صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مااز كجا آمده ايم ؟ چرا ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مااز كجا آمده ايم ؟ چرا ؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط ذهن آزاد
    سرور گرامي جناب حسين تبار --- ما از هيچ آمديم و.....
    خدا از نظر من وجودي است كه خود عامل خودش باشد. خرد و هوش چنين ويژگي را دارند. در واقع خداوند ،خرد است .(پ 74 چرا خدا رابندگي كنيم؟) در اين مدلي كه من تعريف كرده ام جايي براي بندگي نيست و خداي من دنبال بنده و غلام نمي گردد. پ77.
    دوست گرامي جناب ذهن آزاد با دروداز آنجا كه شما درتاپيكهاي مختلف ، تعريفي از خدا نموديد كه نياز به بندگي داشته باشد و چون بندگي كردن غلامي و اسارت است. پس نتيجه ميگيريد كه اساسا خدايي نيست تا امر به بندگي كند!
    اما بارها عرض نمودم كه اين تعريف شما از خدا با تعريفي كه ما از خدا داريم (واجب الوجود كاملا بي نياز )فرق بسيار دارد. براي اين كه مساله را از اساس بررسي كنيم. بعنوان يك انسان من در چند جمله از پستهاي خودت سوال دارم .. بله : ما از هيچ آمديم .. لطفا صريح بفرمائيد.
    1- چه كسي مارا آفريد؟ براي چه؟
    اگر شما روزي هيچ بوديد خرد شما هم هيچ بود! پس چگونه ميگوئيد خردتان ، خداونداست؟! اين تناقض آشكار است!! پس بفرمائيد ؛
    2- خردتان كه هيچ بود ، چه كسي آن را آفريد؟
    ویرایش توسط hoseintabar : ۱۳۸۷/۰۴/۳۱ در ساعت ۱۴:۳۶
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب ذهن آزاد بی صبرانه منتظر جوابیم
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    452
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1- بر اساس نظریه توحید ؛ خلق از هیچ محال است، و هیچ خدایی نمی تواند خلق از هیچ کند.
    2- ما از کجا آمده ایم ؟ ما نتیجه تکامل و حرکت ماده ؛ در یک فرایند 14 میلیارد ساله هستیم. محل آن هم در محل مهبانگ بوده است.
    3- چرا بوجود آمده ایم ؟ چون خدای نظریه توحید وجود دارد. وجود او چرایی پیدایش انسان را پاسخ میدهد.
    در "لا احب الافلین " پاکی ز صورت ها یقین
    در پیش چشم های غیب بین ؛ هر دم زتو تمثال ها

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    264
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعجب دقت فرمائيد




    نقل قول نوشته اصلی توسط alijohar نمایش پست
    1- بر اساس نظریه توحید ؛ خلق از هیچ محال است، و هیچ خدایی نمی تواند خلق از هیچ کند.
    2- ما از کجا آمده ایم ؟ ما نتیجه تکامل و حرکت ماده ؛ در یک فرایند 14 میلیارد ساله هستیم. محل آن هم در محل مهبانگ بوده است.
    3- چرا بوجود آمده ایم ؟ چون خدای نظریه توحید وجود دارد. وجود او چرایی پیدایش انسان را پاسخ میدهد.
    جناب عليجوهر بادرود هر چند اين سوال در خصوص ادعاي جناب ذهن آزاد است و ايشان بايد براين ادعاش پاسخ دهند !كه تاكنون با وجود On ‌بودن پاسخي ندادند!
    اما جناب عليجوهرظاهرا متوجه منظور نشديد.
    اينگونه استدلال را شما قبلا كه ما استناد به قرآن و روايات ميكرديم قبول نميكرديد و ميگفتيد ملاك عقل من هست.!!
    دراين فرض ما هنوز در راه دستيابي به پاسخ عقلي هستيم و هنوز معلوم نيست خدايي باشد چگونه يهو شما بر اساس نظريه توحيد(خداپرستي) مياييد خدا را ثابت ميكنيد؟!! (دقت فرمائيد)
    حالا سوال راساده تر بگم.
    اولا : شما كه از شكم مادرتوت بيرون اومديد و او از مادرش و او از ...... تا آخر، اون اولين انسان را چگونه خلق شد يا كي آفريد.؟ سوال كه خيلي ساده هست !!
    ثانيا: اون كسي كه اولين انسان را خلق نمود چه نيتي براي خلق مخلوقات داشت.؟
    جناب ذهن آزاد ما همچنان منتظر پاسخ شما بر اين ادعاتون هستيم تا به نتيجه منطقي برسيم. موفق باشيد

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    321
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoseintabar نمایش پست
    دوست گرامي جناب ذهن آزاد با درود:gol:از آنجا كه شما درتاپيكهاي مختلف ، تعريفي از خدا نموديد كه نياز به بندگي داشته باشد و چون بندگي كردن غلامي و اسارت است. پس نتيجه ميگيريد كه اساسا خدايي نيست تا امر به بندگي كند!
    نقل قول نوشته اصلی توسط hoseintabar نمایش پست
    اما بارها عرض نمودم كه اين تعريف شما از خدا با تعريفي كه ما از خدا داريم (واجب الوجود كاملا بي نياز )فرق بسيار دارد. براي اين كه مساله را از اساس بررسي كنيم. بعنوان يك انسان من در چند جمله از پستهاي خودت سوال دارم .. بله : ما از هيچ آمديم .. لطفا صريح بفرمائيد.
    1- چه كسي مارا آفريد؟ براي چه؟
    اگر شما روزي هيچ بوديد خرد شما هم هيچ بود! پس چگونه ميگوئيد خردتان ، خداونداست؟! اين تناقض آشكار است!! پس بفرمائيد ؛
    2- خردتان كه هيچ بود ، چه كسي آن را آفريد؟

    با سلام خدمت همه دوستان و همراهان اين بحث

    من قبلا" هم گفته بودم كه اين بستگي به اين دارد كه چه چيزي را خودمان بدانيم. بدنمان و يا مجموعه اطلاعاتي كه بودن را با آن درك مي كنيم.

    با توجه به وجود تكامل ، مي بايست نقطه آغازي را براي هستي قائل شد. من اين آغاز را در نظريه بيگ بنگ هم نمي دانم شايد نقطه اي خيلي دورتر.
    دانش امروز در خصوص ذرات بنيادين مي گويد كه همه چيز نتيجه جنبش و حركت است و همه چيز در يك تقارن قرار مي گيرد. ماده و ضد ماده و انرژي هاي مثبت و منفي. بنابراين مي توان فرضيه هايي را در نظر گرفته كه بيانگر آنست كه كل جهان هستي از يك تقارن بزرگ ايجاد شده باشد و تنها بخش هايي از آن براي ما قابل درك و مشاهده شده است.
    بدليل درك زمان و تكامل مي بايست آغازي را براي پيدايش جهان قائل بود. زمان بينهايت بسيار موهوم تر از هيچ است !
    پذيرش سرآغاز براي جهان هستي ما را به اين نقطه رهنمون مي كند كه نقطه شروع بايد از هيچي مطلق آغاز شده باشد. يك يكتايي. تنها مفهوم يكتايي را در هيچ مي توان يافت اين جالب نيست.
    بنابراين كل جهان هستي علي رغم اينكه در نظر ما اينگونه گسسته و مستقل جلوه گر شده مي بايست ساختاري منفرد داشته باشد.
    پايه اي ترين ذرات مادي داراي ساختاري پيچيده هستند. كوچكترين ذرات در جهان هستي همانند منبع حافظه و پردازنده اي فوق تصور ما عمل مي كنند و قوانين هستي در نهاد آنها قرا گرفته است.

    در برابر خرد و شعور ما جهان هستي داراي كاركرد و برنامه ريزي است اما كليد شكل گيري اشكال مختلف مادي در اتفاقات قرار گرفته است. برنامه ريزي براي تكامل و شكل گيري حيات در نقاط بسيار پراكنده، در گستره جهان هستي.

    وقتي ما نباشيم كه بدانيم هستيم و جهاني هست ، بودن جهان چه اهميتي دارد و از همه مهم تر اينكه وجود هاي مستقلي چون ما چه اهميتي دارد كه در كجا شكل بگيرد در كهكشان راه شيري و يا آندرومدا!

    با پذيرش آغاز ، شكل گيري اتفاقي رنگ مي بازد و اراده و ميل و خواست وجودي برتر لاجرم قبل از خلقت قابل پذيرش مي گردد.
    لازمه هر خلقتي خرد و هوش است چرا كه جهان مي بايست در جايي خواسته شده و تصور گردد. آيا شما در اطراف خود مي توانيد ردي از چيزي بيابيد كه وابسته به خود باشد و خود علت خود باشد؟ اين ويژگي در هوش و هوشياري ما وجود دارد. در همان روح خدايي كه بدنبالش هستيم. همان بخشي كه ميل به تكامل و كمال دارد و در جهان مادي در منظر ما به اشكال گوناگون جلوه گر مي شود. همان وجودي كه از رگ گردن به ما نزديك تر است و ما هميشه آنرا ناديده مي گيريم .

    اما هوشياري چيست؟ هوشياري ما در كجاي بدن ماست؟ بدن ما و جهان مادي تنها ابزارهاي درك و تشخيص براي وجود ماست كه قائم به خودش و واجب به خودش است.

    اما برگرديم به هدف. اگر به پذيريم كه قبل از هر جنبشي و قبل از هر خلقتي وجودي هوشمند كه در درون خود بوده و خود علت و حد خود بوده مي بايست وجود مي داشته، آيا بي نياز مطلق بوده است و بي جهت جهاني را متصور شده؟
    تكامل در ذات وجود او بوده و بدون تكامل و تغيير، او دركي از بودن را از دست مي داده است. در مرحله اي از تكامل ذاتي او نياز هايي چون ادراك و احساسات را در نظر گرفته است . نيازهايي چون خلاقيت، ديده شدن و درك شدن و در حد آن عشق ورزيدن. آيا در يكتايي دركي از عشق وجود خواهد داشت؟

    آيا جهان هستي طرحي براي تجربه عشقي حقيقي نيست؟ وجود چنين برداشتي كه در گفته هاي اهل طريقت در سراسر جهان نهفته است تصادفي است؟
    آيا شما در تنهايي مي توانيد عشقي را تجربه كنيد؟ آيا شما مي توانيد به موجوداتي عشق بورزيد كه دركي از بودن و بزرگي شما نداشته باشند؟ آيا عشق حقيقي براي موجودات كوته فكر قابل درك است؟

    بنابراين شما براي رشد و تكامل سريعتر همنوعان خود برنامه ريزي مي كنيد. و جهان هستي را بعنوان ميداني براي درك و تجربه اين هوشياري هاي مستقل كه در خود و با ميل خود تظاهر مي بابند قرار مي دهيد تا همچون شما شوند. در اين مسير كه تماما" ذهني و دروني است هيچ حد و مرزي به غير از درك خود شما وجود ندارد.

    اين گفته ها تنها نظريه ايست كه براي من درك بهتري از زندگي را ايجاد كرده است. شايد جهان بدين گونه كه مي گويم نباشد. اما اين جهان بيني در منظر نگاه من از تناقضات كمتري برخوردار است و هستي را باشكوه تر و زيباتر نمايان مي كند و هدف آنرا با معني تر بيان مي كند.

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alijohar نمایش پست
    1- بر اساس نظریه توحید ؛ خلق از هیچ محال است، و هیچ خدایی نمی تواند خلق از هیچ کند.

    2- ما از کجا آمده ایم ؟ ما نتیجه تکامل و حرکت ماده ؛ در یک فرایند 14 میلیارد ساله هستیم. محل آن هم در محل مهبانگ بوده است.
    3- چرا بوجود آمده ایم ؟ چون خدای نظریه توحید وجود دارد. وجود او چرایی پیدایش انسان را پاسخ میدهد.
    به نام خدا سلام
    اگر بنا به گفته شما خداوند نمیتواند از هیچ خلق کند حضرت عیسی را چگونه خلق کرده؟؟

    قبل از به قول شما فرآیند 14 میلیارد ساله چی؟؟بقیه موجودات چی؟؟؟

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تكامل در ذات وجود او بوده و بدون تكامل و تغيير،
    اين جمله شما با توجه به آيه كل يوم هو في شان تا حدودي قابل توجيه است.
    او دركي از بودن را از دست مي داده است. در مرحله اي از تكامل ذاتي او نياز هايي چون ادراك و احساسات را در نظر گرفته است . نيازهايي چون خلاقيت، ديده شدن و درك شدن و در حد آن عشق ورزيدن. آيا در يكتايي دركي از عشق وجود خواهد داشت؟

    اما اين گفته با قرآن تناقض دارد.
    الله الصمد
    اين تناقض را چگونه حل مي كنيد.


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    452
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [QUOTE]
    نقل قول نوشته اصلی توسط bababozorg نمایش پست
    جناب عليجوهر بادرود هر چند اين سوال در خصوص ادعاي جناب ذهن آزاد است و ايشان بايد براين ادعاش پاسخ دهند !كه تاكنون با وجود On ‌بودن پاسخي ندادند!

    چرا شما فکر میکنید هر کس آن است بلافاصله باید جواب دهد؟ مگر نباید فکر کرد ؟



    اما جناب عليجوهرظاهرا متوجه منظور نشديد.
    اينگونه استدلال را شما قبلا كه ما استناد به قرآن و روايات ميكرديم قبول نميكرديد و ميگفتيد ملاك عقل من هست.!!
    دراين فرض ما هنوز در راه دستيابي به پاسخ عقلي هستيم و هنوز معلوم نيست خدايي باشد چگونه يهو شما بر اساس نظريه توحيد(خداپرستي) مياييد خدا را ثابت ميكنيد؟!! (دقت فرمائيد)
    کلمه توحید در نظریه توحید یک اسم است.



    حالا سوال راساده تر بگم.
    اولا : شما كه از شكم مادرتوت بيرون اومديد و او از مادرش و او از ...... تا آخر، اون اولين انسان را چگونه خلق شد يا كي آفريد.؟ سوال كه خيلي ساده هست !!
    داروین پاسخ شما را داده است...



    ثانيا: اون كسي كه اولين انسان را خلق نمود چه نيتي براي خلق مخلوقات داشت.؟


    او خدا بود و نیتی نداشت.

    در "لا احب الافلین " پاکی ز صورت ها یقین
    در پیش چشم های غیب بین ؛ هر دم زتو تمثال ها

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    452
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط secret63 نمایش پست
    به نام خدا سلام
    اگر بنا به گفته شما خداوند نمیتواند از هیچ خلق کند حضرت عیسی را چگونه خلق کرده؟؟

    قبل از به قول شما فرآیند 14 میلیارد ساله چی؟؟بقیه موجودات چی؟؟؟

    1- ملک از طریق یک نفر ؛ حضرت مریم را حامله کرد.
    2- قبلی برای قبل از 14 میلیارد نداریم. قبی بی قبل جان من ! بقیه موجودات هم همانطور
    در "لا احب الافلین " پاکی ز صورت ها یقین
    در پیش چشم های غیب بین ؛ هر دم زتو تمثال ها

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    321
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط divine love نمایش پست
    اين جمله شما با توجه به آيه كل يوم هو في شان تا حدودي قابل توجيه است.


    اما اين گفته با قرآن تناقض دارد.
    الله الصمد
    اين تناقض را چگونه حل مي كنيد.
    درود برشما عشق الهي گرامي

    مميزي من گفته هاي قرآن نيست اما به نظر من گفته هاي من خيلي از توصيفات قرآني هم دور نيست.

    خرد نه زاده شده ( نه از خرد و يا چيز ديگري به غير از خودش) نه مي زايد ( نه خرد ديگري ايجاد مي كند) بلكه خود و در درون خود رشد و تكامل مي يابد و مسير تكامل خود را با آزادي انتخاب خود انتخاب مي كند.

    آيا شما معتقديد كه خدا انسان را از گل درست كرد و روحش را در آن دميد و يا تعبيري براي اين داستان داريد و آنرا نمادين مي دانيد؟ دميده شده روح خدا از نظر من تعبير خدا گونه بودن و خود به خودي و وابسته به خود بودن است كه هوشياري ما كه از رگ گردن نيز به ما نزديك تر است چنين خاصيتي دارد.

    آيا منكر وجود عنصري خدا گونه در وجود خود هستيد؟ آيا دوست نداريد با نگرشي جديد آنرا شناسايي كنيد و از اين طريق به حقيقت وجودي خويش پي ببريد؟

صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود