صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: همه چیز درباره تواضع

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    همه چیز درباره تواضع




    تواضع و فروتني در معارف دين

    شكي نيست كه يكي از مهمترين و برترين صفات،تواضع و فروتني است.از اينرو خداوند متعال در قرآن كريم به پيامبر اسلام(ص) كه عاليترين مخلوقات اوست و هدف اصلي خلقت خداوند، پيامبر اكرم و اهلبيت (عليهم السلام) مي باشند، اينطور امر مي فرمايد: «واخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين»[1] «پروبال مرحمت خود را براي پيروان با ايمانت بگستران»
    خاكساري و فروتني علاوة بر اينكه زيبندة هر انساني است و سبب برتري مقام او در نزد ديگران مي گردد، شخص متواضع را در زمرة بندگان خاصّ پروردگار قرار مي دهد، «وَ عبادُ الرّحمن الذين يمشونَ علي الارضِ هونا»[2]
    «بندگان ستودة خدا، آنانند كه روي زمين متواضعانه راه مي روند.» و بر عكس آن برتري جوئي و تكبر موجب سقوط آدمي به حضيض ذلّت و خواري در درگاه خداوند مي گردد. امام صادق(ع) فرمودند: «فيما أوحي اللهُ تعالي عزّوجلّ الي داود، كَما أنّ أقربَ النّاسِ الي الله المتواضعون، ابعَدُ الناس من الله المتكبّرون» «در بين سخناني كه خداوند به حضرت داود وحي كرد، اين سخن بود، همچنانكه نزديكترين مردم به خدا افراد متواضع هستند، دورترين مردم نيز از خداوند متكبّرين مي باشند.»[3]
    حال اين زيبندگي وقتي ظهور و اهميت بيشتري مي يابد كه شخص داراي علم، قدرت،مقام و يا ثروت باشد امّا در برابر ديگران خود را كوچك دانسته،اظهار برتري ننمايد، زيرا اينها اموري هستند كه موجب پيدايش خوي پست تكبّر و خود محوري مي گردند.
    سيرة عملي انبياء و ائمه طاهرين(ع) و به تبع آنها علماء ربّاني نيز فروتني و خاكساري در برابر بندگان خدا بوده است وآن را موجب تعالي انسان و قرب پروردگار مي دانستند از همين رو اميرمؤمنان (ع) فرمودند: «اگر خداوند، تكبّر را براي بندگانش اذن مي داد و بدان راضي بود،پيامبران و اولياءش سزاوارتر بودند و در اين امر به آنها رخصت مي داد؛ ولي خداي متعال خود بزرگ بيني را براي آنان نمي پسندد و تنها به فروتني آنان راضي است. در نتيجه آنان هم، از روي فروتني رخسارهاي خود را در برابر او بر زمين گذاردند و چهره هايشان را در خاك ماليدند و بالهاي مهر و محبّت خود را براي مؤمنان گسترانيدند.»[4]
    نكتة مهمّ ديگر اينكه علم و حكمت تنها در ساية تواضع و فروتني است كه افزايش يافته با بركت مي شود. حضرت عيسي(ع) به حواريون فرمودند: «بالتّواضِعُ تُعْمَرُ الحِكْمَةُ لابالّتكبّر و كذلِكَ في السّهل نيبتُ الزّرع لا في الجيل »[5]«علم و حكمت تنها در سايه تواضع بركت و افزايش مي يابد نه بوسيلة تكبّر و فخر فروشي، همانطور كه زراعت در زمين نرم و هموار رشد مي كند. و مي رويد نه در كوهستان و سنگزار»[6].
    تواضع و فروتني در كلام بزرگان :
    حضرت امام خميني (ره ):
    ايشان در ترغيب به صفت تواضع و مذمّت و تكبّر مي فرمايند: «...خودخواهي هميشه اسباب اين است كه انسان را به فساد بكشد ـ تمام فسادهائي كه در عالم پيدا مي شود از خودخواهي پيدا مي شود، از حبّ جاه، از حبّ قدرت، از حبّ مال از امثال اينها ست و همه اش بر مي گردد به حب نفس و اين «بت »از همه بزرگتر است و شكستنش هم از همه مشكل تر است. تعقيب كنيد كه اگر نمي توانيد به تمام معني بشكنيد ـ كه مي توانيد ان شاءالله ـ مشغول باشيد به شكستن دست و پاي يك همچو بتي»[7]
    ايشان در مقام فرق بين تواضع واقعي و تملق مي فرمايد: «يك وقت رذيلة حبّ دنيا و جذبة طلب شرف و جاه انسان را به تواضع وا مي دارد، اين خلق تواضع نيست، اين تملّق و چاپلوسي است و از رذايل نفسانيه است... . يك وقت، خلقِ تواضع انسان را دعوت به احترام و فروتني مي كند، غني باشد يا فقير،مطمح نظر باشد يا نباشد يعني تواضع او بي آلايش است، روح او پاك و پاكيزه است.»[8]
    شيخ محمّد بهاري همداني(ره):
    ايشان ضمن توصيه هائي كه براي يكي از علماء دارد مي‎فرمايد: «و منها أن يكونَ متواضعا لِلّه جَلّ جلاله ... از امور لازم براي عالم دين اينكه به خاطر خداي بزرگ متواضع و فروتن باشد نه به خاطر غرضي ديگر مانند طمع و غيره...»[9].
    ملا احمد نراقي(ره):
    «تواضع مزرعة خضوع و حياست و شرف تام حقيقي سالم نمي ماند مگر از براي كسي كه متواضع باشد نزد خدا»[10].
    «كبر از اعظم صفات رذيله و آفت آن بسيار و غائله آن بيشمار است... اعظم حجابيست آدمي را از وصول به مرتبة فيوضات و بزرگتر پرده ايست از براي انسان از مشاهدة جمال سعادات،زيرا كه اين صفت مانع مي گردد از كسب اخلاق حسنه »[11]
    وصيت آية الله العظمي مرعشي نجفي(ره) به فرزندش:
    سفارش مي كنم او را به حسن خلق و تواضع و ترك تكبر و خود خواهي با مؤمنين.[12]
    تواضع و فروتني در سيرة عملي بزرگان :
    حضرت امام خميني(ره):
    حضرت امام متواضع به معناي واقعي كلمه بودند. با آن همه مقام و عظمت و علم و دانش كه جهانيان را خيره كرده است،خود را تنها،يك طلبه مي دانست و با اين همه خدمت به اسلام و زنده كردن تشيّع هيچ گونه حريمي براي خويش قايل نبود و با كمال فروتني، خطاب به جوانان رزمندة جبهه ها مي گويد: «من دست و بازوي شما را كه دست خدا بالاي آن است مي بوسم و بر اين بوسه افتخار مي كنم»[13]
    حجة الاسلام و المسلمين سيد محمّد باقر حجّتي نقل كردند: «حضرت امام با اينكه در زمان آقاي بروجردي يكي از استوانه هاي حوزه بودند در مجلس روضه اي كه در ايّام فاطميّه در بيت آقاي بروجردي برقرار شده بود ايشان متواضعانه از اوّل تا آخر مجلس دو زانو در بين مردم عادي دورتر از آقا نشسته و به سخنان مرحوم تربتي كه منبر رفته بودند، گوش فرا مي دادند.»[14]
    آخوند خراساني (ره):
    در احوالات ايشان نوشته اند: «اين وجود مبارك كه در واقع رهبر دين و دنياي ميليونها مسلمان بود،بسيار متواضع بودند مخصوصاً در برابر اهل علم، با كوچك ترين طلبه در سلام پيشي مي گرفت و در مجالس براي ورود آنها به پا مي ايستاد.و اهل علم را بسيار تجليل مي كرد»[15].
    ملّا احمد مقدس اردبيلي(ره):
    در احوالات ايشان آمده است: «موقعي در سفر يكي از زوّار كه او را نمي شناخت به او گفت: جامه‎هاي مرا ببر نزديك آب و بشوي و چرك آنها را بگير ـ ملا احمد قبول كرد و جامه هاي آن مرد بُرد و شست و آورد تا به او بدهد ـ در اين هنگام آن مرد او را شناخت و خجالت كشيد ـ ديگران هم او را توبيخ كردند. مقدس اردبيلي فرمود: چرا او را ملامت مي كنيد؟ مطلبي نشده است. حقوق برادران مؤمن بر يكديگر بيش از اينهاست»[16].
    شيخ انصاري (ره)
    «ايشان داراي همّتي بلند و اخلاقي نيكو بود و به امور طلّاب شخصاً رسيدگي مي‎كرد و مانند پدري مهربان آنان را تحت تربيت خود قرار داده بود ـ چند روزي شيخ ديرتر از وقت مقرّر براي تدريس حاضر مي شد از وي سبب را پرسيدند فرمود: يكي از سادات به تحصيل علوم ديني مايل گشت و اين امر را به چند نفر در ميان نهاده تا درس مقدمات برايش گويند ولي هيچ يك حاضر نشدند و شأن خود را بالاتر ديدند ـ بدين جهت خود متصدّي اين امر شده،درس او را به عهده گرفتم»[17].
    آية الله العظمي حائري (ره) مؤسس حوزة علميه قم:
    يكي از بزرگان گفتند كه: وقتي ، يكي از طلاب بيمار شد، مرحوم حاج شيخ دارويش را تهيّه كرده و به منزل برده به خانواده دستور دادند كه آن را آماده كنند و سپس خودش دارو را به حجرة آن طلبه آورد و حتّي به خادمش نداد كه ببرد.[18]
    علامه سيد محمّد حسين طباطبائي(ره):
    آية الله تهراني، از شاگردان ايشان اينگونه مي گويد: «اين مرد جهاني از عظمت بود؛ عيناً مانند يك بچه طلبه در كنار صحن مدرسه روي زمين مي نشست و نزديك به غروب در مدرسة فيضيه مي آمد و چون نماز بر پا مي شد، مانند ساير طلاب نماز را به جماعت مرحوم آية الله آقاي حاج سيد محمد تقي خوانساري مي خواند. آنقدر متواضع و مؤدّب و در حفظ آداب سعي بليغ داشت كه من كراراً خدمتشان عرض كردم: آخر اين درجه از ادب و ملاحطاتِ شما ما را بي‎ادب مي كند.
    از قريب چهل سال پيش تا به حال ديده نشده كه ايشان در مجلس به متكا و بالش تكيه زنند، بلكه پيوسته در مقابل واردين مؤدّب، قدري جلوتر از ديوار مي نشستند و زير دست مهمان واردـ من شاگردشان بودم و بسيار به منزل ايشان مي رفتم و به مراعات ادب مي خواستم پائين تر از ايشان بنشينم ابداً ممكن نبود...»[19].
    محدّث قمي (مرحوم شيخ عباس قمي صاحب مفاتيح الجنان):
    ايشان در كتاب فوائد الرضويه كه در شرح علماي شيعه نوشتند وقتي به نام خودش مي رسد،چنين مي‎نگارد: «همانا،چون اين كتاب شريف، در بيان احوال علماست،شايسته نديدم كه ترجمة‌ خود را كه احقرو پست‎تر از آنم كه در عداد ايشان باشم، در آن درج كنم از اين رو از ذكر حال خود صرف نظر كرده،اكتفاء مي‎كنم به ذكر مؤلفات خود.»[20]
    علامه محمّد جواد بلاغي (ره):
    «دربارة فروتني ايشان بسيار گفته‎اند. نقل مي كنند كه خود به بازار مي‎رفت و آنچه نياز داشت مي خريد و به منزل مي‎آورد و هرگز نمي‎پذيرفت. كسي در كارهايش به او كمك كند. آنقدر در برابر سخن حقّ متواضع بود كه در برخي نوشته‎هاي خودتذكر مي داد: هر كس پرسش يا انتقادي و ايرادي دارد براي من بنويسد و پاسخ دريافت دارد و از اين راه به علم و حقيقت كمك كند...» .[21]
    شهيد مظلوم آية الله بهشتي (ره):
    ايشان در اوائل انقلاب اگر چه بخاطر شرائط خاص لازم بود محافظ و پاسدار داشته باشد ولي هرگز اجازه نمي‎داد كه پاسداران در اتومبيل را برايشان باز و بسته كنند و تمام كارهاي مربوط به خود را خود انجام مي دادند.[22]
    آية الله ميرزا جواد انصاري همداني (ره):
    آقاي انصاري خود كارهاي منزل را انجام مي داد. از بازار شخصاً خريداري مي كرد و اجازه نمي‎داد كه كسي در خريد خانه و حمل كالا او را كمك كند ـ يكي از شاگردان ايشان نقل مي كردند: كه با اينكه من بيست سال بيشتر نداشتم و مشغول خواندن كفايه بودم و ايشان مجتهد مسلّم و بيش از چهل سال داشت،روزي من مشغول نماز بودم يكدفعه متوجّه شدم اين مرد الهي در نماز به من اقتداء كرده است.[23]
    و در اثر همين منش و سجية اخلاقي تواضع و فروتني است كه علم و تلاش اين بزرگان به ثمر نشسته و بركت يافت و توانستند با عنايات الهي، هزاران هزار انسان را به سمت حقيقت رهنمون شوند و الگوئي وارسته از شيعيان اهل بيت(ع) به جهانيان عرضه نمايند.
    مهدي رحيمي
    [1] ) شعراء/ 125
    [2]) فرقان / 63
    [3]) الاصول من الكافي ـ ج 2 (دو جلدي )- ص101مرحوم كليني،ناشر: المكتبه الاسلاميه /تهران/ اي تا)، با تصحيح شيخ نجم الدين آملي و علي اكبر غفاري
    [4]) نهح البلاغه. خطبه قاصعه (192)-صفحه/ 290- تحقيق و تصحيح: صبحي صالح، قم، انتشارات هجرت / 1395 هـ . ق
    [5] ) الاصول من الكافي - ج 1- ص 29 (دو جلدي )-(همان )
    [6] ) اخلاق اسلامي در نهج البلاغه (شرح خطبة متقين)- دروس آية الله مكارم شيرازي، ج1 ص 140،اكبر خادم الذاكرين، مدرسة امام علي بن‎ ابي طالب، چاپ سوّم/ 1379 [7] ) صحفية نور ـ22 جلدي ـ ج 19- ص 156- 157- 286-64- سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي -13
    [8] ) شرح اربعين حديث ص 100 ـ امام خميني (ره) مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره)- اوّل/ 71
    [9] ) تدكرة المتقين ـ ص131 ـ حاج شيخ محمد بهاري همداني (ره)- انتشارات نهاوندي ـ دوّم/ 1376
    [10] ) معراج السعادة ـ ص 229 ـ ملا احمد نراقي (ره )، انتشارات دهقان/ تهران/ سال نشر ندارد
    [11] ) همان 216
    [12]) فرازهائي از وصيتنامة الهي اخلاقي آية الله العظمي مرعشي نجفي (ره) – ص 26 – ناشر: كتابخانة معظم له – چاپ دهم/ 1380 هـ . ق
    [13]) سيماي فرزانگان ـ ص 286 رضا مختاري/ انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزة قم ـ 1374/ چاپ هشتم
    [14] ) جلوه هاي معلمي امام خميني (ره ) - ص154/ امير رضا ستوده،احمد برادري/ مؤسسه نشر پنجره/ چاپ اول/ 1379/ تهران
    [15] ) سيماي فرزانگان/ 289
    ([16] سيماي فرزانگان/ ص 295
    ([17] زندگي و شخصيت شيخ انصاري ـص 78 ـ ص مرتضي انصاري چاپ دوّم/ تهران/ ناشر: حسينعلي نوبان/ 1361 هـ . ش .
    ([18] سيماي فرزانگان/ ص 306
    ([19] مهرتابان (ياد نامه و مصاحبات تلميذ و علّامه ) ص 50 ـ 51 ـ سيد محمد حسين حسيني تهراني ـ چاپ اول/ انتشارات باقر العلوم/ سال نشر ندارد.
    ([20] سيماي فرزانگان/ ص307 به نقل از «فوائد الرضويه ـ زندگي علماي مذهب شيعه»حاج شيخ عباس قمي ـ دو جلد در يك مجلًّد انتشارات كتابخانة مركزي ـ بدون تاريخ و نوبت چاپ
    ([21] سيماي فرزانگان/ ص296
    ([22] همان/ ص 296
    ([23] در كوي بي نشان‎هاـ(سيري در زندگي آية الله انصاري همداني (ره) - ص 78 ـ مصطفي كرمي نژاد ـ انتشارات نهاوندي/ 1379/ چاپ چهارم



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از يوسف اسباط پرسيدند كه: غايت تواضع چيست؟
    گفت: آنكه چون از خانه بيرون آيى هركه را بينى چنان دانى كه بهتر از تو است.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اسلام , براى رساندن انسان به سعادت و كمال , در همه زمينه هاى مادى و معنوى , برنامه جامع و كامل دارد. هندسه اخلاق , آدمى را به دقيق ترين و زيباترين شكل ترسيم نموده و پيروان خويش را به آراستن خود به ارزشهاى والاى اخلاقى فرا خوانده است . در هندسه اخلاق , تواضع , جايگاه ويژه اى دارد.
    تواضع , دلها را نرم و دورترين اشخاص را به انسان نزديك مى كند. فروتنى رمزايجاد محبت , دوستى و عطوفت و پايه سربلنديهاست .
    تواضع كشتزارى است كه در آن گلهاى زيبا و عطرآگين برادرى , صفا, مهر و محبت و بزرگوارى مى رويد وارجمندى و منزلت واقعى را به ارمغان مى آورد.
    فروتنى , ثمره پرارج درخت دانش و آگاهى است . تواضع , پديد آورنده عظمت , قدرت , عزت , شرافت , كرامت و حريت انسانى است . نخل وجودانسان رااز طوفان نفس اماره و تندباد تكبر و غرور و نخوت مصون مى دارد.
    فروتنى از صفات نيكو و پسنديده اى است كه از كانال آن فيوضات و درهاى رحمت الهى بر روى بندگانش باز مى شود و ضعف و زبونى را به قدرتى آميخته با نرمى بدل مى سازد.
    تواضع , مقام والا وارجمند پيامبران و ريشه واساس هر سعادت و نيكبختى است .
    انسان برخوردارازاين صفت , داراى موهبتى است پرارج كه هيچ فردى به آن رشك و حسد نبرد.
    در يك كلام , فروتنى دژى است مستحكم و پرصلابت كه دشمن را ياراى نفوذ در آن نباشد و تاج افتخارى است كه بندگان مخلص خدا بر سر مى نهند. على ( ع ) دراين باره مى فرمايد:
    واعتمداو وضع التذلل على روسكم والقاءالتعزز تحت اقدامكم , و خلع التكبر من اعناقكم , واتخذواالتواضع مسلحه بينكم و بين عدوكم ابليس و جنوده ... ۱

    تاج افتخار فروتنى را بر سرهاى خويش نهيد و گردن كشى را در زير پاهاى خود بيفكنيد و زنجيراسارت تكبر رااز گردنهايتان فرود آريد وافتادگى و تواضع را همچون سنگرى تسخير ناپذير ميان خود و دشمن بشماريد, شيطان و سپاهيان او.
    در فرهنگ اسلامى ,احترام وارزشى انسانها بر معيارها و ملاكهاى معنوى واصيل بنيان شده است . ملاكهاى دروغين و ظاهرى همچون : پول , مقام , جاه , قدرت و...ارزش به حساب نيامده است .ارزش انسان به مال و مقام و فرزند و قوم و قبيله و رنگ و نژاد نيست , بلكه به تقوى و عمل صالح و دانش و بصيرت است . فروتنى در برابر مردم , به هر ميزان از شائبه دخالت ملاكهاى پوچ و ضدارزشى به دور باشد, به همان ميزان پرارج تر و پسنديده تراست . برخوردارى ازاين فضيلت اخلاقى از همگان زيبنده است . ولى از عالمان و حوزويان , زيبنده تر .
    مومنان پاكنهاد و صالح , طريق بندگى و ستودن خدا را در فروتنى مى بينند و رسيدن به سر منزل توحيد را جز با آرامش و تواضع ميسر نمى دانندازاين روى , درادامه مباحث :[ آداب واخلاق اهل علم] بر آن شديم كه درباره اين موضوع بحث كنيم


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فضيلت واهميت تواضع

    در سلسله ارزشها و خصلتهاى نيك آدمى , تواضع جايگاه ويژه اى دارد. اگراين صفت بر رفتارانسان پرتوافكند, بسيارى از فضايل ديگر خود به خود رخ مى نمايد.
    ازاين روى , در منابع دينى كبر,از رذايل و در مقابل آن , تواضع , از فضايل به شمار آمده است . رسول اكرم مى فرمايد:
    ان احبكم الى واقربكم من يوم القيامه مجلسا,احسنكم خلقا و اشدكم تواضعا, وان ابعدكم منى يوم القيامه الثرثارون و هم المستكبرون . ۲

    همانا محبوبترين و نزديكترين كسان به من , در روز قيامت , نزد من خوش اخلاق ترين و متواضعترين افراداست و دورترين افراد به من در روز قيامت , مستكبران و خود بزرگ بينانند.
    در منابع دينى ما آمده است كه : خداوند آن گاه كه بنده اى را دوست بدارد, تواضع وافتادگى به وى الهام مى نمايد:
    ان الله اوحى الى : ان تواضعوا . ۳
    خداوند متعال به من وحى كرد تا به شمااعلام كنم : تواضع را پيشه خود سازيد.
    نشانه عبوديت انسان بايد در رفتار و برخوردهايش بروز كند.اعمال آدمى , جلوه اى از روحيات و آينه اى ازافكار وانديشه اوست .انسانى مى تواند به پايه اى از حقيقت عبوديت و بندگى دست يازد كه خود را قطره اى دراقيانوس بيكران هستى ببيند و عالم و موجودات آن را جوله و مظهر خداوند بداند. دراين جايگاه است كه به حلاوت و جوهره عبادت خويش خواهد رسيد چرا كه پرستش خداوند, يعنى عالى ترين و برترين اعمال , جز در پرتوافتادگى و خاكسارى در پيشگاه الهى پذيرفته نيست .
    افتادگى آموزاگر طالب فيضى
    هرگز خورد آب , زمينى كه با بلنداست
    رسول گرامى اسلام , به جمعى كه مشغول نماز و نيايش بودند فرمود:

    ...مالى لاارى عليكم حلاوه العباده ؟ قالوا: و ما حلاوه العباده ؟ قال :التواضع . ۴

    چه شده است كه شيرينى و حقيقت عبادت را در شما نمى بينم ؟
    گفتند: شيرينى عبادت چيست ؟ فرمود: تواضع !
    دراين روايت , تواضع , نشانه بندگى و روح اعمال عبادى مومنان دانسته شده است . و در جاى ديگر,از تواضع , به عنوان علامت تشيع راستين و پيروان اميرالمومنين , عليه السلام , ياد شده ازامام عسكرى ( ع ) نقل شده است :
    و من تواضع فى الدنيا لاخوانه فهو عندالله من الصديقين و من شيعه على بن ابى طالب . ۵

    كسى كه با برادران دينى خود تواضع كند در نزد خداونداز صديقين محسوب مى شوداز شيعيان على بن ابى طالب است .
    از باب اين كه هر چيزى را بايداز ضد آن شناخت , دراين راستا سخن رسول گرامى اسلام (ص ) را درباره تكبر, مطالعه مى كنيم :
    [روزى آن حضرت , گروهى را ديدند كه در مكانى اجتماع كرده اند. پرسيدند: علت اين اجتماع شما چيست ؟
    گفتند: ديوانه اى است كه باافعال و حركات خويش , مردم را متوجه خود ساخته است .
    پيامبر(ص ) آنان را به سوى خود فرا خواند و فرمود:
    مى خواهيد كه ديوانه واقعى را به شما معرفى كنم ؟
    سپس فرمود: ديوانه واقعى كسى است كه با تكبر و غرور, راه مى رود و پيوسته به اين سوى و آن سوى خود نگاه مى كند. پهلوى خود را حركت مى دهد تا توجه مردم را به خود جلب كند و خود را در نظر آنان بزرگ جلوه دهد]. ۶
    تكبر, نشانه ذلت و عدم تعادل روحى و روانى انسان به شمار مى رود و تواضع , علامت اعتدال روح و بلندى انديشه آدمى . هيچ چيز, به زيبندگى تواضع براندام روح بشر نيست .ازاين روى , خداوند آن راازاوصاف و ويژگيهاى پيامبرانش برشمرده است . على ( ع ) مى فرمايد:
    ..ولكنه سبحانه كره اليهم التكابر و رضى لهم التواضع فالصقوا بالارض خدودهم و عفروا فى التراب وجوههم و خفضوااجنحتهم للمومنين و كانوا قوما مستضعفين . ۷

    ليكن خداى سبحان , تكبر را در بر آنان پيامبران ناپسند ديد و فروتنى و تواضع , را بر آنان پسنديد. پس پيامبران ,از روى تواضع گونه هاى خود را بر زمين چسبانيدند و چهره هاى خود را به خاك ماليدند و در برابر مومنان , فروتنى نمودند و خود مردمانى مستضعف بودند.
    به گفته شاعر عرب :
    تواضع تكن كالنجم راح لناظر
    على صفحات الماء و هو رفيع
    ولاتك كالدخان يعلو بنفسه
    على طبقات الجو و هو وضيع ۸
    تواضع كن تا همچون ستاره , در چشم بيننده بر صفحه آب باشى ولى بلند جايگاه . دود مباش كه خود را به بالا مى كشد, ولى پست و پايين است .
    يكى قطره باران زابرى چكيد
    خجل شد چو پهناى دريا بديد
    كه جايى كه درياست من كيستم
    گراو هست حقا كه من نيستم
    چو خود را به چشم حقارت بديد
    صدف در كنارش به جان پروريد
    سپهرش به جايى رسانيد كار
    كه شد نامور لولو شاهوار
    بلندى ازاو يافت كو پست شد
    در نيستى كوفت تا هست شد
    جايگاه تواضع در قرآن

    واژه[ تواضع] در قرآن مجيد, نيامده است , ولى خداوند, با تعبيرهاى لطيف و جالب ديگرى مردمان را به اين فضيلت فرا خوانده است . خطاب به پيامبراكرم (ص ) مى فرمايد:
    واخفض جناحك للمومنين . ۹

    بال و پر خود را براى مومنان فرود بياور.
    جناح , به معناى بال و پر و[ خفض] ضد[ رفع] است .
    پرندگان هنگامى كه مى خواهند فرود آيند, بالهاى خود را جمع مى كنند و پايين مى آورند, آن گاه كه مى خواهنداوج بگيرند, بالهاى خود را باز مى كنند. در مجموع ,[ خفض جناح] , نهايت تواضع و فروتنى را,از سر مهر و محبت , مى رساند.
    در آيه فوق , خداوند به رسول اكرم (ص ), كه مربى و معلم مومنان است , دستور تواضع و فروتنى مى دهد تا همه كسانى كه در مقام رهبرى و هدايت مردم قرار گرفته اند, خود را بااين خصلت پايسته بيارايند.
    همچنين خداوند درباره تواضع واحترام نسبت به والدين , با همين واژه (خفض جناح ) خطاب مى فرمايد:

    واخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما كما ربيانى صغيرا . ۱۰

    در برابر پدر و مادر,از روى مهربانى و لطف , بالهاى خويش را فرودآور و بگو: پروردگارا همان گونه كه آنان مرا در كوچكى تربيت كردند مشمول رحمتشان قرار بده .
    آيه ديگرى كه مومنان , بويژه رهبران و مسؤولان را به تواضع و فروتنى فرا مى خواند با تعبير زيباى[ لين] بيان شده است :
    فبما رحمه من الله لنت لهم ولو كنت فطاغليظالقلب لا نفضوا من حولك . ۱۱

    به سبب رحمت خداونداست كه تو پيامبر چنين خوشخوى و فروتن هستى . اگر تندخو و سخت دل بودى از گرد تو پراكنده مى شدند.
    آيات قرآن , هندسه اخلاقى انسان مسلمان را به بهترين وجه ترسيم نموده وازاين رهگذر, همگان را به سوى ارزشهاى و زيبنده دعوت مى كند. در آيه ديگر در توصيف بندگان شايسته خداوند چنين مى خوانيم :

    و عبادالرحمن الذين يمشون على الارض هونا واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما . ۱۲

    بندگان شايسته خداى بخشايشگر, كسانى هستند كه با آرامش و تواضع بر زمين راه مى روند و هنگامى كه جاهلان آنان را مخاطب مى سازند, به آنان سلام مى گويند.
    در مقابل , در قرآن , به شدت از تكبر, مذمت شده است . به عنوان نمونه :
    ۱۳. ولا تمش فى الارض مرحاانك لن تخرق الارض ولن تبلغ الجبال طولا .

    در روى زمين با تكبر و غرور گام برمدار چرا كه نمى توانى زمين را بشكافى و طول قامتت هرگز به كوهها نمى رسد! كوههاى با آن عظمت , در برابر عظمت خدا, همچون پركاهى هستند معلق در هوا كه بدون اراده به اين سو و آن سو مى روند.
    لمقان حكيم , به فرزندش توصيه مى كند:
    ولا تضعر خدك للناس ولا تمش فى الارض مرحاان الله لا يحب كل مختال فخور . ۱۴

    پسرم !از مردم روى مگردان و متكبرانه بر زمين راه مرو كه خداوند هيچ متكبر مغرورى را دوست ندارد.
    [تعصر], به معناى روى برگرداندن از مردم است از روى تكبر, براى خوار ساختن آنان . واضح است كه تواضع در راه رفتن , به معناى سست و بى رمق حركت كردن نيست , بلكه مراد رعايت حالت طبيعى است . در حالات رسولخدا نوشته اند:
    قد كان يتكفا فى مشيه كانما يمشى فى صبب . ۱۵

    در حالى كه شتاب نداشت با سرعت و صلابت گام برمى داشت , گويى از يك سرازيرى پائين مى رفت .

    مفهوم تواضع

    واژه تواضع ,از ريشه: [ وضع يوضع و ضاعه] , دراصل به معناى افتادگى و فروتنى است .
    به گفته اهل لغت :

    الوضع ضدالرفع ,التواضع التذلل . ۱۶

    وضع ضد رفع و بلندى است و تواضع به معناى افتادگى و خاكسارى است .
    [تواضع الرجل] خود را هم ترازاو كرد, فروتنى كرد.
    [تواضع الارض] ۱۷ زمين از آنچه دراطرافش بود فروتر شد.
    عالمان اخلاق , تواضع را به معناى ناچيز شمردن نفس دانسته اند. در برابر خداوند به اطاعت ازاوامر و در برابر به رفتار فروتنانه و رعايت انصاف . مرحوم خواجه نصيرالدين طوسى مى نويسد:
    تواضع آن بود كه خود را مزيتى نشمرد بر كسانى كه در جاه ازاو نازلتر باشند. ۱۸
    تعبيرهايى همچون :[ تواضع , قبول حق است از حق براى حق] ۱۹ ,[ تواضع بودن ذليل دلهاست براى داننده غيبها] ۲۰ و[ تواضع عبارت است از نرمى و آرامش و مهربانى] ۲۱ در آثاراخلاقى و عرفانى به چشم مى خورد و همه بيانگراظهار كوچكى ,افتادگى , خاكسارى و فروتنى در برابر خدا و خلق است . در روايتى امام صادق , عليه السلام , با نشان دادن چند مصداق براى تواضع , همين معنى را بيان فرموده است :
    سئل عن الصادق ( ع ) عن التواضع فقال : هوان ترضى من المجلس بدون شرفك وان تسلم على من لقيت , وان تترك المراء وان كنت محقا . ۲۲

    ازامام صادق ( ع ) سئوال تواضع چيست ؟
    فرمود: به پائين نشستن در مجلس راضى باشى و به هر كه رسيدى سلام كنى واز مجادله بپرهيزى گرچه حق با تو باشد.
    تواضع , دراصطلاح عالمان اخلاق و عارفان بيدار دل معنايى وسيع تر و فراترازاين موارد دارد, مرحوم عزالدين محمود كاشى مى نويسد:
    تواضع , وضع نفس خود با حق است در مقام عبوديت و با خلق , در مقام انصاف . كه در قسم اول , به انقياد اوامر و نواهى بود, يه به قبول تجليات صفات يا فناء وجود در تجلى ذات . كه انقياداوامر و نواهى تواضع مبتذيان است و قبول تجلى ذات در روح با فناء وجود خود در وجود مطلق تواضعع منتهى نيست . و قسم دوم , كه وضع نفس در مقام انصاف باشد با خلق , يا به قبول حق بود يا به رعايت حقوق , يا بترك ترفع و توقع حكم . ۲۳
    با توجه به آنچه گفتيم , تواضع در مقامهاى مختلف فرق مى كند. تواضع در مقابل خداونذد و فرمانبردارى ازاو, تواضع در برابر مردم و همنوعان .اما در همه آنها به معناى افتادگى و فروتنى است . تواضع , نه اين كه فرد براى خود هيچ گونه مزيت و فضيلتى نبيند. ممكن نيست كه صاحب هنر, دانش و داناى به فنى , خويش را را در آن دانش و هنر,از فردى كه بى بهره از آنهاست و هيچ نمى داند, برتر نبيند, بلكه تواضع , عدم فخر به علم , مال , جاه , زهد و تقوى , قدرت , زيبائى , فرزندان , قوم و قبيله و بالاخره رنگ و نژاد است.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حد و مرز تواضع

    در كتب اخلاق , هنگامى كه جايگاه صفات شايسته و ناپسند را بيان مى كنند, مى گويند: بله , تكبر و خودبرزگ بينى مذموم و ناپسنداست ,اما ذلت و خود را بى مقدارانگاشتن نيز, ناشايست و نكوهيده است . براين اساس ,انسان نبايد خويش را بزرگ بشمارد و توقع احترام و بزرگ شمردن خويش رااز ديگران داشته باشد و يا خود را حقير و بى مقدار سازد, بلكه بايد با مردم مهربان و فروتن باشد, حقوق آنان را پاس بدارد و از پذيرش حق دريغ نورزد و در عين حال ,شخصيت خود را نيز حفظ كند تا به ورطه ذلت نيفتد. براى شناخت مرز تواضع يادآورى نكات ذيل ضرورى است :
    واژه تواضع نيز, همچون بسيارى از مفاهيم اخلاقى از تفسيرهاى انحرافى , مصون نمانده است تا آن جا كه در محاورات مردم و حتى برخى از نوشته ها و آثار منتشره , تواضع را به ذلت و سكوت در برابر ظلم و تعدى ظالمان معنى كرده اند,از باب نمونه :
    واماالتواضع فاحتمال الاذى من كل احد . ۲۴

    تواضع و ذلت تواضع , تحمل آزار واذيت است از هر كسى !
    دراسلام ,ازاين گونه تواضع ذلت آفرين نهى شده است . دراين مكتب , تواضعى مطلوب و شايسته است كه برخاسته از آگاهى , قدرت واحترام باشد.
    تواضع ,اظهار كوچكى است در عين صلابت و عزت .
    اميرالمومنين ( ع ) در ويژگى مومنان مى فرمايد:
    ...سهل الخليقه , لين العريكه نفسه اصلب من الصلد و هواذل من العبد . ۲۵

    مومن , خويى آرام دارد, به نرمى راه مى پويد. نفس او سختراز سنگ خاراست . و خود, خوارتراز عبد.
    قرآن مجيد نيز, براين نكته تاكيد دارد كه همواره مومنان بايد در برابر يكديگر فروتن و مهربان باشند و در مقابل دشمنان و كافران سرسخت و پرقدرت :
    اذله على المومنين اعزه على الكافرين . ۲۶

    به عبارت ديگر, ذلت دو گونه است :
    ۱. ذلت نفس .اين نوع از ذلت , داراى ارزش و پسنديده است زيرا فرد براى رسيدن به كمالات , كه نفش سركش مانع آن است , خوارى را بر نفس خويش تحميل كرده است .
    ۲. ذلت در برابر ديگران .اين گونه ذلت , مذموم و مورد نكوهش است . راغب اصفهانى مى نويسد:
    والذل متى كان من جهه الانسان نفسه لنفسه فمحمود . ۲۷ .

    ذلت و خوارى اگر به معناى ذلت و خوارى نفس از ناحيه خودانسان باشد, پسنديده است .
    به همين معنى اشاره مى كند رسول اكرم (ص ) آن جا كه مى فرمايد:

    طوبى لمن تواضع لله تعالى فى غير منقصه واذل نفسه فى غير مسكنه . ۲۸

    خوشا به حال كسانى كه فروتنى و تواضع كنند براى خداوند تعالى , بدون پستى و كاستى و نفس خويش را, در عين قدرت و توانايى , به خوارى وا دارند.
    با نگاهى به سيره و روش پيشوايان دينى , در مى يابيم كه آنان از هرگونه رفتار و عملى كه نشانه ذلت و تحقير شخصيت انسان باشد, به شدت منع نموده و با آن برخورد كرده اند. درباره اميرالمومنين ( ع ) نوشته اند: آن گاه كه زمام جامعه اسلامى را به دست گرفت بخشنامه اى صادر كرده و در آن چنين فرمود:
    [ اى مردم !از هرگونه رفتار ناپسند و مذلت بار, كه شخصيت شما را پست سازد, پرهيز كنيد].
    و فرمود:
    [ از بوسه بر خاك و غير آن وافتادن در پاى ركاب و مانند آن , كه از رفتار مشركين است وازاخلاق جباران , ستمكاران و متكبرين به شمار مى آيد, پرهيز كنيد]. ۲۹


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تواضع و حلم

    براى روشنتر شدن معنى و حقيقت تواضع , به مفهوم و معناى حلم نيز, اشاره مى كنيم و فرق آن دو را يادآور مى شويم . گفتيم كه : تواضع حالت نفسانى است كه در عمل ,افتادگى وانكسار آدمى را به نمايش مى گذارد. اين حالت ,اگر در درون روح و نفس انسانى رسوخ يافت و ملكه شد, در همه حال و در برابر همگان جلوه مى كند.
    اما حلم , غالبا, در جايى به كار مى رود كه عملى نابجا و نامناسب از شخصى سر بزند وانسان در برابر آن عمل , عكس العمل منطقى و عاقلانه اى از خود بروز دهد واز كنار آن با تدبير و درايت بزرگوارانه بگذرد. دراين صورت , با لجام حلمش افراد چموش و سركش را رام خواهد ساخت .
    به فرموده على ( ع :

    الحلم فدام السفيه ۳۰ .

    حلم دهان بند سفيهان است .
    و در جاى ديگر مى فرمايد:
    حلم و بردبارى قوم و عشيره است .
    بنابراين , حلم , به آن عملى اطلاق مى شود كه از شخص عاقل و مدبر در مقابل برخورد ناشايست افراد نادان و بى منطق انجام گيرد.اين حالت , از كسى صادر مى شود كه داراى روح بزرگ و همت والا باشد. اميرالمومنين ( ع ) مى فرمايد:

    الحلم والاناه توامان ينتجهما علوالهمه ۳۲ .

    بردبارى و خونسردى در برابر حوادث از يك شكم افتادند و هر دواز همت بلند زادند.
    واما تواضع , رفتار فروتنانه اى است كه بدون عمل و رفتارى از طرف متقابل ازانسان سر مى زند. گر چه گاهى به عكس العمل در برابر عمل نام معقول و ناپسند نيز, تواضع اطلاق مى شود.

    تواضع و تملق

    از آنچه در معناى تواضع گفته شد, نبايداينگونه برداشت شود كه هرگونه كوچكى را شامل مى شود. بلكه اگراظهار كوچكى به اين حد برسد كه انسان به طمع نان و نام و يا آرزوهاى نفسانى ديگر, دست به گفتار و رفتارى بزند كه شائبه تملق و تمجيد و نابجا و مدح قدرتمندان و زراندوزان داشته باشد, بى شك ,از نظراسلام مذموم و ناپسنداست .
    پيامبراسلام (ص ) مى فرمايد:

    احثوالتراب ى وجوه المداحين . ۳۳

    به صورت ستايشگران چاپلوس خاك بپاشيد.
    يا:

    الا لاتماد حوا واذارايتم المداحين فاحثوا فى وجوههم التراب . ۳۴

    هان !از ستايشگران و تملق گويان مباشيد و هرگاه مدح كنندگان را يافتيد به چهره هايشان خاك بريزيد.
    بنابراين , بين تواضع و تملق تفاوت بسياراست چرا كه تواضع حكايت از رفعت مقام و عظمت روح آدمى دارد و چابلوسى و تملق گوياى روح پست , ضعيف و آلوده به دنيا و مظاهر فريبنده آن است .


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تواضع مذموم

    اكنون كه مفهوم و حقيقت تواضع را به گونه گذرا مورد بررسى قرارداديم و رابطه آن را به خصلتهايى همچون : ذلت , حلم و تملق بيان داشتيم و دانستيم كه تواضع به معناى صحيح آن عزت آفرين و حركت زاست , اين نكته را نيز يادآور مى شويم كه سفارش تاكيد بر تواضع و فروتنى بدان معنا نيست كه تواضع در همه جا و با همه كس مورد تاييد و تشويق اسلام است , بلكه در مواردى به شدت از آن نهى و مذمت شده است ,از جمله :

    ۱. تواضع در برابر متكبران

    در منابع دينى از فروتنى در برابر فردى كه خود را بزرگ مى پندارد و به ديگران به ديده تحقير مى نگرد منع و نهى شده است زيرا اين گونه تواضع , موجب پستى و ذلت مسلمان است علاوه , تواضع در برابرانسان خودبين و متكبر, چه بسا عامل افزايش حالت تكبراو مى گردد و چنين گمان مى كند كه واقعا نيز بزرگ و برتر و لايق تكريم و احترام ديگران است . آنگهى خوددارى از فروتنى در برابر متكبر موجب آن مى گردد كه وى به خود آيد و متنبه شود و دست از كارهاى ناپسندش بردارد واز بند اسارت نفس رهايى يابدازاين روى , نه تنها در برابر چنين انسانى نبايد تواضع كرد, بلكه يكى از مواردى كه تكبر براى مومنان جايز و روا شمرده شده است , تكبر در برابر با متكبران است . پيامبر اكرم (ص ) :مى فرمايد

    اذا رايتم المتواضعين من امتى فتواضعوالهم , رايتم المتكبرين فتكبروا عليم , فان ذالك لهم مذله و صغار . ۳۵

    آن گاه كه به انسانهاى مومن متواضع برخورديد, با آنان تواضع كنيد, ولى اگر به انسانهاى متكبر برخورد نموديد با آنان تكبر ورزيد. زيرااين روش , براى آنان خوارى و حقارت مى آورد.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تواضع در برابر متكبران

    در منابع دينى از فروتنى در برابر فردى كه خود را بزرگ مى پندارد و به ديگران به ديده تحقير مى نگرد منع و نهى شده است زيرا اين گونه تواضع , موجب پستى و ذلت مسلمان است علاوه , تواضع در برابرانسان خودبين و متكبر, چه بسا عامل افزايش حالت تكبراو مى گردد و چنين گمان مى كند كه واقعا نيز بزرگ و برتر و لايق تكريم و احترام ديگران است . آنگهى خوددارى از فروتنى در برابر متكبر موجب آن مى گردد كه وى به خود آيد و متنبه شود و دست از كارهاى ناپسندش بردارد واز بند اسارت نفس رهايى يابدازاين روى , نه تنها در برابر چنين انسانى نبايد تواضع كرد, بلكه يكى از مواردى كه تكبر براى مومنان جايز و روا شمرده شده است , تكبر در برابر با متكبران است . پيامبر اكرم (ص ) :مى فرمايد

    اذا رايتم المتواضعين من امتى فتواضعوالهم , رايتم المتكبرين فتكبروا عليم , فان ذالك لهم مذله و صغار . ۳۵

    آن گاه كه به انسانهاى مومن متواضع برخورديد, با آنان تواضع كنيد, ولى اگر به انسانهاى متكبر برخورد نموديد با آنان تكبر ورزيد. زيرااين روش , براى آنان خوارى و حقارت مى آورد.


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تواضع در برابر كافران

    كافرانسانى است حق ناپذير كه با دست خود, وجدان وانديشه اش رااز نور حقيقت مرحوم ساخته و در تاريكى جهل و غفلت به سر مى برد.اواز رحمت و عزت الهى به دوراست زيرا عزت از آن خدا و پيامبر و مومنان است :
    ولله العزه ولرسوله وللمومنين ۳۶ .

    ازاين روى از هر كارى كه مايه عزت ظاهرى و موجب تقويت كافران گردد, بايد پرهيز شود.از جمله امورى كه ممكن است به كافران و دشمنان خدا عزت ظاهرى واحساس بزرگى و كرامت دهد, فروتنى مومنان در برابر آنان است .
    از وظايف اصلى مومنان راستين ,اظهار مودت با دوستان خدا واظهار تبرى و بيزارى با كافران است .البته پر واضح است كه فروتنى و تواضع در برابر كفار,اگر صرفااز نقطه نظرانسانيت به منظور جذب و هدايت و تاليف قلوب آنان باشد, كارى است شايسته و چه بسا موجب هدايت آنان گردد و دلهايشان نسبت به مومنان رام گردد.


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تواضع با فاسقان و ظالمان

    از مواردى كه تواضع در آن مورد نهى قرار گرفته است , فروتنى در برابر گنهكار و ستمگراست .اظهار محبت واحترام و برخورد مسالمت آميز و متواضعانه بااين گونه انسانها, موجب جرات و جسارت بيشتر آنان به گناه و فسادشان مى گردد. آنان اين گونه برخوردهاى انسانى را مهر تاييد بر افعال ناپسند و نارواى خويش مى گيرند.ازاين روى ,اسلام پيروان خويش رااز تواضع در برابر فاسقان و ظالمان برحذر داشته است : .

    امرنا رسول الله (ص ) ان نلقى اهل المعاصى بوجوه مكفهره ۳۷ .

    على ( ع ) مى فرمايد: پيامبر(ص ) به ما دستور داد كه با گناهكاران با چهره گرفته و درهم كشيده برخورد نماييم .
    بدينسان مى يابيم كه هرگونه گشاده رويى و رفتارى كه به معصيت كاران و فاسقان ميدان بدهد و آنان را در گناه و فسقشان تثبيت و يا تشويق نمايداز نظراسلام محكوم و مردود شمرده شده است .


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود