جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: (**نظرى بر سيماى روايى حضرت زينب (س) **)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    (**نظرى بر سيماى روايى حضرت زينب (س) **)




    (**نظرى بر سيماى روايى حضرت زينب (س) **)

    محمد ميانجى

    فاطمه (س) به وجود زينب، گوهر تابناكى كه به زودى از اودرخشيدن مى گرفت، افتخار مى كرد. آرى! دختر رسول خدا (ص)، فرزندى پاك را در خود مى پروريد كه با ظهورش مايه افتخار و زينت پدرمى شد. از قضا در همان روزها رسول خدا (ص) به مسافرت رفته بود ودختر آفتاب بى حضور او پاى به عرصه وجود گذاشت. فاطمه (س) رو به همسرش على (ع) كرد و گفت: پدر در سفراست; نام اين دختر را چه بگذاريم؟ على (ع) پاسخ داد: در اين باره بر حضرت رسول سبقت نمى گيرم. صبر كن. به زودى ايشان بر مى گردد. وقتى، رسول خدا (ص)آمد، اين كار را به خدا سپرد، جبرئيل نازل شد و گفت: خداى توسلام مى رساند و مى فرمايد: نام دخترت را «زينب » بگذار. رسول خدا (ص) آنگاه زينب را خواست. او را بوسيد و به مشتاقانى كه دراطرافش گرد آمده بودند; فرمود: «به حاضران و غائبان توصيه مى كنم احترام اين دختر را نگاه داريد. به راستى او شبيه خديجه كبرى (س) است.» زينب (س) بانويى بلند بالا بود و چهره اى نورانى و با وقار و صاحب سكينه داشت.

    در حيا و عصمت، مانند مادرش، فاطمه زهرا (س) و در شيوايى ورسا سخن گفتن، مثل پدر بزرگوارش، على (ع) بود. زينب بردبارى رانيز از برادرش حسن و شجاعت را از حسين (عليهما السلام) در خودجمع كرده بود.

    خوب است بدانيم: «ام كلثوم » و «ام عبد الله » و «ام الحسن » كنيه هايش بود و البته «ام المصائب »، «ام الرزايا»و «ام النوائب » نيز بعدها به وى مى گفتند. اما لقب هايش عبارتند از: «عقيله بنى هاشم »، «عقيلة الطالبيين، «صديقه صغرى »، «عصمت صغرى »، «الراضيه »، «امينة الله »، «عالمة غير معلمه »، «فاهمة غير مفهمه »، «مجتهده »، «حافظة الودايع و الاسرار» و «موثقة فى نقل الاحاديث و الاخبار».
    در بين اين لقب ها چهار لقب (عالمه غير معلمه، مجتهده، حافظه الودايع و الاسرار و موثقه فى نقل الاحاديث و الاخبار) گوياى مقام والاى علمى و روايى اين بانوى بزرگوار است كه كمتر موردبررسى قرار گرفته است.
    آرى همه زينب را با عنوان افتخارآميز (سفير كربلا) مى شناسند و به همين علت ويژگى هاى ديگرى او تحت الشعاع حماسه بزرگ عاشوراقرار گرفته و ابعاد مهمى از شخصيتش مورد بى مهرى و كم توجهى واقع شده است. شخصيت روايى حضرت از جلمه آنهاست. البته در اين مقاله تنها به ارتباط روايى عقيله بنى هاشم با مادر گرامى اش فاطمه زهرا (س) مى پردازيم.

    (**نظرى بر سيماى روايى حضرت زينب (س) **)

    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (**نظرى بر سيماى روايى حضرت زينب (س) **)


    در محضرت فاطمه (س )

    روايت كننده نور، بى گمان شرايطى چون عدالت، مورد اطمينان بودن و... در خود بايد جمع كند. يكى ديگر از اين شرايط موضوع سن راوى است و او بايد در حدى باشد كه بتوان ادعا كرد خود روايت را بلاواسطه نقل مى كند.

    به همين جهت بايد ديد زينب (س) در چه سال هايى محضر مادرش رادرك كرد؟ زيرا برخى از روايت هاى وى مربوط به دوران سه، چهاريا پنج سالگى اوست. در اين باره محققان گفته اند: شيوه و كميت رشد جسمى و روحى اهل بيت (عليهم السلام) با ديگران تفاوتى عمده واساسى داشت. از اين روى نمى توان در موضوع سن و سال با آنهامانند راويان ديگر برخورد كرد. حتى در نحوه تولد و دوران حمل نيز خاندان پيامبر تفاوت هاى اساسى با ديگران دارند. لذاقادرند از سنين كودكى احاديث را به صورت كامل در ذهن خود جاى دهند و براى آيندگان با دقت كامل نقل كنند. پس زينب (س) مى توانست همه آنچه را كه مى ديد، به خاطر بسپارد. او تمام مصائب و دشوارى هايى را كه مادر بارها با آن روبرو بود، به يادداشت. از جمله هنگام قرائت خطبه فدكيه توسط مادر، زينب كه كودك خردسالى بود، آن را شنيد و به صورت كامل روايت كرد.
    مقام علمى حضرت زينب (س )

    زينب از همان دوران طفوليت، عالمه بود. امام سجاد (ع) به حق فرمود: «يا عمه انت بحمدالله عالمه غير معلمه و فهمه غيرمفهمه » در دوره هاى بعد نيز زينب (س) با تكيه بر همان علم خدادادى، مجلس تفسير قرآن براى زنان كوفه برگزار كرد. در يكى از اين روزها كه (كهيعص) را تفسير مى كرد، على (ع) وارد شد و به وى فرمود: «اى نور ديده، آن (كلمه) رمزى در مصيبت وارده برشما عترت پيغمبر است.»

    مقام روايى

    در باره شخصيت روايى وى، علماى بزرگى سخن گفته اند از جمله:ابو الفرج اصفهانى: زينب عقيله دختر على بن ابى طالب، مادرش فاطمه دختر رسول خداست و او همان كسى است كه ابن عباس از اوكلام حضرت فاطمه (ع) را در فدك نقل مى كند و مى گويد: حديث كردمرا عقيله ما زينب دختر على (ع)...

    در انساب الطالبيين مى خوانيم: زينب كبرى دختر اميرمومنان (ع)كه كنيه اش ام الحسن بود، از مادرش زهرا (س) روايت مى كرد.
    مرحوم سيدنورالدين جزايرى، در خصائص الزينبيه، ويژگى موثقه بودن زينب را طرح مى كند و مى نويسد: «از جمله القاب آن محترمه «موثقه »، كه آن مكرمه مورد وثوق خلاق عالم و حضرت سيدالشهدا، وحضرت سجاد (عليهماالسلام) بوده اند و لذا حافظ ودايع الهيه و اسرار محمديه بوده، بلكه محل وثوق كليه مردم بوده و لذا حضرت سيدالساجدين (ع) هروقت بيان اخبار و احاديث مى فرمودو مى خواست كه در اذهان مردم جاى گيرد و از او بپذيرند، به عمه اش اسناد مى داد و از آن مخدره نقل مى فرمود و كذالك ابن عباس با اين كه حبرالامه و مقبول القول بود، مع ذالك مى گفت:«حدثتنا عقليتنا».
    آيت الله خويى مى نويسد: از مادرش سلام الله عليها روايت مى كند. و جابر (فقيه جز سوم باب معرفه الكبائر، حديث 1754) وعباد عامرى از او روايت مى كنند. اين همه نشان از اوج مقام روايى حضرت زينب (س) دارد كه متاسفانه كمتر مورد توجه قرارگرفته است.
    راويان

    بايد توجه داشت كه ارزش روايات نقل شده از حضرت زينب (س) فراتراز رواياتى است كه راويان ديگر نقل كرده اند، زيرا اين بانوى بزرگ خود عالمه اى غير معلمه بود و رواياتى را كه نقل مى كرد،بى هيچ شبهه اى، معتبر و مستنداند. حتى روايت هايى كه در سنين كودكى از او نقل شده اند. اين بانوى بزرگوار كه 5 سال قبل ازوفات رسول خدا (ص) به دنيا آمد، از مادرش فاطمه زهرا (س)، پدرش على (ع)،اسماء بنت عميس، و ام ايمن روايت نقل مى كرد. شمارراويان از وى بسيارند كه مى توان به: 1- على بن حسين (ع). 2- ابن عباس. 3- محمد بن عمر. 4- عطاء بن سائب. 5- فاطمه بنت الحسين. 6- محمد بن جابر. 7- عباد عامرى و ... اشاره كرد.

    (**نظرى بر سيماى روايى حضرت زينب (س) **)


    ویرایش توسط شهید هدایت : ۱۳۹۲/۰۳/۰۴ در ساعت ۲۳:۱۶
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0




    (**نظرى بر سيماى روايى حضرت زينب (س) **)

    1- وسيله ارتباط خلق و خالق

    ابوبكر با اين سند: محمد بن زكريا، جعفر بن محمدبن عماره كندى، پدرش، حسين بن صالح، حى دو مرد از بنى هاشم، از حضرت زينب (س) دختر على (ع) روايت كرد كه زينب (س) فرمود: «قالت فاطمه (س): ... و نحن وسيلته فى خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فى غيبه و نحن ورثه انبيائه...» «ما وسيله ارتباط خدا بامخلوق هاى او هستيم. ما برگزيدگان خداييم وجايگاه پاكى ها، ما راهنماهاى روشن خداييم و وارث پيامبران اوهستيم ».

    2- بهشت جايگاه شيعيان


    ابى حجاف (از محمدبن عمر بن حسن)، از زينب، به نقل از فاطمه (س)و اشجع، بليدبن سليمان (از ابى حجاج، محمدبن عمرو هاشمى) اززينب دختر على (ع) نقل كرد كه فاطمه (س) فرمود: «قالت فاطمه (س) : ان رسول الله قال لعلى اما انك يابن ابى طالب و شيعتك فى الجنه » «و سيجى ء اقوام ينتحلون حبك ثم يمرقون من الاسلام كمايمرق السهم من الرميه.» رسول خدا به على (ع) فرمود: «اى پسر ابوطالب! همانا تو و رهروان تو دربهشت اند و به زودى قومى مى آيند كه از دوستى تو سخن مى گويند.آنگاه از اسلام فرار مى كنند. مانند پرت شدن تير از كمان.»

    3- دوستى آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم

    روايتى مشهور به «فاطميات » در باب دوست داشتن آل محمد كه بااين اسناد نقل شده است: «... عن فاطمه بنت السجاد على بن الحسين زين العابدين (ع) عن فاطمه بنت ابى عبد الله الحسين (ع) عن زينب بنت امير المؤمنين (ع)عن فاطمه بنت رسول الله (ص) قالت: الا من مات على حب آل محمد مات شهيدا» «آگاه باشيد هركسى كه بر دوستى آل محمد بميرد، شهيد است.»

    4- خطبه نور

    يكى ديگر از احاديثى كه زينب (س) نقل كرد، خطبه طولانى حضرت زهرا (س) در مسجد مدينه است. حديثى كه در متن آن ده ها حديث درخشنده وجود دارد و بسيارى از احاديثى كه از حضرت فاطمه (س)نقل مى شود، مربوط به همين حديث طولانى است. ما براى اختصارتنها به ترجمه بخشى از آن بسنده مى كنيم. علاقه مندان را به مطالعه منابع آن ارجاع مى دهيم.

    «در اين روز حضرت زهرا (س) چادر به سر كرد و با همراهى جمعى از بانوان وارد مسجد شد. ابوبكر و عده اى از مهاجران و انصارحاضر بودند. به احترام آن بانو پرده سفيدى آويختند. قبل ازآغاز سخن، ناله ى جانسوزى كرد كه بسيارى از حاضران گريستند وپس از آن كه مردم آرام گرفتند،
    (**نظرى بر سيماى روايى حضرت زينب (س) **)

    ویرایش توسط شهید هدایت : ۱۳۹۲/۰۳/۰۴ در ساعت ۲۳:۱۲
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود