صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خداوند خودش چگونه بوجود آمده است؟ (در طول تاریخ خلقت هیچ اشاره ای به این موضوع نشده؟)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خداوند خودش چگونه بوجود آمده است؟ (در طول تاریخ خلقت هیچ اشاره ای به این موضوع نشده؟)




    سلام

    خداوند خودش چگونه بوجود آمده است؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0






    با نام الله




    خداوند خودش چگونه بوجود آمده است؟ (در طول تاریخ خلقت هیچ اشاره ای به این موضوع نشده؟)

    کارشناس بحث: شعیب
    ویرایش توسط طوبی : ۱۳۹۲/۰۱/۲۶ در ساعت ۱۷:۰۷


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامی
    با تفکر در معنا و مفهوم واژه خدا جواب سوال شما واضح می شود
    خدا آن است که همه را به وجود آورده است و باعث خلقت همه مخلوقات می باشد اوست که همه به او نیازمند اند و او به کسی نیازمند نیست همه کمالات را داراست و هیچ نقصی در ذات او راه ندارد و اگر فرض کنیم که به کسی نیازمند است دیگر او خدا نخواهد بود و آن موجودی که نیاز این خدای فرضی ما را بر طرف کرده است او خدای حقیقی خواهد بود حال دو باره سوال می کنیم آیا آن موجود برتر به کسی نیازمند است یا نه اگر گفتیم که آری نیازمند است که دیگر او خدا نیست و اشتباها نام خدا را بر او نهاده ایم.
    آری نقص و نیاز و در راس آن نیاز به آفریده شدن اموری است که در خدا راه ندارد و اگر فرض شود که خدا آفریده شده او دیگر خدا نیست.
    به تعبیر دیگر وجود خدا ذاتی اوست و این وجود را از گسی نگرفته است. برای همین به خدا واجب الوجود گویند یعنی کسی که وجودش از خودش است.
    در قالب مثال این موضوع را بیشتر توضیح می دهیم:
    فرض کنید که یک عده دونده در پشت خط آغاز ایستاده اند و منتظر شروع مسابقه اند در این بین میان دوندگان تعهدی صورت می پذیرد که همه با هم تعهد می کنند تا کسی شروع به دویدن نکند بقیه شروع نمی کنند و همه این تعهد را با هم دارند که تا کسی پای خود را از این خط شروع آن طرف نگذارد من هم شروع نمی کنم
    به نظر شما اگر همه به این تعهد پایبند باشند که شروع آنها منوط به اراده دیگری است چه اتفاقی خواهد افتاد؟؟
    مسلما هیچ گاه این مسابقه شروع نخواهد شد .
    اما چند لحظه ای چشممان را از صحنه مسابقه بر می داریم به یکباره می بینیم که همه دوندگان از خط شروع گذشته و به خط پایان رسیده اند .
    چه نتیجه ای خواهیم گرفت ؟
    حتما خواهید گفت که یک نفر قاعده بازی را رعایت نکرده و خود به خود و سر از خود مسابقه را شروع کرده و باعث حرکت دیگران شده است.
    آری در عالم وجود هم این گونه است اگر همه بلا استثناء بخواهند از دیگران وجود بگیرند هیچگاه هیچ موجودی به وجود نخواهد آمد و اصلا عالم هیچ موجودی نخواهد داشت . بلکه باید در این میان یک موجود قاعده را بر هم زده و وجود را از خود داشته باشد تا بتواند باعث موجود شدن دیگران بشود. که ما نام او را خدا گذاشته که نه وجودش را از کسی گرفته و نه به کسی نیازمند است بلکه به همه موجودات وجود داده و همه به او نیازمندند و به قول قرآن کریم
    " يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ(فاطر:15)
    در یک مثال ساده تر و عرفی تر برای فهم بهتر مساله :
    یک غذایی سر سفره آماده است می خوریم می یابیم که شور است سوال می کنیم که شوری غذا از چیست می گوید از نمک است سوال می کنیم شوری نمک از چیست به آرامی می خندد می گوید خب شوری نمک از خودش است دیگر .
    دقیقا اگر ما مفهوم خدا را درست درک کنیم می فهمیم که همه موجودات را خدا به وجود آورده و وجود خدا از خودش است دیگر.

    برای مطالعه بیشتر:
    1. ده درس از عقاید اسلامی(درس اول) از استاد قرائتی
    2. آموزش عقاید اسلامی بخش توحید از استاد مصباح یزدی
    3.توحید شهید مطهری
    4. براهین اثبات وجود خدا از آیت الله جوادی
    5. توحید در قرآن از آیه الله جوادی


    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند خودش چگونه بوجود آمده است؟ (در طول تاریخ خلقت هیچ اشاره ای به این موضوع نشده؟)

    خیلی خلاصه :

    مبنای خلقت عالم یا باید با شعور باشد یا ماده و بی شعور

    فرق مومنین به خدا و کمونیستها که تقریبا اکثرا ایدئولوژی ازبین رفته است

    این است که مومنین به خدا وجود اول را خدای دانا و آگاه و توانا می دانند
    و کمونیستها همان ماده بدون شعور را خالق عالم با شعور می دانستند

    همین به همین سادگی حالا عقل ما کدامیک را قبول کند ؟

    1- خالق با شعور و آگاه خالق هستی است
    2- ماده بیشعور خالق هستی دانا است؟

    طبیعتا عقل مورد اول را می پذیرد


    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 10 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست
    دقیقا اگر ما مفهوم خدا را درست درک کنیم می فهمیم که همه موجودات را خدا به وجود آورده و وجود خدا از خودش است دیگر.
    آیا تسلسل علل محال است ؟ چرا ؟

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کودک نمایش پست
    آیا تسلسل علل محال است ؟ چرا ؟
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    تسلسل علل محال است
    فلاسفه برای محال بودن تسلسل تبیین های مختلفی ارایه کرده اند که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم
    اما قبل از بیان ادله عقلیه محال بون تسلسل در علل برای تقریب به ذهن این ادله دو مثالی را که در پست قبلی آورده ام دوباره نقل قول می کنم( البته می دانیم که مثال از یک جهت مقرب و از چند جهت مبعد است و در مثل مناقشه نیست فقط برای نزدیک تر شدن اذهان این امثله آورده می شود):


    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست
    فرض کنید که یک عده دونده در پشت خط آغاز ایستاده اند و منتظر شروع مسابقه اند در این بین میان دوندگان تعهدی صورت می پذیرد که همه با هم تعهد می کنند تا کسی شروع به دویدن نکند بقیه شروع نمی کنند و همه این تعهد را با هم دارند که تا کسی پای خود را از این خط شروع آن طرف نگذارد من هم شروع نمی کنم
    به نظر شما اگر همه به این تعهد پایبند باشند که شروع آنها منوط به اراده دیگری است چه اتفاقی خواهد افتاد؟؟
    مسلما هیچ گاه این مسابقه شروع نخواهد شد .
    اما چند لحظه ای چشممان را از صحنه مسابقه بر می داریم به یکباره می بینیم که همه دوندگان از خط شروع گذشته و به خط پایان رسیده اند .
    چه نتیجه ای خواهیم گرفت ؟
    حتما خواهید گفت که یک نفر قاعده بازی را رعایت نکرده و خود به خود و سر از خود مسابقه را شروع کرده و باعث حرکت دیگران شده است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست
    یک غذایی سر سفره آماده است می خوریم می یابیم که شور است سوال می کنیم که شوری غذا از چیست می گوید از نمک است سوال می کنیم شوری نمک از چیست به آرامی می خندد می گوید خب شوری نمک از خودش است دیگر .
    اما ادله عقلیه بر امتناع تسلسل علل:


    1) برهان وسط و طرف

    اگر سلسله­ای فرض شود كه دارای سه جزء باشد، بدین صورت كه جزء اول علتِ جزء سوم باشد و جزء سوم معلوم جزء دوم باشد، از مقایسۀ سه جزء سلسله، اوصاف خاصی برای اجزا پدید می­آید. بدین ترتیب كه جزء اول، علت بی­واسطۀ جزء دوم و علت باواسطه و بعید برای جزء سوم است و فقط دارای وصف علیت است و به معلولیت متصف نیست. جزء دوم، عنصر واسطه است كه معلول جزء اول و علت جزء سوم است. جزء سوم معلول دو جزء قبل است و علت چیزی نیست. بنابراین، جزء اول یك طرف سلسله و جزء سوم طرف دیگر سلسله و جزء دوم كه وصف علیت و معلولیت دارد، وسط سلسله است.

    چنان­چه بر تعداد اجزای سلسله افزوده شود، در حقیقت بر تعداد وسط در سلسله افزوده خواهد شد و در این حال هر جزئی كه وسط است، ویژگی عنصر وسط، یعنی داشتن دو وصف علیت و معلولیت، را خواهد داشت. چون تضایف میان طرف و وسط، ملازمت آنها را از حیث وجود و عدم و قوه و فعل اقتضا می­كند، هرگاه وسط موجود باشد، طرفین نیز باید موجود باشد.

    فرض سلسله­ای با اجزای نامتناهی مستلزم آن است كه وسط بدون طرف موجود باشد و این امر بنا به تضایف وسط و طرف محال است.



    2) برهان اسدّ و اخصر

    اگر سلسله­ای نامتناهی فرض شود كه هر یك از آحادِ مترتب و بالفعل آن در این حكم مشترك باشند كه وجود هر جزء منوط به موجود شدن جزء دیگری است كه قبل از آن موجود شده است، پس هیچ یك از آحاد نامتناهی سلسله موجود نمی­شود؛ مگر این­كه قبل از آن جزء دیگری موجود شده باشد.

    بنابراین، سلسلۀ مفروض باید به جزئی منتهی شود كه موجود بودن آن متوقف بر جزء دیگر نباشد. پس تحقق سلسله، دلیل بر وجود جزئی در آغاز است كه موجودیت آن متوقف بر غیر نیست و وجود اجزای سلسله، بدون واسطه یا با واسطه، منوط به وجود آن است.(1)
    البته براهین دیگری چون "عین ربط بودن معلول "(2) آمده که نیازمند برخی مقدمات فلسفی است که در صورت ابراز تمایل آنها را ذکر خواهم کرد.








    منبع:

    1)دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران، بنیاد دایره المعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1375



    2) نهایه الحکمه علامه طباطبایی
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    72
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سرزمین ممنوعه




    متأسفانه مباحث حول وجود خدا (لااقل در اینجا) در سطح نازلی بیان میشود و این بحث نیازمند توجه عمیقتری است. تجربه ام میگوید که هم بیخدایان و هم دینداران فاقد جدیت لازمه هستند و گوئی اینجا محل وقت کشی است. اما بازهم براساس تجربه و مطالعاتم میدانم که بیش ازین (آنچه خودم در این تاپیکها دیدم.. و در کتابهای مرجع و بسیار معتبر) چیزی برای گفتن ندارند. اما من خودم پس از مدتی تحقیق جدی به این اعتقاد رسیدم که خدا سرزمین ممنوعه ی انسان است. انسان یعنی عقل، و عقل راهی به خدا نمی یابد. آنچه بعنوان سخن آخر میتوان گفت "واجب الوجود" است.. آنهم با تعبیر خود من از این عنوان که بدین معنی است: چیزی که وجودش لازم است. میدانم که بجز تأیید چنین چیزی از انسان ساخته نیست.. و نیز بیش ازین نمیتوان به مطلب نزدیک شد. حاصل این جدال تحقیقی چندساله مطالب شورانگیزی شد که پیگیر مجالی برای طرح و عنوانش هستم. پس سخن آخر اینست که همه ی راهها به او ختم میشود و بیش ازین ممکن نیست بتوان چیزی گفت.
    نیستی هست

  10. تشکرها 2


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    453
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم
    اوجود خداوند که هست یا نه خود یک بحث ... و خداوند خود چگونه بوجود امده یک بحث دیگر!
    این نوع سوالها معمولا در سنین کودی بیشتر رخ میدهد تا سنین بالاتر.
    قران معجزه پیامبر ص هست و کلام الله سبحان تعالی رجوع به این کتاب جوابهای تمامی انسانها را دارا مبیباشد.
    گشت و گدازی نمایید میبینید که قران دو بحث را مطرح میکند یک اایمان به خداوند یکتا و دوم عمل صالح در این دو بحث اگر موفق شویم خود راه را باز میکند برای این نوع سوالها.
    زمانی که ان دو بحث مورد قبول انسان با شعور قرار گرفت در لابلای کلامات الله سبحان تعالی برخورد میکنیم به اینکه بعضی سوالها را نباید دنبال کرد چون شعور انسان به ان اندازه که فکر میکند نیست ظرفیت و یا حدی را دارا میباشدلذا فعلا وجود انسان در این کره خاکی مبنی بر ایمان برخداوند است و طی کردن این سفر کوتاه حال بعد که به مقصد رسیدیم این شاالله بهره این زمان کوتاه را خواهیم دید که قولی است از پروردگار یکتا.
    نظر بنده حقیر است
    با پوزش که وارد این بحث شدم
    التماس دعا

  12. تشکرها 2


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    72
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم حسین ع نمایش پست
    سلام علیکماوجود خداوند که هست یا نه خود یک بحث ... و خداوند خود چگونه بوجود امده یک بحث دیگر!
    اینرا چطور استخراج فرمودید؟ حتی با سطحی ترین نگاه هم انتهای «بحث بر سر بود و نبود خدا» به مباحثی چون «نحوه ی بوجود آمدن خدا» کشیده میشود و نمیتوان گفت اینها دو بحث مجزا هستند. البته هیچ "مطلق"ی وجود ندارد اما آیا لازم است به آن وادی کشیده شویم؟ بوضوح خیر. زیرا اینکه اینها دو بحث هستند یا نه فقط در مبحثی چون "ذات" اهمیت می یابد نه وقتی که بر سر یکی از این دو عنوان بحث میکنیم. بنابراین در این نگاه اخیر این دو بحث کاملا در طول یکدیگر قرار میگیرند. اما گذشته از آن نوع ورود شما به بحث جالب است. صراحتا برای پراندن جمله ای آمده اید و بس. البته همین را هم مطابق آن دستور کلی انجام میدهید که شما را مؤظف به «اخته ی مباحث» میکند. فقط من نیستم که این را میگویم و امروزه از دهان هر پرسشگری این سخن شنیده میشود که در یک حرکت هماهنگ و سراسری کلیه ی علمای عظام مأمور تخریب مباحث هستند.. و براستی که تمام طول تاریخ انباشته از همین ترفند آخوندی است. تا آنزمان که پیوندهای میان مردم و علمای دینی به دلیل چیزی غیر از حقانیت است این رفتار آخوندیسم ادامه خواهد یافت، اما آنگاه که مردم از قید شکم و زیرناف فارغ شوند آنگاه جدیت و دقت را از مباحثان می طلبند و آنوقت است که سیه روی شود هر که در او غش باشد. مثلا میفرمایید این پرسش در دوران کودکی بسراغ آدم می آید.. آیا باید بر سر مضحک بودن چنین سخنی بحث کنیم؟ وقتی محمد نبی در سن چهل و اندی سالگی متوجه شد خدا کیست؟ وقتی اینهمه کتاب فلسفی در رد خدا نوشته شده و یا به بحث در این زمینه اختصاص دارد آیا باید دنبال تاریخ تولد نویسنده اش باشیم؟ همین یک جمله «هم گویای معرفت نویسنده اش است» و «هم نشان دهنده ی ارزش و اعتباری که میتوان برای سخنش قائل شد». اگر همچنان که از املا و انشای مبارک هویداست زیاد اهمیتی به مطلب نمیدهید چرا وارد بحث میشوید؟ آیا جز اینست که همانطور که گفتم نان و آبتان در گرو همین طرز برخورد با مخاطب و پرسشگر است؟ من بتازگی متوجه شدم که هیچ راهی برای گریز از قبول وجود خدا نمیتوان یافت و جز با جزمیت نمیتوان درباب چندوچون آن سخنی گفت.. اما سخن من که بعد از سی سال مطالعه ی جدی و تمام وقت گفته شده ابدا با سخن شما برابر نیست. من همچنان بر سر تحدی خود باقی هستم که شما اگر تمام بضاعت خود را یک کاسه کنید نمیتوانید واژه ای سخن گفت. حتی یک سرفه نمیتوانید بکنید. زیرا به پرسشی که پس از ان از شما میشود نمیتوانید پاسخ بدهید و هیچکاری نمیتوانید بکنید جز اینکه به صحرای کربلا بزنید و سفسطه و مغلطه را ترکیب کنید تا ذهن مخاطبان کنجکاو را مخدوش کنید (اگر این صفحه واقعا مجازی نباشد.. وگرنه حتی از این دغدغه نیز فارغ خواهید بود). میگویید نه؟ بفرمائید بگویید 1-علیت چه مشکلی از معمای هستی را حل میکند. 2- بزبان ساده و مستند چگونه میتوان تسلسل علیت را در جائی قطع نمود؟ آنچه بزبان عربی غلیظ گفتید نیز کافیست.. بشرط آنکه سه پایه ای را که ساختید با مثالی از حاق واقع بیان کنید. این دومی را فقط برای روشن شدن بحث برای مخاطب سوم میگویم وگرنه بازهم گفتم که شما پاسخ هیچ پرسشی در اطراف سخن خود را نمیتوانید بدهید. امیدوارم یکروزی راه بهتری برای پیروزی در تنازع بقا پیدا کنید.

    نیستی هست

  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    346
    تشکر:
    1
    حضور
    90 روز 2 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    5



    نقل قول نوشته اصلی توسط r.daramroei نمایش پست
    براساس تجربه و مطالعاتم میدانم که بیش ازین (آنچه خودم در این تاپیکها دیدم.. و در کتابهای مرجع و بسیار معتبر) چیزی برای گفتن ندارند. اما من خودم پس از مدتی تحقیق جدی به این اعتقاد رسیدم که خدا سرزمین ممنوعه ی انسان است. انسان یعنی عقل، و عقل راهی به خدا نمی یابد.

    با عرض سلام

    پیش از هر چیز بگویم مطالبی که مینویسم نه جانبداریست و نه دفاع از قشری خاص . تنها در خصوص مطالبی که عرض کردید مینویسم که بدانید در فلسفه اسلامی ذات خداوند در توصیف نمیگنجد (سبحان رب السماوات والارض رب العرش عما یصفون) و از محدوده ی ذهن بشر خارج است اما اینگونه نیست که عقل راهی بسوی او نیابد برعکس از در و دیوار وجود وجه الهی پیداست ( فاینما تولوا فثم وجه الله ) و وجود او حتی از موجودات دیگر نیز واضحتر است (افی الله شک فاطر السماوات و الارض) .

    نظر بنده این است که راه رسیدن به خدا از راه عقل جدا نیست بلکه از راه عقل ورزی افراطی جداست و به همین دلیل حتی اگر تا انتهای جهان نیز هیچ فیلسوفی نتواند برهان خدشه ناپذیر بر وجود خدا ارائه کند عجیب نخواهد بود ضمن اینکه (بنظر بنده) بسیاری از براهینی که تا کنون بر وجود خدا ارائه شده نیز بیشتر به گره های کوری میماند که میتواند انسان را فرسنگها از صورت مسئله دور کند.

    با تشکر ...
    ویرایش توسط az4deh : ۱۳۹۲/۰۱/۳۰ در ساعت ۰۴:۱۵


    سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ




صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود