صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا به آیت الله خامنه ای می گن ولی امر مسلمین؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    96
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا به آیت الله خامنه ای می گن ولی امر مسلمین؟




    با سلام و احترام
    برام سوال شده چرا به رهبری می گن ولی امر مسلمین؟
    مگه همه مسلمون های جهان ایشون رو قبول دارند؟
    مرا اينگونه باور کن...
    کمي تنها ،
    کمي بي كس... ،
    کمي از يادها رفته... ،
    خدا هم ترک ما کرده ،
    خدا ديگر کجا رفته...؟!
    نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟
    که شايد هم به جرم آن ،
    غريبي و جدايي هست..؟؟؟



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    698
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    16 روز 11 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    2



    با نام و یاد دوست





    چرا به آیت الله خامنه ای می گن ولی امر مسلمین؟






    چرا به آیت الله خامنه ای می گن ولی امر مسلمین؟

    ویرایش توسط طاهر : ۱۳۹۲/۰۲/۱۵ در ساعت ۰۵:۴۰ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام به شما دوست عزیز
    نقل قول نوشته اصلی توسط عاشقان نمایش پست
    برام سوال شده چرا به رهبری می گن ولی امر مسلمین؟
    مگه همه مسلمون های جهان ایشون رو قبول دارند؟
    سؤال فوق قبلا در سایت مطرح و پاسخگوئی شده است، جمع بندی این پاسخ را برگرفته از سایت پاسخگو مطالعه نمائید:

    ولايت بر مردم از شؤون ربوبيت الهي است .تنها با نصب و اذن خدا، مشروعيت مي‏ يابد . چنان كه معتقديم اين قدرت قانوني به پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع داده شده است. در زمان غيبت بر اساس ادله عقلي متعدد و روايات زيادي كه از امامان معصوم(ع) وارد شده، فقيه جامع‏ الشرايط عهده‏ دار منصب ولايت و رهبري جامعه اسلامي مي‏ باشد . از طرف امام زمان(عج) به صورت عام منصوب مي‏باشد.
    بنابراين نام ولي امر مسلمين جهان، يكي از القاب واقعي براي مجتهد جامع‏ الشرايطي است كه در زمان غيبت امام معصوم براي رهبري و اداره امور سياسي، اقتصادي، اجتماعي و... جامعه، از سوي امامان معصوم منصوب گرديده است .

    بر اين مطلب دلايل عقلي و نقلي متعددي دلالت دارد. مانند: توقيع شريف امام زمان كه مي‏فرمايند:
    « و اما الحوادث الواقعه فارجعوا الي رواه احاديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله عليهم » در توقيع از فقها باعنوان حجت ياد شده ، يعني فقيه بر همگان حجت است . معنايش اين است که فقيه بر همه مسلمانان ولايت دارد.

    پس چنين نيست كه لقب ولايت و جانشيني از امامان معصوم(ع) را ولي‏فقيه براي خود برگزيده باشد. بلكه از طرف امامان معصوم داراي چنين مسؤوليتي مي‏باشد. اما اين كه چگونه ولي‏ فقيه شيعه اثني ‏عشري بر ديگر مسلمانان حتي غيرشيعه اثني ‏عشري ولايت دارد، به دليل ادله متعدد عقلي و نقلي است كه ولي‏ فقيه را جانشين پيامبر و ائمه اطهار مي‏داند . همان گونه كه اين بزرگواران بر همه مردم حتي كساني كه ولايت ايشان را قبول نداشتند ،حق ولايت داشتند، ولي‏ فقيه جامع ‏الشرايط هم داراي تمام اين شؤون مي‏باشد،(1) همان‏گونه كه اقليم جغرافيايي، فتواي مجتهد و مرجع تقليد را شرعا محدود نمي‏كند. قلمرو ولايت‏ فقيه را نيز شرعا محدود نمي‏ سازد.

    ولي‏ فقيه شرعا مي‏تواند همه جوامع اسلامي روي زمين را اداره كند. ذاتا محدوديتي ندارد مگر مانع طبيعي يا سياسي در بين باشد، كه در اين صورت هر فقيهي كه داراي شرايط رهبري ولايت بود ، در منطقه خود كشور را اداره مي‏كند. اما اگر مانع سياسي نباشد، مليت ملاك نمي‏باشد، بلكه هر فقيهي كه در ساير شرايط رهبري اعلم باشد، ولايت دارد . ساير فقها فقط به وسيله نصب از طرف ولي ‏فقيه اعلم (و آن هم در صورتي كه شرايط موجود بين‏ المللي اجازه دهد و موانع سياسي در كار نباشد )مي ‏توانند رهبري منطقه خويش را داشته باشند.

    نكته لازم در اين زمينه ، تابعيت از نظر اسلام مي‏باشد: از ديدگاه اسلام مرزهاي جغرافيايي جداكننده ملت‏ها و كشورها نيست. آنچه كه اهميت دارد مرز عقيدتي است . كره زمين به دو قسمت دارالاسلام و دارالكفر تقسيم مي‏شود .

    به عقيده شيعيان سراسر دارالاسلام بايد تحت قيادت و امامت امام معصوم واحدي اداره شود . حاكمان هر منطقه از طرف او نصب و به كار گمارده شوند . همه آنان مجريان قانون اسلام و فرمان‏هاي امام معصوم خواهند بود، هر چند ممكن است در حوزه حكومت خويش اختياراتي از طرف امام معصوم به ايشان واگذار شود . نيز مقررات ويژه‏ اي را در چارچوب قوانين اسلامي و با رعايت مصالح مسلمانان و به اقتضاي شرايط خاص زماني و مكاني به اجرا گذارند. (2 )


    موفق باشید.
    ـــــــــــــــ

    1 . مرجعيت، سيد هدايت اللّه‏ طالقاني، ص49 .
    2 . آيت‏اللّه‏ جوادي آملي، ولايت ‏فقيه ،ص 400 و 478 ؛
    فصلنامه حكومت اسلامي، سال اول، شماره اول،آيت‏اللّه‏ مصباح يزدي، اختيارات ولي‏فقيه در خارج از مرزها، ص 81.









    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۲/۰۲/۱۶ در ساعت ۱۸:۴۶
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    نقل قول نوشته اصلی توسط صالح نمایش پست
    به عقيده شيعيان سراسر دارالاسلام بايد تحت قيادت و امامت امام معصوم واحدي اداره شود . حاكمان هر منطقه از طرف او نصب و به كار گمارده شوند . همه آنان مجريان قانون اسلام و فرمان‏هاي امام معصوم خواهند بود، هر چند ممكن است در حوزه حكومت خويش اختياراتي از طرف امام معصوم به ايشان واگذار شود . نيز مقررات ويژه‏ اي را در چارچوب قوانين اسلامي و با رعايت مصالح مسلمانان و به اقتضاي شرايط خاص زماني و مكاني به اجرا گذارند. (2 )
    سلام و عرض ادب
    با این حساب باید همه حاکمان کشورهای اسلامی به دستور رهبر ما تعیین بشن و تحت نظر ایشان کار کنند اما اینگونه نیست؟؟؟؟



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام به شما دوست عزیز

    اگر بیشتر در پاسخ ارائه شده دقت می کردید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط صالح نمایش پست
    ولي‏ فقيه شرعا مي‏تواند همه جوامع اسلامي روي زمين را اداره كند. ذاتا محدوديتي ندارد مگر مانع طبيعي يا سياسي در بين باشد، كه در اين صورت هر فقيهي كه داراي شرايط رهبري ولايت بود ، در منطقه خود كشور را اداره مي‏كند. اما اگر مانع سياسي نباشد، مليت ملاك نمي‏باشد، بلكه هر فقيهي كه در ساير شرايط رهبري اعلم باشد، ولايت دارد .
    شاید این سؤال را نمی پرسیدید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط seyed yasin نمایش پست
    با این حساب باید همه حاکمان کشورهای اسلامی به دستور رهبر ما تعیین بشن و تحت نظر ایشان کار کنند اما اینگونه نیست؟؟؟؟
    علی ای حال دو پاسخ دیگر به این سؤال شما ارائه می شود:
    اول
    به آقا علی بن ابیطالب (علیهما السلام) می گفتند، وصی رسول الله، خلیفة رسول الله، امیر المؤمنین، امام المسلمین، امام المتقین و سائر القاب دیگر ایشان، اما آیا همه مؤمنین امامت ایشان را قبول کردند؟

    آیا همه مسلمین و متقین ایشان را امام خود می دانستند؟

    آیا همه پیروان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ایشان را خلیفة و وصی رسول الله می دانند؟

    پاسخ سؤالات فوق منفی است، اما چیزی از عنوان ایشان و استحقاقشان نمی کاهد.

    نه ولی فقیه برتر از امام معصوم است و نه حاکمان کشورهای اسلامی بدتر از غاصبان خلافت، اگر غاصبان خلافت ولایت را نپذیرفتند دلیل حق ولایت نداشتن امام معصوم نیست،‌ همچنین اگر حکّام کشورهای اسلامی ولایت نماینده امام زمان را نپذیرند دلیل حق ولایت نداشتن ولی امر مسلمین نیست.

    دوم
    بصورت واضح و شفاف امر ولایت منحصر در سه جایگاه است،‌ خدا، رسول، امام:

    إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون‏، سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند(1)

    به کلمه انما که به معنای انحصار است بیشتر دقت کنید، اگر کسی بخواهد بر مسلمین ولایت داشته و حکومت نماید باید منتسب به جایگاه فوق باشد و الا طاغوت است، لذا اگر حکام کشورهای اسلامی امر و نهی نماینده امام زمان را نپذیرند در واقع امر خدا را نپذیرفتند، و اشکالی بر نماینده امام زمان نیست بلکه بر مدعیان اسلامی که قرآن را قبول ندارند اشکال وارد است.

    واقعیت و نیاز امروز جهان اسلام نیز مؤید مطلب فوق است، مثلا همین امروز در خبرها آمده بود که مشاور رسانه ای دفتر نخست وزیر عراق گفته راه نجات از وضعیت کنونی حاکم بر جهان، تمسک به ولایت فقیه است.

    موفق باشید.
    ـــــــــــــ
    1. مائده/55.

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۲/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۰:۳۰
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    96
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    صالح جان مرسی عالی بود
    برام همه چی روشن شد
    مرا اينگونه باور کن...
    کمي تنها ،
    کمي بي كس... ،
    کمي از يادها رفته... ،
    خدا هم ترک ما کرده ،
    خدا ديگر کجا رفته...؟!
    نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟
    که شايد هم به جرم آن ،
    غريبي و جدايي هست..؟؟؟



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    88
    تشکر:
    1
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صالح نمایش پست
    ولايت بر مردم از شؤون ربوبيت الهي است .تنها با نصب و اذن خدا، مشروعيت مي‏ يابد . چنان كه معتقديم اين قدرت قانوني به پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع داده شده است. در زمان غيبت بر اساس ادله عقلي متعدد و روايات زيادي كه از امامان معصوم(ع) وارد شده، فقيه جامع‏ الشرايط عهده‏ دار منصب ولايت و رهبري جامعه اسلامي مي‏ باشد .

    عجب ... میشه واسه این حرفتون یه دلیل هم بیارید ... چون تا جایی که من اطلاع دارم ائمه تنها در امور حسبیه (حجیت فتوا و قضاوت) به علما در زمان غیبت ولایت داده اند . نه چیز دیگری ... البته اگر هم خواستید جواب دهید خواهشا روایات مرجعیت رو به ولایت فقیه نچسبونید .


  9. تشکر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    88
    تشکر:
    1
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قال حدثنا أبو سهل قال حدثنا محمد بن عبد المؤمن قال حدثنا أحمد بن محمد بن غالب قال أخبرنا هدية بن عبد الوهاب عن عبد الحميد عن عبد اللّه بن عبد العزيز قال: قال لي علي بن أبي طالب علیه السلام و خطب بالكوفة فقال أيها الناس الزموا الارض من بعدي و اياكم و الشذّاذ من آل محمد فإنه يخرج شذاذ آل محمد فلا يرون ما يحبون لعصيانهم أمري و نبذهم عهدي و تخرج راية من ولد الحسين تظهر بالكوفة بدعامة أمية و يشمل الناس البلاء و يبتلى اللّه خير الخلق حتى يميز الخبيث من الطيب و يتبرأ الناس بعضهم من بعض و يطول ذلك حتى يفرج اللّه عنهم برجل من آل محمد (ص) و من خرج من ولدي فعمل بغير عملي و سار بغير سيرتي فأنا منه برى‏ء و كل من خرج من ولدي قبل المهدي فانما هو جزور و ايام و الدجالين من ولد فاطمة فان من ولد فاطمة دجالين، و يخرج دجال من دجلة البصرة و ليس مني و هو مقدمة الدجالين كلهم .أقول: هذا حديث صريح بنهي مولانا علي «ع» ولده أن يخرج أحد منهم قبل المهدي علیه السلام . الملاحم والفتن السید بن طاووس ص110 باب السادس والثلاثون فی نهی مولانا علی علیه السلام اولاده ان یخرج احد منهم قبل المهدی و ان من خرج منهم قبله فإنما هو جزوز

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سروش نمایش پست
    عجب ... میشه واسه این حرفتون یه دلیل هم بیارید ... چون تا جایی که من اطلاع دارم ائمه تنها در امور حسبیه (حجیت فتوا و قضاوت) به علما در زمان غیبت ولایت داده اند . نه چیز دیگری ... البته اگر هم خواستید جواب دهید خواهشا روایات مرجعیت رو به ولایت فقیه نچسبونید .

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    علاوه بر دلیل های عقلی که به صورت برهانی توسط علمای بزرگ شیعه تبیین شده است ادله نقلی هم در کتب روایی آمده است
    ادلّه نقلى اين مسأله عبارت از رواياتى است كه دلالت بر ارجاع مردم به فقها براى رفع نيازهاى حكومتى (بويژه مسائل قضايى و اختلافات حقوقى) دارد و يا فقها را به عنوان «اُمنا» يا «خُلفا» و «وارثان» پيامبران و كسانى كه مجارى امور بدست ايشان است معرّفى كرده است. درباره سند و دلالت اين روايات بحث هاى فراوانى انجام گرفته كه دراين جا مجال اشاره به آنها نيست و بايد به كتاب‌ها و رساله هاى مفصّل و تخصّصى اين موضوع مراجعه كرد. در ميان اين روايات، مقبوله عمر بن حنظله و مشهوره ابو خديجه و توقيع شريف كه در پاسخ اسحاق بن يعقوب صادر شده بهتر قابل استناد است و به نظر ما تشكيك در سند چنين رواياتى كه از شهرت روايى و فتوايى برخوردارند، روا نيست. و از نظر دلالت هم به نظر ما دلالت آنها بر نصب فقها به عنوان كارگزاران امام مقبوض اليد روشن است و اگر احتياج به چنين نصبى در زمان غيبت بيش تر نباشد كم تر نخواهد بود. بنابراين با سرايت ملاك نصب فقيه در زمان حضور به زمان غيبت، و باصطلاح علمى و فنّى به «دلالت موافقه»
    نصب فقيه در زمان غيبت هم ثابت مى‌شود و احتمال اين كه نصب ولىّ امر در زمان غيبت به خود مردم واگذار شده باشد گذشته از اين كه كوچك ترين دليلى براى آن وجود ندارد با توجّه به ربوبيت تشريعى خداوند (مفاد آيه ان الحكم الاّ للّه و دلايل ديگر) سازگار نيست و هيچ فقيه شيعه‌اى (جز در اين اواخر) آن را به عنوان يك احتمال هم مطرح نكرده است.

    روايتى كه در بين فقهاء به «توقيع شريف» مشهور است. اين توقيع را عالم بزرگ و كم نظير شيعه، مرحوم شيخ صدوق در كتاب اكمال الدين خود آورده است. اين توقيع در واقع پاسخى است كه حضرت ولى عصر امام زمان(عليه السلام) در جواب نامه اسحاق بن يعقوب مرقوم داشته اند. اسحاق بن يعقوب در اين نامه سؤالاتى را به محضر شريف آن حضرت ارسال داشته كه از جمله آنها اين است كه در مورد «حوادث واقعه» كه در زمان غيبت پيش خواهد آمد وظيفه ما چيست؟ آن حضرت در اين باره مى‌فرمايند:

    وَ اَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةِ فَارْجِعُوا فِيهَا اِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَاِنَّهُمْ حُجَّتِى عَلَيكُمْ وَ اَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيهِمْ(اكمال الدين، ج 1، ص 483)
    دلالت:در مورد توضيح مراد از «حوادث واقعه» كه در متن توقيع شريف آمده بايد بگوييم بسيار بعيد است كه منظور اسحاق بن يعقوب از آن، احكام شرعى و همين مسائلى كه امروزه معمولاً در رساله هاى عمليه نوشته مى‌شود بوده باشد زيرا اوّلا براى شيعيان معلوم بوده كه در اين گونه مسائل بايد به علماى دين و كسانى كه با اخبار و روايات ائمه و پيامبر(عليهم السلام) آشنايى دارند مراجعه كنند و نيازى به سؤال نداشته است.
    بنابراين، سؤال اسحاق بن يعقوب از محضر حضرت ولى عصر(عليه السلام) در واقع اين است كه در مورد مسائل و مشكلات اجتماعى جامعه اسلامى كه در زمان غيبت شما پيش مى‌آيد وظيفه ما چيست و به چه مرجعى بايد مراجعه كنيم؟ و آن حضرت در جواب مرقوم فرموده‌اند كه در اين مورد به «راويان حديث ما» مراجعه كنيد.
    و مقصود از «راويان حديث» در واقع همان فقها و علماى دين هستند.
    با توجّه به توضيحى كه درباره دو واژه «حوادث واقعه» و «رواة حديث» داديم اكنون معناى توقيع شريف اين مى‌شود كه امام زمان(عليه السلام) فرموده‌اند «درباره مسائل و مشكلات و رخدادهاى اجتماعى كه در زمان غيبت من در جامعه اسلامى پيش مى‌آيد به فقها و علماى دين مراجعه كنيد زيرا آنان حجّت من برشمايند و من حجّت خدا بر آنان هستم.» و دلالت چنين جمله‌اى بر ولايت فقيه در زمان غيبت بسيار روشن و واضح است.
    و اطلاق این روایت فراتر از امور حسبه است
    .

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  12. تشکرها 2


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2ـ روايت ديگرى كه مى‌توان در اثبات ولايت فقيه به آن استناد كرد حديثى است كه به مقبوله عمربن حنظله مشهور است. در اين حديث، امام صادق(عليه السلام) در بيان تكليف مردم در حلّ اختلافات و رجوع به يك مرجع صلاحيت دار كه حاكم بر مسلمين باشد چنين مى‌فرمايد:

    «... مَنْ كَانَ مِنْكُمْ قَد رَوَى حَِديثَنَا وَ نَظَرَ فِى حَلاَلِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ اَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَاِنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيكُمْ حَاكِماً فَاِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَم يَقْبَلْهُ مِنْهُ فَاِنَّمَا اِسْتَخَفَّ بِحُكْمِ اللَّهِ وَ عَلَيْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَيْنَا كَالرَّادِّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّهِ(اصول كافى، ج 1، ص 67؛ وسايل الشيعه، ج 18، ص 98.)

    ... هر كس از شما كه راوى حديث ما باشد و در حلال و حرام ما بنگرد و صاحب نظر باشد و احكام ما را بشناسد او را به عنوان داور بپذيريد. همانا من او را حاكم بر شما قرار دادم. پس هر گاه حكمى كرد و از او قبول نكردند، حكم خدا را سبك شمرده‌اند و ما را رد كرده‌اند و آن كس كه ما را رد كند خدا را رد كرده و رد كردن خدا در حدّ شرك به خداى متعال است.
    ديهى است كه عبارت «قَد رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِى حَلاَلِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ اَحْكَامَنَا» در اين حديث جز بر شخصى كه فقيه و مجتهد در احكام و مسائل دين باشد قابل تطبيق نيست و قطعاً منظور امام(عليه السلام) فقها و علماى دين هستند كه آن حضرت ايشان را به عنوان حاكم بر مردم معرّفى كرده و حكم فقيه را نظير حكم خويش قرار داده است؛ و بديهى است كه اطاعت حكم امام معصوم(عليه السلام) واجب و الزامى است. بنابراين، اطاعت حكم فقيه نيز واجب و الزامى است و همانگونه كه خود امام(عليه السلام) فرموده، رد كردن و قبول نكردن حاكميت و حكم فقيه به منزله نپذيرفتن حاكميت امام معصوم(عليه السلام) و استخفاف به حكم ايشان است كه آن نيز گناهى است بزرگ و نابخشودنى؛ زيرا كه نپذيرفتن حكم امام معصوم(عليه السلام) عيناً رد كردن و نپذيرفتن حاكميت تشريعى خداى متعال است كه در روايت گناه، آن در حدّ شرك به خداوند دانسته شده است.

    نکته مهم در این روایت این است که امام فقها را حاکم معرفی میکند: فَاِنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيكُمْ حَاكِماً
    و همه این موارد فراتر از امور حسبه است.
    علاوه بر این ادله روایی ادله عقلی متقنی هست که ولایت فقیه را فراتر از امور حسبه اثبات می کنند.
    برای اطلاع بیشتر از مبانی ولایت فقیه به کتاب ولایت فقیه اثر آیه الله مصباح مراجعه فرمایید



    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۲/۰۷/۰۶ در ساعت ۲۰:۲۲
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  14. تشکرها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود