صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شيوه هاى ظريف و متنوع در فهم و بيان معارف قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13

    شيوه هاى ظريف و متنوع در فهم و بيان معارف قرآن




    شيوه هاى ظريف و متنوع در فهم و بيان معارف قرآن


    اسماعيل نساجى زواره

    قرآن مجيد كه به منظور هدايت تمام انسان ها بر پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم) نازل شده، كتابى است الهى و داراى مراتب كه مرتبه اعلايش، يعنى همان (ام الكتاب) نزد خداوند سبحان است: (و انه فى ام الكتاب لدينا لعلى حكيم)(1) اين مرحله كه اصل و ريشه قرآن است، وجود و حقيقت (عنداللهى) دارد. در آن جا سخن از لفظ، نوشتن، صورت ذهنى و علم حصولى نيست. تا انسان بالا نرود و به حضور اقدس خدا نرسد نمى تواند آن مرتبه عالى را درك كند، چرا كه آن مرتبه هدايت افراد باتقوا (... هدى للمتقين)(2) است. اما مرحله نازله اش (عندالناس) و به صورت كتاب و لفظ عربى روشن ظهور كرده كه الفاظ و ظواهرش قابل قرائت، استدلال، گفتن، شنيدن، نوشتن، قابل فهم و همگانى است: (... هدى للناس...)(3) بنابراين، همه انسان ها از نور هدايت و مقام نازل آن برخوردار خواهند شد، به طورى كه خداى سبحان در قرآن آن را كتاب هدايت همه انسان ها معرفى مى كند: (... وما هى الا ذكرى للبشر)(4)
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    از اين رو، همگان آن را مى فهمند و براى همه سودمند است، هيچ بشرى بى نياز از آن نيست. زن و مرد، پير و جوان، از هر نژاد و اقليمى كه باشند به آن نياز دارند. فهم قرآن كريم، اگرچه نياز به زبان خاصى دارد (زبان عربى)، زبان و فرهنگ آن در فطرت انسان هاست و همگان آن را مى فهمند. خداى سبحان آن را به عنوان يادآورى و پند و موعظه آسان معرفى مى كند: (ولقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر)(5) آسانى قرآن به دليل آشنايى پيام آن با دل و جان انسان است نه آن كه كتابى سبك و بى مغز است. قرآن كلامى ثقيل، سنگين و پرمغز است، ولى در عين حال، به دليل هماهنگى با فطرت انسان ها، فهميدن و بهره مندى از آن براى همگان آسان است. انسان ها اگرچه از فرهنگ مشترك فطرى برخوردارند، در هوشمندى و مراتب فهم يكسان نيستند و به تعبير برخى روايات (الناس كمعادن الذهب والفضه)(6) مردم همانند معادن طلا و نقره متفاوتند). برخى از مخاطبان قرآن ساده انديش و برخى حكيمان فرزانه و ژرف انديشان باريك بين هستند. به همين دليل، اين كتاب جهان شمول الهى، معارفش را با روش هاى متفاوت و در سطوح گوناگون بيان كرده تا از طرفى، ژرف انديشان به بهانه پايين بودن مطالب وحى خود را بى نياز از آن نپندارند و از طرف ديگر، ساده انديشان از فهم مطالب آن خود را محروم نبينند.(7)
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    بنابراين، چون از نظر وسعت حوزه رهنمود، جهان شمول است، از دو ويژگى برخوردار است: الف) به زبانى جهانى سخن مى گويد تا همگان از معارف آن بهره ببرند و هيچ كس به بهانه نارسايى زبان و بيگانگى با فرهنگ، آن را خار راه خود نبيند و از پيمودن راه سعادت بخش آن باز نايستد.(8) مراد از زبان قرآن و مردمى بودن آن، سخن گفتن با فرهنگ مشترك مردم است. انسان ها اگرچه در لغت و ادبيات از يكديگر بيگانه اند و در فرهنگ هاى قومى و اقليمى نيز اشتراكى ندارند، در فرهنگ انسانى كه همان فرهنگ فطرت پايدار و تغييرناپذير است، مشترك هستند. قرآن نيز با همين فرهنگ با انسان ها سخن مى گويد. (9) نشانه فطرى بودن زبان قرآن و مشترك بودن فرهنگ جهان شمول آن را مى توان در گردهمايى دلپذير سلمان فارسى، صهيب رومى، بلال حبشى، اويس قرنى و عمار عربى در ساحت قدس پيامبر اسلام مشاهده كرد.(10)
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    ب) محتوايش براى همگان مفيد و سودمند بوده و احدى از آن بى نياز نيست. فهم معارف آن براى همگان آسان است اما اين بدان معنا نيست كه همگان به يكسان از آن بهره مى برند. چرا كه معارف آن مراتب مختلف دارد و هر مرتبه آن بهره گروهى خاص است: (كتاب الله عزوجل على اربعه اشيإ: على العباره والاشاره واللطائف والحقائق. فالعباره للعوام و الاشاره للخواص واللطائف للاوليإ والحقائق للانبيإ)(11) كتاب خداوند عزوجل معارفش بر اساس چهار چيز نازل شده است: عبارت ها، اشارت ها، لطيفه ها و حقيقت ها، پس عبارت هاى آن براى عموم مردم است، اشارت هاى آن براى خواص، لطيفه ها براى اولياى خدا و حقايق آن براى پيامبران. بنابراين، با توجه به حديث فوق، هر كس به اندازه استعداد خويش از قرآن بهره مى برد. قرآن در بيان معارف الهى خود شيوه هاى خاصى دارد، لذا نمى تواند مانند كتب علمى تنها به بيان مسائل علمى و جهان شناسانه بپردازد يا مانند كتب اخلاقى تنها به اندرز بسنده كند و يا همتاى كتاب هاى فقهى و اصولى به ذكر احكام فرعى و مبانى آن ها اكتفا كند و به طور كلى، شيوه هاى رايج و معمول كتب بشرى را در پيش گيرد.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    اين كتاب الهى در رسيدن به اهداف خود كه همان اهداف رسالت پيامبر است، روش هاى خاصى را برگزيده كه به برخى اشاره مى شود: 1. استفاده گسترده از تمثيل يكى از شيوه هاى معمول در بيان معارف و پيام رسانى قرآن، عينيت بخشيدن و تجسم دادن به مفاهيم عقلى در قالب مثل هاى گوناگون است. قرآن در موارد متعدد براى پايين آوردن سطح مطلب عقلى و قرار دادن آن در دست رس فكر بشر از مثل استفاده كرده است. انسان هرچه ساده انديش تر باشد، احتياجش به مثل بيش تر است، به همين دليل، مثلا اگر استاد رياضى بخواهد مسائل هندسى را براى نوآموزى مطرح كند، حتما بايد از مثل كمك بگيرد. مثل زدن و تشبيه كردن مطالب به امور مادى از روش هاى متداولى است كه قرآن به وفور از آن استفاده كرده و مطالب بلند خود را به طور جذاب با مثل بيان كرده است. (12) قرآن هدف خود را از اين مثل ها به كار انداختن فكر و انديشه مردم معرفى مى كند: (وتلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون)(13) و اين مثل هايى است كه مى زنيم شايد آن ها بينديشند. از اين آيه استفاده مى شود كه مثل هاى قرآنى با آن كه ساده هستند، فهم آن ها نياز به علم دارد. قرآن براى بيان معارف و حقايق، از هر گونه مثلى استفاده كرده است. دقت در مثل هاى قرآنى نشان مى دهد كه در محتوا و قالب مثل، تنوع و تفنن رعايت شده است. از نظر قالب گاهى تشبيه مفرد به مفرد، گاهى جمع به مفرد و گاهى جمع به جمع آمده است. از نظر محتوا نيز خداوند گاهى به نور، زيت و مشكات، گاهى به گمشدگان بيابان در شب و جويندگان سراب در روز و گاهى به حمار و عنكبوت و مگس و... مثال مى زند.(14)
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    2. كنايه گويى و رعايت ادب از ويژه گى هاى بيانى قرآن، كنايه گويى و ادب آموزى آن است. در روايات شريفه آمده است كه خداوند سبحان با حيا سخن مى گويد: (ان الله تعالى حيى) قرآن(15) از الفاظ قبيح و مستهجن استفاده نمى كند، و حتى براى بيان معانى مستهجن، الفاظ كنايى را به كار مى برد تا رعايت ادب شده باشد و از اين رهگذر، مخاطبان خود را به ادب هرچه بيش تر و حيا دعوت مى كند; مثلا براى مقاربت و روابط زناشويى از كلمات كنايى مانند (مس) يا (رفث) استفاده مى كند يا درباره تيمم بدل از غسل مى گويد: (اگر زنان خود را لمس كرديد و آبى براى غسل نيافتيد، پس به جاى آن تيمم كنيد.) لمس در اين آيه كريمه تعبير كنايى از ارتباط زناشويى است وگرنه لمس كردن زنان غسل ندارد. قرآن كريم در چنين مواردى از كلمات كنايى استفاده مى كند و اگر فرضا كلمه اى حيثيت كنايى خود را در قرآن از دست بدهد، به دليل تكرار كلمه و گذشت زمان است. (16)
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    3. داورى قاطع درباره سخنان ديگران قرآن كريم بر خلاف برخى از كتب متداول، پس از نقل آراى مختلف به داورى آن ها مى پردازد. از اين رو، اگر مطلبى را نقل كند و سخنى در ابطال و رد آن نياورد، نشانه امضا و پذيرش آن است،(17) چنان كه از فرزند صالح حضرت آدم(عليه السلام) نقل مى كند كه معيار پذيرش عمل در نزد خدا تقواست: (قال انما يتقبل الله من المتقين)(18)، اما آن را رد نمى كند. لذا بر اثر داشتن اين ويژگى (قول فصل) نام گرفته است. اما پس از نقل گفته منافقان آن را ابطال مى كند: (يقولون لئن رجعنا الى المدينه ليخرجن الاعز منها الاذل ولله العزه ولرسوله وللمومنين ولكن المنافقين لا يعلمون)(19) سخن منافقان اين بود كه خود را عزيز مى پنداشتند و مومنان را ذليل، ولى خداوند بعد از نقل گفتار باطل آن ها به بطلان آن پرداخته ومى گويد: عزت و سرافرازى از آن خدا، پيامبرش و مومنان است، ولى منافقان نمى دانند.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    4. خروج از نظم رايج نظم و تإليف آيات قرآن و روشى كه در بيان مطالب در آن به كار رفته با تمام كتاب هايى كه به دست بشر تإليف و تصنيف شده فرق اساسى و جوهرى دارد. در كتاب هاى تإليف شده به دست بشر معمولا يك يا چند مطلب مطرح مى شود و در فصل بندى خاصى درباره آن ها بحث مى شود. مجموع مطالبى كه مربوط به يك مسإله است يك جا و با نظم معينى آورده مى شود و كتاب با يك مقدمه و چند فصل يا باب پايان مى پذيرد،(20) ولى قرآن يك كتاب كلاسيك نيست كه داراى فصول و ابوابى باشد و نظام تإليفى خاصى در ميان ابواب و فصول آن در نظر گرفته شده باشد، بلكه كتابى است كه در مدت 23 سال تدريجا طبق نيازمندىهاى گوناگون تربيتى در زمان ها و اماكن مختلف نازل شده است. بنابراين، در بسيارى از موارد پيوند خاصى درميان كلمات يك آيه يا آيات قبل و بعد نبوده است; مثلا در آيه سوم سوره (مائده) ابتدا اشاره به محرمات الهى كرده و چند مورد از آن را شمرده، اما يك مرتبه سياق آيه عوض شده و به موضوع امامت و ولايت و معرفى اسلام به عنوان كامل ترين دين پرداخته، سپس دوباره مطلب را قطع كرده و به موضوع ديگرى درباره محرمات مى پردازد. البته تمام آيات قرآن از اين نظر به هم مربوطند كه همگى برنامه انسان سازى و تربيتى را در سطحى عالى تعقيب مى كنند. اين آيات براى ساختن يك جامعه آباد، آگاه، امن و پيش رفته از نظر مادى و معنوى، براى مردم نازل شده است.(21)
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    5. بيان قصه ها و شيوه آن ها قرآن كريم داستان پيامبران و تاريخ امت هاى گذشته را نقل مى كند، اما نه چون تاريخ نويسان و قصه پردازان، بلكه قسمت هايى از تاريخ آن بزرگان و امت هاى آنان را كه با هدف هدايت گرى خود هماهنگ است، بيان فرموده است. قصه نويسان در نوشتن يا نقل قصه هاى خود وارد جزئيات قضايا مى شوند و مخاطب خود را سرگرم مى كنند، ولى قرآن كريم چنين روشى ندارد. به عنوان مثال در ماجراى فرزندان حضرت آدم(عليه السلام) مى فرمايد: (اى پيامبر! خبر دو فرزند آدم را به حق بر آن ها تلاوت كن، آن زمان كه هر دو نفرشان قربانى دادند، ولى يكى از آن ها پذيرفته شد و آن ديگرى كه از او پذيرفته نشد به برادر خود گفت: حتما تو را مى كشم. برادر تهديد شده به او گفت: خدا فقط از افراد باتقوا قبول مى كند. اگر تو براى كشتن من دست دراز كنى، منم هرگز به كشتن تو دست نمى گشايم، چون از پروردگار جهان ها و جهانيان مى ترسم. من مى خواهم كه تو با گناه من و گناه خود در دوزخ جاىگيرى و از اصحاب آتش بشوى. نفسش كم كم او را به كشتن برادرش ترغيب كرد و برادرش را كشت و از زيان كاران شد. سپس خداوند زاغى را فرستاد كه در زمين كند و كاو مى كرد تا به او نشان دهد كه چگونه جسد برادر خود را دفن كند. او گفت: واى بر من! آيا من نتوانستم مثل اين زاغ باشم و جسد برادرم را دفن كنم؟ و سرانجام از نادمان گرديد.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    همه ماجراى (هابيل) و (قابيل) در قرآن همين آيات است كه درس هاى فراوانى را به همراه دارد: اين كه خداوند اعمال خوب را تنها از پرهيزكاران مى پذيرد، اين كه بى تقوايى انسان را به حسادت مى كشاند و حسادت انسان را به قتل برادر خود وادار مى كند; اين كه متقين از كرامت نفس برخوردار هستند و دست به اعمال پستى هم چون برادر كشى نمى زنند و قصاص قبل از جنايت نمى كنند، اين كه نفس انسان اول (مسوله) است، سپس (اماره) مى شود و آهسته آهسته انسان را به بدىها مى كشاند; اين كه انسان موجود ضعيفى است و بسيارى از چيزها را به اندازه يك حيوان هم نمى داند; اين كه عاقبت تبه كارى و پستى ندامت و پشيمانى است. اين ها و برخى نكات ديگر كه براى انسان درسآموز است در قرآن كريم به صورت قصه آمده است. اما اين نكته كه چرا قربانى كردند؟ منشإ قربانى ازدواج با همسر زيبا بود يا چيز ديگر؟ در كجا و چه زمان بود؟ اين امور را قرآن بيان نفرموده است و اگر رواياتى هم در اين زمينه باشد بايد با ديده تعمق به آن نگريست.(22) خلاصه كلام اين كه، قرآن در عين آن كه به گلچينى از زندگى پيامبران و رويدادهاى واقعى مى پردازد، عناصرى را برگزيده كه مبين انديشه هايى است كه نص قرآن كريم آن ها را در نظر گرفته است. اهميت داستان هاى قرآنى در اين نهفته است كه با واقعيت ها سر و كار دارد، نه با وهم و خيال، بدين سبب خواننده را نسبت به حوادث و جريانات برگزيده اى متقاعد مى سازد كه مستند و داراى واقعيت هستند.(23)
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود