جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حضرت علي ابن ابي طالب

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    54
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حضرت علي ابن ابي طالب




    "مرا از كتاب خدا بپرسيد، چون در قرآن آيه اي نيست مگر اينكه من مي دانم كه در شب نازل شده است يا در روز، در كوه نازل شده است يا در شب".علي بن ابي طالب كرم الله وجهه(1).

    جوان هاشمي:

    ابو طالب رهبر قريش وسردار اشراف آن با فاطمه دختر اسد بن هاشم ازدواج كرد وعلي ابن ابي طالب به دنيا آمده، فاطمه اولين زن هاشمي بود كه فرزندي هاشمي به دنيا آورد، فاطمه اسلام را پذيرفت و به دين خدا ايمان آورد وهنگامي كه هجرت كرد فضل الهي بيشتر شامل حال او شد.

    ابوطالب پدر علي، فقير وتنگدست وداراي فرزندان زيادي بود. اما فقر وتنگدستي او بر علي سايه نيافكند، چون فضل خداوند شامل حال علي شد پيامبر صلي الله عليه وسلم او را به خانه خود برد، و به تربيت او پرداخت ودر سفر وحضر همواره همراه آن حضرت صلي الله عليه وسلم بود، تا اينكه خدا آن حضرت صلي الله عليه وسلم را به پيامبري برگزيد.

    علي سي ودو سال بعد از ميلاد پيامبر در كعبه متولد شد، مورخين فضايل علي را در دفاع از پيامبر صلي الله عليه وسلم وقتي كه مشركين قريش به اذيت و آزار او برخاستند نوشته اند. هنگاميكه پيامبر صلي الله عليه وسلم دعوت مي داد علي جواني نوپا بود قبيله قريش دست به اذيت و آزار پيامبر زدند او از پيامبر صلي الله عليه وسلم دفاع مي نمود.

    اسلام آوردن علي:

    مورخين نوشته اند كه علي هرگز بتها را نپرستيده و آنها را سجده نكرده است، چون او كم سن وسال بود ودر كودكي اسلام را پذيرفت. علي مي گويد: پيامبر صلي الله عليه وسلم روز دوشنبه مبعوث شد ومن روز سه شنبه ايمان آوردم. سن وسال او وقتي كه مسلمان شد 10 سال و يا كمتر از آن بود(2).

    روزي علي به خانه پسر عمويش پيامبر صلي الله عليه وسلم رفت ديد كه او و همسرش خديجه رضي الله عنها مشغول خواندن نماز بودند، علي پرسيد: اين چه عملي است؟ پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: اين عبادت خداست كه بر آن مرا برگزيده وپيامبرانش را مبعوث كرده است، من تو را به پرستش خداوند يكتا كه شريكي ندارد دعوت مي دهم(3).

    علي اسلام آورد واسلامش را از تمام اطرافيان پنهان مي كرد. بارها همراه پيامبر صلي الله عليه وسلم مخفيانه و به دور از ديد قريش به دره هاي اطراف مكه مي رفت وبا پيامبر صلي الله عليه وسلم نماز مي خواند، وهنگام غروب هر دو به مكه باز مي گشتند.

    ابوطالب دانست كه فرزندش مسلمان شده است. به او گفت: اين چه ديني است كه تو برآن هستي؟ علي رضي الله عنه گفت: من به دين كه محمد صلي الله عليه وسلم آورده است ايمان آورده ام، به خدا وپيامبرش ايمان آورده و با محمد نماز گزارده واز او پيروي مي كنم.

    ابوطالب بر علي رضي الله عنه اعتراض نكرد واو را به حال خودش رها نمود. مورخين نوشته اند، روزي ابوطالب ديد كه علي وپيامبر صلي الله عليه وسلم مشغول خواندن نماز هستند، علي در طرف راست پيامبر صلي الله عليه وسلم ايستاده بود، جعفر فرزند ابوطالب از راه رسيد، ابوطالب فرمود: آن طرف پسر عمويت را بايست وجعفر از طرف چپ به نماز ايستاد. جعفر كمي بعد از حضرت علي اسلام را پذيرفته بود.

    از كودكان حضرت علي اولين نفري بود كه ايمان آورده، بعد از او زيد بن حارثه خادم ومولاي پيامبر صلي الله عليه وسلم ايمان آورد بنابر اين ابتدا، خانواده پيامبر صلي الله عليه وسلم كه از علي وزيد وخديجه همسر پيامبر تشكيل مي شد، اسلام را پذيرفتند.

    صحنه هاي آغازين:

    علي كودكي بود كه صحنه هاي ابتدايي دعوت محمدي را مشاهد نمود، پيامبر را مي ديد كه هنگام نزول اين آيه ها اقوام نزديك خود را به اسلام دعوت داد:

    ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ * وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ * فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ﴾ (الشعراء: 214-216).

    ((خويشاوندان نزديك خود را بيم بده ودر برابر مومنان فروتني نشان بده. اگر آنان نافرماني كردند، بگو من از اعمال شما بيزارم)).

    روزي پيامبر صلي الله عليه وسلم خويشاوندان خود را براي صرف نهار به خانه خود دعوت نمود وتلاش كرد كه آنها را به دين خدا دعوت دهد اما ابولهب عموي پيامبر صلي الله عليه وسلم سخن پيامبر را قطع كرد واز مردم خواست تا متفرق شوند وپيامبر صلي الله عليه وسلم را ترك كنند، علي با تعجب وحيرت نگاه مي كرد، او خشونت وسنگدلي ورفتار نامناسب عمويش با پيامبر را نمي پسنديد، اما پيامبر صلي الله عليه وسلم روز بعد دو باره آنها را به خانه اش دعوت كرد وچون آنها غذا خوردند، بعد از صرف غذا پيامبر به آنها گفت: انساني را مي شناسيد كه بهتر از آنچه كه من برايتان آورده ام، براي قومش آورده باشد، من خير دنيا وآخرت را برايتان آورده ام و پروردگارم به من دستور داده تا شما را به سوي او دعوت دهم. كداميك از شما حاضر است كه در اين امر با من همكاري كند.

    آنها از پيامبر صلي الله عليه وسلم روي گردانده واو را ترك گفتند اما علي نوجوان رضي الله عنه آنها را نگذاشت بروند و با اينكه نوجواني كوچك بود در ميان همه آن اشراف وبزرگان ايستاد وگفت: اي پيامبر! من تو را كمك مي كنم، هر كس با تو بجنگد من با او مي جنگم(4).

    افرادي از بني هاشم كه اين نوجوان را دوست مي داشتند از شهامت او احساس خوشحالي كردند وبعضي از آنها سخنان او را مورد تمسخر قرار داده وبرگشتند.

    داماد پيامبر صلي الله عليه وسلم

    در سال هشتم هجري علي رضي الله عنه به خواستگاري فاطمه زهرا دختر پيامبر صلى الله عليه وسلمرفت وپيامبر صلي الله عليه وسلم بي درنگ خواسته او را پذيرفت، علي براي بجا آوردن شكر الهي سربه سجده گذاشت. وچون سرش را از سجده برداشت پيامبر به او گفت: خداوند بر شما بركت بدهد وشما را خوشبخت كند وفرزندان زياد وپاكيزه اي به شما عطا نمايد.

    در مراسم عقد فاطمه وعلي، ابوبكر وعمر وعثمان وطلحه و زبير رضي الله عنهم وهمه مهاجرين وانصار شركت جستند. هنگامي كه مردم در جاي خود نشستند، پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: سپاس خداوندي را كه داراي صفات نيكوست، خداوند توانا كه معبود همه است وصلت نسب را پيوند مي دهد، ازدواج امري ضروري است وحكمي عادلانه وخير كاملي است خداوند بوسيله ازدواج رابطه خويشاوندي را برقرار مي كند. مردم خويشاوند يكديگر مي شوند خداوند در قرآن فرموده است:

    ﴿وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيراً﴾ (الفرقان: 54).

    ((خداوند آن كسي است كه از آب انسان را آفريد و براي او نسب ووصلت قرارداده است و پروردگار تو قادر است)).

    بعد پيامبر صلي الله عليه وسلم افزود شما را گواه مي گيرم كه فاطمه را به مهريه چهار صد مثقال نقره به عقد علي در آوردم اگر او به اين سنت پايدار و فريضه واجب خشنود است، پيوند آنها مبارك باشد، خداوند نسل آنها را پاكيزه كند، گفته ام را پايان داده واز خداوند آمرزش مي خواهم.

    وبدين صورت فاطمه رضي الله عنها به خانه همسرش علي بن ابي طالب رضي الله عنه برده شد. جهيزيه فاطمه رضي الله عنهاجز يك تخت كه با برگ خرما بست بود ويك بالش پوستي كه با پوشال خرما پر بود ويك مشك آب ويك غربال چيز ديگري نبود.

    علي از فاطمه صاحب فرزندي شد، ابتدا او را حرب ناميدند اما پيامبر صلي الله عليه وسلم آمد وگفت: فرزندم را به من نشان دهيد، اسم او را چه گذاشته ايد؟ گفتند: ما اورا حرب نام گذاشته ايم، پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: نه بلكه او حسن است.

    ونيز حسين وزينب فرزندان ديگر فاطمه وعلي بودند، پيامبر صلي الله عليه وسلم پدر بزرگ آنها بود و با آنها شوخي مي كرد، گاهي يكي از آنها كه بر شانه اش سوار بود، سجده را طولاني مي كرد تا او خودش پايين بيايد و مي گفت: اگر برخيزم مبادا كودك بيافتد.

    فاطمه بعد از مدت كمي پس از پيامبر صلي الله عليه وسلم چشم از جهان فرو بست وعلي درسن شصت وسهسالگي به دست ابن ملجم در كوفه به شهادت رسيد، رحمت خداوند بر علي رضي الله عنه باد كه همواره دعا مي كرد: بار خدايا! از نگاههاي ناجايز وسخنان بيهوده وخطاي قلب ما در گذر فرما.

    رحمت خداوند بر علي باد كسيكه پيامبر صلي الله عليه وسلم به او مژده بهشت داده بود. به نقل از كتاب ده يار بهشتي.

    المراجع:

    (1)- مهمترين مراجعي كه در نوشتن سيرت امام علي از آن استفاده شده است عبارتند از:

    الرياض النضرة في مناقب العشرة، تاريخ الخلفاء سيوطي، سيرت ابن هشام، حياةمحمد،

    هيكل، السيرة الحلبيةاز برهان حلبي وطبقات ابن سعد.

    (2)- تاريخ الخلفاء سيوطي.

    (3)- السيرة الحلبية ج 1 ص 433.

    (4)- حياة محمد د. هيكل ص 158.
    http:/www.55a.net

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام و یاد خدا!
    جناب فیلسوف کا رهاو حرفهایتان شما به مثلی ماند که از طرفی خانه ای بنا کنید و از طرفی آنرا نابود نمائید! سعی می کنید - تلاش می کنید - خودتان را به آب و آتش می زنید! ولی چه فایده؟! هر روز و هر لحظه یک سازی می زنید! یک روز فقط شریعت پیامبر را قبول دارید و روز بعد از عمر بخوبی و نیکی سخن بمیان می آورید و ساعاتی بعد از فضائل علی می گو ئید و لابد اگر اینطور پیش بروید به زمان حاضر رسیده و از خدمات محمد ابن عبدالوهاب و یا اسامه بن لادن و ملا عمر طالبان هم بیاناتی خواهید فرمود ! برای چه ؟! برای مثلا اتحاد مسلمین !!! ولی افسوس بر شما ! نمیدانم به چه زبانی و با چه ادله و قسم و شاهدی باید بر شما بقبولانیم که ما علی را بچشم خلیفه و یا بعبارتی از خلفای راشدین نمی دانیم ! ما شیعه علییم ! علی برای ما فقط یک خلیفه و یا اسم نیست! که او را با آن 3نفر و یارانشان مقایسه کنیم! علی برای ما مقدس است ! ما- در- علی- خدا و رسولش را می بینیم! به علی شناختم من - به خدا قسم خدا را!
    علی برای ما رحمت است ....تقوی است.... برکت است ....عشق است....عدالت است....دنیا است.... با علی باشی بوی بهشت را استشمام می کنی . چرا که آتش جهنم بر شیعیان علی حرام است .... برای ما علی ولی خداست ... علی همسر سرور زنان دوعالم و پدر سرور جوانان بهشت است... علی اولین یار و یاور رسول خداست ... اولین و آخرین دین علی اسلام است .... ما با نام و یاد و امید به همنشینی با علی و اهل بیت او- این دنیای فانی را تحمل می کنیم .... برای نوشتن اوصاف وفضایل علی اگر تمام آبها - مرکب و تمام زمین کاغذ باشد - کافی نیست ! و حال جنابعالی ! علی را همردیف آن چند نفر نادان و جاهل به احکام و فرامین الهی می دانی ! و فکر میکنی با تعریف از دوست و دشمن میتوانی اتحاد ایجاد کنی ! اف بر آن اتحاد و اعتقاد!!!
    مطمئنم بزودی مارک های تعصبات خشک و افراطی و... را به ما شیعیان خواهی زد! ولی اینرا بدان ما عاشقان ولایت - برای دفاع از مذهب اهل بیت که در نهایت رضای خداوند و محبت رسولش را برایمان به ارمغان خواهد آورد - آماده شنیدن بدتر از آنهایش را هم داریم ! که سعادت ابدی از آن صابران و دوستداران اهل بیت پیامبر اسلام (ص) و دشمنان دشمن پیامبر خواهد بود! حال شما بنشینید و با فراغت بال در مدح اصحاب و عهد شکنان و بدعت گذاران مدیحه سرایی کنید!

    007

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    54
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک روز فقط شریعت پیامبر را قبول دارید و روز بعد از عمر بخوبی و نیکی سخن بمیان می آورید و ساعاتی بعد از فضائل علی می گو ئید و لابد اگر اینطور پیش بروید
    خوب چون مثل تو تعصب ندارم تو هم تعصب رو از خودت دور کن

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    711
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تعصب داشتن و نداشتن دلايلي دارد . يكي از دلايل تعصب داشتن اين است كه طرف تحقيق كرده و به نتيجه اي محكم و استوار رسيده لذا از نظر خود بر نمي گردد. يكي از دلايل تعصب نداشتن و مذبذب بودن اين است كه پشتوانه محكمي براي افكار شخص وجود ندارد .

    تعصب نعمت است. آن هم يك نعمت خوب . مثل ساير نعمت ها كه اگر درست استفاده نشود بد است. تعصب نيز تنها در صورتي بد است كه جاهلانه باشد. بنا بر اين خوشحاليم كه شما دوست عزيز جاهلانه تعصب نمي ورزيد ولي اميدوارم روزي پايه هاي عقيده و انديشه هاي خود را محكم كنيد و عالمانه براي پيمودن راه حقيقت تعصب به معناي مثبت آن را در خود نهادينه كنيد.

    موفق باشيد .

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جهل !




    نقل قول نوشته اصلی توسط philsof نمایش پست
    خوب چون مثل تو تعصب ندارم تو هم تعصب رو از خودت دور کن
    تعصب من مقدسه ! چون برای دفاع از پیامبر (ص) و اهل بیت آنحضرت می باشد. ولی شما غرق در جهل و نادانی و توهمات هستید! خودتان را دلخوش کرده اید به پاره ای داستان و افسانه باطل ! قلم من در دفاع از اسلام و قلم شما در دفاع از کفر و جهل و انحرافات است ! حال می خوای به حساب تعصب بذاری یا چیز دیگر ! که برای سربازان حضرت ولی عصر (عج ) مهم نیست ! خداوند شاهد اعمال و نیات ماست و روزی فرا خواهد رسید که در آن معلوم خواهد شد حق با چه کسی و یا چه کسانی بوده! من وظیفه ام را در مقابل گمراهان انجام دادم . حال خود دانی ! که کدام راه را و کدام مذهب را انتخاب کنی !
    007

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تفکر درحقیقت




    نقل قول نوشته اصلی توسط philsof نمایش پست
    "مرا از كتاب خدا بپرسيد، چون در قرآن آيه اي نيست مگر اينكه من مي دانم كه در شب نازل شده است يا در روز، در كوه نازل شده است يا در شب".علي بن ابي طالب كرم الله وجهه(1).....
    اسلام آوردن علي:
    مورخين نوشته اند كه علي هرگز بتها را نپرستيده و آنها را سجده نكرده است، چون او كم سن وسال بود ودر كودكي اسلام را پذيرفت. علي مي گويد: پيامبر صلي الله عليه وسلم روز دوشنبه مبعوث شد ومن روز سه شنبه ايمان آوردم. سن وسال او وقتي كه مسلمان شد 10 سال و يا كمتر از آن بود(2)......
    با درود به جنای فیلسوف گرامی:
    از اینکه فضائل حضرت علی و عمر و... را مینویسید.. خیلی خوب است..... اما!!!!!
    خوب نیست بدنبال این بگردیم که کدام یک از اینها فضیلتشان بیشتر و سزاوارتر به پیروی اند‍؟
    شما نوشتید عمر 39 امین نفر بود که ایمان آورد و در سن سی سالگی؟و حضرت علی اولین مرد و قبل از بلوغ!
    آیا از خود پرسیدید قبل از 30 سالگی عمر کدام بت را میپرستید ؟ و چرا بعد از 39نفر دیگر به پیامبر ایمان آورد؟
    و آیا از خود پرسیدید حضرت علی که درسن کودکی هیچ بتی را نپرستید و اساسا تکلیف نداشت و اولین مردمومن به پیامبر بود . کدامیک نزدیکتر به پیامبر و ویژگی برتر وشایسته پیروی اند؟
    امیدوارم با ذهن فیلسوفانه خود به پاسخ برسی و ما را هم از پاسخ مطلع فرمائی! بدرود
    ویرایش توسط hoseintabar : ۱۳۸۷/۰۵/۰۴ در ساعت ۱۹:۱۱
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم
    من نمیدونم شما از نوشتن این متن چه هدفی داشتید ولی بازم میگم بهتره یکم فکر کنید کجا ودر مورد چه کسی دارید صحبت میکنید .

    علی(ع) نخستین کسی است که به رسول خدا ایمان آورد.
    علی(ع) نخستین شهید محراب است.
    علی(ع) در محراب عبادت شهید شد.
    علی(ع) در درون کعبه متولد شد.
    علی(ع) قرآن ناطق است.


    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    رسول خدا (ص):
    ای مردم هر که میخواهد خشم خدا را خاموش کند و خداوند عمل او را بپذیردپس باید به علی ابن ابی طالبـ (ع) بنگرد که نگاه به او ایمان را می افزاید و دوستی او گناهان را آب میکند چنانکه آتش قلع را.
    بحار الانوار ج۳۶ ص۳۵۱

    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    علی (علیه السلام) و برادرانش نخستین کسی بودند که از طرف پدر و مادر هاشمی به دنیا آمدند و در خانه خداوند پیش از او کسی متولد نشده بود و این خود فضیلتی است که خداوند به جهت بزرگواری و اعلاء رتبه و اظهار ارجمندی علی (علیه السلام) به وی اختصاص داد.
    مُیَسَر نگَردد به کس این سعادت به کعبه ولادت به مسجد شهادت
    از علی بن الحسین (علیه السلام) روایت شده که فاطمه بنت اسد را در حال طواف درد زائیدن فرا گرفت ، او داخل کعبه شد و امیرالمومنین (علیه السلام) در آنجا به دنیا آمد -

    و شیخ صدوق از سعید بن جبیر روایت میکند که یزید بن قعنب گفت من با عباس بن عبدالمطلب و جمعی از طایفه عبد العزی مقابل خانه کعبه نشسته بودیم که فاطمه بنت اسد ، مادر امیرالمومنین (علیه السلام) که با آنحضرت حامله و از مدت حملش نه ماه گذشته و درد زائیدن او را گرفته بود به سوی خانه کعبه آمد و گفت پروردگارا من ایمان دارم به تو و پیمبران و کتاب هایی که تو فرستاده و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق دارم و او خانه کعبه را بنا نهاد ، خداوندا به حق آن کسی که این خانه را بنا نمود و به حق مولودی که در رحم من است ، وضع حمل را بر من آسان کن، یزید بن قعنب گفت: در آن موقع دیوار خانه کعبه از پشت شکافته شد و فاطمه داخل آن گردید و از دیدگان ما ناپدید شد و شکاف دیوار به هم آمد ، ما خواستیم قفل درب خانه کعبه را بگشاییم ولی گشوده نشد و دانستیم که این امری است از طرف خداوند و فاطمه در روز چهارم از خانه کعبه خارج شد ، در حالیکه امیرالمومنین (علیه السلام) در دست او بود ، گفت من بر زنان پیشینیان تفضل داده شدم ، زیرا آسیه بنت مزاحم ( زوجه فرعون) خدا را مخفیانه عبادت کرد، در جائیکه عبادت خدا در آنجا ، جز در حال اضطرار پسندیده نیست و مریم دختر عمران ( مادر عیسی ) با دست خود درخت خرمای خشک را حرکت داد تا خرما از آن ریخت و او تناول کرد ولی من در بیت الله الحرام رفتم و از میوه ها و غذاهای بهشت خوردم و چون خواستم بیرون آیم ، هاتفی ندا داد ای فاطمه فرزندت را علی نام بگذار ، او علی است و خداوند علی اعلی میفرماید : من اسم او را ز اسم خود مشتق گردانیدم و او را به آداب خود تادیب نمودم و بر مشکلات علم خود واقف ساختم ، اوست که بتها را در خانه من خواهد شکست و بالای خانه من اذان خواهد گفت و مرا تقدیس و تمجید خواهد نمود ، خوشا به حال کسی که او را دوست میدارد و پیروی او کند و وای بر کسی که او را دشمن دارد و نافرمانی او کند. انوار البهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 49 الی 50


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    صاحب مدینة المعاجز می گوید: اما روایاتی که در فضیلت علی (علیه السلام) وارد شده بی شمار و بی پایان است ، از طریق مخالفین ( اهل سنت و عامه ) روایتی وارد شده که مولف ثاقب المناقب از محمد بن عمر واقدی نقل کرده است که هارون الرشید روزهای عرفه جلوس میکرد و مجلس اختصاصی به علما و دانشمندان داشت ، پس روزی جلوس نمود و شافعی که از بنی هاشم بود و همواره پهلوی هارون الرشید می نشست ، نزد او حضور یافت و محمد بن حسن و ابویوسف نیز آمدند و نزد هارون جای گرفتند ، مجلس از جمعیت پر شد و در آن هفتاد نفر از دانشمندان بودند که هر یک شایستگی داشتند پیشوای ناحیه باشند ، واقدی گفت : من در آخر مردم به آن مجلس در آمدم ، رشید گفت چرا دیر آمدی ؟ گفتم دیر آمدن من برای ضایع ساختن حق این مجلس نبود ، بلکه مشغول کاری شدم که مانع آمدن من گردید ، پس هارون مرا نزدیک طلبید و نزد خود نشانید ، در آن مجلس دانشمندان فنون مختلف شرکت داشتند ، رشید شافعی گفت : پسر عمو ، تو چند حدیث در فضائل علی بن ابیطالب (علیه السلام) روایت می کنی ، گفت چهارصد حدیث و بیشتر ، رشید گفت نترس و بگو ، گفت پانصد حدیث و بیشتر پس از آن به محمد بن حسن گفت : تو چند حدیث از فضائل علی (علیه السلام) روایت میکنی ، گفت هزار حدیث یا بیشتر ، رشید متوجه ابویوسف شد و گفت تو چند حدیث از فضائل علی (علیه السلام) روایت می کنی ؟! به من بگو و مترس ، گفت یا امیرالمومنین اگر ترس در کار نبود روایات ما در فضائل از آن حضرت از شماره بیرون بود ، رشید گفت از چه می ترسی ؟! گفت از تو و کارمندان تو و اصحاب تو ، گفت در امان هستی ، سخن بگو و مرا آگاه کن که چند حدیث در فضائل علی (علیه السلام) روایت می کنی !؟ شافعی گفت پانزده هزار خبر مسند ( خبر مسند ، آن است که سلسله سند آن و رواتش تا امام (علیه السلام) معلوم باشد ) و پانزده هزار خبر مرسل ( خبر مرسل ، خبری است که تمام روات آن یا یک نفر از انتهای روات غیر معلوم باشد ) واقدی گفت : سپس هارون به جانب من نگریست و گفت تو در این باره چه میدانی ؟! گفتم در حدود همان تعدادی که ابویوسف گفت ، رشید اظهار داشت اما من فضیلتی از علی بن ابیطالب (علیه السلام) میدانم که با چشم خود دیده و با گوش خود شنیده ام و از تمام فضائلی که شما روایت می کنید بزرگتر و مهمتر است ( آنگاه هرون داستان خطیب دمشقی را که در دمشق علی (علیه السلام) را سب میکرد ( دشنام میداد ) و در پایان به صورت سگ مسخ شد برای دانشمندان مجلس شرح داد ). انوار البهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 52 الی 53

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود