جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تا چادرت را نپوشی باهات نمیام لب ساحل!!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    277
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 17 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    80
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تا چادرت را نپوشی باهات نمیام لب ساحل!!




    خواهرم شش سال از من بزرگتره وهر دومون دانشجوییم.

    خواهرم تا پایان دوره لیسانس تو شهر خودمون دانشجو بود و برای فوق لیسانس به یک شهر بندری که ازشهر خودمان دور بود رفت و آنجا با همکلاسی اش خانه اجاره کردند. اواخر ترم دوم دانشگاهش بود که پدر هم خانه ای اش فوت کرد و به علت حساسیت خانواده من آن مدت را رفتم کنار خواهرم بمانم تنها نباشد.

    خواهرم که میخواست به من بد نگذرد هرروز برنامه ای میریخت که با هم بریم بیرون گردش.

    روز اول قرار بود ساحل رونشونم بده برا همین آماده شدیم برویم. خواهرم با خوشحالی گفت: داداش آماده ای بریم؟ ولی برای اولین بار دیدم چادر نپوشیده و بدتر اینکه حجابش درست نیست… خدا میداند آن لحظه ازناراحتی بغض کردم. اصلا انتظار نداشتم…با صدایی لرزان گفتم: اینجوری میخوای بیای؟ چادرت کجاست؟گفت:اینجا بارون زیاد میباره چادر خیس میشه نمیشه پوشید. اون لحظه مونده بودم که چطور به خواهری که ۶ سال ازمن بزرگتره و حق بزرگی به گردنم داره امر و نهی کنم؟؟؟

    با ناراحتی گفتم من ساحل نمیام و رفتم تو خونه! خواهرم جا خورد و اومد داخل و گفت: چرا یکدفعه اینقدر منقلب شدی؟ به خاطر چادر من؟
    من که هرگز به خودم اجازه نمیدادم به خواهر بزرگم دستور بدم فقط با صدای آروم گفتم: طاقت ندارم یه تارموی زیبات رو نامحرم ببینه

    خواهرم هم نشست کنارم و یه نیم ساعتی حرف زدیم. درسته که چادرش رو نپوشید ولی قبول کرد که حجاب کامل رو بگیره و بعد ازپوشیدن ساق ها و مقنعه
    باهم رفتیم بیرون و خدا را شکر روزهای بعد که بیرون می فتیم نیازی به صحبت دراین باره نبود.

    حالا با خودم فکر میکنم که اگر نسبت به همه مردان و زنان بی حجاب مسلمان چنان دلسوزی داشتیم که به برادر وخواهر خود داریم چقدر امر و نهی ما موثر می افتاد.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    4,144
    صلوات
    71
    تعداد دلنوشته
    17
    مورد تشکر
    30 پست
    حضور
    89 روز 18 ساعت نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    1001



    سلام

    اتفاقا منم بعضی وقتا به این مسئله فکر میکنم ... که اگه همونقدری که خواهر خودم برام مهم هست سایر خواهران در جای جای کشور عزیزم برام مهم باشن (که البته هستن) شاید تاثیری که امر به معروف و نهی از منکر میزاره بیشتر باشه ... شاید بشه راحت تر با مسئله ی امر به معروف کنار اومد و اقدام کرد . خیلی ها هستن که اصلا میترسن دست به امر به معروف بزنن ! به خاطر برخوردهای احتمالی و به خاطر اینکه بعضی وقتا وضع انقدر بده که آدم میگه هیچ اثری نخواهد داشت . برای خودم مکرر اتفاق افتاده ..

    التماس دعا

    »»» لطفا برای برآورده شدن حاجت همه ی حاجتمندان دعا کنید «««

    دانلود کنید تا زندگیتون
    (بــنــدگــیــتــون) عوض بشه
    »»» مشاهده پست حاوی لینک دانلود + توضیحات «««
    جلد 1
    جلد 2

    جلد 3

    ۞۞ کلاس مجازی حفظ قرآن کریم ۞۞
    »»» جوانها کلیک کنند ««


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط monemizadeh نمایش پست
    خواهرم شش سال از من بزرگتره وهر دومون دانشجوییم.

    خواهرم تا پایان دوره لیسانس تو شهر خودمون دانشجو بود و برای فوق لیسانس به یک شهر بندری که ازشهر خودمان دور بود رفت و آنجا با همکلاسی اش خانه اجاره کردند. اواخر ترم دوم دانشگاهش بود که پدر هم خانه ای اش فوت کرد و به علت حساسیت خانواده من آن مدت را رفتم کنار خواهرم بمانم تنها نباشد.

    خواهرم که میخواست به من بد نگذرد هرروز برنامه ای میریخت که با هم بریم بیرون گردش.

    روز اول قرار بود ساحل رونشونم بده برا همین آماده شدیم برویم. خواهرم با خوشحالی گفت: داداش آماده ای بریم؟ ولی برای اولین بار دیدم چادر نپوشیده و بدتر اینکه حجابش درست نیست… خدا میداند آن لحظه ازناراحتی بغض کردم. اصلا انتظار نداشتم…با صدایی لرزان گفتم: اینجوری میخوای بیای؟ چادرت کجاست؟گفت:اینجا بارون زیاد میباره چادر خیس میشه نمیشه پوشید. اون لحظه مونده بودم که چطور به خواهری که ۶ سال ازمن بزرگتره و حق بزرگی به گردنم داره امر و نهی کنم؟؟؟

    با ناراحتی گفتم من ساحل نمیام و رفتم تو خونه! خواهرم جا خورد و اومد داخل و گفت: چرا یکدفعه اینقدر منقلب شدی؟ به خاطر چادر من؟
    من که هرگز به خودم اجازه نمیدادم به خواهر بزرگم دستور بدم فقط با صدای آروم گفتم: طاقت ندارم یه تارموی زیبات رو نامحرم ببینه

    خواهرم هم نشست کنارم و یه نیم ساعتی حرف زدیم. درسته که چادرش رو نپوشید ولی قبول کرد که حجاب کامل رو بگیره و بعد ازپوشیدن ساق ها و مقنعه
    باهم رفتیم بیرون و خدا را شکر روزهای بعد که بیرون می فتیم نیازی به صحبت دراین باره نبود.

    حالا با خودم فکر میکنم که اگر نسبت به همه مردان و زنان بی حجاب مسلمان چنان دلسوزی داشتیم که به برادر وخواهر خود داریم چقدر امر و نهی ما موثر می افتاد.
    سلام!!!
    باید دید دلیلش چی بوده که چادر مظهر نجابت یک زن را زمین گذاشته ومانتوئی شده؟
    اینکه باران می آید وچادر خیس می شود بهانه ای بیش نیستت!(خوب چتر بردارد)مشکل جای دیگه ای است که همه ما می دانیم!!!
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    سلام
    اتفاقا منم تو دوران دانشگاه یه دوستی داشتم که حجابش خوب نبود
    با هم صمیمی بودیم
    یه روز اومد خونمون موهاشو شونه نکرده بود از زیر مقنعه که موهاش دیده میشد هی میگفت اه امروز شونه نکردم چقدر زشت شدم
    منم بهش گفتم خب چرا حجاب نمیزاری که موهاتم دیده نشه که اینقدر خودتو اذیت نکنی
    اون روز که مقنعه اش رو آورد جلو
    روز بعد دیدم نیامد زنگ زدم بهش گفتم کجایی گفت مشهدم!!!حالا منو میگی(!!!)از تعجب شاخ درآوردم...روز بعد اومده بود با چادر
    گفتم چرا رفتی مشهد گفت میخواستم چادر بخرم
    اونقدر خوشحال شدم که خدا میدونه
    ولی خوشحالیم چند روز بیشتر دووم نداشت
    اونقدر بهش میگفتم وای چقدر خوشکل شدی...چقدر بهت میاد....ماه شدی و ....
    ولی با یه حرف دوباره برگشت به حالت قبل
    یکی از بچه های بی حجاب کلاس بهش گفت اه اه این چادر چیه پوشیدی همون موهاتو بزنی بیرون خوشکل تر میشی هااااااا
    اونجا بود که کلا از همه نا امید شدم
    گفتم کلا امر به معروف بی فایده است

    به امید هدایت همه
    التماس دعا



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    ببینید گاهی واقعا نمیشه حرفی زد.
    من زیاد در مورد حجاب بحث داشتم و سعی کردم تا جایی که در توانم هست برای حجاب زحمت بکشم به همین دلیل با نظرات بسیار زیادی روبه رو شدم.
    مثلا از جمله جوابهایی که از این سوال که "چرا چادر نمی پوشی" دریافت کردم اینا بودن:

    * چادر حجابه و آدم اگه حجابشو به شکل های دیگه هم خوب رعایت کنه نیازی به چادر نیست
    * از کجا معلوم که اونی که چادر زده باشه، هزارجور کار خلاف نکرده باشه؟و چادرشو برای ریا نپوشیده باشه
    * من چادر نمی پوشم ولی مثل خانوم های بی حجاب نیستم و میانه رو هستم در نتیجه گناه نیست.
    * چرا من باید چادر بپوشم که یه مرد منحرف نشه؟ (این جواب کسی بود که فکر می کرد بخاطر مردها چادر میزنه)
    * اگه چادر بزنم دوستام مسخره م می کنن
    * چادر یه جور امل بازیه
    * چه پسری دیگه این روزا به خواستگاری دختری میاد که چادر می پوشه؟
    * من از راه های دیگه ایمانمو تقویت می کنم در نتیجه چادر یه جور حاشیه ست
    * چادر توی گرما؟؟؟؟؟ نمیشه پوشید. آدم می پزه
    * چادر ؟؟؟؟؟؟ من نمیتونم چادرمو روی سرم نگه دارم و باعث میشه روسریم هم از سرم در بیاد
    * من دو بار چادر پوشیدم هر دوبار تو خیابون خوردم زمین دیگه نمی پوشم
    * اگه من چادر بپوشم چی گیر تو میاد؟ (یکی از جالب ترین جواب هایی بود که از یه نفر گرفتم )
    * ولمون کن بابا ... اصلا حالا که اینجوری سخت گرفتن همه، من میخوام از فردا با .... برم توی خیابون (عجب)
    * با این همه لباس خوشگل که آدم می تونه خودشو تزئین کنه چرا باید توی یه پارچه قایم بشم؟
    * شما که یه پسری اصلا نمی دونی چادر چیه. یه بار بپوش ببینم بازم میپوشی یا نه ( )
    * چادر دست و پا گیره
    و ....
    حالا چقدر آدم باید بحث کنه تا بتونه اندکی روی عقاید این افراد تاثیر بگذاره.؟
    این عقاید برای بعضیا مثل خون توی رگهاست و خیلی سخت میشه عوضش کرد.
    اما ارزششو داره که آدم وقت بذاره و به این سوالات جواب بده و تبادل نظر کنه تا بلاخره به یه نتیجه ای برسه.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    254
    تشکر:
    1
    حضور
    5 روز 9 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خب گاهی موقعیت خوبه و یک رابطه ی احساسی میتونه خوب اثر گذار باشه
    وقتی افرادی متعهد با آدم در ارتباط باشن ورابطه ی عاطفی داشته باشن صد در صد تاثیرش بیشتره
    ببینید علت مسلمان شدن خیلی از دخترای چینی رو پسرهای مسلمونی اعلام کردن که قصد ازدواج با اونها رو داشتند
    نقش این افراد هم خیلی مهمه. نمیدونم شنیدین افرادی که که از حجاب خانوم یا نامزدشون احساس شرم میکنند.
    این افت شخصیتی تاثیر بدی میذاره متاسفانه.

    زندگی به وسعت پرواز بلند است اما...


    مسئله این است، چقدر
    کبوتر باشیم...



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود