جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زندگینامه حضرت بقیةالله(عج)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اقامتگاه حضرت ولی عصر (عج)




    از مسائلى كه درباره امام زمان(ع) مطرح است، مكان و محل زندگی ايشان است.
    رواياتى كه دراين زمينه وجود دارد سه دسته اند:
    1.برخی ازآن ها محل خاصى را تعيين نمی كند وجايگاه حضرت را در بيابان ها وكوه ها معرفى می كند.ازآن جمله، حضرت مهدى(1) به پسر مهزيار مى فرمايد: فرزند مهزيار! پدرم امام حسن(ع) از من پيمان گرفت... و فرمان داد كه براى سكونت، كوه هاى سخت وسرزمين هاى خشك ودور دست را برگزينم. (1)
    اين بخش از روايات گوياى آن است كه حضرت ازحوزه دسترسى مردم به دوراست و به سختى و دشوارى زندگى می كند وكسی ازمحل زندگى وى آگاه نيست.
    2. برخى روايات، منطقه خاصى را به عنوان محل سكونت آن حضرت نام مى برند ومحدوده آن را نيز تعيين می كنند:
    الف. مدینه و پیرامون آن :
    ابی بصیر می گوید از امام باقر(ع) شنيدم كه فرمود: صاحب الزمان را عزلت وغيبتی است كه درآن، نيرومنداست به سى نفرى كه با حضرت هستند ووحشت وتنهايى را از وى دور می كنند، و خوب جايگاهی است مدينه(2).
    روايت دیگرى است كه مكان حضرت را كوه رضوى، دراطراف مدينه نام مى برد
    راوى می گويد: با امام صادق(ع) از مدينه خارج شديم، به روحاء اطراف مدينه كه رسيديم، حضرت نگاهش را به كوهى دوخت و مدت زمانی ادامه داد... و فرمود:اين كوه رضوى نام دارد. خوب پناهگاهی است براى خائف امام زمان (ع) در غيبت صغرى وكبرى. (3)
    ب. مکه و پیرامون آن :
    برخى روايات استفاده مى شود كه آن حضرت در مكانى به نام ذى طوى پیرامون مكه زندگى می كند واز همان جا نيز همراه يارانش قيام خواهدكرد.
    امام باقر(ع) فرمود: امام زمان(ع) را غيبتی است در بعضی از دره ها واشاره كرد به منطقه ذى طوى (4).
    درادامه اين روايت و روايات ديگر، محل ظهور و خروج آن حضرت و مركز تجمع ياران و دوستان وى نيز، همين منطقه ياد شده است. (5)
    ج. دسته سوم اخبارىايست كه مانند دسته اول، جايگاهى خاص را نام نمى برد، ولی از وى به عنوان فردى كه با مردم حشر و نشر دارد و به گونه ناشناس زندگى می كند، نام برده است.
    امام صادق(ع) مى فرمايد: صاحب الامر(ع) در ميان مردم رفت وآمد می كند، در بازار قدم مى زند، لكن او را نمى شناسند تا زمانى كه خداوند به وى اذن دهد تا خود را معرفى كند... (6)
    بين اين سه دسته از روايات، تضاد وتنافى نيست نام بردن مكانى خاص، با زندگى به شكل ناشناس قابل جمع است انتخاب کوه ها و مکانهای دست نیافتنی در حال ضرورت و نیاز نیز امری است طبیعی و موافق با اصل تقیه.(7)



    1. غيبة طوسى ص 266
    2 . بحارالانوار، ج 52 ص 153 اصول كافى، ج1، ص 340
    3. غيبة طوسى، ص 162
    4 . غيبت نعماني ص 182
    5 . همان ص 315
    6 . همان ص 164
    7. چشم به راه مهدى، ص 351

    ذي طوى


    طوى، در لغت به معناى پيچيدن ودرنورديدن است.(1)ذى طوى " نام منطقه اى است در يك فرسخى مكه كه داخل حرم قرار دارد (2)و طبق برخى روايات، حضرت مهدى (ع) در آن جا زندگى مى كند واز همان جا نيز همراه يارانش قيام خواهدكرد. در برخى روايات، محل ظهور وخروج آن حضرت ومركز تجمح ياران ودوستان وى نيز، همين منطقه ياد شده است (3)در روايتى آمده است كه: "هنگام ظهور امام قائم (ع) آن حضرت قبل از آن كه كناركعبه برود و صداى خود را بلندكرده ربه جهانيان برساند، در اين مكان در انتظار 313 نفر از ياران خاصش توقف مى كند، تا اين كه آن ها مى آيند وبه آن حضرت مى پيوندند...

    در دعاى ندبه هم مى خوانيم: ليت شِعري أينَ استقرت بِكَ النوى، بَل اي ارض تقلك او ثرى 0 ابِرضوى اوغيرها ام ذي طوي. (4)

    اى كاش مى دانستم كه كجا دل ها به ظهور، آرام و قرار خواهد يافت، دركدامين سرزمين اقامت دارى؟ در سرزمين رضوى يا غير آن، يا در ديار ذى طوى مسكن كرد ه ا ى؟

    ذى طوى، بين "حجون و فخ " قرار دارد كسى كه در مسجد تنعيم احرام بسته به سوى مسجد الحرام عزيمت مى كند، پس از عبور از منطقه فخ " وارد ذى طوى مى شود، آن گاه از طرف قبرستان حضرت ابوطالب (5) وارد مكه معظمه مى شود. رسول اكرم (ص) در حجة الوداع، شب چهارم ذى حجة الحرام را در آن جا بيتوته كردند. نماز صبح را در آن جا ادا نمودند، آن گاه غسل كرده، از بخش سنگلاخ "ذى طوى "كه مشرف بر حجون است، وارد مكه معظمه شدند(6)امام صادق (ع) مى فرمايد: "گويى قائم را با چشم خود مى بينم كه با پاى برهنه در ذى طوى سر پا ايستاده، همانند حضرت موسى (ع) نگران ومنتظر است كه به مقام ابراهيم بيايد و دعوت خود را اعلام نمايد(7)



    1. معجم مقاييس اللغة ج 3؟ ص430 0

    2. مجمع البحرين، ج 1 ص 279.

    3. غيبة نعمانى؟ ص 182 0

    4. بحارالانوار، ج 2 5ص 304.

    5 مفاتيح الجنان دعاي ندبه.

    6. با دعاي ندبه در پگاه جمعه مهدي پور ص100

    7.بحار الانوار ج 52 ص385




    كرعه


    نام روستايى از يمن است(1) مرحوم مجلسى در تذكرة الائمه- ازكتب اهل سنت- نقل مى كند كه حضرت مهدى (ع) در غيبت كبرى، در "كرعه " اقامت مى كند (2) در حديثى از حضرت رسول (ص) نيز آمده كه حضرت مهدى (ع) از روستايى به نام كرعه " ظهور خواهد كرد. (3)



    1. معارف ومعاريف ج8ص 486

    2. عبقرى الحسان ج2 ص 134.

    3.بحار الانوار ج51ص80




    بيت الحمد


    بر طبق فرمايش امام صادق (ع)، براى صاحب الزمان، خانه اى است كه به آن "بيت الحمد" گفته مي شود. در آن خانه چراغى است كه از روز ولادت آن حضرت روشن است 0 اين چراغ خاموش نمي شود تا روزى كه با شمشير قيام كند. (1)

    احتمال مي رود منظور يك معناى كنايى باشدكه با ولادت آخرين حجت الهى، به چراغ هدايت بشر با فروغى هر چه بيشتر به پرتو افشانى پرداخته و زمين را از نور وجود خود اكنده ساخته است.

    اين واژه در منابع اهل سنت نيز آمده است، اما به معناى خانه اى است كه در بهشت ساخته مي شود 0 (2)



    ا. غيبة نعمانى ص 26 01

    02 مسنداحمد، ج 54 ص 5 1 4.




    رضوى


    نخستين كوه ازكوه هاى تهامه در يك منزلى ينبع و هفت منزلى مدينه است.
    در برخى روايات، ازآن به عنوان محل زندگى حضرت مهدى (ع) نام برده شده است.
    راوى مى گويد: با امام صادق (ع) از مدينه خارج شديم، به روحا اطراف مدينه كه رسيديم، حضرت نگاهش را به كوهى دوخت و مدت زمانى ادامه داد و فرمود: اين كوه رضوى نام دارد.
    خوب پناهگاهى است براى خائف امام زمان، در غيبت صغرى وكبرى.
    صاحب مراصد الاطلاع مى نویسد: رضوى، كوهى است ميان مكه و مدينه، در نزديكى ينبع، داراى آب فراوان و درختان زياد كسانيه مى پندارندكه محمد حنفيه، درآن جا زنده ومقيم است. (1)
    در احاديث فراوانى از رضوى ياد شده است از جمله، پيامبر(ص) فرمود: رضوى، خداى ازآن خشنود است ونيز فرمود: رضوى ازكوه هاى بهشت است.
    امام زين العابدين (ع)، در ضمن حديثى طولانى از آمدن جبرئيل امين در آستانه ظهور به محضرآن حضرت سخن گفته، در پايان مى فرمايد: ... آن گاه اسبى راكه براق ناميده مى شود به حضور ايشان مى آورد. قائم برآن سوار مى شود، سپس به سوى كوه رضوى حركت مى كند. (2) .
    امام صادق (ع) نيز ازگرد آمدن ارواح مؤمنان درگلستان رضوى سخن مى گويد: ... پس روح مؤمن درگلستان رضوى با آل محمد(ع) ديدار مى كند... تا روزى كه قائم اهل بيت قيام كند... (3)



    1. مراصد الاطلاع علی اسماء الامكلنه والبقاع ج 2ص620
    2. بحارالانوار ج 052 ص 6 30.
    3. بحارالا نوار ج 53 ص 97
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خوش حکایتی ازدیدار علامه حلی (رض)باحضرت ولی عصر(عج)




    خوش حکایتی ازدیدار علامه حلی (رض)باحضرت ولی عصر(عج)
    نقل مى كنند: بعضى از علماى متعصّب اهل سنّت كتابى در ردّ مذهب جعفرى نوشته بود، و آن را براى مردم مى خواند و مردم را نسبت به مذهب تشيّع ، گمراه و بدبين مى نمود، مرجع معروف شيعه ، علامه حلّى (متوفى 726 ه.ق ) تصميم گرفت به هر نحو ممكن ، آن كتاب را از وى به عنوان امانت بگيرد و پس از اطلاع از مطالب آن ، ردّ آن را بنويسد، ولى آن دانشمند سنّى ، آن كتاب را به هيچكس نمى داد.
    علامه حلى مدتى به عنوان شاگرد او، به كلاس درس او رفت ، و ارتباط خود را با او گرم كرد، و پس از ايامى ، از او تقاضا كرد كه مدتى آن كتاب را به عنوان امانت به وى بدهد.
    سرانجام او گفت : ((من نذر كرده ام كه اين كتاب را بيش از يك شب به احدى ندهم .))
    علامه ، فرصت را از دست نداد، به عنوان يكشب ، آن كتاب را از او گرفت و به خانه اش آورد، و تصميم گرفت از روى آن كتاب ، تا آنجا كه امكان دارد، رونوشت بردارد، مشغول نوشتن آن كتاب شد، تا نصف شب فرا رسيد، ناگهان شخصى در لباس مردم حجاز، در همان نصف شب (به عنوان مهمان ) بر علامه وارد شد، و پس از احوالپرسى ، به علامه گفت : ((نوشتن اين كتاب را به من واگذار و تو خسته اى ، استراحت كن .))
    علامه قبول كرد، و كتاب را در اختيار او گذاشت ، و به بستر رفت و خوابيد، پس از آنكه از خواب بيدار شد، ديد كسى در خانه نيست ، و آن كتاب (با اينكه قطور بود) بطور معجزه آسائى تا آخر نوشته شده است ، و در پايان آن نام مقدس امام زمان ، حضرت مهدى (عليه السلام ) امضاء شده است ، فهميد كه آن شخص امام زمان (عج ) بوده و علامه را در اين كار كمك نموده است .
    بعضى در مورد اين حكايت گفته اند: ((اين كتاب ، بسيار ضخيم بود كه رونويسى از آن ، يكسال يا بيشتر، طول مى كشيد، علامه در آن شب ، چند صفحه از آن را نوشت و خسته شد، ناگهان مردى به قيافه مردم حجاز بر او وارد شد و سلام كرد و نشست و به علامه گفت تو خط كشى كن و نوشتن را به من واگذار)) علامه قبول كرد و به خط كشى مشغول شد، و او مى نوشت ، اما به قدرى سريع مى نوشت ، كه علامه در خط كشى صفحات به او نمى رسيد، هنگامى كه آواز خروس در سحر آن شب بلند شد، علامه ديد، كتاب تا آخر، نوشته شده است .
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    زندگینامه حضرت بقیةالله(عج)




    زندگینامه امام زمان
    بسم الله الرحمن الرحیم

    " اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه
    فیها طویلا "

    محمد بن حسن عسكري (عج) آخرين امام از امامان دوازده گانه شيعيان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنيا آمد و تنها فرزند امام حسن عسكري (ع)، يازدهمين امام شعيان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است كه گفته اند از نوادگان قيصر روم بوده است. «مهدي» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقيه الله، صاحب زمان، ولي عصر و امام عصر از لقبهاي آن حضرت است.

    تولد امام زمان (عج) پنهان نگاهداشته شد و امام حسن عسكري (ع) خبر آن را تنها به عده اي از شيعيان داده بود. حضرت در سال ٢٦٠ هـ ق پس از وفات پدر به امامت رسيد. امامت ايشان بنا به حديثهاي بسياري بود كه از پيامبر (ص) و امامان پيشين روايت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنكه بر جنازه پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت اين بود كه خليفه هاي عباسي تصميم به كشتن او داشتند.

    بنا به اخبار و روايات شيعه غيبت آن حضرت دو بار صورت گرفته است. دوران غيبت نخست را كه تا سال 329 هـ ق ادامه داشت دوران غيبت صغرا يا دوره نيابت خاصه مي نامند. در اين سالها امام به وسيله چهار نفر از نمايندگان خاص خود با شيعيان ارتباط داشت. اين چهار تن كه آنان را نواب اربعه (نايبان چهارگانه) مي خوانند عبارتند از:

    ١- عثمان بن سعيد بن عمري، از ياران امام هادي (ع) و امام حسن عسكري (ع) او به دستور امام حسن عسكري تا پايان عمر نايب امام زمان (عج) بود.

    ٢- ابوجعفر محمدبن عثمان بن سعيد، از شاگردان ياران امام حسن عسكري كه پس از مرگ از پدرش، عثمان بن سعيد بن عمري، نيابت امام زمان (عج) را به عهده گرفت، او در سال ۳۰۴ يا ۳۰٥ هـ ق در بغداد درگذشت.

    ۳- حسين بن روح نوبختي كه دستيار محمدبن عثمان بن سعيد بود و پس از مرگ وي نيابت امام را به عهده گرفت و در سال ۳۲٦ در بغداد درگذشت.

    ٤- علي بن محمد سُمري كه بنا به وصيت حسين بن روح نوبختي نايب امام شد و در حدود دو سال رابط امام و شيعيان بود. او در نيمه شعبان ۳٢۹ در بغداد درگذشت.

    ـ با مرگ علي بن محمد سمري دوره غيبت صغرا يا نيابت خاصه پايان يافت و دومين دوره غيبت آن حضرت، يعني دوران غيبت كبري، آغاز شد. اين دوره تا ظهور امام زمان ادامه خواهد يافت. آخرين نامه و دستوري كه سمري از امام زمان دريافت نمود به مضمون ذيل نقل شده است:

    ـ «بسم الله الرحمن الرحيم، اي علي بن محمد سمري خدا اجر برادران ترا در مصيبت تو بزرگ گرداند. تو بعد از شش روز خواهي مرد. پس خود را آماده كن و به احدي براي جانشيني خود وصيت نكن. زيرا غيبت تامه آغاز مي شود و ديگر ظهوري نخواهد بود مگر به اذن خداي تعالي و آن بعد از طول زمان و قساوت قلبها و پر شدن زمين از جور خواهد بود. زود باشد كه در بين شيعيان كساني بيايند كه ادعاي مشاهده كنند، هر كس مدعي مشاهده من قبل از خروج سفياني و صيحة آسماني بشود كذاب و مفتري است. و لاحول و لا قوه الا بالله العلي العظيم.»

    ـ دوره غيبت كبري را دوران نيابت عامه نيز مي نامند. نيابت عامه به اين معني است كه در اين دوره راهنمايي شيعيان به عهده فقهايي عالم از شيعيان است، كه داراي شرايط تعيين شده براي راهنمايي هستند. در اين دوره كسي مستقيماً از طرف امام زمان (عج) براي نيابت تعيين نمي شود.

    ـ سبب واقعي پنهان شدن امام زمان (عج) از چشم مردمان در حديثها بيان نشده است. حتي گروهي گفته اند علت غيبت بعد از ظهور امام زمان (عج) آشكار خواهد شد. اما از دلائل مهم غيبت، حفظ وجود امام از گزند دشمنان به فرمان خدا براي مصلحت اسلام و مسلمانان است. گذشته از اين، غيبت امام زمان (عج) فقط از نظر ظاهري است و از نظر معنوي رابطه او با مردم قطع نشده است.

    در حديثي از پيامبر (ص) درباره دوره غيبت امام زمان (عج) نقل شده، آمده است كه ايشان مانند خورشيد پنهان شده در پس ابر است كه ديده نمي شود، اما انوارش به زمين مي رسد وبه آن سود مي رساند، همه مسلمانان، به دليل حديث هايي كه از پيامبر (ص) روايت شده است، معتقدند كه مهدي (عج) روزي ظهور خواهد كرد و جهان را پر از عدل و داد خواهد ساخت. امام تنها شيعيان هستند كه به امامت او در دوران غيبت نيز معتقدند.....

    ـ در دوران غيب كبري افراد بسياري ادعاي مهدويت كرده اند از جمله غلام احمد قادياني، موسس فرقه قادياني هند در ۱٢۳٥ هـ ق، سيد علي محمد شيرازي معروف به سيد باب، موسس فرقه بابيان در ايران، كه به سال 1266 هـ ق در تبريز كشته شد و محمد احمد معروف به مهدي سوداني كه در ۱۳۰٢ هـ ق (۱٨٨۱ م) در سودان بر ضد استعمارگران انگليسي قيام كرد.....
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عقیقه حضرت ولی عصر(عج)




    كسى كه صاحب فرزند مى شود، گوسفند يا شترى را مى كشد وگوشت آن را ميان فقرا و فاميل تقسيم مى كند تا به وسيله آن بلايا و مرگ را از فرزند خود دور نمايد . اين عمل را عقيقه گويندكه در اسلام بر آن تاكيد شده است (1) 0
    وقتى حضرت مهدى (ع) به دنيا آمد، اما م حسن عسكرى (ع)، نزديك ترين صحابه خود- عثمان بن سعيد- را به حضور طلبيد و به او دستور داد كه ده هزار رطل (2) نان و ده هزار رطل گوشت خریده و در ميان بنى هاشم تقسيم نمايد (3). حضرت امام عسكرى (ع) به تعداد شيعيان سامراء گوسفند ذبح كرده و به هر خانه اى يك گوسفند ذبح شده مى فرستد (4) و براى كسانى كه در خارج سامراء هستند، گوسفند زنده مى فرستد تا به نيت عقيقه حضرت مهدى (ع) ذبح كرده و بخورند. دوگوسفند براى ابراهيم بن ادریس مى فرستد و مى نویسد: اين گوسفندها را ذبح كن و به عنوان عقيقه مولايت بخور و برادرانت را دعوت كن و اطعام بده (5).
    براى يكى ديگر از شيعيانى كه در خارج از سامراء بود، چهارگوسفند مى فرستد و مى نویسد : اين چهارگوسفند را به عنوان عقيقه پسرم مهدى (ع) ذبح كن و بخور، و به هركس از شيعيان ما دسترسى داشتى، اطعام كن (6) 0 هنگامى كه محمد بن ابراهيم كوفى به محضر امام حسن عسكرى (ع) شرفياب مى شود، امام شمارى از افرادى را كه براى آن ها گوسفند ذبح شده فرستاده و فرموده كه عقيقه پسرم مهدى (ع) است، نام مى برد. (7)
    درباره دعاى عقيقه و آداب آن، دركتاب مفاتیح الجنان، در باب ششم به طور مبسوط آمده است.



    1.مفاتیح الجنان باب ششم
    2. هر رطل عراقى برابر 84 مثقال است.
    3. كمال الدين ص431.
    4. يوم الخلاص ص66.
    5. غيبة طوس ص 148
    6. يوم الخلاص ص 67.
    7. كمال الدين، ص 432
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    زندگی آقا به طور مختصر ...




    » زندگی آقا به طور مختصر ...
    حضرت مهدي (ع) دوازدهمين و آخرين امام از سلسله پاك امامت و ولايت الهي است. ولادتبا سعادت آن حضرت، مقارن با طلوع فجر جمعه نیمه شعبان از سال 255 هجري در شهر سامرا به وقوع پيوست. پدر گراميش، امام حسن عسگري (ع) است، و مادر عزيزش "نرجس" كه از طرف پدر نواده قيصر روم و از جانب مادر سلاله شمعون وصي حضرت عيسي (ع) مي باشد.
    نام و کنیه ايشان همانند رسول خدا (ص) است و داراي 6 لقب مشهور است.

    زندگینامه حضرت بقیةالله(عج)

    از آنجا كه حاكمان ستمكار عباسي بر پايه نويدها و بشارتهاي رسيده از رسول الله (ص) مي دانستند كه فرزندي به نام مهدي از امام حسن عسگري (ع) زاده خواهد شد و همو خروج خواهد كرد و بساط ظلم و جور را از صحن گيتي برخواهد چيد، در صدد بودند كه اگر چنين نوزادي پديد آيد، او را از ميان بردارند. از اين رو تولد و مراحل رشد و نموّ ظاهري آن حضرت، همچون حضرت ابراهيم عليه السلام، در پنهاني صورت گرفت و جز خاندان و شيعيان خاص از وجود حضرتش آگاهي نداشتند. با وجود اين، امام حسن عسگري (ع)، در فرصتهاي مناسب، ايشان را به برخي اصحاب خاص خويش نشان مي دادند تا شيعيان در آينده در مسأله امامت به ضلالت و گمراهي نيفتند، و در دينشان ثابت و استوار باقي بمانند.
    سال هاي اول زندگاني حضرت مهدي (ع) به همين منوال گذشت تا اينكه به سال 260 هجري، در سن پنج سالگي پدر عزيزش را از دست داد. در پي اين حادثه غم انگيز، امامت و رهبري شيعيان به آن حضرت انتقال يافت.
    حضرتش در آن هنگام، از كمالات و دانشهاي الهي همان را داشت كه ديگر امامان داشتند و اين مقام و منزلتي بود كه خداي تعالي به حضرتش عنايت فرمود. چنانكه يحيي بن زكريا را در حال صباوت و عيس بن مريم را در وقت طفوليت، مقام نبوت كرامت فرمود.
    چنان كه ياد شد، حضرت مهدي (عج) به دور از ديده مردم مي زيست و با افراد اندكي معاشرت داشت. جعفر عموي آن حضرت، با استفاده از اين مسأله، به دروغ خود را جانشين و وارث حضرت عسگري (ع) معرفي كرد. و به همين علت است كه او را كذّاب لقب داده اند. اما به لطف خداوند متعال حضرت مهدي (عج) نقشه او را بر آب كرد. خبر وجود فرزندي از امام حسن عسگري (ع) انتشار يافت و مأموران حكومتي به سعايت جعفر كذّاب ، بر تفتيش و جستجوي خود شدت بخشيدند. و در اين راه آزار و اذيتهاي فراوان براي خانواده حضرت عسگري (ع) فراهم آوردند، ولي كوششهاي آنان حاصلي در بر نداشت. جعفر كذاب نيز از ادّعاي خود طرفي نبست و تنها توانست ميراث آن حضرت را به يغما برد. از اين روست كه امام حسين عليه السلام فرمود : قائم هذه الأُمةِ هُوَ التاسِعُ مِنْ وُلدي وَ هُوَ صاحِبُ الغَيْبَةِ. و هُو الّذي يُقَّسَمُ ميراثُهُ و هُوَ حيًّ . [کمال الدين 1/317] قائم اين امت همان نهمين از فرزندان من است. و اوست كه غيبت كند. و اوست كه ميراثش تقسيم شود در حالي كه زنده باشد. در هر حال سلسله امامان دوازده گانه از هم نگسست و امامت الهي به راه خود ادامه داد، ولي پيگيري و تعقيب دشمن خطري بس جدّي بود كه جان امام دوازدهم را تهديد مي كرد. و همين امر و پاره اي از عوامل ديگر ايجاب مي كرد كه آن حضرت در غیبت به سر برند و به دور از ديده مردم زندگي كنند. امام صادق عليه السلام مي فرمايد : للقائم غَيْبتانِ؛ أحدهما قصيررةٌ وَ الأُخري طَويلةٌ االغَيْبَةُ الأُولي لايَعْلمُ بمكانِهِ فيها إلا خاصَّةُ شيعَتِهِ و الأُخري لايَعلمُ بِمكانِهِ فيها الاّ خاصَّةُ مواليهِ [کافي ج1ص340] از براي قائم دو غيبت باشد، يكي كوتاه است و ديگري طولاني.
    در غيبت نخستين، فقط شيعيان خاص از مكان حضرتش آگاهند. و در ديگري تنها خدمتگزاران ويژه حضرتش از مكان او با خبر مي باشند. غیبت صغری بنا به قول مشهور از سال 260 هجري، ابتداي امامت حضرت مهدي (عج) ابتداي امامت حضرت مهدي (ع)، آغاز شد و حدود 69 سال به طول انجاميد. برخي عالمان چون شيح مفيد و سيد محسن امين عاملي، آغاز غيبت صغري را از هنگام ولادت آن حضرت به شمار آورده اند. زيرا در آن سالها نيز ، حضرتش به دور از نظرها مي زيسته است. با اين حساب، دوره غيبت صغري 74 سال مي شود. حضرت مهدي (ع) در دوره غيبت صغري چهار تن از شيعيان صالح خود را به عنوان سفیر معرفي نمودند كه هر يك از پس وفات ديگري ، به انجام اين وظيفه بزرگ مي پرداختند. اين چهار تن سوالات و مشكلات مردم را به آن حضرت عرضه مي كردند و پاسخهاي ايشان را به مردم مي رساندند. حساسترين فراز دوران غيبت صغري، مرگ علي بن محمد سمري بود. زيرا همزمان با مرگ او، دوران ارتباط مستقيم با امام زمان (عج) به انجام رسيد و عصر غیبت کبری آغاز گرديد.
    در دوران غيبت كبري به حكم اينكه ارتباط مستقيم با امام زمان عليه السلام مقدور نيست، وظيفه مردمان آن است كه براي آشنايي با دستورات قرآن و اهل بيت عليهم السلام به عالمان رباني و فقيهان وارسته و عادل مراجعه كنند و با راهنمايي آنان تكاليف ديني خود را به كار بندند.
    اعتقاد به مهدویت در بسياري از اديان گذشته نيز وجود دارد و در دين مبين اسلام در آیات قرآن ، کلام معصومینو احادیث قدسی از آن سخن به ميان آمده است ،حتي مي توان سیمای حکومت مهدی (عج) را در قرآن جست . به زودي آن اسطوره صفات عالی انسانی و آن دليل مرد شمشیر به دست مجاهد در راه خدا خواهد آمد .قابل ذکر است که در روايات از علائم ظهور حضرت سخنهايي به ميان آمده است.
    يکي از سوالات مهم در زندگي حضرت مهدي (عج) طول عمر ايشان مي باشد که با تکيه بر اصول علم پزشکي و با نگاه به تاريخ موثق در وجود انسانهايي با عمرهای طولانی ميتوان اين قضيه را پاسخ گفت . طبق نص شريف روايات، بزرگترين عبادت، دعا براي فرج حضرت ولي عصر (عج) است، يا به معناي صريح تر دعا كردن و آماده كردن خود و اطراف خود براي ظهور آخرین ذخیره الهی بر روي زمين، حجت خداو مصلح جهان است. بياييم فرج را از خود آغاز كنيم تا به فرج سرورمان و مولايمان مهدي ( عج) رهنمون شويم.
    او منتظَر است... .

    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ولادت، شـمـايـل و خصوصيات حضرت مهدى (عج)




    زندگینامه حضرت بقیةالله(عج)بنام تو اي آرام جانزندگینامه حضرت بقیةالله(عج)

    ولادت، شـمـايـل وخصوصيات حضرت مهدى (عج)


    ولادت
    دوازدهـمـيـن پـيـشـواى شـيـعـيـان و آخـريـن جـانـشـيـن رسـولخـدا(ص) در سـپـيده دم نيمه شعبان، سال 255 هجرى قمرى در (سامرّا) ديده به جهانگشود.
    نـام مـبـاركـش نـام پـيـامـبـر(ص) و كـنـيـه اش كـنـيـه آن حـضـرت اسـت . روايـات زيـادى از رسـول اكرم (ص) و پيشوايان معصوم بر اين مطلب تصريح دارد كه بهعنوان نمونه به يك روايت از رسول اكرم (ص) اشاره مى كنيم .
    (اَلْمَهْدِىُّ مِنْوُلْدى اِسْمُهُ اِسْمى وَ كُنْيَتُهُ كُنْيَتى ).(1)
    مهدى از فرزندان من است . نام او نام من و كنيه اش كنيه من است .
    سيره امامان معصوم (ع ) بر ذكر نكردن نامآن حضرت بود و در مقام ياد يا معرفى او به اشاره و ذكـر القـاب ايـشـان بـسـنـدهمـى كـردند. و نيز به شيعيان سفارش مى كردند از بردن نام آن بزرگوار خوددارى ورزند. ابو هاشم جعفرى مى گويد از امام هادى شنيدم كه فرمود:
    جانشين پس از من فرزندمحسن مى باشد، ليكن چگونه است وضع شما در مورد جانشين پس از او؟ عـرض كـردم : از چـهنـظـر، جـان مـن فـداى تـو بـاد؟ فرمود: از اين نظر كه او را نمى بينيد و بـازگـوكـردن نـام او بـراى شـمـا روا نـخـواهد بود. عرض كردم : پس چگونه از او ياد كنيم ؟فرمود: بگوييد حجت خدا از آل محمّد..(2)
    در پـيـش گرفتن اين سياست ـ در ظاهر ـبه منظور حفظ و حراست حضرت مهدى از خطر دستيابى دشمنان اهل بيت به وى بود. سخن (عثمان بن سعيد) نخستين نايب خاص حضرت مهدى (ع ) تاءييد كننده اين مطلب است . وى درپاسخ كسى كه از نام مبارك حضرت حجت پرسيده بود، گفت :
    از جستجو در اين زمينه بپرهيز، زيرا نزد اين گروه (دستگاه خلافت عباسى ) چنين مطرح شده كه نسل امام (حسنعسكرى ) منقطع شده است ..(3)
    پنهان داشتن نام امام زمان (ع ) و ناآگاهىدولتمردان عباسى از نام آن حضرت موجب شد كه آنان دچـار سـرگـردانـى شـونـد و پـساز شهادت امام عسكرى (ع ) بگويند: از آن حضرت فرزندى بـاقى نمانده است . از اين رو،اموال امام را تقسيم و برادرش را به عنوان وارث او قلمداد كردند و همين مساءله نقشمهمى در مصون ماندن حضرت مهدى (عج ) از تعقيب و تعرض جاسوسان حكومتى داشت .
    ازسـخـنـان (عـثـمـان بن سعيد) در اين روايت و روايت ديگر.(4) و نيز برخى از روايات .(5) چنين برداشت مى شود كه اين دستور مربوط به زمان تولد آن حضرت تا پايان دورانغـيـبـت صـغـرى اسـت كـه وجود مبارك آن بزرگوار از سوى حكومت وقت در معرض خطر جدّىقـرار داشـت . از ايـن رو، بـرخـى از بـزرگـان شـيـعـه مثل شيخ بهايى قائل به جوازشده اند..(6)
    برخى ديگرفرموده اند: دراين زمان بردن نام آن حضرت نه تنها منعى ندارد، بلكه برعكس چه بسا موجب گسترش فكر عدالت پرورى و تعقيب هدف مقدس آن گرامىخواهد شد..(7)
    ولى در بـعـضـى از روايـات ديـگـر تـصـريـح شـده كـه ايـنمـمنوعيّت ، دوران غيبت كبرى را هم دربـرمـى گـيـرد..(8) بـه عنوان نمونه ، موسى بنجعفرعليه السّلام ازحضرت قائم يادكرد و فرمود:
    ولادتـش بـر مردم پوشيده مى ماند،و بردن نامش بر آنان روا نيست تا روزى كه خداوند فرمان ظهورشدهد.....(9)
    عـلّامـه مـجـلسـى پـس از نـقـل هر دو دسته از روايات ، رواياتدلالت كننده بر تعميم ممنوعيّت را تقويت كرده و روايات ديگر را غير قابل معارضه باآنها مى داند..(10)
    ممكن است بين اين دو دسته از روايات به دو گونه جمعكرد:
    نـخـسـت آنـكـه نـهـى وارده در روايـات تـحـريـم را حـمـل بـر كـراهت كنيم، بويژه با توجه به تصريحى كه در پاره اى از روايات به اسم و كنيه آن حضرت شده است ..(11)
    راه دوّم جـمـع ، ايـن اسـت كـه بـيـن دوران غـيـبـت صـغـرى و غـيـبـتكـبـرى تـفـصـيـل قايل شويم و بگوييم : در دوران غيبت صغرى كه بردن نام حضرت مهدى (عج ) براى ايـشـان خـطـر داشـت ، حرام بود، اما در اين زمان كه بيمى وجود نداردحرام نيست ، ولى به خاطر رعـايت حرمت آن حضرت و وجود تعميم در روايات دسته دوم حكمبه كراهت مى كنيم و با اين روش تنافى بين روايات از بين مى رود.

    القاب
    لقـبـهـاى پيشواى دوازدهمعبارت است از: (حجت )، (قائم )، (مهدى )، (الخلف الصالح ) و (صاحب الزّمان ).(12) .
    شـيـعيان در دوران غيبت صغرى گاهى از آن حضرت و غيبتش به (ناحيه مقّدسه ) تعبير مى كردند وگـاهـى بـه (غـريـم ) و ايـن رمـزى بـود مـيـان آنـان كـه بـديـنوسـيـله يـكـديـگـررامـى شناختند..(13)
    در روايـتـى از امـام صادق (ع ) در موردعلّت ملقب شدن پيشواى دوازدهم به مهدى و قائم چنين آمده است : از اين جهت ، مهدىگفته مى شود كه انسانها را به هر امر پوشيده اى هدايت مى كند. و از آن جـهـت قـائمگـفـتـه مـى شـود كـه پـس از آنـكـه يـادش از خـاطـره هـا مـحـو مـى شـود، قـيـاممـى كند..(14)
    از مـيـان لقـبـهـاى پـيـشـواى دوازدهـم لقـب (قـائم ) از آن جهتكه بيانگر دولت عدالت گستر آن حـضـرت است ، نزد امامان و فقهاى شيعه و حتى عمومشيعيان از عظمت و احترام خاصى برخوردار بوده و هست ؛ چندان كه وقتى آن حضرت را بااين لقب ياد مى كردند، به احترام ايشان قيام كرده ، دست روى سر خود مى گذاشتند وبراى آن بزرگوار دعا مى كردند.
    نـقـل شـده اسـت : امـام رضا(ع ) در مجلسى (درخراسان ) به هنگام بردن نام (قائم ) از جاى خود بـرخـاسـت و دو دسـت خـود را بـرسـر مـبـارك نـهـاد و عـرضه داشت : (اَللّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجهُ وَ سَهِّلْمَخْرَجَهُ.(15))
    از امام صادق (ع ) درباره علّت قيام به هنگام ذكر لفظ (قائم ) پرسيده شد. فرمود:
    چون براى او غيبتى طولانى خواهد بود و به خاطر لطف زيادى كهبه دوستانش دارد، به هر كس كـه او را بـا ايـن لقـب ـ كـه بـيـانگر دولت او و ابرازتاءسّف از غربت اوست ـ ياد كند، عنايت ويـژه اى خواهد داشت . و شايسته است كه بندهفروتن در برابر سرورش كه به او نظر لطف دارد، به هنگام بردن نام او قيام كند و ازخدا تعجيل فرجش رابخواهد..(16)

    پدر و مادر
    پدر پيشواى دوازدهم ، امامحسن عسكرى (ع ) و مادرش (نرجس خاتون ).(17) دختر يشوعا پسر قيصر، امپراتور روم ومادرش از اولاد شمعون وصىّ حضرت عيسى است .
    وى از چـنـان ارج و مـنـزلتـىبـرخـوردار بـود كـه (حـكيمه ) عمّه امام عسكرى كه خود از بانوان بـزرگ خـانـدانامـامـت بـه شمار مى رود، او را سيّده خود و خانواده اش خطاب مى كرد و خويش راخدمتگزار او مى دانست ..(18)
    اين بانوى بزرگوار گر چه در كشور روم و در كاخسلطنتى امپراتور و فرزندش مى زيست و پيش از آشنايى با (بيت امامت ) كيش مسيحى داشت، امّا دست تقدير و مشيّت حق .(19) او را به خانواده امامت رهنمون ساخت تا آخرينشكوفه ولايت و امامت از دامن او برويد.
    داسـتـان بـديـن قـرار بـود كـه درجـريـان لشـكـركـشـى كـه امپراتور روم عليه مسلمانان داشت ،.(20) عده اى از زناننيز براى پرستارى و كمكهاى درمانى همراه سپاه حركت كردند. (نرجس خاتون ) نيز بهصورت ناشناس همراه زنان به راه افتاد.
    سپاه روم با سپاه اسلام درگير شدند و ازآنان شكست سختى خوردند. عده زيادى از آنان از جمله زنان پرستار، اسير مسلمانان گشتهو به بغداد برده شدند.
    در ايـن هـنـگـام ، امـام هـادى (ع ) يـكـى از يـارانخـود را ماءمور كرد به بغداد رود و آن كنيز را از مـالكش بخرد. با نشانه هايى كهامام داده بود (نرجس ) از بين ديگر بردگان زن شناسايى و خريدارى شد و به محضر امامهادى (ع ) آورده شد.
    امام (ع ) خواهرش (حكيمه ) را فراخواند و ضمن معرفى (نرجس ) به وى فرمود: (اين همان است .) حـكـيـمـه خـاتـون چـون ايـن سـخـن امام (ع ) راشنيد، (نرجس ) را مدتى در آغوش گرفت و بسيار خوشحال شد. سپس امام (ع ) به خواهرشفرمود:
    اى دخـتـر رسـول خـدا! او را بـه خـانه ات ببر و واجبات و مستحبّات الهىرا به او بياموز كه او همسر (ابو محمّد) و مادر (قائم ) مى باشد..(21)
    ايـن سخنامام بيانگر آن است كه اين بانوى بزرگوار نزد امامان عليهم السّلام به نام و وصفشناخته شده بود و آنان در انتظار ميلاد مهدى موعود(عج ) از اين بانوبودند.

    چگونگى ولادت
    نـطـفـه يـكـتـا ذخـيـرهالهـى ، حـجّت داور و آخرين جانشين پيامبر(ع ) به مشيت پروردگار در رحم (نـرجـس ) تـكـوّن يافت ، امّا مراحل رشد جنينى آن بر خلاف ديگر افراد و حتى ديگر امامان بود،بگونه اى كه تا لحظه ولادت هيچ اثرى از باردارى در مادرش ‍ نمودار نبود. به همينجهت حتّى نـزديـكـتـريـن افـراد خـانـواده همچون (حكيمه ) از موضوع باردارى نرجسخبر نداشتند. در اينجا اجمال چگونگى ولادت حجت حقّ را از زبان (حكيمه ) مى شنويم .
    ابـو مـحـمـّد كـسـى را نـزد مـن فـرسـتـاد كـه امـشـب افـطـار نـزد مـا بـاشكـه خـداى متعال حجت خود را امشب به دنيا خواهد آورد.
    پرسيدم : مادرش كيست؟
    فرمود: نرجس .
    عرض كردم : در او هيچ نشانه حمل نمى بينم !
    فرمود: هماناست كه گفتم .
    سپس بر نرجس وارد شدم و بدو گفتم : خداوند امشب به تو پسرى عطاخواهد كرد كه سرور هر دو جهان خواهد بود.
    چون از نماز فارغ شدم ، افطار كرده ،خوابيدم . نيمه هاى شب براى نماز شب بيدار شدم . پس از اداى نـمـاز بـه رخـتـخـوابخـود بـازگـشـتـم . نـرجـس در حال استراحت بود. مدتى در رختخواب نگران ماندم . نرجسبيدار شد. نماز شب گزارد و دوباره به استراحت پرداخت .
    صبح كاذب دميد، ولى ازولادت خبرى نبود. در دلم دچار ترديد شدم كه امام عسكرى (ع ) از اتاق ديگر بانگبرآورد: عمّه شتاب مكن كه امر خدا نزديك است .
    نـشـسـتـم و به تلاوت قرآن مشغولشدم . در اين هنگام (نرجس خاتون ) وحشت زده بيدار شد. به سويش دويدم و گفتم : چيزىاحساس مى كنى ؟
    گفت : آرى .
    گفتم : بر اعصابت مسلط باش كه وعده خدا نزديك است .
    آن گاه لحظه اى غفلت بر من دست داد، گويى پرده اى بين او و من آويخته شد. پساز چند لحظه كه آن حالت برطرف شد، متوجه شدم كه حجّت خدا به دنيا آمده است .
    مولود را ديدم كه پيشانى بر سجده نهاده است . او را در آغوش گرفتم . در اينهنگام صداى امام را شـنـيدم كه فرمود: عمه پسرم را نزد من بياور. مولود را نزد امامحسن (ع ) بردم . امام او را در آغـوش گـرفـت . در گـوش راست او اذان و در گوش چپشاقامه گفت . آن گاه دست مباركش را بر ديـده هـا، گـوشـها و ديگر اندام بدنش ‍ كشيدو كامش را برداشت . سپس به وى فرمود: فرزندم سخن بگو. حجت خدا بى درنگ سخن آغازكرد:
    (اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ وَ اَنَّمُحَمَّدًا رَسُولُ اللّهِ ... )
    آن گاه به اميرمؤ منان (ع ) و يكايك امامان ازجمله پدر بزرگوارش درود فرستاد و ساكت شد.
    امام فرمود: عمّه ! او را نزد مادرشببر. پس او را نزد مادرش بردم ..(22)

    شمايل و خصوصيّات
    روايـاتـى كـه درمـقام بيان شمايل و خصوصيات جسمى و روحى حضرت مهدى (عج ) وارد شده ، به دو دستهتقسيم مى شود.
    الف ـ رواياتى كه بطور كلّى آن حضرت را در صورت و سيرت شبيهپيامبر(ص ) معرفى مى كند. در زير به يك نمونه اشاره مى كنيم .
    رسول اكرم (ص ) فرمود:
    (اَلْمـَهـْدِىُّ مـِنْ وُلْدى اِسـْمـُهُ اِسـْمـى وَ كـُنـْيـَتـُهُكـُنـْيـَتـى ، اَشـْبـَهُ النـّاسِ بـى خـَلْقـًا وَ خُلْقًا).(23)
    مـهـدى ازفـرزنـدان مـن اسـت . نـام او نام من و كنيه اش كنيه من است . در صورت و سيرت ،شبيه ترين مردمان به من است .
    ب ـ روايـاتـى كـه بـه پـاره اى از شـمايل وويژگيهاى جسمى يا اخلاقى آن حضرت تصريح دارد. اين روايات زياد است.(24) در اينجا بهنمونه هايى از آنها اشاره مى كنيم .
    امير مؤ منان (ع ) فرمود:
    (هـُوَ شـابُّمـَرْبـُوعٌ، حـَسـَنُ الْوَجْهِ، حَسَنُ الشَّعْرِ، يَسيلُ شَعْرُهُ عَلىمِنْكَبَيْهِ وَ نُورُ وَجْهِه يَعْلُو سَوادَ لِحْيَتِه وَ رَاءْسِه ).(25)
    اوجـوانـى راست قامت است كه چهره اى زيبا و مويى نيكو دارد كه بر شانه هايش فرو ريختهو درخشندگى چهره اش بر سياهى موهاى محاسن و سرش غلبه مى كند.
    امام رضا(ع ) فرمود:
    ه 1 ـ (عَلامَتُهُ اَنْ يَكُونَ شَيْخَ السِّنِّ، شابَّ الْمَنْظَرِحَتّى اَنَّ النّاظِرَ لَيَحْسَبُهُ ابْنَ اَرْبَعينَ سَنَةٍ اَوْ دُونـَهـا، وَاِنَّ مـِنْ عـَلامـَتـِه اَنْ لايـَهَْرمَ بـِمـُرُورِ الْاَيـّامِ وَ اللَّيـالىعـَلَيـْهِ حـَتـّى يـَاءْتِيَهُ اَجَلُهُ .(26))
    نـشـانـه او سـيـمـاى جـوانـىدر سـنّ كـهـولت اسـت ، چـنـدان كـه بـيـنـنـده ، او را چهل ساله يا كمتر مىپندارد، و نيز از نشانه هاى او اين است كه با گذشت زمان پير نمى شود تا زمانى كهاجلش فرا رسد.
    2 ـ (يـَكـُونُ اَوْلى بِالنّاسِ مِنْهُمْ بِاَنْفُسِهِمْ وَاَشْفَقَ عَلَيْهِمْ مِنْ آبائِهِمْ وَ اُمَّهاتِهِمْ، وَ يَكُونُ اَشَدَّ النـّاسِتـَواضـُعـًا لِلّهِ عـَزَّوَجـَلَّ، وَ يـَكـُونُ آخـَذَ النـّاسِ بـِمـايَاءْمُرُ بِه وَ اَكَفَّ النّاسِ عَمّا يَنْهى عَنْهُ..(27))
    امـام از مـردم بهآنان سزاوارتر، از پدران و مادرانشان بر آنان مهربانتر و در برابر خداوندبـزرگ ازهـمـه مـتـواضـعـتـر اسـت . آنـچـه بـه مـردم فـرمـان دهـد، خـود بـيـش از ديـگـرانبدان عمل مى كند و آنچه مردم را از آن بازمى دارد، خود بيش از همگان از آن پرهيز مىكند.
    زندگینامه حضرت بقیةالله(عج)



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود