صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاه قرآن به عقلانيت دين

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13

    نگاه قرآن به عقلانيت دين









    نگاه قرآن به عقلانيت دين -محمد تقى فعالي


    پيام‌هاى قرآني(معارف قرآني)


    1ـ مقدمه مبحث عقل‌گرايى ديني در تاريخ انديشه، پيشينه‌اى بس طولانى دارد ؛ کلام و نيز فلسفه اسلامى دو نمونه بارز اين گرايش است. انديشمندان اسلامى در اين باب از ديگران گوى سبقت ربودند و در اين راه بسى انديشه سوختند و قلم زدند . دفاع عقلاني از دين امروزه از مباحث خرد سوز فيلسوفان دين به شمار مي‌آيد. نگاه به عقلانيت دين از ديدگاه وحي، ساحتى ديگر و نگره‌اى خاص است که در اين مقال محور بحث قرار گرفته است.


    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    2ـ فراخوان قرآن به تعقل در قرآن کريم الفاظى که ناظر به انواع ادراکات است فراوان بوده، از مرز بيست‌تعبير مي‌گذرد؛ تعبيراتى از قبيل: عقل ، فکر، يقين، لب، حکمت، تدبر، خبره، شهادت، ظن، حسبان، شعور،‌نظر ، ذکر، عرفان، فهم، فقه، درايه،‌رأي، زعم، حفظ، علم وبصيرت . هر يک در اين واژه‌ها معنا و استعمال خاصي دارد . برخى از آنها در مورد ذات حق‌سبحانه به کار نمي‌روند؛ زيرا به نحوى با ماده سر و کار دارند . ولى بعضى ديگر نظير واژه‌هاى علم يا خبره، بر ذات واجب نيز اطلاق شده‌اند؛ زيرا در ذات معانى آنها نقصى وجود ندارد: « والله بکل شيءٍ عليم»[نساء 75]،‌« والله بما تعملون خبير»[بقره 234]. علاوه بر اين، قرآن به گونه‌ها و اساليب متعدد و متنوعى انسان را به تعقل، تدبر و تفکر دعوت کرده است : « هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون» [زمر 9] . قرآن انسان‌هايى را که با تأمل و تفکر به نظريات و آراى مختلف گوش فرا داده ، بهترين آنها را انتخاب مي‌کنند، هدايت يافته و صاحب عقل ناب و خالص مي‌داند: « فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئک الذين هداهم الله و اولئک هم اولوالالباب»[زمر 18] . گاه قرآن شريف خود براى اثبات امري، استدلال و برهانى منطقى اقامه مي‌کند ؛ فى المثل وحدانيت خدا را اين گونه مبرهن مي‌کند: « لوکان فيهما الهة الا الله لفسدتا[انبياء 22] . نقل احتجاج از انبياء پيشين، از ديگر موارد عنايت اين کتاب سترگ بر امرتفکر است . در مواردى نيز از مخاطبان خود مطالبه دليل مي‌کند :« أ اله مع‌الله قل هاتوا برهانک ان کنتم صادقين»[ نمل 64].و در برخى موارد تنبه و توجه به امور دقيق و فراحس را رهين تفکر و تعقل مي‌داند. « کذلک يحيي‌الله الموتى و يريکم آياته لعلکم تعقلون»[ بقره 73] ،« افلا بتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها»[ محمد 24] . همچننى تشويق به تأمل و نظر در امور تکوينى از ديگر موارد اهتمام قرآن به امر انديشيدن است: « افلم ينظروا الى السماء فوقهم کيف بنيناها و زيناها...[ق 6]. اينها و ده‌ها و صدها مورد مشابه ديگر [1] همه و همه نشان‌دهنده تأکيد و اهتمام فراوان و قابل ملاحظه اين کتاب الهى به علم،‌تعقل و تفکر است . پس قرآن فراخواني است به جهان پر نور عقلانيت و فرار از تاريک خانه جهل. حيات انسان از آن جهت که حياتي انسانى است، مبتنى بر عنصر فکر است . لذا هر اندازه که اين عنصر در فرد يا اجتماع قوي‌تر باشد،‌حيات آنها انساني‌تر خواهد بود. و هر چه حظ فرد يا جمع از اين رکن رکين و سنگ بناي بشرى کاسته گردد، به حيوان و دون آن،‌نزديک‌تر خواهد بود. از سوي ديگر ، چون قرآن آنان را بدين امر فرا خواند و شيوه‌اى که قرآن ارائهدهد اقوم است ، لذا طريق تفکر طريق استوارتر خواهد بود که « ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم » [ اسراء 9] . و اين طريق نيز مبين و مستقيم و روشن است که فرمود:« قل جاءکم من الله نورُ و کتابُ مبين يهدى به الله من التبع رضوانه سبل السلام»[مائده 16] . البته مشروط به آنکه انسان در صدد رضوان حق و سبيل سلام باشد.


    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    3ـ منابع تعقل با اندک تأملى در اين گونه آيات به دست مي‌آيد که موضوع و متعلق « تفکر و تعقل» اموري متنوع و گوناگون است؛‌نظير معاد: « فيحيى به الارض بعد موتها ان فى ذلک لأيات لقوم يعقلون»[روم 24] ؛‌قرآن : « انا انزلناه قراناً عربياً لعلکم تعقلون »[ يوسف 2]؛ توحيد: « اف لکم و لما تعبدون من دون الله افلا تعقلون »[انبياء 68] ؛ تاريخ : « فاقصص القصص لعلکم يتفکرون»‌[اعراف 172]؛ امور تکوينى و اسمان‌ها و زمين: « هو الذى مدالارض و جعل فيها رواسى وانهاراً ... ان فى ذلک لأيات لقوم يتفکرون » [ رعد 3]؛ ملکوت :« اولم ينظروا فى ملکوت السموات و الارض»[اعراف 185]؛ نبوت:« قل انما اعظکم بواحدة‌ان تقوموا لله مثنى و فرادى ثم تنفکروا ما بصاحبکم من جنه» [ سبأ 46] ؛ احکام: « يسئلونک عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم کبير و منافع للناس... لعلکم تتفکرون»[بقرة‌/24]؛ تسخير امور براى انسان : « سخر لکم الليل و النهار و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره ان فى ذلک لآيات لقوم يعقلون »[نحل 12]؛ امور اقتصادى : « ايوداحدکم ان تکون له جنة‌من نخيل ... لعلکم تتفکرون »[بقره 266]؛ و امور اجتماعى : « و من اياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً .... ان فى ذلک لايات لقوم يتفکرون »[روم 21]. بنابراين مي‌توان گفت :‌منابع تعقل از ديدگاه قرآن،‌حوزه‌هايى است که اهم آنها عبارتند از : امور اعتقادى يا مدعيات نظرى دين، امور تشريعي يا مدعيات عملى دين،‌تاريخ،‌جامعه و طبيعت. از مجموع آنچه گذشت، دو نکته مهم به دست مي‌آيد؛ نخست آنکه : مهم‌ترين حوزه و قلمرو عقلانيت که در قرآن شريف مطرح شده است، مسائل و مباحثى است که پيرامون خدا،‌وحى و نبوت صورت گرفته است؛ يعنى سه اصل اصيل و بنيادين دين و سه رکن رکين حياتى و مشترک ميان اديان آسماني. ديگر : تعقل در محدوده‌هاى ديگر،‌در جهت و راستاي خاصى قرار دارد. به ديگر سخن اگر نظر به طبيعت يا تأمل در قصص، مطلوب است همه و همه بدان جهت است که آنها آيتند . بنابراين قرآن نگرش آيه‌اى به اين گونه امور دارد . اکنون به توضيح اين دو نکته به اختصار مي‌پردازيم:


    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    4ـ عقلانيت دعاوى ديني چنانکه پيداست در عنوان فوق دو عنصر وجود دارد؛ يکى عقل و ديگرى دين. اولي از سنخ امور معرفت شناختى و دومى از مقوله مباحث دين‌شناسي است که در عنوان مذکور اين دو به يکديگر نزديک شده و مسألة‌اى را در فلسفه دين به وجود آورده‌اند. در اين زمينه مسائل گوناگون،‌قابل توجه و مبسوطى مطرح شده است که به برخى از آنها اشاره مي‌کنيم: مسألة اول: مراد از دين چيست؟ دين در لغت به معناي جزاء ،‌ عادت و شأن،‌ عبادت ، طاعت،‌حساب، قهر، حکم،‌سيره،‌تدبر،‌قضا،‌و رع،‌معصيت،‌ذلت ،‌ملت ،‌توحيد و اکراه آمده است [2]. اما دين در اصطلاح، گاه به معناى مجموعه قوانين و آداب و احکام و شرايع به کار رفته است و گاهى امور اعتقادى به آن افزوده مي‌شود[3] . به ديگر سخن ،‌دين هم شامل گزاره‌هاى توصيفى و هم گزاره‌هاي ارزشى است. افزون بر اين، اين گونه امور از يک سلسله مبانى و پيش‌فرض‌هايى استفاده مي‌کند و نيز لوازمى بر آنها به طور منطقى مترتب مي‌شود که مي‌توان آنها را نيز در محدوده دين گنجاند .


    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    مسألة دوم:‌مراد از عقل چيست؟ معناى لغوى عقل عبارت است از : بستن پاى شتر، حبس، تثبت در امور،‌ ملت و فهم [4] . عقل در اصطلاح يا به معناى نيروى مدرکه هست‌ها و بايدهاست و يا به معناى نفس صور و معانى مدرک . اما معناى مراد از عقل در اين مقال،‌معارفى است که روش‌مندانه با استمداد از استدلال، نقل تاريخي و تجربه حاصل آيد يا اينکه خود بديهى باشد. بررسى استقرايى آيات قرآن شريف ما را به اين نکته سودمند متوجه مي‌سازد که در قرآن کريم چهار نوع گزاره وجود دارد . گزاره‌هاى عقلى يا فلسفي نظير « کوکان فيهما آلة الا الله لفسدتا»[انبياء 22] ، گزاره‌هاي تجربى مانند «الله الذى ارسل الرياح فتثير سحاباً فسقناه الى بلد ميت » [فاطر 9] ، گزاره‌هاى نقلى و تاريخي چون « لقد کان فى يوسف و اخوته آيات للسائلين»[يوسف 7] و گزاره‌هاى نقلى و تاريخى چون « لقد کان فى يوسف و اخوته آيات للسائلين» [يوسف 7] و گزاره‌هاى ارزشي مانند « کتب عليکم الصيام کما کتب على الذين من قبلکم لعلکم تتقون»[بقره 183]. پيداست که اين گزاره‌ها برخى توصيفي و بعضى ارزش‌اند؛ بر اين اساس، دفاع عقلانى دين به تناسب نوع و سنخ گزاره‌ها ،‌روشى خاص مي‌طلبد. از همين روى بايد از روش‌شناسى علوم عقلى ، نقلى و تجربى بهره گيرد؛ پس کلام با استفاده از روش‌شناسى مناسب به تبيين و دفاع معقولانه از گزاره‌هاى ارزشى بايد گفت فقيه عهده‌دار استنباط احکام از منابع شرعى است؛ به تعبير ديگر فقه بايد استناد حکمى از احکام الهى را بر اساس اصول و ضوابط استنباط به منابع فقهى نشان دهد، ولى کار به همين جا ختم نمي‌شود. بعد از آنکه ثابت گرديد اين حکم از احکام الهى است [ثبوتاً يا اثباتاً ]، بايد نشان داد که اين احکام صوابند . اين جاست که کلام و فلسفه فقه مي‌تواند راه‌گشا باشد.


    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    وظيفه متکلم اولاً نخست بازشناسى گزاره‌هاى دينى است،‌آنگاه دفاع در برابر شبهات، نقدها و ايرداهاى خصم و در نهايت، حمله به ديدگاه‌هاي رقيب. لذا نبايد هميشه به دفاع بسنده کرد و حالت انفعالي به خود گرفت. ثانياً حمله يا دفاع بايد به گونه‌اى باشد که هر يک ما را گامى به جلو برد. يعنى با هر عملياتي خود را در موقعيت و وضعيتى بهتر و پيشتر از مرحله قبل قرار دهيم،‌نه اينکه در جا زده يا عقب گرد کنيم. ثالثاً بايد از تجربه‌هاى تلخ و شيرين گذشته خود جهت اصلاح جريان فکرى استفاده کنيم، تا ضمن تقويت نقاط مثبت، جهات منفى را جبران کنيم. رابعاً ، چشم خود را بر نظريه‌هاى بديل و رقيب کاملاً باز کرده، اگر پيام مثبتى در آن بود با شهامت آن را اتخاذ کرده و از آن سود بريم. بررسى جريان تاريخي عقلانيت دين، مبحثى مستقل است . تنها اشاره مي‌شود که گفته‌اند عقل‌گرايى در جهان اسلام از آن معتزله است ؛ استدلالي کردن ايمان در اوائل قرن دوم به عنوان يک حرکت فکري،‌موجب پيدايش مذهب اعتزال شد [5] . برخى انديشمندان را عقيده بر آن است که دامنه عقل‌گرايى به زمانى قبل از معتزله باز مي‌گردد . مى گويند کتاب و سنت خود برخوردى عقلانى با اصول دين دارند . پاره‌اى آيات و بعضى خطبه‌هاى نهج البلاغه شاهدي گويا و گواهى روشن بر آن است [6]. حکيم فرزانه معاصر علامه طباطبايى « ره » نقطه شروع علم کلام و جريان عقلى را مباحثات کلامى حفاظ حديث و قرآن در عهد نبى اکرم r با يکديگر و با ارباب ملل ، خصوصاً يهود و نصارى که در شام و حبشه حضور داشتند،‌مي‌دانند [7].


    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    در قرن اول،‌اصحاب حديث که اغلب هوادار عثمان بودند و از سوى دستگاه بني‌اميه حميات و تقويت مي‌شدند ، مانع هر گونه بحث‌هاى عقلى شدند. آنها اصولاً معتقد بودند عقل را بايد از کار انداخت و به ظواهر کتاب و سنت استناد کرد. همچنين نحله اشاعره، حکومت عقل را زير سؤال برده، آن را از درک مصالح و مفاسد افعالى الهى قاصر مي‌دانستند[8] . به اين ترتيب ،‌دو جريان عقل‌گروى و نص گروى در تاريخ انديشه اسلامى پديد آمد و به گونه‌هاى مختلف ادامه يافت. در غرب نيز به سه رهبرد اساسى نسبت به معرفت دينى بر مي‌خوريم؛ عقل‌گروي، ايمان گروى و عقل گروى انتقادى . دکارت و اسپينوزا از سردمداران جريان نخست،‌کرکگارد ويتگنشتاين از پيشگامان نحله دوم و کانت منادى نظريه سوم است.


    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    مسألة سوم: آيا تعقل در قرآن بديل دارد؟ در کتاب الهى به جز معرفت عقلي با سه نوع معرفت ديگر مواجهيم: 1ـ معرفت حسي: « جعل لکم السمع و الابصار و الفافئده لعلکم تشکرون »[نحل 78]. نظير اين بيان در قرآن شريف در چهار مورد ديگر تکرار و در پايان‌ به دو مسألة شکر و مسؤوليت اشاره شده است. بنابراين شناخت حسى از جمله نعمت‌هاى مهم الهي است که بايد بر آن شاکر بود و از آن در جهت انجام تکاليف الهي بهره جست . احساس،‌طريقى است براى کشف خواص اشياي جزئي، ولى توقف بر آن شايسته نيست. بلکه حس معبر است که بايد انسان را به کمک عقل به امور فراحسى رهنمون باشد . چنانکه فرمود: « افلايرون ،‌افرءيتم ،‌الم تر، افلاتبصرون» و به دنبال آن معارف عقلي را بيان داشت. 2ـ معرفت الهامي: خداى سبحان فجور و تقوا را به نفس الهام کرد و « نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقواها قد افلح من زکيها و قد خاب من دسيها »[الشمس 10ـ7] . فجور و تقوا از سنخ علوم عملى و ارزشى بوده که مربوط به بايدها و نبايدها، خير و شر و حسن و قبح است . بر اساس آيه شريفه فوق،‌انسان از طريق الهام الهي بايسته‌ها و نبايسته‌ها را دانسته، سينه و قلبش مهبط لطف اوست و همين است مراد از نظرى بودن دين؛ « فاقم وجهک للدين حنيفاً فطرت‌الله التى فطر الناس عليها»[روم 20]. 3ـ معرفت شهودي: قرآن مجيد در مواردى از اين نوع شناخت با صراحت سخن مي‌گويد: « و کذلک نرى ابراهيم ملکوت السموات و الارض »[انعام 75]. نشان دادن و ارايه عالم ملکوت به انسان، تنها از راه علم شهودى و نه حصولى ميسر است؛ « و اذا اخذ ربک من بني‌آدم من ظهورهم ذريتهم و اشهدهم على انفسهم الست بربکم فالوا بلى » [اعراف 172] .


    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    خداى متعالى در عالم ذر انسان‌ها را بر نفس خودشان شاهد گرفت و نفسشان را مشهود آنها قرار داد. آن گاه بلافاصله از آنها پرسيد : آيا من رب شما نيستم ؟ همه گفتند : آري ؛ جالب آنکه نفرمود: « اليس لکم ربُّ»؛ بلکه به من اشاره کرد . بنابراين شهود نفس، عين شهود ذات مي‌باشد؛ چنانکه فرمود: « من عرف نفسه فقد عرف ربه »؛ يعنى معرفت نفس عين معرفت رب است نه اينکه بين آن دو ارتباط لزومى برقرار باشد . به بيان فلسفى ، يافتن معلوم از آن جهت که عين الربط است،‌عين يافتن ربط و مربوط است و به تعبير قرآنى يافتن فقر از آن جهت که فقر است،‌عين يافتن غناى غنى است « يا ايها‌الناس انتم الفقراء‌الي الله و الله هو الغنى الحميد » [فاطر 15]. نتيجه آنکه معرفت شهودي هر چند معرفتى شخصى و غير قابل انتقال است،‌اما ميان معارف،‌برترين و اشرف آنهاست . بنابراين انسان شناخت حسى دارد تا براى گذران امر دنيا به خصايص اشياى محسوس نايل شود واز معرفت عقلى نيز بهره‌مند است تا به امور کلى مادي و غير مادى دسترسى يابد ؛ همچنين ملهم به ادراکات عملى است تا با تشخيص مصالح و مفاسد متذکر شود. برتر و والاتر از همه،‌معرفت شهودى است که پروردگار عالم آن را به خليفه خود عطا کرد و آن را بهترين وسيله براى عرفان خود قرار داد. بنابراين خداى سبحان انسان را به انواع معارف و مشاعر تجهيز کرد؛ « لئلا يکون للناس علي الله حجة»[نساء 165]


    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    مسألة چهارم: روش تعقل کدام است؟ تعقل و تفکر امورى روش‌مندند، ولى در باب نوع روش، نظريه واحدى وجود ندارد. مي‌دانيم که در منطق کلاسيک ، علم به دو قسم تصور و تصديق تقسيم مي‌شود. فارق اساسى اين دو حکم است. اگر ميان معارف تصورى و معارف تصديقي کندوکاو کنيم،‌در مي‌يابيم همه در عرض يکديگر نيستند؛ بلکه ارتباطى طولي، ترتبى ، زايشى و چينشى منطقى بين آنها وجود دارد. اين سلسله بالا رونده نمي‌تواند تا بي‌نهايت ادامه يابد و سرانجام بر بالين معارف اوليه و بديهى آرام خواهد گرفت. بنابراين ادراکات چه تصورى و يا تصديقي، به دو قسم بديهى و نظرى تقسيم مي‌شوند. دستگاه بديهيات ارسطويى بر فکر و علوم مختلف اسلامي سايه افکند تا آنجا که مفسر کبير، مرحوم علامه‌طباطبايي آن را فطرى عقل دانسته[9]، مى فرمايند در هر چه شک کنيم،‌در اين شکى نيست که واقعيتى براى ذهن موجود است. نيل به آن واقعيت از طريق استدلال ممکن نيست مگر با توسل به قضاياى بديهى اولى که آنها غير قابل شکلند. فکر از راه چيدن آنها و با استفاده از قواعد منطقى چه از نظر ماده و يا صورت به نتايج نظرى مجول مي‌رسد و اين امور ارتکازى و نظرى عقل است. در معرفت‌شناسى معاصر شيوه‌اي ديگر پيش رو مي‌نهند. معرفت‌شناسان [10] با انتقاد از مسلک مبناگروي،‌مشرب انسجام گروى و بازگشت به پيش‌فرض‌ها را پيشنهاد مي‌دهند. اينان ملاک صدق و صحت قضايا را انسجام و هماهنگي درون آنها و تکيه بر اصول مفروض مشترک تلقى کرده‌اند ،‌نه ابتناي بر بديهيات را ؛ نظير هندسه اقليدسى که تمام ادله و مسايل آن متکى بر اصول پنجگانه اقليدسى است . هندسه اقليدسي متکى و مبتنى بر پذيرش آن پنج اصل است که صحت آنها مفروض گرفته شده است و مادامى که پيش‌فرض بديل و دستگاهى رقيب که مرجع باشد،پيشنهاد نشود،‌هندسه اقليدسى تلقى به قبول خواهد شد.


    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  21. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود