صفحه 1 از 22 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: (**گوهر رضوی♥ ویژه نامه ولادت فرخنده جواد الائمه علیه السلام♥**)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27

    میلاد با سعادت جواد الائمه (ع)




    نهم رجب مصادف است با میاد با سعادت حضرت جواد الائمه(علیه السلام).
    فرارسیدن این میلاد فرخنده را خدمت تمامی دوستداران عترت و قران تبریک و تهنیت عرض می نمایم.




    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    میلاد با سعادت نهمین ستاره درخشان آسمان ولایت را به پیشگاه حضرت ولیعصر (عج) و منتظران واقعی ظهور آن منجی بشریت تبریک عرض می کنیم .

    امام نهم که نامش محمد و کنیه اش ابوجعفر و لقب او تقی و جواد است در سال 195 هجری قمری دیده به جهان گشود برخی تارخ تولد ایشان را در ماه رمضان و برخی دیگر در دهم ماه رجب ذکر کرده اند مادر بزرگوار ایشان سبیکه که از خاندان ماریه قبطیه همسر پیامبر اسلام به شمار میرود از نظر فضایل اخلاقی در درجه بالایی قرار داشت و برترین زنان زمان خود بود به طوریکه امام رضا از ایشان به عنوان بانویی منزه و پاکدامن و با فضیلت یاد می کرد.
    روزی که پدر بزرگوار ایشان در گذشت او حدود هشت سال داشت و در سن بیست و پنج سالگی به شهادت رسید و در گورستان قریش در بغداد در کنار قبر جدش ، موسی بن جعفر (ع) به خاک سپرده شد
    امام جواد (ع) نخستین امامی بود که در کودکی به منصب امامت رسید ، خداوند قادر و حکیم زمان شکوفایی عقل و حکمت امام را نسبت به سایر بندگان زودتر قرار داد . چنانچه در مناظرات و بحث و گفتگوهای امام اوج علم و دانایی ایشان مشهود است .
    در ذیل چند نمونه از معجزات و کرامات آن حضرت ذکر شده است.


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    خشك شدن دست نوازنده
    محمد بن ريان نقل مي كند : مامون براي رسيدن به هدفش (بدنام كردن حضرت امام جواد(ع) ) همه نوع نيرنگي را در خصوص امام جواد(ع) به كار برد اما هيچ كدام از آنها براي وي سودي نداشت .
    به عنوان نمونه پس از به عقد درآوردن دخترش ام الفضل با امام جواد (ع)، صد كنيز زيبا را انتخاب كرد كه هر يك جامي پر از گوهر درخشان در دست داشتند .مامون به كنيزان دستور داد تا پس از نشستن حضرت در جايگاه دامادي به استقبال وي رفته و به او خوشامد گويند .كنيزكان به سوي حضرت شتافتند و خوشامد گفتند ولي امام هيچ التفاتي به آنها نكرد .
    در دربار مامون مردي به نام مخارق كه ريشي بلند وصوتي خوش داشت و عود مي نواخت وجود داشت . وي به مامون گفت من توان آنرا دارم كه نقشه ات را - وادار كردن حضرت به لهو و لعب - عملي سازم .
    از اينرو در مقابل امام جواد (ع) نشست و شروع به خواندن آواز كرد. كساني كه در آنجا حضور داشتند گرد مخارق حلقه زدند. هنگاميكه مخارق شروع به نواختن عود و آواز خواني كرد، امام جواد (ع) سر مبارك خود را متوجه او كرد و بر وي نهيب زد و فرمود: "اتق الله يا ذالعثنون " از خدا بترس اي ريش بلند . دست مخارق از حركت ايستاد ، عود از دستش افتاد و ديگر هرگز نتوانست عود بنوازد.
    روزي مامون از بلايي كه بر سر مخارق آمده بود از وي سئوال كرد . مخارق پاسخ داد چون امام جواد(ع) بر من نهيب زد چنان ترسي از هيبت او بر من مستولي شد كه دستم فلج شد و هرگز بهبود نيافت .
    الكافي ،ج1،ص 494 - اثبات الهداة ،ج3 ،ص332 - مدينة المعاجز ،ج7 ،ص 303 - حلية الابرار ،ج4،ص565 - الوافي ،ج3،ص 828 - المناقب ،ج4 ،ص396 - البحار ،ج50،ص61



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    نقره از برگ زيتون
    ابو جعفر طبري از ابراهيم بن سعيد نقل مي كند كه : حضرت امام جواد (ع) را ديدم كه بر برگ درخت زيتون دست مي زد و آن برگها به برگ نقره تبديل مي شد . من آنها را از حضرت گرفتم ، وبا آنها در بازار معامله نمودم. آن برگها نقره خالص بود و هرگز تغييري نكردند . دلائل الامامة، ص398 - موسوعة الامام الجواد (ع)،ج1،ص228- اثبات الهداة ، ج3 ،ص 345

    طلا شدن خاك
    اسماعيل بن عباس هاشمي مي گويد : در روز عيدي به خدمت حضرت جواد (ع) رفتم، از تنگدستي به آن حضرت شكايت كردم . حضرت سجاده خود را بلند كرد، از خاك قطعه اي از طلا گرفت. يعني خاك به بركت دست حضرت به پاره اي طلاي گداخته مبدل شد . آن را به من عطا كرد. من آنرا به بازار بردم شانزده مثقال بود .
    اثبات الهداة ،ج3 ،ص 338 - بحارالانوار ،ج 50 ،ص 49 - مدينة المعاجز ،ج 7 ،ص373 - موسوعة الامام الجواد (ع)،ج 1 ،ص 253



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    جاي انگشت بر سنگ
    عمر بن يزيد مي گويد : امام محمد تقي(ع)را ديدم. به آن حضرت گفتم: يا بن رسول الله ، نشانه امامت چيست ؟
    حضرت فرمود: امام كسي است كه توان چنين كاري را داشته باشد . دست خود را بر سنگي نهاد و جاي انگشتش بر آن ظاهر شد .


    نرم شدن آهن

    راوي نقل مي كند : حضرت امام جواد (ع) را ديدم كه آهن را بدون آنكه در آتش نهد مي كشيد و سنگ را با خاتم خود نقش مي زد .
    مدينة المعاجز ،ج7 ،ص322 - اثبات الهداة ،ج3 ، ص 345 - دلائل الامامة ،ص 399 - نوادر المعجزات ،ص 181 - موسوعة الامام جواد (ع) ،ج1 ،ص 252



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    حركت فرهنگي و سياسي امام جواد (ع)
    نضج گيري نحله ها و فرقه هاي گوناگون در عصر امام جواد(ع) ، فرايند عوامل گوناگوني چون گسترش جهان اسلام و ورود اعتقادات و باورهاي مذاهب و اديان ديگر ، ترجمه آثار فلاسفه يونان و درگيريها جناح بنديها و بلوك بندي قدرت بود .
    امام جواد (ع) همانند پدر بزرگوارشان در دو جبههُ سياست و فكر و فرهنگ قرار داشت .موضعگيرها و شبهه افكني هاي فرقه هايي چون زيديه ، واقفيه ، غلات مجسمه، امام را بر آن داشت تا در حوزه فرهنگ تشيع در برابر آنان موضعي شفاف اتخاذ كند .
    امام در موضعگيري در برابر فرقه زيديه كه امامت را پس از علي بن حسين زين العابدين (ع) از آن زيد مي پندارند .. در تفسير آيه " وجوه يومئذ خاشعة عاملة ناصبة " آنها را در رديف ناصبي ها خواندند. رجال كشي ،ص 319 - مسند الامام جواد (ع)، ص 150
    حضرت در برابر فرقه واقفيه كه قائل به غيبت امام موسي كاظم(ع) بوده و بدين بهانه وجوهات بسياري را مصادره كرده بودند . آنان را نيز مصداق آيه " وجوه يومئذ خاشعة عاملة ناصبة " به شمار آورده و در بياني فرمودند : شيعيان نبايد پشت سر آنها نماز بخوانند. رجال كشي ،ص391 - مسند عطاردي ، ص 150
    حضرت در برابر غلات زمان خويش به رهبري ابوالخطاب كه حضرت علي(ع) را تا مرز الوهيت و ربوبيت بالا برده بودند، فرمودند : لعنت خدا بر ابوالخطاب و اصحاب او و كساني كه درباره لعن او توقف كرده يا ترديد كنند. رجال كشي ،ص 444
    موضعگيري تند حضرت درباره اين فرقه تا بدانجا بود كه حضرت در روايتي به اسحاق انباري مي فرمايند: " ابوالمهري و ابن ابي الرزقاء به هر طريقي بايد كشته شوند
    ". مسندالامام جواد ، ص298
    حضرت در برابر فرقه مجسمه كه برداشتهاي غلط آنان ازآياتي چون " يدالله فوق ايديهم " و " ان الله علي العرش استوي " خداوند سبحان را جسم مي پنداشتند، فرمودند: " شيعيان نبايد پشت سر كسي كه خدا را جسم مي پندارد نماز گذارده و به او زكات بپردازند. تهذيب،ج3،ص283
    فرقه كلامي معتزله كه پس از به قدرت رسيدن عباسيون به ميدان آمد و در سده نخست خلافت عباسي به اوج خود رسيد يكي ديگر از جريانهاي فكري و كلامي عصر امام جواد (ع) است .موضعگيري حضرت امام جواد (ع) چون پدر بزرگوارشان در اين برهه و در مقابل اين جريان كلامي از جايگاه ويژه اي برخوردار است تا آنجا كه مناظرات حضرت جواد(ع) با يحيي بن اكثم كه از بزرگترين فقهاي اين دوره به شمار مي رفت ، را مي توان رويارويي تفكر ناب تشيع با مناديان معتزله به تحليل نهاد كه همواره پيروزي باامام جواد (ع) بوده است .

    امام جواد (ع) در راستاي بسط و گسترش فرهنگ ناب تشيع كارگزاران و وكلايي در مناطق گوناگون و قلمرو بزرگ عباسيان تعيين و يا اعزام نمود . به گونه اي كه امام در مناطقي چون اهواز ، همدان ، ري ، سيستان ، بغداد ، واسط ، سبط ، بصره و نيز مناطق شيعه نشيني چون كوفه و قم داراي وكلايي كارآمد بود .
    امام جواد (ع) در راستاي نفوذ نيروهاي شيعي در ساختار حكومتي بني عباس براي ياري شيعيان در مناطق گوناگون به افرادي چون" احمد بن حمزه قمي "اجازه پذيرفتن مناصب دولتي داد، تا جايي كه افرادي چون " نوح بن دراج " كه چندي قاضي بغداد و سپس قاضي كوفه بود، از ياران حضرت(ع) به شمار مي رفتند كساني از بزرگان و ثقات شيعه چون محمد بن اسماعيل بن بزيع ( نيشابوري ) كه از وزراي خلفاي عباسي به شمار مي رفت به گونه اي با حضرت در ارتباط بودند كه وي از حضرت جواد (ع) پيراهني درخواست كرد كه به هنگام مرگ به جاي كفن بپوشد و حضرت خواست او را اجابت و براي وي پيراهن خويش را فرستاد .
    حركت امام جواد (ع) در چينش نيروهاي فكري و سياسي، خود حركتي كاملاً محرمانه بود، تا جايي كه وقتي به ابراهيم بن محمد نامه مي نويسد به او امر مي كند كه تا وقتي " يحيي بن ابي عمران" ( از اصحاب حضرت ) زنده است نامه را نگشايد . پس از چند سال كه يحيي از دنيا مي رود ابراهيم بن محمد نامه را مي گشايد كه حضرت در آن به او خطاب كرده : مسئوليتها و كارهايي كه به عهده ( يحيي بن ابي عمران ) بوده از اين پس بر عهده توست . بحارالانوار، ج 50،ص 37
    اين نشانگر آن است كه حضرت در جو اختناق حكومت بني عباس مواظبت و عنايت داشت، تا كسي از جانشيني نمايندگان وي اطلاعي حاصل ننمايد.
    دوران دشوار امام جواد (ع) در نقش و تبليغ شيعي را بايد در هم عصر بودن وي با دو خليفه عباسي نگريست خصوصا مامون عباسي كه به گفته ابن نديم "اعلم تر از همه خلفا نسبت به فقه وكلام بوده است. "
    دوران هفده ساله امامت حضرت جواد (ع) همزمان با دو خليفه بني عباسي مامون و معتصم بود ، 15 سال در دوره مامون -ازسال 203 ق سال شهادت حضرت رضا (ع) تا مرگ مامون در 218 - و دو سال در دوره معتصم - (سال مرگ ما مون 218 تا 220) شرايط دوره 15 ساله نخست حضرت درست همان شرايط پدر بزرگوارش بود كه در مقابل زيركترين و عالم ترين خليفه عباسي قرار داشت .
    مامون كه در سال 204 هجري وارد بغداد شد امام جواد (ع) را كه بنا بر برخي از روايات سن مباركشان در اين دوران10 سال بيش نبود از مدينه به بغداد فرا خواند و سياست پيشين خويش را در محدود ساختن امام رضا (ع) در خصوص امام جواد (ع) نيز استمرار داد .
    ترس از علويان و محبت اهل بيت در دل مسلمانان از يك سو و متهم بودن وي در به شهادت رساندن امام رضا (ع) در جهان اسلام از سوي ديگر، وي را بر آن داشت تا با به تزويج در آوردن دختر خويش ام الفضل، ضمن تبرئه خويش و استمرار حركت عوامفريبانه در دوست داشتن اهل بيت، پايه هاي حكومت خويش را مستحكم سازد .
    اين حركت مامون چون سپردن ولايتعهدي به امام رضا (ع) 9 مورد اعتراض بزرگان بني عباس قرار گرفت اما مشاهده علم و درايت حضرت جواد(ع) در همان سن آنانرا به قبول اين ازدواج ترغيب ساخت. امام جواد (ع) شرايط خود را همان شرايط پدر خويش ديد، از اينرو با پذيرش ازدواج با ام الفضل نقشه پليد مامون در به قتل رساندن وي و شيعيان را از صفحه ذهن مامون زدود.
    حضرت(ع) كه به خوبي از سياستها و نقشه هاي مامون در بهره برداري از جايگاه ديني و اجتماعي خود باخبر بود، پس از ازدواج اقامت در بغداد را رد و به مدينه بازگشت و تا سال شهادت خويش در آنجا مقيم شد .
    نامه هاي ام الفضل به پدر خويش مبني بر عدم توجه امام جواد (ع) به وي، بيانگر اجباري بودن ازدواج وي با ام الفضل و نداشتن فرزندي از ام الفضل از امام جواد (ع) پرده از هوشمندي امام (ع) برمي دارد؛ چون كه مامون بر آن بود تا با به دنيا آمدن فرزندي از ام الفضل وي را به عنوان يكي از فرزندان رسول خدا (ص) در بين شيعيان، محور حركتهاي آينده خود و بني عباس قرار دهد. مامون در سال 218 ه .ق در مسير حركت به سوي جنگ تا روم درگذشت . علي رغم تمايل سپاه و سران بني عباس به خلافت عباس فرزند مامون ، عباس بنا بر وصيت پدر با عمويش ابو اسحاق معتصم بيعت كرد .
    معتصم هشتمين خليفه عباسي پس از ورود به بغداد، امام جواد(ع) را از مدينه به بغداد فرا خواند .
    حضرت در سال 218 پس از معرفي امام هادي(ع) به جانشيني خود به همراه ام الفضل به بغداد رفت .
    در اين سفر حضرت با شخصيتي متفاوت از مامون روبرو شد ، شخصيتي با روحيه نظامي گري و فاقد بينش علمي . معتصم كه مايه هاي حيله گري و عوامفريبي هاي مامون را در خود نداشت ، موضعگيري متضاد با اهل بيت خود را در بين مردم آشكار ساخت .
    امام عليه السلام در دو سال آخر عمر خويش تحت نظارت شديدتر دستگاه امنيتي و نظامي معتصم قرار گرفت.
    از اينرو شرايط امام جواد به گونه اي شد كه حضرت توسط معجزات و كرامات و شركت در جلسات علمي ، امامت خود را به ديگران به اثبات مي رساند .
    امام جواد (ع) در طول زندگي پربار اما كوتاه خويش بر آن بود تا ارتباط با مردم را حتي در سخت ترين شرايط حفظ كند و با بذل و بخشش به فقرا و مساكين كرامت اهل بيت را به اثبات رساند. وي اين سيره خويش را به امر پدر بزرگوارش آغاز و به انجام رساند . امام رضا (ع) در يكي از نامه هاي خود به حضرت جواد (ع) مي نويسد :
    " به من خبر رسيده است كه ملازمان تو ، هنگامي كه سوار مي شوي از روي بخل تو را از در كوچك بيرون مي برند تا از تو خيري به كسي نرسد تو را به حق خودم بر تو، سوگند مي دهم كه از درب بزرگ بيرون آيي و به همراه خود زر و سيم داشته باش تا به نيازمندان و محتاجان عطا كني. "
    و اين آغاز يك حركت مردمي ، معنوي و انساني بود كه به استحكام پايگاه مردمي حضرت منجر شد و دستگاه بني عباس را از نام " جواد " به معناي بخشنده به هراس وا داشت .



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    ياران، راويان وشاگردان امام جواد (ع)
    دوران كوتاه امامت حضرت امام جواد (ع) ومحدوديت شديد وي از سوي دستگاه حكومتي وقت ،هرگزمانع آن نشد كه حضرت در كنار نشر و تبليغ مكتب تشيع با شيوه هاي گوناگون ،در جو اختناق وحصارها و نيروهاي امنيتي بني عباس به تربيت شاگردان وياران خويش نپردازد.
    پاسخ گويي به هزار مسئله در يك جلسه ونيز نشست و پرسش و پاسخ حضرت با حضور هشتاد تن از بزرگان وعالمان تشيع ،بيانگر آن است كه در اين عصر كمتر عالم ومحدث بزرگ شيعي يافت مي شود كه محضر پر فيض اين امام همام را درك نكرده باشد.
    وجود شخصيتها وراويان بزرگ تشيع چون عبدالعظيم حسني،محمد ابن ابي عمير،زكريابن آدم،فضل ابن شاذان و�. . نشان از استمرار حركت علمي حضرت امام جواد(ع) در عصر پرآشوب خود دارد .
    عبدالحسين شبستري در كتاب سبل الرشاد نام 192 تن از ياران ، شاگردان وراويان امام جواد(ع) را با ذكر منبع وماخذ بيان مي كند. اين شخصيتها اعم از ممدوحين ومذمومين،عبارتند از :

    ابراهيم بن داود يعقوبي
    ابراهيم بن شيبه كاشاني.اصفهاني،اسدي
    ابراهيم بن عبد الحميد صنعاني
    ابراهيم بن محمد همداني
    ابراهيم بن ابي محمود خراساني
    ابراهيم بن مهرويه
    ابراهيم بن مهزيار اهوازي
    ابراهيم بن هاشم بن خليل كوفي قمي
    ابراهيم بن ابي بلاديحيي بن سليم ( سليمان سلمي كوفي - مولي بني عبدالله بن غطفان،ابويحيي-ابواسماعيل)
    ابراهيم بن عقبه
    احكم يا احلم بن بشار مروزي خراساني
    احمد بن اسحاق ابن عبدالله بن سعد بن مالك بن احوص اشعري قمي(ابو علي)
    احمد بن حماد مروزي
    احمد بن ابي خالد
    احمد بن ابي خلف
    احمد ابن عبدالله بن عيسي بن مصقله بن سعد اشعري قمي
    احمد بن عبدالله كوفي (كرخي)
    احمد بن محمد بن بندار،مولي ربيع اقرع
    احمد بن ابي عبدالله محمد بن خالد بن عبدالرحمن بن محمد بن علي كوفي ،قمي يا برقي(ابوجعفر)
    احمد بن محمد بن عبدالله اشعري قمي
    احمد بن محمد بن عمرو بن ابي نصر زيد كوفي ،مولي سكون (سكوني)مشهور به بزنطي (ابو علي يا ابو جعفر)
    احمد بن محمد بن عيسي بن عبدالله بن سعد بن مالك بن احوص بن سايب بن مالك اشعري قمي (ابو جعفر يا ابو علي)
    ادريس قمي (ابوالقاسم)
    اسحاق بن ابراهيم حضيني يا حصيني (اسحاق بن محمد بن ابراهيم)
    اسحاق بن ابراهيم بن هاشم قمي
    اسحاق انباري
    اسحاق بن محمد بن احمد بن ابان بن مرار بن عبدالله بن حارث نخعي بصري (احمر ابو يعقوب)
    اسماعيل بن مهران بن محمد بن ابي نصر زيد بن محمد بن ابي نصر سكوني كوفي(ابو يعقوب)
    اميه بن علي قيسي يا قبسي يا قتيبي شامي (ابو محمد)
    ايوب بن نوح بن دراج كوفي نخعي (ابو الحسن)
    بكر بن احمد بن ابراهيم بن زياد بن موسي بن مالك بن يزيد عصري يا قصري (ابو محمد)
    بكر بن صالح رازي
    بندار مولي ادريس
    ابو تمامه يا ابو ثمامه
    ابو جعفر بصري
    جعفر جوهري
    جعفر بن داود يعقوبي
    جعفر بن محمد صوفي
    جعفر بن محمد هاشمي صيرفي
    جعفر بن محمد بن يونس احول صيرفي بجلي
    جعفر بن يحيي بن سعد يا سعيد احول
    حسن بن راشد بن علي بغدادي ،مولي آل مهلب (ابو علي)
    حسن بن سعيد بن حماد بن سعيد بن مهران كوفي اهوازي (ابو محمد )
    حسن و يا حسين بن عباس بن حريش يا حريس رازي(ابوالحسن،ابو علي.ابو محمد)
    حسن بن عباس بن خراش
    حسن بن علي بن ابي عثمان ،عبدالواحد بن حبيب كوفي ملقب به سجاده
    حسن بن محبوب بن وهب بن جعفر بن وهب سراد يا زرادبجلي كوفي(ابو علي)
    حسن بن محمد جواني بن عبدالله اعرج بن حسين الاصغر بن علي سجاد بن امام حسين(ع) شهيد هاشمي علوي( ابو محمد)
    حسين و يا حسن، بن بشار يا يسارمدايني ويا واسطي(مولي زياد)
    حسين بن داود يعقوبي
    حسين بن سعيد بن حماد بن سعيد بن مهران كوفي اهوازي (ابو محمد)
    حسين بن سهل بن نوح
    حسين بن علي قمي
    حسين ويا حسن ،بن محمد اشعري قمي
    حسين ويا حسن ،بن مسلم يا اسلم يا اسد
    حصين بن ابي حصين
    ابو حصين ويا ابوحسن بن ،حصين خضيني يا حصيني اهوازي
    حفص جوهري (ابو عبدا�)
    حماد بن عيسي صواف
    حمران بن ابراهيم خضيني اهوازي كوفي
    همدان بن اسحاق دسوائي يا ديواني
    حمزه بن يعلي اشعري قمي(ابو يعلي)
    خلف بن سلمه بصري
    خلف صيرفي
    خيران بن اسحاق زاكاني يا راكاني ،قراتيسي ويا اسباطي
    داود بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله بن جعفر بن ابي الطالب قريشي هاشمي جعفري بغدادي(ابوهاشم)
    داود بن مافنه صرمي كوفي (ابو سليمان)
    داود بم مهزيار
    دعبل بن علي بن رزين بن عثمان بن عبدالرحمن بن عبدالله بن بديل بن ورقاع خزائي مضري كوفي (ابو علي يا ابو جعفر)
    ريان بن شبيب
    زكريا بن آدم بن عبدا� بن سعد اشعري قمي (ابو يحيي)
    زهرا ام احمد بن حسين بغدادي
    زينب بنت محمد بن يحيي
    ابو ساره
    سعد بن سعد احوص بن مالك اشعري قمي
    سعيد بن جناح ازديكوفي بغدادي
    ابو سكينه كوفي
    سهل بن زياد آدمي رازي (ابو سعيد)
    ابوالفضل شاذان بن خليل نيشابوري
    شاذويه بن حسين بن داود قمي
    صالح بن محمد بن سهل
    صالح بن محمد همداني
    صالح بن ابي حماد مسلمه ويا سلمه ويا زادبه ويا زادويه رازي(ابوالخير)
    صفوان بن يحيي بوجلي كوفي بياع سابري (ابو محمد)
    عباس بن عمر همداني
    عباس بن معروف اشعري قمي (ابوالفضل)
    عبدالجبار بن مبارك ويا علي نهاوندي
    عبدالرحمن بن ابي نجران ،عمر بن مسلم تميمي كوفي (ابوالفضل)
    عبدالعظيم بن عبدالله بن علي بن حسن بن زيد بن امام حسن مجتبي (ع) هاشمي حسني علوي معروف به عبدالعظيم حسني(ابو قاسم)
    عبدالله بن خداش بصري مهري (ابو خداش)
    ابو عبدالله خراساني
    عبدالله بن رزين
    عبدالله بن سنان
    عبدالله بن صلت تيمي قمي (ابو الطالب)
    عبدالله بن محمد بن حصين و يا حضين حضيني و يا حصيني ويا حصيبي،عبدي اهوازي
    عبدالله بن محمد بن حماد رازي
    عبدالله بن محمد بن سهل بن داود
    عبدالله بن موسي كاظم بن جعفر صادق بن محمد باقر بن علي زين العابدين بن
    امام حسين (عليهم السلام)شهيد هاشمي علوي
    عبدالله بن محمد رازي
    عثمان بن سعيد عمري و يا عمروي ،سمان ويا زيات اسدي(ابو عمرو)
    عثمان بن عيسي عامري كلابي رواسي كوفي (ابو عمرو)
    علي بن اسباط بن سالم كندي كوفي بياع الزطي(ابوالحسن)
    علي بن بلال بغدادي (ابوالحسن)
    ابو علي بن بلال
    علي بن جعفر صادق بن محد باقر بن علي سجاد بن حسين سبط بن امام اميرالمومنين علي بن ابي الطالب قريشي هاشمي علوي مدني مشهور به عريضي
    علي بن حديد بن حكيم ازدي كوفي مدايني ساباطي
    علي بن حسان واسطي قصير ابوالحسين معروف به منمس
    علي بن حسين و يا حسن بن علي بن عمران بن امام علي سجاد هاشمي ،ابوالحسن
    ملقب به عسكري
    علي بن حكم بن زبير نخعي كوفي انباري (ابوالحسين)
    علي بن عاصم كوفي
    علي بن عبدالله قمي عطار (ابوالحسن)
    علي بن عبدالله مدايني
    علي بن عبدالملك قمي
    علي بن محمد بن سليمان نوفلي و يا علي بن سليمان نوفلي
    علي بن محمد بن علي علوي حسني
    علي بن محمد قلانسي
    علي بن محمد بن هارون بن حسن بن محبوب
    علي بن مهزيار دورقي اهوازي
    علي بن ميسر ويا ميسره بصري
    علي بن نصر ناب
    علي بن يحيي ابوالحسين يا ابوالحسن
    عمر بن توبه صنعاني (ابو يحيي)
    ابو عمر يا عمرو حذا
    عمران بن محمد بن عمران بن عبدالله بن سعد اشعري قمي
    عيسي بن جعفر بن عيسي
    علي بن مستفاد بجلي (ابو موسي)
    ابوالفضل خراساني
    قاسم بن حسين بزنتي
    قاسم صيغل
    قاسم بن عبد الرحمن
    محمدبن ابراهيم حضيني اهوازي
    محمدبن احمدبن حمادمحمودي مروزي
    محمدبن اسماعيل بن بزيع كوفي عباسي،معروف بهابن بزيع
    محمدبن اسماعيل رازي
    محمدبن حسن بن ابي خالد قمي اشعري،معروف به شنبوله يا شينوله وياسنبوله
    محمدبن حسن بن شمون تصري بغدادي ،،ابوجعفر يا ابوالحسن،
    محمدبن حسن بن عمار
    محمد بن حسن بن محبوب
    محمد بن حسن واسطي
    محمدحسين بن ابي خطاب زيد همداني كوفي زيات
    محمد بن حمزه
    محمد بن خالد بن عبدالرحمان بن علي برقي قمي ، مولي ابي موسي اشعري و يا مولي جرير بن عبدالله
    محمد بن خزيمه
    محمد بن رجاء ارجاني خياط يا حناط
    محمد بن ريان بن صلط اشعري قمي
    محمد بن سالم بن عبد الحميد كوفي
    محمد بن سليمان
    محمد بن سنان زاهري خزاعي كوفي ( ابو جعفر )
    محمد بن سهل بن يسع بن عبدالله بن سعد بن مالك بن احوص اشعري قمي
    محمد بن عبد الجبار بن ابي صهبان قمي
    محمد بن عبدالله بن مهران كرخي
    محمدبن عبده ابوبشر
    محمدبن علي هاشمي
    محمدبن عمرساباطي
    محمدبن عيسي بن عبدالله سعد بن مالك بن احوص اشعري قمي
    محمدبن عيسي بن عبيدبن يقطين بن موسي عبيدي ،يقطيني اسدي خزيمي يونسي بغدادي
    محمدبن فرج رخجي
    محمدبن فضيل ويا فضل بن كثيرازدي كوفي صيرفي مشهوربه ازرق ابوجعفر
    محمدبنابي قريش
    محمدبن ابي نصر
    محمد بن نصر ناب
    محمدبن نصيرفهري نميري بصري
    محمد بن نصير مهري ، نميري ، بصري
    محمد بن نوح رحجي
    محمد بن وليد خزار ،كرماني
    محمد بن ابي يزيد (و يا ) ابن ابي زيد قمي رازي
    محمد بن يونس ابن عبدالرحمن
    مختار بن زياد عبدي بصري
    مروك بن عبيد بن سالم بن ابي حفصه زياد عجلي
    ابو مساور
    مصدق بن صدقه مدايني (و يا ) كوفي
    معاويه بن حكيم بن معاويه عمار ( و يا ) علويه بن معاويه دهني بجلي كوفي
    قابوسي
    منصور بن عباس رازي بغدادي ابوالحسين ( ويا ) ابوالحسن
    ابن مهران
    موسي بن داود منقري
    موسي بن داود يعقوبي
    عبدالله بن عبدالملك بن هشام
    موسي بن عبدالملك
    موسي بن عمر بن بزيع كوفي (مولي المنصور)
    موسي بن قاسم بن معاوي بن وهب بجلي كوفي ملقب به مجلي ( ابو عبدالله )
    موسي بن مختار بن يزيد عنسي
    نصر (ويا ) نصير خادم
    نوح بن شعيب (ويا) صالح بغدادي
    هارون بن حسن بن محبوب بن وهب ابن جعفر بن بجلي
    والد خيراني
    يحيي بن اكثم بن محمد بن قطن بن سمعان تميمي اسيدي خراساني مروزي بغدادي
    يحيي بن ابي عمران (ويا) عمران همداني
    يزداد
    يعقوب بن اسحاق سكيت بن يوسف دورقي اهوازي بغدادي ( ابو يوسف ) معروف به ابن سكيت
    يعقوب بن حماد سلمي انباري بغدادي ، معروف به كاتب ، ابو يوسف



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  13. تشکر


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    جايگاه علمي امام جواد (ع) امام جواد (ع) چون اجداد طاهرش خزانه دار علمي الهي وگنجينه دار رازها ورمزهاي آفرينش بود .
    امام جواد(ع) با سني كم با شركت در مناظره ها و مباحثه هاي عالمان و دانشمندان بزرگ عصر خويش ، علم لدني كه همانا مختص به انبياء و معصومين است را فرا روي مردمان عصر خود و اعصار ديگر به تصوير كشيدند . حضرت به مناسبتي به اين نكته اشاره و مرز و سرچشمه علم خويش را با ديگران مشخص مي نماياند. هنگامي كه حضرت موضوع حيف و ميل شباني را به او گوشزد مي كرد ،در پاسخ به پرسش شبان كه عرض كرد، از كجا به اين موضوع پي بردي ، حضرت مي فرمايند: " نحن خزان علمه وعيبة حكمته واوصياء انبيائه و عباد مكرمون " ، " همانا ما خزانه داران علم الهي و گنجينه داران حكمت خداوندي و جانشينان انبياء و بندگان گرام او هستيم ." مدينه المعاجز ، ص 535



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  15. تشکر


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    داستان شكار در حرم الهي
    بنا به نقل شيخ مفيد از ريان بن شبيب : وقتي مامون خواست دخترش ام الفضل را به همسري امام جواد (ع) درآورد ، عباسيان به چنين تحليلي كه اين مسئله موجب مي شود كه حكومت به دست علويان افتد ،با تصميم مامون به مخالفت برخاستند .
    از اينرو به نزد مامون رفته و اظهار داشتند : تو را به خداوند سوگند مي دهيم كه از تصميم خود در تزويج ام الفضل با محمد بن علي منصرف شو و بار ديگر قدرت را از عباسيان به علويان منتقل نكن . در گذشته ولايتعهدي علي بن موسي الرضا (ع) همه را نگران خود ساخت ، اكنون براي نامزدي ام الفضل يكي از عباسيان را انتخاب كن .
    مامون در جواب عباسيان گفت : اختلاف شما با علويان ريشه در نحوه برخورد شما با آنان دارد. اگر شما با آنان منصفانه برخورد مي كرديد ، همانگونه كه آنها بر شما برتري و شايستگي دارند ، برتري مي يافتند.
    پيشينيان من ،مشي بد رفتاري با علويان را در پيش گرفتند و قطع رحم كردند و من از اين رويه به خدا پناه مي برم ، هرگز از اين كه علي بن موسي (ع) را وليعهد خويش كردم ،پشيمان نيستم . از وي خواستم كه به جاي من خلافت كند قبول نكرد ، قضاي هتمي خدا جاي خود را گرفت " و كان امر الله معذورا" .(چنين تحليلي از شهادت حضرت رضا (ع) بيانگر نهايت حيله گري و تزوير مامون حتي در برابر عباسيان است. ) اينكه ميگوييد چرا ابو جعفر را به دامادي خويش برگزيده ام ؟ به فضل و دانش وي باز مي گردد، كه با وجود سني كم از همه برتر است . اميد است زمينه اي فراهم آيد تا ديگران نيز چون من به درجه فضل و برتري وي آگاهي يابند.
    بزرگان عباسي ، دگر باره به سن حضرت (ع) خرده گرفتند و گفتند درست است كه رفتار اين جوان و فضل وكمال وي تو را به اعجاب وا داشته است ، ولي با مسائل فقهي آشنائي ندارد . مدتي صبركن تا به معلوماتي دست يابد سپس نيت خود را عملي ساز .
    مامون در جواب گفت : واي بر شما ، من به جايگاه و منزلت اين نوجوان بيش از شما دانايم ، او از اهل بيتي است كه علم ودانش آنان از سرچشمه الهامات الهي نشات مي گيرد.
    پدران آنان در دين و دانش و ادب بي نياز از رعيتي بودند كه علمشان به درجه كمال رسيده است . اگر قبول نداريد ، امتحانش كنيد تا درجه فضل و علم او بر شما آشكار گردد . گفتند: قبول است ،وي را مي آزماييم .
    عباسيان با كسب اجازه از مامون ، اجازه خواستند تا فردي را براي مناظره با حضرت جواد (ع) معرفي كنند وجلسه را ترك كردند .
    عباسيان با يكديگر به شور نشستند و در نتيجه قاضي نامي و مشهور ، يحيي بن اكثم را دعوت و با وعده دادن پول فراوان به وي در صورت پيروزي بر امام جواد (ع) ، در روزي معين در مجلسي با حضور مامون شركت جستند .
    در اين مجلس هر يك در جاي خود قرار گرفتند و مامون دستور داد تا تشكي و دو متكا را براي امام جواد (ع) گسترداند و خود در كنار او ايستاد. و يحيي بن اكثم روبروي امام قرار گرفت .
    يحيي بن اكثم رو به مامون كرد و گفت : يا اميرالمؤمنين اجازه مي دهيد تا از ابو جعفر سؤال كنم ؟
    مامون گفت : از خودش اجازه بگير .
    يحيي بن اكثم رو به حضرت (ع) كرد و گفت : فدايت شوم اجازه مي فرمايي مسئله اي بپرسم ؟
    حضرت (ع) فرمود :بپرس
    يحيي بن اكثم گفت : خداوند ما را فدايت سازد اگر فردي در حال احرام شكاري را بكشد ، حكم آن چيست ؟
    امام جواد (ع) فرمود : شكارچي در حل كشته است يا در حرم ؟
    عالم به حرمت آن بوده يا جاهل ؟
    از روي عمد كشته يا اشتباه ؟
    آزاده بوده است يا غلام ؟
    صغير بوده است يا كبير؟
    اين اولين صيد بوده است يا بيشتر ؟
    آن صيد از پرندگان بوده است يا غير آنها ؟
    كوچك بوده است يا بزرگ ؟
    شخص محرم بر اين عمل اصرار دارد يا پشيمان شده است ؟
    شب اين عمل را انجام داده است يا روز ؟
    احرام عمره بوده است يا احرام حج ؟
    يحيي بن اكثم پس از شنيدن فروع باز شده از پرسش خود از سوي امام جواد (ع) زبانش به لكنت افتاد و نشانه هاي عجز و ناتواني به سيمايش آشكار شد .
    مامون پس از بيان مطالب از سوي امام جواد (ع) گفت :خدا را به خاطر تشخيص خويش حمد و سپاس مي كنم سپس رو به عباسيان كرد و گفت : اكنون بر آنچه در فكر آن بوديد آگاهي يافتيد .
    پس از مراسم عقد و خطبه خواني مامون به حضرت (ع) گفت :در صورت تمايل پاسخ مسائل محرم را بيان كنيد تا همه بهره مند شويم .
    حضرت (ع) فرمودند : " محرم اگر صيدي را در غير حرم بكشد و آن از پرندگان بزرگ باشد ، يك گوسفند كفاره بايد قرباني كند و اگر صيد در حرم باشد با يد دو گوسفند قرباني كند ". " اگر جوجه اي در حل بكشد قرباني ، يك بره از شير گرفته است؛ ولي قيمت آن جوجه بر او واجب نيست.اما اگر جوجه اي در حرم بكشد كفاره اش يك گوسفند و قيمت جوجه مي باشد ".
    اگر صيد از حيوانات وحشي چون الاغ وحشي باشد بايد يك گاو قرباني و اگر صيد شترمرغ باشد يك شتر قرباني كند .
    كفاره كشتن صيد بر فرد عالم و جاهل مساوي است .
    در صورتي كه محرم عمداً صيد را بكشد گناه كرده ولي چنانچه به اشتباه صيد را شكار نموده چيزي بر او نيست.
    كفاره فرد حر برخودش واجب و كفاره غلام بر مولاي او واجب است .
    برصغير كفاره نيست ولي كبير كفاره بر او واجب است .
    شخصي كه از شكار پشيمان شود پس از كفاره عقاب اخروي ندارد ولي آنكه بر كشتن صيد اصرار ورزد عذاب اخروي گريبانگير او مي شود .
    الارشاد ،ص 319 - موسوعة الامام الجواد (ع)، ج2، ص 408 .



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  17. تشکر


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    داستان حلال و حرام شدن زن
    مامون پس از شنيدن پاسخهاي حضرت (ع) در خصوص مسئله شكار و تشويق وي در مقابل حضار رو به امام جواد (ع) كرد و گفت:
    احسنت ،يا ابا جعفر خداوند به تو خير عطا كند ، اگر صلاح مي دانيد شما نيز از يحيي بن اكثم سؤالي بپرسيد .
    امام (ع) رو به يحيي بن اكثم كرد و فرمود : پرسش نمايم ؟
    يحيي گفت : فدايت شوم اختيار با شماست . اگر توانائي پاسخگويي داشتم پاسخ مي دهم و اگر نه پاسخ آنرا از شما خواهم آموخت .
    امام فرمودند :چه مي گويي در باره اين مسئله :
    در اول روز نگاه مردي به زني حرام بود ،چون آفتاب بالا آمد همان زن بر او حلال شد ، ظهر كه شد بر او حرام گرديد ، به موقع عصر بر او حلال شد ، چون آفتاب غروب كرد ،حرام گشت ، در زمان عشاء حلال شد ، در نيمه شب حرام گرديد ، و چون فجر طلوع كرد بر او حلال شد .
    اين چگونه مي شود و علت حلال و حرام شدن چيست ؟
    يحيي بن اكثم در تحير گفت : به خدا سوگند من پاسخ اين مسئله را نمي دانم، پاسخ آن را بفرمائيد تا بياموزم .
    حضرت جواد (ع) فرمودند : اين زن كنيزي است و آن مرد اجنبي و نامحرم - به جهت نامحرم بودن - نگاه وي در صبح بر آن زن حرام بود .آفتاب كه بالا آمد كنيز را خريداري كرد . و بر آن مرد حلال شد .
    ظهر كنيز را آزاد كرد ،بر او حرام شد . عصر وي را به تزويج خود درآورد ،حلال شد .
    موقع غروب به سبب ظهار - مسئله اي كه مرد به زن خود بگويد پشت تو نظير پشت مادر من است - بر او حرام شد .
    زمان عشاء كفاره ظهار را داد ،حلال شد . نصف شب آن زن را طلاق داد حرام شد در طلوع فجر رجوع كرد آن زن بر او حلال شد .
    در اين هنگام مامون رو به حاضران مجلس كرد و گفت :
    آيا در ميان شما كسي يافت مي شود كه اين مسئله را چنين پاسخ دهد ؟
    همه گفتند نه والله ،اميرالمؤمنين به راي خود آگاهتر است .آنگاه مامون گفت : واي بر شما ، اهل بيت در ميان مردم از نظر فضل و كمال بي همتا و ممتازند و كمي سن مانع فضيلت آنها بر ساير مردم نمي شود .
    تحف العقول ،ص454 - بحارالانوار ،ج10، ص 385 - وسائل الشيعة ،ج22،ص265 - موسوعة الامام الجواد(ع) ،ج2 ، ص406 .




    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  19. تشکر


صفحه 1 از 22 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود