صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن خود چگونه تفسير مي پذيرد؟

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    669
    مورد تشکر
    1,166 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام الله





    قرآن خود چگونه تفسير مي پذيرد؟





    کارشناس: استاد میقات


  2. تشکر


  3. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,919
    مورد تشکر
    9,328 پست
    حضور
    53 روز 11 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ویان نمایش پست
    سلام و عرض ادب

    1. آیا روایت یا حدیثی از پیامبر اکرم (ص) وجود دارد که در آن ویژگیهای مفسران بعد از ایشان نقل شده باشد؟

    2. آیا تفسیر قرآن به قرآن برای تمامی آیات امکان پذیر نیست؟ چرا؟

    3. تفسیرهایی که بر اساس احادیث و روایات انجام میگیرد بر اساس نظر کدامیک از راویان و محدثان است؟ آیا آن راوی یا محدث تمامی نقلهایشان معتبر است؟

    با تشکر

    با سلام و درود

    1. خیر، چنین حدیثی از ایشان نداریم، ولی احادیث و روایات تفسیری از ایشان داریم که می توان شیوه تفسیر نمودن آیات را از آن آموخت.

    2. به دو نکته بایستی توجه داشت، یکی این که قرآن، کلیات هر چیزی را که با هدایت انسان در ارتباط است بیان می کند لذا گاهی بیان قرآن از حد کلیات، تجاوز نمی کند، مانند حکم نماز که در قرآن آمده ولی در باره تعداد رکعات و ... در ظاهر قرآن تصریحی نیامده است، لذا نیاز است که به بیان پیامبر صلی الله علیه وآله و اهلبیت علیهم السلام مراجعه کنیم.

    نکته دوم این که قرآن نور است ولی نور بودن قرآن به معنای آن است که قرآن در ذات خود روشن و روشنگراست؛ ولی مخاطبان قرآن درجات علمی متفاوتی دارند و برای فهم قرآن نیازمند مراجعه به لغت و ادبیات عرب و احادیث و ... هستند.

    البته باید توجه داشت که این به معنای نیازمندی قرآن به غیر نیست، بلکه به معنای نیازمندی مفسر و مخاطب قرآن، به تفسیر قرآن است.

    3. این گونه نیست که همه روایات یک راوی را بطور کلی قبول کرد و یا از یکی را بطور کلی رد کرد، بلکه موردی بایستی بررسی نمود.

    علم حدیث عالمان متبحّر و نظامی قانونمند و منسجم دارد که یک حدیث برای این که به درجه ای از اعتبار برسد بایستی از جهات مختلفی مورد بررسی کارشناسانه قرار بگیرد.

    اتصال رجال و ناقلان حدیث به معصوم، دلالت و محتوای حدیث، اطمینان به صدور روایت از معصوم، جهت صدور روایت، و ... معیارهایی است که یک روایت پس از گذشتن از آن ها می تواند قابل اعتماد و یا غیر قابل اعتماد دانسته شود.

    روی سخن ما در تکیه بر روایات، روایاتی است که از این مراحل گذشته و در نزد عالمان حدیث، معتبر و ارزشمند هستند. لذا وجود روایات ضعیف و جعلی، خدشه ای به این بیان وارد نمی کند زیرا آن ها از دایره صحبت ما خارج هستند.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  4. تشکر


  5. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,919
    مورد تشکر
    9,328 پست
    حضور
    53 روز 11 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط golfar نمایش پست
    به نام خدا
    از آیه ی - اگر قران از طرف خدا بود در آن اختلاف زیادی دیده می شد - چند نتیجه بدست میاد اول پیامبر ماهیتا بشر است و علم او در قبل از بعثت در مورد قران صفر بوده است
    دوم پیامبر قادر نیست کلامی چون قران بیاورد چون علم پیامبر کمتر از خدا است سوم پیامبر مجهولات زیادی دارد
    و مهمترین نکته این است که ماهیت قران بدون اختلاف است و این فرق می کند با اختلافاتی که بین مردم وجود دارد
    وجود اختلاف بین مردم ناشی از جهل است و ارتباطی به قران ندارد
    حال سوالی که مطرح است این است که آیا بعد از نزول یک آیه پیامبر تفسیر آن را می دانست مسلم است که نه چون تبیین قرآن با خداست و اگر خدا از مفهوم آیه پیامبر را مطلع نکند پیامبر قادر نخواهد بود مفهوم آن آیه را بیان کند
    سوال بعد این است که آیا پیامبر در فهم قران عجله می کرد جواب بله پیامبر در فهم قرآن عجله می کرد و خدا نهی کرد
    اینحا به تفاوت قرائت با تفسیر و تبیین پی می بریم قرائت همان الفاظ آیه است که پیامبر دریافت می کند اما تبیین یا تفسیر دو مرحله دارد مرحله اول قبل از نزول وحی است و مرحله دوم با نزول وحی است
    مرحله اول پیامبر سعی دارد قبل از وحی مفهوم آیه را بفهمد و خدا نهی می کند چون پیامبر در موردآیه علمی ندارد به ناچار نمی تواند واقع مطلب را بفهمد مرحله دوم وحی است
    وحی یعنی رسیدن مفهوم آیه به پیامبر این مرحله به این شکل است که پیامبر به قرائت آیات می پردازد و از فرامین قرائت پیروی می کند تا مفهوم آیه برایش آشکار شود
    بعضی ها فکر می کنند چون پیامبر به عنوان تبیین کننده قران به مردم معرفی شده است به این معنی است که پیامبر تفسیر کل قران را می داند در حالی که آیات قران چنین پنداری را تایید نمی کند این مرحله قبل از وحی تبیینی است مثلا اگر از پیامبر سوال شود که تعداد اصحاب کهف چند نفرند نمی داند
    خب حال سوال دیگری مطرح می شود که آیا خدا تفسیر کل قران را برای پیامبر وحی کرد
    از تاریخ بدست میاد که پیامبر تفسیری از آیات نداشته است بلکه گفتار پیامبر دعوت به کارهای خوب و نهی از کارهای بد بوده است. تعالیم اخلاقی که از قرائت قران می فهمید
    حال سوال این است که آیا تفسیر چیست تفسیر به معنی شرح مطلبی است که به صورت خلاصه بیان شده است
    کاری که پیامبر انجام نداد چون تفسیر نیاز به علم دارد و تنها خدا می داند که چیست
    خدا با علم خود قران را نازل کرد علمی که در پیامبر نبود و الا اگر پیامبر چنین علمی داشت می گفتند پیامبر قران را سروده است
    این یک حقیقت است که پیامبر در سرودن قران ناتوان بود و علت ناتوانیش نداشتن علم قران بوده است
    چرا پیامبر قران را تفسیر نکرد چون خواست خدا این بود
    باز سوال این است که تفاوت تفسیر با تاویل چیست جواب آیاتی که نیاز به تفسیر دارد ظاهر آیه تغییر نکرده است و کلمات همان معنا را دارد
    اما تاویل ظاهر آیه تغییر کرده است مانند خواب یوسف و فرعون که مفاهیمی در قالب تغییر یافته به آنها در خواب داده شد در حالی که خواب ابراهیم مفاهیم همانطور که در بیداری بود داده شد ابراهیم در خواب دید که اسماعیل را ذبح می کند این نیاز به تاویل ندارد اما خواب یوسف دارای تاویل است و خواب فرعون و ساقی و نانوای فرعون مصر
    در این خوابها اسامی تغییر یافتند مثلا خواب یازده ستاره به معنی یازده برادر تاویل می شود
    همانطور که می دانیم قران سوره یوسف را پاسخ سوالات می داند که یکی از پاسخ ها پاسخ مفهوم تاویل است
    آیه 7 سوره آل عمران می گوید آیاتی متشابه است که تاویلش را خدا می داند
    بر اساس این آیه و آیه دیگری از قران آیاتی در قران است که نیاز به تاویل دارد و این به این معناست کلماتی از قران به صورت تغییر یافته نازل شده اند و یا به صورت حروف مقطعه در آمده اند حال سوال این می شود چه هدفی از به کار بردن این فن در قران بوده است اگر قرار باشد به پیامبر وحی شود که این آیات یعنی چه چه نیازی به این است که اصولا آیات متشابه و حروف مقطعه نوشته شود بهتر بود که به صورت متشابه نباشد همه آیات محکم باشد و فقط نیاز به تفسیر داشته باشد
    مهمترین بحث همین است که چرا آیاتی از قران متشابه است و نیاز به تاویل دارد
    هدفی در کار بوده است اولین هدف غیب شدن قران از دید اشخاص است غیب به این معنی است که هیچ شخصی از مفهوم واقعی چنین آیاتی خبر دارد نشود
    سوال این است تا کی جوابش مشخص نیست چون قران دارای سرانجامی با مردم جهان است بر خلاف پیامبران قبلی که محدود به محل محدودی می شوند قران بر همه جهانیان نازل شد
    و همه مردم جهان نه فقط عربستان اگر قران به آنها برسد مشمول بشارت ها و انذارها می شوند قوم و امت نیز به محموعه کل انسانها تا زمانی معین و اجل معین می شود قران دارای اجلی معین برای کل بشر است برخلاف گذشته که در زمان پیامبرشان اجل فرا می رسید در مورد قران اجل بعدا میرسد
    در زمان موسی فرعون غرق شد از زمان عیسی برنامه خدا تغییر کرد و عذابی چون نابودی فرعون یا قوم لوط نازل نشد
    اما قران وعده عذاب داده است که اجرایی نشد علت چیست علت آن است که وعده عذاب در قران دارای تاریخ است و تاریخش هنوز نیامده است
    نکته مهم دیگر
    قران هیچ وابستگی ای به پیامبر ندارد زیرا قران کتابی است که بر مردم نازل شده است و به مردم وحی می شود
    نزول قران بر مردم از زمان آغاز نزول تا به امروز ادامه دارد و مردم نیز شامل همه مردم جهان می شود و اکنون همه مردم جهان مشمول دعوت و انذارها بشارت های قران هستند و برای جهان اجلی در نظر گرفته شده است و اجل نیز همانطور که می دانید منظور زمانی مشخص است که علمش در دست خدا است
    دید محدود در مورد قران به علت عدم توجه به آیات متشابه است آیاتی که تاویلش مربوط به قرن ها بعد است مسلم است که خدا تفسیر و تاویل را در اختیار پیامبر قرار نداد چون تاویل وقوع رویداد است نه بیان تئوری وار یک مطلب
    چنان که وقتی یازده برادر و یعقوب و دیگری بر یوسف سجده کردند یوسف گفت این رویداد تاویل خواب من است یا 7 سال باران و 7 سال خشک سالی تاویل خواب فرعون است
    بنا براین تاویل اتفاقات است نه بیانات کلامی
    حال سوال این است که اگر خدا تفسیر و تاویل قران را به پیامبر نداد چون هنوز رویدادهای مربوطه اتفاق نیفتاده و منطقا قابل بیان نبود ایا مفسران می توانند قران را تفسیر کنند
    جواب نه چون خدا می گوید پیامبر در بیان قران عجله نکن یعنی بدون وحی قران را تفسیر و تاویل نکنید و ممنوع است
    حال چه حکمی بر تفسیر و تاویل کنندگان صادر می شود چون تفسیرشان بدون وحی نادرست است جوابش معلوم است علمی به قران ندارند و بافته هایشان در مورد مفهوم قران خلاف واقع و باطل است
    چگونه می شود پیامبر هم مبین باشد و هم چون تاویل قران اتفاق نیفتاده است نتواند مبین باشد آیا این تناقض نیست
    از یک طرف عقلا تاویل رویداد است و از طرف دیگر تفسیری از پیامبر وجود ندارد چگونه این تناقض قابل حل است
    جواب این همان جایی است که فقط باید سکوت کرد و از متشابهات قران است سکوت عمل راسخون در علم است و تاویل عمل فی قلوبهم زیغ
    اگر تاویلش اتفاق افتاد باید پیروی کرد .

    با سلام و درود

    چند نکته عرض می شود:

    1. برای این که بتوانیم گفتگویی با محوریت موضوع تاپیک داشته باشیم بایستی از طرح مطالب خارج از موضوع اجتناب کنیم.

    بحث نزول قرآن، معجزه بودن قرآن، محکم و متشابه، خاتمیت و جامعیت قرآن، و ...، علاوه بر این که هر کدام در مباحث علوم قرآن دارای ابواب مفصلی هستند و نمی توان با چند جمله از آن ها گذشت، خارج از موضوع تاپیک می باشند.

    2. از طرفی، صرف بیان نظر شخصی بدون این که مستند به دلیل (اعم از علمی، قرآنی، روایی و ...) باشد، اعتبار ندارد و پذیرفته نیست.

    3. قرآن کلام الهی است و حتی پیامبر صلی الله علیه وآله، هم نمی تواند مانند آن را بیاورد؛ ولی این ـ برخلاف تصور شما ـ دلیل بر تحقیر پیامبر نیست، بلکه دلیل بر عظمت قرآن و کلام الهی است.

    4. صریح قرآن است که پیامبر صلی الله علیه وآله، وظیفه تبیین قرآن را داشته اند:

    «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»؛ و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند! (نحل، 44)

    کاملا روشن است که وقتی چنین وظیفه ای بر عهده ایشان نهاده شده، علم آن نیز به ایشان عطا شده است.

    5. علم تفسیر و تبیین قرآن از طرف خداوند و از طریق وحی به پیامبر صلی الله علیه وآله تعلیم شده است.

    این که این علم از خود پیامبر نبوده و خدا به ایشان داده که دلیل نمی شود بگوییم ایشان عالم نیست. این بدیهی و روشن است.

    6. با رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، نزول وحی و نزول قرآن نیز خاتمه پیدا کرده، لذا این حرف که هنوز نزول ادامه دارد و ...، حرف باطل و بی اساسی است.

    هم چنین این حرف که پیامبر هیچ ارتباطی با قرآن ندارد و قرآن بر همه مردم نازل شده است، نیز باطل و بی اساس است. چگونه می توان معجزه پیامبر را از خود پیامبر جدا دانست و گفت هیچ ارتباطی با هم ندارند؟!

    قرآن از طریق و کانال پیامبر صلی الله علیه وآله بر مردم ابلاغ شده است. توجه کنید بین ابلاغ و نزول فرق است. قرآن توسط فرشته وحی بر پیامبر نازل شده و توسط پیامبر، به مردم ابلاغ شده است.

    البته این که همه مردم تا قیامت مشمول خطاب های قرآن هستند و این قرآن به عنوان کتاب الهی، راهنمای مردم در همه زمان ها و همه دوران ها است، کاملا صحیح است؛ ولی این مطلب دیگری است که با بیان شما سازگاری ندارد.

    7. بیانات تفسیری و تبیینی از برخی آیات قرآن توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله داریم.

    8. منطقی و معقول نیست که خداوند قرآنی که قرار است تا قیامت و در همه دوران ها به عنوان راهنمای انسان ها باشد را بدون مفسّر و مبیّن رها کرده باشد؛ قرآنی که از سنخ و جنس کلام خالق است و ویژگی های خاص خود را دارد.

    9. اگر برخلاف دستور خداوند و ابلاغ پیامبر، امامت اهلبیت علیهم السلام را در ادامه رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله ندانیم، به بیراهه رفته ایم و برای بعثت پیامبر و نزول قرآن و ...، توجیه معقول و منطقی نداریم و همین می شود که بگوییم بیشتر قرآن تعطیل است.

    باتفاق شیعه و سنی، پیامبر صلی الله علیه وآله مفسّر قرآن بوده اند و با توجه به حدیث ثقلین که به صورت متواتر هم نقل شده، شیعه و سنی اتفاق دارند بر این که اهلبیت علیهم السلام، بیش از هر کس به قرآن و کلام وحی آشنا بوده و مفسّر قرآن هستند.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  6. تشکر


  7. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,919
    مورد تشکر
    9,328 پست
    حضور
    53 روز 11 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط golfar نمایش پست



    سلام
    فعلا در مورد پیامبر من مطلبم را ارئه دادم و از طریق قرآن اثبات کردم که پیامبر در آوردن مثل قرآن ناتوان بوده است و در این مورد حداقل خدا یکتا و بی مثال است
    و ثابت کردم که اگر خدا به پیامبر وحی نکند ایشان از تفسیر قرآن ناتوان است
    لاجرم بعد از پیامبر نیز همین رویه وجود دارد یعنی ناتوانی کل بشر از تفسیر قرآن
    مطلبی که شما نوشتید پرش از زمین به آسمان است و هیچ دلیل قرآنی حداقل برای تایید وجود ندارد
    اتفاقا آنچه من نوشتم چون قرآنی است درست است و مطلب شما قابل اثبات نیست چون غیر قرآنی است
    ممکن است افرادی در طول تاریخ اسلام تفاسیری داده باشند اما این تفاسیر نیازمند وحی است ممکن است بگویی به پیامبر و امامان وحی می شده است در مورد وحی به پیامبر نوشتم که وحی لازمه اش ابلاغ است و علت این که وحی تبیینی به پیامبر نشده است چون تفسیری از پیامبر وجود ندارد
    به دو دلیل خدا به پیامبر وحی نکرد اول چون به سرنوشت سخنان عیسی دچار می شد سخنان عیسی را تحریف کردند و در مورد پیامبر اسلام نیز به علت وجود اختلاف و موجود شدن گروهها و فرق این تحریف اجتناب ناپذیر است و سخنان پیامبر دچار و تحریف و ابداع شده است
    یعنی دو آفت از طرف فرق بر سر سخنان پیامبر آمده است و سخنان ایشان را از مکدر کرده است اول حدیث سازی دوم حدیث خراب کنی
    این افترا به خداست که خلاف حرف خود اقدام کند او گفته ما قران را بر تو نازل کردیم تا آن چه بر مردم نازل شده است را تبیین کنی و تو را رسول جهانیان قرار دادیم تا دین اسلام را بر همه ادیان پیروز گردانیم و این سخن خدا اتفاق نیفتاد نه تبیین قران را بر پیامبر وحی کرد نه دین اسلام را بر ادیان پیروز کرد
    این سخن که خداوند امامان را بر انگیخت تا قران را تبیین کنند نیز درست نیست به همان دلایل بالا
    و از طرفی خدا نگفته او کسی است که امامان را فرستاد با هدایت و دین حق تا تا پیروز گرداند دین حق را با امامان ودین حق همراهشان گر چه مشرکان کراهت داشته باشند
    بلکه گفته است او کسی است که رسولش را فرستاد با هدایت و دین حق تا او دینش را بر جهانیان پیروز گرداند
    در این مورد هم نوشتم که سخن گفتن بدون ارائه سند تخم پاشیدن در زمین مرده و سختی است که هیچ ثمری ندارد
    سخن باید با ارائه دلیل و مستندات باشد و سخنگو قادر باشد از سخن خود با دلایل محکم تاریخی و عقلی و با استفاده از قران ثابت کند
    مثلا کسی که می گوید پیامبر قران را تبیین کرد باید تبیین را بیاورد و نشان دهد این تبیین قران است و بنگر بر جهان و ببین چگونه خدا توسط رسولش و دین حق و هدایتش همه دین های عالم را از بین برد و دین حق را حاکم کرد
    نمی شه همینطور هوایی دهان باز کرد و سخنی اثبات نشده را بیان نمود
    بقول معروف باید 100 بار گز کرد و بعد پاره کرد
    متاسفانه حکایت دین ها همه دین ها و اسلام هم به جز قران شده سخن بی دلیل
    سخن باید علمی باشد عقلی باشد بتواند با تاریخ قابل اثبات شود و دارای دلیل منطق و سند باشد
    بخصوص پیشرفت علم نتواند آن را محکوم کند
    در 1000 سال قبل کسی نمیدانست برق وجود دارد حالا برق وجود دارد این علم است قابل انکار نیست پیشرفت های علمی خیال نیست واقعیت است پس علم جدید نباید با سخن دین داران منافاتی داشته باشد اگر منافات داشت سخن دین دار باطل است نه علم
    اگر بگویی علم تغییر می کند باز هم اشتباه می کنی علمی که در حال استفاده است چرا باید خیال باشد اینترنت تلویزیون و اتومبیل خیال نیست واقعیتی است که علم است
    در جنگ ها ی قدیم از شمشیر استفاده می کرده اند اما امروز تفنگ و موشک و اینها علم است و غیر قابل انکار
    بنا بر این در احادیث امامان و پیامبران اگر چنین احادیثی وجود دارد معلوم می شود خدا قرآن را به پیامبر و به گمان شما به امامان وحی تبیینی کرده است
    وقتی احادیث سخنانی است شبیه سعدی و یا سایر سخنوران و ادبیات بیش نیست چرا نامش را وحی می گذاریم
    سخنی را ما می توانیم حدیث و وحی بدانیم که فوق العاده باشد و الا پند های اخلاقی و سخنان نغز و زیبا چه در قالب شعر و چه در قالب نثر بسیار گفته شده است
    ........................

    چند نکته:

    1. این که تا خداوند علم ندهد پیامبر نمی داند، واضح است و نیاز به اثبات ندارد. از طرفی این دلیل بر این نمی شود که خداوند هم این علم را نداده است، خداوند چنین علمی را به پیامبرش عطا فرموده است، همان طور که وظیفه تبیین قرآن را بر عهده پیامبرش قرار داده است.

    2. ابلاغ که فقط ابلاغ مستقیم نیست. اگر امامت را دنباله رسالت ندانیم، به این بن بست ها می رسیم؛ در حالی که خداوند برای ترویج و بقای دین اسلام، امامت اهلبیت علیهم السلام را در ادامه رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله، قرار داده و علم پیامبر نیز به ائمه معصومین منتقل شده تا علاوه بر ترویج و تبلیغ دین الهی، آن را از انحراف حفظ نماید.

    3. همه این تصورات ناصحیح به خاطر آن است که پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، همه چیز را تمام شده می دانید و تصور می کنید خداوند دین خاتم را که قرار است آخرین دین و راهنمای همه انسان ها در همه دوران هاباشد و تا قیامت هم باقی و مصون از انحراف باشد را بدون هیچ دلیل و راهنمایی رها کرده است. نسبت دادن چنین تصور غیر عاقلانه ای به خداوند حکیم و علیم، صحیح نیست.

    4. همان طور که بیان شد، خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله، و جانشینان ایشان از پیامبر جدا نیستند و خداوند دینش را به وسیله پیامبر و سپس اهلبیت معصومین، ترویج نموده و حفظ می کند. لذا اعتلای دین اسلام بر همه ادیان، در آخرالزمان و توسط حضرت مهدی علیه السلام، همان وعده الهی است. «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» (توبه، 33)

    5. اگر دقت کنید، قرار دادن امامت به دنبال رسالت، هم معقول و منطقی است، و هم قرائن و شواهد تاریخی بسیار دارد که هر حقیقت جوی منصف را قانع می کند.

    6. بین کلام الهی قرآن و بین سخنان گهربار پیامبر صلی الله علیه وآله و نیز روایات ائمه معصومین علیهم السلام، تفاوت وجود دارد و پیامبر خدا هم نمی تواند مانند قرآن را بیاورد؛ ولی این دلیل بر بی اعتباری کلام پیامبر و اهلبیت نیست زیرا هر کدام در جای خود از اعتبار و ارزش برخوردار است.

    7. این غیر معقول و غیر منطقی است که بگوییم چون قرآن کلام وحی است پس بیانات پیامبر و ائمه معصومین اعتبار ندارد. قرار نیست این ها در عرض یکدیگر باشند تا یکی را انتخاب و دیگری را باطل بدانیم.

    8. این ها در طول یکدیگرند. قرآن کلام الهی و وحی است که بر پیامبر نازل می شد، و از طرفی پیامبر صلی الله علیه وآله، از طرف خود چیزی نمی گوید و هر چه می گوید از طرف خداوند است: «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏» (نجم، 3 و 4)

    ائمه معصومین نیز که به اذن الهی و توسط پیامبر، منصوب شده اند با اراده و اذن الهی عالم به قرآن و کلام وحی هستند و علم تفسیر و تبیین آن به ایشان عطا شده است.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۲/۰۶/۰۸ در ساعت ۱۸:۰۰

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  8. تشکر


  9. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,517
    مورد تشکر
    7,642 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    8. اولين كتاب تفسير قرآن تأليف چه‌كسي بود؟ 8. اولين كتاب تفسير قرآن تأليف «سعيد بن جبير» است.

    http://www.andisheqom.com/Files/qura...l=4&subid=4083

    البته همه می دانیم قبل از «سعيد بن جبير» که شاگرد امام معصوم ع بود حضرت امیرالمومنین علی ابن ابی طالب ع قرآن کریم را با تفسیرش عرضه نمود

    که از طرف خلیفه وقت پذیرفته نشد و اگرچه ما قرآن کامل و مورد قبول معصومین ع را داریم

    اما بخاطر قدر ناشناسی از قرآن نوشته امام علی ع که همراه تفسیر و توضیح بود باید یا در لابلای احادیث معتبر تفسیر آیات قرآن را بیابیم یا

    مثل علامه طباطبایی به تفسیر آیات قرآن براساس آیات دیگر رو آوریم که جایی خواندم خود علامه طباطبایی فرموده بود باید هر چهارسال یکبار

    یک تفسیر از نو نوشته شود ..............





    ویرایش توسط yanoor : ۱۳۹۲/۰۶/۰۸ در ساعت ۱۹:۱۲
    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html


  10. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,919
    مورد تشکر
    9,328 پست
    حضور
    53 روز 11 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    قرآن و تفسیر



    پرسش:
    آیا روایت یا حدیثی از پیامبر اکرم (ص) وجود دارد که در آن ویژگی های مفسران بعد از ایشان نقل شده باشد؟
    آیا تفسیر قرآن به قرآن برای تمامی آیات امکان پذیر است تا دیگر نیازی به مفسّر نداشته باشیم؟
    آیا تمامی راویان و محدثانی که روایات تفسیری را نقل می کنند، نقل هایشان معتبر است؟


    پاسخ:
    در ابتدا باید گفت: خیر، از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) حدیثی نداریم که در آن ویژگی های مفسران بیان شده باشد؛ البته از آن حضرت، احادیث و روایات تفسیری داریم که می توان شیوه تفسیر نمودن آیات را از آن ها آموخت.
    در باره تفسیر قرآن به قرآن، و بی نیازی به مفسر، باید توجه داشت که قرآن کلیات هر چیزی را که با هدایت انسان در ارتباط است بیان می کند، لذا گاهی بیان قرآن از حد کلیات، تجاوز نمی کند، مانند حکم نماز که در قرآن آمده ولی در باره تعداد رکعات و ... در ظاهر قرآن تصریحی نیامده است، لذا نیاز است که به بیان پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اهلبیت (علیهم السلام) مراجعه کنیم.
    نکته دیگر این که قرآن نور است؛ البته نور بودن قرآن به معنای آن است که قرآن در ذات خود روشن و روشنگراست؛ ولی مخاطبان قرآن درجات علمی متفاوتی دارند و لذا برای فهم قرآن نیازمند مراجعه به لغت و ادبیات عرب و احادیث و ... هستند.
    البته باید توجه داشت که این به معنای نیازمندی قرآن به غیر نیست، بلکه به معنای نیازمندی مفسر و مخاطب قرآن، به تفسیر قرآن است.

    در مورد راویان و روایات تفسیری نیز باید گفت نمی توان همه روایات یک راوی را بطور کلی قبول و یا روایات یکی را بطور کلی رد کرد، بلکه موردی بایستی بررسی نمود.
    علم حدیث عالمان متبحّر و نظامی قانونمند و منسجم دارد که یک حدیث برای این که به درجه ای از اعتبار برسد بایستی از جهات مختلفی مورد بررسی کارشناسانه قرار بگیرد.
    اتصال رجال و ناقلان حدیث به معصوم، دلالت و محتوای حدیث، اطمینان به صدور روایت از معصوم، جهت صدور روایت، و ... معیارهایی است که یک روایت پس از گذشتن از آن ها می تواند قابل اعتماد دانسته شود.
    فراموش نشود روی سخن ما در تکیه بر روایات، روایاتی است که از این مراحل گذشته و در نزد عالمان حدیث، معتبر و ارزشمند هستند. لذا وجود روایات ضعیف و جعلی، خدشه ای به این بیان وارد نمی کند زیرا آن ها از دایره صحبت ما خارج هستند.

    ممکن است کسی مدعی شود که پیامبر قرآن را تفسیر نکرده زیرا علم آن را خداوند به پیامبر نداده است، پس بعد از پیامبر هم به طریق اولی کسی نمی تواند قرآن را تفسیر کند. در مقابل این ادعا باید گفت: خیر چنین نیست زیرا صریح قرآن است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) وظیفه تبیین قرآن را بر عهده داشته اند: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»؛ و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند!(1)
    کاملا روشن است که علم تفسیر و تبیین قرآن از طرف خداوند و از طریق وحی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) تعلیم شده است و بیانات تفسیری و تبیینی از برخی آیات قرآن توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) داریم.
    قابل توجه این که منطقی و معقول نیست که خداوند قرآنی که قرار است تا قیامت و در همه دوران ها به عنوان راهنمای انسان ها باشد را بدون مفسّر و مبیّن رها کرده باشد؛ قرآنی که از سنخ و جنس کلام خالق است و ویژگی های خاص خود را دارد.
    نکته: اگر برخلاف دستور خداوند و ابلاغ پیامبر، امامت اهلبیت (علیهم السلام) را در ادامه رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله) ندانیم، به بیراهه رفته ایم و برای بعثت پیامبر و نزول قرآن و ...، توجیه معقول و منطقی نداریم.
    باتفاق شیعه و سنی، پیامبر (صلی الله علیه وآله) مفسّر قرآن بوده اند و با توجه به حدیث ثقلین که به صورت متواتر هم نقل شده، شیعه و سنی اتفاق دارند بر این که اهلبیت (علیهم السلام) بیش از هر کس به قرآن و کلام وحی آشنا بوده و مفسّر قرآن هستند.

    ممکن است کسی بگوید به دلیل امکان اختلاف و جعل حدیث و دچار نشدن به سرنوشت پیامبران قبلی، خداوند به پیامبر، علم تفسیر قرآن را نداده است، بعد از پیامبر نیز همین رویه وجود دارد یعنی ناتوانی کل بشر از تفسیر قرآن.
    در مقابل چنین سخنی باید گفت خداوند علم تفسیذ و تبیین قرآن را به پیامبرش عطا فرموده است، همان طور که وظیفه تبیین قرآن را بر عهده پیامبرش قرار داده است.
    لازم به ذکر است اگر امامت را دنباله رسالت ندانیم، به این بن بست ها می رسیم؛ در حالی که خداوند برای ترویج و بقای دین اسلام، امامت اهلبیت (علیهم السلام) را در ادامه رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله) قرار داده و علم پیامبر نیز به ائمه معصومین منتقل شده تا علاوه بر ترویج و تبلیغ دین الهی، آن را از انحراف حفظ نماید.
    لذا همه این تصورات ناصحیح به خاطر آن است که پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) همه چیز را تمام شده می دانید و تصور می کنید خداوند دین خاتم ـ که قرار است آخرین دین و راهنمای همه انسان ها در همه دوران هاباشد و تا قیامت هم باقی و مصون از انحراف باشد ـ را بدون هیچ دلیل و راهنمایی رها کرده است. نسبت دادن چنین تصور غیر عاقلانه ای به خداوند حکیم و علیم، صحیح نیست.
    اگر دقت کنید، قرار دادن امامت به دنبال رسالت، هم معقول و منطقی است، و هم قرائن و شواهد تاریخی بسیار دارد که هر حقیقت جوی منصف را قانع می کند.
    خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله، و جانشینان ایشان از پیامبر جدا نیستند و خداوند دینش را به وسیله پیامبر و سپس اهلبیت معصومین، ترویج نموده و حفظ می کند. لذا اعتلای دین اسلام بر همه ادیان، در آخرالزمان و توسط حضرت مهدی (علیه السلام) همان وعده الهی است. «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»(2)

    قابل توجه این که بین کلام الهی قرآن و بین سخنان گهربار پیامبر (صلی الله علیه وآله) و نیز روایات ائمه معصومین (علیهم السلام) تفاوت وجود دارد و پیامبر خدا هم نمی تواند مانند قرآن را بیاورد؛ ولی این دلیل بر بی اعتباری کلام پیامبر و اهلبیت نیست زیرا هر کدام در جای خود از اعتبار و ارزش برخوردار است.
    این غیر معقول و غیر منطقی است که بگوییم چون قرآن کلام وحی است پس بیانات پیامبر و ائمه معصومین اعتبار ندارد. قرار نیست این ها در عرض یکدیگر باشند تا یکی را انتخاب و دیگری را باطل بدانیم.
    این ها در طول یکدیگرند. قرآن کلام الهی و وحی است که بر پیامبر نازل می شد، و از طرفی پیامبر (صلی الله علیه وآله) از طرف خود چیزی نمی گوید و هر چه می گوید از طرف خداوند است: «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏»(3)
    ائمه معصومین نیز که به اذن الهی و توسط پیامبر، منصوب شده اند، با اراده و اذن الهی عالم به قرآن و کلام وحی هستند و علم تفسیر و تبیین آن، به ایشان عطا شده است.


    ______
    (1) نحل/ 44.
    (2) توبه/ 33.
    (3) نجم/ 3 و 4.



    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۴/۰۸/۰۶ در ساعت ۲۲:۳۳

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود