صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا در اسلام نمی توان دین خود را تغییر داد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا در اسلام نمی توان دین خود را تغییر داد؟




    اعتقاد به اسلام نمی تواند سنتی و تقلیدی باشد . بنابر این هر فردی وقتی به مرحله رشد عقلی و تکلیف رسید -پذیرش اسلام باید از روی دلیل باشد نه از روی تبعیت . از این رو است که مراجع تقلید در اول توضیح المسائل می نویسند : تقلید در اصول دین جایز نیست.
    بنابر این فرزندان مسلمانان - دین را خود انتخاب می کنند.
    از طرف دیگر نیز دین نمی تواند از روی اجبار باشد.دین و ایمان به آن که یک اعتقاد قلبی و درونی است -ممکن است تحمیلی باشد.
    از این رو قرآن می فرماید : "لا اکراه فی الدین " در قبول دین اجباری نیست . سپس می فرماید : راه راست -اندیشه راستین و آیین درست و نجات بخش از اندیشه دروغین و آیین باطل واضح و روشن است (قد تبین الرشد من الغی )( بقره-(2)256) . حال اگر راه درست و دین حق از راه نادرست نمایان است -پس چه دلیلی برای تحمیل و اجبار است ؟!
    از نظر جهان بینی اسلامی همه انسانها از آزادی - اختیار و قدرت بر تصمیم گیری برخوردارند و خودشان سرنوشت خویش را رقم می زنند.
    اسلام از راههای گوناگون می کوشد اندیشه بشریت را از اسارت باطل برهاند و آدمی با دید باز و وسعت نظر بیاندیشد و داوری کند و دین و آیین حق را برگزیند. این سخن قرآن است که می فرماید :
    به آن بندگانی مژده باد که همه سخنان را می شنوند و بهترین را بر می گزینند (زمر-18)
    و چون به ایشان گفته شود که از آن چه از سوی خدا فرود آمده است -پیروی کنید - گویند نه! ما به همان راهی می رویم که پدران ما می رفتند. حتی اگر پدرانشان بی خرد و گمراه بوده اند (بقره -170 و مائده -104)
    در آیه اخیر - انسانها را توبیخ میکند که چگونه به راه پدران و تقلید از آنان رفتند -شاید پدران آنها درک نمی کردند . پس تقلید در دین از نظر قرآن محکوم است . در روایات تصریح شده که تقلید در دین - نه فقط از پدر و مادر مردود است - حتی تقلید در عقاید از شخصیتهای بزرگ هم جایز نیست .(میزان الحکمه -ح 6296 و بحارالانوار ج 3-ص 103)
    البته این بدان معنا نیست که پس باید دینی غیر از دین پدران انتخاب نمود- بلکه چه بسا راه و دین پدران حق باشد - اما در هر دو صورت باید انتخاب و تحقیق خود انسان باشد.
    آری آدمی با دقت و خردورزی میتوان راه و آیین حق ( که آیین اسلام است ) را باور کند و آن را برگزیند.
    حال اگر فردی در خانواده مسلمان بخواهد دین خود را تغییر دهد - این شخص با نگاه به انتخاب شخصی میتواند اینکار را انجام دهد . زیرا عقیده و دین مربوط به خود او است و خود نیز در برابر خدا پاسخ گوی آن است . اما اگر بخواهد با این عمل به مقابله با اسلام بر خیزد از نظر حکم اجتماعی اسلام صحیح نیست و با آن برخورد می شود. زیرا در جامعه ای که بر اساس اعتقادات و باورهای دینی -قوانین - رفتارهای اجتماعی و فردی - امیال و آرزو های انسان ها و ارزش های اخلاقی شکل گرفته که هر یک از این موارد کارکردهای بسیاری در زندگی فردی و اجتماعی دارد - حق ندارد در برابر دین و اعتقادات مو ضع گیری نموده و درصدد تخریب آنها باشد - زیرا آثار نامطلوب در زندگی فردی و اجتماعی ایجاد خواهد کرد و باعث تزلزل ارکان اجتماعی خواهد شد- بنابر این ارتداد از این جهت که افکار عمومی و ایمان مردم را متزلزل می کند - اظهار آن روا و شایسته نیست و با وجود یک سری شرایط اسلام با مرتد برخورد می کند. اما اگر باور خود را رواج نداد و به امنیت فکری و فرهنگی جامعه آسیبی وارد نکرد - به او کاری ندارند و حکم ارتداد نداشته و عقیده اش نزد خودش محترم است .
    از نظر اعتقادی نیز در آیات قرآن آمده که جز دین حق ( اسلام ) پذیرفته نیست و چنین شخصی باید پاسخ گوی انتخاب و انگیزه های این انتخاب باشد.
    این که خدا با او چگونه برخورد می کند - تنها خدا می داند که آیا وی صداقت دارد یا از روی عناد و لجاجت - یا با انگیزه های غیر الهی به این عقیده روی آورده است.
    خداوند فردای قیامت بر پایه عدل و حکمت با او رفتار خواهد کرد.
    نوشته : حجت الاسلام حسن شفیعی بر گرفته از سایت انتخاب

    007


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    445
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    مطلب ارتداد در اسلام




    این مقاله را در وبلاگ اسلام آئین زندگی دیدم:

    یکی دیگر از بحثهای مهم در بحث احکام، بحث ارتداد است. اسلامستیزان ادعا میکنند که هیچ مسمانی حق خارج شدن از دین اسلام را ندارد و اگر اینکار را بکند اعدام میشود:

    شبهه: اگر در دین اجباری نیست(لا اکراه فی الدین) چرا اگر کسی بخواهد از دین اسلام خارج شود، اعدامش میکنید؟

    پاسخ:

    ۱)این ادعا یک تهمت است. اسلام هرگز نگفته است هر کس که از اسلام خارج شد مرتد است و باید اعدام شود.

    ۲) اگر مسلماني از روى تحقيق (نه هوا و هوس و فرار از تكاليف) به اين نتيجهرسيد كه دين ديگرى حق است، امكان خارج شدن از دين براي او وجود دارد ، امااگر بخواهد در مقابل اسلام موضع گيري و مقابله نمايد ، مرتد محسوب شده وجامعه اسلامي با وجود شرايطي با او برخورد خواهد نمود. البته این برخورد الزاما اعدام نیست.

    ۳) مرتد از نظر اسلام كسي است كه به مبارزه با عقيده و ايمان و باور مردم درجامعه روي آورده و به اين جهت يك مجرم اجتماعي شناخته مي شود ، نه مجرماعتقادي. زيرا اعتقاد ، جرم نيست و اين كه آيا در باور خود صداقت دارديا نه و از روي تحقيق از دين خارج شده ، يا از روي هوا و هوس و با انگيزههاي ديگر، تنها خداوند مي داند و پاداش و جزاي او نيز در آخرت خواهد بود ،اما از اين جهت كه قصد تخريب و تزلزل باور انسان ها را در جامعه داشتهباشد و به مقابله با آن برخيزد ، مربوط به جنبه اجتماعي مي شود و حكومتديني با آن برخورد خواهد كرد.

    ۴) تا آن جا که اطلاعات دینی ما اجازه میدهد،امنيت جانى در قرآن بسيار مورد توجه قرار گرفته است. برخى از احكامجزايى قرآن با هدف تأمين امنيت جانى فرود آمده است. براى نمونه بعضى آياتاز خودكشى و ديگر كشى و صدمه رساندن به ديگران منع مى‏كند. اين آيات براىآنان كه ديگران را مصدوم مى‏سازند و به قتل مى‏رسانند، مجازات سنگين قرارمى‏دهد و اين مجازات‏ها را عامل مهم تأمين امنيت ديگران مى‏خواند(بقره:۱۹۵ و نساء:۲۹)امنيت شناسان، امنيت جانى را بسيار درخور اهميت مى‏دانند و ناامنى جانى واحساس ناامنى را زمينه آسيب پذيرى اجتماعى مى‏دانند. در قرآن امنيت جانىبسيار اهميت دارد و كشتن يك فرد مانند كشتن تمام انسان‏ها دانسته شده است. (مائده:۳۲)

    ۵)هر چند امنيت جانى در قرآن بسيار پر اهميت گفته شده است اما اين امنيتمطلق نيست. امنيت جانى تا زمانى حق هر شهروند است كه امنيت ديگران رامحترم شمارد و از تجاوز به حقوق ديگران خوددارى كند.

    ۶)در مورد امنيت عقيده بايد گفت كه تمامى انسان‏ها از جهت باورها وانديشه‏ها داراى امنيت هستند و نمى‏توان ايشان را به سبب باورهايى كهدارند، تهديد كرد و در ناامنى قرار داد، چه اين كه باورها و انديشه‏هاخاستگاه زندگى اجتماعى است و بيشترين نقش را در بروز رفتارهاى فردى واجتماعى دارد. براين اساس در اسلام باورها و عقايد بسيار با ارزش است وصاحبان عقيده در امنيت كامل به سر مى‏برند و نمى‏توان ايشان را به پذيرشباورى جديد و وانهادن عقيده خود وادار ساخت. آيات جهاد درباره مخالفانىاست كه براى مسلمانان ناامنى ايجاد مى‏كنند. قرآن، تهديد و ارعاب صاحبان عقيده را برنمى‏تابد و با هر شكل تهديد مخالفتمى‏كند، چه اين كه

    اول: از انسان رهايى از تقليد (به عنوان يك عامل درونىبر اكراه) را مى‏طلبد و تقليد كنندگان را نكوهش مى‏كند،(بقره:۱۷۰)

    دوم: انسان رابه بهره‏گيرى از عقل فرا مى‏خواند و از ايشان تأمل و تدبر در آفرينش وآفريدگار را خواسته است.

    سوم: عقيده را امرى درونى و اختيارى و جبرناپذيرمعرفى مى‏كند.(بقره:۲۵۶ ، یوسف ۱۰۸ ، انسان:۳ و کهف:۲۹)

    چهارم: ناسازگارى‏هاى عقيدتى و دينى را خواست خداوند مى‏داند: «و لو شاءربك لامن من فى الارض كلّهم؛ اگر پروردگار تو مى‏خواست همه كسانى كه روىزمين هستند، (به اجبار) ايمان مى‏آوردند»(یوسف:۹۹ و انعام: ۱۴۹ و ۳۵)

    پنجم: وظيفه پيامبران را تبليغ، بيم و بشارت مى‏شناسد و اجبار مردم برپذيرش دين را وظيفه ايشان نمى‏خواند.(آل عمران:۲۰ و مائده:۹۲ و یونس:۴۱)

    ششم: مسلمانان را به مدارا با مخالفان دعوت مى‏كند و ايشان را از درگيرىبا كافران باز مى‏دارد و مخالفان را (به شرط عدم تعرض به مسلمانان و اعلامبى طرفى) در امنيت مى‏داند.(انفال:۶۱)

    بنابراين بر طبق آيات قرآن هيچ كس را نمى‏توان بر پذيرش عقيده‏اى اجباركرد و يا فردى را از باورهايش جدا نمود، زيرا عقيده (دين، مذهبى، سياسىو...) امرى اختيارى و قلبى است و به هيچ روى اجبار و اكراه نمى‏پذيرد. شاید اگر مطالب بالا را به خوبی مطالعه کرده باشید متوجه شده باشید که دراسلام کاملا آزادی عقیده وجود دارد زیرا دين اسلام فطرى است. اگر فردى بهاصول و فروع اسلام آشنا باشد و حالت انكار نداشته باشد، به صورت طبيعى ومعمولى به آن ايمان مى‏آورد.

    ۷)قرآن مى‏گويد: «لا اكراه فى الدين؛ در پذيرشعقيده اكراه نيست». اصولاً عقيده با اكراه سازگار نيست. اين سخن درستىاست، ولى نبايد از اين گزاره، تفسير ناروا نمود و گفت: هر كه هرگونه دلشبخواهد، آزاد است تا عقايد ديگران را به بازى بگيرد، بلكه قرآن به دنبالسخن مذكور مى‏گويد: «قد تبيين الرشد من الغى؛ راه راست از راه‏هاى انحرافىو نادرست روشن است».(بقره:۲۵۶) يعنى وقتى راه رشد و حقيقت آشكار است، دليلى براىاكراه و اجبار وجود ندارد، زيرا عقل سليم بدون داشتن انكار و عناد آن راپذيرا است.

    حال اگر فردى در خانواده مسلمان تشخيص داد كه دين اسلام بر حقنيست، مى‏تواند دين ديگر را انتخاب كند و در قانون اسلام یا جمهوری اسلامیهیچ حکمی برای آن تعیین نشده تا زمانی که به صورت مقابله با اسلام درنیاید . بدیهی است در جامعه‏اى كه براساس اعتقادات و باورهاى دينى،قوانين، رفتارهاى اجتماعى و فردى، اميال و آرزوهاى انسان‏ها ارزش‏هاىاخلاقى شكل گرفته كه هر يك از اين موارد كاركردهاى بسيارى در زندگى فردى واجتماعى دارد، کسی حق ندارد به مقابله با دین و اعتقادات دیگران بپردازد ودر برابر دين و اعتقادات موضع‏گيرى نموده و درصدد تخريب آنها باشد، زيراآثار نامطلوب در زندگى فردى و ا جتماعى ايجاد خواهد كرد و باعث تزلزلاركان اجتماعى خواهد شد، بنابراين ارتداد از اين جهت كه افكار عمومى وايمان مردم را متزلزل مى‏كند، اظهار آن روا و شايسته نيست، و با وجود يكسرى شرايط اسلام با مرتد برخورد مى‏كند. اما اگر باور خود را رواج نداد وبه امنيت فكرى و فرهنگى جامعه آسيبى وارد نكرد، به او كارى ندارند و حكمارتداد نداشته و عقيده‏اش نزد خودش محترم است. اين كه خدا با او چگونهبرخورد مى‏كند، تنها خدا مى‏داند كه وى صداقت دارد يا از روى عناد و لجاجتبه اين عقيده روى آورده است. خداوند فرداى قيامت بر پايه عدل و حكمت، بااو رفتار خواهد كرد. همو فرموده است: «اگر حجت بر كسى تمام نشده باشد،مؤاخذه‏اش نمى‏كند.»(اسراء:۱۵) در عین حال که منکران حقیقت و رفتارهای ناشایست رامجازات خواهد نمود.

    منبع پاسخ: http://www.pasokhgoo.net/fa


  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    نقل قول نوشته اصلی توسط reza007 نمایش پست
    اعتقاد به اسلام نمی تواند سنتی و تقلیدی باشد . بنابر این هر فردی وقتی به مرحله رشد عقلی و تکلیف رسید -پذیرش اسلام باید از روی دلیل باشد نه از روی تبعیت . از این رو است که مراجع تقلید در اول توضیح المسائل می نویسند : تقلید در اصول دین جایز نیست.
    بنابر این فرزندان مسلمانان - دین را خود انتخاب می کنند.
    از طرف دیگر نیز دین نمی تواند از روی اجبار باشد.دین و ایمان به آن که یک اعتقاد قلبی و درونی است -ممکن است تحمیلی باشد.
    از این رو قرآن می فرماید : "لا اکراه فی الدین " در قبول دین اجباری نیست . سپس می فرماید : راه راست -اندیشه راستین و آیین درست و نجات بخش از اندیشه دروغین و آیین باطل واضح و روشن است (قد تبین الرشد من الغی )( بقره-(2)256) . حال اگر راه درست و دین حق از راه نادرست نمایان است -پس چه دلیلی برای تحمیل و اجبار است ؟!
    از نظر جهان بینی اسلامی همه انسانها از آزادی - اختیار و قدرت بر تصمیم گیری برخوردارند و خودشان سرنوشت خویش را رقم می زنند.
    اسلام از راههای گوناگون می کوشد اندیشه بشریت را از اسارت باطل برهاند و آدمی با دید باز و وسعت نظر بیاندیشد و داوری کند و دین و آیین حق را برگزیند. این سخن قرآن است که می فرماید :
    به آن بندگانی مژده باد که همه سخنان را می شنوند و بهترین را بر می گزینند (زمر-18)
    و چون به ایشان گفته شود که از آن چه از سوی خدا فرود آمده است -پیروی کنید - گویند نه! ما به همان راهی می رویم که پدران ما می رفتند. حتی اگر پدرانشان بی خرد و گمراه بوده اند (بقره -170 و مائده -104)
    در آیه اخیر - انسانها را توبیخ میکند که چگونه به راه پدران و تقلید از آنان رفتند -شاید پدران آنها درک نمی کردند . پس تقلید در دین از نظر قرآن محکوم است . در روایات تصریح شده که تقلید در دین - نه فقط از پدر و مادر مردود است - حتی تقلید در عقاید از شخصیتهای بزرگ هم جایز نیست .(میزان الحکمه -ح 6296 و بحارالانوار ج 3-ص 103)
    البته این بدان معنا نیست که پس باید دینی غیر از دین پدران انتخاب نمود- بلکه چه بسا راه و دین پدران حق باشد - اما در هر دو صورت باید انتخاب و تحقیق خود انسان باشد.
    آری آدمی با دقت و خردورزی میتوان راه و آیین حق ( که آیین اسلام است ) را باور کند و آن را برگزیند.
    حال اگر فردی در خانواده مسلمان بخواهد دین خود را تغییر دهد - این شخص با نگاه به انتخاب شخصی میتواند اینکار را انجام دهد . زیرا عقیده و دین مربوط به خود او است و خود نیز در برابر خدا پاسخ گوی آن است . اما اگر بخواهد با این عمل به مقابله با اسلام بر خیزد از نظر حکم اجتماعی اسلام صحیح نیست و با آن برخورد می شود. زیرا در جامعه ای که بر اساس اعتقادات و باورهای دینی -قوانین - رفتارهای اجتماعی و فردی - امیال و آرزو های انسان ها و ارزش های اخلاقی شکل گرفته که هر یک از این موارد کارکردهای بسیاری در زندگی فردی و اجتماعی دارد - حق ندارد در برابر دین و اعتقادات مو ضع گیری نموده و درصدد تخریب آنها باشد - زیرا آثار نامطلوب در زندگی فردی و اجتماعی ایجاد خواهد کرد و باعث تزلزل ارکان اجتماعی خواهد شد- بنابر این ارتداد از این جهت که افکار عمومی و ایمان مردم را متزلزل می کند - اظهار آن روا و شایسته نیست و با وجود یک سری شرایط اسلام با مرتد برخورد می کند. اما اگر باور خود را رواج نداد و به امنیت فکری و فرهنگی جامعه آسیبی وارد نکرد - به او کاری ندارند و حکم ارتداد نداشته و عقیده اش نزد خودش محترم است .
    از نظر اعتقادی نیز در آیات قرآن آمده که جز دین حق ( اسلام ) پذیرفته نیست و چنین شخصی باید پاسخ گوی انتخاب و انگیزه های این انتخاب باشد.
    این که خدا با او چگونه برخورد می کند - تنها خدا می داند که آیا وی صداقت دارد یا از روی عناد و لجاجت - یا با انگیزه های غیر الهی به این عقیده روی آورده است.
    خداوند فردای قیامت بر پایه عدل و حکمت با او رفتار خواهد کرد.
    نوشته : حجت الاسلام حسن شفیعی بر گرفته از سایت انتخاب
    دوست عزیز شما در پست خودتون،جواب خودتون رو دادید.پس نمیشه گفت یک انسان مسلمان نمی تونه دینش رو عوض کنه...بلکه می تونه دینش رو عوض کنه اما با دلایل منطقی و قابل پذیرش....
    پذیرش دین بر اساس حق بودن یا نبودن دین نیست بلکه بر اساس عقاید دینی یک فرد است.....چه بسا دین اسلام که از نظر شما کامل ترین دین است با عقاید افراد دیگر سازگار نباشه و افرادی هم باشند که اسلام را به عنوان یک دین کامل نپذیرند....

    ویرایش توسط سیاوش عشق : ۱۳۸۷/۱۲/۰۵ در ساعت ۱۷:۵۵

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سؤال از ریشه اشتباه است




    به نام خدا

    اینکه شخص بتواند دین خود را تغییر دهد یا ندهد بستگی به دلایل الزام آور خود او دارد و ربطی به اجازه دادن یا ندادن یک دین یا مکتب ندارد.

    مسلماً یک دین یا مکتب اگر مجموعه تعالیم خود را درست بداند هرگز اجازه تغییر در کل و دست برداشتن از آن تعالیم یا تغییر در اجزاء آن را نمی دهد. زیرا اجازه تبدیل و تغییر به مساوی است با ناقص و نادرست بودن کل یا جزئی از آن دین و مکتب.

    یا حق


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
    به نام خدا

    اینکه شخص بتواند دین خود را تغییر دهد یا ندهد بستگی به دلایل الزام آور خود او دارد و ربطی به اجازه دادن یا ندادن یک دین یا مکتب ندارد.

    مسلماً یک دین یا مکتب اگر مجموعه تعالیم خود را درست بداند هرگز اجازه تغییر در کل و دست برداشتن از آن تعالیم یا تغییر در اجزاء آن را نمی دهد. زیرا اجازه تبدیل و تغییر به مساوی است با ناقص و نادرست بودن کل یا جزئی از آن دین و مکتب.

    یا حق
    دز جهان هیچ چیزی قطعیت ندارد پس هیچ مذهبی نمیتواند اجازه ندهد !

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    توضیح




    نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
    به نام خدا

    اینکه شخص بتواند دین خود را تغییر دهد یا ندهد بستگی به دلایل الزام آور خود او دارد و ربطی به اجازه دادن یا ندادن یک دین یا مکتب ندارد.

    مسلماً یک دین یا مکتب اگر مجموعه تعالیم خود را درست بداند هرگز اجازه تغییر در کل و دست برداشتن از آن تعالیم یا تغییر در اجزاء آن را نمی دهد. زیرا اجازه تبدیل و تغییر به مساوی است با ناقص و نادرست بودن کل یا جزئی از آن دین و مکتب.

    یا حق

    به نام خدا

    برای اینکه مسأله دقیقاً روشن شود، لازم به توضیح است که حکم خارج شدن از دین با مسأله جواز یا عدم جواز خروج از دین دوچیز متفاوت است.

    مطلبی که قابل خدشه نیست این است که:
    هیچ دینی، هیچ مکتبی و هیچ اندیشه ای که حقانیت خود را قبول داشته باشد اجازه خروج از خود را نمی دهد.

    زیرا اجازه خروج از یک اندیشه توسط همان اندیشه یعنی تردید آن اندیشه در حقانیت خود آن اندیشه.

    زیرا عقل اجازه ی خروج از حق را نمی دهد.

    بنابراین هر مجموعه اعتقادی مثل اسلام یا حق است و درست می گوید یا حق نیست و نادرست می گوید.

    اگر حق است و درست می گوید طبق حکم عقل نمی تواند اجازه خروج بدهد و اگر اجازه بدهد معنای آن این است که حقانیت خود را قبول ندارد.

    اما اینکه در باره خارج شونده از دین یا تغییر دهنده آن چه حکمی می دهد مطلب دیگری است که به مباحث فقهی و احکام هر دین و اندیشه مربوط می شود.

    امیدوارم با این توضیح به اندازه کافی مطلب روشن شده باشد.




    ویرایش توسط khoshnazar : ۱۳۸۷/۱۲/۰۶ در ساعت ۱۷:۰۲
    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کبیر نمایش پست
    دز جهان هیچ چیزی قطعیت ندارد پس هیچ مذهبی نمیتواند اجازه ندهد !

    به نام خدا

    جناب کبیر آیا این سخن حضرت عالی قطعیت دارد؟؟


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  11. تشکرها 2


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در باره لا اکراه فی الدین




    به نام خدا

    و اما در باره لا اکراه فی الدین (اجبار در دین نیست) نیز باید به این مطلب توجه داشت.

    همانطور که اشاره کردم عقیده انسان بستگی به دلائلی دارد که او را نسبت به آن عقیده قانع می کند.

    بنابراین امکان ندارد که تا وقتی انسان قانع نشده است قلباً عقیده ای را بپذیرد.

    این معنای لا اکراه فی الدین است.




    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
    به نام خدا

    برای اینکه مسأله دقیقاً روشن شود، لازم به توضیح است که حکم خارج شدن از دین با مسأله جواز یا عدم جواز خروج از دین دوچیز متفاوت است.

    مطلبی که قابل خدشه نیست این است که:
    هیچ دینی، هیچ مکتبی و هیچ اندیشه ای که حقانیت خود را قبول داشته باشد اجازه خروج از خود را نمی دهد.

    زیرا اجازه خروج از یک اندیشه توسط همان اندیشه یعنی تردید آن اندیشه در حقانیت خود آن اندیشه.

    زیرا عقل اجازه ی خروج از حق را نمی دهد.

    بنابراین هر مجموعه اعتقادی مثل اسلام یا حق است و درست می گوید یا حق نیست و نادرست می گوید.

    اگر حق است و درست می گوید طبق حکم عقل نمی تواند اجازه خروج بدهد و اگر اجازه بدهد معنای آن این است که حقانیت خود را قبول ندارد.

    اما اینکه در باره خارج شونده از دین یا تغییر دهنده آن چه حکمی می دهد مطلب دیگری است که به مباحث فقهی و احکام هر دین و اندیشه مربوط می شود.

    امیدوارم با این توضیح به اندازه کافی مطلب روشن شده باشد.



    در این بحث ما باید به چیزی توجه کنیم که شاید کمتر به اون فکر می کنیم...
    همه ی ما گاهی راجع به چیزهایی که ندیده ایم شک و تردید داریم....از سرآغاز اسلام کسی خبر اطمینان بخشی ندارد...پس این مبلغان دین هستند که حقانیت یک دین را ثابت می کنند.
    حالا ما اگه تصمیم بگیریم از دین خارج بشیم،شما می فرمایید که "دین ممکنه حق باشه"ما از کجا بدونیم که دینی که ما الان در حال پرستش آن هستیم حقه؟
    بی شک حتی اگه خیلی هم متدین باشیم با شنیدن این سوال یه شک کاملا محسوس در ما بوجود میاد...ممکنه مبلغان برای خوب جلوه دادن دین خود ، غلو کرده باشند.پس هیچ وقت ما نمی تونیم بگیم که دین ما کاملا حقه یا باطل...و هیچ وقت نمی تونیم بگیم آیا خارج شدن از دین کار درستی هست یا نه....
    اما من بازم میگم خارج شدن از دین هیچ ربطی به حق بودن یا نبودن دین نداره.بستگی به عقاید افراد داره...


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    نقل قول نوشته اصلی توسط reza007 نمایش پست
    اعتقاد به اسلام نمی تواند سنتی و تقلیدی باشد . بنابر این هر فردی وقتی به مرحله رشد عقلی و تکلیف رسید -پذیرش اسلام باید از روی دلیل باشد نه از روی تبعیت .
    بنابر این فرزندان مسلمانان - دین را خود انتخاب می کنند.
    من بر این عقیده ام که اکثر آدم ها دنباله روی دین پدری خود هستند...
    برای یافتن این سوال می تونید به خودتون رجوع کنید.شما که یک مسلمان خالص هستید،اگر در خانواده ای متولد می شدید که از دین دیگری پیروی می کردند،نا خودآگاه اون دین براتون قابل قبول و محترم شمرده می شد.و با آشنا شدن به دستورات اون دین ،برای حفظ و گسترش دینتون هر کاری می کردید....و از آنجا که مبلغان دین شما ، خانواده ی شما ، جامعه ی شما و....دستورات دین خود را به شما می آموزند و پرستش دین دیگر را به معنی "کفر"می دانند.شما دلیلی ندارید دینتون رو عوض کنید...."زیرا دچار کفر می شید"....و این امر می تونه تا حد زیادی در انتخاب درست دین تاثیر گذار باشه
    ........
    (هرگاه در رابطه با موضوع یا فرد یا.....اطلاعات کافی نداشته باشیم ، از اون متنفریم)


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی آیا این روایت های در تایید تحریف قرآن معتبر است ؟
    توسط ساحل نجات در انجمن دلایل عدم تحریف قرآن
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۲/۱۷, ۱۸:۰۸
  2. بگویید روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند (مرحمت)
    توسط مقاومت در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۲/۱۳, ۱۵:۳۶
  3. فرهنگ اموی را بیان فرمایید چه بود و اصلاحات علوی چگونه صورت گرفت؟
    توسط شهید علی اصغر پازوکی در انجمن حکومت ها ، اقوام و ملل و سنت های در قرآن
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۰۹, ۲۳:۳۸
  4. *¸ღ¸ღ¸* بیایید از کودکان بیاموزیم *¸ღ¸ღ¸*
    توسط ╫❀نیایش❀╫ در انجمن کودک و خانواده
    پاسخ: 35
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۱۰:۴۸
  5. آیا آموختن هنر قرآن از نظر پیامبر و ائمه تایید شده است؟
    توسط رضوانه در انجمن آموزش ترجمه و مفاهیم قرآن کریم
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۲/۱۴, ۲۱:۴۸

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود