صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا طبق قرآن ديه و حقوق زن كمتر از مرد است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    711
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا طبق قرآن ديه و حقوق زن كمتر از مرد است ؟




    چرا طبق آيات قرآن ، ديه و يا حقوق زن كمتر از مرد است ؟ چرا حقوق زنان كمتر از مرد است ؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5



    پاسخ : قبل از هر چيز لازم به ذكر است كه ، آنچه حقيقت انسان را تشكيل مى دهد قلب و روح انسانى است از ديدگاه قرآن زن و مرد از نفس واحده هستند . «يأيّها النّاس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس وحدة و خلق منها زوجها و بثّ منهما رجالاً كثيراً و نساء» (نساء/1) ، بنابراين مايه اصلى زن و مرد يكى بوده و هيچ يك بر ديگرى ترجيح ندارد ، به بيان قرآن هر دو مكمل و نيازمند هم هستند . «و من ءَايتِهِ أن خلق لكم من أنفسكم أزوجاً لتسكنوا إليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان فى ذلك لأَيت لقوم يتفكرون » (روم /21)
    عمده تفاوتهايى را كه مى توان در نظر گرفت ، عبارتند از: تفاوتهاى روحى روانى ، كه خداوند زن را با عاطفه تر و مرد را عقلانى تر خلق كرده كه هر دو در كنار هم مكمل هم هستند; و تفاوتهاى جسمانى; مذكر و مؤنث بودن - ، اما در مسايل ارزشى قرآن هر دو را يكسان دانسته و ملاك برترى و ترجيح را تقواى بيشتر انسان قرار مى دهد ، چه زن باشد چه مرد . «يأيها الناس إنّا خلقنـكم من ذكر و انثى و جعلنـكم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اكرمكم عنداللّه أتقئكم ان اللّه عليم خبير» . (حجرات /13)
    خداوند در مورد اعمال ، با مكلفين يكسان برخورد مى كند . «انى لا اضيع عمل عـمل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض .. .» (آل عمران /195) ، نزد خداوند عمل صالح ملاك است ، از هر كس كه باشد «من عمل صـلحاً من ذكرا و انثى و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيبة و لنجزينهم اجرهم باحسن ما كانوا يعملون » (نحل /97) ، بنابراين اينجا بايد ميان مسايل حقوقى و ارزشى فرق گذاشت ، چرا كه قرآن در مسايل ارزشى زن و مرد را يكسان دانسته ، چون انسانيت آنها مورد نظر است ; اگر مى بينيم قرآن در جايى از مردان شايسته سخن مى گويد ، (شخصيتى همچون لقمان حكيم ; لقمان /12) ، در جايى ديگر از زنان شايسته نيز نام مى برد . (مثل : همسر فرعون ، 11/تحريم و حضرت مريم ; 43/آل عمران و.. .) و در اين زمينه قرآن همچنان كه همه حقايق را بيان كرده ، از مقام والاى زن نيز دفاع نموده و حقيقت وجودى شخصيت او را معرفى كرده است . اما در مسايل حقوقى چون تفاوتهايى ميان زن و مرد وجود دارد و يكسان نيستند ، به طور طبيعى حقوق اين دو نمى تواند يكسان باشد; ممكن است حقوقى مربوط به زنها باشد و مردان از آن بى بهره باشند و بالعكس .
    در برخى از جوامع ، حقوق زنان پايمال شده ، مثل برخوردى كه در دوران جاهليت با دختران داشتند و آنها را زنده به گور مى كردند ، اما قرآن نهايت حمايت خود را از آنها نموده و مى فرمايد: «و اذا بشّر احدهم بالانثى ضللّ وجهه مسوداً و هو كظيم * يتوارى من القوم من سوء ما بشّر به أيمسكه على هون ام يدسّه فى التراب الأَ ساء ما يحكمون » (نحل /58 ، 59) ، قرآن با توجه به اختلاف تكوينى زن و مرد ـ جز در موارد مخصوص كه فرق گذاردن بين اين دو جنس لازمه وجود و ذات آنان است ـ تمام حقوقى كه براى مردان قرار داده ، براى زنان نيز مقرر كرده است و در مواردى كه براى يكى از اين دو جنس حقوق بيشترى قرار داده ، وظايف بيشترى نيز بر عهده او نهاده است . در زمينه تساوى حقوق مى فرمايد: «و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن .. .» (نساء/32) ، آرزو مكنيد چيزهايى را كه خداوند برخى را بر برخى ديگر به آن فزونى داده است ، مردان را از آنچه كرده اند بهره اى است و زنان را از آنچه كرده اند بهره اى » . در اين قسمت به بخشى از حقوق زنان در اسلام اشاره مى كنيم :
    1- حقوق اجتماعى; كه از جمله حقوق اجتماعى ، حقوق خانواده است : مثل : حق انتخاب همسر ، مسكن ، مهر ، نفقه ، حضانت اطفال تا سنين معين ، حق دريافت اجرت براى كارهاى خانه و.. .
    2- حق مالكيت به نحو استقلالى در كنار مردان . «للرجال نصيب مما ترك الولدان و الأقربون و للنساء نصيب مما ترك الولدان و الأقربون مما قل منه أو كثر نصيباً مفروضاً» (نساء/7) مگر در مورد نذر در مسايل فقهى كه احكام خاص خود را دارد .
    3- از نظر قرآن حضور زن در اجتماع و بيرون از خانه در صورتى كه موجب اخلال در روابط خانوادگى و عفاف او نشده و شوهرش او را منع نكند ، جايز است ، چنانكه دختران شعيب چنين بودند . (قصص /23 - 28)
    4- در اسلام با توجه به لطافت روحى و جسمى زن كه مقتضاى آفرينش حكيمانه اوست ، از برخى كارهاى سخت و دشوار همچون شركت در جهاد و قضاوت و.. . - مگر در موارد خاص - معاف شده است .
    در پايان لازم به ذكر است كه نوشتن تمام حقوق زنان در اسلام مستلزم وقت ، حوصله و امكانات بيشترى است كه مى توان براى اطلاع بيشتر به منابع ذيل مراجعه نمود . همچنين زن در برابر حقوقى كه دارد ، وظايفى نيز دارد كه بايد به آنها عمل كند كه در قرآن به بسيارى از آنها اشاره شده است .•
    پاسخ بخش دوم : در اسلام ، بين زن و مرد ، تفاوت حقوقى است نه ارزشى ، و هر كدام از تفاوت هاى حقوقى ، بر اساس دليل و فلسفه خاصِ عقلى و عرفى و موقعيت اجتماعى و طبيعى استوار است . آيات متعددى ، عدم تفاوت ارزشى و انسانى را بيان مى كند: آيه 35 احزاب ، زن و مرد را همچون دو كفه ترازو در كنار يكديگر قرار مى دهد . در آيه 97 نحل «من عمل صـلحاً من ذكر أو أنثى.. .» ملاك پاداش الهى را در عمل صالح براى هر دو قايل است .
    در آيه 13 حجرات «إنّ أكرمكم عند اللّه أتقئكم » ملاك برترى و فضيلت را براى هر دو بيان كرده .
    در آيات «يأيّها النّاس » و «يـأيّها الّذين ءامنوا» هر دو را در يك صف قرار داده و.. . .
    افزون بر اينكه به دليل مظلوميت زن در طول تاريخ ، قرآن بيشتر از آنها دفاع كرده است كه در صورت تمايل مى توانيد به تفسير نمونه ، جلد 2 ، صفحات 113 و 105 ، 112 ، 110 و جلد 3 ، صفحات 274 ، 319 ، 224 ، 263 ، و جلد 4 ص 147 ، و جلد 11 ص 274 ، جلد 17 ص 308 و 313 ، ج 20 ص 483 ، ج 22 ص 35 ، ج 23 ص 418 و.. . مراجعه كنيد .
    تنها مطلبى را كه بايد به آن توجه كرد ، مسأله تفاوت هاى روحى و جسمى و موقعيت زن و مرد و تفاوت حقوقى آنها است . و مسأله ديه هم از همين قبيل است . كمتر بودن ديه زن از مرد ، در ظاهر بيان كننده فضيلت مرد است ; در حالى كه اولا ، اين يك مسأله حقوقى است نه ارزشى ، و ثانياً ، اين كار عين عدالت و حكمت است . همان طور كه در مورد ارث و.. . چنين است . ما فقط يك بُعد قضيه را مى بينيم ; امّا اسلام تمامى ابعاد را ملاحظه مى كند; به عنوان نمونه ، چون مردان غالباً عضو مؤثر اقتصادى در خانواده هستند ، اگر ديه بيشترى به آنان تعلق نگيرد به خانواده و فرزندان او لطمه وارد مى شود; مثلا اگر مردى زنى را بكشد ، اولياى دم مى توانند قصاص كنند ، در صورتى كه نصف ديه مرد را پرداخت نمايند; به خلاف آنجا كه زنى مردى را بكشد; چون درست است كه مرد گناه كار است ; امّا زن و بچه او كه واجب النفقه او هستند . گناهى مرتكب نشده اند و اسلام با رعايت حقوق آنها ، از اين خلأ اقتصادى خانواده جلوگيرى مى كند . در ضمن زنانى كه خودشان نان آور هستند ، موارد استثنايى اند و احكام و قوانين الهى بر محور كل مردان با كل زنان دور مى زند .•


    1 . ر .ك : سوره ممتحنه /12; ر .ك : زن در آينه جلال و جمال ، جوادى آملى ، مبحث زن
    1 . تفسير نمونه ، ج 17 ، ص 313ـ314 و ج 1 ، ص 611 .


  4. #3
    ثبت نام نشده

    نقل قول : چرا طبق قرآن ديه و حقوق زن كمتر از مرد است ؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط از قرآن بپرس نمایش پست
    پاسخ : قبل از هر چيز لازم به ذكر است كه ، آنچه حقيقت انسان را تشكيل مى دهد قلب و روح انسانى است از ديدگاه قرآن زن و مرد از نفس واحده هستند . «يأيّها النّاس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس وحدة و خلق منها زوجها و بثّ منهما رجالاً كثيراً و نساء» (نساء/1) ، بنابراين مايه اصلى زن و مرد يكى بوده و هيچ يك بر ديگرى ترجيح ندارد ، به بيان قرآن هر دو مكمل و نيازمند هم هستند . «و من ءَايتِهِ أن خلق لكم من أنفسكم أزوجاً لتسكنوا إليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان فى ذلك لأَيت لقوم يتفكرون » (روم /21)
    عمده تفاوتهايى را كه مى توان در نظر گرفت ، عبارتند از: تفاوتهاى روحى روانى ، كه خداوند زن را با عاطفه تر و مرد را عقلانى تر خلق كرده كه هر دو در كنار هم مكمل هم هستند; و تفاوتهاى جسمانى; مذكر و مؤنث بودن - ، اما در مسايل ارزشى قرآن هر دو را يكسان دانسته و ملاك برترى و ترجيح را تقواى بيشتر انسان قرار مى دهد ، چه زن باشد چه مرد . «يأيها الناس إنّا خلقنـكم من ذكر و انثى و جعلنـكم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اكرمكم عنداللّه أتقئكم ان اللّه عليم خبير» . (حجرات /13)
    خداوند در مورد اعمال ، با مكلفين يكسان برخورد مى كند . «انى لا اضيع عمل عـمل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض .. .» (آل عمران /195) ، نزد خداوند عمل صالح ملاك است ، از هر كس كه باشد «من عمل صـلحاً من ذكرا و انثى و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيبة و لنجزينهم اجرهم باحسن ما كانوا يعملون » (نحل /97) ، بنابراين اينجا بايد ميان مسايل حقوقى و ارزشى فرق گذاشت ، چرا كه قرآن در مسايل ارزشى زن و مرد را يكسان دانسته ، چون انسانيت آنها مورد نظر است ; اگر مى بينيم قرآن در جايى از مردان شايسته سخن مى گويد ، (شخصيتى همچون لقمان حكيم ; لقمان /12) ، در جايى ديگر از زنان شايسته نيز نام مى برد . (مثل : همسر فرعون ، 11/تحريم و حضرت مريم ; 43/آل عمران و.. .) و در اين زمينه قرآن همچنان كه همه حقايق را بيان كرده ، از مقام والاى زن نيز دفاع نموده و حقيقت وجودى شخصيت او را معرفى كرده است . اما در مسايل حقوقى چون تفاوتهايى ميان زن و مرد وجود دارد و يكسان نيستند ، به طور طبيعى حقوق اين دو نمى تواند يكسان باشد; ممكن است حقوقى مربوط به زنها باشد و مردان از آن بى بهره باشند و بالعكس .
    در برخى از جوامع ، حقوق زنان پايمال شده ، مثل برخوردى كه در دوران جاهليت با دختران داشتند و آنها را زنده به گور مى كردند ، اما قرآن نهايت حمايت خود را از آنها نموده و مى فرمايد: «و اذا بشّر احدهم بالانثى ضللّ وجهه مسوداً و هو كظيم * يتوارى من القوم من سوء ما بشّر به أيمسكه على هون ام يدسّه فى التراب الأَ ساء ما يحكمون » (نحل /58 ، 59) ، قرآن با توجه به اختلاف تكوينى زن و مرد ـ جز در موارد مخصوص كه فرق گذاردن بين اين دو جنس لازمه وجود و ذات آنان است ـ تمام حقوقى كه براى مردان قرار داده ، براى زنان نيز مقرر كرده است و در مواردى كه براى يكى از اين دو جنس حقوق بيشترى قرار داده ، وظايف بيشترى نيز بر عهده او نهاده است . در زمينه تساوى حقوق مى فرمايد: «و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن .. .» (نساء/32) ، آرزو مكنيد چيزهايى را كه خداوند برخى را بر برخى ديگر به آن فزونى داده است ، مردان را از آنچه كرده اند بهره اى است و زنان را از آنچه كرده اند بهره اى » . در اين قسمت به بخشى از حقوق زنان در اسلام اشاره مى كنيم :
    1- حقوق اجتماعى; كه از جمله حقوق اجتماعى ، حقوق خانواده است : مثل : حق انتخاب همسر ، مسكن ، مهر ، نفقه ، حضانت اطفال تا سنين معين ، حق دريافت اجرت براى كارهاى خانه و.. .
    2- حق مالكيت به نحو استقلالى در كنار مردان . «للرجال نصيب مما ترك الولدان و الأقربون و للنساء نصيب مما ترك الولدان و الأقربون مما قل منه أو كثر نصيباً مفروضاً» (نساء/7) مگر در مورد نذر در مسايل فقهى كه احكام خاص خود را دارد .
    3- از نظر قرآن حضور زن در اجتماع و بيرون از خانه در صورتى كه موجب اخلال در روابط خانوادگى و عفاف او نشده و شوهرش او را منع نكند ، جايز است ، چنانكه دختران شعيب چنين بودند . (قصص /23 - 28)
    4- در اسلام با توجه به لطافت روحى و جسمى زن كه مقتضاى آفرينش حكيمانه اوست ، از برخى كارهاى سخت و دشوار همچون شركت در جهاد و قضاوت و.. . - مگر در موارد خاص - معاف شده است .
    در پايان لازم به ذكر است كه نوشتن تمام حقوق زنان در اسلام مستلزم وقت ، حوصله و امكانات بيشترى است كه مى توان براى اطلاع بيشتر به منابع ذيل مراجعه نمود . همچنين زن در برابر حقوقى كه دارد ، وظايفى نيز دارد كه بايد به آنها عمل كند كه در قرآن به بسيارى از آنها اشاره شده است .•
    پاسخ بخش دوم : در اسلام ، بين زن و مرد ، تفاوت حقوقى است نه ارزشى ، و هر كدام از تفاوت هاى حقوقى ، بر اساس دليل و فلسفه خاصِ عقلى و عرفى و موقعيت اجتماعى و طبيعى استوار است . آيات متعددى ، عدم تفاوت ارزشى و انسانى را بيان مى كند: آيه 35 احزاب ، زن و مرد را همچون دو كفه ترازو در كنار يكديگر قرار مى دهد . در آيه 97 نحل «من عمل صـلحاً من ذكر أو أنثى.. .» ملاك پاداش الهى را در عمل صالح براى هر دو قايل است .
    در آيه 13 حجرات «إنّ أكرمكم عند اللّه أتقئكم » ملاك برترى و فضيلت را براى هر دو بيان كرده .
    در آيات «يأيّها النّاس » و «يـأيّها الّذين ءامنوا» هر دو را در يك صف قرار داده و.. . .
    افزون بر اينكه به دليل مظلوميت زن در طول تاريخ ، قرآن بيشتر از آنها دفاع كرده است كه در صورت تمايل مى توانيد به تفسير نمونه ، جلد 2 ، صفحات 113 و 105 ، 112 ، 110 و جلد 3 ، صفحات 274 ، 319 ، 224 ، 263 ، و جلد 4 ص 147 ، و جلد 11 ص 274 ، جلد 17 ص 308 و 313 ، ج 20 ص 483 ، ج 22 ص 35 ، ج 23 ص 418 و.. . مراجعه كنيد .
    تنها مطلبى را كه بايد به آن توجه كرد ، مسأله تفاوت هاى روحى و جسمى و موقعيت زن و مرد و تفاوت حقوقى آنها است . و مسأله ديه هم از همين قبيل است . كمتر بودن ديه زن از مرد ، در ظاهر بيان كننده فضيلت مرد است ; در حالى كه اولا ، اين يك مسأله حقوقى است نه ارزشى ، و ثانياً ، اين كار عين عدالت و حكمت است . همان طور كه در مورد ارث و.. . چنين است . ما فقط يك بُعد قضيه را مى بينيم ; امّا اسلام تمامى ابعاد را ملاحظه مى كند; به عنوان نمونه ، چون مردان غالباً عضو مؤثر اقتصادى در خانواده هستند ، اگر ديه بيشترى به آنان تعلق نگيرد به خانواده و فرزندان او لطمه وارد مى شود; مثلا اگر مردى زنى را بكشد ، اولياى دم مى توانند قصاص كنند ، در صورتى كه نصف ديه مرد را پرداخت نمايند; به خلاف آنجا كه زنى مردى را بكشد; چون درست است كه مرد گناه كار است ; امّا زن و بچه او كه واجب النفقه او هستند . گناهى مرتكب نشده اند و اسلام با رعايت حقوق آنها ، از اين خلأ اقتصادى خانواده جلوگيرى مى كند . در ضمن زنانى كه خودشان نان آور هستند ، موارد استثنايى اند و احكام و قوانين الهى بر محور كل مردان با كل زنان دور مى زند .•


    1 . ر .ك : سوره ممتحنه /12; ر .ك : زن در آينه جلال و جمال ، جوادى آملى ، مبحث زن
    1 . تفسير نمونه ، ج 17 ، ص 313ـ314 و ج 1 ، ص 611 .
    نقد
    چنين توجيهي مبني بر اين كه زن و بچه واجب النفقه مرد هستند و لذا بايد به جهت نفقه ديه يا ارث مرد دو برابر زن باشد، نادرست است؛ زيرا اولاً مگر همه مردها لزوماً زن و بچه دارند. به موجب سخن شما بايد گفت: ديه و ارث مردان مجرد با زنان مساوي است. ثانياً حال اگر زني شوهر فلجي داشت و زني با كار خود نفقه و خرجي شوهر و بچه هايش مي داد، اگر كشته شود، چه خواهيد گفت: آيا در اين صورت ديه و ارث چنين زني با مرد برابر است.
    واقعيت امر اين است كه نصف بودن ديه و ارث زن سنتي عربي بوده است و اسلام آن را امضاء و تأييد كرده است و هيچ توجيهي جز اين ندارد و طبيعتا اگر پيامبر اسلام در اين عصر مبعوث مي شد، چنين قانوني براي زنان وجود نداشت. منتها تمام اين سنني كه اسلام امضاء كرده، خط قرمز دارد و آن عدالت است. چنان كه شما فرموديد، اسلام در عين حالي نصف بودن ديه و ارث زن را پذيرفته، براي زن نيز امتيازاتي مثال وجوب نفقه زن بر مرد و اعطاي مهر از سوي مرد به زن قائل شده است.

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    141
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : چرا طبق قرآن ديه و حقوق زن كمتر از مرد است ؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط ثبت نام نشده نمایش پست
    نقد
    چنين توجيهي مبني بر اين كه زن و بچه واجب النفقه مرد هستند و لذا بايد به جهت نفقه ديه يا ارث مرد دو برابر زن باشد، نادرست است؛ زيرا اولاً مگر همه مردها لزوماً زن و بچه دارند. به موجب سخن شما بايد گفت: ديه و ارث مردان مجرد با زنان مساوي است. ثانياً حال اگر زني شوهر فلجي داشت و زني با كار خود نفقه و خرجي شوهر و بچه هايش مي داد، اگر كشته شود، چه خواهيد گفت: آيا در اين صورت ديه و ارث چنين زني با مرد برابر است.
    واقعيت امر اين است كه نصف بودن ديه و ارث زن سنتي عربي بوده است و اسلام آن را امضاء و تأييد كرده است و هيچ توجيهي جز اين ندارد و طبيعتا اگر پيامبر اسلام در اين عصر مبعوث مي شد، چنين قانوني براي زنان وجود نداشت. منتها تمام اين سنني كه اسلام امضاء كرده، خط قرمز دارد و آن عدالت است. چنان كه شما فرموديد، اسلام در عين حالي نصف بودن ديه و ارث زن را پذيرفته، براي زن نيز امتيازاتي مثال وجوب نفقه زن بر مرد و اعطاي مهر از سوي مرد به زن قائل شده است.
    پس شما می فرمایید اسلام برای این حکم حکمتی در نظر نگرفته و همین طور چون سنت عربی بوده آن را امضا کرده است صرفا به خاطر اینکه مشکلی برای عدالت پیش نمی آید. ولی تا آنجا که من می دانم وقتی کاری نه فایده زیاد داشته و نه ضرر زیاد اسلام در مورد آن سکوت می کرده است. مگر نعوذ بالله می شود گفت که آمدن این آیه در قرآن عبث است.
    به علاوه شما می فرمایید اگر پیامبر در شرایط امروز مبعوث می شد چنین قانونی وجود نداشت.
    اولا مگر پیامبر این احکام را از خودشان در می آوردند؟
    ثانیا مگر خداوند از وضعیت مردم در 1400 سال آینده آگاه نبودند؟
    ثالثا مگر در آن زمان تمام مردان زن و بچه داشتند و شوهر هیچ زنی فلج نبود و هیچ مردی کشته نمی شد؟

  6. تشکر


  7. #5
    ثبت نام نشده

    نقل قول : چرا طبق قرآن ديه و حقوق زن كمتر از مرد است ؟




    در پاسخ بايد گفت:
    اولاً اينجانب نگفته است كه حكم مذكور بدون غرض و حكمت بوده است. بلاخره غرض و حكمتي داشته ولي آن نه چيزي كه شما فرموديد و نقض پذير است. در هر جامعه اي اعم از ديني و غير ديني اگر قانوني وضع مي شود، براي تعريف روابط و رفتار اجتماعي بر اساس آن است.
    ثانياً هر پيامبري سيره جاري عقلا را تا جايي كه با اصول فطرت و عقل و عدالت ناسازگار نباشد، امضا مي كرده است و بر اين اساس بوده است كه اديان مختلف الهي با آداب و سنن و احكام متفاوتي پديد آمده است. به موجب آن بايد گفت: اگر پيامبري در اين عصر نيز مبعوث مي شد، آداب و سنن جاري اين عصر را تأييد و امضا مي كرد.
    ثالثاً هر پيامبري احكام و معارفي را كه امضا يا بيان مي كند، نظر به افراد قوم زمان خود دارد و متناسب با مقتضايات و حاجات آنها سخن مي كند؛ چنان كه متناسب با عصر نزول به مردم آن زمان گفته شد، به عنوان وسيله نظامي اسب تهيه كنيد و طبيعتاً در اين عصر هزاران گله اسب مي تواند، وسيله نظامي باشد. در اين زمان موضوعاتي چون تلقيح خارج از رحم و شبيه سازي و مانند آن مطرح شده است و در باره خصوص آنها آيه و روايتي نيست. روشن است كه براي تسري احكامي كه در عصر نزول بوده است، بايد به مناط و ملاك آن احكام مراجعه كرد و با توجه به آنها حكمي متناسب با اين عصر استنباط كرد.
    رابعاً زني كه شوهر فلج دارد و خرجي شوهر و فرزندانش را تهيه مي كند، به عنوان مورد نقض فلسفه اي ذكر شد كه شما براي نصف بودن ديه زن ياد كرديد. گفته شد، فلسفه آن اين نبوده است كه چون مرد خرجي زن و بچه مي دهد.
    خامساً مگر نصف بودن زن چيزي بوده است كه پيامبر اسلام(ص) آن را بيان كرده است. اين سنت قبل از اسلام هم بوده است و اين سنت در ميان قوم اميّ يعني بدون كتاب آسماني قريش وجود داشته است. اساساً چندان نمي توان احكامي را يافت كه قبل از اسلام در ميان قريش نبوده باشد و پيامبر اسلام(ص) از نو تأسيس كرده باشد. قريب به اتفاق احكام اسلام پيش‌تر بوده است. كاري كه پيامبر اسلام(ٌص) كرده است، تكميل و اصلاح آن احكام يا برداشتن برخي از سنن باطل قبل بوده است.

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : چرا طبق قرآن ديه و حقوق زن كمتر از مرد است ؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط بچه با حال نمایش پست
    چرا طبق آيات قرآن ، ديه و يا حقوق زن كمتر از مرد است ؟ چرا حقوق زنان كمتر از مرد است ؟
    بسم الله الرحمن الرحيم
    درباره پرسش فوق چند نكته مهم وجود دارد :
    1- اصولا پرسش غلط است زيرا
    الف : كمتربودن ديه زن از مرد در هيچ آيه اي نيامده است بلكه يكي از فتاواي مشهور فقها است كه برخي ديگر از فقها با آن مخالف هستند . بديهي است كه اگر برابر آيات قرآن بود مخالفي وجود نداشت
    ب : مطابق قرآن حقوق زن برابر حقوق مرد است و نه كمتر و نه بيشتر: للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن .. .» (نساء/32) ، آرزو مكنيد چيزهايى را كه خداوند برخى را بر برخى ديگر به آن فزونى داده است ، مردان را از آنچه كرده اند بهره اى است و زنان را از آنچه كرده اند بهره اى . زنان در حقوق اجتماعي مانند حق انتخاب همسر ،‌ شغل در آبرومند ، حق مالكيت ،‌ آزادي و.... با مردان برابرند
    2- در پاسخ به پرسش اين كه چرا زن و مرد از حقوق مساوي برخوردار نيستند مي توان گفت
    آيا هميشه تساوي خوب است مثلا براي رعايت مساوات بايد موتور كشتي و موتور سيكلت يكي باشد
    3- در برخي موارد زنان و مردان از حقوق مساوي برخوردار نيستند حالا يا مرد به ظاهر از حقوق بيشتري برخوردار است مانند مسئله ديه مطابق فتاواي مشهور يا زن به ظاهر از حقوق بيشتري برخوردار است مانند حق حضانت ونگهداري فرزند در سنين اوليه تولد كه سرپرستي فرزند تا مدتي (براي پسر دو سال و براي دختر تا هفت سال) از حقوق زن است يعني مي تواند از اين حق استفاده كند و فرزند را نزد خود نگهدارد و براي نگهداري فرزند از شوهرش حقوق طلب كند و مرد نمي تواند چنين كند و...
    4- در اين گونه موارد به خاطر مصالح والاتري اين احكام وضع شده است كه ما از فلسفه و حكمت آن اطلاع كاملي نداريم البته مي توانيم مطالبي را حدث بزنيم
    5- در باره ديه به چند نكته بايد توجه كرد :
    الف : پرداخت نفقه از وظايف مردان است يعني به دختران در خانه پدر پدر بايد نفقه بدهد و به زنان در خانه شوهر مرد خانه بايد نفقه بدهد اين يك وظيفه است .
    ب :‌ برابر فتاواي تمام فقها ديه زن تا به ثلث نرسيده با ديه مرد برابر است .
    ج : وقتي ديه از ثلث گذشت ديه زن برابر فتاواي مشهور نصف مي شود
    د :‌زن و مرد در برابر همديگر قصاص مي شوند يعني اگر مردي زني رابكشد اولياي زن مقتول مي توانند مرد قاتل را بكشند
    ه :‌پس از كشته شدن قاتل براي آن كه خانواده قاتل (‌كه باز هم زن و فرزندان او هستند ) ديگر كسي كه وظيفه (دقت كنيد وظيفه ) نفقه دادن آنها را داشته كشته شده نيمي از ديه را دريافت مي كنند
    و : اين ديه را يا حكومت اسلامي به زن و بچه قاتل مي دهد يا خويشاوندان مقتول
    نتيجه اين كه : هر چند در ظاهر ديه زن نصف است و ممكن است كسي فكر كند به زن ظلم شده ولي در واقع باز هم نيمه ديه به خود زن بر مي گردد و خانواده قاتل به خاطر در يافت ديه از هم نمي پاشد
    ز : اما اگر مردي مرد ديگري را بكشد در اين صورت نان آور دو خانواده از بين رفته است پس قاتل كشته مي شود و هزينه خانواده مقتول و حتي قاتل در صورت نياز از بيت المال پرداخت مي شود

    اگر بحث ناقص ماند پوزش مرا بپذيريد
    د :‌د

  9. تشکرها 2


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : چرا طبق قرآن ديه و حقوق زن كمتر از مرد است ؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط بچه با حال نمایش پست
    چرا طبق آيات قرآن ، ديه و يا حقوق زن كمتر از مرد است ؟ چرا حقوق زنان كمتر از مرد است ؟
    بسم الله الرحمن الرحيم
    درباره پرسش فوق چند نكته مهم وجود دارد :
    1- اصولا پرسش غلط است زيرا
    الف : كمتربودن ديه زن از مرد در هيچ آيه اي نيامده است بلكه يكي از فتاواي مشهور فقها است كه برخي ديگر از فقها با آن مخالف هستند . بديهي است كه اگر برابر آيات قرآن بود مخالفي وجود نداشت
    ب : مطابق قرآن حقوق زن برابر حقوق مرد است و نه كمتر و نه بيشتر: للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن .. .» (نساء/32) ، آرزو مكنيد چيزهايى را كه خداوند برخى را بر برخى ديگر به آن فزونى داده است ، مردان را از آنچه كرده اند بهره اى است و زنان را از آنچه كرده اند بهره اى . زنان در حقوق اجتماعي مانند حق انتخاب همسر ،‌ شغل در آبرومند ، حق مالكيت ،‌ آزادي و.... با مردان برابرند
    2- در پاسخ به پرسش اين كه چرا زن و مرد از حقوق مساوي برخوردار نيستند مي توان گفت
    آيا هميشه تساوي خوب است مثلا براي رعايت مساوات بايد موتور كشتي و موتور سيكلت يكي باشد
    3- در برخي موارد زنان و مردان از حقوق مساوي برخوردار نيستند حالا يا مرد به ظاهر از حقوق بيشتري برخوردار است مانند مسئله ديه مطابق فتاواي مشهور يا زن به ظاهر از حقوق بيشتري برخوردار است مانند حق حضانت ونگهداري فرزند در سنين اوليه تولد كه سرپرستي فرزند تا مدتي (براي پسر دو سال و براي دختر تا هفت سال) از حقوق زن است يعني مي تواند از اين حق استفاده كند و فرزند را نزد خود نگهدارد و براي نگهداري فرزند از شوهرش حقوق طلب كند و مرد نمي تواند چنين كند و...
    4- در اين گونه موارد به خاطر مصالح والاتري اين احكام وضع شده است كه ما از فلسفه و حكمت آن اطلاع كاملي نداريم البته مي توانيم مطالبي را حدث بزنيم
    5- در باره ديه به چند نكته بايد توجه كرد :
    الف : پرداخت نفقه از وظايف مردان است يعني به دختران در خانه پدر پدر بايد نفقه بدهد و به زنان در خانه شوهر مرد خانه بايد نفقه بدهد اين يك وظيفه است .
    ب :‌ برابر فتاواي تمام فقها ديه زن تا به ثلث نرسيده با ديه مرد برابر است .
    ج : وقتي ديه از ثلث گذشت ديه زن برابر فتاواي مشهور نصف مي شود
    د :‌زن و مرد در برابر همديگر قصاص مي شوند يعني اگر مردي زني رابكشد اولياي زن مقتول مي توانند مرد قاتل را بكشند
    ه :‌پس از كشته شدن قاتل براي آن كه خانواده قاتل (‌كه باز هم زن و فرزندان او هستند ) ديگر كسي كه وظيفه (دقت كنيد وظيفه ) نفقه دادن آنها را داشته كشته شده نيمي از ديه را دريافت مي كنند
    و : اين ديه را يا حكومت اسلامي به زن و بچه قاتل مي دهد يا خويشاوندان مقتول
    نتيجه اين كه : هر چند در ظاهر ديه زن نصف است و ممكن است كسي فكر كند به زن ظلم شده ولي در واقع باز هم نيمه ديه به خود زن بر مي گردد و خانواده قاتل به خاطر در يافت ديه از هم نمي پاشد
    ز : اما اگر مردي مرد ديگري را بكشد در اين صورت نان آور دو خانواده از بين رفته است پس قاتل كشته مي شود و هزينه خانواده مقتول و حتي قاتل در صورت نياز از بيت المال پرداخت مي شود

    اگر بحث ناقص ماند پوزش مرا بپذيريد
    د :‌د


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    51
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما نقل قول : چرا طبق قرآن ديه و حقوق زن كمتر از مرد است ؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط ثبت نام نشده نمایش پست
    نقد
    چنين توجيهي مبني بر اين كه زن و بچه واجب النفقه مرد هستند و لذا بايد به جهت نفقه ديه يا ارث مرد دو برابر زن باشد، نادرست است؛ زيرا اولاً مگر همه مردها لزوماً زن و بچه دارند. به موجب سخن شما بايد گفت: ديه و ارث مردان مجرد با زنان مساوي است. ثانياً حال اگر زني شوهر فلجي داشت و زني با كار خود نفقه و خرجي شوهر و بچه هايش مي داد، اگر كشته شود، چه خواهيد گفت: آيا در اين صورت ديه و ارث چنين زني با مرد برابر است.
    واقعيت امر اين است كه نصف بودن ديه و ارث زن سنتي عربي بوده است و اسلام آن را امضاء و تأييد كرده است و هيچ توجيهي جز اين ندارد و طبيعتا اگر پيامبر اسلام در اين عصر مبعوث مي شد، چنين قانوني براي زنان وجود نداشت. منتها تمام اين سنني كه اسلام امضاء كرده، خط قرمز دارد و آن عدالت است. چنان كه شما فرموديد، اسلام در عين حالي نصف بودن ديه و ارث زن را پذيرفته، براي زن نيز امتيازاتي مثال وجوب نفقه زن بر مرد و اعطاي مهر از سوي مرد به زن قائل شده است.
    باسمه تعالي
    1. عقل و منطق و سيره عقلا بر اين قرار دارد كه قانون در جوامع بشري بر اساس مصلحت اكثريت وضع شود نه اقليت و استثناء ها . در گذشته و حال هزينه زندگي غالبا بر عهده مردان بوده است چنانكه ساختار وجودي مردان بيشتر براي كسب درامد و تأمين هزينه زندگي سازگاري دارد و قوانين اسلام نيز كه بر اساس فطرت بشر وضع شده در اينجانيز كاملا مراعات شده است وجود مرد هم به لحاظ عقلاني و رواني و هم به لحاظ جسماني بيشتر آمادگي كارهاي سخت و طاقت فرسا و درامد زا را دارد در حالي كه ساختار وجودي زن و لطافت جسمي و روحي او بيشتر با كارهاي تربيتي و ايجاد فضاي صميميت لطافت در محيط خانواده سازگاري دارد و طبعا با كار در خارج از منزل به ويژه كارهاي اقتصادي نيازمند استفاده بيشتر از منطق و عقلانيت يا كارهاي شاق كه نيازمند جسمي مقاومتر و قوي تر است كمتر سازگاري دارد تاكيد مي شود اغلب چنين است و استثناء را نمي توان مبناي قانون قرار داد و مصلحت اكثريت بايد اساس قانو ن باشد .
    2. اگر بنابود اسلام از فرهنگ عرب جاهلي تاثير مي پذيرفت اين همه مخالفت و درگيري پيش نمي آمد يكي از عمده ترين شاخصه هاي فرهنگ اسلام مخالفت اصولي با فرهنگ جاهلي عرب و نمونه هاي اين امر بسيار فراوان است مقايسه اي كوتاه ميان فرهنگ حاكم بر جامعه حجاز و فرهنگ اسلام اين حقيقت را روشن مي كند .
    3. خانواده بر اساس يك قرار داد اجتماعي شكل مي گيرد و طبعا بايد مقرراتي داشته باشد و كارها تقسيم شده باشد حال آيا مي توان مهمترين ركن دوام خانواده يعني تامين هزينه آن را بدون مسئول گذاشت ؟! اگر بنا است مسئول تعيين شود آن مسئول كه باشد كسي كه توانايي بيشتري براي تامين هزينه دارد يا كسي كه توان كمتري دارد؟ بنابراين اين قانون اسلام ربطي به فرهنگ عربي ندارد بلكه برخاسته از عقل و فطرت است .
    4. اسلام براي موارد استثناءنيز راه كار پيش بيني كرده است و آن اينكه دولت اسلامي بايد تامين هزينه موارد استثنايي را بر عهده بگيرد و تامين كند به هر حال زن در اين رابطه تكليفي ندارد گر چه كمك او به تامين هزينه خانواده امري مستحب و مطلوب است ولي هرگز بر او واجب نيست .
    حسن السئوال نصف العلم


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    40
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : چرا طبق قرآن ديه و حقوق زن كمتر از مرد است ؟




    سلام علیکم .
    اولا حقوق زن ومرد یکسان است وجایی گفته نشده که حقوق زن کمتر از مرد است دوما در مورد دیه فکر کنم با مثال اگر عرض کنم بهتر جا بیفتد .اگر مردی که کشته میشود .دیه ای که برایش دریافت میشود خوب به چه کسی میرسد .مسلما به زن وفرزندان .واین پس خیلی خوب است که دیه بسیاری نصیب زن میشود .چون در شرایط زن که کار کردن نیست پس حداقل این دیه باری از مشکلات زن را برمیدارد ولی اگر زنی کشته شود دیه ای که دریافت میشود به چه کسی میرسد .مسلما به مرد وفرزندان .خوب پس زیاد هم مهم نیست که مردی که کار در توانش است وبا شرایطش سازگاری دارد دیه بیشتری نصیبش برسد .
    پس دراصل در ظاهر میبینیم که خداوند در قرآن جانب مرد را گرفته اند ولی اگر خوب بنگریم متوجه نافع بودن این احکام برای زنان میشویم .


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : چرا طبق قرآن ديه و حقوق زن كمتر از مرد است ؟




    این مثالی که فرمودید هم خیلی ملموسه هم قابل فهمه وهم قانع کننده برای عامه مردم این رو خودم قبلا بارها تجربه کردم از عنایتتون متشکرم

  14. تشکر


صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود