جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: (**او امتحان شد**)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    (**او امتحان شد**)




    (**او امتحان شد**)

    من لا صبر له لا ایمان له

    هنگامیکه حضرت ابراهیم (علیه السلام) خواست تا حضرت اسماعیل (علیه السلام) را برای قربانی کردن با خود ببرد، به هاجر، مادر او، فرمود: فرزندمان را آراسته کن تا او را به مهمانی دوست ببرم.

    اما حضرت ابراهیم (علیه السلام) به امر الهی دست از ذبح فرزند خود کشید و او را به خانه برگرداند. در این هنگام هاجر با دیدن گلوی فرزند خود که از اثر کارد، قرمز شده بود نتوانست تحمل کند؛ از حال رفت و بر زمین افتاد...
    صبر، یکی از مهمترین صفات پسندیده است؛ تا آنجا که برخی از بزرگان در مورد آن گفته‌اند که هر کس به هر درجه و مقامی رسید، به واسطه صبر بود و هر کسی دست از دامان صبر برداشت، از کمالات محروم ماند. اهمیت صبر تا بدان جاست که در روایات آمده است:
    "صبر، نصف ایمان است"
    و در روایت دیگری آمده است:
    "رابطه صبر نسبت به ایمان مانند رابطه سر است به بدن"

    و در احادیث قدسی آمده است:
    "ای عیسی متخلق به اخلاق من شو و از اخلاق من صبر است"

    همانگونه که از این روایات و سایر آیات و روایات برمی‌آید، صابران اجر و ثواب بسیاری دارند و این امتیازات برای همه صابران قرار داده شده است؛ ولی ممکن است بعضی از صابران به خاطر مقدار و کیفیت صبر، اجر و ثواب بیشتری بدست بیاورند. اما در میان صابران، حضرت زینب (سلام الله علیها) جایگاه ویژه ای دارند...

    روز، روز عاشوراست و میدان جنگ، صحنه‌ی کربلاست. زمانِ زیادی دشمن و کمیِ یاران. دشمن لحظه به لحظه بر فشار خود می‌افزاید و یاران نفر به نفر به شهادت می‌رسند. حضرت زینب (سلام الله علیها) دست فرزند خود را در دست می‌گیرد. فرزندی که همانند اسماعیل در زمان خود می‌باشد. زینب به حضور برادر می‌آید و از برادر می‌خواهد تا فرزندش را روانه میدان جنگ نماید و سراپای وجودش می‌گوید که اگر جهاد بر زنان قرار داده شده بود، هر آینه هزاران هزار جان نثار جانان می‌نمودم.
    انسان در تعجب می‌ماند! این چه گونه صبر و استقامتی است که مادری به دست خود فرزندش را تقدیم می‌کند و او را به قربانگاه می‌فرستد؛ به چشم خود بدن پاره پاره او را می‌بیند؛ ولی زمام صبر و استقامت خود را از دست نمی‌دهد، شکایت و بی‌تابی نمی‌کند و جمله‌ای بر خلاف رضای خداوند بر زبان جاری نمی‌نماید. او مادر است ولی فرزند خود را در راه خدا داده و برای اینکه برادر از او خجالت نکشد، حتی شهادت فرزندش را نیز به روی خود نمی‌آورد.
    و این تنها صحنه‌ای از صبر بزرگ و زیبای اوست. و باز هم او امتحان شد و صبر کرد! امتحان شد به گرسنگی و تشنگی، به سختی و مشقت، به اموال و از همه مهمتر به برادری چون سید الشهداء (علیه السلام)، و صبر کرد. او امتحان شد و برای رضای خداوند صبر کرد و مبارزه را وسیله رسیدن به هدف قرار داد تا آنجا که فرمود:

    آنقدر صبر خواهم کرد تا صبر، از صبر من عاجز شود.
    ولی ما چه می‌کنیم؟ به هر حال در زندگی هر کس مشکلات کوچک و بزرگ وجود دارد، ولی ما چگونه با این مشکلات و سختی‌ها کنار می‌آییم؟
    "وَ اصبرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ(هود/115)
    "و شکیبا باش که خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌گرداند."

    برگرفته از :

    خصایص زینبیه، تالیف مرحوم آیت الله سید نور الدین جزائری به همراه توضیحاتی بیشتر
    (**او امتحان شد**)

    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود