صفحه 387 از 387 نخست ... 287337347357367377385386387
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: √ ๑۩๑آلاچــیـــق ســـبــز کانـــونـــی هـــا ๑۩๑

  1. #3861

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,707
    مورد تشکر
    40,909 پست
    حضور
    124 روز 2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    شعرسید حمید رضا برقعی به مناسبت ماه محرم



    اگر چه مثل محّرم نمی‌شوم هرگز
    جدا ز. روضه و ماتم نمی‌شوم هرگز

    مرا ببخش مرا، چون که خوب می‌دانم
    که توبه کردم و آدم نمی‌شوم هرگز

    اسیر جاذبۀ حُسن یوسف یاسم
    که محو در گل مریم نمی‌شوم هرگز

    گناه کارم و حتی بدون اذن شما
    بدان نصیب جهنم نمی‌شوم هرگز

    به جان عشق قسم غیر چهارده معصوم (ع)
    به پای هیچ کسی خم نمی‌شوم هرگز

    قسم به قلب سپیدت سیاهپوش کسی
    بجز شهید محّرم نمی‌شوم هرگز

    نَمی فُرات بیاور چرا که من قانع
    به سلسبیل و به زمزم نمی‌شوم هرگز

    در انتهای غزل من دوباره می‌خواهم
    فقط برای تو باشم نمی‌شوم هرگز

    √ ๑۩๑آلاچــیـــق ســـبــز کانـــونـــی هـــا ๑۩๑

  2. تشکرها 2


  3. #3862

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,707
    مورد تشکر
    40,909 پست
    حضور
    124 روز 2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    شعر مُقبل كاشانی به مناسبت روز دهم ماه محرم


    روایت است كه چون تنگ شد بر او میدان
    فتاده از حركت ذوالجناح وز جولان

    هوا ز بادِ مخالف چو قیرگون گردید
    عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

    نه ذوالجناح دگر تابِ استقامت داشت
    نه سیدالشهداء بر جدال طاقت داشت


    كشید پــا ز ركـاب آن خلاصه ی ایجاد
    به رنگ پرتو خورشید، بر زمین افتاد

    بلند مرتبه شاهی ز صدر ِ زین افتاد
    اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

    √ ๑۩๑آلاچــیـــق ســـبــز کانـــونـــی هـــا ๑۩๑

  4. تشکرها 2


  5. #3863

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,707
    مورد تشکر
    40,909 پست
    حضور
    124 روز 2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلم شکسته و مجروح و مبتلای حسین

    طواف کرد شبی گرد کربلای حسین

    طراز طره‏ ی مشکین عنبر افشانش

    خضاب کرد به خون، خصم بی‌‏وفای حسین

    قدر چو واقعه‏‌ی کربلا مشاهده کرد

    ز چشم چشمه‏‌ی خون راند بر قضای حسین


    نشسته بر سر خاکستر آفتاب مقیم

    کبود پوش به سوگ از پی عزای حسین

    جمال روشن خورشید را غبار گرفت

    که در غبار نهان شد مه لقای حسین

    به روز واقعه‌، ای ظالم خدا ناترس

    بیا ببین که چه‌ها کرده‌‏ای به جای حسین

    خدای قاضی و پیغمبر از تو ناخشنود

    چگونه می‏دهی انصاف ماجرای حسین

    حسین، جان گرامی فدای امت کرد

    سزاست امت اگر جان کند فدای حسین

    √ ๑۩๑آلاچــیـــق ســـبــز کانـــونـــی هـــا ๑۩๑


  6. #3864

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    1,275
    مورد تشکر
    4,292 پست
    حضور
    47 روز 19 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    106



    تا دل ز غم تو گشت بی تاب حسین

    این چشم تهی نگشت از آب حسین

    عمری است نیازمند این درگاهم

    یک لحظه گدای خویش دریاب! حسین

    عاشورای حسینی تسلیت باد




    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
    ویرایش توسط اللیل والنهار : ۱۳۹۸/۰۶/۱۸ در ساعت ۲۳:۱۵
    درستکار آسوده است، بی گناه بی باک، خیانتکار ترسان و بدهکار هراسان است.

    امام حسین (ع)


  7. #3865

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۷
    نوشته
    71
    مورد تشکر
    164 پست
    حضور
    4 روز 1 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روزی که در پیاده روی اربعین شرکت کردم، سفری بر فراز همان زمینی که فاجعه محرم اتفاق افتاد بود،
    چیز های متفاوتی را دیدم.
    یک مرد مسن را دیدم که سینی بخار برنج را با دستان لرزانش بلند می کند و آن را به خانه خود می دهد ، جایی که گروهی از افراد غریبه در قلب مهربان آن مرد قرار داشتند و منتظر مهمان نوازی او بودند.

    كودكی ، احتمالاً نوه بزرگ آن مرد بود ، او را با چشماني باز تماشا مي كرد ، آن پیرمرد به تنهایی به نسل جدید آموزش می داد که واقعا بزرگ منشی چگونه است.
    من این را دیدم و فکر کردم ، "این دانش است."


    من دانشمندان و افراد عادی را دیدم که دست خود را به سمت آسمانها بلند می کنند و برای نجات همگان ، و برای خوش بختی هر مخلوق دعا می کنند ، و فکر کردم "این اسلام است".
    با ذکر نام امام حسین(علیه السلام) ، چهره های در هم گره خورده از غم و ناراحتی را دیدم ، و با اندوه در تاریکی تنهایی ، عقب می ایستادم و فکر کردم ، "این غم است."

    من روز به روز شاهد صحنه های بی شماری از نوع دوستی بودم و می دیدم ؛حتی بدون اینکه دیده باشم میدانم که اتفاق های بیشماری در پس پرده ی بصیرت می افتد.
    من خانواده هایی را دیدم که روزانه بیش از دو وعده غذایی نمی توانند تهیه کنند و هر آنچه را در اختیارشان دارند ( گاهی وام می گیرند که در طول بقیه سال باید پرداخت شود) به میهمانان ارجمند خود ، مسافران مسیر کربلا ، می دهند.

    من خوشحالی را در صورت آنها دیدم وقتی که این کار را انجام می دادند.
    من شاهد این موضوع بودم و فکر کردم ، "این تجدید خاطره است".


    من ازدحام جمعیتی را دیدم که، شانه به شانه ، مانند دریا به سمت گنبد درخشان امام حسین (علیه السلام )می رفتند.
    من نژادهای مختلف با اعتقادات مختلف ی را دیدم که دستهایشان را بالا گرفتند و هماهنگ باهم گریه می کنند.

    من اشکهای زیادی را دیدم که بر روی چهره های مختلفی وجود داشت و فکر کردم ، "این وحدت است".

    دیدم پسری هفده ساله در خیابان در حال فرار برای رسیدن به مردی میانسال است تا بتواند عرق را از پیشانی او پاک کند و از او خواسته است تا وعده غذایی خود را که خانواده او برای مسافران پخته بود ، بخورد.
    دیدم خانمی در جاده به زانو افتاده است و انگشتانش را در خاک فرو می کند تا زمینی را احساس کند که روزگاری وزن زن دیگری را تحمل می کرد که هزاران سال پیش در همان مسیر راه رفته بود تا اینکه از پایش خون آمده بود.

    من او را دیدم که نام حضرت زینب(سلام الله علیها ) را صدا می کند و گویی نام مادرش است و از او برای خود و برادرش شفاعت می خواهد.

    من عابران را در جاده دیدم که هنگام گذر سر کودک نوپای معلول را می بوسند و همانطور که امام حسین(علیه السلام) با فرزندان خود رفتار می کرد ، موهای اون را نوازش می کردند.
    من این را دیدم و فکر کردم ، "این عشق است."


    من پاهای تاول زده ای را دیدم که درمان نمی شدند چراکه مدت طولانی است خسته شده اند.
    به ندرت میتوانستند بر روی صندلی استراحت کنند.

    من دیدم که بسیاری از افراد از مسیر های یخ زده و سرد بدون چتر و کت در حال عبور هستند.
    و در جهت مخالف، دیدم که انبوهی از جمعیت در حال گذر از بیابان، در زیر آفتاب بی رحمانه ظهر هستند و درحالی که لباس های آنها از تعریق بدنشان خیس شده بود.

    من دیدم که پیر ، جوان ، توانمند ، معلول ، سالم ، بیمار ، نابینا و حتی کسانی که جراحی کرده بودند در این مسیر قدم می زنند ، چهار دست و پا راه می روند، لنگ می زنند یا با ماشین این مسیر را طی می کنند. میلیون ها نفر ، که برخی از آنها صرفاً برای شرکت در این سفر از کشورهای دیگر آمده اند ، آسایش و امنیت خود را کنار گذاشته اند د تا ارادت خود را به امام حسین(علیه السلام) برسانند ، و به خوبی می دانند که در یک احتمال بسیار واقعی، ممکن است آنها قربانی یک بمبگذاری انتحاری شوند.

    من این را دیدم و فکر کردم ، "این ایثار است".

    من با نگاهی کوتاه به واقعیت، شاهد آن بودم که احساسات مسافران به هنگام رسیدن به مقصد خود به اوج خود می رسد. خودآگاهی در فشار زیاد مردم از بین رفت.

    مدت زیادی نبود که بازدیدکنندگان مشغول دعا و راز و نیاز بودند . آنها به یک وحدت رسیدند، یک ضربان قلب که یک نام واحد را صدا می زند و عرش را به لرزه در می آورند آن ها صدای زمین شده بودند ؛هنگامی که از فرط بی عدالتی فریاد می زد .

    من می دانستم که این پدیده ، که به صورت تصاویر یا کلمات به نمایش درآمده است ،توسط میلیون ها نفر دیگر در پشت پرده های درخشان مورد تحسین قرار می گیرد.
    من اشک را در چشمان افرادی دیدم که هزاران فرسخ از این پدیده دور بودند ، اما در قلب آن ها این روح زمین زنده بود.

    من ارزش های این سفر را که عاشقان امام حسین(علیه السلام) در سرتاسر جهان به وجود آوردند ، دیدم و فکر کردم ، "این میراث امام حسین(علیه السلام ) است."


  8. #3866

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    1,275
    مورد تشکر
    4,292 پست
    حضور
    47 روز 19 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    106
    ویرایش توسط اللیل والنهار : ۱۳۹۸/۰۶/۲۳ در ساعت ۲۰:۰۷
    درستکار آسوده است، بی گناه بی باک، خیانتکار ترسان و بدهکار هراسان است.

    امام حسین (ع)

  9. تشکر


صفحه 387 از 387 نخست ... 287337347357367377385386387

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود