه بعضي از احکام بيان نشده است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    2,954
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    611

    چرا فلسفه بعضي از احکام بيان نشده است؟




    یارب
    باسلام و خسته نباشید.

    متنی را خوندم که درآن نوشته شده بود فلسفه بعضی از احکام گفته نشده.

    دلیل اینکه بعضی از احکام فسفه اشان بیان نشده چیست؟

    یاعلی


    یارب

    يا رب منم جويان تو يا خود تويى جويان من

    اى ننگ من تا من منم من ديگرم تو ديگرى




  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0





    با نام الله


    چرا فلسفه بعضي از احکام بيان نشده است؟


    کارشناس بحث: پاسخگوی قرآنی4

    ویرایش توسط طاهر : ۱۳۹۱/۱۲/۱۳ در ساعت ۰۵:۰۴

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    برای پاسخ مربوط به فلسفه احکام بهتر است یک اصل اساسی و قاعدة کلّی دربارة فلسفة احکام بیان کنیم تا در همة‌ موارد قانع کننده باشد. ما در زندگی روزانة خود نیز به برخی موارد برخورد می‌کنیم که در آن تعبد به کار رفته و برای ما تعبدی بودن آن‌ها مسلم است و قابل چرا و اشکال نیست.
    مثلاً هنگامی که بیمار می‌شویم به پزشک مراجعه می‌کنیم او نسخه ای که در آن چند نوع دارو نوشته به ما می‌دهد و دستور می‌دهد از هر کدام هر روز چند عدد مصرف کنیم و از خوردن فلان و فلان غذا خودداری کنیم. ما بدون این که از خصوصیات داروها سؤالی بکنیم دستورات او را مورد عمل قرار می دهیم چرا؟ چون به علم و دانش و تخصص او در رشتة طب معتقدیم و می دانیم که او جز معالجه و بهبود ما منظور دیگری ندارد و همین طور در بسیاری از دیگر امور زندگی،‌ از این نمونه ها به یک نتیجة روشن می رسیم که اگر انسان به علم و دانش کسی ایمان داشته باشد و او را در رشتة خود متخصص بداند و نیز بداند که نظر سویی در کار نیست قطعاً از دستورات او در آن رشته بدون این که از او توضیحات زیادی بخواهد مورد عمل قرار می‌دهد. به خصوص آن که او را حاذق‌ترین پزشک بداند و هیچ اشتباهی را برای او ممکن نداند و از این جهت یقین داشته باشد. اکنون از این مقدمه به این نتیجه می رسیم: که احکام و مقررات دینی هم نسخه‌هایی است که پیامبران الهی و پیشوایان دین از طرف خدا برای بشر آورده اند تا سعادت و خوشبختی آنان را از هر جهت تأمین نمایند. بدیهی است وقتی که ما اعتقاد داشته باشیم که این احکام از علم بی‌پایان خدا سرچشمه گرفته و به حکمت و لطف و مهربانی خدا ایمان داشته باشیم و نیز بدانیم که پیامبران خدا در تبلیغ و رساندن احکام به هیچ نحو گرفتار خطا و لغزشی نمی شوند، یعنی به معصوم بودن آن‌ها معتقد باشیم. در این صورت با کمال جدّیت و بدون هیچ اضطراب در عمل کنردن به دستورات دینی می کوشیم و هیچ نیازی برای خود نمی بینیم که از خصوصیات فلسفة احکام و مقرراتی که قرار داده شده است سؤال نماییم، زیرا می دانیم که هر چه مقرر شده به خیر و صلاح ما بوده وانبیای الهی در بیان احکام اشتباهی نکرده اند.
    آری اگر کسی در وجود خدا یا در علم و دانش و حکمت او یا در حقانیت انبیا و معصوم بودن آنان تردید داشته باشد لازم است قبل از این سؤال در اصل اعتقاد به خدا و صفات او و حقانیت پیامبران الهی و صفات آنان وارد بحث شود. بنابراین، کسانی که پایة‌ توحید و نبوت خود را محکم ساخته اند هیچ گونه تردیدی نخواهند داشت که تمام احکام و مقررات دارای مصالح و فوایدی می‌باشد. و فلسفه و علتی داشته و دارد گرچه برای ما بیان نشده است. البته ما نمی گوییم کسی نباید از فلسفة احکام سؤال کند و یا نباید به دنبال تحقیق و جستجو بر آید؛ زیرا شکی نیست که اگر کسی از فلسفه و حکمت احکام آگاهی پیدا کند، رغبت و انگیزه بیشتر و قوی تری برای انجام آن‌ها خواهد داشت و نیز هر کس این حق را دارد که از اسرار احکام و قوانین دینی و قوانین بشری حداقل به عنوان یک علم و معرفت آگاهی یابد،‌ ولی نباید انتظار داشته باشیم که با معلومات محدودی که داریم به تمام جزئیات و اسرار و فلسفة احکام دست یابیم و اگر در فهمیدن فلسفة احکام کوشش کردیم و به آن دست نیافتیم هرگز نمی توانیم آن حکم را نادیده بگیریم یا بگوییم این حکم هیچ فایده و مصلحتی ندارد.
    حضرت رضا(ع) می‌فرماید: "انّا وجدنا کلّ ما احلّ الله تبارک و تعالی ففیه صلاح العباد و بقائهم و لهم الیه الحاجة التی لا یستغنون عنها و وجدنا المحرّم من الاشیاء لا حاجة للعباد إلیه و وجدنا مفسداً داعیاً الی الفناء والهلاک. یعنی: ما می بینیم که خدای متعال چیزهایی را حلال کرده که مردم در زندگی و ادامة آن به آن چیزها نیازمند هستند و برای آنان مصلحت و فایده ای دارد و چیزهایی را حرام کرده که علاوه بر این که مورد نیاز بشر نیست موجب فساد و فنا و نیستی او می‌باشد.[1] و بر این اساس دانشمندان می‌گویند احکام شرع تابع مصالح و مفاسد است، یعنی هیچ چیزی بدون جهت حلال یا حرام یا واجب نمی شود این طور نیست که خداوند شراب را بدون داشتن هیچ مفسده و ضرری حرام کرده باشد یا نماز صبح را بی هیچ مصلحتی واجب کرده باشد.
    البته وقتی که گفته می‌شود در احکام، مصالح و مفاسد در نظر گرفته شده نباید فوراً فواید و مضارّ جسمی و بهداشتی و خلاصه خواص مادّی در ذهن خطور کند،‌ بلکه فواید جسمی، روحی، فردی،‌ اجتماعی و هر نوع فایدة دیگر که فرض شود همه در احکام الهی منظور گردیده است و بر اساس آن‌ها احکام صادر شده است. فلسفه و علّت اکثر احکام بیان نشده فقط فلسفه و علّت یا حکمت برخی از احکام بیان شده آن هم به اندازة فکر شنوندگانی که مطالب از ائمه به آنان القا می شده: مثلاً امام رضا0ع) دربارة علّت وجوب زکات می‌فرماید:‌ "و علّة الزکوة من أجل قوت الفقراء و تحصین اموال الاغنیاء"؛ علت وجود زکات این است که فقرا به نوایی برسند و اموال اغنیا از بلاها و آفات حفظ شود. و این بدان جهت است که امامان شمه‌ای از آن مصالح وحقایقی که در باطن این احکام وجود دارد به اطلاع مردم برسانند تا مؤمنان و مسلمانان، نسبت به احکام الهی و واقعیات و حقایقی که در باطن تمام احکام الهی است بیشتر آگاهی یابند و متوجه شوند که تمام احکام الهی از این نوع است که سعادت و خوشبختی انسان ها با حقایق عالم هستی ارتباط دارد و همه این احکام در جهت سعادت و خوشبختی واقعی تمام انسان ها است، اگر چه حتی فهم بعضی از این موارد ذکر شده نیز برای انشان های عادی مشکل است، ‌تا چه رسد به این که تمام آن‌ها بیان شود.

    چرا فلسفه بعضي از احکام بيان نشده است؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    2,954
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    611



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 4 نمایش پست
    مثلاً هنگامی که بیمار می‌شویم به پزشک مراجعه می‌کنیم او نسخه ای که در آن چند نوع دارو نوشته به ما می‌دهد و دستور می‌دهد از هر کدام هر روز چند عدد مصرف کنیم و از خوردن فلان و فلان غذا خودداری کنیم. ما بدون این که از خصوصیات داروها سؤالی بکنیم دستورات او را مورد عمل قرار می دهیم چرا؟ چون به علم و دانش و تخصص او در رشتة طب معتقدیم و می دانیم که او جز معالجه و بهبود ما منظور دیگری ندارد
    یارب
    باسلام و تشکر
    دراینکه وقتی به کسی که در مورد مشکل ما ((حال میخواهد بیماری باشه یا چیزی دیگه ای))معلومات دارد و ما به او مراجعه میکنیم و سعی در انجام دستوراتش داریم شکی نیست.اما=
    بزرگوار این مطلبتان زیاد مورد تایید بنده نیست.شاید از اینکه چرا این دارو تجویز شده نپرسیم اما حتما بروشور مربوط به دارو را میخونیم تا فواید و مضراتش آشنا بشیم.پس این حرف شما نمیتونم تایید کنم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 4 نمایش پست
    احکام و مقررات دینی هم نسخه‌هایی است که پیامبران الهی و پیشوایان دین از طرف خدا برای بشر آورده اند تا سعادت و خوشبختی آنان را از هر جهت تأمین نمایند. بدیهی است وقتی که ما اعتقاد داشته باشیم که این احکام از علم بی‌پایان خدا سرچشمه گرفته و به حکمت و لطف و مهربانی خدا ایمان داشته باشیم و نیز بدانیم که پیامبران خدا در تبلیغ و رساندن احکام به هیچ نحو گرفتار خطا و لغزشی نمی شوند، یعنی به معصوم بودن آن‌ها معتقد باشیم. در این صورت با کمال جدّیت و بدون هیچ اضطراب در عمل کردن به دستورات دینی می کوشیم و هیچ نیازی برای خود نمی بینیم که از خصوصیات فلسفة احکام و مقرراتی که قرار داده شده است سؤال نماییم، زیرا می دانیم که هر چه مقرر شده به خیر و صلاح ما بوده وانبیای الهی در بیان احکام اشتباهی نکرده اند.
    این حرفتان قابل تایید.اما باتوجه به مطلب گفته در بالا آیا پرسیدن از اینکه چرا این موضوع توسط خدا رد یا تایید شده دلیل بر اعتقاد نداشتن و ایمان نداشتن به خدای عالم است؟نه قطعا دلیل بر ایمان نداشتن نیست..
    ذهن بشر مدام در حال جستجو و کنکاش است. شنیدیم که گفته اند پرسیدن بهتر از ندانستن است.پس اگر حکمی صادر میشود بهتر نیست دلیلش گفته شود تا جای ابهام و چون چرا نباشد.آیا این دلیل برا افزودن بر معلومات و اگاهی انسان نمیتواند باشد؟

    ببخشید آیا همه انسانها عالم به اسرار الهی به مانند انبیاء و امامان ع هستند؟((گرچه در توضیحاتتان فرموده اید که علم بشر به پای ائمه نمیرسد اما بازهم این دلیلی بر اینکه بخواهیم بدانیم چرا فلسفه این حکم گفته نشده , نیست))


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 4 نمایش پست
    اگر در فهمیدن فلسفة احکام کوشش کردیم و به آن دست نیافتیم هرگز نمی توانیم آن حکم را نادیده بگیریم یا بگوییم این حکم هیچ فایده و مصلحتی ندارد.
    بله نمیتونم حکم را ندیده گرفت اما میتوان بیشتر تلاش کرد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 4 نمایش پست
    اگر چه حتی فهم بعضی از این موارد ذکر شده نیز برای انسان های عادی مشکل است، ‌تا چه رسد به این که تمام آن‌ها بیان شود.
    ببخشید این هم دلیل محکمی بر اینکه فلسفه بعضی از احکام گفته نشده نیست.
    آیا فقط صرف بر اینکه فهم بعضی از فلسفها برای بعضی از اشخاص عادی مشکل است میتواند دلیل بر نگفتن باشد؟همه در یک سطح نیستند....فهم بعضی ها بسیار گیراست..چرا برای آنها گفته نشده؟

    یاعلی

    ویرایش توسط Moamma : ۱۳۹۱/۱۲/۱۰ در ساعت ۲۳:۱۴

    یارب

    يا رب منم جويان تو يا خود تويى جويان من

    اى ننگ من تا من منم من ديگرم تو ديگرى




  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عموما فلسفه بعضی احکام در طول زمان مشخص شده

    و با احتمال زیاد همین روش گذشت زمان و بیشتر شدن علم

    انسان فلسفه بسیاری از اکام دیگر را خواهد فهمید

    اما چون عمر انسان محدود است باید آن دسته از احکام که

    فلسفه اش را نمی داند بپذیرد همانطور که گذشتگان پذیرفتند

    و امروز علم هم آنها را ثابت کرده است ...



    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html


  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Moamma نمایش پست
    بزرگوار این مطلبتان زیاد مورد تایید بنده نیست.شاید از اینکه چرا این دارو تجویز شده نپرسیم اما حتما بروشور مربوط به دارو را میخونیم تا فواید و مضراتش آشنا بشیم.پس این حرف شما نمیتونم تایید کنم.
    با سلام
    اولا خیلی افراد کم هستند که بروشر دارو را مطالعه کنند و ممکن هم هست علت رو هم از دکتر بپرسند که کاری به موارد نادر نداریم.
    ثانیا شما مطالعه بکنید و حتی علم به فواید هم پیدا نکنید باز با توجه به اطمینان مصرف خواهید کرد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Moamma نمایش پست
    آیا پرسیدن از اینکه چرا این موضوع توسط خدا رد یا تایید شده دلیل بر اعتقاد نداشتن و ایمان نداشتن به خدای عالم است؟نه قطعا دلیل بر ایمان نداشتن نیست..
    ما هم چنین چیزی نگفتیم ولی سفارش به روحیه تعبد پذیری رو داریم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Moamma نمایش پست
    ذهن بشر مدام در حال جستجو و کنکاش است. شنیدیم که گفته اند پرسیدن بهتر از ندانستن است.پس اگر حکمی صادر میشود بهتر نیست دلیلش گفته شود تا جای ابهام و چون چرا نباشد.آیا این دلیل برا افزودن بر معلومات و اگاهی انسان نمیتواند باشد؟
    دانستن بله خوب است اما نباید باعث شود وقتی علت حکمی مشخص نشد آن را با کراهت انجام دهیم.
    در مورد بقیه سوالتون به این لینک رجوع کنید که مکمل جواب بنده است:
    http://www.askdin.com/thread23514.html

    چرا فلسفه بعضي از احکام بيان نشده است؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندی
    پرسش :
    چرا فلسفه بعضي از احکام بيان نشده است؟
    پاسخ :
    برای پاسخ مربوط به فلسفه احکام بهتر است یک اصل اساسی و قاعدة کلّی دربارة فلسفة احکام بیان کنیم تا در همة‌ موارد قانع کننده باشد. ما در زندگی روزانة خود نیز به برخی موارد برخورد می‌کنیم که در آن تعبد به کار رفته و برای ما تعبدی بودن آن‌ها مسلم است و قابل چرا و اشکال نیست.
    مثلاً هنگامی که بیمار می‌شویم به پزشک مراجعه می‌کنیم او نسخه ای که در آن چند نوع دارو نوشته به ما می‌دهد و دستور می‌دهد از هر کدام هر روز چند عدد مصرف کنیم و از خوردن فلان و فلان غذا خودداری کنیم. ما بدون این که از خصوصیات داروها سؤالی بکنیم دستورات او را مورد عمل قرار می دهیم چرا؟ چون به علم و دانش و تخصص او در رشتة طب معتقدیم و می دانیم که او جز معالجه و بهبود ما منظور دیگری ندارد و همین طور در بسیاری از دیگر امور زندگی،‌ از این نمونه ها به یک نتیجة روشن می رسیم که اگر انسان به علم و دانش کسی ایمان داشته باشد و او را در رشتة خود متخصص بداند و نیز بداند که نظر سویی در کار نیست قطعاً از دستورات او در آن رشته بدون این که از او توضیحات زیادی بخواهد مورد عمل قرار می‌دهد. به خصوص آن که او را حاذق‌ترین پزشک بداند و هیچ اشتباهی را برای او ممکن نداند و از این جهت یقین داشته باشد. اکنون از این مقدمه به این نتیجه می رسیم: که احکام و مقررات دینی هم نسخه‌هایی است که پیامبران الهی و پیشوایان دین از طرف خدا برای بشر آورده اند تا سعادت و خوشبختی آنان را از هر جهت تأمین نمایند. بدیهی است وقتی که ما اعتقاد داشته باشیم که این احکام از علم بی‌پایان خدا سرچشمه گرفته و به حکمت و لطف و مهربانی خدا ایمان داشته باشیم و نیز بدانیم که پیامبران خدا در تبلیغ و رساندن احکام به هیچ نحو گرفتار خطا و لغزشی نمی شوند، یعنی به معصوم بودن آن‌ها معتقد باشیم. در این صورت با کمال جدّیت و بدون هیچ اضطراب در عمل کنردن به دستورات دینی می کوشیم و هیچ نیازی برای خود نمی بینیم که از خصوصیات فلسفة احکام و مقرراتی که قرار داده شده است سؤال نماییم، زیرا می دانیم که هر چه مقرر شده به خیر و صلاح ما بوده وانبیای الهی در بیان احکام اشتباهی نکرده اند.
    بعد از این مقدمه، عرض می کنم که احکام از حیث ذکر فلسفه (دلایل و حکمت ها ) به چهار قسم تقسیم می شوند:
    1- احکامی که از اول فلسفه آن بر همه آشکار بوده و مردم همه به تناسب معلومات خود چیزی از آن درک می کردند مانند، تحریم دروغ، خیانت، تهمت، قتل نفس، سرقت و امر به عدالت، نیکی به پدر و مادر و... منتها برای این که مردم را به صورت عمومی موظف به انجام آن ها کنند شکل تشریعی به آن بخشیده اند.
    2- احکامی که فلسفه آن بر توده مردم آشکار نبوده و در متن قرآن و روایات اشاراتی به آن شده است؛ مثلاً شاید مردم آن عصر از فلسفه سه گانه روزه (اخلاقی، اجتماعی، بهداشتی) با خبر نبوده اند، لذا در قرآن در یک جا اشاره به تأثیر اخلاقی آن کرده و می فرماید:
    «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» (1) و در جایی دیگر امام صادق (ع) می فرماید:«لیستوی به الفقیر و الغنی»؛ برای اینکه فقیر و غنی در آن یکسان گردند.(2) و در مورد دیگر حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «صُومُوا تَصِحُّوا» «یعنی روزه بگیرید تا سالم گردید».(3) که اشاره به فلسفه بهداشتی روزه دارد.
    3- احکامی که با گذشت زمان پرده از فلسفه و اسرار آن ها برداشته شده و بشر با پیشرفت علم به آن ها دست یافته است، مثل اثرات زیان بار و سنگین مشروبات الکلی که هم به روح و جسم هر انسان و هم بر اجتماع اثرات منفی دارد و یا زیان های اخلاقی، اقتصادی رباخواری که بر هیچ کس پوشیده نیست.
    4- احکامی هم هست که نه در آغاز، فلسفه آن ها روشن بوده و نه در متون چیزی درباره آن ها گفته شده و نه پیشرفت علم در کشف آن ها ثمری داشته، مانند تعداد رکعات در نمازها و این که واقعاً چه سری در به جا آوردن نماز به این گونه هست، یا حد نصاب اجناس نه گانه زکات و یا بعضی از مناسک حج در این سری قرار دارند.
    امیرمؤمنان (علیه السلام) در این باره فرموده اند: «خداوند از بیان چیزهایی ساکت ماند و بیان نکرد و این کار از روی فراموشی نبوده، شما نیز (هر جا که خدا ساکت مانده) خود را به مشقت نیاندازید.»(4)
    و در واقع از باب تعبد و رابطه بین عبد و معبود باید تابع احکام بود ولو دلیل و فلسفه حکم برای ما معین و مشخص نشده باشد.
    پی نوشت :
    1.بقره183
    2.علل الشرایع ج2 ص378
    3.مستدرک الوسائل ج7 ص502
    4. نهج البلاغه حکمت 105
    ویرایش توسط تذکره : ۱۳۹۳/۱۲/۲۲ در ساعت ۱۴:۴۰


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود