صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دين اسلام ، دين تروريستي نيست.

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دين اسلام ، دين تروريستي نيست.




    به چه دليل دين اسلام ، تروريستي نيست، بلكه دين عطوفت و رحمت است؟
    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند متعال در آيه 107 سوره مباركه انبيا ء خطاب به پيامبر(ص) مي فرمايد:

    «و ما ارسلناک اِلا رحمة للعالمين »

    و ما تو را جز مايه رحمت براي جهانيان نفرستاديم.
    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط hmehr نمایش پست
    به چه دليل دين اسلام ، تروريستي نيست، بلكه دين عطوفت و رحمت است؟
    چون دین چیزی جز محبت نیست

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    378
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چون دین چیزی جز محبت نیست
    سکرت جان گفتن این مسائل دشمنان را راضی نمیکند.

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط منصور دهمرده نمایش پست
    سکرت جان گفتن این مسائل دشمنان را راضی نمیکند.
    به نام خدا
    سلام
    مهم رضایت خداست نه دشمنان
    حقیقت ر ونمیتوان با دشمنی پوشاند

    اگه کسی دلیلی داره لطفا بیان کنه

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط hmehr نمایش پست
    به چه دليل دين اسلام ، تروريستي نيست، بلكه دين عطوفت و رحمت است؟
    شما بگو به چه دليل اسلام دين تروريستيه و دين عطوفت و رحمت نيست؟

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    378
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اسلام، دین شمشیر نیست(۱)
    دشمنان اسلام، سعی دارند بگویند اسلام دین شمشیر(!) است. آنها مسیحیت را دین صلح و دوستی(!) مینامند. البته این نامگذاری، یک نامگذاری جدید است و تا چندی پیش کسی اینگونه از اسلام یاد نمیکرد.

    هر کس با این دو دین و عملکرد پیروان آنها آشنا باشد، میتواند درک کند که کدام دین، دین صلح است و کدام دین، دین شمشیر.

    اسلام و جهاد

    پیش از اینکه بخواهم در مورد میزان صلح جوئی و جنگ طلبی دین مقدسمان شرحی بدهم باید بگویم که تا یک قرن پیش هیچ جای دنیا نمیشد فرمانروایانی را دید که دم از صلح بزنند و مگر اینکه آن فرمانروا در برابر همسایگان احساس ضعف میکرد و بدین سبب از در صلح وارد میشد. برای مثال سلجوقیان روم، وقتی با تهاجم مرگبار مغول روبرو شدند تصمیم به برقراری رابطۀ دوستانه با مغولها گرفتند. البته گاهی این صلحجوئی برای ایجاد یک متحد بود: مسیحیان در پی تهاجم مغول سعی کردند انها را با خود بر علیه مسلمین متحد کنند تا بدین سان از شر دین آسمانی اسلام هم خلاص شوند؛ البته همکاری با مغول نتوانست کمکی بدانها بکند. پس کاملا واضح است که تا یک قرن پیش دولتها سعی در ایجاد صلح نداشتند و همواره به جنگ و استعمار میندیشنیدند و امروز هم پرواضح است که سیاست است که سیاستمداران را وامیدارد که دم از صلح بزنند. هر کس نگاهی به تاریخ سالهای اخیر بیندازد میبیند که تعداد جنگهای کشورهای ابرقدرت درست مثل قرون پیشین، نسبت به سایر کشورها بیشتر است.

    برای اینکه بدانیم نظر اسلام در مورد جنگ چیست باید به قرآن نگاه کنیم، زیرا معتبرترین کتاب مسلمین است و زندگی پیامبر اکرم(ص) را بررسی کنیم چراکه اسوۀ مسلمین است و نشانگر اینستکه اسلام در مورد مسائل مختلف چه نظری دارد. حال بیایید ببینیم نظر اسلام و قرآن در مورد جنگ چیست:

    وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ (بقره 190)

    و در راه خداوند با کسانی بجنگید که با شما میجنگند و تجاوز نکنید. بدرستیکه خداوند یگانه، متجاوزین را دوست نمیدارد.


    پس بنا بر نظر قرآن مسلمین مجاز به جنگی هستند که در آن مورد تهاجم قرار بگیرند.مصداق بارز آن هم زندگی معصومین است.
    پیامبر اعظم(ص) هرگز آغازگر جنگ نبود و در برخی از جنگها هم که سپاه اسلام اقدام به تهاجم میکرد در پاسخ به تجاوزکاری نیروهای دشمن یا پیمان شکنی و یا توطئۀ دشمن بوده است. مسلما" وقتی خیبریان توطئه میکنند و بعد در دژهایشان مخفی میشوند خود جنگ را آغاز کرده اند و اگر پیامبر به این عمل آنان پاسخ نمیداد جای تعجب بود و ممکن بود بگویند جان مسلمین برای پیامبر بی ارزش است.

    علی مرتضی(ع) نیز آغازگر جنگها نبود و در میدان جنگ هم صبر مینمود تا دشمن نبرد را آغاز کند.

    حسین بن علی(ع) نیز در شب عاشورا زمانی که شمر بن ذی الجوشن به خیمه گاه نزدیک شد و جسارت نمود و مسلم بن عوسجه از امام رخصت خواست که او را با تیر هلاک کند؛ امام با این دلیل که نمیخواهد آغازگر جنگ باشد وی را منع نمود.

    این افراد الگوهای ما هستند و عملکرد این افراد برای ما نشانگر نظر قطعی اسلام است. پس بنا به روش این بزرگان بدیهیست که اسلام آغازگران جنگ را سرزنش میکند و در حدیث هم داریم که خداوند شروع کنندگان جنگ را دوست ندارد. وقتی مسلمین واقعی هرگز آغازگر جنگ نیستند چگونه میتوان اسلام را دین شمشیر نامید؟

    از سوی دیگر هدف جهاد در قرآن کشورگشائی و زورگویی نیست بلکه به نص صریح قرآن برای یاری به مظلومانیست که زیر دست ظالمان و کفار هستند و از خداوند یاری میخواهند:

    وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ (نساء:۷۵)


    همچنین قرآن تا زمان جهاد نیز به کفار اجازۀ تغییر مسیر میدهد و میفرماید اگر کسی از مشرکین خواست از اسلام سؤالی بپرسد(آنهم در شرایط جنگی!) او را با امنیت کامل به اردوی خود راه دهید و پاسخش را بدهید و بعد (بدون اینکه از او بپرسید که آیا اسلام را پذیرفته یا نه)، او را با امنیت به اردوگاه خودش بازگردانید:

    وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْلَمُونَ (توبه:6)

    آیا همچین فرمانی برای نمایش انسان دوستی اسلام کافی نیست؟

    این که اسلام، در شرایطی که همه جای دنیا جنگ طلبی بیداد میکند، از مسلمین میخواهد که آغازگر جنگ نباشند خود نشانگر اینستکه عنوان «دین شمشیر» برای اسلام، یک ظلم و تهمتی نارواست.

    چرا محمد(ص) جنگ میکرد ولی عیسی(ع) جنگی نکرد؟

    یکی از سؤالات و شبهات در بحث جنگهای اسلام اینستکه چرا محمد(ص) اقدام به جهاد میکرد ولی عیسی(ع)، موسی(ع)، و زرتشت هیچ جنگی را آغاز ننموده اند؟

    در پاسخ به این شبهه، باید ابتدا این بحث را مطرح کنم که خداوند در هدایت بندگان خود پیامبرانی از نوع خودشان فرستاده است تا خودشان بدون دخالت خداوند هدایت شوند و خداوند میخواهد تا خود انسانها در راه حق گام بردارند. چنانچه میفرماید اگر خدا میخواست کاری میکرد که مردم خود به صورت ناخودآگاه او را اطاعت کنند:

    اِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ (شعراء:4)

    اما از آنجا که خداوند، انسان را مختار ، خلق کرده است؛ فقط راه هدایت را از طریق انبیاء نشان میدهد و خود در امور اختیاری بشر دخالت نمینماید و این از سنن الهیست. لذا دین خداوند باید با روشی پیش برود که بدون مددهای آسمانی راه خود را باز کند، زیرا اگر خداوند مدام به مؤمنین «مددهای آشکار» نازل میکرد، تمام مردم بدون تفکر و تحقیق راه حق را در میافتند و ایمان انسانها از آنجایی که به واسطۀ امری بدیهی بود ارزشی نمیداشت. (البته هر گاه که حجت بر مردم تمام میشد و پیروان دین حق نیاز به امداد الهی پیدا میکردند خداوند از آنجا که با تمام شدن حجت دیگر عذری باقی نمیماند مؤمن و کافر معلومند ممکن بود به وسیله امداد آسمانی مؤمنین را نجحات دهد یا کفار را نابود کند درست مثل داستان نوح علیه السلام)
    در نتیجه انبیاء در زمانی که تعداد پیروانشان کم بود و قدرتی نداشتند، در برابر زورگویی کفار سکوت میکردند و هرچقدر هم که کفار و یا معاندین بر آنها ظلم روا میداشتند اقدام به درگیری نمیکردند زیرا اگر با آنها درگیر میشدند، کفار آنها را که قدرتی نداشتند به قتل میرساندند. این روال در زندگی بسیاری از انبیاء دیده میشود:نوح(ع)، ابراهیم(ع)، یعقوب(ع)،...و عیسی(ع)؛ همچنین محمد(ص) نیز تا زمانی که در مکه بود و قوایی نداشت طبق همین قانون عمل مینمود و هر چند یارانش را شکنجه مینمودند و به قتل میرساندند، با کفار درگیر نمیشد و فقط با خریدن برخی بردگانی که زیر شکنجه بودند انها را نجات میداد. علت این روش هم آشکار است: قریش دنبال کوچکترین درگیری از سوی مسلمین بودند تا شمشیر بکشند و آنها را قتل عام کنند.

    همین پیامبران نیز اگر توانایی میافتند به جهاد میپرداختند چنانکه برای مثال موسی(ع) که در مصر در برابر زورگویی مصریها سکوت اقدام به ایجاد درگیری نمیکرد وقتی خداوند ائو و قومش را از آن ضعف نجات داد و از مصر بیرون آورد، یوشع(ع) را به جنگ عمالیقیها فرستاد(عهد عتیق- خروج-ص ۲۰) همچنین طبق نص تورات خداوند به یهودیان دستور میدهد که در سرزمین موعود در برابر قومی که بدانها حمله میکنند بجنگند(عهد عتیق- اعداد-ص۱۰) نیز جنگ با کنعانیها و ...

    از سوی دیگر در آموزه های عیسی(ع) هم آمادگی برای جهاد دیده میشود که به عللی پیش نیامده است:

    "گمان‌ مبريد كه‌ آمده‌ام‌ تا سلامتي‌ بر زمين‌ بگذارم‌. نيامده‌ام‌ تا سلامتي‌ بگذارم‌ بلكه‌ شمشير را."<متی۱۰: ۳۴>
    این یک امر هست که می گوید آماده شوید و شمشیر جور کنید هر طوری که شده:

    "پس‌ به‌ ايشان‌ گفت‌: «ليكن‌ الا´ن‌ هر كه‌كيسه‌ دارد، آن‌ را بردارد و همچنين‌ توشه‌دان‌ را و كسي‌ كه‌ شمشير ندارد جامه‌ خود را فروخته‌، آن‌ را بخرد. "<لوقا۲۲: ۳۶>
    " عيسي‌ جواب‌ داد كه‌ «پادشاهي‌ من‌ از اين‌ جهان‌ نيست‌. اگر پادشاهي‌ من‌ از اين‌ جهان‌ مي‌بود، خدّام‌ من‌ جنگ‌ مي‌كردند تا به‌ يهود تسليم‌ نشوم‌. ليكن‌ اكنون‌ پادشاهي‌ من‌ از اين‌ جهان‌ نيست‌.»"<یوحنا ۱۸: ۳۶>

    پس اگر این رو در نظر بگیریم یعنی در صورت امکان جنگ هم بله!

    از سوی دیگر هر گاه پیامبران خدا، به قدرت میرسیدند برای دفاع از حق و مبارزه با ظلم و جوری که در حق مردم و مؤمنین میشد، اقدام به جنگ میکردند و در برابر کفار به جهاد میپرداختند که باز هم بسیاری از انبیاء الهی چنین بودند: سموئیل(ع)، داوود(ع)، سلیمان(ع) و احتمالا" ذوالقرنین(ع). محمد(ص) نیز پس هجرت به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی، مانند انبیائی که نامشان در بالا آمد، در برابر زورگویی کفار، مقاومت نمود و در تهاجمات آنها که به قصد کشتار مسلمین و انهدام دین مقدس اسلام بود، جنگ نمود و با اینکار جان مسلمین را نجات داد. بدون شک تمام نبردهایی که پیامبر در آنها شرکت جست یا فرمان به اجرای آنها داد، یا برای دفاع از جان مسلمین بوده است یا در پاسخ به کشتار گروهی از مؤمنین صورت گرفته است یا اینکه برای انهدام گروهی که از پشت بر اسلام خنجر میزدند، صورت میگرفته و هرگز محمد(ص) برای کسب مال و منال و غنائم و ... جهاد ننمود و زندگی فقیرانۀ آن پیامبر بزرگوار مؤید این سخن است.

    در تاریخ آمده است که حدود ۶۰ تا ۷۰ اردوکشی جنگی در ۱۰ سال اول هجرت انجام شد كه پيامبر در ۲۷ تا از آنها شركت داشتند البته در آینده خواهیم دید که بسیاری از این موارد هم مشکوک هستند و ممکن است اصلا صورت نگرفته باشند. جالب اینکه اكثر اين لشكركشي‌های ذکر شده در تاریخ، به هيچ جنگ يا درگيري منتهي نشد.
    به نظر شما در اين ده سال كه قلمرو اسلام به اندازه‌ي كل اروپا وسعت يافت تاريخ گواهي مي‌دهد كه حداكثر شهيدان اسلام ۱۵۰نفر و از كفار ۲۰۰ نفر كشته شدند! ملاحظه ميکنید تعداد كشته شدگان دو طرف حداكثر ۳۵۰ نفر است. حال ببیندی فقط در یک جنگ عادی در دنیای آنروز چند تن کشته میشدند!


    پس اکنون پر واضح است که جنگهای پیامبر اعظم(ص)، عملی بر خلاف عملکرد سایر انبیاء نبوده است، بلکه با عقل سلیم هم کاملا" مطابقت دارد و اگر آنروز پیامبر برای دفاع از جان مسلمین دست به جهاد نمیزد، بدون شک امروز بر او خرده میگرفتند که برای جان مسلمین ارزشی قائل نبوده است.

    اگر منوی نظرات باز نشد، اینجا کلیک کنید
    ادامه دارد ...
    اسلام دین شمشیر نیست(دکتر نورعلی تابنده مجذوب علیشاهی)

    بيانيهآيت الله العظمى مكارم شيرازى در ردّ سخنان نادرست پاپ درباره اسلام
    منبع.http://antimajus.blogfa.com

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    378
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اسلام، دین شمشیر نیست(۲)
    عملکرد پیروان مذاهب

    وقتی به شکلی که در بخش قبلی بحث گفتم، برای اسلامستیزان استدلال میکنیم، عکس العمل آنها دوگونه است اول اینکه دست به تحریف و تفسیربرأی در تاریخ بزنند و جنگهای دفاعی پیامبر و علی(ع) و حسنین(ع) را تهاجمی جلوه دهند که این عمل آنها بیشتر از آنکه اسلام را ضایع کند، خودشان را ضایع میکند؛ چرا که هر کس تحقیق کند پی به دروغگویی و دروغپردازی این افراد میبرد.

    دومین واکنش اسلامستیزان به استدلال فوق اینستکه عملکرد مسلمانان را وسط بکشند و لشکرکشیهای سلاطین عرب و ترک که به نام نشر اسلام انجام میشد را بهانه کنند. از سویی هم وضعیت امروز مسلمین را بهانه میکنند و میزان قتل و تروری که در کشورهایی که اسم اسلامی را یدک میکشند، را به رخ میکشند. پاسخ این شبهه را نیز میدهیم.

    ۱. در مورد لشکرکشیهای سلاطین مسلمان، باید انرا با سلاطین سایر مذاهب مقایسه کنیم و ببینیم که آنها چه کرده اند.
    در مورد یهودیان که کاملا بدیهیست که به چه نتیجه ای میرسیم. این گروه که هنوز هم در قرن بیست و یکم دم از برتری نژاد خود میزنند و برای سایر نژادها هیچ ارزشی قائل نیستند هر گاه قدرت را در دست گرفتند درست مانند زنووا در یمن و یهودیان خیبر شروع ظلم و جور و جنایت نمودند. نمونه دیگر آنرا در جنایات پیاپی دولت کثیف اسرائیل در حق مردم مظلوم لبنان و فلسطین میبینیم که یهودیان حمام خون براه انداخته اند. یهودیان حتی وقتی قدرتی در دست نداشتند نیز دست از تلاش برنمیداشتند و سعی میکردند با نزدیکی به جباران و زورمندان به اهداف خود برسند فقط به عنوان یک نمونه اینرا بگویم که در یهودیه قدرت در دست رومیان بود و یهودیان خداپرست با تمام تلاش سعی کردند که عیسی را به صلیب بکشند در حالی که رومیان کافر تلاش چندانی در این راه نمیکردند. همین همنشینی با جباران بود که زمینۀ ایجاد رژیم منحوس صهیونیستی را فراهم کرد.

    در مورد زرتشتیان، هم باید بگوییم که در تنها حکومت زرتشتی تاریخ یعنی ساسانیان، زورگویی و قلدرمأبی شاهان ساسانی فراوان یافت میشود که در بحثهای مبارزه با پان ایرانیسم پیرامون ان سخن میرانم ولی در اینجا فقط اشاره میکنم به جنایت شاپور ذوالاکتاف در حق اعراب که در پی تجاوز به خاک عربستان عربها را اسیر کرد و شانه هایشان را با میله به هم دوخت و انوشیروان که با ناجوانمردی تمام مانویان را از سر راه برداشت و جنایات و عملکرد سیاه ساسانیان در سالهای آخر حکومتشان.

    اما در مورد مسیحیان که به دروغ دینشان را دین صلح و دوستی مینامند در اینجا میخواهم توضیح مفصلتری بدهم:

    برعکس آنچه مسیحیان ادعا میکنند عملکرد پاپها و شاهان قرون وسطایی اروپا نشان میدهد که این گروه در جنایت و بشرستیزی دست سایر مکاتب را بسته است و خود بدون هیچ رقیبی در جایگاه اول قرار دارد. به غیر از آنهمه آدمکشی و انسانسوزی که به اسم دین در داخل اروپای مسیحی هزاران نفر را به کام مرگ کشید، در مقابل یهودیان و مسلمین نیز، مسیحیان اوج وحشیگیری خود را نمایاندند. در زیر فقط به چند مورد از دهها مورد جنایت مسیحیان اشاره میکنم:

    - کشتار و نسل کشی وحشیانۀ یهودیان در دوران قرون وسطی تا جایی که یهودیان اروپا به دولت مسلمان عثمانی پناهنده شدند.

    -کشتار مسلمین مقیم اسپانیا پس از سقوط دولتهای اسلامی آندلس، آنهم بعد از صدور اجازۀ اقامت برای مسلمین در قرن پانزدهم میلادی! باقیماندۀ این گروه نیز بعد از فاجعۀ انسانی توسط کشتیهای عثمانی نجات یافتند.

    -کشتن مردم عادی بیت المقدس، اعم از زن و کودک آنهم در مسجدالاقصی و بعد از امان دادن به آنها! در سال ۱۰۹۹ میلادی و در اولین جنگ صلیبی.

    -کشتن اسرای مسلمان سلجوقی و خوردن گوشت تن آنها برای ترساندن جاسوسانی که در بین سپاه صلیبی حضور داشتند در اولین جنگ صلیبی.

    -کشتن ۲۰۰ اسیر مسلمان عثمانی، در آخرین محاصرۀ قسطنطنیه، در پاسخ به کشته شدن ۴۰ نفر از نیروهای بیزانسی در حین عملیات پارتیزانی بر ضد عثمانیان در سال ۱۴۵۳ میلادی. بیزانسیها حتی سرهای بریدۀ این اسرا را بر روی باروها قرار دادند تا عثمانیها ببینند!

    این در حالیست که رفتار مسلمین با ملل مفتوحه خیلی بهتر از مسیحیون بود و برای مثال در آندلس اسپانیا مسلمین به جای ایجاد ویرانی به ایجاد یک مرکز فرهنگی بزرگ پرداختند.یکی از علل پیشرفت عثمانی در خاک اروپا هم رفتار انسانی و عدم تفتیش عقاید مردم اروپا بود.
    حتی جزیه ای که عثمانی از مردم نامسلمان اروپا میگرفتند از مالیاتهایی که دولتهای اروپایی از آنها میستاندند، کمتر بود. همچنین سفاکترین سلاطین مسلمان هم کارهای فوق الذکر را با نامسلمانان نکرده اند.

    ممکن است برخی بحث درگیریهای بین شیعه و سنی را مطرح کنند ولی در این زمینه هم کارنامۀ کسیحیان اروپا بسیار سیاهتر از کارنامۀ سلاطین مسلمین است. برای مثال به مورد زیر توجه کنید:

    در ۲۴ اوت ۱۵۷۲ در شب عید سنبارتلمی کلیساهای پاریس ناقوسهای خود را به صدا در آوردند. کاتولیکها شب هنگام به خانه های پروتستانها ،که قبلا آنها را با صلیب سرخ علامتگذاری کرده بودند، هجوم بردند و نه تنها مردان و زنان پروتستان را کشتند بلکه به کودکانشان نیز رحم نکردند و آنها را نیز از دم تیغ گذراندند!
    این کشتار وحشیانه از پاریس به به شهرهای دیگر فرانسه سرایت کرد و در طول دو هفته، ۳۰۰۰۰ نفر از فرانسویها به جرم اعتقاداتشان توسط کاتولیکها کشته شدند.

    پاپ، رهبر کاتولیکهای جهان، به مناسبت این کشتار بیرحمانه و ددمنشانه، شهر رم را چراغانی نمود و مدالی را به یادگار این کشتار منتشر کرد.


    چنین برخوردهای وحشیانه ای هر چند توسط سلاطین ظالمی مثل شاه اسماعیل و سلطان سلیم نیز روی داده است ولی تفاوتی در این است که ۱.این کشتارها خواستگاه مردمی نداشت بلکه حکومتها برای تثبیت قدرت خود مخالفین را نابود میکردند ۲.این کشتارها در ملل اسلامی، مقطعی و خیلی محدودتر بود ۳.رهبران مذهبی مسلمان تشویقگر این قتلها نبودند یا اقلا برای اینکار مدال صادر نمیکردند.

    بنابر آنچه گفته شد بدیهیست که باید بپذیریم که این اسلام است که دین صلح و دوستی است و این مسیحیت است که دین شمشیر و خشونت است.

    ۲. و اما در مورد قتل و تروری که یک عده به رخ ما میکشند به موارد زیر اشاره میکنم:

    ۱.قتل و ترور فرمان اسلام نیست و هر مسلمانی که اینکار را بکند گناهکار است. خداوند در قرآن میفرماید هرکس کسی را بکشد، گویی تمام مردم را کشته است:

    مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً (مائده آیه 32)

    همچنین پیامبرخدا(ص) میفرمایند: مؤمن کسی را با ترور نمیکشد. (طبری، جلدهفتم)

    ۲. من میپرسم گروههای تروریستی مثل القاعده را چه کسی بوجود آورده است؟ البته مسلم است که گروههای ترورگر در افغانستان و عراق همگی توسط نیروهای اطلاعاتی آمریکایی آموزش دیده و میبینند.

    ۳.اساسا واژۀ تروریست، عنوانیست که استعمارگرها بر روی نهادهای مردمی مخالف خود میگذارند. آیا عجیب نیست که عملیاتهای نیروهای مقاومت فرانسه بر ضد اشغالگران آلمان نازی، عنوان عملیات پارتیزانی، به خود میگیرد و عملیاتهای مشابه مردم مظلوم فلسطین و لبنان، عملیات تروریستی نامیده میشود؟ آیا هر دو گروه برای آزادی خاک خود تلاش ننموده اند؟ پس چگونه است که حزب الله لبنان تروریست است و پارتیزانهای فرانسه، قهرمانان ملی؟ بله، این سلاح تبلیغات است که تعیین میکند چه چیز خوب است و چه چیز بد! یک نکته جالب اینکه رژیم اشغالگر قدس نیز در سراسر دنیا با عملیاتهای تروریستی مبارزان فلسطینی و لبنانی را میکشد ولی هیچ قطعنامه ای از سوی سازمان ملل صادر نمیشود!

    ۴. خیلی مضحک است که وقتی یک رزمندۀ فلسطینی با بمب به خود میبندد و همراه با خود چند اشغالگر را که تا دندان مسلح هستند را هلاک میکند نام اینکار او تروریسم است و زمانی که خلبان هواپیمای آمریکایی با فشار یک دکمه، آخرین دستاوردهای بمب سازی کشورش را بر سر مردم غیرمسلح و بیدفاع بصره آزمایش میکند، این جنایت، از عوارض جنگ شمرده میشود!

    ۵. آنچه امپریالیسم و صهیونیسم جهانی، تروریسمش میخواند در جاهایی مثل فلسطین در واقع حکم دفاع از خود و نجات جان را دارد! اگر شما در یک بازی فوتبال با تیمی روبرو شوید که مدام توپ را به طرف صورت شما شوت میکند و داور را نیز پیشاپیش خریده است، آیا میتوانید بدون پاسخ به این عمل آنها صحیح و سالم از زمین خارج شوید؟ آیا اگر یکی از اوباش، یقۀ شما را در خیابان بگیرد و شروع کند به مشت زدن به صورتتان یا برای افرادی که برای شما محترمند، ایجاد مزاحمت کند، شما با او درگیر نمیشوید و میگویید: دعوا کار بدیست؟؟
    در فلسطین، رژیم اشغالگر با آنچه دارد بر سر فلسطینیها میکوبد؛ این حق مسلم فلسطینیهاست که با انچه دارند بر سر اشغالگران بکوبند!

    ۶. در آخر هم یادآور میشوم که افراد تروریست و قاتل، افرادی که سر انسانها را ببرند و سایرجنایات را مرتکب شوند در همه جای دنیا یافت میشوند و به نظر میرسد در غرب هم تعدادشان بیشتر باشد! اگر جنایات موجود در غرب را بازخوانی کنید پی میبرید که امثال آن در افغانستان و عراق یافت نمیشود.


    چرا اسلام محکوم است؟

    حتما برای جوانان جای سؤال است که چرا با وجود این همه خشونتی که در سایر دینها دیده میشود، این اسلام است که محکوم به خشونت میشود؟ برای پاسخ به این سؤال توجهتان را به موارد زیر جلب میکنم:

    ۱. تا چند قرن پیش، مسلمانان تا قلب اروپا پیش رفته بودند و عثمانی تا نزدیک شهر وین پیش رفته بود. کشورهای اروپایی وحشت بسیاری از عثمانی داشتند و این باعث شد که با هم متحد شوند و با قرنها مبارزه عثمانی را که کم کم سلاطین بی لیاقتی زمام امورش را در دست گرفته بودند، در پایان جنگ جهانی اول دچار فروپاشی کنند و تقریبا تمام متصرفات اروپایی او در این سالیان از آن جداشد. پیش از این هم مسلمین در زمان امویان، اسپانیا و جنوب فرانسه، را متصرف شده بودند. غربیها به خوبی با روحیۀ پیشرفتی که اسلام دارد و باعث شد که اقوام ضعیف و ناتوانی چون اعراب و ترکها به این فتوحات برسند، آشنا هستند و نمیخواهند دوباره روزی را ببینند که مسلمین به اوج رسیده باشند.
    شاید بگویید، مسلمین که دیگر قدرتی ندارند. اتفاقا غربیها نیز با مطالعۀ تاریخ اسلام میبینند که مسلمین بعد از دو حملۀ وحشتناک مغولها و تیمور، که تمام قوای مسلمین را ،مگر آنچه در مصر و غرب سوریه بود، منهدم کرد؛ دوباره به قدرت دست یافتند و سه حکومت قدرت مند در هند، ایران و عثمانی ایجاد کردند که عثمانی از جنوب تا مصر از غرب تا مراکش و از شمال غرب تا دروازه های وین پیش رفت. البته حال و روز امروز مسلمین خیلی بهتر از وضعیتشان بعد تهاجمات، مغول و تیمور است، پس غربیها بسیار نگرانند که مسلمین دوباره برخیزند.

    با این اوصاف غربیها با این تهمتهای ناروا سعی دارند هم جوانان مسلمان را از اسلام منزجر کنند و هم غیرمسلمانها را بر ضد اسلام بسیج کنند.

    ۲. از سوی دیگر، تبلیغات و رسانه ها و شرکتهای بزرگ، در دست غربیها و یهودیهاست و آنها با تمام قوا بر ضد اسلام مسلمین مطلب مینویسند. غربیها حتی بازیهایی میسازند که در آنها، بچه ها باید به طرف کسانی که به عربی حرف میزنند یا مسلمانند شلیک کنند. جالب اینکه این گونه تبلیغات در ایران هم با استقبال کامل روبرو میشود.
    در این شرایط مسلمین قادر نیستند که در برابر این تبلیغات گسنرده، تبلیغ زیادی بکنند، زیرا امکانات کمتری در اختیار دارند.

    از سوی دیگر، در این راه، غربیها و صهیونستها دست به تحریف تاریخ و حقایق نیز میزنند و حقایق ناب اسلام را و تاریخ پرشکوه زندگی را خدشه دار جلوه میدهند! واقعا در عجبم که چگونه پیامبر را در ماجرا نبرد با خیبریان و بنی قریظه محکوم جلوه میدهند! در حالی که تمام مدارک موجود حقانیت پیامبر را در این جنگها نشان میدهند.


    اکنون با این اوصاف فقط میتوانیم از جوانان بخواهیم که در مورد دینشان تحقیق بیشتری کنند و تاریخ خودشان را به خوبی بشناسند تا در دام انحرافگران نیفتند. یادمان باشد که معیار ما برای هر چیز قرآن است و هر عملی که در تضاد با قرآن بود و از اسلام نقل شد، را باید رد کنیم زیرا عملی که غیرقرآنی باشد ضداسلامیست.



    اگرمنوی نظرات باز نشد، اینجا کلیک کنید


    <H2 class=r>جنايات اسرائيل در غزه بدتر از هولوكاست است/غزه صبر پیشه کن

    تصاویر جنایات اسرائیل در لبنان

    گزارش تصويري از جنايات جنگي اسرائيل در لبنان

    تصاویری بسیار وحشتناک از جنایت در لبنان
    خشونتهای کلیسا
    خصومت دیرینه مسیحیت با اسلام
    برده داری در زمان حکومت زرتشتیان


    منبع.http://antimajus.blogfa.com
    ویرایش توسط سرباز اسلام : ۱۳۸۷/۰۴/۲۵ در ساعت ۱۲:۵۸

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    378
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اسلام دين شمشير نيست / حاج دکتر نورعلی تابنده‏ مجذوبعلیشاه



    اسلام دین شمشیر نیست (۱) / حاج دکتر نورعلی تابنده‏ مجذوبعلیشاه


    اسلام دینی است که همواره در مظان اتهام و شبهه بسیاری از مستشرقان و محققان بوده است ؛ از جمله این اتهامات که به آن وارد شده ، این است که می گویند : اسلام دین شمشیر است و اخیرا با وضع اصطلاحات جدید گفته می شود که اسلام دین خشونت و تروریسم است . حتی در سال های اخیر واژه Islamophobia ( اسلام هراسی ) را به همین مضمون در ارتباط با آن وضع کرده اند . البته سابقه این اتهام به قرون وسطی‏ و فتوحات مسلمانان در اندلس و سپس فتوحات ترکان عثمانی باز می گردد ولی هیچگاه در آن دوران این مساله اینچنین موضوعیت نداشته و اینها بیشتر شبهات مطرح شده در دوران جدید و به اقتضای اوضاع جدید عالم است . بدیهی است ما که مفتخریم نام مسلمان را به عنوان جزء اصلی هویت وجودمان حمل می کنیم ، موظفیم تا از معنویت خود یعنی از اسلام دفاع کنیم .
    در آغاز باید پرسید اصولا اساس اسلام چیست و چرا پیامبر مبعوث شدند ؟ در روایات آمده که پیامبر فرمودند : « بعثت لاتمم مکارم الاخلاق » ، یعنی من مبعوث شدم تا مکارم یا بزرگواری های اخلاقی را به کمال ، و حد اعلا برسانم . (۲) پیامبر نمی فرماید که من مبعوث و مامور شده ام که جهان را با شمشیر و جنگ بگیرم . درواقع اساس اسلام ، همین اتمام مکارم اخلاق است و بس . خداوند ، می خواهد مکارم اخلاقی را از طریق پیامبر اکرم ، به کمال برساند . حال ، آیا می توان گفت تروریسم یا جنگ از مکارم اخلاق است ؟ واضح است که هر عقل سلیمی این مطلب را رد می کند . آیات قرآن و تاریخ اسلام هم کاملا گویای این موضوع هستند که جنگ ، جزء اساس اسلام نیست بلکه شاید بتوان گفت از ضروریات تاسیس مدینه و حکومت برای حفظ و صیانت از آن بوده است . پس اگر پیامبر فرمود : « انا نبی السیف » ، من پیامبر شمشیر هستم ، در عین حال ، خداوند نسبت به پیامبر می فرماید : « و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین » (۳) ، ما تو را نفرستادیم جز اینکه رحمت هر دو عالم هستی ؛ بنابراین شمشیر پیامبر نیز تابع رحمت او و برخاسته از آن است ، لذا اصل رحمت او بود و اگر هم در مدینه شمشیر به دست گرفت ، باز هم از رحمت او بود . برای روشن تر شدن این موضوع ، مثالی می زنیم : در علم طب ، معمول است که غالب بیماری ها با دارو درمان شوند ولی در موارد خاصی نیاز به جراحی است . پس اصل علم طب ، جراحی نیست بلکه درمان کردن و التیام بخشیدن است ولی جراحی هم گاهی ضرورت می یابد .
    در این باره مولوی ، علیه الرحمه ، در انتهای دفتر اول مثنوی (۴) اشاره می کند که اگر پیامبر اکرم (ص) به دنبال فتح مکه بود به جهت دوستی دنیا نبود ، برای اینکه نظر ایشان نسبت به دنیا چنان بود که فرمود : « الدنیا جیفه و طالبها کلاب » ، دنیا گوشت مردار و طالب آن ، سگ است .
    حال در پاسخ به افرادی که این شبهه را به دین اسلام وارد می کنند باید گفت چرا به آیات دیگر قرآن نمی نگرند . خداوند می فرماید : « لا اکره فی الدین قد تبین الرشد من الغی » (۵) ، در دین اکراه نیست ، راه هدایت و راه گمراهی روشن شده است . یا در جای دیگر می فرمایند : « لکم دینکم ولی دین » (۶) ، شما بر دین خودتان و من بر دین خودم . این آیات به خوبی دعوت به همزیستی مسالمت آمیز را از جانب اسلام نشان می دهند . بخصوص اگر توجه کنیم که « لا اکره فی الدین » در آیه الکرسی در مدینه نازل شد ، یعنی در زمانی که پیامبر قدرت حکومتی نیز داشتند . وانگهی اگر به شان نزول آیاتی که در مورد جنگ نازل شده توجه کنیم ، درمی یابیم که همگی بر دفاع تاکید دارند . در تاریخ اسلام می بینیم که مسلمانان تا زمانی‏که در مکه بودند ، بسیار مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند ، به همین دلیل از پیامبر خواستند تا اجازه قیام به آنها داده شود ولی حضرت حتی اجازه دفاع هم ندادند . این بود که مسلمانان بزرگواری از زن و مرد ، مثل صهیب ، بلال و سمیه مادر عمار بن یاسر ، زیر شکنجه کفار مکه مجروح یا کشته شدند .
    همین که حکم جهاد در مکه صادر نشد و در مدینه تشریع شد بیانگر این مطلب است که جنگ جزء اساس اسلام نیست چون در این ‏صورت پیامبر بهتر از هرکسی می‏توانست در مکه حکم جهاد دهد . اگر جنگ اصل دین اسلام بود ، از همان ابتدا یعنی در طی سیزده سال که پیامبر در مکه بودند حکم آن باید صادر می شد و این درحالی است که اسلام با توحید یعنی « کلمه لا اله الا الله حصنی‏ » یا « قولوا لا اله الا الله تفلحوا » آغاز شد نه دعوت به جنگ ؛ چنانکه نماز نیز از همان ابتدای اسلام در مکه تشریع شد . ولی احکامی مثل زکات در مکه تشریع نشده بود ، چون حکومتی در میان نبود و لذا نیازی هم به آن احساس نمی شد .
    پس از تشریع حکم جهاد ، اولین جنگی که مسلمین انجام دادند ، جنگ بدر بود . در تاریخ اسلام آمده که چون مشرکین اموال مسلمین را غارت کردند ، مسلمانان هم غنیمت گرفتن اموال آنها را حق خود دانستند ، بنابراین قشونی مسلح ترتیب دادند . در آیات قرآن هم آمده که برخی از مسلمانان می خواستند به قافله ای که محافظی نداشت حمله کنند و اموالشان را بگیرند ولی به دستور الهی به قافله ای که اموالی همراه خود نداشتند ولی مسلح بودند ، حمله کردند . آیا این قبیل موارد بیانگر این نیست که این جنگ ها از روی ستیزه جویی نبوده و صرفا برای دفاع بوده است ؟
    در پاسخ به این شبهه مستشرقان که مسلمانان برای گرفتن غنایم جنگی به جنگ می پرداختند ، باید گفت درست است که احیانا و به ندرت برخی مسلمانان صدر اسلام به این کار دست می زدند ولی حقیقت و روح اسلام با آنچه بعضی مسلمانان ناخالص ممکن بود در دل داشته و بنا به آن عمل کنند ، متفاوت است . (۷) در کنار همین مسلمانان احیانا غنیمت جو در صدر اسلام ، مسلمانان دیگری بودند با صفای کامل و حسن نیت که آنقدر متاع دنیا برایشان بی ارزش بود و آنقدر به جنگ با کفار و دشمنان اسلام مشتاق بودند که اگر رفتن به جنگ برایشان به هر دلیل مثل نداشتن مرکب یا اسلحه میسر نمی شد ، و پیامبر نمی توانستند به همین دلایل ، آنها را با خود ببرند ، با چشمانی پر از اشک باز می گشتند . آیا آنها به خاطر غنایم جنگی گریه می کردند ؟ اگر پیامبر بنای کارش را بر جنگ نهاده بود ، می بایست به گونه ای رفتار و تدبیر می کرد که عده بیشتری بتوانند در جنگ شرکت کنند .
    البته تردیدی نیست که بعدها بسیاری از حکام به نام اسلام و گاه با عنوان جهاد ، لشکرکشی ها کرده و قتل و غارت ها به بار آوردند و چه خشونت ها که مرتکب نشدند و اکنون نیز می شوند . اما این ها استثنا است و بیشتر ، جوانب سیاسی بر آن غلبه دارد تا دینی ، و قاعده اسلامی همان رحمت نبوی و دعوت به « سلام » است . ولی اگر بخواهیم این استثناها را که در تمام ادیان نیز وجود دارد ، مانند مستشرقان به عنوان قاعده ای در اسلام تلقی کنیم ، در مسیحیت نیز جنگ های صلیبی قرون وسطی‏ می تواند محل اشکال باشد و عملا قاعده رحمت و محبت در آیین مسیحیت را که مبتنی‏بر این فرمایش حضرت عیسی (ع) است نقض می نماید که فرمود : اگر کسی به یک طرف صورت تو سیلی زد ، طرف دیگر را جلو ببر و اگر ردای تو را گرفت ، قبای خود را نیز بده ؛ (۸) نقض می نماید . (۹)
    باید قبول کرد که اسلام دین صلح و رحمت است نه دین ستیز و جنگ . اسلام از ریشه « سلم » است . این کلمه هم به معنای آرامش و امنیت و هم صلح است . مسلمانان برای تحیت گفتن به یکدیگر « سلام » می گویند و به فرموده پیامبر (ص) ، مسلمان کسی است که مسلمانان دیگر از دست و زبان او در امان باشند (۱۰) و یکی از اسماء الهی « سلام » است . خداوند در قرآن کریم همگان را به دارالسلام یعنی مکان امن و دوستی دعوت می کند . (۱۱)
    اساس اسلام همین است ولی وقتی پیامبر و مسلمانان به مدینه مهاجرت کردند و حکومت اسلامی تشکیل دادند ، وضعیت تازه ای پیدا شد ، چرا که با افزایش تعداد مسلمانان نتیجتا جامعه اسلامی با تعدد حالات و روحیات مختلف معنوی و نیازهای دنیوی متفاوت مواجه می شد . همچنین تبادلات و ارتباطات آنها ، هم با خودشان و هم نسبت به غیرمسلمانان بیشتر و پیچیده تر می گشت ، به همین دلیل باید احکامی برای اموری نظیر ازدواج ، تجارت ، کسب ، ربا ، و نیز احکامی مثل جهاد و قصاص برای حفظ امت اسلامی تازه تاسیس شده در مقابل دشمنان آن ، وضع می شد که در جامعه اجرا شود و همه مجبور به اطاعت آن باشند تا هم زندگی مادی آنها در مسیر سلامت و تعادل باشد و هم اجرای این مقررات زمینه ساز کامل شدن مکارم اخلاقی گردد .
    اصولا این جهاد ، چنانکه خود پیامبر فرمود ، جهاد اصغر بود که جهاد با دشمنان خارجی اسلام است . جهاد بالاتر از این ، یعنی جهاد اکبر ، از اجزای اصلی اسلام است و لذا از همان اول دعوت به اسلام در مکه ، پیامبر ، مسلمانان را مامور به انجام آن می کردند ، برای اینکه جهاد اکبر یعنی جهاد با نفس اماره ، از لوازم اصلی رسیدن به مکارم اخلاقی است . (۱۲) اگر جهاد اصغر در زمان پیامبر واجب کفائی بود ، جهاد اکبر واجب عینی بود ، به این معنی که بر هر زن و مرد مسلمان واجب بود که در تزکیه نفس بکوشد . به این دلیل است که در تصوف و عرفان اسلامی که متوجه بخش معنوی و اخلاقی اسلام است و راه وصول به مکارم اخلاقی را نشان می دهد به جهاد اکبر توجه بسیاری شده است و اصولا در زمان غیبت امام عجل الله تعالی فرجه که از نظر شیعه جهاد ابتدایی منع شده و فقط جهاد دفاعی به شیعیان اجازه داده شد ، تعلیم این رکن را بزرگان تصوف و عرفان به‏عهده گرفته اند .
    در این جهاد ، ذوالفقار علی (ع) که زمانی ، کشنده دشمنان اسلام بود اینک مبدل به ذوالفقار ذکر و فکر سالک می گردد و سالک با توسل به فتوت علی با نفس اماره به مجاهده می پردازد و « لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار » می گوید . با همین فتوت و ولایت بود که نه به شمشیر برنده سلاطین بلکه با جاذبه معنوی اولیای بی تاج و تخت دین ، در تاریخ اسلام عده ای از اقوام و ملل مختلف ، مسلمان شدند و بدین منظور بد نیست که دوباره سهم تصوف و عرفان را در دعوت به اسلام و مسلمان شدن دیگران مورد مطالعه قرار دهیم .
    دعوت اسلام به جهاد اصغر و شمشیر نیست . دعوت به اتمام مکارم اخلاقی است . اسلام بر دین شمشیر ظاهری بنا نشده است . اگرچه پیامبر (ص) در مدینه شمشیر به دست گرفت و با همین شمشیر خلیفه دوم ، عمر ، اسلام را ظاهرا توسعه داد و ساکنان سرزمین های مختلفی مسلمان شدند ولی بنای اصلی اسلام و آنچه باعث پیشرفت معنوی اسلام گردید ، شمشیر معنوی پیامبر رحمه للعالمین بود که در دست علی (ع) قرار گرفت چنانکه در داستان « خدو انداختن خصم بر روی امیرالمومنین علی (ع) و انداختن امیرالمومنین علی شمشیر از دست » در مثنوی معنوی می بینیم که علی (ع) دشمن خویش را نه با شمشیر برنده ظاهری بلکه بدون شمشیر می کشد . مولوی می گوید :
    ای علی که جمله عقل و دیده ای‏
    شمه ای واگو از آنچه دیده ای‏
    تیغ حلمت جان ما را چاک کرد
    آب علمت خاک ما را پاک کرد
    بازگو دانم که این اسرار هوست‏
    زآنکه بی شمشیر کشتن کار اوست (۱۳)
    بنابراین چنانکه می بینیم این قبیل مسائل اجتماعی در دین اسلام به خودی خود موضوعیت ندارد (۱۴) یعنی غرض و قصد اول نیست بلکه به اصطلاح علمای اصول ، جنبه طریقیت دارد یعنی راهی است برای جامعه تا مردم بتوانند تکامل یابند و مکارم اخلاقی هم در آنها به کمال برسد و از طرف دیگر راه های وسوسه شیطان نیز بسته شود تا مثلا با اجرای احکام مربوط به امور مالی ، با انباشت ثروت ، کسانی مثل قارون پیدا نشوند .


    پاورقی :

    ۱. مطلب حاضر عمدتا براساس بیانات اظهار شده در تاریخ ۶ شهریور ۱۳۸۲ تنظیم گردیده ، و به جهت مطالب نادرستی که درباره اسلام ، اخیرا شایع شده و حتی پاپ رهبر کاتولیک های جهان نیز تکرار کرده ، در این شماره عرفان ایران درج گردید .
    ۲. متاسفانه راجع به این حدیث پیامبر که درباره رکن اصلی اسلام بلکه به قول مولانا اصل اصل آن است ، شرح و تفسیر زیادی نوشته نشده است و اسباب شگفتی است که چقدر کتاب ها در مسائلی که فرع فرع اسلام است ، تالیف و منتشر می گردد .
    ۳. سوره انبیاء ؛ آیه ۱۰۷ .
    ۴. مثنوی معنوی / تصحیح توفیق سبحانی ، دفتر اول ، ابیات ۳۹۶۳ - ۳۹۸۶ .
    جهد پیغمبر به فتح مکه هم‏
    کی بود در حب دنیا متهم‏
    آنکه او از مخزن هفت آسمان‏
    چشم و دل بربست روز امتحان‏
    * * *
    پس چه باشد مکه و شام و عراق‏
    که نماید او نبرد و اشتیاق‏
    آن گمان بر وی ضمیر بد کند
    کاو قیاس از جهل ‏و حرص خود کند
    ۵. سوره بقره ؛ آیه ۲۵۶ .
    ۶. سوره کافرون ؛ آیه ۶ .
    ۷. این قبیل ایرادات و اشکالات نابجا مشابه انتقاداتی است که به عرفان و تصوف اصیل اسلامی می شود . چنانکه مثلا یک نفر در آن گوشه جهان به نام درویشی ، خلافی مرتکب می شود و آن وقت در این گوشه جهان می گویند که همه درویشان چنین هستند . این تسری نادرست اگر صادق باشد در مورد پیروان خلاف کار همه ادیان و مذاهب صادق خواهد بود .
    ۸. ظاهرا از عواملی که باعث شد جنگ های صلیبی با فرمان پاپ اوربان دوم و به عنوان جهاد ( crusade ) دینی آغاز شود ، دعوت مسیح به جهاد و دادن جان و مال در راه او بود . قاعده مشهور مسیحیت دعوت به محبت است ، ولی بنابر انجیل متی ، ۱۰ / ۳۴ - ۳۹ ، حضرت عیسی نیز می فرماید : « گمان نکنید که آمده ام تا صلح به زمین بیاورم ، نیامده ام که صلح بیاورم بلکه شمشیر » . آنچه از بیانات حضرت در این قسمت انجیل و از فحوای کلام فهمیده می شود این است که باید به خاطر مسیح جان و مال خود را از دست داد . و این دستور شبیه به آن چیزی است که در قرآن درباره بیعت ایمانی می فرماید : « ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه » ( سوره برائه ، آیه ۱۱۱ ) .
    ۹. انجیل لوقا ، ۵ / ۲۷ - ۳۵ .
    ۱۰. المسلم من سلم المسلمون من یده و لسانه .
    ۱۱. سوره یونس ؛ آیه ۲۵ : و الله یدعوا الی‏ دار السلام .
    ۱۲. پس از بازگشت از یکی از جنگ ها ، پیامبر خطاب به مجاهدان آن جنگ فرمود : « قدمتم من الجهاد الاصغر الی الجهاد الاکبر مجاهده العبد هواه » ، از جهاد اصغر بازگشتیم و بر ما است جهاد اکبر و آن مجاهده بنده خدا با هوای نفس خویش است .
    ۱۳. مثنوی معنوی ، ابیات ۳۷۵۹ - ۳۷۶۲ .
    ۱۴. یکی از اقسام جرایم بنا بر یکی از تقسیم بندی های عمده اش ، جرایمی است که از صرف حضور در اجتماع بشری پیدا می شود . مجرمین این قبیل جرایم اگر در جامعه زندگی نمی کردند ، مرتکب آنها نیز نمی شدند .



    منبع :

    عرفان ایران مجموعه مقالات (۲۹-۳۰) / گردآوری و تدوین مصطفی آزمایش .-- تهران : حقیقت ، ۱۳۸۵ / صص ۵ – ۱۲
    منبع.http://soltanalishahi2.blogspot.com

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط secret63 نمایش پست
    چون دین چیزی جز محبت نیست


    باسمه تعالي

    در صورتي كه تمام اديان را الهي بدانيم، پاسخ درست است. چون از جانب خدا جز لطف و رحمت نيست.
    سؤال اين است كه آيا اديان غير الهي نداريم؟ اگر داريم آيا جمله فوق در مورد آنها هم صادق است؟
    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود