صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مبانى رشد و لوازم آن در قرآن كريم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13

    مبانى رشد و لوازم آن در قرآن كريم




    مبانى رشد و لوازم آن در قرآن كريم


    محمد كاظم شاكر

    چكيده :

    قرآن نوشتارى را كه در پيش روى داريد تفسيرى است از مبانى رشد و احكام‏و مسائل آن كه بيشتر با تكيه بر آيات قرآن كريم و در برخى موارد بااستشهاد به روايات فراهم آمده است. نويسنده معتقد است كه جامع‏نگرى، انتخاب احسن و خردورزى ازلوازم رشد فردى و اجتماعى است. در اين مقاله رابطه بين اطاعت‏ ، ولايت‏ و رشد به اين صورت ترسيم شده كه اين سه بسان هرمى هستندكه رشد در راس آن و اطاعت و ولايت در قاعده آن است. بنابراين ولى غيررشيد، ولايتش ساقط است و اطاعت از اوامر غير رشيد هيچ وجه شرعى وعقلى ندارد. نويسنده ملاكهاى رشد را شرع، عقل و رويه عقلا معرفى كرده‏است. وى بر آن است كه استفاده از روش آزمايش و خطا براى رسيدن به‏رشد، امرى لازم است. نيز تاكيد كرده است كه پذيرش لوازم رشد، با پذيرش‏برخى آسيب‏هاى فردى و اجتماعى همراه است. بنابراين نبايد به خاطر برخى آسيب‏ها، راه رشد و لوازم آن را سد كرد ورهروان را به درجازدن و گرد خود چرخيدن و بى‏راهه رفتن واداشت.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    1) مقدمه


    در بسيارى از واژه‏ها و مفردات قرآن كريم مفاهيمى فراهم آمده كه ويژه كاربردهاى‏خاص وحيانى است. از اين رو براى دستيابى به مراد خداوند، علاوه بر توجه به معناى‏وضعى و كاربردى الفاظ در كلام عرب، بايد به ادبيات خاص قرآنى نيز توجه كرد. توجه‏به مصاديق و نيز سياق آيات، مى‏تواند دريچه‏اى براى راهيابى به فرهنگ و ادبيات قرآن‏كريم باشد. در اين نوشتار برآنيم تا فهم خود را از معنا و مصداق رشد و رشيد در فرهنگ دينى وقرآنى بيان كنيم. در آغاز، معناى لغوى رشد در زبان عربى و فارسى و تفاوت مصداق‏رشيد را در كاربردهاى اين دو زبان حكايت‏خواهيم كرد. آن گاه با استناد به آيات قرآن ،تعريفى از رشد ارايه خواهيم داد. سپس به لوازم، احكام و مسائل مربوط به رشدخواهيم پرداخت.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    2) معناى لغوى رشد


    ابن فارس (ت 395 ق) مى‏نويسد: سه حرف ر ش د بر راستى راه دلالت دارد وبه مقاصد راهها، مراشد گفته مى‏شود [1]. اين واژه در مقابل واژه غى است و غى دراصل به معناى فرو رفتن در جهل است‏ [2]. برخى از معاجم باتوجه به معناى وضعى و كاربردى رشد، آن را اينگونه تعريف‏كرده‏اند: رشد عبارت است از رسيدن به حقيقت امر. رشيد نيز به كسى گفته مى‏شود كه‏تدابير او در بسترى استوار به غايت و كمال مطلوب رسد[3]. در زبان فارسى رشد كردن به معنى نمو كردن است[4] و رشيد به معناى شجاع و دليراست. نيز در فارسى رشيد را به معنى خوش قد و قامت استعمال كنند، چنانكه گويند:فلان كس جوانى است زيبا و رشيد. در عربى به جاى آن رشيق‏ گويند و مصدر آن نيزرشاقت است[5]. خليل مى‏نويسد: پسر يا دخترى را كه از نظر اندام متعادل باشد، رشيق‏گويند [6] . در متون اسلامى نيز رشد به معناى جسمانى به كار نرفته است، لذا در توصيف‏برخى از افرادى كه به رشد نرسيده‏اند، گفته شده است: ... كبيرة غير رشيدة‏ [7].
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    3) معانى رشد در ادبيات قرآنى


    آنچه مسلم است رشد در قرآن به معناى رشد جسمانى نيست. واژه رشد در فرهنگ‏قرآنى از واژه‏هاى حوزه عقل و فكر انسان است. رشد، كمال عقل است ، از اين رو نمى‏توان كسى را كه عاقل است، رشيد ناميد. با نظر در آيات قرآن كريم مى‏توان گفت: سه عنصر در مفهوم رشد نهفته است ،جامع‏نگرى، انتخاب احسن، خردورزى و اقامه برهان. با اين بيان، رشيد كسى را گويندكه اولا عقلى جامع‏نگر داشته باشد، ثانيا از ميان راههاى مختلف، قادر به انتخاب احسن‏باشد، ثالثا انتخابش مبتنى بر حجت و برهان باشد. اكنون به بيان مستندات قرآنى هريك‏از اين سه عنصر مى‏پردازيم.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    1-3) جامع‏نگرى


    از آيات سوره كهف در داستان خضر و موسى‏عليهما السلام فهميده مى‏شود كه لازمه رشد درهر امرى، احاطه فرد به جوانب مختلف آن امر است. خداوند در آيه 65 سوره كهف‏مى‏فرمايد: ما به خضر دانشى خاص آموختيم‏ . در آيه بعد اين دانش ملازم يا زمينه‏سازرشد معرفى شده است، (1) آنجا كه موسى‏عليه السلام به خضرعليه السلام مى‏گويد: هل اتبعك على ان‏تعلمن مما علمت رشدا ، (آيا تو را پيروى كنم بر اينكه مرا از آنچه به تو آموخته‏اندبياموزى تا به رشد راه يابم) و از آيه 68 همين سوره فهميده مى‏شود كه يكى از لوازم ‏رشد، احاطه خبرى‏ به موضوعاتى است كه مورد تصميم‏گيرى است. خضرعليه السلام دراستدلال بر اين كه چرا موسى‏عليه السلام نمى‏تواند در همراهى با او شكيبا باشد مى‏گويد: كيف‏تصبر على مالم تحط به خبرا [كهف‏68] ، (چگونه بر آنچه كاملا آگاه نيستى، شكيبايى‏كنى). دايره اطلاعات خضرعليه السلام فراتر از اطلاعات موسى‏عليه السلام بود، لذا او از امورى آگاه بودكه موسى‏عليه السلام آگاهى نداشت و همين باعث‏شده بود، كه خضرعليه السلام در هر مورد عملى‏رشيدانه انجام دهد ، اما موسى‏عليه السلام كه از آن اطلاعات بى‏بهره بود، آن عمل را ناپسند وقبيح بداند. به طور مثال وقتى خضرعليه السلام كشتى را سوراخ كرد، موسى‏عليه السلام آن را با اين‏عبارت تقبيح كرد: لقد جئت‏شيئا امرا [كهف‏71] ، (براستى كارى ناپسند انجام دادى). بنابراين روشن شد كه وقتى انسان از همه جوانب كارى كه مى‏خواهد انجام دهد،اطلاع نداشته باشد، ممكن است كارى صحيح را قبيح و يا كار قبيحى را نيكو بشمرد.پس اولين ركن رشد يافتگى، داشتن تصور صحيح از جوانب و عواقب امور است. تاكيدقرآن و سنت‏بر تدبر و عاقبت انديشى در امور نيز به همين رو است. گاهى انتخاب راه‏ورود در امرى، مستلزم ديدن راههاى خروجى است. در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده‏است: نزد هر كارى درنگ كن تا راه ورود آن را از راه خروجش بشناسى ، پيش از آنكه‏بدان دست‏بيازى و پشيمان شوى‏ [9].
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    2-3) انتخاب احسن


    خداوند در آيه ششم سوره نساء پس از آنكه همگان را از سپردن اموال به دست‏سفيهان باز داشته است، مى‏فرمايد: وابتلوا اليتامى حتى اذا بلغوا النكاح فان آنستم منهم‏رشدا فادفعوا اليهم اموالهم‏ (و يتيمان را تا وقتى كه به [سن] نكاح مى‏رسند، بيازماييد!اگر آنان را رشيد يافتيد، مالهايشان را به آنان برگردانيد). طبق ظاهر اين آيه، تاز مانى كه يتيم به رشد نرسيده، نمى‏توان اموالش را در اختيارش‏گذاشت تا در آن تصرف كند. اما براى رسيدن به جواب اين سؤال كه چه وقت مى‏توان‏گفت: او به رشد رسيده است و مى‏تواند در اموالش تصرف كند، كافى است‏به وظيفه‏ولى يا قيم نظرى بياندازيم كه اموال يتيم به او سپرده شده است. او موظف است درتداول مال يتيم، بهترين شيوه ممكن را برگزيند تا منافع او را به نحو احسن تامين كند.خداوند مى‏فرمايد: ولا تقربوا مال اليتيم الا بالتى هى احسن‏ [انعام 152] ، (به مال يتيم‏نزديك مشويد، جز به گونه‏اى كه بهتر باشد). پس مى‏توان از اين دو آيه چنين نتيجه‏گرفت كه وقتى يتيم خود بتواند مال خود را از ميان راههاى مختلف در راه صحيح‏تر بكاربندد، به رشد رسيده است. بنابراين انتخاب احسن‏ ركن ديگر رشد است كه در همه‏امور، چه در حوزه انديشه و يا در حوزه گفتار و رفتار بايد ملاك عمل باشد.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    3-3) خردورزى و اقامه برهان


    چنانچه كسانى در راه صحيح قدم بردارند، اما اگر از آنها پرسيده شود كه چرا در اين‏راه گام برمى‏داريد، جوابى قانع كننده ارائه ندهند، اينگونه افراد را نمى‏توان رشيد ناميد.بنابراين داشتن حجت و برهان از لوازم رشد است. به تعبير قرآن ، كسانى كه به اقوال‏مختلف گوش فرا مى‏دهند و از بهترين آنها پيروى مى‏كنند، اولواالالباب هستند ، پس‏انتخاب رشيدانه آن است كه به عقلى خالص، جامع‏نگر و پخته (لب) متكى باشد. در قرآن آمده است كه، وقتى جوانان رشيدى به نام اصحاب كهف از حسن انتخاب‏پروردگار خود به قاطعيت‏سخن گفتند كه: ربنا رب السموات والارض لن ندعوا من دونه‏الها [كهف 14] ، (پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمين است ما جز او خدايى رانمى‏خوانيم)، در ادامه، سوء انتخاب قوم خود و حجت نداشتن آنها را اينگونه بيان‏كردند: هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه آلهة لولا ياتون عليهم بسلطان بين‏ [كهف 15] ، (اينان‏قوم ما هستند. خدايانى جز خداى يگانه را برگزيدند ، در حالى كه دليلى روشن بر آن‏ندارند). سلطان بين‏ دليلى است كه بتواند بر ادعاهاى مخالف آن غلبه و برترى پيدا كند. پس‏بايد بر انتخاب گزينه‏ها در هر زمينه‏اى كه باشد حجت داشته باشيم. اگر خضر عليه السلام راهى‏را انتخاب كرد كه موسى‏عليه السلام در نظر اول آن را تقبيح نمود، در نهايت‏با بيان دليل محكم وخلل ناپذير خود، موسى عليه السلام را قانع كرد. بنابراين رشيد كسى است كه بتواند: اولا، راههاى مختلف را در نظر بگيرد و جوانب و عواقب هركارى را ببيند ، ثانيا: راه بهتر را برگزيند . ثالثا: آن راه صحيح را با حجت و برهان قاطع به اثبات برساند ، لذا نمى‏توان انديشه وعملى را پيش خود برتر دانست و با تحكم بر ديگران تحميل كرد كه چه بسا برتر بودن آن‏خيالى بيش نباشد ، چنانكه خداى متعال درباره گروهى مى‏فرمايد: يحسبون انهم‏يحسنون صنعا [كهف 104] (مى‏پندارند كه كارى نيك مى‏كنند) و يا در جايى ديگرمى‏فرمايد: افمن زين له سوء عمله فرآه حسنا [فاطر 8] ،(پس آيا آنكه كار بدش آراسته‏شده و آن را نيك مى‏بيند).
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    4) ابراهيم عليه السلام، اسوه رشد


    يكى از نمونه‏هاى بارز رشد، حضرت ابراهيم‏عليه السلام است كه خداوند او را به عنوان‏اسوه معرفى كرده است[ممتحنه 4] . خداوند درباره او مى‏فرمايد: و لقد آتينا ابراهيم‏رشده من قبل‏ [انبياء 51] ، (و ما پيش از اين ابراهيم را رشد داديم). نمونه‏اى از موارد رشد ابراهيم عليه السلام، جدال احسن او با كفار و مشركان است. اويكايك خدايان دروغين چون ستاره و ماه و خورشيد را كه قومش مى‏پرستيدند، مطرح‏مى‏كند و با حجت و برهان رد مى‏كند: تلك حجتنا آتيناها ابراهيم على قومه‏ [انعام 83] ،(آن حجت ماست كه به ابراهيم داديم تا بر قومش اقامه كند) و در نهايت، با قاطعيت‏اعتقاد احسن را اينگونه بيان مى‏كند كه: انى وجهت وجهى للذى فطرالسموات والارض‏حنيفا و ما انا من‏المشركين‏ [انعام 79] ، (من رويم را حق‏گرايانه به سوى كسى گردانيدم كه‏آسمانها و زمين را آفريد و من از شرك آورندگان نيستم).
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    5) احكام و مسائل رشد


    با غور و وارسى در آيات كريمه قرآن و نظر به ارتباطهاى موجود بين رشد وموضوعات ديگر، مى‏توان احكام و مسائلى را از قرآن كريم استنباط كرد كه در اينجا به‏برخى از آنها مى‏پردازيم.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    1-5) ارتباط رشد با اطاعت و ولايت


    از آيات قرآن كريم به خوبى استفاده مى‏شود كه فقط امر رشيد مورد اطاعت قرارمى‏گيرد. ولايت تنها براى كسى محقق است كه رشيد باشد. به عبارتى مى‏توان گفت كه‏رشد در راس هرم اطاعت و ولايت قرار دارد. در سوره هود مى‏خوانيم : ولقد ارسلنا موسى بآياتنا و سلطان مبين الى فرعون و ملائه‏فاتبعوا امر فرعون و ما امر فرعون برشيد [هود 97 و 98] ، (و ما موسى را با آيات خود وحجتى روشن به سوى فرعون و اشراف قومش فرستاديم. اما فرمان فرعون را پيروى‏كردند و حال آنكه فرمان فرعون رشد يافته نبود). ملاحظه مى‏كنيم كه خداوند پيروى قوم فرعون از دستورهاى او را تخطئه مى‏كند، به‏اين جهت كه امر فرعون رشيد نبوده است. بنابراين از امرى مى‏توان تبعيت كرد كه برمبناى رشد باشد و اين مطلب در جميع مراتب اطاعت و لايت‏حاكم است. در اسلام‏اطاعت از پدر و مادر واجب شناخته شده است، اما اين امر منوط به آن است كه آنهافرزند را به راه رشد دعوت كنند، ولى اگر راهى را نشان دهند كه به طور مسلم خلاف راه‏خداست، نبايد اطاعت كرد. خداوند با همه تاكيدهايى كه بر احترام و احسان به پدر ومادر دارد، در اينگونه موارد صريحا انسان را از اطاعت پدر و مادر نهى مى‏كند. در سوره‏لقمان مى‏فرمايد: و ان جاهداك على ان تشرك بى ما ليس لك به علم فلا تطعهما [آيه 15] ،(و اگر كوشند كه آنچه را بدان آگاه نيستى، شريك من قرار دهى، از آنان اطاعت مكن). اطاعت زن از شوهر نيز در فقه اسلامى در همين چارچوب پذيرفتنى است. يعنى اگرطبق آيه الرجال قوامون على‏النساء (2) [نساء 34]، مديريت‏خانواده را بر عهده مرد گذاشته‏است،اطاعت زن از او در مواردى است كه دستورهاى او بر خلاف رشد نباشد. اطاعت دختران از پدر و جد پدرى در ازدواج نيز در همين چارچوب قابل توجيه‏است ، با اين توضيح كه دختران معمولا كمتر از پسران در اجتماع حضور دارند ، درنتيجه، بسيارى از دسيسه‏ها را تجربه نمى‏كنند ، لذا ممكن است‏با كم توجهى به جوانب‏امر خطير ازدواج، ناخودآگاه در دام افراد شياد گرفتار آيند ، به همين جهت استفاده ازتجربه و خيرخواهى پدر و جد پدرى در اين مورد در راستاى رشد است ، اما اگر پدر ياجد پدرى بخواهد بدون دليل او را از ازدواج با فرد صالح و دلخواه خودش باز دارند،دادگاه صالح اين حق را از آنها سلب خواهد كرد و به دختر اجازه ازدواج بدون اذن آنها راخواهد داد (3) و اين امر در فتاوى فقهاى ما نيز آمده است[10].
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  21. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود