صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معناشناسى داستان و اسطوره در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13

    معناشناسى داستان و اسطوره در قرآن





    معناشناسى داستان و اسطوره در قرآن

    عباس اشرفى

    چكيده

    در قرآن واژگان قصص، حديث، نبا و مثل به معناى داستان به كار رفته وآن عبارت از بخش‏هايى از ماجراهاى واقعى تاريخ است كه عبرت آموزى وهدايت‏بخشى در پى داشته باشد؛ اما اسطوره در قرآن عبارت از داستان‏هاى‏خرافى زاييده ذهن گذشتگان است. در مقاله حاضر اين دو واژه از نظر لغت وقرآن معناشناسى شده است. كليد واژه‏ها: داستان، اسطوره، قصه، حديث، نبا، افسانه.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    1) مقدمه


    قرآن اصيل‏ترين كتاب هدايت است. در قرآن هيچيك از مسائل اساسى سعادت وشقاوت انسانى مسكوت نمانده است؛ چنانكه خداى تعالى فرمايد: ما فرطنا فى‏الكتاب من شى‏ء [انعام 38]: (ما هيچ چيز را در اين كتاب فروگزار نكرديم). قرآن كتاب تاريخ يا داستان نيست؛ ولى در نقل تاريخ يا داستان سودمندترين تاريخ وداستان را با بهترين اسلوب بيان داشته كه نحن نقص عليك احسن القصص بما اوحينااليك هذاالقرآن و ان كنت من قبله لمن الغافلين‏ [يوسف‏3]: (ما بهترين سرگذشت‏ها را ازطريق اين قرآن - كه به تو وحى كرديم- بر تو بازگو مى‏كنيم و مسلما پيش از اين از آن‏خبر نداشتى). در اين مقاله نگاهى اجمالى به داستان و اسطوره در قرآن شده و از اين رهگذرمقايسه‏اى ميان داستان و اسطوره به ميان آمده است.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    2) واژه‏شناسى داستان


    در واژه‏شناسى داستان در قرآن علاوه بر واژه قصص بايد از واژگان حديث، نبا و مثل‏مدد جست و حال به اختصار به شرح هر يك مى‏پردازيم: الف) واژه قصص، از ريشه ق.ص.ص مصدر ثلاثى مجرد قص يقص قصا و قصصا واصل معناى آن قطع و بريدن و اتباع مى‏باشد[1] و در تراجم پارسى به برگفتن قصه يا ازپى كسى فرا شدن‏ و قصه برداشتن و برپى رفتن معنا شده است و قصص به اين خاطر به‏داستان گفته مى‏شود كه سخنى در پى سخن ديگر مى‏آيد و قاص (داستانسرا) كسى‏است كه خبرى را بعد از خبر ديگر و كلامى را بعد از كلام ديگر بيان مى‏كند[2] و در آيه‏شريفه آمده: قالت لاخته قصيه (1) [قصص 11] اتبعى اثره (2) [3].
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    برخى مفسران قصص را جمع قصه گرفته‏اند؛ مانند نسفى ذيل آيه شريفه نحن نقص‏عليك احسن القصص‏ [يوسف 3]: (خبر دهيمت از نيكوترين قصه‏هاى گذشتگان).مشهور است كه در قوله تعالى نحن نقص عليك احسن القصص واژه القصص ممكن‏است‏به معناى مصدرى باشد. كه در تقدير چنين مى‏شود: نحن نقص عليك احسن‏الاقصاص‏ يعنى ما به بديعترين اسلوب و بهترين طريق و عجيبترين نظم بر تو قصه‏مى‏خوانيم. در اين صورت معناى مقصوص را القا مى‏كند؛ يعنى نحن نقص اليك احسن‏ما يقص من الاحاديث‏[4]. علامه طباطبائى در جمع دو وجه - البته با ترجيح معناى مفعولى- چنين مى‏فرمايد:پس قصص به معناى قصه و احسن القصص به معناى بهترين قصه و حديث است. چه‏گفته باشند كه كلمه نامبرده مصدر به معناى اقتصاص و قصه‏سرايى است و چه به معناى‏اسم مصدر يعنى داستان باشد. هر دو وجه صحيح است. بنابراين معنا داستان يوسف‏بهترين داستان است و بنا بر معناى قبلى باز هم قصه يوسف به آن طريق كه قرآن سروده‏بهترين سراييده است‏[5].
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    در قرآن از ريشه ق. ص. ص 30 واژه پديد آمده است كه 6 مورد مصدر قصص و 20مورد مشتقات فعلى و چهار مورد واژه قصاص مى‏باشد كه در اصل لغت‏به معناى اتباع وپيروى قدم به قدم و در قرآن واژه قصص به معناى بيان داستان (داستان سرايى) است. ب) واژه حديث، در لغت‏به معناى از نو ايجاد شدن و چيزهاى نو [6] و در قرآن به‏معناى خبر، كلام، قرآن، عبرت، رؤيا، نوآورى و قصص مى‏باشد[7]. حال به دو مورد كه‏به اين معنا آمده اشاره مى‏كنيم: مورد اول: هل اتاك حديث ضيف ابراهيم المكرمين اذدخلوا عليه فقالوا سلما قال سلم قوم منكرون‏[ذاريات 25 و 24]: (آيا خبر ميهمانهاى‏بزرگوار ابراهيم به تو رسيده است؟! در آن زمان كه بر او وارد شدند و گفتند: سلام بر تو.او گفت: سلام بر شما كه جمعيتى ناشناخته‏ايد). مورد دوم: هل اتاك حديث موسى اذ ناداه ربه بالواد المقدس طوى اذهب الى‏فرعون انه طغى‏ [نازعات 15-17]: (آيا داستان موسى به تو رسيده است، در آن هنگام كه‏پروردگارش او را در سرزمين مقدس طوى ندا داد و گفت: به سوى فرعون برو كه طغيان‏كرده است).
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    با توجه به سياق در اين دو مورد كاملا روشن است كه منظور از حديث در آن دوداستان مى‏باشد. ج) واژه نبا: جمع آن انباء و به معنى خبر و آگاهى مى‏باشد[8] و در قرآن در برخى‏موارد به معنى داستان و سرگذشت آمده است؛ مانند: واتل عليهم نبا ابنى آدم بالحق اذقربا قربانا فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر[مائده 27]: (و داستان دو فرزند آدم را به‏حق براى آنها بخوان: هنگامى كه هر كدام به كارى براى تقرب (به پروردگار) انجام دادند.اما از يكى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد). در تفسير نسفى در ترجمه آيه آمده است كه: و بخوان بر ايشان بى‏فزون و كاست‏قصه دو پسر آدم را... [9].
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    و يا نتلو عليك من نبا موسى و فرعون بالحق لقوم يؤمنون‏[قصص 3]: (ما از داستان‏موسى و فرعون به حق بر تو مى‏خوانيم، براى گروهى كه ايمان مى‏آورند). د) واژه مثل، و جمع آن امثال به معنى نظير و شبيه مى‏باشد [10]. برخى اين واژه را اززبان سامى[11] و برخى از زبان و حبشى Mesale ،Mesl مى‏دانند [12].در كتب وجوه و نظائر معناهايى مانند: عبرت، عذاب، سنن و صفت‏براى آن ذكر شده‏است[13]؛ لذا بايد معناى داستان را نيز به آن افزود؛ مانند ان مثل عيسى عندالله كمثل‏آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون‏[آل عمران 59]: (مثل عيسى نزد خدا همچون آدم‏است كه او را از خاك آفريد و سپس به او فرمود: موجود باش، آنگاه موجود شد). مفسر بزرگ شيعى ابوالفتح رازى و نيز نسفى واژه مثل را در اينجا به داستان معناكرده‏اند[14].
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    3) مراد از داستان در قرآن


    در اصطلاح قرآنى داستان به مفهوم گسترده آن پديده‏اى است كه ساختار هندسى‏ويژه‏اى دارد. داستان نويس يك يا چند حادثه و نيز وضعيتها، شخصيتها و محيطها رابرمى‏گزيند و آنها را به زبانى تعبير مى‏كند[15]. نيز بايد افزود كه قصص در نگاه قرآن‏عبارت است از بيان ماجراهاى گذشته از حيث عبرت گرفتن و آن پى‏گيرى و بيان يك‏واقعيت تاريخى از زواياى گوناگون در بعد هدايتى مى‏باشد؛ لذا در جهت‏بيان تمام يك‏ماجرا نمى‏باشد؛ بلكه آن بخشهايى از ماجراها را گزين مى‏كند كه هدايتگر باشد. بنابراين‏قصص شامل وقايع حاضر مانند حديث و رويدادهاى آينده، مانند نبرد ايران و روم‏نمى‏شود. قصه گفتن قرآنى يعنى پى گرفتن اخبار گذشتگان و اين در بيان قرآن كريم نيزتصريح شده است كه: لقد كان فى قصصهم عبرة لاولى الالباب ما كان حديثا يفترى لكن‏تصديق الذى بين يديه و تفصيل كل شى‏ء و هدى و رحمة لقوم يؤمنون‏ [يوسف 111]: (درسرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه بود. اينها داستان دروغين نبود؛ بلكه‏هماهنگ است‏با آنچه پيش روى او از كتب آسمانى پيشين قرار دارد و شرح هر چيزى(كه پايه سعادت انسان است) و هدايت و رحمتى است‏براى گروهى كه ايمان مى‏آورند).
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    4) واژه اساطير


    اساطير بر وزن افاعيل و مشتق از ريشه سطر مى‏باشد. سطر يعنى كتب (نوشت) وسطر، رديف هر چيز را گويند. و فى الكتاب مستورا؛ يعنى در كتاب نوشته شده است،و سطر فلان كذا؛ يعنى فلانى رديف به رديف نوشت [16]. برخى معتقدند كه اساطير جمع اسطوره و اسطاره و برخى آن را جمع اسطار واسطاره، اسطير و اسطيره و اسطور و اسطوره و برخى آن را جمع الجمع، يعنى جمع‏اسطار و اسطار جمع سطر و برخى- چون اخفش- آن را جمع بدون مفرد مى‏دانند[17].
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    دانشمندان واژه‏شناس اساطير را به سخنان باطل و سخنانى كه هيچ ربطى به چيزى‏ندارند تعريف كرده‏اند و افزوده‏اند: اساطير الاولين، يعنى آن سخنان شگفتى كه ازپيشينيان نوشته باشند و آن درباره سخنى به كار مى‏رود كه از هم گسيخته باشد[18] وهنگامى گفته مى‏شود، سطر فلان علينا تسطيرا كه شخصى سخنانى شبيه باطل بياوردو زمانى كه گفته شود: فلان سطر على فلان‏ كه سخنان بيهوده بگويد [19]. اساطيرالاولين‏ در ترجمه فارسى به افسانه‏هاى نبشته پيشينيان‏ ترجمه شده است[20]. درباره منشا اين واژه فرانكل بر اين نظر است كه از آرامى گرفته شده است[21] وبرخى معتقدند كه اسطوره از واژه يونانى هيستوريا (Historia) به معنى جستجو وآگاهى‏ و داستان‏ گرفته شده است. بازمانده اين لغت در زبان انگليسى (Story) به‏معناى داستان و حكايت‏ و در زبان فرانسه (Histoire) به معناى تاريخ و حكايت‏مى‏باشند[22] و برخى هم آن را از اصل تازى مى‏دانند.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود