صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن و نقش مادر در تربیت جوانان‏ (1)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    قرآن و نقش مادر در تربیت جوانان‏ (1)




    قرآن و نقش مادر در تربیت جوانان‏ (1)


    بررسى چهره‏ هاى جوان در قرآن‏



    احمد عابدینى‏


    از مسائل مورد ابتلا، چگونگى برخورد با جوان براى تأثیرپذیرى بیشتر مى‏باشد. هر كسى راه و روشى پیشنهاد مى‏ كند و به گونه ‏اى مى‏ خواهد با جوان تعامل و برخورد داشته باشد، اما كدام راه صحیح است و ملاك راه صحیح چیست. این گونه پرسش‏ها معمولاً مورد غفلت واقع مى‏شود و اگر كسانى بخواهند راه صحیح یا بهتر را بیابند، به تجربه، آزمایش و آمارگیرى متوسل مى‏ شوند.


    اما بى‏نقص بودن این گونه راهها مورد تردید مى‏باشد و حتى گاهى مى‏توان در درستى آنها مناقشه كرد؛ زیرا جوان مانند یك شى‏ء بى‏جان آزمایشگاهى نیست و صحنه اجتماع آزمایشگاه نیست. در آزمایشگاه تمامى عناصر، ابزار و اشیاى مورد آزمایش در اختیار آزمایشگر است اما اشیا اختیارى ندارند، بنابراین آزمایشگر با ثابت قرار دادن آنها به جز یكى، میزان تأثیر و تغییرات آن را اندازه‏ گیرى مى‏
    كند یا سپس امر دیگرى را متغیّر و بقیه را ثابت نگه مى‏دارد و ... اما در اجتماع اوّلاً شرایط و اوضاع به اختیار آزمایشگر نمى‏باشد؛ ثانیاً جوان از امور گوناگون اطراف خود، آن گونه كه مى‏خواهد اثر مى‏پذیرد یا بر اطراف اثر مى‏گذارد. نیز اراده، تصمیم، عاطفه، احساس، گذشته خانوادگى و تاریخى، خوراك، پوشاك وى و ... در تشخیص و تعیین مسیر او و چگونگى تصمیمش نقش دارد. این همه، قابل اندازه‏گیرى، كنترل و نسبت‏سنجى نمى‏ باشد. بنابراین پیدا كردن روش و قانون مناسب براى برخورد با جوان، از این راه، ناقص و حتى ناصحیح مى‏نماید.



    راه دیگرى كه مى‏توان پیمود و راحت‏تر از راه قبلى است و نتایج آن كم‏نقص‏تر مى‏نماید، همچنین براى ما مسلمانان جاذبه ‏دارتر است، بررسى میزان تربیت «جوان»هاى مطرح‏شده در قرآن و شاخص‏ه اى تربیتى و تعیین مقدار تأثیر هر یك از آنها بر جوان مى‏ باشد.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    این راه براى ما راحت است زیرا قرآن آن را مطرح ساخته، با مطالعه آیات در باره «جوان» مى‏توان به آن رسید. مردم نیز با توجه به اعتقاداتشان، براى پذیرش این راه و روش، آمادگى بیشترى دارند. چنان كه نتیجه پیمودن این راه مورد قبول مسلمانان مى‏باشد زیرا همه اتفاق نظر دارند قرآن، كتاب هدایت و تربیت است. از سوى دیگر امكانات پیمودن این راه فراهم است زیرا تفاسیر گوناگون وجود دارد و بالاخره پیمودن این راه لازم و حیاتى است چون از یك طرف، با جوانان برخورد داریم و هر فردى دوست دارد ثمره وجودى و امید و آینده خود را، به بهترین نحو تربیت كند. از سوى دیگر چون مسلمان و دیندار هستیم موظفیم قرآن را بشناسیم و با آن برخورد مثبت داشته باشیم. نیز چون قرآن را معجزه جاوید مى‏دانیم و كتابى كه «از پیش رو و پشت سرش باطل نمى‏آید»(1) و فرستنده آن خالق انسان‏هاست، اطمینان داریم كه آن كتاب به ما بهترین راه هدایت را مى‏نمایاند و ما را به سرمنزل مطلوب سوق مى‏دهد. بنابراین، راه و روش قرآن ما را از راههاى دیگران بى‏نیاز مى‏كند و حتى قابل ارائه به دیگران براى تربیت جوانان مى‏باشد.

    قرآن سرگذشت جوان‏هاى متعددى را مطرح ساخته و به ابعاد گوناگون تربیتى هر یك پرداخته است.

    از جوانى كه گوش به فرمان پدر و مربى خویش بود و هر خواسته پدر را قبول مى‏ كرد و بر خواسته خود مقدّم مى‏داشت تا جوانى كه به هیچ نحو گوش به سخنان پدر نمى‏داد و حتى در سخت‏ترین وضع و هنگامى كه آثار عذاب الهى ظاهر شده بود، باز بر راه و روش باطل خود اصرار مى‏كرد و بالاخره به هلاكت رسید. نیز از جوانى كه در بهترین محیط رشد و نمو كرد تا جوانى كه در بدترین محیط از نظر اعتقادى به سر برد. از جوانى كه بیشترین امكانات را در اختیار داشت و سرانجام همه آنها را از دست داد تا جوانى كه هیچ امكاناتى نداشت و كم كم آنها را به دست آورد. از جوانى كه ... .
    ویرایش توسط صدیقه طاهره : ۱۳۹۲/۰۳/۰۹ در ساعت ۲۱:۳۴


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    داستان پسر حضرت نوح(ع)


    فرزند نوح از بهترین امكانات هدایتى برخوردار بود ولى به سخنان پدر گوش نداد و نصیحت‏ها و راهنمایى‏هاى او را به هیچ انگاشت و در نافرمانى، از همگان گوى سبقت را ربود حتى تبلیغ نهصد و پنجاه ساله پدرش سودى نبخشید. داستان او چنین است: نفرین نوح به قومش، دستور یافتن براى ساختن كشتى، سوار كردن مؤمنان بر آن، آوردن دو جفت از هر حیوانى، بارش باران‏هاى سیل‏آسا از آسمان، جوشیدن آب فراوان از زمین، به گونه‏اى كه آب همه جا را فرا گرفت و موجب شد كشتى كه در محلى دور از دریا قرار داشت، روى آب قرار گرفت، به گونه‏اى كه براى هر كسى آثار غضب خداوند محسوس بود. حضرت نوح با التماس از فرزندش كه متحیرانه كنارى ایستاده بود، خواست كه به كشتى آید و نجات یابد ولى لجبازى، تعصب و جاهلیت پسر، حتى در آن هنگام به او اجازه نداد بر كشتى سوار شود بلكه با بیان «به كوهى پناه مى‏برم تا از آب پناهم دهد»(2)، اوج لجبازى و حق‏ناپذیرى خود را به نمایش گذاشت.


    پدر دلسوخته سال‏ها رنج تبلیغ و نصیحت را به جان خریده بود و علاوه بر انجام وظیفه الهى، عاطفه پدرى ایجاب مى‏كرد فرزند را نصیحت كند. آن زمان نیز احساس كرد كه در آخرین لحظه به او گوشزد كند امروز، روز دیگرى است و هیچ چیز نمى‏تواند مانع عذاب الهى شود. به همین جهت به فرزندش گفت: «در برابر فرمان خدا، امروز نگهدارنده‏اى نیست مگر اینكه خداوند به كسى رحم كند»(3) ولى او به آخرین نصیحت پدر اعتنایى نكرد و موجى بین پدر و پسر فاصله شد و او را از پدر جدا ساخت و بالاخره غرق گردید.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    نكته‏ ها و پرسش‏ها


    1- حضرت نوح از پیامبران اولوالعزم است و همچون بقیه پیامبران در انجام وظایف تبلیغى كوشش كرده و راه كاستى یا خطا را نپیموده است، چنان كه طولانى‏ترین مدت را در راه تبلیغ صرف كرده، خداوند در هیچ جا از شیوه تبلیغ یا كم‏كارى یا كم‏صبرى‏اش انتقاد نكرده، اگر چه از عجول‏بودن حضرت یونس یاد كرده است.(4) این نشان مى‏دهد كه میزان و شیوه تبلیغ حضرت نوح كاملاً مورد تأیید خداوند بود.


    2- پس از اطمینان یافتن حضرت نوح از اینكه قوم، خویشان و حتى زن و فرزندش به او ایمان نمى‏آورند و آن مردمان و حتى نسل‏هاى بعد جز پلیدكار و ناسپاس(5) نخواهند بود، تقاضاى عذاب كرد ولى خداوند به سرعت آنان را عذاب نكرد و براى هدایت‏شدن، فرصت‏هاى زیادى در اختیارشان گذاشت. ساختن كشتى كه با توجه به عده كم مؤمنان زمان زیادى طول كشید، سوار كردن هر نوع حیوان، كه وقت زیادى مى‏طلبید، بارش تدریجى باران و جوشش آب از زمین كه تا جمع شدن آنها و پر شدن نهرها و جویبارها و جارى شدن در سطح زمین و بالا آمدن زیر كشتى نیز مدت زمانى طول مى‏كشید، همه براى این بود كه اگر كمترین امكانى براى هدایت‏شدن كسى وجود دارد شكوفا شود و به راه راست روى آورد ولى پسر نوح و دوستان و هم‏مسلكانش ایمان نیاوردند بلكه به لجبازى ادامه دادند.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    3- حضرت نوح به مقتضاى اینكه پیامبر اولوالعزم و دلسوز فرزندش بود، حتماً او را ارشاد و نصیحت كرده و از همه شگردها براى هدایت او بهره برده بود. از سخنان آخر او مى‏توان فهمید كه در طول عمر از زبان محبت‏آمیز استفاده نموده و خواستار هدایت وى بوده است.


    چرا این همه زحمت طاقت‏فرسا و نصایح پدرانه و محبت‏آمیز، حتى دیدن نشانه‏ هاى عذاب الهى، تأثیرى در پسر نگذاشت و او به راه و روش پدر كه روشى عقل‏پسند و مطابق فطرت بود متمایل نگشت؟


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    چند پاسخ مطرح است:


    1- فرزند حضرت نوح(ع) ذاتاً فاسد بود و چون از ریشه، و از نظر ژنتیکى یا وراثتى مشکل داشت، نمى‏توانست راه حق را برگزیند و مسیر هدایت را بپیماید.



    نطفه پاک بباید که شود قابل فیض

    ‏ور نه هر سنگ و گِلى لؤلؤ و مرجان نشود
    یا عاقبت گرگ‏زاده گرگ شود

    گرچه با آدمى بزرگ شود

    به اصطلاحِ روایات، او طینت سجّینى (جهنمى) داشته و واقع شدن او در خانه پیامبر خدا از این طینت نکاسته بود.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    2- فرزند حضرت نوح داراى طینتى پاک و خوب بود ولى چون محیط زندگى او پر از فساد بود و مادر و خویشاوندان و همسایگان، همه کافر و مخالف حضرت نوح بودند، محیط زندگى بر او اثر کرد و طینت خوب او را از بین برد و وى را به عنصرى نامطلوب بلکه لجوج و کافر تبدیل کرد.

    3- عوامل ژنتیکى و محیطى هر دو دست به دست هم داده، عزمِ پسر بر پیمودن مسیر ضلالت، بر آنها افزون گشته، موجودى بسیار لجوج و عنود به بار آورد.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    به نظر ما تنها احتمال سوم، با واقع و آيات تطبيق دارد و احتمال‏هاى ديگر ناقص يا باطل است


    احتمال اوّل كامل نيست زيرا حضرت نوح پيامبر الهى و داراى جسم و روحى سالم بود و هيچ يك از آبا و نياكان پيامبران به كفر و شرك و پليدى آلوده نبودند. چون فرزند، از صلب حضرت نوح بود نمى‏توانست ذاتاً پليد و منحرف باشد، چنان كه بعداً معلوم خواهد شد ژن و وراثت زمينه‏ساز است نه مجبورساز.


    مى‏توان گفت: چون فرزندان، حامل برآيند تعامل ژن‏هاى زن و مرد هستند و زن حضرت نوح از نظر اعتقادى و روحى داراى مشكل بود، آن ويژگى‏هاى روحى مادر در فرزند، بروز بيشترى داشت.


    احتمال دوم، كامل نيست زيرا محيط، هر چند فاسد باشد ولى نقش و عليّت تام و كامل در انحراف انسان ندارد. انسان با هر موجود طبيعى ديگر اين تفاوت را دارد كه مقهور كامل شرايط، جوّ و وراثت نيست. وى مى‏تواند در مقابل مشكلات، تصميم مخالف بگيرد و بر خلاف مسير حركت كند، هر چند به سختى در هم بشكند. حضرت موسى(ع) در كاخ فرعون رشد و نمو كرد(6) ولى فطرت حق‏خواهى، حق‏جويى و ياور مظلوم‏بودنش، از بين نرفت.(7) حضرت يوسف در خانه عزيز مصر بزرگ شد ولى خوى و روش آنان را نپذيرفت و بر راه حق اصرار ورزيد.


    پسر نوح از مادرى خوب و مؤمن بهره‏ مند نبود. حال نقش اين تفاوت در عزم و اراده و تصميم‏هاى غلط او چقدر مؤثر بود، در ادامه روشن خواهد شد.


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    نيروهاى مؤثر بر انسان‏

    دانشمندان، در مورد نيروهاى تأثيرگذار بر انسان نظرهاى گوناگون و متفاوتى مى‏ دهند. گروهى مى‏گويند ژنتيك، مهم‏ترين عامل بلكه تنها عامل سعادت يا شقاوت فرد است. همان گونه كه ويژگى‏هاى جسمى والدين به فرزند منتقل مى‏شود و به طور طبيعى فرزند راهى براى فرار از تأثير ژن‏ها ندارد، خصوصيات روحى نظير شجاعت، سخاوت، حق‏طلبى و تجاوزگرى وراثتى است و از آن، راه فرارى وجود ندارد.(8)

    اين گروه به احاديثى نظير «السعيدُ سعيدٌ فى بطن اُمّه و الشقىُّ مَن شقى فى بطن اُمه»، تمسك مى‏ كنند و همه چيز را تابع و مقهور وراثت مى‏ دانند.

    از اين گروه پرسيده مى‏شود: پس اولين انسان‏ها چگونه با هم متفاوت شدند؟!

    گروه ديگرى در مقابل گروه اوّل قرار دارند و نقش ژنتيك را تقريباً صفر مى‏دانند و تمامى تأثيرات را از تربيت و محيط مى‏دانند. اينان اعلام مى‏كنند كه چند بچه را به ما بسپاريد و هر چه خواستيد، به شما تحويل مى‏دهيم: دانشمند، دزد، جنايتكار و ... .
    به نظر مى‏رسد هر دو گروه، انسان را آن گونه كه بايسته است، نشناخته‏اند و هر يك با يك چشم به انسان نگريسته و تنها يكى از ابعاد وى را ديده‏اند. اگر به دقت به انسان مى‏نگريستند، معلوم مى‏گشت كه هر دو عامل در سرنوشت انسان دخالت دارد ولى دخالت هيچ يك كامل نيست.

  11. تشکرها 2


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    نقش عزم و اراده‏


    خيال نشود اگر با دو چشم (وراثت و محيط) به انسان نظر شود كار تمام است؛ يعنى نبايد تصور شود برآيند ژنتيك و تربيت، علت تامه براى سرنوشت انسان مى‏باشد و آدمى چون جسمى آزمايشگاهى است كه دو نيرو بر آن وارد مى‏شود و برآيند آن تغيير ايجاد مى‏كند. بايد دانست چشم قوى‏تر و دقيق‏ترى نياز است تا نقش عزم و اراده را تعيين كند زيرا عزم و اراده، در عرض و هم‏رديف محيط و وراثت نيست تا مثلاً تأثير هر يك را حدود سى و سه درصد بدانيم يا نقش اراده كمى برتر از آن دو نيست تا تأثير آن دو را شصت درصد و نقش اراده را چهل درصد بدانيم.


    اراده، عزم و نيّت، در طول عوامل وراثتى و محيطى است و آنها تنها نقش زمينه‏ ساز و مددكار را بازى مى‏ كنند و انسان است كه تصميم مى‏گيرد و راه و روشى را برمى‏ گزيند و از آنها استفاده لازم را مى‏ برد.


    در امور روحانى، تربيتى، رفتارى و ... تنها نيّت و عزم انسان است كه تمام موضوع مى‏باشد و به امور ديگر خط و جهت مى‏دهد. اگر گاهى ديده مى‏شود كه اراده تحت تأثير محيط يا وراثت قرار مى‏گيرد، در اثر بى‏توجهى به نيّت و كم انگاشتن تأثير آن است، نه اينكه نيروى اراده و عزم كم باشد و مغلوب وراثت يا محيط شود. در قسمت جسمى و مادى چون عالَم ماده داراى تنگنا و مزاحم‏ها مى‏باشد، وراثت مستقيماً تأثير مى‏كند و اراده نمى‏تواند از تأثير آن بكاهد. بنابراين پدر و مادرِ داراى بيمارى‏هاى جسمى، فرزند بيمار به وجود مى‏آورند و عزم و اراده پدر و مادر يا فرزند نمى‏تواند از انتقال بيمارى جلوگيرى كند.
    باز به جهت تنگناها و مزاحم‏ها، عوامل محيطى بر جسم اثر مى‏گذارد و بچه‏اى كه از سوء تغذيه رنج مى‏برد داراى بدنى ضعيف و بيمار مى‏باشد و نمى‏تواند داراى هيكلى مناسب و موزون گردد.


    در معنويات، عواطف و راههاى سعادت و شقاوت، از آن‏رو كه جسم و جسميّت نقش چندانى ندارد و تنگناهاى مادى موجود نيست، اراده و عزم، نقش خود را كاملاً مى‏تواند ايفا كند. قرآن كريم مثال‏هايى مى‏آورد كه نشان مى‏دهد افرادى توانسته‏اند بُعد شقاوت و بدبختى را تا آخرين حد بپيمايند. در بُعد سعادت نيز همين طور است. فرزند نوح زمينه‏ هاى محيطى و ژنتيكى مناسب را داشت، با اين حال منحرف شد، به گونه‏اى كه قرآن به جاى اينكه او را بدكار بداند، وى را مجسمه بدكارى يا اساساً كارِ بد مى‏داند: «اِنَّه عمل غير صالح؛(9) او عمل غير صالح است.»


    پسر نوح آنقدر «بدكاره» بود كه جرثومه فساد و بدكارى شد و آنقدر بدكارى را ادامه داد تا از جرثومه گذشته، خودِ «كار بد» شد، و اين حكايتگر نهايت شقاوت و بدبختى انسان است.

  13. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود