جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند سوال مرتبط!!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خونسرد چند سوال مرتبط!!




    سلام
    روز شما بخیر

    نمیدونم که جای درستی این پست رو ارسال کردم یا نه ولی خوب دیگه ارسال کردم
    چند تا سوال دارم که جواب قانع کننده میخوام و امیدوارم کسانی که تخصص دارن جواب بدن
    دیشب با شخصی صحبت میکردم که چند سوال پیش اومد که گفتم سوال کنم که جوابی برای گفتن داشته باشم

    1-چرا اباذر که صحابی پیامبر و یار امیر المومنین بود در سختی و غربت از دنیا رفت و خدا برای او کمکی نفرستاد؟
    2-چرا دست ضاربین حضرت زهرا یا قاتلین امام حسین (اصل در مورد ضاربین حضرت زهرا) همانند فرعون که قصد اذیت سارا زن حضرت موسی را داشت خشک نشد؟مگر حضرت زهرا ناموس خدا نیست؟
    3- ایا در اسلام گفتن چرا مشکل دارد؟ یعنی اگر امام معصوم حرفی بزند و ما بگوئیم چرا درست نیست؟درسته که مسلمان یعنی تسلیم ولی ایا سوال کردن و دلیل خواستن از امام ایراد داره؟

    ممنون
    یاعلی
    ویرایش توسط طاهر : ۱۳۹۲/۰۳/۰۷ در ساعت ۲۲:۴۴ دلیل: قرار دادن سوالات کاربر در موضوعات مرتبط باهم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    698
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    16 روز 11 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    2



    با نام و یاد دوست





    چند سوال مرتبط!!









    چند سوال مرتبط!!



    ویرایش توسط طاهر : ۱۳۹۲/۰۳/۰۷ در ساعت ۲۲:۳۹


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    حضور شما را در این سایت قرآنی خیر مقدم می گوییم.و از این که برای جواب گرفتن سوال های خود این سایت را انتخاب کردید سپاسگزارم.
    آخرین سوال شما مهمترین سوال شماست که پاسخ به آن می تواند فتح بابی برای سوال های دیگر شما و پویایی هر چه بیشتر شما در بحث های دینی شود

    نقل قول نوشته اصلی توسط alinajafi_q نمایش پست
    ایا در اسلام گفتن چرا مشکل دارد؟ یعنی اگر امام معصوم حرفی بزند و ما بگوئیم چرا درست نیست؟درسته که مسلمان یعنی تسلیم ولی ایا سوال کردن و دلیل خواستن از امام ایراد داره؟
    تاریخ درخشان دین مبین اسلام و بالخصوص تشیع و امامان شیعه نشان از روشنگری ها و هدایت گری های این بزرگواران در تمام عرصه های هدایت گری می باشد
    پیامبر اسلام و ائمه عصمت و طهارت با علم الهی خود در طول تاریخ هر گونه نیاز هدایتی بشر را پاسخ گفته و تا جایی که که طواغیت و دشمنان مانع از نشر عقاید حقه الهیه نشده به جوابگویی منطقی و هدایت پدرانه گمراهان می پرداختند.
    امامان شیعه همه در پی تبیین دین مبین اسلام و همچنین پاسخگویی به شبهات و سوالات گروه ها و قشر های مختلف اجتماع بوده و برای این کار شاگردانی را تربیت می کردند تا جایی که امام صادق علیه السلام برای هر دسته از سوالات و شبهات شاگردانی داشتند که درس ایشان بیش از چهار هزار نفر از این افراد را در خود جای می داد
    مسایل کلامی و شبهات وارده در این باب از جمله مسایلی بود که در طول تاریخ ادیان مخصوصا دین مبین اسلام بیشترین استقبال از آن می شد تا جایی که پیامبر برای پاسخ به این مسایل جلساتی ترتیب می دادند و به سوال افرادی که برای پی بردن به حقانیت دین اسلام به مدینه می آمدند پاسخ می گفتند و حتی مسجد پیامبر محلی بود که افراد با گرایش های مختلف به استماع ادله پیامبر برای اثبات مبانی دین اسلام جمع می شدند و حتی مسیحیان و یهودیان و حتی در سال های آخر اسلام بعد از نزول سوره توبه کفار نیز در این مراسم جمع می شدند.
    پیامبر بنا بر دستور قرآن با تمامی گروه ها به نرمی سخن می گفت و حرف آنها را می شنید و ادله خود را بیان می فرمود و تا جایی که عناد و بی منطقی و لجاجت در کلام آنها به حد اعلا نمی رسید آنها را تحمل می فرمود و به ارشاد آنها می پرداخت و با ادله محکم آنها را قانع می ساخت.قرآن خطاب به پیابر می فرماید:
    "ادع الی ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم باللتی هی احسن" " مردم را به راه پروردگارت به وسیله حکمت و اندرز های نیک و جدال احسن دعوت کن"
    پیامبر به فراخور حال افراد ملزم به آوردن دلیل محکم علمی و یا موعظه و پند نیکو یا جدال احسن است .
    از این مرحله که گذر کنیم برخی از افراد از سر لجاجت و پافشاری بر حرف ناصحیح خود قصد به انحراف کشاندن بحث را دارند و نه تنها قصد ندارند واقعیت و حقیقت را بدانند و قبول کنند بلکه قصد دارند با زور و الجاء حرف خود را به کرسی بنشانند و بدون هیچ دلیل علمی خود را غالب بدانند قرآن برای این دسته از افراد سوره ای نازل فرموده است " کافرون" خدا به پیامبر خود دستور می دهد که به این دسته از افراد بگوید که شما به راه خود باشید ما هم به راه خود.
    اما اگر باز این دسته اصرار به قالب کردن عقاید خود کردند و نه از راه ادله عقلی و نه از راه رهاسازی اعتقادی شر آنها دفع نشد قرآن دستور به مباهله با آنها را به پیامبر داده همان گونه که با مسیحیان نجران به مباهله برخاست. و این راه پایانی مبارزه با افراد لجوج علمی است.
    امام صادق (ع)در حدیثی پیرامون مبارزه با مخالفان می فرماید:"با مخالفان بحث کنید و طریق هدایت را برای آنها بیان نمایید و در باره حقانیت حضرت علی با آنها مباهله نمایید"(بحار الانوار ج10 ص 452)
    آری اسلام دین منطق و گفتگو است و تا جایی که فرد به لجاجت و الجاء نرسیده باشد باب بحث و گفتگو را باز کرده و بدان دستور داده است.و
    طول تاریخ حیات پر برکت ائمه اطهار گواه این است ائمه تا جایی که از نظر سیاسی و موقعیت اجتماعی امکان داشته اند به روشن گری و بحث در مبانی دین مخصوصا اصل وجود خدا و توحید و دیگر مبانی پرداخته و اثرات فراوانی از جلسات مناظرات و احتجاجات آن حضرات در کتب تاریخی و روایی ما بر جا مانده است .
    زمان حیات امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام و همچنین امام رضا علیه السلام به خاطر فضای باز سیاسی که در این دوره برای ائمه ما رخ داد مناظرات فراوانی از این ائمه برای ما به یادگار مانده است که مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج آنها را جمع آوری کرده است ( و همچنین کتاب گرانسنگ التوحید شیخ صدوق)که خواندن آنها برای هر رهجوی حقیقتی لازم و مفرح روان خواهد بود از آنجمله بحث امام صادق (ع) با ابو شاکر دیصانی در باب حدوث عالم که موجب مسلمان شدن او شد (توحید باب 42 حدیث 1) و همچنین مناظره ایشان با ابن ابی العوجاء و همچنین مناظره امام صادق با زندیق مصری که موجب مسلمان شدن وی شد و از شاگردان آن حضرت شد(التوحید باب حدوث العالم) و مانند مناظره امام رضا با راس الجالوت ،جاثلیق، رئیس صابئین و.. و همچنین مناظره امام رضا با سلیمان مروزی که از خواندنی ترین این مناظرات است.
    نتیجه: بزرگان دین اسلام مخصوصا پیامبر و ائمه اطهار نه تنها از بحث با صاحبان اندیشه ها و اراء کناره نمی گرفتند بلکه از آنها استقبال کرده و با احترام حرف آنها را می شنیدند ( تا جایی که در تاریخ داریم که چند نفر به خاطر سعه صدر و حوصله امام صادق در بحث به بر حق بودن ایشان ایمان آوردند) و به نقد و بررسی آن می پرداختند و آنها را از نظر علمی مجاب می ساختند.
    گفتن چرا و سوال اگر برای رسیدن به حقیقت باشد نه تنها مذموم نیست بلکه از سفارشات موکد اسلام است تا جایی که اسلام به ما تاکید کرده است که عقاید دینی خود را تحقیقا قبول نموده و از تقلید جدا بپرهیزید و راه تحقیق از سوال باز می شود و بایستی چراهای ذهن خود را بی واهمه از اهلش پرسید و جواب گرفت

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alinajafi_q نمایش پست
    1-چرا اباذر که صحابی پیامبر و یار امیر المومنین بود در سختی و غربت از دنیا رفت و خدا برای او کمکی نفرستاد؟
    2-چرا دست ضاربین حضرت زهرا یا قاتلین امام حسین (اصل در مورد ضاربین حضرت زهرا) همانند فرعون که قصد اذیت سارا زن حضرت موسی را داشت خشک نشد؟مگر حضرت زهرا ناموس خدا نیست؟

    با سلام
    بنای خدا در این دنیا بر عمل بر طبق علل و اسباب ظاهری است و اگر در مواردی هم بر خلاف آن عمل می کند برای اتمام حجت بر مخالفین است.
    این اصل کلی در تمامی سوال های اعتقادی ما می تواند بسیار راه گشا باشد: خدا این دنیا را بر طبق علل و اسباب استوار کرده و این ناموس خلقت است و خدا از این سنت خویش تخلف نمی کند.
    اگر آتش در خانه ای افتاد کارش سوزاندن است ورق های کتاب رمان را می سواند و ورق قرآن را نیز می سوزاند و خدا بنا ندارد در علل مادی دخل و تصرف کند و مانع از سوختن آتش شود آتش که آمد هر آنچه را که ماده سوختنی در آن باشد و هوای کافی برای سوختن موجود باشد را می سوزاند چه بسا که این ماده سوختنی درب خانه وحی باشد که بارها و بارها پیامبر بر آن در می ایستاد و اهل آن خانه را سلام می داد.
    و شمشیر می برد حتی گلوی نازنین حضرت سید الشهدا امام حسین علی السلام را.
    این ناموس عالم ماده و قاعده ای است که از آن گریزی نیست. اگر چه خدا می تواند جلو آن را با علل و عوامل مادی و غیر مادی سد کند ولی این کار را نمی کند و بدان از نظر تکوینی راضی است.
    اگر عده ای آمدند جلو امام حسین را گرفتند و از نظر ظاهری قوایشان از سپاه امام حسین بیشتر بود و با او جنگیدند امام کشته می شود و سر او بر نیزه می رود همه علت خاص خود را دارد.
    و در بحث ضاربین حضرت زهرا هم به همین طریق ؛ معلول شکسته سدن پهلوی مقدس حضرت زهرا علتش ضرب ملعون دومی بر در خانه بود که این شکسته شدن پهلو نیز علت کشته شدن آن حضرت بود.
    همه علت و معلول هایی است طبیعی که خدا بنا ندارد که از آن تخلف کند.
    و همه این ها اگر چه برای معصومین امکان جلوگیری اش به اسباب غیر ظاهری بود اما خدا از آنها عهد گرفته بود که به غیر از علل مادی جز در آن مواردی که خدا اذن دهد استفاده نکنند که این عهد گرفتن در ابتدای دعای ندبه بدان اشاره شده است.
    ام سوالی که پیش می آید این که چرا خدا در مواردی مانند حضرت هاجر این تصرف را کرد ولی در مثل حضرت زهرا -که از نظر درجه هم بالا تر بودند- این کار را نکرد؟؟
    جواب این که : این امور از مواردی است که علمش نزد خداست و ما به تمام علل آن آگاه نیستیم اما آنچه که به نظر می رسد این که خدا در مواردی برای اتمام حجت در علل و عوامل ظاهری دخل و تصرف کرده و نتیجه را به گونه ای رقم می زند که افراد به حقایق آشنا شوند و حجت خدا بر خلق ارائه شود مانند نسوختن ابراهیم (ع) در آتش ، خشک شدن دست متعرض به هاجر (س) و... و این ها در جایی است که حجت تمام نشده است و جای این است که بر خدا احتجاج شود که ما نمی دانستیم. اما در قضایای بعد پیامبر اسلام که حجت به صورت کامل ارائه شده است و حق از باطل به طور واضح شناخته شده است دیگر جای بر هم زدن این قوانین مادی نیست. مخصوصا در مورد اهلبیت پیامبر که هم خدا در قرآن کریم و هم پیامبر کرارا در سنت خویش دستور به محبت و پیروی از آنها کرده است.

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    سوال:
    ایا در اسلام گفتن چرا مشکل دارد؟ یعنی اگر امام معصوم حرفی بزند و ما بگوئیم چرا درست نیست؟درسته که مسلمان یعنی تسلیم ولی ایا سوال کردن و دلیل خواستن از امام ایراد داره؟
    جواب:
    تاریخ درخشان دین مبین اسلام و بالخصوص تشیع و امامان شیعه نشان از روشنگری ها و هدایت گری های این بزرگواران در تمام عرصه های هدایت گری می باشد
    پیامبر اسلام و ائمه عصمت و طهارت با علم الهی خود در طول تاریخ هر گونه نیاز هدایتی بشر را پاسخ گفته و تا جایی که که طواغیت و دشمنان مانع از نشر عقاید حقه الهیه نشده به جوابگویی منطقی و هدایت پدرانه گمراهان می پرداختند.
    امامان شیعه همه در پی تبیین دین مبین اسلام و همچنین پاسخگویی به شبهات و سوالات گروه ها و قشر های مختلف اجتماع بوده و برای این کار شاگردانی را تربیت می کردند تا جایی که امام صادق علیه السلام برای هر دسته از سوالات و شبهات شاگردانی داشتند که درس ایشان بیش از چهار هزار نفر از این افراد را در خود جای می داد
    مسایل کلامی و شبهات وارده در این باب از جمله مسایلی بود که در طول تاریخ ادیان مخصوصا دین مبین اسلام بیشترین استقبال از آن می شد تا جایی که پیامبر برای پاسخ به این مسایل جلساتی ترتیب می دادند و به سوال افرادی که برای پی بردن به حقانیت دین اسلام به مدینه می آمدند پاسخ می گفتند و حتی مسجد پیامبر محلی بود که افراد با گرایش های مختلف به استماع ادله پیامبر برای اثبات مبانی دین اسلام جمع می شدند و حتی مسیحیان و یهودیان و حتی در سال های آخر اسلام بعد از نزول سوره توبه کفار نیز در این مراسم جمع می شدند.
    پیامبر بنا بر دستور قرآن با تمامی گروه ها به نرمی سخن می گفت و حرف آنها را می شنید و ادله خود را بیان می فرمود و تا جایی که عناد و بی منطقی و لجاجت در کلام آنها به حد اعلا نمی رسید آنها را تحمل می فرمود و به ارشاد آنها می پرداخت و با ادله محکم آنها را قانع می ساخت.قرآن خطاب به پیابر می فرماید:
    "ادع الی ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم باللتی هی احسن"(1) " مردم را به راه پروردگارت به وسیله حکمت و اندرز های نیک و جدال احسن دعوت کن"
    پیامبر به فراخور حال افراد ملزم به آوردن دلیل محکم علمی و یا موعظه و پند نیکو یا جدال احسن است .
    از این مرحله که گذر کنیم برخی از افراد از سر لجاجت و پافشاری بر حرف ناصحیح خود قصد به انحراف کشاندن بحث را دارند و نه تنها قصد ندارند واقعیت و حقیقت را بدانند و قبول کنند بلکه قصد دارند با زور و الجاء حرف خود را به کرسی بنشانند و بدون هیچ دلیل علمی خود را غالب بدانند قرآن برای این دسته از افراد سوره ای نازل فرموده است " کافرون" خدا به پیامبر خود دستور می دهد که به این دسته از افراد بگوید که شما به راه خود باشید ما هم به راه خود.
    اما اگر باز این دسته اصرار به قالب کردن عقاید خود کردند و نه از راه ادله عقلی و نه از راه رهاسازی اعتقادی شر آنها دفع نشد قرآن دستور به مباهله با آنها را به پیامبر داده همان گونه که با مسیحیان نجران به مباهله برخاست. و این راه پایانی مبارزه با افراد لجوج علمی است.
    امام صادق (ع)در حدیثی پیرامون مبارزه با مخالفان می فرماید:"با مخالفان بحث کنید و طریق هدایت را برای آنها بیان نمایید و در باره حقانیت حضرت علی با آنها مباهله نمایید"(2)
    آری اسلام دین منطق و گفتگو است و تا جایی که فرد به لجاجت و الجاء نرسیده باشد باب بحث و گفتگو را باز کرده و بدان دستور داده است.و
    طول تاریخ حیات پر برکت ائمه اطهار گواه این است ائمه تا جایی که از نظر سیاسی و موقعیت اجتماعی امکان داشته اند به روشن گری و بحث در مبانی دین مخصوصا اصل وجود خدا و توحید و دیگر مبانی پرداخته و اثرات فراوانی از جلسات مناظرات و احتجاجات آن حضرات در کتب تاریخی و روایی ما بر جا مانده است .
    زمان حیات امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام و همچنین امام رضا علیه السلام به خاطر فضای باز سیاسی که در این دوره برای ائمه ما رخ داد مناظرات فراوانی از این ائمه برای ما به یادگار مانده است که مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج آنها را جمع آوری کرده است ( و همچنین کتاب گرانسنگ التوحید شیخ صدوق)که خواندن آنها برای هر رهجوی حقیقتی لازم و مفرح روان خواهد بود از آنجمله بحث امام صادق (ع) با ابو شاکر دیصانی در باب حدوث عالم که موجب مسلمان شدن او شد (توحید باب 42 حدیث 1) و همچنین مناظره ایشان با ابن ابی العوجاء و همچنین مناظره امام صادق با زندیق مصری که موجب مسلمان شدن وی شد و از شاگردان آن حضرت شد(التوحید باب حدوث العالم) و مانند مناظره امام رضا با راس الجالوت ،جاثلیق، رئیس صابئین و.. و همچنین مناظره امام رضا با سلیمان مروزی که از خواندنی ترین این مناظرات است.
    نتیجه: بزرگان دین اسلام مخصوصا پیامبر و ائمه اطهار نه تنها از بحث با صاحبان اندیشه ها و اراء کناره نمی گرفتند بلکه از آنها استقبال کرده و با احترام حرف آنها را می شنیدند ( تا جایی که در تاریخ داریم که چند نفر به خاطر سعه صدر و حوصله امام صادق در بحث به بر حق بودن ایشان ایمان آوردند) و به نقد و بررسی آن می پرداختند و آنها را از نظر علمی مجاب می ساختند.
    گفتن چرا و سوال اگر برای رسیدن به حقیقت باشد نه تنها مذموم نیست بلکه از سفارشات موکد اسلام است تا جایی که اسلام به ما تاکید کرده است که عقاید دینی خود را تحقیقا قبول نموده و از تقلید جدا بپرهیزید و راه تحقیق از سوال باز می شود و بایستی چراهای ذهن خود را بی واهمه از اهل آن پرسید و جواب گرفت: «فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون»(4)

    پاورقی:
    1- نحل 125.
    2- بحار الانوار ج10 ص 452.
    3- توحید باب 42 حدیث 1.
    4- نحل، 43.

    سوال:
    چرا اباذر که صحابی پیامبر و یار امیر المومنین بود در سختی و غربت از دنیا رفت و خدا برای او کمکی نفرستاد؟و چرا دست ضاربین حضرت زهرا یا قاتلین امام حسین (اصل در مورد ضاربین حضرت زهرا) همانند فرعون که قصد اذیت سارا زن حضرت موسی را داشت خشک نشد؟مگر حضرت زهرا ناموس خدا نیست؟

    جواب:
    بنای خدا در این دنیا بر عمل بر طبق علل و اسباب ظاهری است و اگر در مواردی هم بر خلاف آن عمل می کند برای اتمام حجت بر مخالفین است.
    این اصل کلی در تمامی سوال های اعتقادی ما می تواند بسیار راه گشا باشد: خدا این دنیا را بر طبق علل و اسباب استوار کرده و این ناموس خلقت است و خدا از این سنت خویش تخلف نمی کند.
    اگر آتش در خانه ای افتاد کارش سوزاندن است ورق های کتاب رمان را می سواند و ورق قرآن را نیز می سوزاند و خدا بنا ندارد در علل مادی دخل و تصرف کند و مانع از سوختن آتش شود آتش که آمد هر آنچه را که ماده سوختنی در آن باشد و هوای کافی برای سوختن موجود باشد را می سوزاند چه بسا که این ماده سوختنی درب خانه وحی باشد که بارها و بارها پیامبر بر آن در می ایستاد و اهل آن خانه را سلام می داد.
    و شمشیر می برد حتی گلوی نازنین حضرت سید الشهدا امام حسین علی السلام را.
    این ناموس عالم ماده و قاعده ای است که از آن گریزی نیست. اگر چه خدا می تواند جلو آن را با علل و عوامل مادی و غیر مادی سد کند ولی این کار را نمی کند و بدان از نظر تکوینی راضی است.
    اگر عده ای آمدند جلو امام حسین را گرفتند و از نظر ظاهری قوایشان از سپاه امام حسین بیشتر بود و با او جنگیدند امام کشته می شود و سر او بر نیزه می رود همه علت خاص خود را دارد.
    و در بحث ضاربین حضرت زهرا هم به همین طریق ؛ معلول شکسته سدن پهلوی مقدس حضرت زهرا علتش ضرب ملعون دومی بر در خانه بود که این شکسته شدن پهلو نیز علت کشته شدن آن حضرت بود.
    همه علت و معلول هایی است طبیعی که خدا بنا ندارد که از آن تخلف کند.
    و همه این ها اگر چه برای معصومین امکان جلوگیری اش به اسباب غیر ظاهری بود اما خدا از آنها عهد گرفته بود که به غیر از علل مادی جز در آن مواردی که خدا اذن دهد استفاده نکنند که این عهد گرفتن در ابتدای دعای ندبه بدان اشاره شده است.
    ام سوالی که پیش می آید این که چرا خدا در مواردی مانند حضرت هاجر این تصرف را کرد ولی در مثل حضرت زهرا -که از نظر درجه هم بالا تر بودند- این کار را نکرد؟؟
    جواب این که : این امور از مواردی است که علمش نزد خداست و ما به تمام علل آن آگاه نیستیم اما آنچه که به نظر می رسد این که خدا در مواردی برای اتمام حجت در علل و عوامل ظاهری دخل و تصرف کرده و نتیجه را به گونه ای رقم می زند که افراد به حقایق آشنا شوند و حجت خدا بر خلق ارائه شود مانند نسوختن ابراهیم (ع) در آتش ، خشک شدن دست متعرض به هاجر (س) و... و این ها در جایی است که حجت تمام نشده است و جای این است که بر خدا احتجاج شود که ما نمی دانستیم. اما در قضایای بعد پیامبر اسلام که حجت به صورت کامل ارائه شده است و حق از باطل به طور واضح شناخته شده است دیگر جای بر هم زدن این قوانین مادی نیست. مخصوصا در مورد اهلبیت پیامبر که هم خدا در قرآن کریم و هم پیامبر کرارا در سنت خویش دستور به محبت و پیروی از آنها کرده است.



    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود