جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۱۰۰ خصلت از سیره رسول الله (ص)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    277
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 17 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    80
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ۱۰۰ خصلت از سیره رسول الله (ص)




    بي‌شک تأسي به سيره و سنت آن حضرت براساس آيه‌‌کريمه «و لکم في رسول‌الله اسوه حسنه» و از جمله آنچه در اين مطلب به آن اشاره شده، راهگشاي مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه مسلمانان خواهد بود.
    به گزارش فرهنگ نیوز، آنچه در پي مي‌آيد بيان ۱۰۰ خصلت از خصوصيات رفتاري پيامبر اکرم(ص) است که بازگوکننده بخشي از سلوک فردي و اجتماعي و سبک زندگي آن حضرت مي‌باشد.
    بي‌شک تأسي به سيره و سنت آن حضرت براساس آيه‌‌کريمه «و لکم في رسول‌الله اسوه حسنه» و از جمله آنچه در اين مطلب به آن اشاره شده، راهگشاي مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه مسلمانان خواهد بود.
    ۱-هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفت
    ۲-در راه رفتن قدم ها را بر زمين نمي کشيد.
    ۳-نگاهش پيوسته به زير افتاده و بر زمين دوخته بود.
    ۴-هرکه را مي ديد مبادرت به سلام مي کرد و کسي در سلام بر او سبقت نگرفت.
    ۵-وقتي با کسي دست مي داد دست خود را زودتر از دست او بيرون نمي کشيد.
    ۶-با مردم چنان معاشرت مي کرد که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است.
    ۷-هرگاه به کسي مي نگريست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمي کرد.
    ۸-هرگز به روي مردم چشم نمي دوخت و خيره نگاه نمي کرد.
    ۹-چون اشاره مي کرد با دست اشاره مي کرد نه با چشم و ابرو.
    ۱۰-سکوتي طولاني داشت و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشود.
    ۱۱-هرگاه با کسي، هم صحبت مي شد به سخنان او خوب گوش فرا مي داد.
    ۱۲-چون با کسي سخن مي گفت کاملا برمي گشت و رو به او مي نشست.
    ۱۳-با هرکه مي نشست تا او اراده برخاستن نمي کرد آن حضرت برنمي خاست.
    ۱۴-در مجلسي نمي نشست و برنمي خاست مگر با ياد خدا.
    ۱۵-هنگام ورود به مجلسي در آخر و نزديک درب مي نشست نه در صدر آن.
    ۱۶-در مجلس جاي خاصي را به خود اختصاص نمي داد و از آن نهي مي کرد.
    ۱۷-هرگز در حضور مردم تکيه نمي زد.
    ۱۸-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.
    ۱۹-اگر در محضر او چيزي رخ مي داد که ناپسند وي بود ناديده مي گرفت.
    ۲۰-اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کرد.
    ۲۱-کسي را بر لغزش و خطاي در سخن مواخذه نمي کرد.
    ۲۲-هرگز با کسي جدل و منازعه نمي کرد.
    ۲۳-هرگز سخن کسي را قطع نمي کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد.
    ۲۴-پاسخ به سوالي را چند مرتبه تکرار مي کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.
    ۲۵-چون سخن ناصواب از کسي مي شنيد. نمي فرمودـ« چرا فلاني چنين گفت» بلکه مي فرمود « بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟»
    ۲۶-با فقرا زياد نشست و برخاست مي کرد و با آنان هم غذا مي شد.
    ۲۷-دعوت بندگان و غلامان را مي پذيرفت.
    ۲۸-هديه را قبول مي کرد اگرچه به اندازه يک جرعه شير بود.
    ۲۹-بيش از همه صله رحم به جا مي آورد.
    ۳۰-به خويشاوندان خود احسان مي کرد بي آنکه آنان را بر ديگران برتري دهد.
    ۳۱-کار نيک را تحسين و تشويق مي فرمود و کار بد را تقبيح مي نمود و از آن نهي مي کرد.
    ۳۲-آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمود و مکرر مي‌گفت هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند.
    ۳۳-هرکه عذر مي آورد عذر او را قبول مي کرد.
    ۳۴-هرگز کسي را حقير نمي شمرد.
    ۳۵-هرگز کسي را دشنام نداد و يا به لقب هاي بد نخواند.
    ۳۶-هرگز کسي از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکرد.
    ۳۷-هرگز عيب مردم را جستجو نمي کرد.
    ۳۸-از شر مردم برحذر بود ولي از آنان کناره نمي گرفت و با همه خوشخو بود.
    ۳۹-هرگز مذمت مردم را نمي کرد و بسيار مدح آنان نمي گفت.
    ۴۰-بر جسارت ديگران صبر مي فرمود و بدي را به نيکي جزا مي داد.
    ۴۱-از بيماران عيادت مي کرد اگرچه دور افتاده ترين نقطه مدينه بود.
    ۴۲-سراغ اصحاب خود را مي گرفت و همواره جوياي حال آنان مي شد.
    ۴۳-اصحاب را به بهترين نام هايشان صدا مي زد.
    ۴۴-با اصحابش در کارها بسيار مشورت مي کرد و بر آن تاکيد مي فرمود.
    ۴۵-در جمع يارانش دايره وار مي نشست و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر کداميک از ايشان است.
    ۴۶-ميان يارانش انس و الفت برقرار مي کرد.
    ۴۷-وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود.
    ۴۸-هرگاه چيزي به فقير مي بخشيد به دست خودش مي داد و به کسي حواله نمي کرد.
    ۴۹-اگر در حال نماز بود و کسي پيش او مي آمد نمازش را کوتاه مي کرد.
    ۵۰-اگر در حال نماز بود و کودکي گريه مي کرد نمازش را کوتاه مي کرد.
    ۵۱-عزيزترين افراد نزد او کسي بود که خيرش بيشتر به ديگران مي رسيد.
    ۵۲-احدي از محضر او نا اميد نبود و مي فرمود « برسانيد به من حاجت کسي را که نمي تواند حاجتش را به من برساند.»
    ۵۳-هرگاه کسي از او حاجتي مي خواست اگر مقدور بود روا مي فرمود و گرنه با سخني خوش و با وعده اي نيکو او را راضي مي کرد.
    ۵۴-هرگز جواب رد به درخواست کسي نداد مگر آنکه براي معصيت باشد.
    ۵۵-پيران را بسيار اکرام مي کرد و با کودکان بسيار مهربان بود.
    ۵۶-غريبان را خيلي مراعات مي کرد.
    ۵۷-با نيکي به شروران، دل آنان را به دست مي آورد و مجذوب خود مي کرد.
    ۵۸-همواره متبسم بود و در عين حال خوف زيادي از خدا بردل داشت .
    ۵۹-چون شاد مي شد چشم ها را بر هم مي گذاشت و خيلي اظهار فرح نمي کرد.
    ۶۰-اکثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و صدايش به خنده بلند نمي شد .
    ۶۱-مزاح مي کرد اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمي زد.
    ۶۲-نام بد را تغيير مي داد و به جاي آن نام نيک مي گذاشت.
    ۶۳-بردباري اش همواره بر خشم او سبقت مي گرفت.
    ۶۴-از براي فوت دنيا ناراحت نمي شد و يا به خشم نمي آمد.
    ۶۵-از براي خدا آنچنان به خشم مي آمد که ديگر کسي او را نمي شناخت
    ۶۶-هرگز براي خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حريم حق شکسته شود.
    ۶۷-هيچ خصلتي نزد آن حضرت منفورتر از دروغگويي نبود.
    ۶۸-در حال خشنودي و نا خشنودي جز ياد حق بر زبان نداشت.
    ۶۹-هرگز درهم و ديناري نزد خود پس انداز نکرد .
    ۷۰-در خوراک و پوشاک چيزي زيادتر از خدمتکارانش نداشت.
    ۷۱-روي خاک مي نشست و روي خاک غذا مي خورد.
    ۷۲- روي زمين مي خوابيد.
    ۷۳-کفش و لباس را خودش وصله مي کرد.
    ۷۴-با دست خودش شير مي دوشيد و پاي شتر ش را خودش مي بست.
    ۷۵-هر مرکبي برايش مهيا بود سوار مي شد و برايش فرقي نمي کرد.
    ۷۶-هرجا مي رفت عبايي که داشت به عنوان زير انداز خود استفاده مي کرد.
    ۷۷-اکثر جامه هاي آن حضرت سفيد بود.
    ۷۸-چون جامه نو مي پوشيد جامه قبلي خود را به فقيري مي بخشيد.
    ۷۹-جامه فاخري که داشت مخصوص روز جمعه بود.
    ۸۰-در هنگام کفش و لباس پوشيدن هميشه از سمت راست آغاز مي کرد.
    ۸۱-ژوليده مو بودن را کراهت مي دانست.
    ۸۲-هميشه خوشبو بود و بيشترين مخارج آن حضرت براي خريدن عطر بود.
    ۸۳-هميشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک مي زد.
    ۸۴-نور چشم او در نماز بود و آسايش و آرامش خود را در نماز مي يافت.
    ۸۵-ايام سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه مي داشت.
    ۸۶-هرگز نعمتي را مذمت نکرد.
    ۸۷-اندک نعمت خداوند را بزرگ مي شمرد.
    ۸۸-هرگز از غذايي تعريف نکرد يا از غذايي بد نگفت.
    ۸۹-موقع غذا هرچه حاضر مي کردند ميل مي فرمود.
    ۹۰-در سر سفره از جلوي خود غذا تناول مي فرمود.
    ۹۱-بر سر غذا از همه زودتر حاضر مي شد و از همه ديرتر دست مي کشيد.
    ۹۲-تا گرسنه نمي شد غذا ميل نمي کرد و قبل از سير شدن منصرف مي شد.
    ۹۳-معده اش هيچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.
    ۹۴-در غذا هرگز آروغ نزد.
    ۹۵-تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمي خورد.
    ۹۶-بعد از غذا دستها را مي شست و روي خود مي کشيد.
    ۹۷-وقت آشاميدن سه جرعه آب مي نوشيد؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.
    ۹۸-از دوشيزگان پرده نشين با حياتر بود.
    ۹۹-چون مي خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه مي خواست.
    ۱۰۰-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسيم مي کرد: بخشي براي خدا، بخشي براي خانواده و بخشي براي خودش بود و وقت خودش را نيز با مردم قسمت مي کرد.
    منابع: کتاب «منتهي الآمال» محدث قمي و کتاب «مکارم الاخلاق» طبرسي




  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود