صفحه 2 از 3 نخست 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مرحوم آیت الله کوهستانی

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در گام بعدی ممكن است پوچ انگاران از ما بخواهند كه برای اثبات غایت مندی جهان خلقت و زندگی انسانی استدلال نماییم. هر چند ادله اثبات معاد كه در كتب فلاسفه مسلمان نظیر فارابی، ابن سینا، صدر الدین شیرازی و ... آمده است می‌تواند پاسخی برای سؤال ایشان باشد[3] امّا به نظر ما، راه بهتر همان شیوه‌ای است كه قرآن در مواجه با دهریون و مادّه پرستان پیموده است و آن ارجاع ایشان به تدبّر در آیات خداوند است تا از این راه ثابت شود كه خداوند حكیم است و بعد از اثبات حكمت او ثابت خواهد شد كه او از خلقت خودش هدف و غایتی دارد. در واقع برهان حكمت یكی از براهین استوار در ردّ پوچ انگاری می‌باشد. محتوای برهان حكمت این است: خداوند بارها در قرآن خودش را با وصف «حكیم» معرفی نموده است و حكیم یعنی كسی كه از كارش، هدف و مقصدی دارد. اگر این عالم زیبا و شگرف كه عجایب در جای جای آن قابل مشاهده است و اتقان و اِحكام در سراسرآن پیداست، هدف و مقصد معینی نداشته باشد، نمی‌توان گفت خداوند حكیم است.
    از نظر اسلام هدف زندگی، رسیدن به سعادت است و سعادت هم در یك جمله یعنی: آرامش مطلق و رسیدن به مرحله‌ای كه انسان به تمام معنا از زندگی‌اش راضی باشد و هیچ رنج و كمبودی را احساس نكند. رسیدن به سرچشمه آرامش یعنی رسیدن و پیوستن به موجود مطلق (خداوند) و از آنجا كه رسیدن به مطلق جز با تكامل انسان میسر نیست می‌توان نتیجه گرفت كه از نظر اسلام سعادت در گرو كمال است. امّا سه نكته را نباید فراموش كرد:
    شهيد عماد مغنيه: براي من ميل رهبر معظم انقلاب، حجت شرعي است.

  2. تشکرها 2


  3. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1. اگر دید انسانی نسبت به زندگی به این صورت باشد كه در بالا تصویر شد، اگر واقع بینانه به زندگی نظر كند، تصدیق خواهد كرد كه در دنیا چنین چیزی تصوّر ندارد پس سرچشمه آرامش در دنیا نیست.
    2. انسانی كه نسبت به زندگی نگاهی این چنین داشته باشد، هیچ وقت پوچ انگار نخواهد شد، چون او نور را در انتهای تونل می‌بیند و نه در درون تونل. معنای زندگی آماده شدن برای تحصیل آن هدف بزرگ «آرامش مطلق» است.
    3. راه كشف آن هدف بزرگ و راه رسیدن به آن هدف بزرگ منحصراً با كمك وحی یافتنی است. چون آن هدف بزرگ در عالمی قرار دارد كه به تعبیر قرآن «ما از آن هیچ اطلاعی نداریم.»[4] و اگر عقل به تنهای توان كشف آن هدف بزرگ را می‌داشت، فرستادن پیامبران لغو و بیهوده بود.
    معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
    1. دین و نگرش نوین، والتر ترنس استیس، ترجمه احمد رضا جلیلی.
    2. رضا اكبری، جاودانگی، مركز مطالعات و تحقیقات اسلامی.
    3. فلسفه آفرینش، دكتر عبدالله نصری، فصل دوم، دفتر نشر معارف اسلامی.
    [1]. ر.ك: ملكیان، مصطفی، مقاله بی‌دلیلی بی‌معنایی، فصلنامه نقد و نظر، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، 1382، شماره 31 ـ 32.
    [2]. نقد مفصل این مقاله را همراه با نقد نظر یكی دیگر از پوچ انگاران معاصر، یعنی تالس نیگل در همان شماره از مجله نقد و نظر می‌توانید مطالعه نمایید. اصل مقاله نیگل در شماره 29 و 30 همان مجله با ترجمه آقای حمید شهریاری منتشر شده است.
    [3]. ر.ك: ابن سینا، الالهیات من كتاب الشفا، مقاله دهم، فصل اول.
    [4]. بقره/ 151.
    [5].سایت اندیشه قم
    به نقل از سايت مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
    شهيد عماد مغنيه: براي من ميل رهبر معظم انقلاب، حجت شرعي است.

  4. تشکرها 2


  5. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,304
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    66 روز 20 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    سلام!!!آيت الله كوهستاني از علماء بنام است.در موردش زياد مطلب بخوانيد.مي خواهم ببينم چه مي فهميد از زندگي ايشان!!!!!!!!!!!!
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

  6. تشکرها 2


  7. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3,203
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    96 روز 17 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کوهستان لنگر ارض است...
    آیت الله مرعشی(ره)...

    از جمله ویژگی هایی که ایشان داشتند این بود که نسبت به کرامات عارفانه بسیار بی توجه بودند
    مثلا هر وقت پیش ایشان از طی العرض صحبت میشد میگفتند که این چیزها برای بندگان شایسته ی خدا چیز قابل توجهی نیست...:salavat10:
    شبی مجنون به لیلی گفت کِی معشوق بی همتا
    تو را عاشق شود پیدا ولی......


  8. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,304
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    66 روز 20 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11

    شاد




    نقل قول نوشته اصلی توسط رو سیاه نمایش پست
    کوهستان لنگر ارض است...
    آیت الله مرعشی(ره)...

    از جمله ویژگی هایی که ایشان داشتند این بود که نسبت به کرامات عارفانه بسیار بی توجه بودند
    مثلا هر وقت پیش ایشان از طی العرض صحبت میشد میگفتند که این چیزها برای بندگان شایسته ی خدا چیز قابل توجهی نیست...:salavat10:
    سلام!!!بارك الله.همه اين عزيزان دنبال يك چيز بودن وآن رضاي حضرت باري تعالي. وآن را به ما محبت كرده وفرمودند.حال بايد ما دنباله رو آنها باشيم.
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  9. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    مرحوم آیت الله کوهستانی

    آیة الله شیخ محمد کوهستانی می فرمایند:



    در عروسي و عزا خدا را فراموش نكنيد.

    مرحوم آیت الله کوهستانی

    امكانات رفاهي هر طور كه بخواهم برايم آماده است ، اما من نمي خواهم ، چرا كه نفس را هر طور عادت بدهيد همان گونه پرورش مي يابد ؛ اگر توانستيد كنترل كنيد همان جا مي ايستد ولي اگر نفس را آزاد گذاشتيد ديگر نمي شود او را كنترل كرد ؛ مثلا اگر امروز بگويم اين فرش اتاق من از حصير يا نمد است و بايد تبديل به قاليچه شود ، فردا مي گويم اين قاليچه به درد اين اتاق نمي خورد ، چرا كه بهتر از اتاق است و اتاق بايد عوض شود . اتاق را عوض كردم ، آن وقت مي گويم اين قاليچه ها به درد اين اتاق نو نمي خورد ، بايد قالي يك تخته باشد و پرده اتاق بايد فلان جور باشد و همين طور كه اتاق عوض مي كردم و قاليچه را تبديل مي كردم ، عمر شيخ محمد هم در اين مسير تمام شد . پس همين جا نفس را كنترل مي كنيم تا كش پيدا نكند .
    شما بايد متوجه باشيد كه اگر در زندگي نفس را كنترل نكنيد گرفتار مي شويد و تا آخر عمر بايد مشغول اين كارها باشيد .


    مرحوم آیت الله کوهستانی

    دامادي انسان آن روزي است كه انسان را پس از شست و شو و غسل ، آن هم با سدر و كافور و پوشاندن لباس سفيد ( كفن ) روي دست مي گيرند و از هر طرف صدا مي زنند « لا اله الا الله » . اگر آن روز خداي بزرگ به من اجازه دهد سر از تابوت بيرون مي آورم و خطاب به مردم مي گويم : مردم ؛ قدر لا اله الا الله را بدانيد ، ولي حيف كه خدا چنين اجازه اي را نمي دهد .


    مرحوم آیت الله کوهستانی


    انسان بسيار ضعيف و عاجز است ؛ پس چه خوب است كه براي خود وكيل بگيرد و كارها را به او واگذارد . وكيل بايد اولا قادر و توانا باشد ؛ ثانيا سرمد و دائم و هميشه بوده و تغيير نكند و عادل و فاضل ، و ديگر صفات حسني را نيز دارا باشد و اين غير از خداي تبارك و تعالي كسي نيست .


    مرحوم آیت الله کوهستانی


    مرحوم آیت الله کوهستانی

    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 4 : ۱۳۸۹/۰۷/۱۴ در ساعت ۲۳:۵۴ دلیل: آپلود تصویر در سایت


  10. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18



    عالمی که امام رضا او را دعوت کرد


    مرحوم حجت الاسلام میر نعیم حسینی که از پرورش یافتگان معظم له بود، می گوید: روزی مرحوم آقا جان برای من فرمود:«یک وقتی منزل کسی رفته بودم، برایم چایی آوردند و دیدم که چایی داد می زند و می گوید مرا نخور من حرامم!»

    *

    بارها شده افرادی از گوشه و کنار می آمدند وقتی با کوهی از علم و فضیلت مواجه می شدند لب به تحسین و مدح و ثنا می گشودند. ایشان نه تنها خوشحال نمیشد بلکه با جمله ای کوتاه و با کمال تواضع و فروتنی فرمود:
    « چه می فرمایی من که یک آخوند دهاتی بیشتر نیستم ».

    *

    سواری که انسان نبود

    مرحوم آیت الله محمدی بایع کلایی نقل کرده است: روزی به اتفاق آقا جان، برای زیارت اهل قبور به سمت قبرستان حرکت کردیم. در مسیر راه شخصی سوار بر اسب با سرعت از مقابل ما گذشت. آقا جان از من پرسید: « این سوار چه کسی بود؟ »

    عرض کردم ظاهراً اهل یکی از روستاهای منطقه است که شغلش مطربی و خوانندگی و نوازندگی در عروسی ها است. آقا جان فرمود: « عجب پس به همین خاطر من او را به صورت میمونی بر روی اسب دیدم! »

    *

    پول را به پدرت بده

    حجت الاسلام اسماعیل تیرگری که خود از طلاب حوزه علمیه کوهستان بود، می گوید: روزی قرار بود، بنده پولی را از آیت الله بگیرم و برای پدرم ـ شیخ امامقلی تیرگری پارچی از شاگردان برجسته معظم له ـ ببرم، لذا داخل بیت آیت الله شدم، من در قسمت درب جنوبی شرقی ایستاده بودم و به آقا ـ که داشت پول ها را در پاکت قرار می داد ـ خیره شده بودم، در ذهنم گفتم که یک مقدار از این پول ها را برای خودم برمی دارم؛ در همان لحظه معظم له نگاه تندی به من انداخت و فرمودند: «پول را بده به پدرت!»

    گویا از اندیشه قلبی من با خبر گشته بود. من دیگر جرأت نکردم به پول دست بزنم و آن را به پدرم تحویل دادم.

    *

    مرحوم آیت الله کوهستانی در اواخر عمر بسیار نگران آخرتش بود، با همه زهد و ورع، خود را دست خالی می دید، از این رو هرگاه برخی از شاگردان او از قبیل شهید هاشمی نژاد و دیگر فضلا که از مشهد به حضورشان می رسیدند، می فرمود: «سلام مرا به امام رضا علیه السلام برسانید و بگویید شیخ محمد دارد می آید، ولی دست خالی است.»

    فرزندشان می گوید:

    روزی یکی از علمای منطقه در محضرش حضور داشت وقتی نگرانی ایشان را از سفر آخرت مشاهده نمود به ایشان عرض کرد: شما کارها و وظایفتان را به خوبی انجام دادید و نباید مشکلی داشته باشید. آقا با چهره ای برافروخته در جوابش فرمودند:

    «چه می گویی؟ امامی مثل علی علیه السلام وقتی که می خواهد از دنیا برود می گوید، نمی دانم خدا با من چه طور می خواهد معامله کند؟»

    *

    آقا ما را پذیرفت!

    روزهای آخر حیات که هر لحظه به مرگ نزدیک تر می شد؛ در حالی که ترس تمام وجود او را احاطه کرده بود، فرمودند:

    «حتماً مرا به مشهد ببرید من باید پناهنده به حضرت رضا علیه السلام شوم. جنازه مرا ببرید دور ضریح مطهر طواف بدهید من پناهنده به آن حضرت بشوم، آن گاه هر جا خواستید دفن نمایید.»

    گویا تأکید و سفارش ایشان مبنی بر انتقال جنازه اش به مشهد به خاطر خوابی بود که احساس کرد حضرت رضا علیه السلام او را پذیرفتند، از این رو خود می فرمود:

    «بر حسب خواب هایی که دیده شد معلوم می شود آقا حضرت رضا علیه السلام ما را پذیرفتند.»

    و آن خواب این بود که مشاهده کردند همه حضرات معصومین علیهم السلام در اتاقی نشسته اند و ایشان وارد آن مجلس شد، ولی جایی نیست که ایشان بنشیند؛ در این لحظه حضرت رضا علیه السلام نزد خود جایی را باز نمودند و خطاب به ایشان فرمود: «بیا پیش من بنشین.»

    پس از ارتحال ایشان یکی از شاگردان در خواب می بیند که قیامت برپاشده و آیت الله کوهستانی را جهت محاکمه در دادگاه عدل الهی حاضر ساختند، وقتی از ایشان گزارش زندگی در دنیا را خواستند، معظم له این چنین بیان کرد: «من در دنیا جوری زندگی کرده ام که امروز هیچ یک از اعضا و جوارحم علیه من شهادت ندهد.»

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  11. تشکرها 2


  12. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    332
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 7 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    47



    با سلام خدمت همه عزیزان.
    برا آشنایی بیشتر با آیت الله کوهستانی بخوانید:

    کتاب بر قله پارسایی شرح حال این عارف فرزانه است که به قلم عبدالکریم کوهستانی نگارش یافته است.
    ضمنا مرقد مطهر ایشان در جوار بارگاه ملکوتی حضرت ثامن الحجج(ع) قرار دارد:


    مرحوم آیت الله کوهستانی

    ویرایش توسط گلپر : ۱۳۹۱/۰۵/۰۷ در ساعت ۰۱:۵۴
    خدایا چنان کن سرانجام کار
    تو خشنود باشی و ما رستگار

  13. تشکر


  14. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,100
    مورد تشکر
    87 پست
    حضور
    14 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حسینیه آیت الله کوهستانی-شهریور ماه 1391


    مرحوم آیت الله کوهستانی

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.

  15. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,100
    مورد تشکر
    87 پست
    حضور
    14 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سیره ولایی آیت الله محمد کوهستانی(رحمت الله علیه)

    مرحوم آیت الله کوهستانی

    دهه اول محرم روزها افزون بر آن که در منزل معظم له روضه برقرار بود سعی داشت که در سایر منازل اهل محل که مجالس روضه و عزا برپا بود شرکت نماید.
    در فصل کار و کشاورزی که مجالس روضه در محل، خلوت می شد سعی می کرد بیشتر در مجالس عزا حضور پیدا کند، گاهی مهمان های خود را نیز به همراه می برد تا مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام تعطیل یا کم رنگ نگردد.
    در زمان سیاه رضاخانی که از مجالس عزاداری و روضه خوانی جلوگیری به عمل می آمد ایشان بدون ترس و واهمه این مراسم را برپا می نمود؛ بگونه ای که عده ای از دوست داران و مشتاقان سیدالشهدا علیه السلام برای عزاداری از بهشهر و یا روستاهای منطقه به کوهستان می آمدند، در واقع شخصیت و ابهت معنوی والای ایشان بود که مأموران حکومتی جرئت تعرض به ایشان را نداشتند.
    در سال آخر حیاتشان ( 1350 ش) که بر اثر کسالت نتوانستند در مجالس شرکت نمایند برای این که از برکات و فیوضات عزاداری سیدالشهدا محروم نگردند واعظ را به اندرونی دعوت نمود و در منزل اقامه عزا و روضه کردند و با آن بیماری و ضعف بر سینه خود می زدند و از جمله اشعاری که واعظ در هنگام روضه خواندند و آقا جان بسیار گریستند چند بیت شعری بود که زبان حال حضرت زینب با بدن مطهر امام حسین علیه السلام است.


    بی مناسبت نیست جریانی را که حاکی از ظلم و ستم و عمق قساوت حکومت پهلوی است در این جا اشاره کنیم:
    هنگامی که عمّال رضاخان می خواستند در نزدیک روستای کوهستان ساختمانی را به عنوان بنگاه دخانیات بنا کنند برای تهیه مصالح آن سفال یا آجر خانه های مردم را غصب و تصاحب کرده و با خود می بردند حتی از بردن سفال روی مساجد و یا تکایا نیز فروگذار نمی کردند.
    خلاصه آن که هر جا احتمال می دادند سفال یا آجری هست آن را برمی داشتند ، به حدی که نقل شده اگر آجری از لای دیوار خانه ای پیدا بود روی آن را با گل می پوشاندند تا آجر نمایان نباشد، در این عصر تاریک آیت الله کوهستانی که برای زیارت خانه خدا سفر کرده بودند در نامه ای به واعظ محل نوشته بود:
    « اگر چنان چه عمال رضا خان می خواهند سفال حسینیه را بردارند ابتدا بروند و سفال منزل مرا بردارند تا آسیبی به بنای حسینیه وارد نشود. »

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.

صفحه 2 از 3 نخست 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود