صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقد و بررسى نظريه بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13

    نقد و بررسى نظريه بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن





    نقد و بررسى نظريه بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن

    سيد محمد على ايازى

    چكيده

    يكى ديگر از نظريات (1) در انعكاس جلوه‏هاى فرهنگى و ذهنى عصر رسالت در قرآن و در پاسخ به اشكالات مربوط به موضوع، اين است كه بگوييم مطالب ياد شده در قرآن عقيده صاحب وحى نيست و قرآن آنها را از باب همراهى با فرهنگ عصر خود آورده است. در توضيح اين نظريه در آغاز به شرح و تبيين آن از سوى قائلينش مى‏پردازيم و آنگاه تفاوتهاى اساسى ميان نظريه بازتاب فرهنگ زمانه با زبان قوم را بيان مى‏كنيم، سپس دلايل اين نظريه از زبان گوينده‏گانش خواهد آمد، آنگاه به انگيزه‏ها و پيامدهاى آن اشاره خواهد شد و در پايان به نقد اين ديدگاه مى‏پردازيم.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    منظور از بازتاب فرهنگ زمانه فرهنگ، به آداب، عادات، عقايد، معارف، مناسبات، رسوم و جهان‏بينى قوم، ملت و جامعه گفته مى‏شود. وقتى سخن از فرهنگ عصر يا فرهنگ ملتى به ميان مى‏آيد در حقيقت از اخلاقيات، باورها، مناسبتهاى اجتماعى، دانستنيها و بالاخره ديدگاههاى كلى آنان نسبت‏به جهان و انسان سخن گفته مى‏شود. طبعا فرهنگ شامل آداب، و سنن رفتارى و عقايد خرافى مى‏گردد. معمولا فرهنگ ملتها از يكديگر متمايز مى‏باشد. ممكن است ملتى با ملت ديگر مشتركاتى داشته باشد و در دو برهه تاريخى آن مشتركات فرهنگى همچنان باقى بماند، اما تحولات اجتماعى و سياسى زمينه دگرگونى در فرهنگ يك ملت را فراهم ساخته، و بگونه‏اى دگرگون شده كه فرهنگ عصر رسالت‏با فرهنگ عصر كنونى به دو عنوان متمايز از هم توصيف شوند. بنابراين همانطورى كه فرهنگ مردم چين با ژاپن، ايران با عراق، افغانستان با تاجيكستان، يا افغانستان با ايران تفاوت دارد، يا فرهنگ ملتهاى اسلامى با ملتهاى مسيحى فرق اساسى و نمودى مشخص و معين دارند فرهنگ يك كشور نيز در دو برهه تاريخى مى‏تواند كاملا دگرگون و متمايز شده باشد و اگر چه تحت نام اسلام يا ايران يا جزيره العرب باشند اما فرهنگ آنان يكسان نباشد، زيرا در طى ادوار تاريخ افكار و عقايد و سنن و آداب و رسوم آنان تحول مى‏يابد و فاصله آن‏چنان عميق مى‏شود كه اين ملت و قوم و مذهب و مكتب با دو عنوان متمايز توصيف مى‏گردند. به عنوان مثال فرهنگ كشور ايران مسلمان قرن هشتم و نهم پيش از صفويه و داراى حكومت‏سنى را نمى‏توان با فرهنگ قرن دهم و يازدهم به بعد تا عصر حاضر يكى دانست و تلقى واحدى از فرهنگ اين ملتها داشت. ممكن است همانطورى كه گفته شد نقاط مشترك بسيارى وجود داشته باشد، اما دگرگونيهاى فراوان را هم نمى‏توان ناديده گرفت، و همه را به حساب يك فرهنگ قلمداد كرد. بنابراين، فرهنگ ملتها همواره دستخوش دگرگونى و تبديل است و ريشه در تحولات علمى و رشد انسانى دارد و باورها و ساخت و ساز اجتماعى و اقتصادى آنان را آرام آرام و در طى زمانهاى طولانى تغيير مى‏دهد.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    توضيح نظريه


    صاحبان نظريه بازتاب فرهنگى نسبت‏به انعكاس مطالبى در قرآن كه به مسائل علمى، تاريخى، اعتقادى و اجتماعى پرداخته، براى رفع شبهات مطرح شده مى‏گويند: قرآن اين مطالب را از باب همراهى با فرهنگ عصر گفته است‏يعنى بگونه‏اى از آداب، عادات، عقايد، رسوم، مناسبتها و جهان‏بينى عصر نزول در قرآن سخن گفته و گونه‏هايى از باورها و دانستنيهاى فرهنگ جاهليت را عالما و عامدا در قرآن جا داده است. آقاى بهاءالدين خرمشاهى در توضيح اين سخن مى‏نويسد: راقم اين سطور بر آن است كه فرهنگ يعنى آداب و عادات و عقايد و معارف و رسوم و مناسبات و جهان‏بينى مردمان عصر نزول قرآن (و طبعا مقاديرى از فرهنگ يا شبه فرهنگ جاهليت) عالما و عامدابه‏صلاحيت صاحب قرآن، خداوند سبحان دركلام‏الله، قرآن راه داده‏شده است، نه اينكه قهرا و طبعا راه يافته است‏ (2)
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    بازتاب فرهنگ زمانه


    بنابراين، طبق اين نظريه، صاحب وحى با آگاهى از موقعيت و شرايط اجتماعى عصر جاهليت و با برنامه و مصلحت اين مقوله از مطالب را در جاى‏جاى قرآن آورده است. لذا گفته مى‏شود: قرآن بازتاب فرهنگ زمانه است نه باين معناست كه ناخودآگاه و بدون توجه صاحب وحى و بدون توجه به پيامد آن فرهنگ عصر در اين مباحث راه يافته، بلكه به دليل عواملى كه بعدا خواهد آمد خود خداوند مقوله‏هايى از عادات و عقايد و معارف و جهان‏بينى مردم حجاز و مخاطبين عصر نزول را در لابه‏لاى معارف وحيانى منعكس ساخته است.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    احتمالات و وجوه سه‏گانه


    در زمينه انعكاس فرهنگ زمانه سه‏گونه و سه نوع مطلب قابل تصور است: 1 - از آنجا كه قرآن با مردم عصر خود سخن مى‏گويد، طبعا مقدارى از كلمات، تلقيات و اصطلاحات آنان در قرآن منعكس است و اين مطلب گريز نا پذيراست. زيرا طبيعت‏سخن گفتن با مردمى، بر گرفتن از زبان آن مردم است. 2 - هدف قرآن مبارزه با خرافات، عقايد باطل، عادات جاهلى رسوم بى معنا و درنهايت رشد عقلانى مسلمانان است. هدف نجات مردم از فرهنگ منحط عصر است، لذا لازم است‏يكايك آنها را مطرح كند و با آن عقايد و عادات فاسد مبارزه كند. بنابراين آنچه در قرآن از فرهنگ زمانه بازتاب يافته، در آنجاهايى است كه قرآن قصد مبارزه با آنها را داشته و برخورد فرهنگى و عقلانى كرده و به قصد تاييد يا مسكوت بر گزار كردن از كنار آنها نگذشته است. 3 - تصورى غير از دو تصور پيشين: منظور از بازتاب يافتن فرهنگ زمانه اين است كه آن دو تصور به اضافه اين قضيه كه قرآن مقدارى از نظريات علمى و فرهنگ مورد پذيرش قوم را آورده است. (گر چه قرآن مى‏دانسته كه اين نظريات علمى و باورهاى اعتقادى باطل است و در آينده بطلان آنها ظاهر خواهد شد) اما با همه اينها، اين مقوله‏ها را در قرآن جاى داده است. آنچه محل بحث و مورد توجه در نظريه دوم است و در اين مقاله دنبال مى‏گردد، فرض سوم است، وگرنه همانطورى كه بعدا توضيح خواهيم داد، نسبت‏به بند اول و دوم حساسيتى نيست. فرض دوم در كلام قائلين نظريه زبان قوم مطرح شد و تفاوتهاى آن با نظريه بازتاب فرهنگ زمانه خواهد آمد. بگذريم، نظريه بازتاب فرهنگ زمانه شامل دو قسمت مى‏شود، يكى تصور اول و دوم و يكى هم تصور سوم و راه يافتن يافته‏هاى علمى و فرهنگى باطل عصر رسالت در قرآن. بى‏گمان بند اول و دوم از اين احتمالات مورد بحث نيست و تفاوت در بند سوم است.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    در توضيح و اثبات دقيق اين نظريه باز هم از آقاى خرمشاهى نقل كنيم كه مى‏نويسد: خداوند صاحب قرآن به همان گونه كه قطعه يا قطاعى از زبان مردم عربستان سده هفتم ميلادى، يعنى زبانى با زمان و مكان و تاريخ و جغرافياى معين و معلوم، براى بيان وحى خود استفاده برده است، به همانگونه كه قطعه يا قطاعى هم از كل فرهنگ آن عصر نيز چنين برگرفته است، تا بر مبناى آن بتوان نامتناهى را در متناهى باز گفت و دريا را در بركه انعكاس داد، بنابراين اگر در قرآن كريم هيئت‏بطلميوسى يا طب جالنيوسى منعكس باشد، نبايد آن را انكار كرد و اگر پيشرفت علم، هيئت‏بطلميوسى و طب جالنيوسى را ابطال كرد نبايد نتيجه گرفت كه احكامى از قرآن را ابطال كرده است، زيرا قرآن فرهنگ زمانه را بازيافته است، نه لزوما و در همه موارد حقايق ازلى و ابدى را (3) .
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    همين نويسنده در قسمتى ديگر از مقاله خود باز در توضيح نظريه و رفع شبهه از آن مى‏نويسد: ناگفته نماند كه مراد راقم سطور اين نيست كه كليه محتويات و مطالب و معارف قرآنى بازتاب فرهنگ زمانه است، بلكه بدنه اصلى قرآن كريم‏ بيان حقايق لاهوتى ابدى است، و بخش كم‏تر و بسيار كم‏تر از آن باز تابنده اسباب نزول، يا رويدادهاى زمان وحى و فرهنگ زمانه است. باز تاكيد مى‏كنيم كه اين بازتاب و تاثير از سوى زمين بر آسمان نيست، بلكه انتخاب آگاهانه خداوند سميع و بصير و عليم و مدبر است (4) . بنابراين تنها سخن در انعكاس زبان قوم و سخن از باب راه يافتن طبيعى تلقيات يا برگرفتن از مفاهيم و اصطلاحات و امثال قوم نيست، بلكه سخن از همراهى، و بهره‏گيرى از دانستنيها و باورهاى باطل عصر به طور آگاهانه در جهت اهداف الهى است. لذا مواردى از نمودهاى بازتاب فرهنگ زمانه در كلام نويسنده چون سحر و ساحرى، چشم زخم، جن مطرح و در نوشته به عنوان شاهد مثال آورده مى‏شود. نويسنده ديگرى كه همين نظريه را مطرح كرده ولى در ظاهر و در عنوان مقاله مساله همزبانى با بشر و هم لسانى با قوم را عنوان كرده‏است مى‏نويسد: معناى ديگر به زبان قوم بودن، در قالب فرهنگ قوم بودن است. اين معنا مبتنى بر اين معناست كه زبان هر قوم آينه و تجلى فرهنگ و معتقدات و تئوريها و جهان‏بينى آن قوم است‏ (5) .
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    بنابراين پذيرفته‏اند كه زبان قوم تجلى فرهنگ يا بازتاب و انعكاس است‏به همين دليل تعبير كرده‏اند: وقتى گفته مى‏شود قرآن لسان عربى است، يعنى قرآن به فرهنگ اعراب سخن گفته است. انبيا با مخاطبين خود همزبان شده و محرم آنان شده‏اند. وانگهى آنچه در نظر اين نويسنده مطرح است، بهره جستن مقام و صاحب وحى از باورها و عواطف باطل مخاطبان در رساندن سخن حق است. نكته مهم اين ديدگاه در همين سخن و در پيامد پذيرفتن آن است براى روشن شدن مطالب عين كلمات نويسنده را كه در آغاز براى دفع توهم بيان مى‏كند نقل مى‏كنيم كه مى‏نويسد: اين معنا قدرى استعداد سوء فهم دارد و ما را ملزم مى‏كند پيشاپيش در پيراستن اذهان از گمانهاى نا صواب و تداعى معانى نا مراد بكوشيم. اگر موافق فرهنگ قوم سخن گفتن اين باشد كه صد در صد به دلخواه و منطبق با باورها و بينشها و گرايشهاى آن قوم سخن بگوييم، پيامبران به مثابه مصلحان بر گزيده الهى هرگز به اين معنا با مخاطبين همزبانى نكرده‏اند. موافق فرهنگ قوم سخن گفتن، يعنى نهال سخن حق و پيام نوى خود را در ضمير فرهنگى آن قوم كاشتن، بهره جستن از فرهنگ، ادبيات، تاريخ، نوع معيشت آنان در ابلاغ و جا انداختن پيام و سخن خود، تكيه بر مشتركات مقبول براى رساندن پيام به اذهان مخاطبان از يك عامل مناسب و آشنا استفاده كردن. آگاهى از معلومات، باورها و عواطف مخاطبان و بهره جستن از آنها در رساندن سخن خود نه به ميل آنها سخن گفتن، نه تاييد و نه تكذيب دانسته‏ها و معلومات آن‏ها، بلكه استفاده از آنان در رساندن سخن خود به ذهن و ضمير مخاطب‏ (6) .
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نكته مهم سخن، همين پارگراف آخر است كه مى‏گويد: بهره جستن از باورها و عواطف در رساندن سخن خود. خوب اين دانسته‏ها و معلومات قوم اگر تا آخر با علم و عقل منافاتى نداشته باشد و با حقايق هستى نا ساز گارى پيدا نكند، مشكلى ايجاد نمى‏كند و جاى بحث و انكار نيست و آنچه را قرآن گفته و مردم آن عصر باور داشته‏اند حق است و گفتنش بى‏مانع، و جاى بالا و پايين رفتن نيست و نويسنده محترم هم به دنبال آن نيست. مشكل در قسمت ديگر سخن است، آنجايى كه آن دانستنيها بر خلاف حق و واقع باشد و با قواعد عقلى و دانشهاى قطعى ناسازگارى داشته‏باشد، و در عين حال قرآن آنها را تكرار كرده‏باشد. در اين صورت بايد ببينيم اين عقايد باطل، دانستنيهاى زوال پذير آيا مى‏تواند عامل مناسب و آشنا براى استفاده كردن و رساندن سخن حق باشد؟ اگر قرآن قول فصل است، يعنى فيصله دهنده بين حق و باطل است، جدى است و بيهوده و هزل نيست (و ما هو بالهزل) (طارق / 13 - 14). اگر قرآن كلام وحيى است كه از روى هوا و هوس نيامده و پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم آنها را از سوى خدا آورده‏است، آيا معنا دارد سخنى را بگويد كه باطل باشد و طبق نظريه و اعتقاد باطل استنتاج هدايتى و تربيتى كند. بازتاب فرهنگ زمانه شدن، يعنى منعكس كردن آن باورهاى باطل و استفاده كردن از دانستنيهاى جهل‏گونه براى ابلاغ و جا انداختن پيام و سخن حق. رساندن پيام به اذهان مخاطبان از عامل مناسب آن عصر، عامل مناسبى كه بعدها تبديل به عامل نامناسب مى‏شود و خرافى و باطل بودنش آشكار مى‏گردد. بر اساس اين ديدگاه، گوينده نظريه مى‏گويد: قرآن از باب مسامحه و مماشات، عقايد و دانشهاى مخاطبان عصر را براى رساندن سخن حق و جاانداختن در ذهن مخاطبان خود مطرح مى‏كند، و اين است معناى بازتاب فرهنگ قوم.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نمونه‏هايى چند از موارد بازتاب فرهنگ زمانه


    به عنوان نمونه اين نويسنده محترم از مرحوم آية‏الله طالقانى در تفسير پرتوى از قرآن در ذيل آيه شريفه: الذين ياكلون الربا لا يقومون الا كما يقوم الذى يتخبطه الشيطان من المس‏ (بقره/275) نقل مى‏كند كه ايشان بر مذاق مفسران مصرى معاصر (صاحب تفسير المنار) اين آيه شريفه را تمثيلى از بيمارى صرع و ديگر اختلالهاى روانى گرفته است. چون اعراب اين‏گونه بيماريها (پريشان حالى و ديوانگى) را در اثر تماس جن با شخص مى‏پنداشته‏اند و ديوانه و ديوزدگى را حقيقتى مستقل مى‏دانسته‏اند. قرآن هم كه اين تشبيه را بيان كرده در حقيقت‏به زبان اعراب سخن گفته و با پندار آنان مماشات و مسامحه ورزيده‏است (7) . نمونه ديگر درباره انكار وجود جن در جهان خارج است كه طبق اين نظريه، طرح آن در قرآن و آن هم با صراحت و به طور مكرر بازتاب فرهنگ زمانه و انعكاسى از ديدگاه‏هاى عرب جاهليت‏شمرده شده است. آقاى خرمشاهى باز در اين مورد پس از طرح نظريه به ذكر اين موارد مى‏پردازد و مى‏نويسد: در قرآن كريم هم سخن از وجود جن مى‏رود و سوره‏اى به نام جن و در شرح ايمان آوردن بعضى از آنها و در استماع مجذوبانه آنان از آيات قرآنى هست (سوره جن/ 72)، حال آن كه بعيد است علم يا عالم امروز قايل به وجود جن باشد (8)
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  21. تشکر


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود