صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زبان وحى

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    زبان وحى




    زبان وحى


    زبان، آسان ترین وسیله انتقال مفاهیم ذهنی در انسان به شمار می رود وساده ترین ابزاری است كه آدمی می تواند در حیات اجتماعی، معانی متصوره خویش را مورد تبادل و تفاهم قرار دهد مساله خطیر تفهیم و تفهم كه لازمه زندگی اجتماعی است تنها از همین راه است كه سهل و ساده انجام می گیرد لذا خداوندپس از نعمت آفرینش، آن را از بزرگ ترین نعمت ها یاد كرده است «الرحمان علم القرآن خلق الا نسان علمه البیان»[1]، پروردگاری كه گستره رحمت او موجب گردید تا قرآن را به انسان بیاموزد، بزرگ ترین نعمتی را كه پس از نعمت آفرینش به اوارزانی داشت، نعمت بیان بود.

    شرایع الهی كه برای انسان ها آمده و با آنان سخن گفته، از همین شیوه معمولی ومتعارف بهره جسته است «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم[2]، وهیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آن كه با زبان مردم خویش سخن گوید، تا (بتواند پیام الهی را) برای آنان روشن سازد» ازاین رو زبان شریعت همان زبان مردم است و چون روی سخن با مردم است، باید با زبانی قابل فهم برایشان باشد.

    قرآن در میان قوم عرب نازل گردید و با زبان عربی رسا و آشكار بر آنان عرضه شده است «انا انزلناه قرآنا عربیا لعلكم تعقلون[3]، ما، قرآن را به زبان عربی فرستادیم تا بتوانید (خطاب به عرب) آن را درك كنید» «انا جعلناه قرآنا عربیا لعلكم تع قلون[4]، ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم تا بتوانید (پیام) آن را دریافت دارید»علاوه خداوند زبان قرآن را زبان عربی آشكار معرفی كرده است : «و هذا لسان عربی مبین »[5] «مبین » به معنای آشكار است «نزل به الروح الامین علی قلبك لتكون من المنذرین بلسان عربی مبین[6]، روح الامین (جبرئیل) آن را بر دلت نازل كرد تا (در نافرمانی ها) از هشداردهندگان باشی (و آن را) با زبان عربی آشكار (آورد)» «ولقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر[7]، و قرآن را برای پندآموزی سهل و آسان كرده ایم، پس آیا پندگیرنده ای هست؟» «فانما یسرناه بلسانك لعلهم یتذكرون[8]، در حقیقت (قرآن) را بر زبان تو سهل و آسان گردانیدیم، امیدكه پند گیرند» «قرآنا عربیا غیر ذی عوج لعلهم یتقون[9]، قرآنی عربی بی هیچ پیچیدگی (رسا و روشن)، باشد كه آنان راه تقوا پویند».


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    لذا باید گفت:زبان وحى-یا زبان قرآن-همان زبان عرف عام است (10)كه موردخطاب قرار گرفته ‏اند كه سهل و آسان و بدون پیچیدگى در بیان بر آنان عرضه شده.


    البته هر یك بر وفق استعداد خود از آن بهره‏مند مى‏شوند. «انزل من السماء ماء فسالت‏او دیة‏بقدرها»(11)،از آسمان،باران[رحمت]را فرو فرستاد و بستر رودها هر یك،به‏اندازه گنجایش خود روان شدند».خداوند این آیه را به عنوان‏«مثل‏»آورده است.


    باران رحمت كنایه از قرآن و شریعت،و بستر رودها كنایه از استعدادهاى متفاوت انسان‏ها است تا هر یك بر حسب ظرفیت و اندازه پذیرایى خود از آن بهره گیرد.لذادر پایان مى‏ گوید: «كذلك یضرب الله الامثال،این گونه است كه خداوند مثل ‏هامى‏ آورد»،یعنى با ضرب المثل(مثل زدن)واقعیت‏ حال را روشن مى‏ سازد،زیراگفته‏ اند«المثال یوضح المقال،مثال آوردن گفتار را روشن مى‏ سازد».


    آرى قرآن،ظاهرى دارد و باطنى (12)،كه ظاهر آن براى همه آشكار است ولى عمق ‏باطن آن به اندیشه و تدبر بیشترى نیاز دارد.در جاى جاى قرآن دستور تعمق و تدبردر آیات آن داده شده افلا یتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها(13)،آیا در قرآن‏ نمى‏ اندیشند، یا[مگر]بر دل‏هاى شان قفل‏هایى نهاده شده است؟!».هم چنین ‏محكمى دارد و متشابهى (14).محكم آن دلالتى رسا و متشابه آن پیچیده است و دانش ‏و بینش بیشترى لازم دارد تا غبار تشابه زدوده شود.ولى با این وصف هرگز راه ‏رسیدن به حقایق نهفته و آشكار قرآن بر كسى بسته نیست و به ابزار فهم و وسایل‏ رهیابى كه در اختیار دارد بستگى دارد. این كه در حدیث آمده:«العبارة للعوام‏و الاشارة للخواص‏» (15)به همین حقیقت اشارت دارد،یعنى مفهوم ظاهرى آن براى‏ همگان است كه نگرشى سطحى دارند. ولى عمق باطنى آن براى اهل تخصص‏ است كه با ابزار دانش و بینش،و اندیشیدن در نكته‏ ها و ظرافت‏ هاى قرآن،حقایق آن را به دست مى‏ آورند.


    آن چه گفته شد،بر وفق مقتضاى حكمت الهى است تا سخنى را كه براى مردم ‏گفته،بر ایشان قابل فهم باشد.به علاوه صفحه بلند تاریخ خود گواه است كه مردم هرزمان،زبان پیام الهى را كه بر دست پیامبرانشان بر آنان عرضه مى‏شده فهمیده ‏اند،وهیچ ‏گاه در تاریخ ثبت نشده كه پیروان پیامبرى گفته باشند:زبان پیامى كه آورده ‏اى‏ براى ما مفهوم نیست!


    ولى اخیراً شبه ه‏اى مطرح شده كه زبان وحى قابل فهم نیست،جز مفهوم ظاهرى آن(در حد ترجمه)كه راه رسیدن به حقیقت آن براى بشریت‏ بسته و درك آن می سور نمى‏ باشد.

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    253
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 9 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقه طاهره نمایش پست

    ولى اخیراً شبه ه‏اى مطرح شده كه زبان وحى قابل فهم نیست،جز مفهوم ظاهرى آن(در حد ترجمه)كه راه رسیدن به حقیقت آن براى بشریت‏ بسته و درك آن می سور نمى‏ باشد.
    سلام
    از امام صادق ع نقل است که :
    قرآن سه بخش است
    الفاظ برای عوام اشارات برای خواص حقایق برای انبیاء
    این نشان دهنده آن است معارف قرآنی در یک سطح نیستند
    برخی از بخشهای قرآن همه فهم است مثل آیات اخلاقی
    برخی برای خواص قابل فهم است مانند حکمتهای ظریف
    و برخی حقایقی اند که صاحبان شهود آنرا به درستی می یابند و دیگران فهم درستی از آن نمی توانند داشته باشند مانند حقایق توحید
    پس قرآن کریم سفره ای است که هر قشری بهره ای از آن دارد
    لذا نمی توان گفت که عموم مردم از همه بخشهای قران فهم مستقیمی دارند یا هرکسی به همه ابعادش راه دارد
    وهوالله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    مى‏گویند:وحى چون پیام الهى و سخن از ماوراى جهان طبیعت است،نمى‏ تواند نمایانگر مفهوم حقیقى آن باشد.زیرا واژه‏ هاى به كار رفته در لسان‏ شریعت،براى مفاهیمى وضع شده است كه با جهان حس و عالم شهود سنخیت(همگونى)دارد و با آن چه در پس پرده غیب وجود دارد سنخیتى ندارد و این‏ ناهم گونى میان این دو گونه مفاهیم،دلالت الفاظ و عبارات به كار رفته در زبان وحى‏را از كار مى ‏اندازد.مى‏ گویند:پر پیدا است كه كار برد این گونه واژه‏ ها بر پایه استعاره وتشبیه امور نامحسوس به اشیا محسوس نهاده شده است و هرگز نمى‏ تواند لفظ مستعار نمایانگر كامل مفهوم مستعار له باشد.برخى زبان وحى را زبان رمز دانسته اند كه‏ كشف آن براى هر كس می سور نیست.برخى فراتر رفته زبان وحى را تمثیلى و تخیلى‏ محض گرفته‏ اند كه اصلاً از واقعیتى حكایت ندارد،جز ترسیم مجرد ذهنى همانندكتاب‏«كلیله و دمنه‏»كه مطالب اخلاقى و تربیتى را در قالب تصویر ذهنى درآورده است.در نتیجه نمى‏ توان از ظاهر تعابیر كتب آسمانى،به حقیقتى ثابت پى‏برد،و با این شیوه خواسته‏ اند تا برخى ناهنجارى‏ها(خلاف واقعیت‏ها كه احیاناً دراین كتب به چشم مى‏ خورد)توجیه كنند و برخى اشكالات وارد بر كتب عهدین را مرتفع سازند.دنباله روها گمان برده‏ اند كه مى‏ توان همین شیوه را درباره قرآن نیزبه كار برد!در جاى خود (16)مشروحا در این باره سخن خواهیم گفت.در این جا بحث‏ مختصرى مى‏ آوریم:

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    زبان وحى به ویژه قرآن كریم،بر حسب موضوع سخن،مختلف است كه مى‏ توان‏ آن را اجمالاً به چهار بخش تقسیم كرد:


    1- احكام و تكالیف:كه مرتبط به رفتار انسان‏ها و تنظیم حیات اجتماعى است.


    قرآن در این بخش كاملاً صریح و رسا سخن گفته است،زیرا دستورالعمل‏ هایى است كه‏ باید انسان‏ها(مخاطبین اصلى كلام) به خوبى درك كنند تا بتوانند به درستى انجام‏ دهند،مانند: یا ایها الناس اعبدوا ربكم الذی خلقكم و الذین من قبلكم لعلكم تتقون(17)هر كه زبان عربى بداند،به خوبى مى‏فهمد كه روى سخن در این آیه،با همه مردم است تا تنها خدایى را پرستش كنند كه آفریدگار جهانیان است،چه حال و چه‏گذشتگان.باشد تا حالت تقوى(پروا)در آنان پدید آید.زیرا هر كه خدا را پروا داشته‏ باشد،در زندگى پروا دارد و به درستى رفتار مى‏ كند.


    فهم محتوایى این قبیل آیات،همانند آیه «احل الله البیع و حرم الربا»(18) و غیره،براى عرب زبانان و عربى دانان كاملاً سهل و ساده است و هرگز با دشوارى مواجه‏ نمى‏ شوند،مگر براى شناخت كم و كیف انجام این گونه دستورات كه با مراجعه به‏ توضیحاتى كه در سنت آمده است روشن مى‏ گردد.

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    2- امثال و حكم: كه به منظور پند و اندرز و بیدار شدن ضمیر انسان‏ها در قرآن‏آمده است.این بر دو گونه است:گاه از واقعیت‏هاى حیات بهره گرفته و به انسان‏هاهشدار مى‏دهد تا از گذشته عبرت بگیرند. زیبایى‏ها و زشتى‏هاى گذشته تاریخ‏انسان را،در جلوى چشم وى قرار مى‏دهد تا از آن پند گیرد. خوبى‏ها را دنبال كند واز بدى‏ها دورى جوید و گذشته ناگوار خود را تكرار ننماید.سر گذشت ‏بنى‏اسرائیل ‏و اقوام مشابه كه در قرآن بسیار از آن یاد شده و نكوهش گردیده به همین منظوراست.واقعیت‏ هایى است كه جوامع بشرى باید از آن پند گیرند و دگر بار گذشته‏ خود را تكرار ننمایند.


    درباره اهل كتاب كه گذشته رسواى خود را تكرار مى‏ كردند،مى‏فرماید: «یسالك‏اهل الكتاب ان تنزل علیهم كتابا من السماء،فقد سالوا موسى اكبر من ذلك فقالوا ارنا الله‏جهرة‏»(19)،اهل كتاب از تو مى‏خواهند تا نوشته‏اى از آسمان بر آنان فرود آورى،البته ازموسى درخواستى بزرگ‏تر نمودند و گفتند:خدا را آشكارا به ما بنماى!».



    درباره اعراب مشرك مى‏گوید: «و قال الذین لا یعلمون لو لا یكلمنا الله او تاتینا آیة،كذلك قال الذین من قبلهم مثل قولهم تشابهت قلوبهم‏»(20) ،افراد نادان گفتند:چرا خدا با ماسخن نمى‏گوید؟یا براى ما نشانه‏اى نمى‏آید؟كسانى كه پیش از اینان بودند[نیز]مانند همین گفته[بى جا]ایشان را مى‏گفتند،[زیرا]دل‏ها[و اندیشه‏ها]شان به هم‏مى‏ماند».

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    درباره ویرانه‏ هاى باقى مانده از قوم لوط كه در معرض دید مشركان بوده هشدارمى‏ دهد: «وانكم لتمرون علیهم مصبحین و باللیل افلا تعقلون(21)،صبحگاهان و شامگاهان‏ بر[آثار ویران شده]آنان مى‏ گذرید،آیا[عبرت نمى‏ گیرید و]نمى‏ اندیشید؟!».

    و درباره مقایسه مشركان با آل فرعون كه گم راهى را براى خویش انتخاب نمودندفرموده: ذلك بما قدمت ایدیكم و ان الله لیس بظلام للعبید. كداب آل فرعون و الذین من‏قبلهم كفروا بآیات الله فاخذهم الله بذنوبهم ان الله قوی شدید العقاب. ذلك بان الله لم یك‏مغیرا نعمة انعمها على قوم حتى یغیروا ما بانفسهم و ان الله سمیع علیم. كداب آل فرعون‏و الذین من قبلهم كذبوا بآیات ربهم فاهلكناهم بذنوبهم‏»(22)،این[اشاره به كیفر الهى]دست آوردهاى پیشین شماست،و[گرنه]خدا بر بندگان[خود]ستمكار نیست.

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    همانند رفتار پيروان فرعون و پيشينيان آنان،به آيات خدا كفر ورزيدند،پس خدا به[سزاى]گناهانشان گرفتارشان كرد.خدا نيرومند و سخت كيفر است.اين[كيفر]بدان جهت است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمى‏ دهد،مگرآن كه آنان آن چه را در دل دارند تغيير دهند[يعنى تغيير حالت و تغيير جهت دهند]و خدا شنواى دانا است. [رفتارى]چون رفتار فرعونيان و پيشينيان آنان كه آيات ‏پروردگارشان را تكذيب كردند،پس ما آنان را به[سزاى]گناهانشان هلاك كرديم‏».


    گونه ديگر«ضرب المثل،مثل زدن‏»است و عبارت است از ترسيم حالت ووضعيتى خاص كه گوينده،آن را به تصوير مى‏ كشد و پيام خود را در قالب آن بيان‏ مى‏ دارد.قرآن در توانايى ترسيم هنرى و گويا نمودن ضرب المثل‏ها تا سر حد اعجازپيش رفته است. ضرب المثل،گرچه جنبه تخيلى دارد،ولى خود يك نوع پيام‏ رسانى است كه در قالب هنر،اين رسالت را ايفا مى‏ كند.در واقع ابزارى است كه پيام‏رسان از آن استفاده مى‏ كند. قرآن به نحو احسن از اين ابزار توانا بهره گرفته و درترسيم حالات اشخاص يا گروه‏ها با بهترين وجهى هنر تصوير را به كار برده است (23) .

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    قرآن در آيه‏ هاى 16 تا 20 سوره بقره،به دو گونه حالت منافقين را به تصويركشيده است.دو حالت درونى و برونى نگران كننده كه منافق را فرا گرفته،با كيفيتى شيوا و رسا ترسيم شده است.


    در سوره ابراهيم،بيهوده بودن كارهاى كافران را با ضرب المثل،حالت تجسمى‏ بخشيده مثل الذين كفروا بربهم،اعمالهم كرماد اشتدت به الريح في يوم عاصف لا يقدرون‏مما كسبوا على شي‏ء ذلك هو الضلال البعيد (24) ،مثل كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند،كردارهاى شان به خاكسترى مى‏ماند كه بادى تند در روزى طوفانى بر آن بوزد.ازآن چه به دست آورده ‏اند هيچ[بهره ‏اى] نمى‏ توانند برد.اين است همان گمراهى دورو دراز».جالب آن كه از همان نخست،اعمال آنان را به خاكستر تشبيه كرده است كه ‏حالت فنايى آتش سوخته را مى ‏رساند!در سوره بقره،كمك رسانى به بينوايان را كه‏ توام با منت گذارى و آزردن خاطر آنان انجام گيرد،به بخشش‏ هاى رياكارانه(خود نمايى)تشبيه نموده،آن گاه در قالب هنرى ترسيم،بيهوده بودن آن را تجسم ‏بخشيده است: «فمثله كمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فتركه صلدا لا يقدرون على‏شي‏ء مما كسبوا و الله لا يهدي القوم الكافرين‏» (25) ،پس مثل او هم چون مثل سنگ خارايى‏است كه بر روى آن،غبار خاكى[نشسته]است،و رگبارى به آن رسيده و آن[سنگ]را شفاف و صاف بر جاى گذارده است.آنان[ رياكاران]نيز از آن چه به دست‏آورده ‏اند بهره ‏اى نمى‏ برند،و خداوند،كافران را هدايت نمى‏ كند».

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    اين گونه ضرب المثل‏هاى ترسيمى در قرآن فراوان است و لقد ضربنا للناس في‏هذا القرآن من كل مثل لعلهم يتذكرون (26) .در جاى ديگر مى‏ گويد: و لقد صرفنا للناس في‏هذا القرآن من كل مثل (27) ،يعنى مثل‏هاى گوناگونى آورده ‏ايم،باشد تا ضمير خفته‏انسان‏ها را بيدار سازيم.


    اين دو بخش از آيات قرآنى(بخش بيان احكام و تكاليف و بخش حكم ومواعظ)كاملا براى مردم آن روز-كه مخاطبين قرآن بودند-و نيز براى همگان تاابديت روشن و آشكار است و آيه بلسان عربي مبين (28) ،به زبان عربى رسا و آشكار»براى هميشه جريان دارد.


    اين دو بخش از گفتار قرآن،اكثريت قاطع آيات قرآن را فرا مى‏گيرد و هر گونه ابهام‏و دشوارى در فهم آن براى هيچ كس وجود ندارد.تنها آشنايى با لغت عرب ياترجمه قرآن به زبان خواننده،براى بهره‏مند شدن از آن،كافى است.


    مى‏ ماند دو بخش ديگر(بخش سخن از جهان غيب و بخش معارف)كه بيش‏تراز ابزار استعاره و تشبيه و كنايه استفاده شده است. ولى شيوه‏ هاى به كار رفته همان‏ شيوه ‏هاى متعارف و شناخته شده نزد عرب بوده است كه ظاهرى آشكار و باطنى‏ ژرف دارند،و هر كس به اندازه ظرفيت‏ خود از آن بهره‏ مند مى‏ گردد.در زيرنمونه‏ هايى از آن را مى‏ آوريم:

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود