جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: (**افتاب مهربانی(ویژه نامه روز پدر)**)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    (**افتاب مهربانی(ویژه نامه روز پدر)**)




    (**افتاب مهربانی(ویژه نامه روز پدر)**)

    ویرایش توسط شهید هدایت : ۱۳۹۲/۰۳/۰۳ در ساعت ۰۹:۰۱
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (**افتاب مهربانی(ویژه نامه روز پدر)**)


    عن ابی الحسن موسی(ع) قال:

    سال رجل رسول الله(ص): ما حق الوالد علی ولده؟ قال: لا یسمیه باسمه،
    و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس قبله و لا یستسب له.


    از امام کاظم(ع) نقل شده که فرمود:

    مردی از پیامبر خدا(ص) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟
    حضرت فرمود: 1 - او را با نام صدا نکند - 2در راه رفتن از او جلو نیفتند.
    3 - قبل از او ننشیند. 4 - کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.

    بحار الانوار، ج 74، ص 45.



    (**افتاب مهربانی(ویژه نامه روز پدر)**)


    ویرایش توسط شهید هدایت : ۱۳۹۲/۰۳/۰۳ در ساعت ۰۹:۰۴
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0





    (**افتاب مهربانی(ویژه نامه روز پدر)**)

    (**افتاب مهربانی(ویژه نامه روز پدر)**)

    (**افتاب مهربانی(ویژه نامه روز پدر)**)

    با تو، باران بهاری ام را پایانی نیست
    و بی تو، پرنده ای آشیان گم کرده در جاده های پاییزم.


    تو که هستی، پنجره، با بال هایی گشوده از آفتاب باغچه را مرور می کند.
    با تو، نفس های مادرانه، تیررس اضطراب و تشویش را مجال نمی دهند.


    آجر به آجر، ساخته می شوم؛
    وقتی پناه دست های امنت، موسیقی مهربان عشق را به ترنم می آیند.


    بی تو، بن بستی می شوم در هزار توی رنج های خویش.
    بی تو، شکوه جهان، ویرانه ای است مسکوت و بی هیاهو.

    می ستایمت که رونق کوچه های سردسیر وجودم هستی؛
    آن چنان که آفتاب، رگ های سپید قطب را.


    (**افتاب مهربانی(ویژه نامه روز پدر)**)
    (**افتاب مهربانی(ویژه نامه روز پدر)**)
    (**افتاب مهربانی(ویژه نامه روز پدر)**)


    ویرایش توسط شهید هدایت : ۱۳۹۲/۰۳/۰۳ در ساعت ۰۹:۰۹
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    ویرایش توسط شهید هدایت : ۱۳۹۲/۰۳/۰۳ در ساعت ۰۹:۰۷
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  9. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود