جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انفاق واجب و مستحب با توجه به قرآن کریم چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0

    انفاق واجب و مستحب با توجه به قرآن کریم چیست؟




    انفاق واجب و مستحب با توجه به قرآن کریم چیست؟
    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند متعال در سوره‌ی آل عمران آیه 92 می فرماید: (لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ) ؛ هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی رسید مگر این که از آنچه دوست می دارید، (در راه خدا) انفاق کنید.از دیدگاه قرآن ابرار کسانی­اند که با وجود علاقه­مندی به مال، آن را به مسکین و یتیم و اسیر می بخشند: (إِنَّ الْأَبْرَارَ .... وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا)، «انسان/ 5ـ 8».

    ...........................

    امام صادق(علیه‌السلام) می فرماید: (الزکاه‌ی المفروضه تخرُجُ عَلانیَه و غیرُ الزکاه‌ی اِن دَفَعَهُ سِراً فَهُوَ اَفضَلُ)[24]؛ زکات واجب را به طور آشکارا از مال جدا کنید، به طور علنی انفاق کنید؛ اما انفاق های مستحب اگر مخفی باشد، بهتر است.

    ....................

    نتیجه

    انفاق یعنی بخشیدن مال یا چیز دیگری در راه خدا. خداوند متعال به مؤمنان دستور داده است تا پیش از رسیدن قیامت در دنیا انفاق کنند. باید دانست که انفاق نیز مانند دیگر اموری که شارع مقدس به آن امر کرده است، آداب و شرائط مخصوص به خود را دارد و اگر انفاق کردن با این شرایط همراه نباشد نه مورد قبول درگاه ذات اقدس الهی قرار می­گیرد و نه موجب هیچ گونه پاداش اخروی خواهد بود. از جمله شرائط انفاق داشتن ایمان قلبی و حقیقی به خداوند متعال و پیامبرش، داشتن قصد قربت و تهی­بودن از ریا است. همچنین انفاق نباید با آزار و منت بر کسی که مورد انفاق قرار می گیرد همراه باشد و نیز باید از چیزهای خوب، مرغوب و مورد علاقه‌ی انسان صورت گیرد.


    متن کامل در

    http://intjz.net/maqalat/t-Infaq.htm#_Toc339879069


    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    انفاق واجب مثل پرداخت خمس و زکات

    انفاق مستحب مثل پردااخت صدقه



    ویرایش توسط yanoor : ۱۳۹۱/۱۲/۱۰ در ساعت ۱۳:۲۰
    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    موانع انفاق را باتوجه به آیات قرآن چیست؟ بیان کنید.

    موانع انفاق را باتوجه به آیات قرآن چیست؟ بیان کنید.
    قرآن كريم به موانع متعدد انفاق در راه خدا، اشاره كرده است كه برخى از آنها درونى و برخاسته از شخصيت روانى و اخلاقى خود شخص و برخى هم برونى است. اين موانع عبارت است از:1. شيطان:
    شيطان كه همواره درصدد است تا انسان را از انجام هر كار خيرى باز دارد، مى‌كوشد با وعده دادن فقر به انسان وى را از كمك به نيازمندان باز دارد: «يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اَنفِقوا مِن طَيِّبـتِ ما كَسَبتُم ... الشَّيطـنُ يَعِدُكُمُ الفَقرَ» (بقره/2،268)، حتى در كار كسانى كه موفق به انفاق مى‌شوند، دخالت كرده و تلاش مى‌كند با آلوده كردن آن به ريا انفاق آنان را باطل سازد: «والَّذينَ يُنفِقونَ اَمولَهُم رِئاءَ النّاسِ ... ومَن يَكُنِ الشَّيطـنُ لَهُ قَرينـًا فَساءَ قَرينا» (نساء/4،38)2. ضعف يا فقدان ايمان:
    از ديگر موانع انفاق در راه خدا بى‌ايمانى و اعتقاد نداشتن به دين و قيامت و ديگر معارف دينى است: «اَرَءَيتَ الَّذى يُكَذِّبُ بِالدّين ... و لايَحُضُّ عَلى طَعامِ المِسكين» (ماعون/107،1، 3؛ توبه/9،67)، ازاين‌رو، منافقان چون در واقع اعتقادى به دين نداشتند انفاق در راه خدا را غرامت مى‌شمردند (توبه/9،98) و هرگاه به آنان گفته مى‌شد: در راه خدا انفاق كنيد بهانه مى‌آوردند كه آيا به كسانى انفاق كنيم كه اگر خدا بخواهد خود به آنان روزى مى‌دهد؟ (يس/36،47) آنان حتى به ديگران توصيه مى‌كردند كه به مسلمانان كمك نكنند تا از اطراف پيامبر پراكنده شوند: «هُمُ الَّذينَ يَقولونَ لا تُنفِقوا عَلى مَن عِندَ رَسولِ اللّهِ حَتّى يَنفَضّوا» (منافقون/63 ،7)؛ همچنين هنگامى كه مسئله جهاد و كمك مالى به آن در ميان بود، نزد پيامبر اسلام مى‌آمدند و براى فرار از جهاد و انفاق، از آن حضرت اجازه مى‌گرفتند: «لا يَستَـذِنُكَ الَّذينَ يُؤمِنونَ بِاللّهِ واليَومِ الأخِرِ اَن يُجـهِدوا بِاَمولِهِم واَنفُسِهِم ... اِنَّما يَستَـذِنُكَ الَّذينَ لايُؤمِنونَ بِاللّهِ واليَومِ الأخِرِ» (توبه/9،44 ـ 45)3. عناد و دشمنى:
    گاه دشمنى انسان با افرادى باعث مى‌شود كه انسان از كمك كردن به آنان امتناع ورزد. در آيه 22 نور/24 قرآن مسلمانان توانگر را از ياد كردن سوگند بر ترك انفاق به نيازمندان به سبب خطاى آنان برحذر داشته و آنان را به عفو و گذشت توصيه كرده است: «ولا يَأتَلِ اولُوا الفَضلِ مِنكُم والسَّعَةِ اَن يُؤتوا اولِى القُربى والمَسـكينَ والمُهـجِرينَ فى سَبيلِ اللّهِ وليَعفوا وليَصفَحوا» (نور/24،22) طبق برخى روايات، آيه فوق پس از آن نازل شد كه ابوبكر بعد از ماجراى افك سوگند ياد كرد كه به مسطح بن اثاثه كه در اين ماجرا دخالت داشت، كمك نكند. نظر ديگر اين است كه اين آيه درباره گروهى از صحابه نازل شد كه سوگند ياد كردند به كسانى كه در اين ماجرا مشاركت داشتند انفاق نكنند.4. دوستى مال و اولاد:
    از ديگر موانع انفاق حب شديد انسان به مال و فرزند*ان است: «يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تُلهِكُم اَمولُكُم ولا اَولـدُكُم عَن ذِكرِ اللّهِ ... و اَنفِقوا مِن ما رَزَقنـكُم مِن قَبلِ اَن يَأتِىَ اَحَدَكُمُ المَوتُ» (منافقون/63 ، 9 ـ 10)، ازاين‌رو، در آياتى ديگر برخى از بستگان نزديك انسان دشمن او خوانده شده‌اند: «يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اِنَّ مِن اَزوجِكُم واَولـدِكُم عَدُوًّا لَكُم فَاحذَروهُم» (تغابن/64 ،14) سرّ اين نكته آن است كه گاه علاقه شديد انسان به آنان باعث مى‌شود كه او از ايمان به خدا يا انجام دادن كارهاى نيك همچون انفاق در راه خدا بازماند.5 . بخل:
    صفت ناپسند بخل از ديگر موانع انفاق است: «هـاَنتُم هـؤُلاءِ تُدعَونَ لِتُنفِقوا فى سَبيلِ‌اللّهِ فَمِنكُم مَن يَبخَلُ و مَن يَبخَل فَاِنَّما يَبخَلُ عَن نَفسِهِ» (محمّد/47،38)، ازاين‌رو در برخى آيات مؤمنان را از بخل ورزيدن نسبت به ديگران برحذر داشته و نسبت به پيامدهاى ناگوار آن هشدار داده است: «ولا يَحسَبَنَّ الَّذينَ يَبخَلونَ بِما ءاتـهُمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ هُوَ خَيرًا لَهُم بَل هُوَ شَرٌّ لَهُم سَيُطَوَّقونَ ما بَخِلوا بِهِ يَومَ القِيـمَةِ» (آل‌عمران/3،180؛ تغابن/64 ، 16)6 . هراس از فقر:
    از ديگر موانعى كه باعث مى‌گردد عده‌اى از انفاق در راه خدا امتناع ورزند ترس آنان از فقير شدن است: «قُل لَو اَنتُم تَملِكونَ خَزائِنَ رَحمَةِ رَبّى اِذًا لاََمسَكتُم خَشيَةَ الاِنفاقِ» (اسراء/17،100) مقصود از «خَشيَةَ الاِنفاقِ» در اين آيه ترس از فقر است، در حالى كه اين انديشه و فكر، وسوسه و وعيد شيطان است:«الشَّيطـنُ يَعِدُكُمُ الفَقرَ ويَأمُرُكُم بِالفَحشاءِ» ولى در برابر، خداوند به انفاقگران وعده آمرزش و فزونى اموال مى‌دهد: «واللّهُ يَعِدُكُم مَغفِرَةً مِنهُ وفَضلاً واللّهُ وسِعٌ عَليم» (بقره/2،268)
    منبع:دائرة المعارف قرآن كريم ج4 ص572تا574

    http://www.anvartaha.net/tafsiri/faz...-07-42-55.html



    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پاداش انفاق

    انفاق سبب آمرزش:

    (اِن تُبدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعمِا هِیَ وَ اِن تُحقُوها وَ تُؤتوهَا الفُقَراءَ فَهُوَ خَیرُ لَکُم وَ یُکَفِّرُ عَنکُم مِنَ یَسِّئاتِکُم وَاللهُ بِما تَعلَمونَ خبیرٌ)، «اگر به مستحقان آشکارا انفاق صدقات کنید کاری نیکو است. لیکن اگر پنهانی به فقیران رسانید نیکوتر است و خدا به پاداش آن گناهان شما را محو و ستور دارد و خدا از آشکار و نهان شما آگاه است».(3)انفاق معامله پر سود با پروردگار: خداوند در آیه 29 سوره فاطر انفاق را معامله ای پر سود بیان کرده است و تلاوت در این آیه به معنی خواندنی است که سرچشمه فکر باشد، فکری که سرچشمه عمل صالح گردد، عملی که از یک سو انسان را به خدا پیوند دهد که مظهر آن نماز است و از سوی دیگر به خلق خدا ارتباط دهد که مظهر آن انفاق است، انفاق از تمام مواهب خدادادی انفاق مایه فزونی نه کمبود. (بگو پروردگارم روزی را برای هر که بخواهد توسعه می دهد ...)(4) در روایتی از پیامبر اکرم(ص) می خوانیم که فرمود: «من ایقن بالخف سخت نفسه بالنفقة» ، (کسی که یقین به عوض و جانشینی داشته باشد در انفاق کردن سخاوتمند خواهد بود).(5) آثار فردی انفاق: (... منافع انفاق به خود شما بازگشت می کند...)(6) مسلماً زمانی که نتیجه کار انسان به خودش باز می گردد به آن کار علاقه مند می شود. انفاق هم جنبه اخری دارد و هم جنبه دنیوی. از جنبه دنیوی می توان به مادیات و معنویات اشاره کرد و از جنله معنوی می توان گفت که روح گذشت و بخشش و فداکاری و نوع دوستی و برادری را در انفاق کننده پرورش می دهد و در حقیقت وسیله مؤثری برای تکامل روحی و پرورش شخصیت اوست.

    ادامه در

    http://www.razemandegari.com/content...%D8%A2%D9%86-0

    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0




    آیا انفاق اختصاص به مال دارد؟

    انفاق مفهوم وسیعی دارد که منحصر به مال نیست بلکه علم و هدایت و آبروی اجتماعی و سرمایه های مادی و معنوی را نیز شامل می شود.(الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصَّلاةَ و ممّا رزقناهم ینفقون).(8) در آیه فوق به صفات متقین اشاره شده است که آنها علاوه بر ارتباط نزدیک که با خداوند دارند از طریق انفاق ارتباط خود را با انسان های دیگر نیز تحکم می بخشند. با توجه به این نکته که قرآن نمی گوید «من اموالهم ینفقونم»، «از اموالشان انفاق می کنند» بلکه می گوید «ممّا رزقناهم» ، «از آنچه به آنها روزی دادیم» انفاق می کنند می توان به این نتیجه رسید که انفاق تمام مواهب مادی و معنوی را شامل می¬شود. بنابراین از صفات مردم پرهیزگار این است که از هر آنچه دارند از جمله علم، عقل، دانش، نیروهای جسمانی و مقام و موقعیت اجتماعی خویش بدون انتظار پاداشی انفاق می¬کنند.


    ادامه در

    http://www.razemandegari.com/content...%D8%A2%D9%86-0



    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,692
    صلوات
    270
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    34 پست
    حضور
    18 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    نفاق به دو بخش واجب و مستحب تقسیم می‌شود که به تشریح هر کدام می‌پردازیم:
    الف) انفاق واجب
    زکات که یکی از انفاق‌های واجب می‌باشد-، یکی از ارکان مهم اسلام است و دلایل قطعی در ثبوت آن باعث شده که در زمره‌ی واجبات شناخته شده‌ی بالضروره باشد و منکر آن کافر محسوب می‌شود. آیات و احادیث فراوانی بر وجوب انفاق آمده‌اند که به بخشی از آن‌ها اشاره می‌شود:
    خداوند متعال می‌فرماید:
    وَأَقِیمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ[۱] یعنی: نماز را به پای دارید و زکات را بپردازید.
    امر به زکات به طور مکرر در آیات متعددی ذکر شده است و واژه‌ی زکات در سی و دو جای قرآن آمده است.
    امامان بخاری و مسلم و سایرین روایت کرده‌اند که پیامبر(ص) فرموده‌اند:
    بُنِی الاسلامُ عَلی خَمْسٍ: شَهادَةِ أَنْ لا الهَ الَّا اللّهُ، وَ أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللّهِ، وَ اِقامِ الصّلاة، وَ اِیتاء الزَّکاهِ، وَالْحَجِّ، وَ صَوْمِ رَمَضانَ یعنی: اسلام بر پنج اصل استوار است: گواهی به این‌که معبودی جز الله نیست و محمد(ص) فرستاده و رسول خدا است و اقامه‌ی نماز و پرداخت زکات و انجام دادن مراسم حج و روزه‌ی ماه رمضان.
    هم‌چنین پیامبر (ص) در حدیثی که شیخان (بخاری و مسلم) بر روایت آن اتفاق دارند، خطاب به معاذ (رض) - هنگامی که او را به یمن فرستاد – فرمودند:
    ...فَانْ هُمْ أَطاعُوا لِذالِکَ فَأَعْلِمْهُمْ أَنَّ اللهَ قَدِ افْتَرَضَ عَلَیهِمْ صَدَقَةً تُؤْخَذُ مِنْ أغْنِیائِهِمْ فَتُرَدُّ عَلی فُقَرائِهِمْ. یعنی: ... اگر آنان اطاعت کردند، سپس آنان را آگاه کن که خداوند، [در اموال آن‌ها] زکات را واجب نموده است که از مسلمانان ثروتمند گرفته و به فقرای آنان پرداخت می‌شود.
    ـ این نوع انفاق به دو دسته تقسیم می‌شود:
    ۱) «زکات»: قرآن از آن به صدقه نام برده است و در اصطلاح فقهی به نام «زکات» از آن یاد می‌شود. زکات با شرایط خاص خود که در کتب فقهی آمده است، بر مسلمانان واجب می‌شود. این نوع انفاق در میان اصناف هشت‌گانه‌ی ذیل تقسیم می‌شود:
    إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِی الرِّقَابِ وَالْغَارِمِینَ وَفِی سَبِیلِ اللَّهِ وَاِبْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِنْ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ[۲] یعنی: زکات مخصوص مستمندان، بیچارگان، گردآورندگان آن، کسانی که جلب محبتشان ]برای پذیرش اسلام...[ می‌شود. ]آزادی[ بندگان، ]پرداخت بدهی[ بدهکاران، ]صرف[ در راه ]تقویت آیین[ خدا، و واماندگان در راه می‌باشد. این یک فریضه‌ی مهم الهی است و خدا دانا و حکیم است.
    ۲) زکات فطریه: علاوه بر زکاتی که به دارایی‌هایی که از طریق کار مشروع به‌دست می‌آید، تعلّق می‌گیرد، نوع دیگری از زکات نیز به‌نام زکات فطریه (زکات بدن)، به انسان تعلق می‌گیرد که با غروب آخرین روز ماه مبارک رمضان واجب می‌گردد به‌طوری که بر هر فرد مسلمان توانمندی واجب است که در روز عید فطر، فطریه‌ی خود و افراد تحت تکفل خود را بپردازد. در مورد فلسفه‌ی وجوب زکات فطریه از ابن عباس روایت شده، که گفته است:
    «رسول خدا(ص) زکات فطریه را فرض گردانیده است تا شخص روزه‌دار را از گناه سخنان لغو و بیهوده پاک گرداند و نیز طعامی باشد برای مستمندان و بی‌نوایان.»[۳]
    ▪ حکم کسی که از پرداخت انفاق واجب خودداری می‌کند:
    ۱) حکم کسی که آن را پرداخت نمی‌کند و منکر آن است: آن چنان که بیان شد، زکات یکی از ارکان اسلام است و بعد از شهادتین و نماز، سومین رکن است و فقها اجماع دارند که اگر کسی وجوب زکات را انکار نماید، کافر و از اسلام مرتد شده است. زیرا زکات از اموری است که وجوب آن به سادگی قابل درک بوده و عام و خاص مسلمانان به وجوب پرداخت آن آگاه هستند و در این مورد نیازی به دلیل و برهان ندارند.
    امام نووی به نقل از خطابی می‌گوید: کسی که در این دوران وجوب زکات را انکار نماید به اجماع علمای مسلمان کافر است... و نیز می‌گوید: در میان مسلمانان علم به وجوب زکات انتشار یافته و خاص و عام [مسلمانان] آن را دریافته‌اند و عالم و جاهل به آن آگاه هستند. عذر هیچ‌کس در تأویل [آیات] زکات و انکار آن قابل قبول نیست؛ هم‌چنین عذر کسی که منکر حکمی باشد که علمای امت اسلامی بر آن اجماع دارند و شخص از بودن آن حکم آگاه باشد، قابل قبول نیست، مانند نمازهای پنج‌گانه، روزه‌ی ماه رمضان، غسل جنابت، تحریم زنا، تحریم نکاح محارم و...[۴]
    ابن حجر عسقلانی می‌گوید: کسی که حقیقت وجوب زکات را انکار نماید، ‌کافر است.[۵]
    ۲) حکم کسی که به دلیل بخل و خسّت نفس، زکات را پرداخت نمی‌کند: کسی که زکات را نمی‌دهد، لیکن به وجوب آن اعتقاد داشته و معترف است، فاسق و گناهکار است و در آخرت به سخت‌ترین عذاب دچار می‌شود. خداوند متعال می‌فرماید:
    یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیراً مِنْ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَیأْکُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَیصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ یکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا ینفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ*یوْمَ یحْمَی عَلَیهَا فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوَی بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا کَنَزْتُمْ لأَنفُسِکُمْ فَذُوقُوا مَا کُنتُمْ تَکْنِزُونَ[۶] یعنی: و کسانی که زر و سیم را گنجینه می‌کنند و زکات آن را در راه خدا نمی‌دهند، ایشان را عذابی دردناک خبر ده. روزی که آن [گنجینه]ها را در آتش دوزخ بگدازند و پیشانی و پهلو و پشت آنان را با آن‌ها داغ کنند [و گویند] این است آن چه برای خود اندوختید، پس [کیفر] آن چه را می‌اندوختید، بچشید.
    ب) انفاق مستحب:
    این نوع انفاق بعد از ادای انفاق واجب مطرح می‌گردد و منفق به دلخواه خود و بدون اجبار آن را پرداخت می‌کند که در این‌صورت ثواب انفاق واجب را کسب کرده است و یا این‌که آن‌را نمی‌پردازد که در این‌صورت گناهی بر او نیست. ولی اسلام بر انجام و ادای آن تأکید فراوان دارد و قرآن در این رابطه می‌فرماید:
    مَثَلُ الَّذِینَ ینفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ یضَاعِفُ لِمَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ[۷] یعنی: ................. .
    الَّذِینَ ینفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّیلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلانِیةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلا هُمْ یحْزَنُونَ[۸] یعنی: ..................
    پیامبر(ص) این رابطه می‌فرماید:
    «إتّقوا النّار و لو بشقِّ تَمرة فإن لم تجدوا فبَِکلمة طیبة» یعنی: «میان خود و آتش مانعی قرار دهید اگر چه با نصف خرمایی باشد، اگر نیافتید پس با کلمه‌ی نیکویی [میان خود و آتش مانع قرار دهید].»

    پاورقی‌ها و منابع
    [۱]- قرآن کریم، سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۴۳.
    [۲]- قرآن کریم، سوره‌ی توبة، آیه‌ی ۶۰.
    [۳]- حکمت زکات فطر در این روایت دو چیز بیان شده است: ۱. پاک شدن روزه‌داران از گناه سخنان لغو و بیهوده: روزه‌ی کامل آن است که انسان علاوه بر حفظ بطن و فرج خود، زبان و دیگر جوارح و اعضای خود را نیز حفظ کند. با توجه به ضعف بشری کمتر کسی از عهده‌ی حفظ تمام جوارح خود بر می‌آید، زکات فطر در آخر این ماه واجب گردیده است تا آثار گناهان این جوارح را پاک کرده و برخی از نواقصات روزه را جبران نماید. ۲. اطعام مساکین و کمک به مستمندان: روز عید، روز فرح و شادی عمومی است و باید همه‌ی افراد جامعه از این فرح و شادی برخوردار گردند، ولی چون مستمندان و بی‌نوایانی که قوت روز عید را در اختیار ندارند نمی‌توانند از این فرح و شادی برخوردار شوند، خداوند حکیم زکات فطر را در این روز واجب کرده است تا آنان هم بتوانند با تهیه‌ی قوت این روز مبارک در این فرح و شادی شرکت کنند. « دکتر یوسف قرضاوی، فقه الزکاة، ج ۲، ص ۹۲۲ – ۹۲۱.»
    [۴]- شرح مسلم: ۱/۲۰۵.
    -[۵]-فتح الباری:۳/۲۶۲.
    [۶]- قرآن کریم، سوره‌ی توبه، آیه‌ی ۳۴ تا ۳۵.
    [۷] - قرآن کریم، سوره‌ی بقره‌، آیه‌ی ۲۶۱.
    [۸] - قرآن کریم، سوره‌ی بقره‌، آیه‌ی ۲۷۴.

    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود